زمانی که دسته هائی از سلفیت نجدی در لباس جهادی و غیر جهادی رقاصه های طاغوتها می شوند

زمانی که دسته هائی از سلفیت نجدی در لباس جهادی و غیر جهادی رقاصه های طاغوتها می شوند

به قلم: ابوابراهیم هورامی

سلفیت در طول تاریخ در سه شکل خودش را نشان داده است. یکی سلفیتی که متعلق به ائمه ی خیرالقرون چون مالک و شافعی و حنبل و … است که به اهل حدیث هم مشهورند؛ سلفیت دوم متعلق به ابن تیمیه و شاگردانش چون ابن قیم و ابن کثیر است و در نهایت سلفیت نوع سوم نیز شامل شاگردان و ادامه دهندگان محمد بن عبدالوهاب می گردد که به سلفیت علمای نجد نیز مشهور شده است. این سلفیت نوع سوم به دهها فرقه و گروه مختلف تقسیم شده است که به صورت مستقیم دو گروه از آنها در اختیار کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی قرار گرفته اند.

دسته ای از آنها مستقیماً به عنوان کارمند رسمی در منابر و مراکز تعلیمی و رسانه های عمومی[۱] مشغول انجام وظیفه هستند که با شرعی‌سازی و تحریف مبانی اهل سنت مسلمین را فریب داده و دیدگاه آنان را از کفریاتی که طاغوتهای مزدورمرتکب می‌شوند، دور می سازند. زیرا اگر کفر بواح این حکام بر اسلام‌گرایان آشکار گردد، دیگر اطاعتی از آنان صورت نخواهد گرفت. اما این دسته از سلفی های درباری این کفریات را با تحریف مبانی دینی، در نزد عوام مسلمین شرعی می نمایند تا حکام طاغوتی به طغیان و حکومت کفری خود ادامه دهند.

این گروه به هیچ چیزی غیر از حاکمیت کفار سکولار و طاغوتهای محلی راضی نیستند یعنی حتی اگر یک اخوانی مثل مرسی در مصر حاکم شود نه تنها ولی امر نامیده نمی شود بلکه بر علیه آن نیز تبلیغ و جنگ روانی می شود اما ۹ ماه بعد از این زمانی که یک سکولار مرتد به نام سیسی با حمایت رژیم فاسد آل سعود کودتا می کند همین طیف در دو جریان «حزب نور » و گروه «محمد سعید رسلان» به دفاع از سیسی پرداخته و او را ولی امر شرعی نامیدند.

رسلان با ادبیاتی شبه اسلامی سکولار مرتدی سکولار چون سیسی را با عنوان “امام متغلب”  یاد می‌کند و بی شرمی را به حدی می رساند که می‌گوید: هر کس معارضه او را بکند، در حکم خوارج است.[۲]

همین جریان با فتاوای خود زمینه را برای اشغال سرزمین وحی توسط کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو در سال ۱٤١٦ هجري فراهم کردند و حتی جاسوسی کردن برای رژیم فاسد و مزدور آل سعود را تبلیغ و ترویج می دهند.[۳] اسناد فاش شده از سازمان جاسوسی آمریکا ciaثابت می کند که این دسته مستقیماً در راستای منافع آمریکا فعالیت دارند چنانچه در یکی از این اسناد آمده است:  آمریکا لازم است با دقت و احتیاط با سرکرده‌های مسلمین! و گروهها همکاری نماید و آنان را حمایت کند! که بتوانند از نظر جذابیت گسترده و محبوبیت در بین جوانان با جنبش‌های جهادی رقابت کنند. طبیعتاً ، بسیاری از مؤثرترین رقبا با ایالات متحده و غرب دوستانه نخواهند بود. اما اگر نتیجه نهایی نفی خشونت علیه ایالات متحده و متحدان آن است ، باید از آنها پشتیبانی شود. مشکل در شناسایی رهبر یا گروه مناسب وجود دارد.  ایالات متحده می تواند چهره های اصلی سلفی مانند مدخلی را تأمین کند که در جلب حمایت جهادی ها مؤثر هستند و از خشونت دفاع نمی کنند (به عنوان مثال با دادن نشریات،سخنرانی ها، مدارس جدید)

اما این دسته بدون شک نمی توانستد کل مسلمین را خنثی کنند، بخصوص آنهائی که به ماهیت این دسته ی مزدور پی برده بودند قابل کنترل توسط این طیف از دین فروشان نبودند، به همین دلیل در کنار این دسته باز ما شاهد طیفی دیگر از سلفیون ساکن در دارالکفرها چون ابوبصیر طرطوسی (ساکن انگلیس)، هانی السباعی(ساکن انگلیس)،  طارق عبدالحلیم(ساکن کانادا)، ابوقتاده فلسطینی(ساکن اردن)، ابومحمد مقدسی (ساکن اردن)، و… هستیم که همان نقش را در قالب جهادی ها و اهل جهاد انجام می دهند.

اینها در ظاهر خود را جهادی نشان می دهند اما با هدایت سازمانهای جاسوسی انگلیس و کانادا و اردن و ترکیه و … خنجری شده اند بر پشت اهل جهاد. اینها با همان ادبیات و زبان تند گروه اول، در لباس جهادی، مخالفین واقعی طاغوتها را تبدیع نموده و بالتبع قتال و جنگ مسلحانه و سرکوب وحشیانه ی آنها را شرعی‌سازی می‌کنند. ولله المستعان


[۱] برای اهل سنت ایران نیز در قالب شبکه های سلفی نجدی «وصال حق» و «کلمه» و «نور» و «توحید» در همان راستا در حال فعالیت هستند.

[۲] https://youtu.be/IrSkDR058hI

[۳] https://youtu.be/eTfa8j2fWNk

دیدگاهتان را بنویسید