مستضعفین و مجاهدین فرقه ی ناجیه: در مسیر پیروزی و تمکین صبری زیبا باید کرد (۲)

مستضعفین و مجاهدین فرقه ی ناجیه: در مسیر پیروزی و تمکین صبری زیبا باید کرد (۲)

مؤلف: حمد بن ريس آل الريس

مترجم: مهاجر

• از گناه و معصیت دوری کن؛ براستی معصیت باعت نابودی انسان و به تأخیر افتادن نصرت خداوند می شود، آگاه باش که از بزرگترین اسباب تأخیر در نصرت، وقوع اوامری است که خداوند متعال به آن راضی نیست.[از بدترین گناهان در امر جهاد عدم شناخت به خود و دشمن و عدم شناخت نسبت به دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و گرایش به شرک تفرق و جهل به وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی است]

• اطاعت از امیر مسئولی که تحت امرش هستی و عدم مخالفت با او یا پافشاری بر نظری غیر از نظر او؛ چون براستی نافرمانی از او نافرمانی از پیامبر صلی الله علیه وسلم و نافرمانی پیامبر، نافرمانی از خداوند متعال است و اطاعت از امیر، اجرای فرمان خدا و رسولش است و اطاعت از رسول اطاعت از خداوند متعال است.

خداوند متعال می فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ» (نور ۶۲)«مؤمنان واقعی كسانی هستند كه به خدا و پيغمبرش ايمان دارند و هنگامی كه در كار مهمّی (چون جهاد) با او باشند، بدون اجازه‌ی وی (به جائی) نمی‌روند (و تك و تنها رهايش نمی‌كنند) كسانی كه از تو اجازه می‌گيرند آنان واقعاً به خدا و پيغمبرش ايمان دارند.»

«فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (نور ۶۳) «آنان كه با فرمان او مخالفت می‌كنند، بايد از اين بترسند كه بلائی (در برابر عصيانی كه می‌ورزند) گريبانگيرشان گردد، يا اين كه عذاب دردناكی دچارشان شود. (اعم از قحطی و زلزله و ديگر مصائب دنيوی، و دوزخ و ديگر شكنجه‌های اخروی)»

از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «من أطاعني فقد أطاع الله ومن عصاني فقد عصى الله ومن يطع الأمير فقد أطاعني ومن يعص الأمير فقد عصاني»[۱]

«هر کس از من اطاعت کند از خداوند اطاعت کرده است و هر کس از من سرپیچی کند از خداوند سرپیچی کرده است و هر کس از امیر اطاعت کند از من اطاعت کرده و هرکس از امیر سرپیچی کند از من سرپیچی کرده است.»

و آنچه که در غزوه احد در مخالفت تیراندازان از دستور پیامبر صلی الله علیه وسلم روی داد. هنگامی که دستور به ماندنشان بر روی کوه داده بود و از موقعیت شان چه در حال پیروزی مسلمانان و چه در حال شکستشان، نباید تکان بخورند، اما آن ها به آنچه که بدان امر شده بودند عمل نکردند، پس آنچه بدست آمد شکست بعد از پیروزی بود. با وجود اینکه تیراندازان دیدند که حق با آن هاست و جنگ با پیروزی مسلمین تمام می¬شود، اما گناهی که مرتکب شدند باعث شکست آن ها شد. و در داستان طالوت پند و عبرتی است از آن جهت که دستور داد به سربازانش که از رودخانه  ننوشند، خداوند آن ها را، هنگامی که زلالی و سردی آب را وصف می کند در حالی که شدیداً تشنه بودند، آن ها را آزمایش کرد به اینکه جز مشتی از آن ننوشند، پس جز عده کمی از آن ها، از آب نوشیدند. پس اکثرشان در این آزمایش شکست خوردند و فقط عده ی کمی از آن ها ماندند، و خداوند متعال این عده کم را بر جالوت یاری داد.

‏«فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» (بقره ۲۴۹)

‏«و هنگامی كه طالوت (به فرماندهی لشكر بنی‌اسرائيل منصوب شد) و سپاهيان را با خود بيرون برد، بديشان گفت: خداوند شما را به وسيله‌ی رودخانه‌ای آزمايش می‌كند. آنان كه از آن بنوشند از (پيروان) من نيستند، و آنان كه جز مشتی از آن ننوشند از (ياران) من هستند. همگی جز عدّه‌ی كمی از آن نوشيدند. پس وقتی كه او و افرادی كه ايمان آورده بودند (و از بوته‌ی آزمايش سالم به در آمده بودند) از آن رودخانه گذشتند (از كمی افراد خود ناراحت شدند و عدّه‌ای) گفتند: امروز ما توانائی مقابله با جالوت و سپاهيان او را نداريم. امّا آنان كه يقين داشتند كه با خدای خويش ملاقات خواهند كرد (و در روز رستاخيز پاداش خود را دريافت خواهند نمود) گفتند: چه بسيارند گروههای اندكی كه به فرمان خدا (توفيق نصيبشان شده است و) بر گروههای فراوانی چيره شده‌اند. و خداوند با بردباران (و در صف استقامت‌كنندگان) است.»

• مشورت هنگام اقدام به انجام کارها؛ براستی شکستی در مشورت کردن و پشیمانی در استخاره نیست، برای اینکه ممکن است انسان چیزی را ببیند که ظاهراً درست باشد ولی در واقع اشتباه باشد، به همین دلیل خداوند متعال مؤمنان را به مشورت نسبت به آنچه که بین شان است، امر کرده است.

«وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ» (شورى ۳۸)«و كارشان به شيوه‌ی رايزنی و بر پايه‌ی مشورت با يكديگر است.»

حتی پیامبر صلی الله علیه وسلم را نیز به مشورت با مردم امر می¬کند آنجا که می¬فرماید: «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» آل عمران ۱۵۹

«و در كارها با آنان مشورت و رايزنی كن.»

بی گمان امت بر گمراهی به اتفاق نمی رسند و همانا پیامبر صلی الله علیه وسلم در بسیاری از کارها با اصحابش مشورت کرد، همانطور که در غزوه بدر، احد، خندق و… این اتفاق افتاد.

• اعتماد بر خداوند متعال در همه امور و موکول کردن آن به ایشان؛ چون براستی یاری از جانب اوست و همه خیرها در دست اوست و هرکس به او پناه برده باشد، حفظش می کند و هرکس از او امان بخواهد، امانش می دهد و بدان که تو هر چه قوت و درایت داشته باشی که بر آن اعتماد کنی، تو از قاهر قادری که پناه می دهد و کسی از او در پناه نیست، بی نیاز نیستی.

خداوند متعال می فرماید:

  • «وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (آل عمران ۱۰۱)«و هركس به خدا تمسّك جويد، بيگمان به راه راست و درست (رستگاری) رهنمود شده است.»
  • –        «وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق ۳)«هر كس بر خداوند توكّل كند (و كار و بار خود را بدو واگذارد) خدا او را بسنده است.»
  • –        «وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (مائده ۲۳) «اگر مؤمن هستيد، بر خدا توكّل كنيد.»

هنگامی که در غزوه احزاب به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفتند که مردم بر علیه شما جمع شده اند، پس از آن ها بترسید، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «حسبنا الله و نعم الوکیل» و چیزی بر او و اصحابش افزوده نشد، مگر ایمان و فرمانبرداری.

و بدون شک قدرت ویرانگری که کفار بخاطر آن گستاخ شده اند، در مقابل قدرت خداوندی که قدرت و جبروتش بسیار عظیم است، ضعیف است. پس ارتباط را با او تقویت کن و به وعده اش که به تو و مؤمنین داده، اعتماد کن .. از خداوند متعال می خواهم که چشمان شما و مؤمنان را با یاری دینش و ریشه کن کردن کافران، روشن گرداند.

• عجله نکردن در نزول نصرت خداوند؛ براستی خیر در آن چیزی است که خداوند اختیار کرده، به همین خاطر است که انسان از چیزی بدش می آید و خداوند در آن خیر بسیاری قرار داده است.

همانطور که خداوند متعال می فرماید: ‏«كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ‏» (بقره ۲۱۶) «جنگ بر شما واجب گشته است، و حال آن كه (بنا به سرشت انسانی) از آن بيزاريد، ليكن چه بسا چيزی را دوست نمی‌داريد و آن چيز برای شما نيك باشد، و چه بسا چيزی را دوست داشته باشيد و آن چيز برای شما شر باشد، و خدا (به رموز كارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را) می‌داند و شما (از اسرار امور بی‌خبريد و مصلحت خود را چنان كه شايد و بايد) نمی‌دانيد.»

پس این از عادات خداوند متعال و سنتش است که عوض نمی شود و تغییر نمی کند و بدون شک علت تاخیر یاری دین و اهلش، بر بسیاری از مردم به ویژه اهل نفاق پوشیده است، اما علی رغم شدت درماندگی و سنگینی تحمل آن، این حقیقتی است که یاری پنهان به یاری آشکار متصل است، پس مؤمنانی که به یاری دین برمی خیزند چاره ای جز طی این مسیر ندارند. تمام این ها لطفی از جانب خداوند منان است، همانطور که در غزوه احد بدست آمد و خداوند چقدر در این سنت ها اسرار بزرگ و موهبت های گران قدری قرار داده است .. پس هنگامی که سختی به اوج رسید و اوضاع وخیم شد و نزدیک شد که مؤمنان ناامید شوند، یاری به سمت شان می آید.

خداوند متعال می فرماید: «حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا» (یوسف ۱۱۰)

‏«(ای پيغمبر ! ياری ما را دور از خويشتن مدان. ياری ما به شما نزديك و پيروزيتان حتمی است. پيش از اين پيغمبران متعدّدی آمده‌اند و به دعوت خود ادامه داده‌اند و دشمنان حق و حقيقت هم به مبارزه به پا خاسته و مقاومت و مخالفت نموده‌اند) تا آنجا كه پيغمبران (از ايمان آوردن كافران و پيروزی خود) نااميد گشته و گمان برده‌اند كه (از سوی پيروان اندك خويش هم) تكذيب شده‌اند (و تنهای تنها مانده‌اند). در اين هنگام ياری ما به سراغ ايشان آمده است (و لطف و فضل ما آنان را در برگرفته است).»

واضح است که آنچه در غزوه احد، خندق و حنین بدست آمد، لطف خدا به مؤمنان و انتقام از کافران بود.

• صبر و امید به پیروزی؛ ای برادر ایمانی من، انسان هنگامی که با امثال این قدرت های ظالمانه مواجه می شود، بدون شک کمی ناامیدی و سرخوردگی بر او چیره می شود و کسی که با سردی همت ها و سستی اراده ها روبه رو شده است، به بزرگ جلوه دادن قدرت غدر و خیانت می پردازد، از جمله آنها کسانی هستند که قلبشان مریض، اعتمادشان به خدا کم و عقیده  و نفس شان  را به شیطان فروخته باشند. به حرف این و آن توجه نکن، خداوند به تو توفیق دهد، براستی کسی که درمورد او شنیده ای یا دیده ای، او کسی است پیروزی فوری برای مؤمنان و شکست کافران و منافقان، می آورد و باید بدانی که این صرفاً آزمایش و امتحان است تا مشخص شود چه کسی در مقابل مشکلات ثابت بوده و چه کسی ثابت نیست.

خداوند متعال می فرماید:

  • ‏«وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ‏» (آل عمران ۱۴۱)«و تا اين كه خداوند مؤمنان را سره و خالص گرداند و كافران را نابود و تباه سازد.»
  • –        «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ‏» (محمد ۳۱) «ما همه‌ی شما را (با وجود آگاهی از اعمالتان) قطعاً آزمايش می‌كنيم، تا معلوم شود مجاهدان (واقعی) و صابران شما چه کسانی هستند. و اخبار شما را بيازمائيم (كه آيا در راه اسلام صادقانه سخن گفته‌ايد يا خير. دعوت مستمرّ و خستگی‌ناپذير داشته‌ايد، يا از لوم لائم ترسيده‌ايد.)»

آزمایش و امتحان سنت همیشگی است و تغییر و تحولی در آن صورت نمی گیرد ولی نتایج آن یا پیروزی است یا شهادت و نشانه ی محبت خداوند به مؤمنان است، از آن جهت که آنها را به اندازه ی ایمان شان مورد آزمایش قرار می دهد، همانطور که از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است که فرمود:«من يرد الله به خيراً يصب منه» یعنی: «هرکس که خداوند خواهان خیر برای او باشد، او را مورد آزمایش قرار می-دهد.»[۲]

خداوند هنگامی که بنده ای را دوست دارد او را مورد آزمایش قرار می دهد، اگر صبر کرد و راضی شد، خداوند از او راضی می شود و در غیر این صورت خداوند او را به خودش واگذار می کند، همانطور که از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است که فرموده: «إن عظم الجزاء من عظم البلاء وإن الله تعالى إذا أحب قوماً ابتلاهم فمن رضي فله الرضا ومن سخط فله السخط»[۳]

«براستی بزرگی پاداش ناشی از بزرگی مصیبت است و خداوند متعال هنگامی که قومی را دوست دارد، آن ها را مورد آزمایش قرار می دهد، پس هرکس راضی شد، رضایت خدا بر اوست و هرکس ناخشنود شد، ناخشنودی خدا بر اوست.»

• پایدار بودن هنگام مواجه با دشمن؛ ای مجاهد برای تو شایسته است که بدانی یکی از بزرگترین اسباب و عناصر پیروزی، پایداری هنگام مواجه است. در هنگام جنگ نیاز به تغییر موضع نیست، زیرا عقب نشینی بدون نیاز، نفعش معلوم است، جدا شدن از برادران مجاهدت که باعث شکست آن ها شود یا ترس از تیرهای مرگبار از گناهان بزرگ بحساب می آید، پس در این مورد تذکر می دهم و قول خداوند متعال نیز یادآوری می کنم: ‏

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ * ‏وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» (انفال ۱۵ و ۱۶)«ای مؤمنان! هنگامی كه با انبوه كافران (در ميدان نبرد) روبرو شديد، بدانان پشت نكنيد (و فرار ننمائيد) هركس در آن هنگام بدانان پشت كند و فرار نمايد ـ مگر برای تاكتيك جنگی يا پيوستن به دسته‌ای ـ گرفتار خشم خدا خواهد شد و جايگاه او دوزخ خواهد بود، و دوزخ بدترين جايگاه است.»

در صحیحین از ابوهریره رضی الله عنه آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اجتنبوا السبع الموبقات وذكر منها التولي يوم الزحف» «از هفت گناه بزرگ و هلاک کننده دوری کنید و (پیامبر) یکی از آن ها را فرار در روز جهاد، نام برد.»

از خداوند برای خود و شما پایداری در روز مواجه با دشمن و پایداری در راه راست را خواهانم.

• فراوانی یاد خدا و گریه و زاری در برابر او؛ براستی این کار، عامل بزرگی در یاری خداوند برای بندگانش است. از آن جهت که خداوند متعال به این امر دستور داده است:

‏«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (انفال ۴۵)«ای مؤمنان ! هنگامی كه با گروهی (از دشمنان در ميدان كارزار) روبرو شديد، پايداری نمائيد (و فرار نكنيد) و بسيار خدا را ياد كنيد (و قدرت و عظمت و وفای به عهد او را پيش چشم داريد و به تضرّع و زاريش بخوانيد) تا (در دنيا) پيروز و (در آخرت) رستگار شويد.»

این بخاطر وابستگی بنده به خداوند متعال در همه لحظات زندگی است حتی در شیرین ترین حالات و بدترین وضعیت ها.

ای برادرم بر تو لازم است از یاد خدا و دعا کردن و طلب استغفار از او غافل نشوی به ویژه هنگام رویاروی با دشمن، چون این کار باعث اطمینان قلب، ایجاد آرامش و ثابت قدم شدن، می شود.

خداوند متعال می فرماید: ‏«الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد ۲۶) «آن كسانی كه ايمان می‌آورند و دلهايشان با ياد خدا سكون و آرامش پيدا می‌كند. هان! دلها با ياد خدا آرام می‌گيرند (و از تذكّر عظمت و قدرت خدا و انجام عبادت و كسب رضای يزدان اطمينان پيدا می‌كنند).»

اینکه تو خداوند متعال را ذکر و تسبیح  کنی، سبب می شود خداوند متعال نیز از تو یاد کند و سبب تایید او برای تو در همه امورت می شود، همچنین نباید فراموش کنیم دعا و گریه و زاری برای خداوند علامت فقر و خضوع تو در برابر خداوند متعال است.

و بسیار اتفاق افتاده که پیامبر صلی الله علیه وسلم دستان خود را بالا برده و با پروردگارش مناجات کرده-است مخصوصا در هنگام مقابله با دشمن، همانطور که در شب بدر و… این امر ثابت شده است، پس ای برادر گرامی بر مولای کریم بسیار اصرار کن هرچند که نیروی دشمن بزرگ و خطر آن زیاد است، براستی خداوند نزدیک و اجابت کننده است.

خداوند متعال می فرماید:

  • «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ‏» (بقره ۱۸۶)«و هنگامی كه بندگانم از تو درباره‌ی من بپرسند (بگو:) من نزديكم و دعای دعاكننده را هنگامی كه مرا بخواند، پاسخ می‌گويم (و نياز او را برآورده می‌سازم). پس آنان هم دعوت مرا (با ايمان و عباداتی همچون نماز و روزه و زكات) بپذيرند و به من ايمان بياورند تا آنان راه يابند (و با نور ايمان به مقصد برسند).»
  • –        «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» (غافر ۶۰)«پروردگار شما می‌گويد: مرا به فرياد خوانيد تا بپذيرم.»

و در حدیثی پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «من لم يسأل الله يغضب عليه» «هرکس از خدا طلب نکند، خداوند بر او غضب می گیرد.»

و در حدیثی دیگر می فرماید: «الدعاء هو العبادة» یعنی: «دعا عبادت است.»

از خداوند متعال می خواهیم که با یاری اش ما را مؤید گرداند و بر دینش پایدار سازد.

بعد از این ای برادر مجاهدم هم و غمت باید ارتباط با خداوند متعال، و تلاش مداوم در جنگ با دشمن و استفاده مناسب از زمان باشد، چرا که سرانجام پیروزی ازآن پرهیزکاران است. به راستی در مورد قیام دین و گسترش و تسلط آن بر زمین و ریشه کن شدن کافران و از بین رفتن حکومت شان، احادیث صحیحی وارد شده است. به بعضی از این احادیث اشاره می کنم تا مکملی برای این رساله و بشارتی برای مؤمنان و حسرتی برای کافران و منافقان شود. از خداوند متعال می خواهم که توطئه کافران را بر علیه خودشان برگرداند و آن ها را ریشه کن کند و آن ها را مانند قوم عاد و ثمود هلاک بگرداند، براستی او نزدیک و اجابت کننده است.

در یکی از این احادیث از حذیفه رضی الله عنه نقل شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند«تكون النبوة فيكم ما شاء الله أن تكون ثم يرفعها إذا شاء أن يرفعها ثم تكون خلافة على منهاج النبوة فتكون ما شاء الله أن تكون ثم يرفعها إذا شاء أن يرفعها ثم تكون ملكا عاضا فتكون ما شاء الله أن تكون ثم يرفعها إذا شاء أن يرفعها ثم تكون ملكا جبريا فتكون ما شاء الله أن تكون ثم يرفعها إذا شاء أن يرفعها ثم تكون خلافة على منهاج النبوة» [۴]

«نبوت در میان شما خواهد بود تا زمانی که خدا بخواهد سپس هر وقت بخواهد آن را برمی دارد، سپس خلافت بر اساس منهاج نبوت خواهد بود تا هر وقت که خدا بخواهد سپس آن را هر وقت بخواهد برمی دارد، سپس بصورت پادشاهی و جانشینی خواهد بود تا هر وقت خدا بخواهد و آن را هر وقت بخواهد برمی دارد، سپس به صورت پادشاهی ظالمانه خواهدبود تا هر وقت خدا بخواهد و آن را هر وقت بخواهد برمی دارد، سپس خلافت بر اساس منهاج نبوت دوباره برخواهدگشت.»

و مغیره بن شعبه رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می¬کند: «لن يزال قوم من أمتي ظاهرين على الناس حتى يأتيهم أمر الله وهم ظاهرون»[۵]«قومی از امت من که برای مردم آشکار هستند هرگز از بین نمی روند، تا اینکه اراده خداوند شامل حال آن-ها می-شود و آن ها همچنان باقی هستند.»

و جابر بن سمره رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل شده است: «لن يبرح هذا الدين قائما يقاتل عليه عصابة من المسلمين حتى تقوم الساعة»[۶]«این دین از بین نمی رود، هموار دسته ای از مسلمانان بخاطر آن می جنگند تا اینکه قیامت بر پا شود.»

و ثوبان رضی الله عنه نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «إن الله زوى لي الأرض فرأيت مشارق الأرض ومغاربها وإن أمتي سيبلغ ملكها ما زوي لي منها وأعطيت الكنزين: الأحمر والأبيض» [۷]«خداوند زمین را برای من جمع کرد و مشرق ها و مغرب های آن را دیدم و براستی پادشاهی و ملک امت من هر آنچه بود که برای من جمع کرده بودند و به من دو گنج عطا کردند: قرمز و سفید.»

خباب بن ارت رضی الله عنه می‏گويد: زمانی که از سوی مشرکین شکنجه های سختی متحمل می شدیم نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم كه چادرش را در سايه ی كعبه، بالش قرار داده بود (و تكيه زده بود) رفتم و گفتم: آيا نزد خداوند برای ما دعا نمی كنی؟ ایشان در حالی که چهره شان سرخ گشته بود فرمود:

«لقد كان من قبلكم ليمشط بمشاط الحديد ما دون عظامه من لحم أو عصب ما يصرفه ذلك عن دينه ويوضع المنشار على مفرق رأسه فيشق باثنين ما يصرفه ذلك عن دينه، وليتمن الله هذا الأمر حتى يسير الراكب من صنعاء إلى حضرموت لا يخاف إلا الله»[۸]

«قبل از شما افرادی بودند که شانه ی آهنی را در گوشت آنان فرو می بردند تا جايی كه به استخوان و عصب آنها می رسيد یا اره ای می آوردند و بر سرش می نهادند و او را از وسط،‌ دو نيمش می كردند.اما هیچ یک از اين كارها آنان را از دينشان باز نمی داشت. سوگند به خدا كه اين دين، كامل خواهد شد (و چنان آسایشی حاکم خواهد شد) كه سواری از صنعاء تا حضرموت برود و جز خدا از چيزی ديگر، نترسد.»

و از تمیم الداری رضی الله عنه روایت شده است که از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمودند: «ليبلغن هذا الأمر ما بلغ الليل والنهار ولا يترك الله بيت مدر ولا وبر إلا أدخله هذا الدين بعز عزيز أو بذل ذليل عزا يعز الله به الإسلام وذلا يذل الله به الكفر»[۹]

«این دین به هر جا که شب و روز برسد، خواهد رسید و خداوند خانه ای را چه در شهر و چه در بادیه رها نمی کند مگر اینکه این دین چه با عزت عزتمند یا ذلت ذلیل وارد آن خواهدشد، عزتمندی که خداوند با اسلام به آن عزت می دهد و ذلیلی که خداوند با کفر او را ذلیل می کند.»

احادیث با این مضمون بسیار است که مشخص می کند در آخر پیروزی از آن مسلمانان است همانطور که از پیامبر صلی الله علیه وسلم در احادیث ذکر شده ثابت شد و اینکه این امت بزودی قسطنطنیه، سپس روم پناهگاه کفار را فتح می کند، پس از خداوند متعال خواهانم که فرجی برای مؤمنان مستضعف و برای مجاهدین صابر قرار بدهد و دشمن عقیده و دین را هلاک گرداند و براستی او مسلط و قادر به انجام این کار است.

وصلى الله وسلم على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعین


[۱] متفق عليه

[۲] به روایت امام بخاری

[۳] به روایت ترمذی؛ حديث حسن

[۴] به روایت امام احمد و ابو داود طيالسی و البزار و الطبرانی

[۵] به روایت شیخین و احمد

[۶] به روایت امام مسلم و احمد

[۷] به روایت برقانی در صحيحش

[۸] به روایت امام بخاری

[۹] به روایت امام احمد

دیدگاهتان را بنویسید