تولید« صحوه ها» در افغانستان تحت عنوان اربکی و آینده ی این مزدوران محلی

تولید« صحوه ها» در افغانستان تحت عنوان اربکی و آینده ی این مزدوران محلی

به قلم : کارزان شکاک

صحوه در لغت به معنی «بیداری» است و در عراق نام گروه‌های شبه نظامی‌ مزدور قبیله ای است که توسط ارتش آمریکا و حکومت دست نشانده ی مرکز، تامین مالی و تسلیحاتی شده‌اند تا با جماعتهای جهادی و حکومت عراق اسلامی مبارزه کنند. پایگاه اصلی صحوه در منطقه آدمیه در شمال بغداد بود.

گفتني است از سال ۲۰۰۳ ميلادي تا کنون  نيروهاي شبکه های جهادی رابطه نزديک و تنگاتنگي با اهل سنت عراق داشته و همواره در منازل و املاک شخصي و در مناطق آنان پنهان مي شوند، اما پس از تلاش هاي فراوان آمريکا و تشکيل نيروهاي “صحوة” ، قصد داشتند که شکاف عميقي ميان اهل سنت عراق و شبکه های جهادی به وجود بیاورند، به گونه اي که عامل اصلي کشته شدن بيشتر نيروهاي ضد آمریکائی و دیگر گروهها ی جهادی همین مزدورانی بودند که از  خود اهل سنت بوده اند.

هدف از تشکیل گروه‌های «صحوه» در عراق که از عناصر خود فروخته ی سنی تشکیل شده‌اند، این بود که اختلافات داخلی در عراق را به داخل عرصه اهل تسنن بکشانند.صحوه که توسط آمریکا، عربستان و اردن تسلیح شده و حمایت می شود، قرار بود با نفوذ نیروهای مقاومت در برابر اشغالگران در این کشور بحران زده مقابله نموده و تبدیل به متحد سنی جدید آمریکا در روند بازسازی سیاسی عراق گردد.

بلند پروازی این مزدوران به جایی رسید که خواستار صدور ویروس خود به کشورهای دیگری چون یمن، الجزائر، مالی، افغانستان و غیره شدند. در این زمینه دیدیم که  شورای صحوه عراق به رهبری  احمد ابو ریشه اعلام کرد که قصد دارد هیأتی را برای کمک به دولت سکولار موریتانی در نبرد علیه گروه های مسلح شریعت گرا، پس از تصویب دولت، به آن کشور اعزام کند. به گفته احمد ابو ریشه، رئیس شورای صحوه عراق، این تصمیم پس از آن گرفته شد که وزیر دفاع موریتانی در سفر خود به بغداد، از عراق کمک خواست تا از تجربه صحوه در مبارزه با القاعده در این کشورغرب آفریقا استفاده کند. ابو ریشه گفت: «نیروی صحوه هیأتی متشکل از ۲۱ رهبر صحوه به موریتانی می فرستد تا با رهبران برجسته قبیله ای و چهره های اجتماعی آنجا ملاقات کنند.» او گفت که ایدئولوژی شریعت گرایان و روش های جنگی آنها در همه کشورهای دنیا یکی است؛ پس «این اطلاعات و راهنمایی ها اثر قاطعی بر مبارزه با تروریسم توسط برادران ما در موریتانی خواهد داشت.»

به گفته رعد الصباح، رهبر نظامی نیروهای صحوه، انتقال تجربه صحوه به یمن، موریتانی، یا هر کشور دیگر، آن کشور را قادر خواهد ساخت که حملات شریعت گرایان را تا ۴۰ درصد کاهش دهد، همان گونه که در عراق با تولد نیروهای صحوه اتفاق افتاد.

ضاری العرسان، فرمانده نظامی نیروهای صحوه در فلوجه گفت: «می توانیم نمونه صحوه عراق را به بهار عربی در برابر القاعده  و دیگر جماعتهای جهادی تشبیه کنیم که می تواند در سایر کشورها هم تکرار شود.»

حمادی ولد الداه، تحلیلگر سیاسی موریتانیایی به تارنمای مغاربیه گفت که موریتانی می تواند از تجربه صحوه عراق استفاده کند به شرط آنکه تفاوت اصلی میان جوامع عراق و موریتانی را در نظر بگیرد.

نسخه ی “صحوه‌ هاى عراق” اين بار براى افغانستان: نیویورک تایمز به نقل از یک مقام بلندپایه‌ نظامی امریکا در کابل که نخواست نامش فاش شود، نوشت، ایده ما این است که این افراد را تشویق کنیم، مسئولیت تامین امنیت خود را برعهده بگیرند. این اقدام در بخش‌هایی از افغانستان انجام گرفته است و امیدواریم که در صورت موفقیت در دیگر مناطق ناامن افغانستان نیز به کار برده شود. این شیوه شبیه همان شیوه‌ای است که نیروهای امریکایی در زمان ریاست جمهوری جورج بوش رئیس جمهوری سابق ایالات متحده امریکا در عراق به کار بردند.

در داخل افغانستان، آمریکا و ناتو صحوات را در میان پشتونها و ازبکها و تاجیکها و هزاره های شیعه تحت عنوان «اربکی» به وجود آورده و اقدام به مسلح کردن آنها کرده است؛ تا با تشکیل کمیته های به اصطلاح مردمی اقدام به دفاع از مناطق خویش نمایند.

 یکی از مزایای این طرح برای این رژیم، مقابله با ظرفیت های مذهبی بود که مجاهدین شریعت گرا از آن استفاده می کنند. نظام پوشالی و دست نشانده ی کابل نیز از این تجربه استفاده کرده و با حمایت از ملاهای مزدوری چون ربانی و سیاف و مجددی و حکمتیار و… حتی اقدام به دادن مقامات درجه چندم به آنها کرده است همچنانکه تا توانسته رسانه های تبلیغی و منابر مساجد را نیز به این موجودات اختصاص داده است.

البته با توجه به سطح بالای مهارت های نظامی و عقیدتی مجاهدین در مقایسه با این مزدوران ، بسیار بعید است که بدون دخالت مستقیم ارتش آمریکا و ناتو و سایر اربابان منطقه ای، این مزدوران بتوانند به تنهایی در برابر حملات جهادیون دفاع کنند. به همین دلیل اطلاعات وارتش آمریکا و ناتو و سایر متحدین آنها از دور مراقب اوضاع بوده ونیروی پشتیبانی آنها را تشکیل می دهند . تجربه مناطقی که پس از کنار کشیدن موقتی آمریکا از جنگ مستقیم با مجاهدین نشان داد که با وجود مقاومت ناچیز و پوشالی مزدوران در برابر حملات سهمگین مجاهدین، در نهایت بسیاری از شهرها و روستاهای تحت اشغال مزدوران سقوط کرده اند و بسیاری از مزدوران یا خود را تسلیم نموده یا توسط مجاهدین کشته شده اند.

اما بیشتر دستاوردهای نظامی که به آمریکا و مزدورانش در کابل و سایر مناطق آسیب رسانده است، شامل کارهای اجرایی عدالت گسترانه ی امارت اسلامی و سیاستهای شرعی وحدت گرایانه ی آن در برابر اهل تشیع و سایر تفاسیر و جریانات اسلامی بوده است.

اینچنین آمریکا خودش را در میان دو جنگ می بیند یکی جنگ نرم و روانی که خواهان وحدت اسلامی با تمام فرق و مذاهب اسلامی بر علیه دشمنان اصلی و پاسداری از هویت اسلامی مسلمین است و دیگری جنگ مسلحانه ای که مردمی شده است و او و مزدورانش را به زانو در آورده است. البته هیچ جای تعجب نیست که پس از انهدام حکومت پوشالی و مزدور کابل، نیروهای جدید «صحوه» دوباره ظهور کنند مثل کاری که ژنرال پاتریوس در عراق انجام داد یا قبل از آن حکومتهای مزدور در افغانستان برای هر قومیتی کسانی چون دوستُم  را تولید کرده بودند.

تنها چیزی که در افغانستان مورد تأکید است اینست که هیچ کس نمیداند در آینده اگر اربابان برده هایشان را رها کنند، چه اتفاقی برای آنها خواهد افتاد و اگر وضع به این صورت پیش برود هزاران افغانی کشته خواهند شد و بار دیگر کابل به صحنه کشتار تبدیل می شود.

دیدگاهتان را بنویسید