چه کسی در کردستان سوریه جنگ داخلی را شروع کرد؟ و چرا؟(۲)

چه کسی در کردستان سوریه جنگ داخلی را شروع کرد؟ و چرا؟(۲)

به قلم : احسان هورامی

چرا با وجود آنکه مسلمانان شریعت گرا از هر گونه جنگی با پ.ک.ک و نوچه هایش پرهیز می نمود این جریان مرتد جنگ را بر آنها تحمیل کرد؟

چنانچه قبلا گفته شد پس از توافقنامه میان هیأت عالی کُرد و مجاهدین شریعت گرا، تاکنون درگیری  میان طرفین به وجود نیامد اما  افزایش قدرت میدانی و نظامی جماعتهای شریعت گرا در سوریه  و بخصوص خدمات و عدالت آنها در حق مردم کورد موجب شد تا پ.ک.ک و نوچه ی سوریه ایش  این  جماعتهای شریعت گرا را خطری بزرگ برای موجودیت خود تلقی کند، به ویژه آنکه مبلغین با حمایت کوردهای شریعت گرا تلاش بسیاری کردند تا با روشنگری در مورد شریعت اسلام و عدالت گستری خود مردم فریب خورده را به جدایی از مرتدین محلی و پرهیز از مفاسد ناشی از جنگ طلبی های این مزدوران مرتد راضی کند.

 اما مهمترین عامل جنگ افروزی کوردهای مرتد پ.ک.ک و نوچه هایش علیه مجاهدین شریعت گرا دستوراتی بود که از طرف مافوقهایش در تصرف راس العین و حومه ی آن به آنها داده شده بود . آنها در ماه رمضان و بدون هیچ دلیلی به مکانهای تجمع مبلغین و قاضی های شرعی ما در محله های حومه ی راس العین  حمله نموده و با شکستن پیمان نامه و توافقات قبلی به صورت یک طرفه به برادران ما اعلان جنگ نمودند. آنها با اعلان جنگ با کوردها و عربهای شریعت گرا خیانت آشکار خود را علنی نموده و همچون یهودیان بنی نظیر خود را مستوجب خشم  و انتقام کوردها  نموده اند. به امید چنین روزی.

اما این منطقه که خارج از مناطق کوردنشین قرار داشت چرا مورد هجوم ناگهانی مرتدین پ.ک.ک و نوچه هایش قرار گرفت ؟

حومه ی سری کانی یا راس العین که کوردها و عربهای اهل سنت آنرا ماهها در تصرف خود داشتند  یکی از مهمترین معابر انتقال کمکهای مردمی و سایر نیازهای مردم به سوی شهر تل التمر(شهری که رد ان مرتدین پ.ک.ک به ناموس صدها مسلمان اهل سنت تجاوز کردند) است و چون این شهر میان حلب و مرزها ترکیه قرار دارد، حفظ و نگهداری آن برای مسلمین منطقه بسیار اهمیت دارد، چرا که راه را برای ورود به حلب می گشاید. همچنین روزنه ای است  برای حمایت از مسلمین بی پناه در دیرالزور که به دلیل دوری جغرافیایی از سایر مناطق شمالی در انزوا قرار گرفته است .

به همین دلیل پ.ک.ک و نوچه هایش در روز سه شنبه هفته ی اول ماه مبارک رمضان  به کوردها و عربهای شریعت گرا در راس العین بدون اخطار قبلی شبیخون زده و چند نفر از برادران ما را کشته وزخمی نمودند و براردان ما مجبور شدند به منطقه ی  تل حلف ومنطقة أصفر ونجار در همان نزدیکی راس العین عقب نشینی نمایند . اما بهانه ی کودکانه و احمقانه ی آنها برای این جنگ افروزی وحشیانه که ممکن است درآینده جان صدها و بلکه هزاران انسان را بگیرد چه بود؟ : اینکه نمی خواهند زیر پرچم به قول خودشان اسلام سیاسی بروند و دیگری تردد کوردهای مسلمان مخالف آنها در مناطق مسکونی .  بله فقط همین .  فقط به این دلیل جنگ یکطرفه ای را بر مردم مظلوم ما تحمیل نمودند.

مگر آنها معتقد به آزادی و انتخاب مردم نیستند ؟ یا آزادی آنها فقط برای انتخاب کفر و بی حیائی و سیستم سکولاریسم و دین فروشانی است که نوکر آنها شده اند؟ چطور است که صرف تردد ووجود مخالفین باعث چنین جنگ ویرانگری می گردد ؟ این مخالفین از کوردها و فرزندان همین آب و خاک هستند .

جماعتهایی چون “شهدای طاهریه”، “احفاد الرسول”، “احرار خبران” ، ” احفاد صلاح الدین ” ،  ” کتائب صلاح الدین ایوبی “، ” کتائب شیرکو ایوبی ” ، غرباء الشام  – لواء درع المسلمين- لواء الله أكبر – عمر بن الخطاب – المؤتى- زيد بن حرب- لواء الظاهر بيبرس- لواء ۳۱۳-المجلس العسكري، كتيبة انصار الشريعة و … اعضای همگی این جماعتهای موجود کورد و فرزندان همین ملت هستند، حالا چگونه نمی توانند در شهر و روستای خود آزادانه حرکت کرده و یا به دیدن زن و فرزند و یا پدر و مادر و خویشاوندان خود بروند؟

آنها هماهنگ با هجوم نیروهایشان به استراحتگاه مبلغین و قاضیان روزه دار ما درچند نقطه ی راس العین تک تیراندازهای قناص خود را علیه مردم مدنی مخالف خود مستقر کردند . چهار تک تیرانداز بر بام ساختمان حبیب مریمو   و دسته ای هم مسلط بر  پارک منطقه ی الباسل سابق   و بر تمام مناره های مسجد جامع بخاری و ساختمان فتحی سعود و ساختمان عبود الحلو  و ساختمان الری ئ الاعلاف العلاف و مدرسه ی عین حصان نیز تک تیراندازهای خود را مستقر کردند .

أبو عمر  رحمه الله اولین برادری بود که در این فتنه ی مرتدین به شهادت رسید  و پس از آن ۷ برادر دیگر به شهادت رسیدند .  به راحتی می توان دریافت که یک توطئه ی از قبل آماده شده علیه کوردهای مسلمان و مخالف مزدوران اوجالان در این منطقه در جریان بود. این چیزی بود که خود مشاهده نمودیم . پس از این واقعه بود که برادران سوران ، هورامی و شکاک غیر سوری ما که در حکم مهاجرین بودیم به مکانی دیگر جهت سازماندهی مجدد منتقل گردیدیم .

پ.ک.ک و نوچه هایش در روستای عرب نشین معبدة نیز اقدام به دستگیری سرخود اهالی نموده و پیرمردهایی چون  “مرشد العطو” و “عايد الحمادي” را دستگیر نموده و هرکسی که دارای ریش بود را بازداشت نموده  و نیروهایش را در ابتدای این روستا پخش نمود که بزرگترین اردوگاه آموزشی پ.ک.ک  و نوچه هایش می باشد .

اما در همان ابتدای امربیشتر از ۲۳ نفر از نیروهای مسلح پ.ک.ک و نوچه اش به قتل رسیده و  16 نفر از مسلحین مرتد وابسته به خیانتکاران کمونیست پ.ک.ک به اسارت درآمدند که عبارتند از :

  1. خالد معمو
  2.  اراس عبد الكريم
  3. ميلاد صالح
  4. بهزاد خليفة
  5. لوند داوي
  6. گورگين محمود
  7.  مزگين قرشي
  8. عبد الحمن اسماعيل
  9. عبد الحمن علي
  10. خالد شرو
  11. جوان خليل
  12. محمدمحمد دبس
  13. سيبان حسن
  14. محمد نافع حسين
  15. روژهات عمر
  16. علي حمو

اما پس از گسترش درگیریها  دهها نفر از مرتدین به هلاکت رسیده  و بیش از ۲۵۰ نفر از سکولاریستهای مرتد وابسته به پ.ک.ک به اسارت کوردهای مسلمان درآمدند . اما چون اکثر این افراد جوانان دختر و پسر فریب خورده ای بودند که با شعارهای توخالی مسلح و بسیج شده بودند به همین دلیل رای شورای عالی کوردها بر این بود  که این افراد نباید کشته شوند . حالا مصلحت این امر در چیست؟ به تاکتیکهای جماعت بستگی دارد که ما آنها را قبول نموده ایم . اما باید گفت این ابتدای عمل کوردهای مسلمان بر علیه مرتدین و مزدور است تا ببینیم انتهای آن را مرتدین چگونه خواهند گذراند .

در مورد این خیانت آشکار مرتدین مزدور ذکر چند مورد لازم است :

  1.  کوردهای مسلمان آغاز کننده ی درگیری ها نبودیم و پیش تر نیز کوردهای مسلمان و محلی  کنترل بخش مهمی از سرکانی یا راس العین را در دست داشتند و از آن جایی که قصد درگیری با نیروهای پ.ک.ک و دیگر سکولاریستهای مرتد کورد را نداشتیم، اجازه داده بودیم که آنان در شهر حضور داشته باشند . چون معتقدیم آزادی بیان بزرگترین عامل نابودی آنان می باشد .
  2. این مزدوران سکولار و ضد کورد در زمان ضعف خود با برادران ما پیمان نامه و معاهده ی عدم تعارض به همدیگر را امضاء نموده بودند ، اما خیانتکارانه عهدنامه را زیر پا نهاده و به برادران روزه دار ما حمله نموده و مظلومانه تعدادی از آنها را کشته و زخمی نمودند .
  3. سیاست ما این است که دشمنان ما خودشان تعیین می کنند که ما با آنها چه رابطه ای داشته باشیم . آیا با بستن پیمانهایی راه آشتی و صلح را بر می گزینند ؟ یا راه  جنگ و خونریزی را انتخاب می کنند ؟ . و در اینجا سکولاریستهای مرتد پ.ک.ک  و متحدینش همچون دیگر سکولاریستهای مرتد و خائنین، راه خیانت و جنگ را انتخاب نمودند .
  4. ماهیت پ.ک.ک و نوچه هایش  را برای چندمین بار از زمانی که صدام حسین سکولار کمپ مخمور را در اختیار آنها قرار داد تا کنون را روشن نمود . این حزب يك سازمان سکولار – سوسیالیستی  است. به این معنا كه دیدگاه سکولار سوسیالیستی  بر آن حاکم است و یکی از مهمترین اصول حاکم در این مکتب «یا با من باش یا برعلیه من هستی» است. به بیان رساتر اعضای این حزب تنها دیدگاه‌ها و باورهای خود را قبول دارند و هر دیدگاه و آیین و اعتقادی که با آنها مطابقت و همسویی نداشته باشد، بنابراین برعلیه آنهاست و آنها با ترور شخصیتی و یا فیزیکی پیروان آن آیین یا دیدگاه ،  کشتار و قتل پیروان آیین‌ها و مکاتب دیگر را جایز می‌دانند.

 5 – این تکرارمصیبت بار تاریخ مرتدین برای هزارمین بار نشان داد که : هر گونه سازش با مرتدین سکولار  پ.ک.ک ، پ . ی د  ، کومله ، دمکرات ، کومله ،پژاک و…

  • خیانت به تمام خونهایی است که تا به حال در راه تحقق قوانین الهی در زمین ریخته شده است .
  • خیانت به تمام زندانیان و مهاجرینی است که به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین دچار مصیبت گشته اند.
  • خیانت به تمام زنان و دخترانی است که هستی، وجود و حتی ناموسشان به خاطر تحقق قوانین الهی در زمین در معرض خطر و حتی تجاوز قرار گرفته است.
  • وبالاتر از همه خیانت به دین خدا و بندگان خداست که خداوند به عنوان امانت در اختیار مبارزین و مومنین شریعت گرا  قرار داده است.

دیدگاهتان را بنویسید