جایگاه قدرت نظامی در دفع باطل و حمایت از حق

  جایگاه قدرت نظامی در دفع باطل و حمایت از حق

ارائه دهنده: ابوبکر الخراسانی

الله تعالی می فرماید:{ وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ: و اگر خداوند برخي از مردم را به وسيله برخي ديگر دفع نكند ، فساد زمين را فرا مي‌گيرد ، ولي خداوند نسبت به جهانيان لطف و احسان دارد .}(بقره:۲۵۱)

و می فرماید:{ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ*‏ الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ‏: اصلاً اگر خداوند بعضي از مردم را به وسيله بعضي دفع نكند ( و با دست مصلحان از مفسدان جلوگيري ننمايد ، باطل همه‌جاگير مي‌گردد و صداي حق را در گلو خفه مي‌كند ، و آن وقت ) ديرهاي ( راهبان و تاركان دنيا ) و كليساهاي ( مسيحيان ) و كنشتهاي ( يهوديان ) ، و مسجدهاي ( مسلمانان ) كه در آنها خدا بسيار ياد مي‌شود ، تخريب و ويران مي‌گردد .  ( امّا خداوند بندگان مصلح و مراكز پرستش خود را فراموش نمي‌كند ) و به طور مسلم خدا ياري مي‌دهد كساني را كه ( با دفاع از آئين و معابد ) او را ياري دهند . خداوند نيرومند و چيره است ( و با قدرت نامحدودي كه دارد ياران خود را پيروز مي‌گرداند ، و چيزي نمي‌تواند او را درمانده كند و از تحقّق وعده‌هايش جلوگيري نمايد ) . ‏‏ ( آن مؤمناني كه خدا بديشان وعده ياري و پيروزي داده است ) كساني هستند كه هرگاه در زمين ايشان را قدرت بخشيم ، نماز را برپا مي‌دارند و زكات را مي‌پردازند ، و امر به معروف ، و نهي از منكر مي‌نمايند ، و سرانجام همه كارها به خدا برمي‌گردد ( و بدانها رسيدگي و درباره آنها داوري خواهد كرد ، همان گونه كه آغاز همه كارها از ناحيه خدا است ) . ‏}(حج:۴۰-۴۱)

الله تبارک و تعالی در این آیات محکمات بیان می فرماید که فساد مترتّب بر مدافعه و ضرر دینوی مورد انتظار از جهاد -هر اندازه هم که مردم آن را بزرگ پنداشته و جهاد را به خاطر آن ناپسند دارند-در مقابل فسادی که ترک جهاد موجب آن می شود،چیزی نیست و به همین خاطر الله سبحانه و تعالی،مفاسدی که به دنبال مدافعه و جهاد حاصل می شود و بسیاری از ساده لوحان سطحی نگر آن را بزرگ نمایی می کنند،اهمال نموده و ذکر نکرده است چرا که این مفاسد در مقایسه با مفاسد عظیمی که لزوماً از ترک جهاد حاصل می شود،چیزی به حساب نمی آید.

الله تعالی بر جهانیان لطف و احسان نموده که برای مسلمین فریضه جهاد کفار و دفع فساد و افساد و شرکشان را مشروع نموده است و چنین تقدیر کرده که توحید او بر هر چیز برتری داشته و مؤمنینی که زمین بدانها اصلاح می پذیرد را -و لو بعد از مدتی- در زمین غلبه و تسلط می بخشد.

و پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر داده است که یکی از آثار ترک مدافعه با کفار و اهمال جهادشان و یکی از مجازاتهای این گناه از سوی الله  تعالی این است که  آن چنان ذلتی را بر امت مسلط می گرداند و آن را بر نمی دارد تا اینکه به دین خود باز گردد.

«باطل -همانطور که سید قطب رحمه الله می گوید-خودپسند و مغرور است و از تجاوز و ظلم باز نمی ایستد مگر اینکه با قدرتی همچون خود که بدان تاخت و تاز می کند،دفع گردد و حق بودن حق  به تنهایی کافی نیست تا جلوی تجاوز و ظلم باطل به خود را بگیرد بلکه باید قدرتی وجود داشته باشد که آن را حمایت نموده و از آن دفاع کند؛ و این قاعده ای کلی و تغییر ناپذیر است مادامی که انسان،انسان است».

الله تعالی در آیات مذکور بزرگترین مفاسد مترتّب بر ترک جهاد را ذکر نموده من جمله:فساد جهاد و هر کس در آن است و تردیدی نیست که بزرگترین فساد روی زمین شرک به الله در اشکال گوناگون آن می باشد چه با ادعای اینکه او سه اقنوم است یا نسبت دادن همسر و فرزند به او همانطور که یهود و نصاری می گویند، یا شرکی که امروز مشاهد می کنیم یعنی کنار زدن شریعت الله و سوار شدن طواغیت زمین با قوانین شرکیشان بر گردنهای مردم و اختصاص دادن ویژگی تشریع و قانونگذاری مطلق به خود و شریکان متفرقشان…این و آن چیزی نیست مگر جزئی از فساد عظیم و شاخه داری که بر ترک جهاد و مدافعه کفار مترتّب گشته است.

و نیز ویران شدن مساجد که الله تعالی در آن بسیار یاد می شود…

تردیدی نیست که آبادی ساختمان مساجد در دیار کفر و بلکه مبالغه در زیباسازی و زینت دادن آن در عین حالی که رسالت مساجد با از بین بردن شاخصه های عقیده و توحید در منابر آن و بلند کردن نامهای ائمه کفر و معبودان باطل متفرق بر آن،مسخ می گردد- وهمه اینها از آثار ترک جهاد از سوی مسلمین است-بی شک این  بدتر از ویران کردن حقیقی مساجد و قتل و خونریزی است چرا که “الفتنة أکبر من القتل:  فتنه و برگرداندن مردم از دين بدتر از كشتن است “یعنی برگرداندن مسلمان از دین و توحید و ایمانش به سوی شرک به الله، بدتر از قتل و خونریزی است هر اندازه هم که این قتل و خونریزی زیاد و وسیع باشد و مردم بزرگش کنند.

اگر تمام جهانیان به جان هم بیفتند و پیکار کنند تا اینکه همگی یکدیگر را نابود کنند،این نزد الله سبکتر از شرک ورزیدن به او است و سبکتر است از اینکه مسلمان از دینش مرتد شود و به خاطر تسلط اهل کفر بر او و مسلط کردن قوانین و مقررات و سیستم ها و عقاید کفریشان بر خلق – که یکی از نتایج اهمال فریضه جهاد با کفار و ترک دفع و ذبح آنان از سوی مسلمین است- آنان را در عقیده و توحیدشان دچار فتنه کند.

این اصول و عقاید ما اهل اسلام می باشد و اینها اصولی هستند محکم و معلوم و واضح در دینمان به طوری که هیچ مسلمانی که بوی علم به مشامش خورده باشد بدان جاهل نبوده و از آن غافل نیست.

اینها اصولی هستند که هر کس از آنان غفلت کرده و آنها را معیار و میزان قرار نداده و بنایش را بر این ستون محکم نسازد،فتاوی و نتائجی عجیب و غریب را به دست خواهد داد و بناهایی کج و معوج و لرزان برلبه پرتگاه خواهد ساخت.

و بزرگترین دلیل بر این سخن و بزرگترین دلیل جهل بسیاری از منتسبین به اسلام و بلکه منتسبین به علم و دوری شان از دین الله ،این است که امروزه می بینیم و می شنویم که جهاد و مجاهدین را محکوم کرده و از آنان برائت جسته و آنها را جنایتکار و تروریست و ارهابی و هراس افکن می نامند ، و این سفیهانی که چنین لقبی بدانان می دهند نمی دانند که هراس افکنی در قلوب دشمنان الله یکی از بزرگترین فرائض در دین الله تعالی می باشد و در هم کوبیدن و به کمین نشستن برای آنها در همه جا،از اوجب واجبات اسلام می باشد و هراس افکندن و وحشت ایجاد کردن و ترساندن آنها از مهمترین سنتهای محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم است.

الله تعالی می فرماید:{ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ: براي ( مبارزه با ) آنان تا آنجا كه مي‌توانيد نيرو و ( از جمله ) اسبهاي ورزيده آماده سازيد ، تا بدان ( آمادگي و ساز و برگ جنگي ) دشمنِ خدا و دشمن خويش را بترسانيد ، و كسان ديگري جز آنان را نيز به هراس اندازيد كه ايشان را نمي‌شناسيد و خدا آنان را مي‌شناسد .}(انفال:۶۰)

و می فرماید:{ ‏ فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ‏: ‏ اگر آنان را در ( ميدان ) جنگ روياروي بيابي و بر ايشان پيروز شوي ، آن چنان آنان را در هم بكوب كه كساني كه در پشت سر ايشان قرار دارند ( و دوستان و ياران ايشان بشمارند ) پند گيرند ( و پراكنده شوند و عرض‌اندام نكنند ) . ‏}(انفال:۵۷)

 ومی فرماید:{ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ: مشركان ( عهدشكن ) را هركجا بيابيد بكشيد و بگيريد و محاصره كنيد و در همه كمينگاهها براي ( به دام انداختن ) آنان بنشينيد .}(توبه:۵)

و در حدیث صحیح وارد شده است که:(نصرت بالرعب مسیرة شهر…: با هراس افتادن[در قلوب دشمن] از فاصله یک ماه[به دور از دشمن]از سوی الله نصرت شده ام).

(وجعل رزقی تخت ظل رمحی:رزق من زیر سایه نیزه ام قرار داده شده است).

حقیقت این است که وضوح این اصول در دینمان از آفتاب در وسط آسمان،روشنتر است و سوگند به الله که حتی بر دشمنانمان پوشیده نیست به طوری که در هنگام نمود حقائق دندان های دشمنی خود را به خود دین اسلام نشان می دهند چرا که حقیقت آن را می شناسند؛من بارها و به کرّات و مرّات نوشته های بسیاری از نصاری و مستشرقین خوانده ام که در آنها به وضوح حقیقت جهاد در دین اسلام را بیان کرده و شبهات شکست خوردگان روحی را جواب می دهند یعنی علمای فتنه انگیزی که برای خودشیرینی برای غرب کافر  و ارضای آنان می کوشند که این حقائق را مسخ کنند.. و زبان حال آنها و بلکه سخن آنها در بسیاری اوقات چنین است که می گویند:{ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ: مي‌ترسيم كه ( روزگار برگردد و ) بلائي بر سر ما آيد ( و به كمك ايشان نيازمند شويم ) .}.

{ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ: اميد است كه خداوند فتح ( مكّه ) را پيش بياورد يا از جانب خود كاري كند ( و دشمنان اسلام را نابود و منافقان را رسوا نمايد ) و اين دسته از آنچه در دل پنهان داشته‌اند ، پشيمان گردند ( و بر ضعف و شكّ و نفاق خود افسوس خورند ) .}(انفال:۵۲)

تردیدی نیست که کسانی که برای کم رنگ کردن این حقائق و زدودن آنها می کوشند،اینان در حقیقت اهل ارجاف و نفاقی هستند که به وعده الله اطمینان نداشته و سنن الهی را نمی فهمند:

{ ‏ رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَفْقَهُونَ ‏: ‏ آنان بدين خوشنودند كه با زنان خانه‌نشين ( و پيران و بيماران و كودكان ) باقي بمانند . دلهايشان ( با خوف و نفاق ) مهر زده شده است و لذا نمي‌فهمند ( كه عزّت دنيا و سعادت آخرت در جهاد و پيروي از پيغمبر است و بس ) . ‏}(توبه:۸۷)

و بدین خاطر است که آنان  وقتی می بینند احزاب کفر علیه اهل حق متحد گشته اند ،به امکانات و نیرو  و شمارشان فریفته گشته و از آنان چنان می ترسند که از الله تعالی آنطور نمی ترسند و هنگامی که صفوف اهل حق و اهل باطل به هم می رسند می فهمی که آنان در حقیقت اهل این مقوله هستند:{ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً: خدا و پيغمبرش جز وعده‌هاي دروغين به ما نداده‌اند .}(احزاب:۱۲).

اما اهل ایمان راسخ با نور الهی امور را می نگرند و حقیقت جهاد و برکات مدافعه را می دانند و بدین خاطر می گویند:{ هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَاناً وَتَسْلِيماً: اين همان چيزي است كه خدا و پيغمبرش به ما وعده فرموده بودند .  ( خدا و رسول او به ما وعده داده بودند كه نخست سختيها و رنجها ، و به دنبال آن خوشيها و گنجها است ) و خدا و پيغمبرش راست فرموده‌اند . اين سختيها جز بر ايمان ( به خدا ) و تسليم ( قضا و قدر شدن ) ايشان نمي‌افزايد .}(احزاب:۲۲).

دیدگاهتان را بنویسید