یا جنگ مذهبی و خودکشی یا اتحاد و پیروزی بر دین سکولاریسم کدامیک؟

یا جنگ مذهبی و خودکشی  یا اتحاد و پیروزی بر دین سکولاریسم  کدامیک؟

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو

«نیوزویك» به مقامات آمریكایی توصیه كرده است، بدون گرفتن جانب یك طرف در  درگیری‌ها ی مذهبی میان مسلمین ، تلاش كند این درگیری ادامه یابد تا مسلمانان به جای حمله به غرب، مشغول اختلافات داخلی خود باشند.
در این تحلیل آمده است: این روند به همین شكل یادآور دوره اصلاحات مسیحی است.

در قرون وسطی و اوایل رنسانس در غرب ، شاخه‌های گوناگون نصرانیت برای اثبات درستی فرقه و مذهب خود  به كشتار یكدیگر پرداختند. و دامنه ی اختلاف را به حدی گسترش دادند که جناح بسیار اندک و ناچیز سکولار جامعه توانستند نظر و رای  مردمان مذهبی نیز را به خود جلب کنند .

  مردم که از جدالها و درگیریهای ویرانگر میان رهبران و جناحهای مختلف مذهبی  از یکطرف و فقر و تنگدستی و دیکتاتوری حکام  همکار با مذهبیون از دیگر سو به تنگ آمده بودند؛ فریب تبلیغات سکولارهایی را خوردند که مذهب را در خود شخص محدود کرده و دست دلالان و توطئه گران مذهبی و حکام ظالم را از سر مردم کوتاه نمایند. مردم را اختلافات و کشتار داخلی مذهبیون و فقر وظلم حاکم بر جامعه به طرف سکولاریستها کشاند، نه حقانیت عقاید و برنامه های سکولاریستها.

این پروژه و مصیبت میان مذهبیون سنی و شیعه و فرقه ها و احزاب مختلف اهل سنت در میان همدیگر و فقر و ظلم تحمیلی بر مردم از دیگر سو باعث قدرت یابی مرتدین سکولاریستی  چون جمال عبدالناصر، رضا شاه پهلوی و… گردید .

 در این تکرار تاریخی ، همچون مردمان نصرانی غرب ، در سرزمینهای مسلمان نشین نیز خود مسلمین بازو و قدرت سکولاریستها را تشکیل می داده اند . جهالت نسبت به اصول شریعت اسلام، وجود تفرقه و چند دستگی های مخرب، عدم  وجود شورائی  کاریزماتیک فراگیر  بر روند تسریع این چرخه ی نامبارک تأثیر به سزایی داشته است.  به راحتی می توان دید و به  نظر می‌رسید این روند سکولاریزاسیون موجود در غرب  با تفاوت‌هایی در سراسر جهان اسلام در حال شكل‌گیری بود .
این اختلافات فرقه ای و سلیقه ای مذهبی میان مسلمین و چند دسته کردن و به جان هم انداختن مردم  برای هر كسی معانی خاص خود را دارد، اما برای هم مسیران«۳ابزار » چطور؟  .

ما می دانیم که  همه ی ایدئولوژی‌ها ی غیر اسلامی و یا آلوده ی منتسب به اسلام، در رویارویی با واقعیت تغییر می‌كنند. سکولاریستهای سوسیالیست شوروی با وعده های توخالی مسلمین را در مسیر رسیدن به اهدافشان خرج کردند ووقتی که به هدفشان رسیدند بیشتر از ۲۵ میلون مسلمان را قتل و عام نموده و یا به سیبری تبعید کردند . در دیکتاتوری چین سوسیالیت نیز همین اتفاق برای مسلمین رخ داد . در رژیمهای سکولاریست ترکیه نیز ، سکولاریستهای ترکهای جوان نیز به رهبر ی آتاتورک ، باز با وعده ووعید به کُردها کار خود را شروع کردند . اما زمانی که به قدرت رسیدند قتل و نسل کشی رایج میان سکولاریستها در انتظار کُردهای مسلمان بود و تا به حال دارند قربانی می شوند . رژیمهای سکولاریست صدام حسین  در عراق نیز از همین قاعده پیروی کردند ، ابتدا وعده و وعید به کُردها و در عمل کشتار دسته جمعی به نام  فریبنده ی انفال و بمباران شیمیائی حلبچه در هورامان غربی و هزاران جنایات دیگر . این نمونه برگی از کارنامه ی تمام سکولاریستهای مرتد محلی در تمام سرزمینهای اسلامی بوده است 
بنابراین، مومنین هم مسیر با یکی از «۳ابزار»برتر كه امیدوارند جهان اسلام را در جهاد علیه غرب سکولاریست و مرتدین محلی با هم متحد كنند، به نوبه خود نباید خود را درگیر یك جنگ داخلی در میان تفاسیر مختلف اسلامی  نمایند. چون تنها حکومت اسلامی و شورای اولی الامر  منطقه ای و در نهایت شورای اوال الامرجهانی علمای اسلام است ، که با وجود حکومت و قدرت اسلامی ،توان  از میان برداشتن اختلافات و تفاسیر غلط را دارد .

پس مجاهدین با درک این امر مهم باید خود را برجهاد با کفار اشغالگر دیکتاتوری سکولاریسم  و مرتدین محلی اش و کسب قدرت حکومتی متمرکز نمایند . وحل نمودن بعضی از امراض را به زمان مناسبش موکول نمایند  . کسب قدرت حکومتی است که می تواند ریشه ی تمام بیماریهای قلبی و نفسانی و حتی مادی مسلمین  ،که به خاطر بی حکومتی دچارش شده اند، را ریشه کن نماید .و این امر بزرگ و اساسی نیز با جنگ داخلی و تفرقه و هدر رفتن انرژی مبارزاتی و انحراف از مسیر اصلی جهاد، میسر نیست .

این اختلافات مصنوعی ، باعث  «۳ابزار» شده و ما تنها در صورتی می‌توانیم به مسلمانان كمك كنیم كه این داستان غم انگیز تکراری پایان یابد و به استراتژی صحیح جهاد و دشمن شناسی و دسته بندی دشمنان دور و نزدیک  برگردیم . جنگی كه  اشغالگران سکولاریست با همکاری مرتدین محلی می خواهند هم‌اكنون بر محور مذهب‌ها  راه بیاندازند، باید به خود دیکتاتوران سکولاریست اشغالگر و مرتدین و مزدوران محلی اش برگردد. .
پیروان فرقه ی ناجیه به تبعیت از رهبرانشان  باید در تبلیغات برای این جنگ مصنوعی داخلی، از تفرق و جنگ داخلی خودداری كرده و با روشنگریهای اسلامی شان به تشویق این جریانات و تفاسیر به جنگ با دشمن مشترکشان بپردازند. جنگی که توانایی جدا كردن  صف مسلمین از غیرمسلمین و حتی توان جدا کردن دشمنان مسلمین را از هم دارد.

به یاد داشته باشیم که در نصرانیت نیز،  جمعیت زیاد و قدرت عقیدتی سکولاریستها نبود که منجر به سکولاریزاسیون و کنار نهادن نصرانیت در غرب گردید ، بلکه این  اختلافات خسته کنند ی تفاسیر مختلف باهمدیگر ، كشتار و خونریزیهای داخلی ، فقر فراگیر ، ظلم و دیکتاتوری حکام ،و در نهایت دلزدگی مردم از وضع موجود میان مذهبیون بود، که ابتدا مارتین لوتر  و امثال وی را بوجود آورد و سپس بوجود آمدن جوامع سکولاریست  « موجود در افکار چند نفر» را به واقعیت عینی و فراگیر تبدیل کرد .

این داستانی برای وقت گذزانی و کسب معلومات نیست بلکه واقعیتی است که همگی ما با آن سروکار داشته و «باید» از آن عبرت و درس بگیریم و گرنه خود ما و نسلهای آینده ی ما از قربانیان حتمی آن خواهیم بود . خستگی مردم و دلزدگی آنان از اسلام و قوانین شریعت و یا دلزدگی و خستگی از جماعتهای موجود مسلح فرقه ی ناجیه و بخصوص حکومت اسلامی، چیزی است که به دیکتاتوری سکولاریسم و منافقین فرصت ابراز وجود می دهد . اشغالگران و سکولاریستهای مرتد محلی به تکمیل کردن این پروژه ی خطرناک « آنهم به هرقیمتی » دل بسته اند .بایدروزنه های امیدشان را با هوشیاری خود ببندیم

دیدگاهتان را بنویسید