منافقین با باورهای سکولاریستی جهت ضربه زدن به دین الله

منافقین با باورهای سکولاریستی جهت ضربه زدن به دین الله

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم کفار داخلی با ماسک منافقی که به چهره زده بودند دارای باورها و عقایدی بودند که ممکن است بر خلاف تمام معیارها ، ارزشها و باورهای  کفار اهل کتاب وحتی شبهه اهل کتاب باشد و تنها می توان آن را در میان کفار غیر اهل کتاب و سکولاریستها(مشرکین) مشاهده نمود. واقعیت هم این است که  منافقین در این دوره را همان کفار غیر اهل کتابی(مشرکین)  تشکیل داده بودند که به دلایل مختلف ادای مسلمین را در می اوردند . چون کفار اهل کتاب همچون یهودیان و نصارا هر کدام دارای کیان و موجودیت خاص خود بوده و نیازی به نفاق و تظاهر به دین اسلام نداشتند .

پس از آنکه دامنه ی حکومت اسلامی و تصرف سرزمینهای جدید گسترش یافت عده ای از کفار اهل کتاب و شبهه اهل کتاب نیز تظاهر به اسلام نموده و همان باورهای خاص خود را در قالب روایات و تفاسیر خاص از اسلام به جامعه ی مسلمین تزریق نمودند  تا زمان حکومت اسلامی سیدنا علی بن ابی طالب رضی الله عنه قدرت اداری و کنترلی حکومت اسلامی ، شورای اولی الامر، امت و اجماع ناشی از آن تحرکات آنها را مدیریت و جلو مفاسد آنها را می گرفت . اما با از میان رفتن حکومت اسلامی بالتبع تمام نهادهای مدیریتی آن نیز از میان رفته و جامعه ی مسلمین جولانگاه منافقین متشکل از کفار غیر اهل کتاب، اهل کتاب و شبهه اهل کتاب گردید .

در این راستا عده ای هنوز سعی دارند بین یهود و بعضی از فرق اسلامی رابطه برقرار کنند و چنین القاء می کنند که ریشه این فرق به یهود بر می گردد . به عنوان مثال همچنان‏كه يهوديان عزير را پسر خدا دانستند، شيعيان هم مقام الوهيت براى امامان خود قائل شدند. یا عده ای ریشه آنها را به نصارا وصل می کنند و بعضی از نویسندگان نیز سعی دارند حلقه ی اتصال انها با زروانیسم، میترائیسم و فره ایزدی و تخم شاهی ایرانی یا بودیسم هندی و… برسانند .

عده ای هم  سعی دارند با تعمیم بخشی از باورهای غلات در این زمینه برای شیعیان ریشه ایرانی درست کنند و چنین استدلال می کنند که :

ايرانيان تازه‏مسلمان گرچه ظاهرا به اسلام گرويده بودند، اما به هرحال، تعلّق خاطرى نسبت به عقايد قبل از اسلام خود داشتند. يكى از عقايد آنان اين بود كه براى پادشاهان خود، تقدس ويژه‏اى قائل بودند و مقام پادشاهى را عنايت خاص خداوند به آنان مى‏دانستند و براى پادشاهان خود تخمه شاهى و فرّه ايزدى‏[۱] قائل بودند؛ يعنى اين‏كه خداوند خواسته است اين مقام را فقط در اين خاندان بگذارد و اين موهبت الهى است كه هيچ‏كس حق گرفتن آن را ندارد.

پس از اسلام، آنان به دنبال اشخاصى بودند كه چنين تقدسى را به آنان منتقل كنند، و چون دريافتند كه شيعيان براى امامان خود، مقامات ويژه‏اى قائلند، به شيعه روى آوردند و مقامى را كه براى پادشاهان خود قائل بودند براى امامان شيعه قائل شدند و كم‏كم آنان را به خدايى رساندند.[۲]

و یا در همین زمینه  به این مساله اشاره دارند كه ” تخمه شاهى به وسيله شهربانو، دختر يزدگرد سوم كه به همسرى امام حسين عليه السّلام درآمد، به اهل بيت عليهم السّلام منتقل شد.[۳]

این دیدگاه عملاً پیامبر،فاطمه، علی وحسن که  قبل از امام حسین بودند را مشمول فره ایزدی نمی گرداند پس نمی تواند توجیه صحیحی باشد.

در کل ، اگر بررسی های غیر منصفانه و جزئی را کنار نهیم متوجه خواهیم شد که  پیروان هیچ از یک از مذاهب اسلامی مولد این باورها نبوده اند بلکه تولید کنندگان کفار داخلی از تمام شاخه های موجود آن بودند که تولیدات فاسد خود را مستمسکی جهت اهداف غیر اسلامی و مخرب خود قرار داده بودند.

به همین دلیل ما آلودگیهای ناشی از تمام کفار را در میان پیروان فرق مختلف اسلامی مشاهده نموده ایم. آنچه که این کفار داخلی نمی خواستند خیر رساندن به مسلمین و سعادت آنها بوده است  و انچه در اکثر مواقع خواهان آن بوده اند، علاوه بر ایجاد تفرق، سستی، جنگ داخلی ، کینه و نفرت در میان مسلمین ، کسب منافع دنیوی بوده است .

به دیگر سخن با بررسى زندگانى و شخصيت رهبران غلات شیعه مانند: ابو الخطّاب، مغيرة بن سعيد، ابو منصور عجلى و بيان تبان درمى‏يابيم كه آنان افرادى بودند كه براى رسيدن به جاه و مال و منال براى خود دسته‏بندى‏هايى ايجاد كردند و با بهانه كردن الوهيت ائمه خود را پيامبر و منصوب از طرف آنان دانستند و به اين ترتيب از احساسات مردم ساده‏دل استفاده نموده، آنان را به بيراهه كشاندند و چند روزى از بهره‏هاى اين حركت خود برخوردار شدند.[۴] آنان اباحى‏گرى مطلق را تبليغ مى‏كردند، به‏گونه‏اى كه حتى ازدواج با دختر خود را روا مى‏شمردند، گوشت خوك‏ را حلال مى‏دانستند، لواط را يكى از طيبات به حساب مى‏آوردند و تعاليمى از اين قبيل داشتند.

انگار پس از تحلیل این جریان مخوف در حال بازخوانی و پیشینه ی دنیای سکولار و مدرن امروزین هستیم که در آن ازدواج با محارم(سوئد) ازدواج مردم با مرد و زن با زن، و حتی بالاتر از آن ازدواج با حیوانات و…  ارزش تلقی شده و قانونی گشته است .

سکولاریستهائی که شریعتهای آسمانی را مانعی در برابر امیال پست خود دیده و در مراحلی جهت عبور از این مانع به نام دین و بزرگان دین بر ارزشها و قوانین دین حمله ور شده و در نهایت در قرون اخیر سعی در کنار نهادن تمام شریعتهای آسمانی نموده و خود آزادانه آنچه را که در طول تاریخ خواسته اند انجام داده اند.


[۱]( ۱)- لغتنامه دهخدا ذيل فره ايزدى چنين مى‏نويسد: نورى است از جانب خداى تعالى كه بر خلايق فايز مى‏شود كه به وسيله آن قادر مى‏شوند به رياست و حرفتها و صنعتها و از اين نور آنچه خاص است به پادشاهان بزرگ عالم و عادل تعلق گيرد.

فردوسى مى‏گويد: چنان شاه پالوده گشت از بدی              که تایید از او فره ایزدی

[۲]( ۲)- تاريخ الامامية، ص ۸۷٫

[۳]( ۱)- تاريخ المذاهب الاسلاميه، ج ۱، ص ۴۳٫

[۴]( ۲)- الغلو و الفرق الغالية فى الحضارة الاسلاميه، ص ۱۵٫

دیدگاهتان را بنویسید