از موانع وحدت (۳) استفاده از حربه ی کفار در برخورد با متون تاریخی و روایی

از موانع وحدت (۳) استفاده از حربه ی کفار در برخورد با متون تاریخی و روایی

به قلم: کارزان شکاک

ما در  کتب و  اخیرا در کانالهای ماهواره ای و اجتماعی فریب خوردگان جاهل منتسب به اهل سنت و شیعه، که اکثرا از طرف دشمنان اهل سنت جهت ایجاد جنگ فرقه ای حمایت می شوند، دیده ایم که جهت محکوم نمودن مخالفین و یا مناظره با طرف مقابل خود به روایات و مطالب موجود در کتاب طرف مقابل که به نفع خودشان است  اشاره می کنند و قصد دارند به این شیوه حقانیت خود را ثابت کنند . واضح است اینکه فلان فرقه ی مخالف شما، مطلبى را تأیید کند، دلیل صحّت آن نیست! دلیل صحّت هر موضوعى را باید در «قرآن کریم» و «سنّت» قطعى پیامبر جست.. و جالب اینجاست که این افراد مطالب همان کتاب یا منبع را که به آن اشاره کرده اند اما بر علیه نگرش خودشان است را نمی پذیرند .

  این روش گفتگو و مناظره به چند دلیل فاقد ارزش و اعتبار است :

  • وجود روایتهای دروغین توسط یهودیان، نصارا، غلات و یا دوستان نادان حدیث ساز، به گونه ای که کمتر فرقه ای از این بیماری در امان مانده است و هیچ فرقه ای نیست که کل روایتهای موجود در تمام کتب روائی خود در طول تاریخ را تأئید کند.
  • وجود اجتهاد در گردآوری و ثبت روایات و احادیث.  بدون شک این دسته از علماء نیز معصوم و مجهز به وحی الهی نبوده‌اند، اینها نیز انسانهائی دارای خطاء  بوده‌اند و نمی‌توان تمامی احادیث ثبت شده توسط آنها را پذیرفت . ظهور علمائی تصفیه گر چون آلبانی در میان فرق معروف به اهل سنت و برقعی در میان شیعه دلیل واضح این واقعیت است .
  • وجود اجتهاد علماء از منابع شریعت که امکان درست یا غلت بودن در تمام اجتهادات انسانها می رود و علاوه بر  آن که تابع ظروف زمانی و مکانی خاصی است. و هیچ فرقه ای ادعا نکرده است که تمام آنچه علمای آن فرقه در کتابهایشان گفته اند عین صواب است و احتمال اشتباه در اجتهادات آنها و کتب آنها وجود ندارد.

بر این اساس هم در کتب فرق معروف به اهل سنت می توان مطالب زیادی بر علیه  اهل سنت یافت و هم در کتب فرق شیعه می توان بر ضد شیعه مطلب گیر آورد؛ و به هر دلیلی(ضعف حدیث، اجتهاد اشتباه و… ) که علمای یک فرقه مطلبی را رد کنند علمای فرقه ی مخالف نیز به همان دلایل می توانند مطالبی را رد کرده و از خود دور نمایند هر چند در کتب آنها نیز وجود داشته باشد . 

اشتباهاتی که امروزه از بعضی ازبرادران، تحت تأثیرعلمای آل سعود و مستشرقین ، در برخورد باشیعه دیده می شود را نمی توان در رسانه های جمعی وکانالهای اطلاع رسانی کتمان نمود . که می توان به اهم این اشتباهات اشاره نمود:

  1. عدم تمایز میان شیعه با غلات با وجود آنهمه منابع قابل دسترسی
  2. سهل انگاری در مورد اخبار مشترک و مورد اتفاق و سخت گیری و دقت  در اخبار و روایتهای مورد اختلاف .
  3. دچار پیش داوری شده و به صورت گزینشی وسلیقه ای با اسناد و مدارک مختلف برخورد کردن و انتخاب آنچه بامیل، احساس و پیشفرضهای وی سازگارتر است وعدم توجه به سایر اخبار واحد یا متواتری كه ضد خبر مورد علاقة آنهاست.
  4. با انکه خود را پیرو سلف صالح این امت میدانند اما عملا تنها نظر عده ای خاص را قبول دارند و تمام نوشته های معاصر آنها تکرارهمان مکررات این خط فکری خاص است.
  5. بیشترازآنکه تابع تحقیقی علمی واستدلالی باشند از روش جدلی سود میبرند.
  6. به جای آنکه به صورت کلی، یکپارچه وترکیبی وقایع را بررسی کنند سعی دارند به صورت تکه تکه وتجزیه ای عمل کنند و آن مواردی که به نفعشان است را بر جسته و سایر موارد را بی اهمیت جلوه دهند.
  7. تحمیل آراء علماء درمورد فرقه ای خاص در گذشته های دور بر «وضع موجود» همان فرقه با وجود دگرگونیهای غیرقابل انکارهمان فرقه
  8. حمله به فرقه ی مخالف به دلیل وجود دلیلی ضعیف و نادرست درکتب همان فرقه
  9. حمله به فرقه ی مخالف به دلیل فاسد بودن یا  ظالم بودن فلان شخص یا گروه در همان فرقه
  10. میزان توانائی علماء وائمه ی شیعه درمبارزه با انحرافات غلات را متناسب با امکانات زمان حال می سنجند.

توضیح اینکه ، تنها با مطالعه کتب تاریخی چون طبری و منابع حدیثی مختلف منتسب به شیعه و سایر فرق اسلامی می توان به این حقیقت دست یافت كه متون قدیمی تاریخی (به خصوص در زمینه روایات صدر اسلام) و روایات منتسب به بزرگان در خیر القرون به قدری فراوان و متنوع و پراكنده و ضد و نقیض است كه هر كس با هر مرام و عقیده ای می‌تواند مطالبی به نفع خود از میان روایات متعدد و مختلف جمع آوری كرده و سند قرار دهد.

کفار آشکار جهانی در قرون گذشته و هم اکنون در قالب مستشرقین ، مراکز اسلام شناسی، میزگردهای انتقادی و… ، در تحقیقات خود تنها به بهانه ی اینکه «این مطالب در كتب خود مسلمانها نوشته شده و وجود دارد و ما چیزی از خود ننوشته ایم» علیه اسلام و مسلمین تاخته اند .

و یا اینکه با بازیباكلماتودرهمریختنآنهابرایاهدافیخاص،و با بهره گیری از یک اصل، عمدا از متشابهی ضد همان اصل استفاده نموده اند که یكی از عادات ناپسند یهود است و نمونه‌هایی بی‌شماری ازآن، دركتاب تلمود، وجود دارد.

همچنین به نقل كتابهای سیره، برخی یهودیان، هنگام سلام دادن به رسول الله صلی الله عليه و سلم، می‌گفتند: “السام علیك” یعنی “مرگ برتو” آن بزرگوارپاسخ می‌داد: “علیك”.

در کنار این کفار آشکار ما شاهد فعالیتهای مشابه کفار داخلی در قالب غلات بوده ایم که جهت پیگیری همان هدف تخریبی به پیش رفته اند .

تا اینجا ما شاهد مجموعه فعالیتهای دشمنان دین در شکلهای مختلفی هستیم و این مسیر تمام کفار در طول تاریخ بوده است و جای تعجب و گلایهنیست . شکوائیه و گلایه ی ما از نویسندگان و محققان دلسوز پیرو فرق مختلف اسلامی چون زیدی، حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی ، امامی جعفری، ظاهری و….است كه آنها نیز دقیقاً از همین حربة کفار آشکار و پنهان علیه همدیگر استفاده كرده و از بین متون فراوان و ضد و نقیض تاریخی و روائی، مطالبی را به نفع خود گردآوری كرده و بعد می گویند این مطالب در كتب خود آنان هم وجود دارد! پس صحیح است!

محمد قطب رحمه الله بر این باور است که متون تاریخی صدر اسلام را باید با قرآن پالفت (کیف نکتب تأریخ الاسلامی) علاوه بر آن تمام ائمه ی شعه ی ۱۲ امامی بر این باورند که تمام روایات را باید با معیار قرآن پالفت سپس قبول کرد .

دیدگاهتان را بنویسید