از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۲)

از موانع وحدت (۴): عدم اختیار و آزاد نبودن مسلمین و برده ی فکری دیگران شدن (۲)

به قلم: کارزان شکاک

اینهائی که به صورت ارثی عقاید خود را دریافت کرده اند تنها زمانی شما را می پذیرند که تو  هم یکی از آن‌ها باشی و به آنچه آن‌ها و پدرانشان به صورت ارثی به آن بدان ایمان و باور دارند اعتقاد پیدا کنی.   به زبان ساده تر یعنی زمانی تو را می پذیرند که از طایفه ی انها باشی و گرنه در محله، روستا یا شهر و کشوری که زندگی می کنی شهروند درجه چندم هستی و حقوقی برابر با انها نداری !

به همین دلیل است قبل از شروع هر بحثی ابتدا می خواهند بدانند تو متعلق به کدام فرقه ی اسلامی هستی و بعد از شناخت شخص و فرقه ی او بر اشتباهات دیگر شخص و فرقه اش انگشت گذاشته و این اشتباهات را به همه سخنان صحیح و حقی که می‌گوید تعمیم می‌دهند و به سخن او گوش فرانمی‌دهند و خود را به همین سادگی از نعمت حقیقت محروم می کنند .

 در حالی که آمده است : « اُنْظُرْ اِلي ما قالَ وَ لا تَنْظُرْ اِلي مَنْ قالَ» حق و حقیقت را باید به دست اورد هر چند که نزد مخالفین یا دشمنان شخص هم باشد . چون حق گمشده ی مومن است و امام علی علیه السلامی می گوید: الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ [۱]حكمت گمشده مؤمن است پس آنرا فرا گير اگر چه از مردم دو رو باشد. و در جای دیگری می گوید: الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الحِكمَةُ ضَالّةُ المؤمنِ ، فاطْلُبوها و لَو عندَ المُشرِكِ تكونوا أحَقَّ بها و أهلَها . حكمت، گمشده مؤمن است ؛ پس آن را بجوييد گر چه نزد مشرك باشد زيرا كه شما بدان سزاوارتر و شايسته تريد .

ابوالحسن الکرخی رئیس حنفی مذهب‌ها در عراق و یکی از اساتید بزرگ آنان می‌گوید: «هر آیه‌ای که مخالف با اعتقاد بزرگان ما باشد آن آیه یا تأویل شده است و یا منسوخ است و همچنین هر حدیثی که مخالف با اعتقاد بزرگان باشد، آن هم یا تأویل شده یا منسوخ است».[۲]

همچنین از کتاب «الکشف الکبیر» نقل کرده است که جائز نیست درباره حدیثی که مخالف با مذهب ابوحنیفه است. گفته شود که همانا امام ابوحنیفه این حدیث را ندیده و یا به او نرسیده است

 به حقیقت آنان معتقدند به اینکه امامان معصوم است امکان ندارد که چیزی از او پنهان بماند، و امکان ندارد که در مورد مسأله‌ای اشتباه بکند، در حالی که می‌دانیم   امامان مذاهب بخصوص مذاهب اربعه در بسیاری از مسائل با هم اختلاف نظر دارند، اگر اجتهاد جملگی آنان راست و حق است، این بدین معنی است که العیاد بالله – دین الله ضد و نقیض‌ها و تناقضات دارد، و این بدان معناست که حق زیاد است در حالیکه الله – سبحانه و تعالی – بیان کرده است که اختلاف نظر از صفات کلام انسانی است و فقط کلام خداوند از آن پاک ومنزه است. خداوند – سبحانه و تعالی – می‌فرماید:

﴿وَلَوۡ کَانَ مِنۡ عِندِ غَیۡرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ ٱخۡتِلَٰفٗا کَثِیرٗا ﴾ [النساء: ۸۲]. و اگر از سوی غیر خدا آمده بود در آن تناقضات و اختلافات فراوانی پیدا می‌کردند»

حافظ المغرب ابن عبدالبر در کتاب خود فصلی را درباره اینکه همانا اختلاف شامل خطا و اشتباه است وهمه اختلافات صحیح و درست نیستند، نوشته است مثال‌ها و نمونه‌های زیادی درباره اینکه صحابه و سلف همدیگر را به خطا و اشتباه متوصل کرده و بعضی از آنان بعضی دیگر را انکار کرده، در بعضی از اجتهادات با همدیگر به مباحثه و مناقشه پرداخته‌اند، حتی بعضی از آنان از رأی و نظر خود برگشته است[۳]

و می‌گوید: اگر بخواهیم انکارات و اعتراضات آنان را جمع کنیم، یک کتاب ظرفیت احاطه این موضوع را ندارد چه برسد به اینکه در یک فصل جمع گرددبه یقین می‌توان گفت در مورد آنچه که صحابه و سلف با هم اختلاف داشتند و همدیگر را انکار کرده‌اند، صحت و درستی آن موضوعات، یکی از دو طرف قضیه است و هر دو نظر صحیح و درست و مطابق کتاب و سنّت نیستند اگر هر دو طرف قضیه درست و صحیح می‌بودند هیچگاه سلف صالح یا صحابه بعضی از آنان، بعضی دیگر را به خطا و اشتباه متوسّل نمی‌کردند هیچ عقیده و نظر و رأی این را نمی‌پسندد و قبول ندارد که هر شیء با ضد آن مقبول و مورد پسند و درست باشد و به حقیقت زیبا گفته است آن کسی که می‌گوید:«اثبات ضدین معاً فی حالٍ أقبح ما یأتی من المحال». «اثبات دو چیز ضد در کنار هم در هر حالت وضعیتی قبیح تر و زشت تر از آوردن یک چیز محال است»[۴]

ابن عبدالبر از امام مالک و اللیث ذکر می‌کند که همانا آن دو در رابطه با اختلاف اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در ردّ و انکار گفته کسانی که می‌گویند در اختلاف بین آنان وسعت و رحمت برای امت اسلامی وجود دارد. می‌گویند: اینگونه نیست، به حقیقت آن اختلافات شامل درست و نادرست، حق و ناحق می‌باشند یعنی اگر در چیزی اختلاف نظر وجود دارد حتماً یکی از آن دو درست وحق است و دیگری نادرست و ناحق.[۵]


[۱] ترجمه وشرح نهج البلاغه(فيض الاسلام)، ج ۶ ص ۱۱۲۲)

[۲] تاریخ التشریع الإسلامی للخضری،ص ۳۳۲٫ / این سخن را یکی از نویسندگان کتاب «الاجتهاد المجتهدون در ص ۸۲» از کتاب «تنقیح الحامدیه» استخراج کرده و آن را نوشته است

[۳] جامع بیان العلم «(۲/۱۰۴-۲/۱)

[۴]   جامع بیان العلم  ۲/۱۰۷-۱۰۸

[۵] جامع بیان العلم(۲/۱۰۰)

دیدگاهتان را بنویسید