آيا تكفير و اقامه ي حجت مختص علماء است ؟ (به صورت مختصر)

آيا تكفير و اقامه ي حجت مختص علماء است ؟ (به صورت مختصر)

مؤلف : ابوانس توحيدي

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله مظهر الحق ولو بعد حين، والصلاة والسلام على الصادق الأمين، وعلى آله وصحبه والتابعين، وعلى من اتبعهم بإحسان إلى يوم الدين، أما بعد:

موضوع تكفير يكي از آن موضوعات مهمي است كه اهل ارجاء مجموعه گمانها و شبهات زيادي را در اطراف آن درست كرده اند ، مجموعه اي شرط و مانع براي اين موضوع درست كرده اند كه هيچ سندي برايش وجود ندارد . اين ايجاد آشفتگي و گمان پراكني چنان جوي را به وجود آورده است كه صداي علماي اهل سنت را دربياورند و اين علما را مجبور كردند كه جواب تك تك گمان افكني ها و شبهاتشان را بدهند .

يكي از شبهات و گمانهايي كه پراكنده اند اين است كه مي گويند : ”  تكفير و اقامه ي حجة كار علماء و مختص آنهاست و غير از آنها كس ديگري حق ندارد تكفير كند و اقامه ي حجتش هم قابل قبول نيست !! ”  

بسياري اوقات مرجئه هاي معاصر چنين شبهه اي را پرورش داده و مي گويند : هيچ كس حق ندارد حكم كافر بودن كسي  را صادر كند هر چند كه چنين شخصي كفربزرگ و آشكاري هم از وي سر زده باشد چون تكفير مختص علماء و كار آنهاست . ( البته منظور آنها از علماء آندسته از علمائي است كه خودشان آنها را قبول داشته و معمولا وعاظ السلاطيني هستند كه در خدمت حكام و منافع آنها قرار گرفته اند و هرگز بر عليه منافع اربابانشان فتوائي صادر نمي كنند )

به همين منظور و با توكل بر الله ، در اين پاسخ مختصري كه آماده نموده ايم جواب اين شبهه ي بي اساسشان را داده و حقيقت موضع  را طبق فتواي علماي اهل سنت روشن خواهيم نمود .

در ابتداي امر بايد بگويم كه :  بدون شك اين شبه ، گفته ي بي پايه و اساس و بدون سندي است كه هيچ دليل و سندي از قرآن و سنت و اجماع برايش وجود ندارد . حتي از سلف صالح هم هيچ دليل و يا گفته اي برايش وجود ندارد و علماء اين شبهه را رد نموده اند . 

در ادامه بايد افزود كه علماء بر اين قاعده يكصدا و متحدند كه : ” من لم یكفر الكافر فهو كافر”.

بسيار خوب ، حالا ما مي پرسيم : علماء كه مي گويند هركسي كه كافري را تكفير نكند در آن صورت خودش كافر مي شود ، و كلمه ي ” من ”  يعني هركس  ، عبارتي عمومي است ؛ شما با چه دليل و مدركي آنرا به علماء مختص كرده ايد و مردم ديگر را از آن خارج نموده و استثناء نموده ايد ؟!!

پس از آن همه مي دانيم كه قسمتي از ايمان و شرط صحيح بودن آن ، عبارت است از كفر به طاغوت ؛ و خداوند بزرگ مي فرمايند : ”  فمن يكفر بالطاغوت ويؤمن بالله فقد اسْتمسك بالعُروة الوثْقى” . البقرة:۲۵۶٫

و براي كفر كردن به طاغوت لازم است كه طاغوت به عنوان كافر قلمداد شود ، حالا اين شرط ايمان چگونه محقق مي شود اگر ما بگوئيم كه نبايد كسي را تكفير كني و تكفير نمودن هم مختص علماء است ؟!!

خداوند پروردگار در موضوع داستان صاحب باغ مي فرمايد : ”  ودخل جنته وهو ظالم لنفسه قال ما أظن أن تبيد هذه أبدا*وما أظن الساعة قائمة ولئن رددت إلي ربي لأجدن خير منها منقلبا* قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت بالذي خلقك من تراب… ” [ الكهف:۳۵-۳۷٫ ]

همچنانكه مي بينيد پس از آنكه صاحب باغ انكار روز رستاخيز را نمود ، فورا رفيق ايماندارش به وي گفت : آيا تو كافر شدي به خدايي كه تو را آفريده است  ؟ نگفت من بر وي حكم را صادر نمي كنم و مي روم عالمي را پيدا كرده تا او حكم را بر وي صادر كند !!

 از شيخ ابن باز سوال شد : أحسن الله إلیكم یا شیخ ، بسياري از آنهايي كه خودشان را به سلفيت منتسب مي كنند، اقامه حجت را مختص علماء مي دانند و شرط اقامه ي حجت را اين مي دانند كه حتما بايد اين كار توسط علماء صورت گيرد ،و اگر شخص عوامي  كسي  كه مرتكب كفر اكبر شده بود را تكفير كرد به وي مي گويند : نه خير ، تو نبايد كسي را تكفير كني !

شيخ بن باز نيز در جواب گفتند :اقامه حجه يعني قرار دادن دليل بر روي طرف مقابل ، اين اقامه ي حجه است ، حالا اين و هر كسي متناسب با حال خودش ، ( يعني هر كسي به اندازه ي توانائي و آگاهي خودش مي تواند اقامه حجت كند ، كسي هست كه در موضوعي مي تواند اقامه حجت كند و در موضوع ديگري نمي تواند / مترجم ) .  

 سؤال كننده گفت: اما آيا بر شخص عوام هم واجب است كسي كه دچار  كفر اكبر شده است را تكفير كند؟:

شيخ بن باز جواب داد : بله ، اگر ثابت شد كه آن شخص كفري را انجام داده است ، چه مانعي در اين وجود دارد ؟ ، اگر برايش ثابت شد كه چنان شخصي دچار كفر گشته است وي را تكفير مي كند ،همچنانكه ما ابوجهل و عتبه بن ربيعه و شيبه بن ربيعه  را تكفير مي كنيم ، چون ما دليل داريم كه اينها با  كفر مرده اند و رسول الله صلي الله عليه وسلم در روز بدر اينها را كشت در حالي كه كافر بودند.

سؤال كننده پرسيد : أحسن الله إلیكم ،اي شيخ ، آنهائي كه مانع افراد عوام مي شوند كه تكفير كنند چي ؟  

شيخ بن باز جواب داد : عوام نبايد بدون دليل و سند تكفير كند ، عوام علم ندارد ، فقير است ، اما چنانچه نسبت به چيز مشخصي علم داشت ، براي نمونه : هر كسي كه انكار حرام بودن زنا را بكند ، چنين شخصي نزد عوام بايد تكفير شود ،هيچ گماني در اين وجود ندارد ، اگر كسي گفت : زنا حلال است ،نزد همه كافر و سپس تكفيرمي شود ، چه نزد عوام باشد چه غير عوام ، اين چيزي است كه نياز به دليل ندارد ، مي گويم : نياز به دليل ندارد . يا اينكه چنين شخصي گفت : شرك صحيح است ، و براي مردم اشكالي ندارد كه غير از خدا كس ديگري را نيز بپرستند ،اگرچنين شخصي گفت : براي مردم اشكالي ندارد كه بت و ستاره و جن را بپرستند ، يا بگويد : نماز واجب نيست ، هر كسي دوست داشت نماز بخواند و هركسي دوست نداشت نخواند و… آيا هيچ كسي وجود دارد در كافر بودن چنين شخصي شك داشته باشد ؟ نيازي به دليل و سند ندارد . اما شخص عوام بايد در چيزهائي كه اشكال وجود دارد و حكمش نزد عوام پنهان مانده است  [ و در تخصص آنها نيست ‍] بايستد و حكم صادر نكند .[۱]

در جاي ديگري هم مي گوید : در مسئله ي اقامه ي حجت همين اندازه بس است كه حق از طرف كسي كه در آن مورد علم دارد ، با دليل و مدرك براي كسي كه دست از حق كشيده است روشن و آشكار شود و به راه راست هدايت گردد . اين شخصي هم كه اقامه ي حجه مي كند، اگرچه مجتهد هم نباشد و فقط در آن مورد كه برايش دعوت مي كند و به آن فرمان مي دهد  نسبت به دلايل شرعي از قرآن و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم آگاهي داشته باشد، كافي است .  يعني : اگر اهل علم هم نباشد همين آگاهي در آن مورد خاص  كافي است .[۲]

۵-  سؤالي از شيخ  علی الخضیر ( خداوند از زندان آل سعود آزادش كند ) شده مبني بر اينكه : آن شخصي كه فقط او حق دارد فرد معين و مشخصي را تكفير كند  كيست ؟ و آيا براي انسانهاي عادي صحيح است كه شخص معين و مشخصي كه كفر آشكاري انجام داده است را  تكفير كند ؟ مخصوصا اگر چنين شخصي كه تكفير مي كند آگاه بر احكام تكفير و موانع تكفير باشد  . يا اينكه به وي گفته مي شود : آن كار را نكن و از آن دست بكش و آنرا به قاضي يا مفتي يا عالم مجتهدي بسپار ؟

منتظر روشنگري هستيم چون در اين موضوع سروصدا زياد شده است .  

جواب : همچنانكه گفتي ؛ انسان عادي كه بر احكام تكفير و موانع آن آگاهي دارد ، مي تواند تكفير كند .  و اين روال از زمان رسول الله صلي الله عليه وسلم تا الان  همينگونه ادامه داشته و به آن عمل شده است . اما شخصي كه در اين موضوع آگاهي نداشته باشد ، در آن صورت برايش صحيح نيست در اين موضوع سخني بگويد ، به خاطر حديث ”  هر كسي كه به برادر خود بگويد اي كافر ، در آن صورت به يكي از آنها بر مي گردد ”  .

وليس التكفير من خصائص القاضي أو المفتي أو العالم المتبوع، فهذا من الخطأ . يعني : تكفير يكي از كارهاي مخصوص و مختص قازي يا مفتي يا عالمي كه دنباله رو دارد نيست ، اين غلط است كه گفته شود كه تكفير كردن مختص آنها ست.[۳]

 ابوبصير طرطوسي مي گوید : اما ويژگيهاي شخصي كه اقدام به رساندن آن آگاهي و علم  براي شخص مجرم  را مي نمايد … ممكن است با هر وسيله اي كه بتواند اين آگاهي را به شخص نادان برساند ، اقدام نمايد ، بعضي اوقات احتمال دارد آن آگاهي شرعي را شخص عالمي بر مي دارد و بر وي ارائه مي كند  – و شرط هم نيست كه اين شخص عالم باشد بر تمام علوم شرعي همچنانكه عده اي به آن دعوت مي كنند – و احتمال هم دارد يك كتاب باشد ، يا مجله اي باشد ، يا راديو و يا كاست ظبط شده اي است كه سخنراني يا بحث يكي از اهل علم را در خود جايي داده است ، كه در آن بحث يا درسي كه ارائه شده است ، در مورد آن چيزي صحبت مي كند كه شخص سرپيچي كننده در آن چيز سرپيچي كرده است و جهل شخص سرپيچي كننده در آن مورد از بين مي رود … والله تعالی أعلم . [۴]

همچنين مي گوید : براي مسلماني كه اقامه ي حجت مي كند  شرط نيست كه دارنده ي مدارك بالا در علوم شرعي باشد و يا اينكه خودش يكي از علماهاي برجسته باشد ، بلكه شرط است كه آن شخص ، بر دليلي و حكمي كه بر شخص نادان ارائه مي دهد آگاه باشد ، چون كسي كه خودش چيزي نداشته باشد بي گمان نمي تواند آنرا نيز ببخشد …. و گفته ي آنكسي كه مي گويد : اقامه ي حجت بر اشخاص سرپيچي كننده فقط توسط علماي متخصص علوم شرعي انجام مي شود ….  سخن ناحقي است و مختص كردن آن به علماء نياز به دليل دارد …بلكه دليل و مدرك بر اين واقعيت وجود دارد كه اقامه ي حجت بر سرپيچي كننده گان ،هم توسط علماء صورت مي گيرد و هم توسط غير علمايان .[۵]

و در جاي ديگري هم می گوید: از كسي كه اقامه ي حجت مي كند به عنوان شرط قرار داده نشده است كه عالم مجتهد اصولي باشد تا انتهاي آن ليستي  كه مرجئه هاي معاصر درستش كرده اند .اين را نيز از روي عقل و هوا و آرزوي خودشان اتخاذ كرده و گرفته اند .

اما اگر گفته شود كه شرط است  شخصي كه بر روي فرد نادان مخالف اقامه ي حجت مي كند بايد در آن موضوعي كه قصد اقامه ي حجت را دارد آگاه و عالم باشد ، چنين سخني صحيح است ؛ چون كسي كه چيزي را نمي داند مثل آن مي ماند كه آن چيز را نداشته باشد ، و كسي هم كه چيزي نداشته باشد نمي تواند آنرا به ديگران ببخشد . [۶]

 شیخ أبي العلا راشد بن أبي العلا الراشد مي گوید: ” ولا یشترط في قیام الحجة أن تكون من عالم أو غیره بل بقیمها من یحسن إفاتها ”  . يعني : به عنوان شرط قرارداده نشده است در مسئله اقامه ي حجت كه بايد حتما عالم يا غير عالم آنرا انجام دهد ، بلكه هركسي كه به خوبي بتواند اقامه ي حجت كند مي تواند آنرا انجام دهد ، آنگاه مي گوید : و اين هم منظور شيخ الاسلام ابن تيميه در موضوع  اقامه ي حجت است[۷]

اين موضوع اتمام حجت و منحصر كردن آن به چند عالم مفتي متخصص در تمام علوم شرعي  و حذف نمودن ساير مسلمين از اين امر مهم ، با  شبهه ي الهضيبي از رهبران اخوان  مبني بر اينكه : در آماده كردن بنده ” در اساس ، در ترازوي حق و راستي  ما دعوتگر هستيم نه قاضي ”  ارتباط دارد . جهت بيشتر روشن شدن موضوع مي توانيد نگاهي به آن بياندازيد .

در پايان مي گويم : بسياري اوقات وقتي كه به اصل اين شبه و گمان افكني مي انديشم ، چنين آنرا درك مي كنم كه كل تلاش آن سعي در تعطيل كردن و بستن درهاي تكفير بر روي كساني است كه شروط تكفير در آنها وجود دارد و بايد تكفير شوند بخصوص طاغوتها .

أنا منهجي توحيد ربِّ العرش لا       أرضى مساومة؛ لأجل الدرهم

والكفر بالطـاغوت تلك عقيدةٌ          وبـــدونها دين العباد بمثلم

وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين

 وصلى الله وسلم على أشرف الأنبياء وإمام المرسلين


[۱] شرح كشف الشبهات ، لابن باز

[۲] مجموع الفتاوی : (۲۸/۲۱۳).

[۳] إجابة الشيخ علي الخضير على أسئلة اللقاء المفتوح في منتدى السلفيون،س۱۹۵

[۴] العذر بالجهل وقیام الحجة ، ص ۱۱۴

[۵] العذر بالجهل وقیام الحجة ، ص ۸۰

[۶] شروط لا إله إلا الله،ص ۳۹

[۷] ضوابط التكفیر المعین ،للشيخ أبي العلا ، ص۶۰-۶۱٫

دیدگاهتان را بنویسید