بهشت؛ از آنِ شماست در هنگام …. (۱)

بهشت؛ از آنِ شماست  در هنگام …. (۱)

مؤلف: شیخ ابوسعد العاملی

ارائه دهنده : معتصم هورامی

بسم الله الرحمن الرحیم

و به نستعین ..

سپاس خدایی را سزاست که خالق آسمانها و زمین و انسان است، انسانی که او را از گِل سرشت و سپس تعدیلش نمود و در چهارچوبی منظم او را استوار و محکم و رشیدش ساخت و پیامبر و رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر تمامی ادیان دیگر چیره و مسلط شود گرچه کافران را ناخوش آید و مؤمنان را به بهشت نفیسی وعده داده است که در زیر درختانش رودهایی صاف و زلال جاری است و تا ابد درآن جاودان خواهند بود و سلام و درود و رحمت خداوند بر خاتم پیامبران و امام رسولان و خاندان و تمامی یاران و اصحابش باد. اما بعد ..

رسول الله  صلی الله علیه وسلم در مکه هنگامی دعوت به سوی خدا را شروع نمودند که خوراک یک روزشان را نیز نداشتند چه برسد به اینکه صاحب جاه و مقام و ثروت و یا قدرتی باشد تا به وسیله آن پیروان و ایمان آوردندگان به رسالتش را به طمع اندازد و به سوی خود جذب کند.

طبیعت و قوت و سِر ربایندگی این دین در این است که ارتباط عمیق و تنگاتنگی را بین خدا و بنده برقرار می کند، به طوری که در مسیر ایمانش به خداوند متعال، مصلحت و ثروت او را نمی فریبد و قدرت و شوکتی او را نمی هراساند، تا که انتماء و انتسابش خالصانه و بدون هیچ شائبه ای فقط برای خداوند متعال باشد و ایمانش از او جدا و دور نشود و از دینش برنگردد.

همچنین حال و وضعیت داعیان بعد از او هم باید اینگونه باشد به طوری که از یاران و پیروانشان انتظار هیچ گونه اجر و پاداش و غنیمتی نداشته باشند: «لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا» انسان ۹ «و از شما پاداش و سپاسگزاری نمی خواهيم»، بلکه بعد از آنکه سلوک و روش آنها را برای تنها عبادت کردن خداوند متعال و ایثار و فداکاری در راه پیروزی و سرافرازی این دین، منظم و مرتب نمود،آنها را به پروردگارشان متصل می¬کند. پس انسان مؤمن هنگامی که برای گرویدن به این دین بزرگ پیش قدم می شود، جز کسب رضایت خداوند متعال چیزی را در جلوی چشمان خود مجسم نخواهد نمود و اجرای عملی آن نیز، در قیام به فرائض و اوامر خداوند متعال نهفته است. پس¬ او را می¬بینی که تمام توانایی اش را در راه محقق کردن این هدف به کار می گیرد:

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِی سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ» توبه ۱۱۱

«بيگمان خداوند جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خريداری می¬كند. (آنان بايد) در راه خدا بجنگند و بكشند و (یا) كشته شوند.» پس ای انسان مؤمن، پیمان و رابطه¬ی بین تو و الله در این است که تو در راه او جان و مالت را تقدیم نمایی و در راه پیروزی دینش به کارزار بپردازی و در قبال آن نیز بهشت را بدست آوری و رستگارشوی (چه معامله¬ی زیبایی).»

پیمانی واضح و صریـح؛ ولی همراه با سختی و تبعاتی سنگین، البته این مشقت را شخصی درک می-نماید و می فهمد که خود بر عقبات وگردنه های این دعوت، تأمل و درنگ داشته باشد. مشقت ها و سختی-هایی که در نزد انسان صاحب همت بلند و عزیمت بزرگ و اخلاص نمونه، به نعمت و لذتی تبدیل خواهد شد که نمونه و نظیری را برای آن نخواهی یافت. لذتی که او را وا می دارد تا به این پیمان نمونه و بی نظیر ملتزم و متمسک شده، فرمانبردارانه بهای آن را هم بپردازد البته بهایی را بپردازدکه جان نثارانه باشد نه بزدلانه، و از روی رضایت باشد نه در حالت خشم و ناسپاسانه.

و بهشت از آن شماست،آنگاه که مردم را به پیروی از این دین و انتساب به آن فرا می خوانید ..

اولین کاری که انسان مؤمن بعد از درک حقیقت این دین و ترسیخ و ریشه ای شدن حقیقت مفاهیم آن در وجودش انجام می¬دهد، این است کـه به عالم خارج قدم می گـزارد و شروع به نشر معتقداتش می-کند و مردم را به سوی دینش فرا می¬خواند. دین و اعتقاداتی که، بر این باور است سعادت و خوشبختی مطلق، در پیروی از آن است و از روی دلسوزی و ایثار می¬خواهد که دیگران هم از این خوشبختی و نعمت بی¬بهره نباشند.

در مسیر دعوت، مؤمن بزودی موانع و گردنه¬های زیادی را پیش روی خود خواهد دید که اولین مانع این است که مردم او و دعوتش را تکذیب کرده و تمسخرش می¬کنند، ولی در قبال این کار او باید بر دینش صبور و پایدار باشد.

و باید متوجه باشد، هنگامی که دعوتش را به مردم عرضه می¬دارد در ابتدا باید آنها را به پروردگارشان متصل کند و به بهشت و رضایت خداوند متعال که رب العزه در کتابش به مؤمنین وعده و بشارت داده است مژده و بشارت دهد نه به مانند احزاب ماتریالیست و ماده پرست و گروه¬های سیاسی دیگر، آنان را در قبال ایمان آوردنشان، به مسائل دنیوی و لذات و پُست و مقام فراخوانند.

و بهشت از آن شماست، آن هنگام که در رنج و مشقتِ راه دعوت و فراخوانی مردم قرار دارید ..

در مسیر دعوت و فراخوانی به سوی دین الله، خارها و سختی¬های زیادی بر سر راه قرار دارد .. این سنت خداوند متعال در دین اسلام است .. تا که پلید از پاک، نمایان گردد .. و تا از اجتماع و مجتمع مسلمانان پلید و سست عنصر و ضعیف، جدا و پالایش شود .. و در میدان فقط مؤمن پاک و قوی و صادقی که پیوسته در راه جانفشانی برای پیروزی این دین است، باقی بماند و اگر کسی به این سنت خداوندی بی اعتنایی کند و معتقد به روشی غیر از آن شد، بدان که او در وهم و خیال است و در مسیر منحرفی قرار گرفته که در نهایتش شکست قرار دارد و برکه¬ی خیالی¬اش هم سرابی بیش نخواهد بود.

بنابراین بر دعوتگری مخلص و رهبری ربانی واجب و لازم است که پیروان و سربازانش را بر این سختی¬ها و بلایا آگاه و مطلع سازد تا در نهایت آمادگی، قرار گیرند و نیز در هنگام مواجه و روبه رو شدن بتوانند ثمره¬ی انتخابشان را بپذیرند. بلکه باید آنان را به گونه¬ای آگاه ساخته و تربیت کرده باشد که سپاس-گذار و راضی باشند از اینکه خداوند متعال توفیق سربازی و جان نثاری در راه خودش را به آنان عطا نموده است.

اولین بلایی که شاید صاحب حق با آن روبه¬رو شود مسخركردنش می¬باشد و بعد از آن، كم شمردن و استخفاف به اهداف و غايات و گنگ و پیچیده کردن منهج و مرامش است. همه¬ی اینها بدین خاطر است که شخص داعی از چشم مردم افتاده و یاران وفادارش کم شوند. و در مقابل، این تصویر برای شخص داعی مجسم شود و به یکی دیگر از خیالات و افکارش اضافه شود که اکثر مردم از حق غافل بوده و زود فریب باطل را می¬خورند. و می¬بیند که در یاری دادنش چگونه شانه خالی می¬کنند و این در حالی است که اهل حق کم هستند و بسیاری از مردم نسبت به یاری دادن دینشان تنبلی کرده و بخالت به خرج می¬دهند. در این هنگام است که در مسیر فداکاری و ایثار جز عده¬ای قلیل کسی باقی نمی¬ماند.آه بارالها یاری و مددت را از بندگان صالحت دريغ نفرما.

و از مهمترین مراحل ابتلا و سختیِ دعوت، مرحله آوارگی است. مرحله¬ای که در آن شخص داعی و مجاهد در حالت مراقبت و تعقیب و مخفی شدن مستمری قرار دارد که شخص در آن متعرض انواع فشارهای روحی ـ روانی قرار می¬گیرد. فشارها و سختی¬هایی که هدفش از بین بردن همت داعی مجاهد و متوقف کردن مسیر و منهج جهادی او است تا در نهایت تسلیم اراده دشمن شود یا با ترک تمام نشاط¬ها و فعالیتهای جهادی و دعویش و غوطه¬ور شدنش در زندگی روزمره و عادی، دشمن از دستش در امان باشد و یا اینکه به یکی از یاران دشمن تبدیل شده و درمقابل، سابقه و پیشینه قبلیش پاک شود. و چه بسا تشویقاتی مادی و معنوی هم به او می¬دهند تا پاداشی باشد بر تغییر مسیر زندگیش. اما …

اما هنگامی که انسان مؤمن پاداش پروردگارش را به یاد می¬آورد که انتظارش را می¬کشد هنگامی که این غایت بزرگ و مبارک را در جلوی چشمش مجسم می¬کند بهشتی که درآن پاداش و نعمت¬هایی یافت می¬شود که تا به حال به ذهن هیچ کسی خطور نکرده است. بله در این هنگام است که تمام این سختی¬ها بر ایشان آسان می¬شود و حالتی پیدا می¬کند که دیگر آوارگی و فراری شدن از چشم دشمنان برایش لذت خاصی را دارد، انگار که منتظر شب عروسیش است و یا در سالن انتظار است برای اینکه خبر خوشی برایش آورده شود.

هنگام سختی و مشقت زندان ..

در بسیاری از اوقات، و برای حکمت¬هایی که خداوند حکیم و خبیر مقرر نموده است انسان مجاهد در دست دشمنانش اسیر می¬شود از جمله این حکمت¬ها این است که خداوند می¬خواهد بنده¬اش را از سختی و دشواری فعالیت، و کوشش و فداکاری و ایثار برای دین آسوده کند و وقت مناسبی را برای عبادت و مناجات با الله در محراب زندان به او عطا کند، تا دور از دنیا و فتنه¬ها و مشکلاتش به اعتکاف با خدایش مشغول شود، یا اینکه خداوند متعال می¬خواهد بنده¬اش را از فتنه¬هایی دور سازد که چه بسا در بیرون از زندان نتواند برآنان صبر کند و ایمان و منزلتش را از دست بدهد. و چه بسیار با این حکمتهای پنهان رو به رو شده¬ایم و برخورد کرده¬ایم .. حکمت¬هایی که بعد از مدتها از آن آگاه شده¬ایم .. در این موقع است که لطف خداوند متعال به بندگان صادقش را با تمام وجود لمس کرده¬ایم .. اینکه او می¬داند و می¬بیند چیزهایی را که ما از دانستن و دیدن آن عاجزیم .. اینکه او برای بنده¬اش جز خیر چیز دیگری را مقدر نفرموده است.

یا اینکه مصیبت¬هایی را از او دور ساخته که شاید در آینده بر سر وی و یا مال و خانواده¬اش بیاید، انسان مؤمن همیشه خود را باید در مرحله ابتلاء و آزمایش بداند:

«وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» بقره ۱۵۵ «و قطعاً شما را با برخی از (امور همچون) ترس و گرسنگی و زيان مالی و جانی و كمبود ميوه¬ها، آزمايش می¬كنيم، و مژده بده به بردباران».

و اگر انسان مؤمن در ایمانش قوی باشد به اندازه آن بلا و مصیبت¬هایش هم بیشتر خواهد بود. اما هنگامی که ضعیف¬الایمان باشد خداوند متعال به بنده¬اش لطف کرده و بلایش را به اندازه¬ی ایمانش قرار می¬دهد و چه بسا زندان یکی از این وسایل و اسباب الهی باشد تا با آن ایمان بنده را تقویت کرده و او را از مواقف و مکان¬های فتنه¬ای که شاید خیلی شدید باشد، دور سازد و در آینده او را برای رو به رو شدن با هر نوع بلایی آماده سازد یا اینکه مرحله زندان برای مؤمن اسیرشده، مرحله خودسازی و آمادگی روحی و بدنی است که شاید چنین موقعیتی در بیرون از زندان برایش پیش نیاید چون برخی اوقات چه بسا شخص قدرت¬ها و لیاقت¬های ذاتی و شخصی خود را در برابر دعوت و جهاد نشناسد یا به آنها اطمینان نکند بطوری که خود را شخصیتی می¬داند که مطمئن است می¬تواند در برابر سختی¬ها و قسوت قلب و خشم دشمنان ایستادگی و مقاومت کند. اما اینگونه نیست و بعد از دستگیری سریع از راه منحرف شده و در مسیر دعوت و جهاد سقوط می¬کند پس از رحمت خداوند متعال است که بنده¬اش را قبل از گرفتار شدنش به این امتحان و ابتلا نجات دهد و این زندان به پستش می¬خورد تا بتواند در آن خود را تقویت ساخته و خودش را برای رسیدن روز موعود آماده سازد .. در مقابل سختی¬های زندان شدن انسان مؤمن به یاد پاداش اخروی می¬افتد که برایش آماده شده است. بهشت جاودانی که درهایش برای بندگانی که در سختی و ضرر نفسی و مالی صابر هستند باز و مفتوح است و اینجا است که این مشکلات در جلوی چشمش کوچک و کم رنگ می¬شود و پاداش خداوندی را بر لذت دنیایی ترجیح داده و تمامی سختی¬ها و دردها برایشان آسان و به پایان می¬رسد.

و بهشت از آن شماست در مرحله برانگیختن و وسوسه کردن ..

این روش، قدیمی است و حکومت¬ها برا ی مقابله با مخالفانشان آن را به کار می¬برند تا به قبول تنازلاتی از سوی آنها دست یابند. یا حداقل طوری شخص را فریب می¬دهند که شخص مخالف، اعتراضات و مخالفت¬هایش را متوفق کند. اگر چه شخص مستقیماً برای حکومت مطیع وخاضع نشود. هر دو روش به مصلحت و صلاح حکومت است و فقط باعث عرضه اندام او می¬شود به این صورت که با ساکت کردن یا کنار انداختن، شخص را طوری خنثی می¬کند که انگار او از وضع موجود راضی است و هیچ مخالفتی با دستگاه حکومتی ندارد.

هنگامی که کفار قریش در مکه، مال و پست و مقام دنیوی و معنوی را به پیامبر صلی الله و علیه وسلم پیشنهاد دادند، مسلمانان با شجاعت و پایداریی بی¬نظیر صحنه¬هایی به یاد ماندنی را در راه ثبات بر عقیده-شان نشان دادند، در حالی که در حلقه محاصره دشمن و استهزاء و شکنجه¬های بدنی و روحی قرار داشتند.

برادران؛ دقت کنید که در چنین موقعیتی این پیشنهاد را به رسول الله می¬دادند که به خواسته¬های آنها جواب مثبت دهد و درخواست¬ آنها این بود که رسول الله، خدایان باطل آنها را دشنام ندهد و عقایدشان را به باد سخره نگیرد و دینشان را آماج حملات خود قرار ندهد و باطلشان را رسوا نکند و اگر ایشان (رسول الله) این کار را انجام می¬دادند، به نوعی برای آنان (مشرکان) یک پیروزی بود چون با این کار می¬توانستند مردم را بفریبند و دعوت به سوی دینشان را رواج دهند.

همچنین برخی اوقات انسان مؤمن در این مسیر دچار لغزش می¬شود و دوست دارد در مقابل تنازل و کوتاه آمدن از مبادی و اصول خود به این مکاسب دنیوی دست یابد. مخصوصاً که انسان مسلمان دوست ندارد که در راه دست برداشتن از خواسته¬ها پیش قدم شود و این جام زهرین را بنوشد. ولی برخی اوقات بالفعل از بعضی از اصولش در مقابل به دست آوردن این مقامها وکالای دنیوی، صرفه نظر می¬کند. در این هنگام است که مؤمن غنیمت دنیا و نعمت قیامت و آنچه در نزد خدا آماده است را فراموش می¬کند. و به سمت این کالاها و مقام¬ها و فریبندگان دنیوی سوق داده می¬شود و در نهایت به دام دشمنان می¬افتد و رضایت خداوند متعال را از دست می¬دهد ولو برای راضی کردن مردم هم باشد. و همین راضی کردن مردم در مقابل ناراضی کردن خداوند است که عاقبت کارش را به پشیمانی و آه و ندامت منتهی می¬کند. چون او از وعده¬هایی که خداوند متعال به بندگان صالحش داده است محروم می¬شود.

«وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلاً» نساء ۱۲۲

«وکسانی که ایمان آورده¬اند و عمل صالح پیشه کرده¬اند، به زودی آنان را وارد باغهایی خواهیم کرد که از زیرآن رودهای زلال جاری هستند و تا ابد نیز در آن باقی خواهند ماند، وعده¬ای حق است از طرف الله، و چه کسی از الله راستگوتر است؟.»

و بهشت از آن شماست در هنگام جستجوی پیروزی ..

در اثنای مرحله دعوت بر داعیان لازم است که کار و اهدافشان را به مردم عرضه کنند تا هر چه بیشتر نظر آنان را به سوی خود جلب کنند. برخی اوقات جماعتی ساعی و کوشا و مجاهد لازم است تا خود را به بقیه جماعات صادق و صالح دیگر معرفی کند تا هر چه بیشتر به سمت وحدت صفوف و توحید کلمه و نشاط و فعالیت نزدیکتر شوند. و با این کار حیله و مکر دشمنانان را، به گونه¬ایی موثر، خنثی سازند.

در مقابل پیش می¬آید که جماعت¬های دیگر، فعالیت و اهداف این جماعت صادق و صالح را نپذیرند و رد کنند. و شاید علتش قرار دادن پیش شرط¬هایی است که با اهداف اصلیمان که به خاطر آنها قیام کرده¬ایم منافات داشته باشد و باعث دلخوری و عدم اطمینان سایر جماعات شده است. مثلاً: این جماعت این گونه شرط بگذارد که در تجمع جهادی او رئیس و سرپرست باشد و یا اینکه مقرر کند که او باید نصیب بیشتری از پیروزی را کسب کند و همه کاره باشد که این، با اهداف والای یک جماعت موحد و مسلمان متضاد است. یا شرط و شروط¬های دیگری که با ضوابط جماعتی مطلوب منافی و متضاد است.

در این حالت است که بر جماعتی جهادی واجب می¬شود که معامله این چنینی را بر هم زده و این شرط وشروط¬ها را به خاطر حراست و حفاظت از نتایج و ماحصل¬ها وآینده جهاد و همچنین جلوگیری از سقوط جماعت به گمراهی¬ها و دوری از اهدافی که به خاطر آنها قیام کرده و رفتن به حواشی و توجه به کارهای غیر لازم و ضروری، از بین ببرد و لغو کند.

و یا اینکه نه، بالعکس؛ این شرط و شروطها او را وادار سازد که در مقابل دخول سایر جماعات به صف فعالیت¬اش تنازلاتی را در مسیر و چهارچوب منهج انجام دهدکه در نهایت او را از مسیر منحرف کرده و کم¬کم و به تدریج به سقوط این جماعت منتهی می¬شود و در آغوش مکر و حیله دشمن قرار می-گیرد بدون اینکه خود متوجه آن شود.

در برابر چنین اتفاقاتی جماعت جهادی، باید سعی ¬کند که با پافشاری بر اصول و مبادی اسلام و دوری کردن از خواسته¬ها و آرزوهای دیگران، به وعده پیروزی و تمکین خداوند متعال تمسک جوید، و آنچه که نزد خداوند است بهتر و ماندگارتر است.

و این، ثبات و پایداری بر منهج و مسیر، و استقامت بر انجام اوامر خداوند هستند که دو عامل مهم و حیاتی در به دست آوردن و محقق کردن پیروزی و تمکین و خلافت برای بندگانش است. البته اگر این مسئله را درک کنند و بفهمند.

این یک طرف قضیه است، واقعیت دیگری که باید از آن غافل نباشیم این است که ما ناچار و مجبوریم که به کم بودن یاوران و پشتیبانان و ترس مردم از یاری و نصرت دادن حق و عدالت قبل از قدرت و تمکین و خلافت و پیروزی حقیقی آن، عادت کنیم. این مسئله¬ایی است که خداوند متعال از آن صحبت نموده و می¬فرماید:

«إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً» نصر ۱-۲

«هنگامی كه ياری خدا و پيروزی (و فتح مكّه) فرا می¬رسد * و مردم را می¬بينی كه دسته دسته و گروه گروه داخل دين خدا می-شوند.»

پس ورود مردم به دین اسلام و برنامه حق، جز بعد از پیروزی و قدرت و تمکین صورت نمی¬گیرد.

اما قبل از آن، وظیفه دعوت و جهاد بر دوش عده¬ای کم از مؤمنان و مخلص¬انند که خداوند و رسولش را یاری داده¬اند و با پروردگارشان بر مرگ بیعت کرده¬اند و برایشان مهم نیست که در چه سو و در چه مکانی هستند و چگونه به سوی پروردگارشان باز می¬گردند.

برادران به گوش باشید، به کسانی که شرط¬هایی سخت و ناشدنی را در پیش رویتان قرارمی¬دهند یا با حساب اعتبار و ثوابت و منهج و اصولتان، می¬خواهند مقام و موفقیت و پیروزی و ثروت به دست آورند و در مقابل به شما، در رسیدن به اهدافتان کمک کنند (که چنین چیزی غیرممکن است) این گونه ندا دهید و بگویید: هان ای جاهلان به گوش باشید که خداوند برای ما کافی است و بدون شما قادر است که ما را پیروز گرداند. این شما هستید که بسیار نیازمند جماعتی جهادی و صادق هستید تا از قید و بندهایی که شما را از بدست آوردن نیتی خالص و پاک در جهاد و تلاشتان زندانی کرده است، آزادتان کـند و رهایتان بخشد. اخلاص و صداقتی کـه در نهایت شما را به اذن خداوند متعال به سوی بهشت مـی¬کشاند.

دیدگاهتان را بنویسید