بهشت؛ از آنِ شماست در هنگام …. (۲)

بهشت؛ از آنِ شماست  در هنگام …. (۲)

مؤلف: شیخ ابوسعد العاملی

ارائه دهنده : معتصم هورامی

و بهشت از آن شماست در اثنای مرحله جهاد ..

جهاد نوک قله دین اسلام و سرنیزه آن است، طبیعی است که بر نفس انسان به صورت عمومی و بر نفوس ضعیف و اصحاب هوا و هوس و منافقین به شکل خاصتر، دارای مشقت و سختی باشد. به همین خاطر خداوند متعال این حقیقت را در کتاب بزرگوارش مقرر فرموده و می¬فرماید:

«كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ» بقره ۲۱۶

«قتال بر شما واجب گشته است، حال آن كه از آن بيزاريد، ليكن چه بسا چيزی را دوست نمی¬داريد و آن چيز برای شما نيك باشد، و چه بسا چيزی را دوست داشته باشيد و آن چيز برای شما بد باشد، و خداوند (مصلحت شما را) می¬داند و شما (مصلحت خود را چنان كه شايد و بايد) نمی¬دانيد.»

اما تحمل این سختی و مشقت دارای حکمت و مصلحتی است که جز کسی که خداوند متعال نعمت یقین در وعده¬هایش را به او عطا کرده کسی دیگرآن را نمی¬فهمد و درک نمی¬کند.

جهاد مرحله امتحان و آزمایش نفس است تا خداوند متعال بداند چه کسی دینش را یاری می¬دهد و چه کسی از یاری دادن آن سر باز می¬زند و تا اینکه مسلمان بر حقیقت ایمان و میزان وفای به عهدش که آن را قطعی و محکم با خداوند، بر سر مرگ بسته است مطلع شود وآگاهی یابد.

«إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» توبه ۱۱۱

«بيگمان خداوند جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خريداری می¬كند. (آنان بايد) در راه خدا بجنگند و بكشند و كشته شوند. اين وعده¬ای است كه خداوند آن را در (كتابهای آسمانی) تورات و انجيل و قرآن (به عنوان سند معتبری ثبت كرده است) و وعده راستين آن را داده است، و چه كسی از خدا به عهد خود وفاكننده¬تر است؟ پس به معامله¬ای كه كرده¬ايد شاد باشيد، و اين پيروزی بزرگ و رستگاری ستُرگی است.»

در مقابل، دشمنانمان در تلاش هستند تا در وجود و ضمیر مسلمانان مفاهیم جهاد را مشوش و جریحه¬دار کنند. و این کار مهم و خطیر را نظام¬های خائن و مرتد ما، با پنهان و خاموش کردن فقه جهاد و متعلقات آن در برنامه تعلیم و تربیت افراد، انجام داده¬اند. و همچنین ستون پنجمی را از علمای سوء و درباری اجیر کرده و تشکیل داده¬اند تا با دور کردن مردم از جهاد و تعطیل کردن مفهوم آن و نام¬گذاری آن به اسم¬ و رسم¬هایی دیگر این کار را شدنی و آسان سازند. همچنین مفهوم ولاء و براء که شعله برافروزاننده¬ی جهاد در ضمیر مسلمانان است را، خاموش کرده¬اند. و در مقابل با افراد دیگر اگرچه دشمن و مفسد باشند هم، تفاهم و سازش کرده و بلکه حتی مردم را به آسان¬گیری با آنان، و آزاد بودن و آزاد گذاشتن گرویدن به دین و فرهنگ و برنامه¬شان فرا می¬خواند.

بله برادران؛ در برابر این حملات شدید و وسیعی که بر ضد مفهوم و معنای جهاد و اهداف آن صورت می¬گیرد بر مجاهدان راه خدا لازم است که یقین و ایمانشان را به اهمیت این فریضه فراموش و کنار گذاشته شده، و همچنین ضرورت زنده نگه داشتن آن در وجود مسلمانان، زیاد کنند و فزونی ببخشند. و به دیگر راه¬حل¬ها و جایگزین¬ها که شیطان آن را زینت می¬دهد و می¬آراید، فریب نخورند و از راه خارج نشوند. مانند: دمکراسی و گفتگو و اتحاد میهنی و ملی با دشمنان خدا و… .

همچنین بر مجاهدان لازم است که عملیات استشهادی¬شان را ازدیاد ببخشند و از آن در هر حالتی، به عنوان برگ برنده¬ای که کفه¬ی مجاهدان را در ترازوی جنگ و قتال میان اولیاءالرحمن و اولیاءالشیطان سنگینی می¬بخشد، محافظت کنند. چون در اینگونه عملیات¬ها کسی نمی¬تواند به هر وسیله¬ای چه تهدید باشد و یا تشویق و امتیاز دادن، جلویش را بگیرد. و دشمن در برابر این گروههایی فدایی هیچ ضد پاتک و محافظی ندارد. چون اینان باغ¬های فردوس با تمامی نعمت¬های جاودانه¬اش و رستگاری بزرگ با شهادت در راه خدا، را می¬خواهند و همچنین در تلاش¬ند تا تاج وقار و ارزشی که خداوند فقط شهدا را مختص آن نموده است، را به دست آورند.

پس آیا دشمن می¬تواند امتیازی جایگزین آن را به آنان بدهد یا چیزی که تمنایش را دارند، به آنان عطا کند؟!!!.. هرگز .. هرگز …

و باید شعارشان این گفته¬ی خداوند متعال باشد و بس:

«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّه» أنفال ۳۹

«و با آنان بجنگید و کارزار کنید تا فتنه¬ای (کفر و شرکی) باقی نماند و دین و عبادت و خضوع فقط برای الله متعال باشد.»

پس نه گفتگو .. و نه سیاست .. و نه وحدت دوگانه با کسی که با خدا و رسولش دشمنی می¬کند. همچنین به سربازانی احتیاج نیست که در اول فرصتی که برایشان پیش می¬آید اصول و ثوابت منهج را تغییر می¬دهند. و بلکه به عنصری تشنج¬زا ونگران¬کننده در جماعتی جهادی تبدیل می¬شوند که در نهایت به ستون پنجم دشمن تبدیل می¬شوند.

پس ای برادران برای اینکه بر این حیله¬های شیطانی و طاغوتی فائق آییم و غلبه کنیم باید باغ¬های جاودان پروردگارمان را همیشه در جلوی چشمانمان مجسم کنیم و در صورت دشمنان¬مان اینگونه فریاد بزنیم که: «قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ» توبه ۵۲

«بگو: آيا درباره ما جز يكی از دو نيكی انتظار داريد: (يا پيروزی و غنيمت در دنيا، و يا شهادت و بهشت در آخرت). ولی ما درباره شما، چشم به راه هستيم كه يا خداوند به عذابی از سوی خود گرفتارتان سازد و يا با دست ما (مذلّت و خواری نصيبتان سازد). پس شما چشم به راه (فرمان و خواست) خدا باشيد و ما هم با شما در انتظاريم.» و می¬فرماید:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» صف ۱۰-۱۱-۱۲

«ای مؤمنان! آيا شما را به بازرگانی و معامله¬ای رهنمود سازم كه شما را از عذاب بسيار دردناك دوزخ رها سازد؟ * به خدا و پيغمبرش ايمان می¬آوريد، و در راه خدا با مال و جان جهاد می¬كنيد. اگر بدانيد اين برای شما (از هر چيز ديگری) بهتر است. * (اگر اين تجارت را انجام دهيد، خداوند) گناهانتان را می¬بخشايد، و شما را به باغ¬های بهشتی داخل می¬گرداند كه از زير (كاخها و درختان) آن جويبارها روان است، و شما را در منازل و خانه¬های خوبی جای می¬دهد كه در باغهای بهشت جاويدان ماندگار، واقع شده¬اند. پيروزی و رستگاری بزرگ همين است.»

و بهشت از آن شما است آنگاه که نشانه¬های پیروز نمایان می¬گردد ..

جنگ و پیکار ما با دشمن تا هنگامی که پیروزی مادی و معنوی نهایی صورت نگیرد پایانی نخواهد داشت. پیروزی مادی همان غلبه و قدرتمان بر دشمن و از بین بردن شوکت و هیبت و پراکنده کردن نشاط و اتحادشان است. و پیروزی معنوی در نمایان بودن و مستقر شدن پرچم توحید بر سایر ادیان و طواغیت است.

«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْركُونَ» صف ۹

«خداوند ذاتی است كه پيغمبر خود را همراه با هدايت و رهنمود (آسمانی) و آئين راستين (اسلام) فرستاده است تا اين آئين را بر همه آیين¬های ديگر چيره گرداند، هر چند مشركان دوست نداشته باشند.»

پس غلبه و قدرت دین، همان هدف بلند و نهایی از فعالیت و عمل جهادی مستمر بر ضد دشمنان الله سبحانه و تعالی است. تا وقتی که دین و عبادت فقط برای الله باشد و فقط کلمه¬ی او (پرچم لااله الا الله) برافراشته شود و تا آنگاه که کلمه کافران و رایاتشان پست نگردد و به زباله دانی تاریخ نپیوندد، عملیات جهادی هیچگاه قابل توقف نخواهد بود.

و هنگامیکه جماعت¬های جهادی به درجه¬ایی خاص از قدرت و تمکین می¬رسند، دشمنان چون توانایی ایستادن در برابر آنها و نیز پیروز شدن بر آنان را ندارند، به دادن درخواست برای صلح با مجاهدان و بستن پیمان با آنها روی می¬آورند، تا شاید به این¬گونه توانسته باشند که به زمانی برای تجدید قوا دست یافته و بتوانند که نیروهایشان را سامان دهند. و یا اینکه بتوانند در این مدت در صف¬های مجاهدین شکاف ایجاد کرده و آنها را از هم جدا کنند و با این کار شوکتشان را ضعیف کرده و در میدان نبردی دیگر بتوانند که کفه ترازو را به سوی خود باز گردانند.

و بهترین مثال برای این حالت در زمان حالمان آن چیزی است که امروز در سرزمین مجاهد افغانستان در حال وقوع است.

الله متعال به برادران جماعت القاعده و امارت اسلامی افغانستان این توفیق را عنایت فرموده است تا نفوذ و تواناییشان را بر اکـثر مناطق افغانستان بگسترانند و در مجبور کـردن دشمن به قبول شرط و شروط هایش دارای قدرت و برتری می¬باشند و به فضل و قوت الهی تا به دست آوردن پیروزی نهایی و غلبه کامل، زمان زیادی باقی نمانده است.

ولی ما در اینجا نظاره¬گر می¬باشیم که دشمنان خدا با نیت طمع تقسیم و پارچه پارچه شدن امارت اسلامی و شرکت دادن آن در حکومتی دوگانه و مشترک ـ آن گونه که آرزو و انتظار دارند ـ دست صلح وآشتی مزعوم و دروغین را به سوی مجاهدان دراز کرده¬اند. ولی در حقیقت همه اینها پیشنهادات خنده¬داری است کـه به ابراز شفقت و همدردی با این مرتدان خیانتکار فرا می¬خواند. ولی اینان، جز گردن زدن و غوطه¬ور شدن در خون بد بو و متعفنشان، سزاوار و لایق چیز دیگری نیستند. چون جرم و خیانت-هایشان به مراتب بزرگ¬تر و سخت¬تر و سنگین¬تر از آن است که مجاهدان به حفظ آبرو و خون بی-ارزششان گوشه¬ی چشمی انداخته یا اینکه با آنها با نرمی و مهربانی و آسان¬گیری برخورد و معامله کنند.

برای خائنین و دین فروشان در دنیا مرگ است و در قیامت آتش؛ چگونه می¬¬شود به کسانی که دین و آبرو و سرزمین خود را به اشغالگر صلیبی فروخته¬اند و بر علیه مجاهدان، مبارزه کرده¬اند و زنان مسلمانان را زنده گذاشته و هتک حرمتشان می¬کنند و فرزندانشان را به قتل می¬رسانند و مردانشان را شکنجه می¬کنند، اطمینان و اعتماد کرد؟

چگونه با آنها می¬توان زیر یک سقف که دمکراسی نامگذاریش کرده¬اند ایستاد و مشارکت نمود، تا ـ آنگونه که خود گمان می¬کنند ـ همه با هم به دستی واحد در خدمت محقق شدن آرمانهای سرزمین قرار بگیریم؟

و مثال دوم که در این زمینه نمونه¬ای بسیار روشن و آشکار است، جریاناتی است که در سومالی روی می¬دهد. از آن جهت که اولاً ما می¬بینیم که جنبش شباب المجاهدین پیشرفت زیادی کرده و بسیاری از مناطق کشور را تحت سیطره¬ی خود قرار داده¬اند و نظام “بی-شریف” از جمع کردن وزیران وکابینه پارلمان خود ولو به شکل صوری و ظاهری عاجز و ناتوان است و در ساختمان کاخ خود از ضربات مجاهدان برای نابود کردنش در امان نیست و به حول و قوت الهی این کار زیاد طول نمی¬کشد و بر این باورم که این مرتد خیلی زود از کشور پا به فرار می¬گزارد. ولی قبل از وقوع آن این نظام مرتد می¬کوشد تا راه¬حل¬هایی پینه دوزانه برای رهایی از مشکلاتش بر سر راه مجاهدان بگذارد بدین مضمون که می¬خواهد با آنان بر آتش بس یا صلح به توافق برسد تا با این کار اولاً به آنان بزرگواریی کرده باشد و ثانیاً ـ به قول خودش ـ از ریختن شدن بیشتر خون بی¬گناهان جلوگیری کند.

ولی این مسکین بیچاره این را فراموش کرده است که اندک زمانی دیگر، این او است که به عطف و لطف مجاهدان محتاج است و اینکه هیچ¬گونه وسیله و میانجیگری در برابر شدت و صلابت مجاهدان به او نفعی نمی¬رساند.

در هر صورت بزودی در تمام نقاط بر مجاهدان فرض می¬شود که، مستمر جهادشان با این نظام مرتد را پیگیری کنند تا هم سرزمین¬ و هم مردم را از دست اینان آزاد کنند و سرپرستی همه امور و کارها به سوی آنها بازگردد و امر و حاکمیت مطلق فقط برای خداوند متعال باشد.

پس آنچه که در نزد خداست بهتر و پایدارتر است. و تمامی جهانیان نمی¬توانند به مانند نعمتهایی که خداوند به ما وعده داده است را به ما ببخشد.

«وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» روم ۶

«اين وعدّه¬ای است كه خدا داده است، و خداوند هرگز در وعده¬اش خلاف نخواهد كرد، وليكن بيشتر مردم (اين را) نمی¬دانند.»

«وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» توبه ۱۱۱

«و چه كسی از خدا به عهد خود وفا كننده¬تر است؟ پس به معامله¬ای كه كرده¬ايد شاد باشيد، و اين پيروزی بزرگ و رستگاری سترگی است.»

دیدگاهتان را بنویسید