تـوجـهـی بـه ايـمــان بـدون عـمــل

تـوجـهـی بـه ايـمــان بـدون عـمــل

 / آن اندازه كه ايمان قوي و محقق گشته باشد به همان ميزان توانايي انسان براي انجام حدودي كه خداوند برايش مشخص نموده بيشتر مي گردد

نـویـسـنـده ، مـحـمـد قـطـب.

 تـرجـمـه ، ژيـوان گـلالـی

ايمان به خدا و روز قيامت بهترين و مهمترين نيروي ياري دهنده انسان براي تعديل فشار ناشي از اميال و آرزوها است. به آن اندازه كه ايمان قوي و محقق گشته باشد به همان ميزان توانايي انسان براي انجام حدودي كه خداوند برايش مشخص نموده بيشتر مي گردد يعني مطيع فرامين الهي شده و اعمالي را كه الله بر او واجب كرده انجام خواهد داد و اين به معني خروج انسان از انسانيت خود و تبديل به فرشته و هرگز انجام ندادن گناه نيست! بلكه به معني اطاعت و انجام وظايف در زندگي به يك پايه و اساس تبديل شده و اگر از آنها منحرف گردد ، گذر كرده و بر آن باقي نمي ماند و در آن غرق نخواهد شد و آن وقت اين وصف الله تعالي شامل حال او مي شود:
( وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ /  أُوْلَئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ ﴾
يعني: و آنان كه چون كار زشتى كنند يا بر خود ستم روا دارند خدا را به ياد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند و چه كسى جز خدا گناهان را مى‏آمرزد و بر آنچه مرتكب شده‏اند با آنكه مى‏دانند [كه گناه است] پافشارى نمى‏كنند/آنان پاداششان آمرزشى از جانب پروردگارشان و بوستانهايى است كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نيكوست.

اما زماني كه ايمان به خدا و روز قيامت ضعيف شد _ثمره سستي نيز به بار خواهد آورد_ برعكس تبديل به پايه اي براي هلاكت بر فرامين خداوند شده و تبديل با حالتي تو پر و سپس وارونه مي گردد و در تمامي حالات نتيجه ايمان هرگز صفر نمي شود و هرگز بود و نبود آن يكسان نخواهند شد ، به صورتي كه انسان تنها يك عمل از اعمال اسلام را انجام ندهد!! گناه نيز _ بنابر اجماع علماي اسلام _ انسان را از دين اسلام خارج نمي گرداند… بلكه آن چيزي انسان را از اسلام خارج مي گرداند حلال دانستن گناههي هر چند كه مرتكب آن نشده باشد ، حلال دانستن امري حرام (يكي از اعمال قلوب بوده و سبب كفر مي گردد) عملي متفاوت از گناه كردن به شمار مي رود ، انجام گناه لحظه اي سستي است كه بر انسان به وجود مي آيد ، همانگونه كه سيدنا آدم (عليه السلام) نيز قبلاً فراموش كرد ، و ارداه نيز از بين مي رود پس به او اعتماد نمي كني هر چند كه در قلب او هنوز باقي مانده باشد. گمان مي رود كه اشاره پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) نيز به همين سبب باشد:
((لاَ يزنِي الزَانِي حِينَ يزِي وَهُوَ مُؤمِنٌ وَلاَ يسرِقُ السَّارِقُ حِينَ يسرِق وَهُوَ مُؤمِنٌ ))[۱]
يعني: زناكار هنگامي كه زنا مي كند ايمان دار نيست و دزد زماني كه دزدي مي كند ايمان دار نيست.

 سپس انسان بعد از سست شدن ، آگاه شده و دوباره به ياد مي آورد و از خداوند طلب مغفرت را مي نمايد به همين دليل خداوند نيز او را مي بخشد. هر چيزي را حلال نمودن نشانه تكبر در عبادت و پرستش و اطاعت است ، مثل اين است كه به او گفته شود خداوند در مورد اين مسئله اينطوري بيان فرموده اند و من در اين مورد نظر ديگري دارم ، مثل شيطان ، زماني كه از دستور خداوند بلند مرتبه و توانا ياغي شد آن وقت كه خداوند به او امر نمود براي انسان سجده ببرد اما شيطان گفت: ( أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ ) البقرة
يعني: گفت من از او بهتر هستم ، زيرا مرا از آتش و او را از خاك آفريده اي! يا اينكه گفت: ( قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ) الحجر 33
يعني: من چگونه به انساني سجده مي برم در حالي كه او از گل سياه و بد بو و خشگ به وجود آمده است؟ اين چيزي است كه خداوندآن را نخواهد بخشيد چون شرك است. (إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا) النساء آيه ۱۱۶
يعني: خداوند اين را كه به او شرك آورده شود نمى‏آمرزد و فروتر از آن را بر هر كه بخواهد مى‏بخشايد و هر كس به خدا شرك ورزد قطعا دچار گمراهى دور و درازى شده است…

 اما آيا حدود گناه در جامعه اسلامي چيست؟ آيا ممكن است كه اين حدود را لرزانده و جامعه مسلمانان را در برگيرد؟ سپس همه اعمال اسلامي را در برگيرد؟! آيا بعد از آن جامعه مسلمان باقي مي ماند؟! تنها با ايمان و اعتراف و اقرار كردن؟! ما اگر توانستيم راستي را بسازيم كه مبدأ (ايمان آوردن و معترف بودن) آن ايمان باشد… و فرض كرديم كه ايمان به وسيله اين موارد به تحقق مي رسد هر چند كه يك عمل صالح را انجام نداده باشيم ، گويا كه عمل مقدم تر از ايمان نيست ، زماني كه اعلام كرديم براي صفت دين اسلام فقط اين كافي است هم در دنيا و هم براي دخول در بهشت ، اگر اين را براي كسي جائز دانستيم ، آيا اجازه داريم از تك تك افراد آن را ممنوع كنيم؟ خير… پس حال ما زماني كه جامعه اسلامي همه(مسلمانان) (ايمان داران) اينطوري باشد چگونه خواهد بود؟! آيا هيچ چيزي را درك مي كني كه الله تعالي با ارسال پيامبران خود و نزول كتب آسماني هدف داشت؟( لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ۖ …. )الحديد/۲۵يعني: به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند… آيا مردم با وجود اين باز هم عدالت را رعايت مي كنند؟


[۱] صحيح بخاري و مسلم

دیدگاهتان را بنویسید