علل حضور فزاینده مردم مسلمان کردستان در جریانات اسلامی شریعت گرا و تولد مبارک بیداری اسلامی

علل حضور فزاینده مردم مسلمان کردستان در جریانات اسلامی شریعت گرا و تولد مبارک بیداری اسلامی

کاتب : ابوسلیمان هورامی

در این رابطه می توان به علل بی شماری اشاره کرد هر چند عملکرد خود مرتدین موثرترین و عینی ترین عامل به شمار می رود اما گذرا به چند علت اساسی اشاره می شود.

۱- فرار مرتدین متحد و غیر بومی احزاب سکولار کمونیست و دمکراسی خواه به اروپا و دیگر دول خارج و تنها و بی کس ماندن مرتدین بومی و نمایان شدن قدرت توهمی و پوشالی آنان بعد از رفتن مرتدین غیر بومی.

۲- عدم پشتیبانی داوطلبانه و نه اجباری مردم از آنان و جا ندادن به آنان در میان خود.

۳- جنایات فراموش نشدنی سکولارهای مرتد در برابر مسلمانان منطقه و قتل و عام های صورت گرفته توسط حزب مرتد کومله و دیگر احزاب غیر بومی کمونیست هم پیمانش و پشتیبانی های منافقانه ی سوسیال دمکرات های حزب دمکرات مرتد.

۴- قتل و عام ها و جنایات وحشیانه ی سکولارهای مرتد از همدیگر که به جنگ کومله (با احزاب مرتد غیر بومی اش) و دمکرات (به همراه غیر بومیان متحدش) مشهور است.

۵- فرار سکولارها مرتد دمکراسی خواه و کمونیست به اصطلاح طرفدار مصالح خلق مسلمان منطقه.         

۶- پناه بردن و یاری جستن از رژیم سوسیال دمکرات بعث عراق که به ضدیت یا اکراد مشهور بود.

۷- عملکرد نسبتاً بهتر نمایندگان حکومت مرکزی در ارگان های دولتی با مردم مسلمان منطقه در مقایسه با سیاست قرون وسطایی سکولارهای مرتد. که این هم سیاستی است که توسط خیلی از دول در چنین موقعیت هایی جهت جذب مردم و جدا نمودن آنان از مخالفین در پیش گرفته می شود.

۸- سازش ناپذیری حکومت مرکزی ایران با اپوزوسیون سکولارهای مرتد و در پیش گرفتن جنگ مسلحانه و تبلیغی علیه آنان هر چند مراعات های غلط دولت موقت و دلسوزی های نا به جایی که بعضی اوقات از جانب بعضی از مسئولین دولت مرکزی صورت می گرفت اما نتوانست در استراتژی کلی تفکر حاکم بر حکومت شیعه مذهب ایران تاثیر بگذارد.

۹- تبلیغات شدید و رنگارنگ حکومت مرکزی در رابطه با وحدت و به کار گیری تمام اسلوب های تبلیغاتی که یکی از این کانال ها ملاهایی بودند که در شورای روحانیت یا همان مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور که در شهر و روستاها ی دور افتاده می توانستند با شناختی که از نقاط ضعف و قوت مردم دارند آن ها را در مسیر تبلیغات دولت مرکزی سوق داده و راهنما شوند.

۱۰- بمباران نقاط مختلف منطقه توسط بعثیون سکولار از طریق اطلاعاتی که سکولارهای فراری و مزدوران داخلی شان به آنان می دادند و سکونت همین سکولارهای مرتد و پشتیبانی آنان در جبهه بعثی های سکولار سوسیالیست علیه تمام مردم ایران آن هم جهت ضربه زدن به کل دین نه حتی مذهب خاص.

۱۱- پس از آن همه تجربیات تلخ و ناکامی های بی شمار و تبلیغات مسموم مسلمانان منطقه نسبت به امر بسیار مهم و کلیدی «ولاء و براء» ، «کفر و ایمان» ، «مذهب و دین» ، مرتد و… آگاهی صحیح کسب کردند و مسایل واقعی دین پس از یک دوره ی تاریک و نامبارک اندیشه های انحرافی احمد مفتی زاده و امثال وی به مردم مسلمان دوباره برگشت.

۱۲- انتقال فرهنگ جهاد و قتال با مرتدین و کفار از دیگر سرزمین های مسلمان نشین از طریق کتاب، رسانه های صوتی و تصویری و افراد مجاهد به مردمان مسلمان و تشنه ی حقیقت منطقه.

۱۳- مسلمان بودن مردم و این که نمی توانستند پس از آگاهی و کسب شعور لازم در برابر این همه جنایت، خیانت و قتل وعام فرزندان فریب خورده ی خود توسط مرتدین بی تفاوت باشند.

۱۴- دروغ پردازی و عدم تطبیق تبلیغات مسموم مرتدین با واقعیات عینی جامعه و جهان.

۱۵- بالا رفتن میزان آگاهی و سواد آکادمیک و غیر آکادمیک مردم و تشخیص میزان کهنه پرست بودن مرتدین و اندیشه های پوسیده یشان که حتی خوش بین ترین آدم ها را نیز از این اندیشه های مخدر بیزار می کند.

۱۶- جنایت کفار سکولار- یهودی به حمایت و پشتیبانی مرتدین  محلی علیه مسلمین در سراسر جهان و ایجاد همبستگی مسمین منطقه با سایر مسلمین تحت ستم و انزجار و تنفر طبیعی از کفار و مرتدین و درک این مطلب که در تمام دنیای اسلام عملکرد مرتدین خائن یک چیز و یکسان است و وظیفه ی همه ی آن ها نسبت به کفار استثمارگر در سرکوب ملت خویش یکی است و تنها زبان و مکان آن هاست که فرق می کند نه عملکرد کثیف آنان در قبال مردم.

۱۷- روشن شدن این مسئله که جنگ در کردستان هرگز جنگ بین رزگاری و کومله و دمکرات یا شیعه و سنی یا کرد و غیر کرد نبوده بلکه در واقع جنگ میان اسلام و غیر اسلام و جنگ میان اسلام و مرتدین حامی کفار بوده است. جنگ با مرتدینی بوده که با قانون ساخته شده ی خودشان و برپا نمودن پرچم سکولاریسم با کل قانون و حکم اسلام و دین مخالف بودند و ثابت کردند که برایشان شیعه و سنی، مسیحی و یهودی، کرد و غیر کرد، پیر و جوان، زن و مرد و… فرق نمی کند آن ها با هر کسی که می خواست حکم و قانون خدا در جامعه به مرحله ی اجرا درآید می جنگیدند. که خداوند آن ها را به وسیله ی شیعه ها و متحدینشان در منطقه دفع کرد.

۱۸- قتل و عام ملایان و علمای مسلمان منطقه توسط مرتدین و بی حرمتی مرتدین نسبت به مساجد.

۱۹- گروهک های سکولار مرتد که به دامان بعثیون پناه برده بودند و به آن اطلاعات می دادند در رسانه های خود تبلیغ می کردند که رژیم بعثی عراق کاری به مردم کرد ندارد و تنها علیه فارس ها می جنگد اما بر خلاف این عوام فریبی ها بدترین جنایات را به راهنمایی همین مزدوران مردم فروش صورت داد که این هم به نوبه ی خود عاملی شد در راستای دل زدگی مردم از دروغ پردازی های سکولارهای مرتد.

۲۰- از بین رفتن سایه ی مخوف دیکتاتور منشی مرتدین و زور مداری آنان و ایجاد رعب و وحشتی که با کمک احزاب مرتد غیر بومی ترک، فارس و… در دل مردم ساده و بی پناه انداخته بودند و پی بردن مردم به این که دنیای دیگری غیر از جهنمی که مرتدین ساخته بودند وجود دارد.

۲۱- به وجود آمدن و پیدا شدن دوباره ی قدرت و جرئت «نه» گفتن عمومی ( نه تک تک و انفرادی که همگی جداگانه به قتل رسیدند) به مرتدین و ظالمین و دشمنان حقیقی و عینی و تاریخی مسلمین.

۲۲- دست یافتن عموم مردم ( نه فقط نخبگان) به معیار تشخیص خوب و بد، سر و ناسره، مسلمان و کافر، مسلمان و مرتد و… از جانب مبغین آگاه، جسور، با شهامت و اغلب جوان و بیرون آمدن جامعه از حالت گل آلود بودن عقیده و افکار و یک طرفه شدن مردم به طرف اسلام یا به سمت کفر و ارتداد.

۲۳- با عملی شدن مسئله ی حیاتی «الولاء و البراء» مردم می خواستند آگاهانه مرتدین و کفار را از میان خود بیرون رانده و جدا نمایند و خود را نیز از صف آنان بیرون کشیده تا هم از نظر فکری و درونی و هم از نظر فیزیکی و ظاهری با آنان متفاوت باشند تا با پیروی از قرآن و سنت صحیح بر فهم گذشتگان صالح امت به همگی مسلمانان منطقه و به خصوص تمامی مسلمین دیگر سرزمین ها بفهمانند که درک صحیح اسلامی آنان نمود خارجی هم دارد و مردم مسلمان چیزی اند و مرتدین چیز دیگری.

۲۴- با بالا رفتن آگاهی ها و سپس ایمان اسلامی، احساسات جای خود را به تعقل، فهم و تشخیص آگاهانه خیر و شر  داد و طبیعی بود مرتدین که فقط از احساسات مردم بهره می گرفتند به مرور زمان این ابزار نیز از دست شان بیرون برود.

۲۵- ختم شدن آبشخور و حلقه ی مرتدین از طریق سکولارهای سوسیالیست عراق به عنوان واسطه ای به امپریالیست های متحد صهیو- سکولار به سرکردگی امریکا و کمونیست های شوروی و چین که از هیچ ابزاری جهت رسیدن به اهداف پلید خود تا به حال کوتاهی نکرده اند.

۲۶- پی بردن عمومی به مسئه ی سرنوشت ساز شهادت که واژه ای ست صد در صد دینی و این که مرتدین موزیانه در لوث کردن آن و فریب جوانان ساده و زود باور مسلمان آن را ابزاری جهت رسیدن به اهداف پلید خود کرده بودند و آگاهی مردم بر این اصل که چنان چه کسی در راه این مرتدین و کفار متفرق اما متحد علیه اسلام کشته شود غیر از جهنم چیزی نصیبش نمی شود و تنها بر جسد و لاشه ی این افراد باید طبق سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم گفت: «ابشرک بالنّار» تو را به آتش بشارت می دهم. و شهادت تنها به مسلمین تابع حکم و قانون خداوند تعلق دارد و بس.

۲۷- بازگویی جنایات و خیانتی که مرتدین نسبت به دین و مسلمین غیر مبارز و یا مسلمین مبارز مرتکب شده اند، از جانب توابین و شاهدان عینی که زمانی با همین مرتدین هم سنگر و هم رزم بوده و یا هوادار و خبرچین بوده اند.

۲۸- فعالیت و تبلیغات مستمر حکومت شیعه مذهب مرکزی با پشتوانه ی قدرت مادی (هم چون کارهای عمرانی، مدرسه سازی، راه سازی، آب رسانی، برق رسانی و…) و قدرت نظامی (پیروزی بر مرتدین به عنوان اظهار قدرت و نشان دادن زبونی مرتدین و استفاده از دیگر روش های تبلیغ مسلحانه)

۲۹- شهادت تعداد کثیری از افراد مسلمان و غیر مسلمان منطقه توسط مرتدین و بیدار شدن خانواده و حتی فامیل و روستای محل زندگی آنان. و چنان چه در میان این خانواده ها کسانی با مرتدین بوده و فریب خورده بودند، چنان چه نوری از انسانیت و وجدان نوع دوستی و حقیقت طلبی برایشان باقی مانده بود صف خود را از صف مرتدین جدا کرده و یا به مردم مسلمان می پیوستند یا هم چون شکست خورده های عاطفی گوشه گیری و انزوا را انتخاب می کردند.

۳۰- شرکت کردهای مرتد عراق با هماهنگی دولت ایران در جنگ با مرتدین منطقه. چون کردهای مرتد عراق متحد ایران و کردهای مرتد ایران متحد حکومت بعث عراق بودند و طبیعی بود که کردهای مرتد عراق با دشمن دشمن شان که ایران بود متحد شوند و علیه دولت دشمن شان بجنگند و این مسئله بر روشن شدن میزان وابستگی و مزدوری مرتدین بسیار کمک کرد.

۳۱- پی بردن مردم مسلمان به این که سکوت آنان «خیانت» است به دین و نیز سکوت و بی طرفی آنان مشوق مرتدین در سفلگی بیشتر خواهد بود و مرتدین را در خونخواری و آدم کشی درنده تر و بی پرواتر خواهد کرد به همین دلیل عده ای از هر جا و هر کسی که بهتر از مرتدین می دانستند اسلحه گرفته و وارد میدان دفاع از خود و دفع مرتدین گشتند. که اکثر این افراد هم چون «عبه حبیب» ها و «محمد ذبیحی» ها و… در همان اوایل کشته شدند. از خداوند می خواهم که آن ها را به عنوان شهید برگزیند.

۳۲- ایجاد امنیت نسبی توسط حکومت تهران و در پناه آن از بین رفتن ترس واهی مردم از تبلیغات مرتدین در منطقه و کنار زدن نسل سوخته ای که قربانی تبلیغات مرتدین شده اند و سپردن آنان به زباله دانی تاریخ پر فراز و نشیب منطقه و خوار و بی ارزش نگریستن به آنان که خودشان هم احساس خواری و شکست و بی ارزشی می کردند چون عملاً در جامعه ی مسلمانان خوار و بی ارزشند.

۳۳- پی بردن مردم به این نکته که در زمان اوایل انقلاب ۵۷ فقط مرتدین کومله و دمکرات نبودند که با مردم می جنگیدند بلکه تمام مرتدین ایران در کردستان و منطقه جمع شده بودند و با مردم مسلمان می جنگیدند و حالا این احزاب دیگر مرده اند و تنها مانده چند صد نفر مرتد کومله یا دمکرات در برابر تمام ملت مسلمان منطقه و هزاران مجاهدی که با الهام از جهاد جهانی علیه کفار عالمی و مرتدین محلی آماده پیکار و رویارویی می باشند. مجاهدینی که این بار در صورت درگیری با مرتدین تمام مجاهدین دنیای اسلام با آن ها هستند.

۳۴- عقب نشینی و بی ارزش شدن تفکرات سیاسی و اجتماعی احمد مفتی زاده در جامعه و ظهور بیداری اسامی هماهنگ با بیداری جهانی اسلام در میان جوانان و مردم اسلام گرا.

۳۵- ظهور ثمره ی تبلیغات مرتدین بر جوانان که مشتی آدم بی مسئولیت، هوس ران، پوچ گرای زن نمای سر در گم آلوده به یکی از مسکرات یا مخدرات و اغلب آشفته حال را تحویل جامعه داده اند و دختران و زنان کاملاً بی بند و بار، بی حیای مد پرست شهوت ران و… که دختر و پسرش اغلب به انواع ناهنجاری ها و بیماری های روانی و به خصوص بیماری های مقاربتی و جنسی آلوده بوده و همین ها عامل شیوع این قبیل بیماری ها در منطقه به شمار می رفته اند. ظهور این گونه میوه های فاسد و کرم خورده و نیز تبلیغات مرتدین در تاثیر این گونه حرکات و نمایش دادن چنین و رها و چنین اخلاقی برای مردم خود یکی از عوامل دل زدگی مردم غیور و غیرتمند منطقه در برابر این بی غیرتان بی ناموس به شمار می رود.

۳۶- انتقام دولت سوسیال دمکرات عراق از مردم مسلمان منطقه به خاطر عدم همراهی با لشکر مهاجم آن ها و توله سگ های بو کش راهنمایشان. چون ارتش عراق با راهنایی و همکاری توله سگ های مرتد محلی و قول مساعدت و همکاری به آن ابتدا از طرف مریوان به ایران هم حمله ور شد اما بر خلاف میل آن ها مردم نه با آن ها هم چون بعضی از اعراب خوزستان همکاری کردند و نه به آن ها پناه د ادند در نتیجه ارتش عراق که تا نزدیکی های دریاچه ی زریوار مریوان نفوذ کرده بود در کمال خفت و خواری به همراه توله سگ هایش عقب نشینی کرد اما ساکت نشست از یک طرف خود و حملات هوایی گسترده ی شیمیایی و غیر شیمیایی منطقه اقدام کرد و از طرف دیگر توله سگ های بو کش محلی اش را با تجهیز انواع مهمات به جان مردم بی پناه و ستم دیده ی منطقه انداخت مردمی که تنها جرم شان این بود که چرا دیگر فریب آن ها را نمی خورند و هم سو با اهداف پلید آنان حرکت نمی کردند. شما تصور کنید که در بمباران شیمیایی سردشت ۹۹% افراد شیمیایی شده غیر نظامی و تنها ۱ درصد نظامی بودند که آن هم در حین کمک به مردم غیر نظامی آلوده شده بودند بمباران های شیمیایی اطراف مریوان هم به همین شیوه بود. مردم به دلیل عدم همکاری با آن ها و غلامان حلقه به گوش مردم فروش بدین شیوه و به صورت یکسان و مساوی به کام مرگ فرو رفتند تا دیگران بدانند که این مرتدین و اربابان سوسیال دمکرات شان چقدر به یکسانی و برابری در میان مردم احترام گذاشته و بدان اعتقاد راسخ دارند.

۳۷- پناه دادن به دختران و زنان فراری و هرزه و دفاع و تشویق بی آبرویی و بی حیثیتی در میان زنان و دختران و عدم تسلیم آن ها به پدر و مادر و یا شوهران شان از یک طرف و سوء استفاده هایی که از این زنان ستم دیده ی فریب خورده می کردند از طرف دیگر مردمان زیادی را از مرتدین بیزار و متنفر گرداند.

۳۸- و … .

دیدگاهتان را بنویسید