از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۳)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۳)

به قلم: کارزان شکاک

اگر مریدان دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن، با تمام اختلافات عمیقی که با هم دارند، حول مبارزه با قانون شریعت الله و حذف مفاهیم چهارگانه ی دین اسلام با هم متحد شده اند، اما این مدافعین تنگ نظر و حقیر جهان اسلام آنهمه اشتراکات گسترده و متعدد میان فرق و تفاسیر مختلف اسلامی را نادیده گرفته و اختلافات جزئی و ناچیز و جبری پیش آمده به دلیل نبود حکومت شورای اسلامی را بهانه ای جهت تفرق و جدائی بیشتر و ایجاد جنگ و درگیری و مشغول شدن مسلمین به همدیگر نموده و از اینکه دشمنان آنها حول هدفی باطل با هم متحد شده اند و اینها نمی توانند حول حق جهت هدفی چون نجات از دست کفار و تشکیل حکومت فراگیر اسلامی با هم متحد شوند، شرمسار نیستند . 

الله متعال می فرماید:إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡۗ (رعد/ ۱۱)«خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند».

انهدام حکومت شورای اسلامی و تبدیل شدن آن به حکومت شاهیگری توسط معاویه و اعقاب او و وجود این افراد تنگ نظربه اضافه ی عوامل دیگر همگی دست به دست هم دادند تا تکفیر بی جا، تفرق، بی ابهتی ، فشل ، ذلیلی و تقلید کورکورانه به مسلمین رو آورد .

زمانی که اسلام گفتگوی نیکو با کفار اهل کتاب را سفارش می کند این گروه تنگ نظر تکفیر و اتهام زنی و پیش داوری را سر لوحه ی گفتار و رفتار خود قرار داده و حتی دوری از گفتگو ی سالم با فرق مخالف اسلامی خود را نکوهش و گاه تحریم می کنند .

الله متعال می فرماید:وَلَا تُجَٰدِلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡهُمۡۖ (عنکبوت/ ۴۶) «و شما مسلمانان با اهل کتاب جز به نیکوترین طریق، بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها».

علاوه بر این اسلام سفارش می کند که کفار غیر اهل کتاب (سکولاریستهای امروزین) نیز این حق را دارند کلام الهی را بشنود بدون این که مجبور به تغییر دین خود باشند، و گفتمان و اسلامی را بشنوند الله متعال می فرماید: وَإِنۡ أَحَدٞ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ ٱسۡتَجَارَكَ فَأَجِرۡهُ حَتَّىٰ يَسۡمَعَ كَلَٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ أَبۡلِغۡهُ مَأۡمَنَهُۥۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡلَمُونَ (توبة/ ۶)«و اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد بدو پناه ده تا کلام خدا را بشنود و پس از شنیدن سخن خدا او را به مأمن و منزلش برسان،زیرا که این مشرکان مردمی نادانند».

اما این گروه تنگ نظر با تکیه بر دایره ی محدود فکری و دید غلط خود قرنهاست حتی علاقه ای به گفتگو و رفع اختلافات بین خود با سایر برادران و خواهران مسلمان را ندارند  چه رسد به گفتگو با کفار اهل کتاب یا سکولاریستها (مشرکین).

 این یعنی ضعفف، به همین دلیل است که بیشتر این افراد از حربه ی فحش و ناسزاگوئی و در نهایت از حربه ی مشت و لگد و اسلحه در گفتگو با مخالفین سود جسته اند .

کسانی که مسلمین را از وحدت و نعمت همدلی دور نموده و به راههای منحرف و عذاب تفرقه و کینه و بغض می کشانند، در واقع امر، علاوه بر سرپیچی از اوامر و دستورات الله متعال، مسلمین و سایر انسانها را نیز به پرتگاه آتش سوق می دهند . این واقعیتی است که الله متعال آشکارا و روشن به آن اشاره کرده و می فرماید:  وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ جَمِيعٗا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ وَٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ كُنتُمۡ أَعۡدَآءٗ فَأَلَّفَ بَيۡنَ قُلُوبِكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم بِنِعۡمَتِهِۦٓ إِخۡوَٰنٗا وَكُنتُمۡ عَلَىٰ شَفَا حُفۡرَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنۡهَاۗ(آل عمران/ ۱۰۳)

«همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید و نعمت الهی را بر خودتان به یاد آورید که با هم دشمن بودید و الله دل هایتان را نسبت به همدیگر مهربان کرد و به لطف الله با همبرادر شدید؛ در صورتی که پیشتر بر لب پرتگاهی از آتش بودید و الله شما را نجات داد. بدین سان الله آیاتش را برای شما بیان می کند تا هدایت شوید».

همین گروه تنگ نظر فاسد کننده، مسلمین را در پرتگاههای آتش و محنتها و دورانهای سختی چون تجربه های تلخ اندلس، حمله ی مغول، کشتارهای وحشیانه ی ناشی از تفرق و ذلیلی های کم سابقه ی کنونی در فلسطین، میانمار، آفریقای مرکزی، عراق ، سوریه ، یمن، افغانستان، سومالی، نیجریه و …. قرار داده اند.

پشت سر نهادن این تجارب تلخ و تحمل اینهمه تراژدی وحشتناک تماما ریشه در تبدیل حکومت اسلامی به حکومت شاهیگری بنی امیه و بعد از آن و از میان رفتن شورای اولی الامر و امت ناشی از این شورا و اجماع واحد منتج از این امت واحده بود؛ که در نتیجه ی این انحراف آشکار بیماری تفرق که از ویژگیهای غیر مسلمین بود گریبانگیر مسلمین شد و به صورت تدریجی مسلمین را در همان مسیری قرار داد که اهل کتاب قبلا آن را پیموده اند و مسبب آنچه شده است که ما در طول اینهمه قرن شاهدش بوده ایم .

این افراد تنگ نظر، در هر فرقه ای که باشند، در روش تعامل با فرقه ی مخالف همان مسیر یهود و نصارا را می پیمایند و از همان ادبیات آنها در برخورد با طرف مقابل استفاده می کنند که الله متعال می فرماید:

وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ لَيۡسَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَقَالَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ لَيۡسَتِ ٱلۡيَهُودُ عَلَىٰ شَيۡءٖ وَهُمۡ يَتۡلُونَ ٱلۡكِتَٰبَۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ مِثۡلَ قَوۡلِهِمۡۚ فَٱللَّهُ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ (بقرة/۱۱۳)

«یهودیان می­گویند: نصاری، برحق نیستند و نصاری می­گویند: یهودیان بر حق نیستند؛ این، در حالی است که هر دو گروه، کتاب آسمانی را می­خوانند. افراد ناآگاه (و مشرک نیز) سخنی مانند سخن یهود و نصاری را بر زبان می­رانند. الله روز قیامت درباره­ی اختلافشان قضاوت خواهد کرد».

و به هم توهین می‌کنند و به تفرقه دامن می‌زنند و به کردار خود شادند، فَتَقَطَّعُوٓاْ أَمۡرَهُم بَيۡنَهُمۡ زُبُرٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ (مؤمنون/ ۵۳) «آن گاه مردم امر -دین – خود را پاره پاره کردند و هر گروهی به آنچه نزد خود پسندیدند دلخوش گشتند».

الله متعال با ذکر این موارد و نتایج وخیم تفرق به مسلمین امر می کند که مانند مشرکین(سکولاریستها) اهل تکه تکه کردن دین نباشند و خود را هم شأن آنها قرار ندهند و از عواقب تفرق مسلمین را می ترساند و می فرماید: وَلَا تَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ * مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ (روم/ ۳۱- ۳۲( « و از مشرکان نباشید.از (همان) کسانی که دینشان را جدا و پراکنده نمودند و چند دسته شدند؛ هر گروهی به آنچه نزد خویش دارند، راضی و خرسندند».

پیمودن این مسیر اشتباه بوده است که عده ای از مسلمین را به تکفیر نابجای برادران و خواهران مسلمانش کشانده است . اما شافعی رحمه الله در مورد این گروه  بر این باور بود: «کان الشافعی/ینهی عن النهج الشدید عن الکلام فی الأهوا و یقول إذا خالف صاحبه قال، کفرت و العلم نفیه ظانما یقول أخطأت»[۱]  شافعی/ به شیوه شدیدی از سخن گفتن بر اساس هوا و هوس نهی می‌نمود و می‌گفت هنگامی که با همراهش مخالفت می‌کند به او می‌گوید کافر شده ای و اگر علم می‌داشت باید می‌گفت خطا کرده ای.


[۱] اخرجه الالکائي ۱/۱۴۷

دیدگاهتان را بنویسید