قتال تا برداشتن بساط اشغال سرزمینهای مسلمان نشین واقامه نظام اسلامی

قتال تا برداشتن بساط اشغال سرزمینهای مسلمان نشین واقامه نظام اسلامی

ارائه دهنده : ابوعبدالله جاف / جوانرودی

أَلحَمدُ لله رَبِّ العَالَمِین وَالصَّلَوةُ وَالسَّلاَمُ عَلَی قَائِدِ المُجَاهِدِین مُحَمَّدِ بنِ عَبدُالله وَ عَلَی آَلِهِ وَ صَحبِهِ أَجمَعِین.

بسم الله الرحمن الرحیم:”إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ”. سُورَةُ التَّوبَه ﴿۱۱۱﴾

ترجمه: در حقيقت‏خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏جنگند و مى‏كشند و كشته مى‏شوند [اين] به عنوان وعده حقى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است پس به اين معامله‏اى كه با او كرده‏ايد شادمان باشيد و اين همان كاميابى بزرگ است.

برادران!اشغالگران  دیکتاتوری سکولاریسم  به رهبری امریکا  و ناتو بخشهایی ازسرزمینهای مسلمان نشین را در اشغال دارند و نظام پوشالی و فرسوده ای را در  آنها عرضه کرده اند و اشغالگران جهت گسترش دایره نفوذ نظام مرتد و مزدورحاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین بذل مساعی می نمایند تا نظام را از تنگناه ارتداد و ظلم نجات دهند و پروژه های استکباری خویش را درین سرزمینها بتحقق برسانند.

بزرگترین مانعی که فعالیتهای استکباری شان را فلج مینماید و از دایره نفوذ نظام فاسد و مرتد و مزدورحاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین روزانه می کاهد همانا جهاد مسلحانه است.”قتال در راه خدا”این یگانه حربه ایست که دشمنان اسلام را ازین دیار قلع و قمع مینماید و نقشه های شومشان را نقش برآب می کند.دشمنان با توسل به هر وسیله ای می خواهند ذهنیت جهادی را در اذهان ملت مسلمان ما مخشوش سازند،اما نمی شود که حق را پوشانید و آنرا در بستره زمان خفه نمود.

جهاد مسلحانه دایره اش روزانه پهن تر می گردد و فرزندان سلحشور اسلام جبهات قتال و رویارویی مسلحانه را داغ تر می نمایند،زیرا آنها با الهام از قرآن و سنت،قتال را ضرورت حتمی و عینی می دانند. اشغال دیار اسلامی نجاستی است که بجز با جنگ وقتال نمی توان باچیز د یگری آنرا زدود.

برادران!فقهای اسلام براین اتفاق دارند که اگر کشوری از دیار اسلام به اشغال کافران درمی آید،جهاد بر ساکنین آن فرض عین می گردد و اگر آنها(ساکنین آن کشور)از جنگ با کفار عاجز بودند دایره فرضیت پهن تر گردیده تا اینکه همه امت اسلامی را شامل می شود.فقها براین نیز اتفاق دارند که این قتال را، جنگ و جهاد دفع می نامند و آنرا از واجب ترین وجایب بعد از ایمان به خدا و رسولش(صلی الله علیه و سلم) و روز آخرت می دانند.”آری”، قتال تا برداشتن بساط اشغال و اقامه نظام اسلامی فیصله اسلام در افغانستان ، چچن ، فیلیپین ، تاجیکستان ، عراق ،ترکیه ، کردستان عراق، هورامان غربی ، سومالی و سایر کشورهای اشغال شده اسلامی است. واین یک واجب عینی است که نه میتوان از آن فرار کرد و عبادت نفلی نیست که در انجام دادن آن بنده را اختیار باشد.

“آری”برادرم!امروز بر تو جهاد مسلحانه فرض عین است،همان گونه که دیگر عبادات بر تو فرض عین است و در برپایی آن نمی توانی طفره روی و یا بهانه ای را بتراشی.امروز شعله های آتشی را که اشغالگران سفاک دیکتاتوری  سکولاریسم  به رهبری امریکا  و ناتو  در کشورت افروخته اند از هر جا میتوانی بنگری.بر توست که جهت خاموش ساختن آن کمر همت ببندی و با شجاعت و رادمردی به میدان کارزار داخل شوی و با دیکتاتوری سکولاریسم  به رهبری امریکا  و ناتوی کافر و اجیران مرتدشان پنجه نرم نمایی و بجز از رب آسمان ها و زمین از کسی دیگر خوف نداشته باشی و بجز بر او به کسی دیگر توکل ننمایی زیرا او ترا کافیست. به یاوه سرایی های کسانیکه سازش،ذلت و فرومایه گی را تحت عنوان «مصلحت » بنام دیگری مسمی می کنند گوش فرا ندهی،زیرا بجز قتال هر راه حلی دیگری که پیش کش میشود یا ناشی از نفاق است و یا جبن و بزدلی و این دو چیزیست که فرهنگ مؤمنان رادمرد و مجاهد با آن آشنا نیست.

برادرم!شاید سؤال کنی که احتمال کشته شدنم در قتال و جهاد مسلحانه بعید نیست.”آری”،اما آیا میدانی کسیکه در راه خداوند کشته می شود او را چه اجر و پاداشی است؟در راه برچیدن بساط اشغال و فساد فرومایگان و برپایی خلافت اسلامی و به اهتزاز در آوردن درفش لا إله إلا الله و محمد رسول الله.

پس ای برادرم!بعد ازین مقدمه مختصر اندکی صبر کن و به من گوش فرا ده تا از شهادت در راه خدا و مقام والای شهید و منازل عالیه شهداء در بهشت برین و جایگاه و منزلت کشته شدگان در راه خدا با تو صحبت کنم.شاید این سخن، من و تو و سایرین را تشویق نماید تا ازین تنگناه زندان خویش،تن را برهانیم و جهت نبرد علیه  دیکتاتوری سکولاریسم  به رهبری امریکا  و ناتو آماده شویم و دلیرمندانه وارد میدان های کارزار شویم و با شمشیر بران بر فرق کینه توزان دیکتاتوری سکولاریسم  کوبیدن بگیریم و بجز آسمان بجای دیگری خیره نشویم تا اینکه یا آزاد درین بستره خاکی در سایه های قرآن زندگی کنیم و یا اینکه ازین بستره خاکی بسوی سایه های نعمت های پروردگارمان در بهشت برین بشتابیم.

برادرم!مبارزه مسلحانه برای پیروزی کامل حق بر باطل،تحقق عدل و نیکی و پایان بخشیدن به فتنه و شر امر محکوم و قطعیست و بدون توسل به آن امکان رسیدن به هدف میسر نبوده و نمی توان طریقی را سراغ کرد که هم برپایی اسلام را ممکن سازد و هم خطر تصادم مهتوم میان جندالله و جنود شیاطین را منتفی گرداند.نظریه عدم حتمیت قتال یک تصور واهیست که محرکات این پندار بی بنیاد را نفاق،جبن و بزدلی تشکیل می دهد و یکی از لازمه های لاینفک قتال شهادت است،زیرا هستند کسانیکه درین نبرد حق و باطل کشته می شوند.ای برادرم!اینها شهداء اند.شهداء در راه خدا يا کشته گان عزیز و ارجمند،کشته گان گرامی و پاکیزه.پس کسانیکه در راه خدا به راه می افتند،روان هایشان را در کارزار حق قربان می کنند در حقیقت آنها را قلب هاییست نهایت گرانمایه و روان هاییست نهایت فرخنده و نفس هاییست نهایت پاکیزه.خداوندمی فرماید: “وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ”.سورة البقرة ﴿۱۵۴﴾

ترجمه: و كسانى را كه در راه خدا كشته مى‏شوند مرده نخوانيد بلكه زنده‏اند ولى شما نمى‏دانيد.

“آری”،آنانیکه در راه خدا بقتل میرسند مردگان نیستند،آنان زندگان اند،پس شایسته نیست آنها را مردگان نامید و نباید درشعور ما مردگان بشمار آیند و نمی زیبد که در زبان،هنگام نطق به آنها مردگان گفته شود،آنها به گواهی پروردگار زنده اند.پس بایست زنده باشند.آنها در ظاهر چنانچه مشاهده می شود کشته شده اند اما حقیقت مرگ به زندگی را این ظاهر نگری سطحی تعیین نمی نماید.بیگمان که اولین ویژگی زندگی اینست که در آن فاعلیت،رشد و گسترش باشد اما نخستین ویژگی مرگ سلبیت،رکود و انقطاع است و آنانیکه در راه خدا بقتل می رسند فاعلیت آنها در پیروزی حق که بخاطر آن کشته شده اند،فاعلیتی است مؤثر و فکری که بخاطر آن بقتل رسیده اند درین بستره خاکی در حال گسترش است و پس از کشته شدنشان اثر پذیری دیگران از آنها نیرو یافته و امتداد می یابد.پس آنها پیوسته عنصر فعال انگیزه مؤثر در ساختار زندگی و رهنمودی آن اند و این نخستین ویژگی زندگی است و بدین اساس آنها در دنیای انسانها زندگانند.اما آن شهدای زنده کیهایند؟آنها کسانی اند که در راه خدا بقتل می رسند. “آری”،تنها در راه خدا،دور از هدف و غایت غیر از خدا،در راه دینی که آنرا برگزیده است،تنها و تنها درین راه نه در راه دیگری و نه تحت شعار دیگری و نه با شریک نمودن شعار دیگری.پس آنانند شهداء و آنها را تنها و تنها جهاد در راه خدا،ایمان به او و تصدیق به رسولان او بیرون می کند.اینست جهاد و در آن شهادت نهفته است و زندگی برای شهداء است. خداوند می فرماید:”وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ”.سورة آل عمران﴿۱۷۰-۱۶۹﴾

ترجمه:هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است‏شادمانند و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته‏اند شادى مى‏كنند كه نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين مى‏شوند.

بنگرای برادرم!که خداوند مؤمنان را چگونه تشویق می نماید تا با آغوش باز و قلب هایی مالامال و سرشار از ایمان به استقبال شهادت و تن ندادن به زبونی و ذلت بشتابند و هرگاه آنان مجاهدانه به شهادت برسند بزرگترین پاداش را در بدل این زندگی دنیوی دریافت می کنند.خداوند می فرماید:” إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ”. سورة التوبه ﴿۱۱۱﴾

ترجمه:در حقيقت‏خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏جنگند و مى‏كشند و كشته مى‏شوند [اين] به عنوان وعده حقى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است پس به اين معامله‏اى كه با او كرده‏ايد شادمان باشيد و اين همان كاميابى بزرگ است.

برادرم!به این آیت مبارکه خیره شو و اندکی درنگ نما.بنگر این وعده راستین پروردگار توست که اگر بسوی نبرد بشتابی و در میدان کارزار مخلصانه شمشیر برداری و بی باکانه بر دشمن اشغالگر سفاک و اجیران مرتدش یورش ببری،اگر بکشی و کشته شوی ترا بهشت است و در آنجا ترا پایندگی و جاودانگی است.حالا شمه ای از احادیث نبوی را بزمزمه می گیریم تا از مقام والا و خجسته شهداء،خویش را آگاه سازیم.غبار ذلت و فرومایگی را از خود زدوده و تاج آزادگی را به سر گذاشته و بجز بندگی رب آسمانها و زمین به همه بندگی ها کفر ورزیم و این اعلان کفر به خدایان ساختگی را در جولان گاه قتال به نمایش بگذاریم.

از ابو هریره(رض) روایت شده که پیامبر(صلی الله علیه وسلم)فرمود:”قسم به ذاتی که جان من در دست اوست هیچگاه کسی در راه خدا زخمی نمی شود در حالیکه خداوند خوبتر می فهمد آنکه در راه او زخمی می شود و زخمی در روز قیامت در حالی حشر می شود که خون جراحتش رنگ خون داشته اما بوی آن بوی مشک است”.

امام بخاری(رح)از حضرت انس(رض)روایت می کند که گفت:”کاکای من انس بن نضر در صحنه جنگ بدر نبود و برای پیامبر(صلی الله علیه وسلم)گفت:من از نخستین جنگی که با کفار نمودید غایب ماندم و اگر خداوند مرا در جنگ با کفار حاضر دارد خواهد دید چه خواهم کرد.وقتی روز احد فرارسید و مسلمانان پراگنده شدند او گفت:خدایا!ازین عمل که اینها(یاران وی)می نمایند در پبش گاهت عذر می طلبم و از آنچه که آنان(کفار)می دارند بیزاری و بعداً پیشروی کرده و در راه به سعد بن معاذ(رض)برخورد نموده و گفت:ای سعد!بوی جنت و رسیدن بسوی خدای نضر را از سوی احد می بینم.سعد(رض)به پیامبر(صلی الله علیه وسلم)گفت:ندانستم بعداً په کرد.انس(رض)می گوید او را در حالی یافتم که در جسدش هشتاد وچند ضربه شمشیر،نیزه و تیر بود.کسی جز خواهر او که او را از انگشتانش شناخت،هیچ کسی نتوانست او را بشناسد.انس(رض)می گوید که بگمان من این آیه درباره وی و کسانی چون او از شهداء نازل گردیده است:”مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا”.سورة الاحزاب ﴿۲۳﴾

ترجمه:از ميان مؤمنان مردانى‏اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند.

امام بخاری(رح)در کتاب هجر المحارثه بنت سراقه روایت می کند که نزد پیامبر(صلی الله علیه وسلم)آمده و گفت:”ای پیامبر خدا، مرا از حال حارثه آگاه میداری؟حارثه در اثر اصابت تیر نامعلومی در روز جنگ بدر به شهادت رسیده بود،هرگاه در جنت است صبر پیشه گیرم و اگر غیر ازین است بشدت ناصبری و گریه نمایم.آنحضرت(صلی الله علیه وسلم)فرمود:ای ام حارثه!او در جنت است و برای پسرت فردوس اعلی رسیده است.

آری”برادرم!چگونه با یاد جنت غمها و مصائب مؤمنان فراموش می شد و آنان را بر تکالیف شکیبا و برمشقات صابر می نمود.

نسایی در کتابش از حضرت ابی عمیره(رض)روایت می کند که گفت:رسول خدا(صلی الله علیه وسلم)فرمود:”کشته شدن در راه خدا را از اینکه همه اهل شهرها و روستاها تابع و فرمانبردار من باشند بیشتر دوست دارم”.

ترمذی،نسایی،و دارمی از حضرت ابوهریره(رض)روایت می کنند که رسول خدا(صلی الله علیه وسلم)فرمود:”شهید از کشته شدن جز به اندازه آنچه شما از فشار دو انگشت احساس می نمایید،احساس نمی نماید”.

ابو داوود از عبدالخیر بن ثابت بن قیس بن شماس به نقل از پدر و جد او روایت می دارد که گفت:”زنی که ام خلاط نام داشت نقاب زده نزد پیامبر(صلی الله علیه وسلم)آمد و از پسر خود که در راه خدا شهید شده بود پرسید ،برخی از صحابه گفتند:خود را اینقدر پوشانده ای و آمدی از پسر خود پرس وجو می کنی؟وی گفت:اگر پسرم را از دست داده ام،وقارم را از دست نداده ام.پیامبر خدا(صلی الله علیه وسلم)برایش گفت:پاداش و اجر دو شهید برای پسرت است.زن گفت:چرا؟آنحضرت(صلی الله علیه وسلم)فرمود:چون او را اهل کتاب کشته است.

درین حدیث اشاره به وجوب جنگ با اهل کتاب شده است.اینکه هرکه با آنان بجنگد مزد چند برابر را خداوند برایش می دهد. حالا جنگ با اشغالگران دیکتاتوری مهاجم سکولاریسم و مرتدین محلی چی؟

برادرم!چه چیز تو را مانع می شود؟که خود را ازین نعمت های الهی محروم می کنی و در کنج ذلت خمیده ای.آیا اشغال کشورت کافی نیست؟که تو را وادارد تا شمشیرت را از نیام برکشی و بسوی میدان نبرد بشتابی.آیا به ذلت و پستی تن میدهی و در زیر چتر نظام فرسوده ی مرتدین  حیات بسر می بری؟آیا از نقشه ها و دسایس شوم اشغالگران دیکتاتوری مهاجم سکولاریسم و مرتدین محلی به سردمداری امریکای سفاک غافلی؟آیا از زندان های بگرام و قندهار ، ابوغریب ، گوانتانامو و…بی خبری؟که در آنجا با برادران و خواهرانت چه صورت می گیرد.آیا جهت به فساد کشانیدن قشر جوان ما از فاحشه خانه هایی که در شهرها بپا کرده اند ناآگاهی؟آیا از این که  معیارها را طبق  اصول سکولاریسم  از بنیاد تغییر داده اند تا نسل جدید ما یک نسل بی بندوبار و بی دین ببار آید در غفلتی؟آیا ازین که نظریات منافی با اساسات اسلام را از بلندگوها و رسانه های خبری همچون دیکتاتوری سکولاریسم و دموکراسی و غیره در ملت تزریق می نمایند بی خبری؟اگر از اینها بی خبری پس باید بدانی که این شمه ای از اهداف شوم اشغالگران دیکتاتوری مهاجم سکولاریسم و مرتدین محلی  در سرزمینهای اشغال شده ی ماست.تبدیل سرزمین ما به کشوری چون ترکیه یا به تعبیر دیگر حاکم ساختن اسلام امریکایی یعنی اسلامی را که امریکاییها می پسندند بلکه ازین بیشتر تا جهت سرکوب جنبش های اسلامی، مرتدین محلی همان نقش آمریکا را بازی نماید.”آری” آیا ما نوه هایمان را سربازان مرتد ی در اختیار اشغالگران دیکتاتوری مهاجم سکولاریسم و مرتدین محلی  میکنیم تا علیه قوانین شریعت اسلام و مجاهدین بجنگند؟”آری”اگر من و تو به بهانه های مختلف و با شعارهای رنگارنگ از جهاد فرار نماییم و ذلت را به سرفرازی ترجیع دهیم.پس برادرم برخیز و یک بار دیگر این سرزمین را به آتش تبدیل نما و حماسه نیاکان مؤمنت زنده نما.”آری” این حماسه را یک بار دیگر احیاء کن و برای اشغالگر تفهیم کن که ما پرندگان بال شکسته ای نیستیم که به ذلت کشانیده شویم.

الله اكبر والعزة لله

دیدگاهتان را بنویسید