تعریف غلو و غالی گری (با تاکید بر منابع اهل تشیع)

تعریف غلو و غالی گری (با تاکید بر منابع اهل تشیع)

به قلم:  خالد هورامی

متاسفانه چندین دهه است که مسلمین عموماً و اهل سنت خصوصاً در شناخت سایر فرقه ها و مذاهب اسلامی به جای تکیه بر منابع اصلی مذاهب خود چشم و گوش خود را به شبکه های مختلف ماهواره ای و مجازی سپرده اند که اکثریت مطلق این شبکه ها در راستای اهداف خاص سیاسی کشورهائی خاص چون آل سعود و آمریکا و انگلیس و سایر دشمنان مسلمین برنامه ریزی شده اند.  

این شبکه های رسانه ای سعی دارند با استناد به افکار و اعمال غلاة موجود در میان تشیع یا تسنن به کل مذاهب شیعی و سنی حمله نموده و با مشغول کردن مسلمین به مسلمین و دامن زدن به تفرق بیشتر در میان مسلمین به وظیفه ی خود در جنگ روانی به نفع دشمنان و به ضرر مسلمین بپردازند . بدون شک اینها کارمندان جنگ روانی دشمن بر علیه مسلمین بوده اند .

اما تعرف غلو غلاة در منابع مختلف اسلامی چیست؟
تعریف غلو:

  • غلّو بر وزن فعول، مصدر فعل «غلي يغلوا» و به معناي افراط، ارتفاع، بالا رفتن و تجاوز از حد است و وقتي قيمت چيزي از حدّ معمول خود بالاتر مي‌رود، به آن «غالي» (به معناي گران) مي‌گويند؛ چنان كه درباره ي مايعات هر گاه به جوش آيند و در حدّ خود نگنجند، مي‌گويند غليان كرده است.[۱]
  • واژه غلوّ در مقابل تقصير است، و در لغت به معناى تجاوز از حد و افراط در شى ء است؛ يعنى فرد يا چيزى بيش از آنچه در او هست، توصيف شود .[۲]

غلو به‌معنای افراط، ارتفاع، بالا رفتن و تجاوز از حد و مرز و حدود است؛ چنان‌که به چیزی که قیمت آن از حد معمول نیز بالاتر رود، «غال» یعنی «گران»می‌گویند.[۳] در علم ملل و نحل (فرقه‌شناسی) تعریف دقیقی از این واژه به‌دست نداده و تنها به ذکر مصادیق پرداخته‌اند. اما در هر حال آن را این‌گونه تعریف کرده‌اند: فرقه‌هایی از شیعه که به خداییِ ائمه خود یا حلول روح خدایی در آنان اعتقاد دارند.[۴] شهرستانی می‌گوید:

غلات یکی از ائمه را به خدا تشبیه کرده و گاه خدا را به خلق تشبیه کرده و مانند یهود و نصارا و قائلین به تناسخ به تجسیم خداوند قائل شده‌اند. عقاید غلات چهار چیز است: تشبیه، بداء، رجعت و تناسخ، و هرکدام در هر شهری که هستند، لقبی دارند.[۵]

اگر واژه غلات بدون قرینه به‌کار رود، منظور فرقه‌های منتسب به شیعه است، اما در طول تاریخ اسلام گروه‌هایی بوده‌اند که عقاید غلوآمیز داشته و شیعه نبوده‌اند؛ مانند آنان‌که به خدایی برخی از خلفای عباسی (مانند منصور) معتقد بوده‌اند که بدانها «غلات عباسیه» می‌گویند.[۶]

مفيد در تعريف غلّو گفته است:
غلو در لغت، گذشته از حد و خارج شدن از اعتدال است. خداوند متعال نصاري را از غلو درباره ي حضرت مسيح(ع) نهي كرده، مي‌فرمايد: «يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ» (نساء:۱۷۱) [۷]
آنگاه درباره ي غلات و مفوضه مي‌گويد:
غلات گروهي از متظاهرين به اسلامند كه اميرالمومنين و امامان و فرزندان او را به الوهيت و نبوت توصيف كرده‌اند و در حق آنان از حدّ اعتدال تجاوز كردند، و مفوضه عده‌اي از غلات‌اند و تفاوت آنها با غلات در اين است كه ائمه را حادث و مخلوق دانسته‌اند و گفته‌اند: خداوند آنان را آفريده و امر خلق را به آنها تفويض كرده است.[۸]

  • مفید، در تصحیح الاعتقاد در آغاز بحث از غلات، به معنای آن می پردازد:

(الغلو فی اللغة هو التجاوز عن الحدّ والخروج عن القصد، قال اللّه تعالی: یا اهل الکتاب لاتَغلُوا فی دینکم ولاتقولوا علی اللّه الا الحق (نساء/ ۱۷۱). فنهی عن تجاوز الحدفی المسیح وحذّر من الخروج عن القصد فی القول وجعل ما ادعته النصاری فیه غلواً لتعدیه الحدّ،علی مابیّناه.)[۹]

غلو، در لغت گذشتن از حد است و بیرون رفتن از میانه روی. خداوند فرموده است:«ای اهل کتاب، در دین خود غلو نکنید و درباره خدا به جز حق نگوئید.» [مسیح، فقط فرستاده خداست] پس نهی فرموده از گذشتن از حد درباره مسیح و برحذر داشته از بیرون رفتن از میانه روی در گفتار. و ادعای نصارا را غلو دانسته است; زیرا آنان از حد گذشتند، طبق آنچه در معنای غلو بیان کردیم.

تعاریف موجود دربارۀ غلو، جامع و کامل نیستند، برخی تعریف به لوازم اند و برخی تعریف به مصداق، برخی دیگر نیز شامل همۀ اجزای تعریف نیستند.

 در یک کلام می توان گفت : غلو یعنی طاغوت سازی . غلات نیز کسانی هستند که به طاغوتها ایمان آورده اند .

اسلام یعنی کفر به طاغوت و غالی گری یعنی تلاش جهت ایمان به طاغوت .

معنی غلات
واژه «غلات» جمع «غالي» به معناي گزافه گويان و ياوه سرايان است. آنان فرقه هايي از شيعه مي باشند که در تشيع افراط نموده، درباره ائمه خود گزافه گويي کردند و ايشان را به خدايي رسانده و يا قائل به حلول جوهر نوراني الهي در ائمه و پيروان خود شدند [۱۰]

در این صورت غلوّ یك جریان عقیدتی انحرافی است به این معنا كه انسان چیزی یا كسی را از آن حدی كه هست بالاتر بداند. بطور مثال بگوید عیسی مسیح (ع) خدا یا فرزند خداست. یا امام علی (ع) خالق جهان است. به همین دلیل کسانی چون امام سجاد علیه السلام می گفتند:«أحبونا حب الاسلام و لا ترفعونا فوق حدنا» ما را بر همان حب اسلام دوست دارید و ما را از حدی که داریم بالاتر نبرید.

غالیان كسانی بودند كه رهبران دینی خود را فراتر از حد بشری می پنداشتند و صفات  ویژه الله را به آنها می دادند. در واقع غلو ابزار و کانالی  جهت طاغوت کردن مخلوقات  یا آن روی سکه ی طاغوت و طاغوت سازی است .

عبارت غالی در میان شیعیان را می توان با کلمه ی زندیق در نزد اهل سنت  نزدیک دانست، با این تفاوت که زنادقه علنا باورهای سکولاریستی و فلسفه ی مادی خود را آشکار می نمودند اما غلات یک مرحله عقب تر همین اهداف را با ادبیاتی شبهه اسلامی و از کانال یکی از فرق اسلامی بیان می نمودند و جرأت زنادقه در آنها یافت نمی شد . در این صورت می توان گفت غالی گری اولین مرحله ی اعلام وجود کفار داخلی (منافقین) و زندقه  مرحله ای بالاتر و نزدیک به تکامل آنها به شمار می رود که طی آن شخص ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری از دین اسلام خارج شده و مرتد می شود و در ردیف کفار خارجی و آشکار قرار می گیرند .

 در این صورت کسانی که چنین غلاتی را در دایره ی اسلام قرار می دهند یا دوستانی هستند که شناخت درستی از اسلام و غیر اسلام ندارند یا دشمنانی هستند که قصد ضربه زدن به مسلمین را دارند، و افرادی که با عقاید و افکار غلاة میان مذاهب به کل مذهب مورد نظر حمله می کنند بدون شک یا دوستان جاهل و فریب خورده هستند یا دشمنان آگاه مسلمین .


[۱]راغب اصفهاني، الفردات في غريب القرآن،ص۳۶۵٫

[۲] لسان العرب،ابن منظور، ج ۱۵، ص ۱۳۲

[۳]راغباصفهانی،المفرداتفیغریبالقرآن،ص ۳۶۵؛انیس،المعجمالوسیط،ص ۶۹۰ .

[۴]شهرستانی،المللوالنحل،ج ۱،ص ۱۷۶ و ۱۷۷٫ نیزبنگریدبه: دهخدا،لغت‌نامه،ذیل «غلاة»،ص ۱۶۷۷۲٫

[۵]شهرستانی،المللوالنحل،ج ۱،ص ۱۷۶ و ۱۷۷٫

[۶]اشعری،المقالاتوالفرق،ص ۶۹ .

[۷]مفيد، تصحيح الاعتقاد، ص۱۳۱٫

[۸]مفيد،تصحيحالاعتقاد،ص۱۳۱٫

[۹]تصحیح الاعتقاد)،چاپ ش دههم راهبا اوائل المقالات، ۲۳۸٫

[۱۰] مشکور، ۱۳۶۸، ص ۱۵۱

دیدگاهتان را بنویسید