انواع غلاة منتسب به شیعه ۱۲ امامی

انواع غلاة منتسب به شیعه ۱۲ امامی

به قلم : خالد هورامی
عده ای از علماء و محققین شیعه[۱] آورده اند که غلات شيعه را مي توان به سه دسته تقسيم کرد:
الف) آنان که درباره علي(ع) غلو مي کنند و او را خدا مي دانند که به «علي اللهي ها» مشهورند.
ب) آنان که درباره اهل بيت(ع) غلو مي کنند و درباره ي ايشان معتقد به صفات و خصوصياتي هستند که خود معصومين(ع) چنين اعتقادي ندارند.
ج) آنان که معتقدند شناخت امام، انسان را از همگي عبادات و واجبات بي نياز مي سازد؛ از اين رو طهارت، نماز، روزه، حج و زکات را به خاطر دوستي و ولايت اهل بيت(ع) ترک مي کنند [۲]

آنچه از نگاه این دسته از نویسندگان مخفی مانده است اینکه : کفار پنهان داخلی (دارودسته ی منافقین) متناسب با شرایط روز و بخصوص متناسب با قدرت نظامی حاکمه پیش می رفتند . بر این اساس در مراحلی جرأت بیان تنها بخشی از باورهای خود را داشتند و در مراحلی دیگر که زمینه را مناسب تر می دیدند قدمهای بیشتری به جلو بر می داشتند و گاه شرایط حاکمه آنها را مجبور می کرد قدمهائی به عقب نیز بردارند و در لاک نفاق خود بیشتر فرو روند .

این تحرک کفار پنهان داخلی (دارودسته ی منافقین)، در بیان عقاید و آشکار شدن تدریجی، باعث شده است عده ای دیگر در تقسیم بندی آنها دچار اشتباه شده و آنها را به دو گروه غلات ملحد و غلات درون گروهی شیعه تقسیم کنند. در این زمینه یکی از نویسندگان قائل به این تقسیم بندی می گوید:

” مي توان پس از بررسي غلو و غاليان، آنها را به دو بخش غلات ملحد و غلات درون گروهي تقسيم نمود. غلات ملحد گروهي بودند که ائمه عليهم السلام را در عرض خدا و در درجه ي او مي دانستند و از آنها در کتب شيعي با عناويني همچون غلات طياره، فاسد المذهب، فاسد الاعتقاد و اهل تخليط ياد مي شود. غلات درون گروهي نيز که از آنها با عناويني همچون مفوضه و اهل الارتفاع ياد مي شود، کساني بودند که با نسبت دادن علم و قدرت نامحدود و معجزات و نظاير آن، ائمه را موجوداتي فوق بشري و غيرطبيعي معرفي مي کردند ” [۳]

با توجه به آیات قرآن و سیره ی رسول الله و جانشینان وی در برخورد با کفارپنهان داخلی (منافقین) تنها در مراحلی می توان این کفار پنهان داخلی را در دنیا جزو مسلمین به حساب آورد که در انجام اعمال ظاهری شرعی همچون مسلمین عمل کنند؛ اما زمانی که بخشی یا کل شریعت الله را آشکارا کنار نهاده و در قالب فرقه ای خاص در برابر مسلمین اعلام موجودیت نموده و رهبریت یکی از فرق اسلامی که خود را به آن منتسب نموده اند نیز از آنها برائت جسته و با مشرک خواندن آنها  فتوای تکفیرشان را صادر نموده باشد، در این صورت انتساب آنها به شیعه یا سنی یا هر فرقه ی اسلامی دیگر نمی تواند کار انسان آگاه و نرمالی باشد .

انتساب کفار پنهان داخلی (نمایندگان آشکار شیطان )به هر یک از فرق اسلامی  از هر دشمن خارجی  برای آن فرقه خطرناکتر است. زيرا نه تنها از درون سبب ايجاد آشفتگي و مه آلود شدن در عقايد آن فرقه شده، آن را منزوي مي کرد، بلکه آن را در نظر ديگران انسان هايی بي قيد و بند ، لاابالي، بی غیرت، فاسد، وحشی ، احمق، عقب مانده و….نشان داده و با رواج بدبینی و انزجار عمومی مقدمات برخورد فیزیکی و کشتار آنها را نیز فراهم می سازند . با وجود چنین پیامدهائی انتساب کفار پنهان داخلی (دارودسته ی منافقین) – که صف خود را آشکارا جدا کرده و گروه و جریان جداگانه ای شده اند-  به یکی از فرق اسلامی  نمی تواند کار یک دوست آگاه باشد .


[۱] چرا اکثرا به محققین همان مذهب استناد می شود؟ چون تنها با استناد به منابع همان فرقه می توان به حقیقت دست یافت نه برداشتها و دیدگاههای مخالفین

[۲] هاشمي، [بي تا]، ج ۱، ص ۲۳۱

[۳] مدرسي، ۱۳۷۴، ص ۲۳-۳۶

دیدگاهتان را بنویسید