ميدان های جهاد در انتظار ماست .. .. مرزبانان اسلام

ميدان­های جهاد در انتظار ماست [۱]..  .. مرزبانان اسلام

مؤلف: ابو سعد العاملی (حفظه الله)
مترجم: ی .  اکبری

بسم الله الرحمن الرحيم

والعاقبة للمتقين، ولا عدوان إلا على الظالمين، والصلاة والسلام على أشرف المرسلين وسيد النبيين وعلى آله وصحبه، ومن اهتدى بهديه إلى يوم الدين .. و بعد: 

«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» ذاریات ۵۶» و جن و انس را نیافریدم جز براى آنكه مرا بپرستند.»

این شعار مسلمان مسئول است .. شعاری كه باید در قلبهايمان احساس مسئوليت و ترس از سرنوشتمان را ایجاد کند .. ترس از رسوایی در دنیا و عذاب آخرت .. خداوند متعال ما را بيهوده و برای خوردن و آشامیدن و خوابيدن و توليد مثل نيافريده چرا كه اين وظيفه و كار چهار پايان است تا در خدمت انسان باشند.

خداوند متعال انسان را برای وظيفه­ای بسيار مهم­تر و والاتر آفريده و آن عبادت خداوند متعال و جانشينی او بر زمين است.

«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِيفَةً» بقره ۳۰» و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمين جانشينى خواهم گماشت.»

و اين وظيفه­ی خطير و بزرگ در آن واحد نياز به همتی بزرگ و بيداری و هوشياری هميشگی و احساس مسئوليتی دارد كه با توجه به اهميت اين وظيفه و ميزان نيازها و نتايج آن دچار ضعف و سستی نگردد.

***

زندگی قبل از وابستگی ..
پروردگار كه صادق­ترين گويندگان است می­فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ» انفال ۲۴«ای مؤمنان! فرمان خدا را بپذيريد، و دستور پيغمبر او را قبول كنيد هنگامی­كه شما را به چيزی دعوت كنند كه به شما زندگی (مادی و معنوی و دنيوی و اخروی) بخشد، و بدانید كه خداوند ميان انسان و دل او جدائی می‌اندازد (و می‌تواند انسان را از رسيدن به خواستها و آرزوهای دل باز دارد) و بدانيد كه همگان در پيشگاه خدای سبحان گرد آورده می‌شويد.» 

بنابر اين انسان اگر خارج از دايره ­ی اسلام باشد بيشتر شبيه به مردگان است چرا كه بدون هدفی معين و مسيری مشخص در حال حركت است و تنها پاسخ­گوی شهوات و پيرو خواهشات نفسانی خویش است. و در اين حالت شأن و منزلت او همانند چهارپايان و چه بسا گمراهتر از آنان می­باشد. چنان كه خداوند متعال می­فرمايد:

«أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ» اعراف۱۷۹« اينان (چون از اين اعضاء چنان كه بايد سود نمی­جويند و منافع و مضارّ خود را از هم تشخيص نمی‌دهند) همسان چهارپايانند و بلكه سرگشته‌ترند (چرا كه چهارپايان از سنن فطرت پا فراتر نمی‌گذارند، ولی اينان راه افراط و تفريط می‌پويند.) اينان واقعاً بی‌خبر (از صلاح دنيا و آخرت خود) هستند.»

پس وقتی كه انسان به دينش ملتزم شده و در دايره­ی اسلام داخل می­گردد جهت زندگيش تغییر می­کند و در حقيقت از نو متولد می­شود و در اين هنگام است كه بار مسئوليت و سختی­ها را احساس می­كند و برای انجام واجبات و اوامر الهی و توجيهات پی درپی نبوی همچون هيئتی مجسم و گوش به فرمان در می­آيد .. و عجيب است كه اين انسان هر چند تمام قوايش را صرف، و فداكاری کند با اين حال احساس خوشبختی و راحتی می­كند، بدون اينكه اجر و پاداشی را به خاطر اين فداكاری در راه دينش بگيرد.

به خدا قسم اين قاعده و منطقی است كه تنها در دين مبین اسلام يافت می­شود، همه ما بندهای عقبه دوم و آنچه را كه انصار در مقابل آن بيعت انتظار داشتند را می­دانيم و به ياد می­آوريم، در ازای اين بيعت، سوال آنان از پيامبر صلی الله علیه وسلم اين بود كه «اگر با تو بيعت كنيم چه پاداشی به ما داده می­شود.» و پيامبر نيز در جواب فرمود: «برايتان بهشت خواهد بود.»

از اين رو شايسته است بدانيم كه التزام به تعاليم دين و عضويت در دايره اسلام نبايد به خاطر منافع شخصی و مادی باشد، بلكه مسلمان بايد از ابتدا تا آخر حيات، مرتبط با خدای متعال باشد و از هيچ كس انتظار اجر و پاداشی نداشته باشد .. بلكه بايد هر آنچه كه دارد در راه حفاظت از دين و عقيده­اش بپردازد به اين اميد كه از سودمندان در تجارت با خداوند متعال باشد.

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ، يُقَاتِلُونَ فِی سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ، وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ، وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ، فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِی بَايَعْتُم بِهِ، وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» توبه ۱۱۱
«بيگمان خداوند (كالای) جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خريداری می­كند. (آنان بايد) در راه خدا بجنگند و بكشند و كشته شوند. اين وعده‌ای است كه خداوند آن را در (كتابهای آسمانی) تورات و انجيل و قرآن (به عنوان سند معتبری ثبت كرده است) و وعده‌ی راستين آن را داده است، و چه كسی از خدا به عهد خود وفاكننده­تر است‌؟ پس به معامله­ای كه كرده­ايد شاد باشيد، و اين پيروزی بزرگ و رستگاری سترگی است‏.»

و خداوند متعال همچنين می­فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ، ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ، ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» صف ۱۰ ـ ۱۲
«ای مؤمنان! آيا شما را به بازرگانی و معامله­ای رهنمود سازم كه شما را از عذاب بسيار دردناك دوزخ رها سازد؟ (و آن اين است كه) به خدا و پيغمبرش ايمان می­آوريد، و در راه خدا با مال و جان تلاش و جهاد مي­كنيد. اگر بدانيد اين برای شما (از هر چيز ديگری) بهتر است. (اگر اين تجارت را انجام دهيد، خدا) گناهانتان را می‌بخشايد، و شما را به باغهای بهشتی داخل می­گرداند كه از زير (كاخها و درختان) آن جويبارها روان است، و شما را در منازل و خانه­های خوبی جای می­دهد كه در باغهای بهشت جاويدان ماندگار، واقع شده‌اند. پيروزی و رستگاری بزرگ همين است.»

پس حیات واقعی در اسلام اينگونه آغاز می­شود ابتدا با وداع با حيات قبلی و تمام موانع آن و تلاش برای شكستن تمام قيد و بندهای قديمی­كه مسلمان را از آزادی و حريّت واقعی ممانعت می­كرد و پس از آن با به فعل درآوردن توانايی­های نهفته در عبوديت الله متعال ادامه می­يابد كه بی­گمان عبادت خداوند متعال توانایی­های بسياری را به انسان می­بخشد.

«قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا» مزمل۲
«شب، جز اندكی (از آن) بيدار بمان.»

اين زندگی با ترك راحتی و آسايش و قرار دادن اوقات خود در طول شبانه روز در راه نزديكی به خداوند متعال شروع می­شود و نيمه­های شب و اواخر آن از مهمترين اوقات است چرا كه بدين وسيله مؤمن به نيروی الهی مجهز می­شود كه مقابله با موانع و پيروزی بر شهوتهایی كه در طول روز و در راه زندگی با آنها برخورد می­كند، را برايش میسر خواهد ساخت.

به راستی كه «شب زنده داری» توشه­ی روحی عجيبی است به حدی كه مؤمن را در طول روز با گرفتاری­های دعوت و سختی­های آن همراهی و تمام مشكلات را برطرف و راه را روشن می­كند و تجربه بهترين گواه بر اين گفته است و عجيب نيست اينكه در ابتدای دعوت چرا نماز شب بر مسلمانان واجب بود و بيشتر از يكسال اين روال ادامه يافت.

«يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِّصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا * إِنَّا سَنُلْقِی عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا» مزمل ۱ ـ ۵
«ای جامه به خود پيچيده! شب، جز اندكی (از آن) بيدار بمان. نيمی از شب، يا كمی از نيمه بكاه (تا به يك سوم شب می‌رسد.) يا بر نيمه‌ی آن بيفزا (تا به دو سوم شب مي‌رسد) و قرآن را بخوان خواندنی (همراه با دقّت و تأمّل، و در ضمن شمرده و روشن.) ما سخن (پر مسؤوليّت و پر دردسر و لبريز از تكاليف و وظائف) سنگينی را بر تو نازل خواهيم كرد (كه قرآن است.)»

تا زمانی كه مسلمانان تربيت يافتند و كفايت لازم برای حمل دعوت و سختی­ها و آزمايش­های آن را به دست آورند، اين امر از آنها برداشته نشد و بدون اين توشه­ی روحی بی­نظير، هرگز نمی­توانستند اين بار را تحمل كنند. همچنان كه پيامبر صلی الله علیه وسلم فرموده­اند: 

«عليكم بقيام اليل فانه تكفير للخطايا و الذنوب ودئب الصالحين قبلكم و مطردة للداء عن الجسد» [به روایت حاكم وترمذي]
«شما را به نماز در شب توصيه می­كنم چرا كه پوشاننده خطاها و گناهان و عادت صالحان پيش از شما و دور كننده درد از جسم است.» 

و پيش از بعثت، پيامبر صلی الله علیه وسلم روزها و شبهای زيادی را در غار حرا مشغول عبادت بود انگار خداوند متعال می­خواست او را برای مأموريت بزرگی كه قرار بود بر دوشش بنهد، آماده می­کرد و آن مأموريت دعوت و رسالت توحيد بود و آنچه كه هر موحد مؤمن به خداوند متعال و روز آخرت و راضی به اين دين بزرگ به دوش خواهد كشيد.

اين امانت بسيار سنگينی است و نياز به مردانی بزرگ دارد و آنان به خاطر وظيفه­یشان نياز به توشه و ذخيره روحی بزرگی دارند تا آنها را برای تحمل اين بار سنگين و سختی­های آن ياری كند.

«وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ» فصلت ۳۵
«به اين خوی (و خلق عظيم) نمي‌رسند مگر كسانی كه دارای صبر و استقامت باشند، و بدان نمي‌رسند مگر كسانی كه بهره‌ی بزرگی (از ايمان و تقوا و اخلاق ستوده) داشته باشند‏.»

عبادت و نماز شب نشانه­ای از نشانه­های سلامت جسمی ­و قدرت نفسی است كه همانند ايستگاهی تربيتی برای روح و جسم عمل می­كند، ايستگاه توشه اندوزی و امتحان نفس برای تحمل سختي­ها و عادت كردن به محروميتها و صبر بر رنج هاست، پس كسی كه رختخواب نرم وگرم را رها می­كند تا در مقابل پروردگارش به مناجات و راز و نياز بپردازد و خواست­هايش را از او بخواهد، قطعاً شايسته­تر و تواناتر برای ادای اين دعوت وتحمل سختی­های آن است.

و نماز صبح از بزرگترين موانع در برابر فتنه­هاست به همين خاطر ام سلمه رضی الله عنهمااز پيامبر صلی الله علیه وسلم در حديث نزول فتنه­ها روايت می­كند که، شبی پيامبر صلی الله علیه وسلم بيدار شد و فرمود:  

«سبحان الله ماذا انزل الليلة من الفتن؟ وماذا فتح من الخزائن؟ايقظوا صواحبات الحجرفرب كاسيه فی الدنيا عارية فی الاخرة: و قال صلی الله علیه وسلم انی لاری الفتن خلال بيوتكم كمواقع القطر»
«سبحان الله امشب به من خبر داده شد كه چه فتنه­هایی بعد از من روی خواهد داد و مسلمانان چه خزائنی را فتح خواهند كرد بنابراين به خاطر در امان بودن از اين فتنه­ها همسرانم را (برای نماز) بيدار كنيد پس چه بسيار زنانی كه در دنيا پوشيده هستند ولی در آخرت به خاطر حسنات كمشان عريان خواهند بود، و نيز پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: به راستی كه من در خانه­های شما فتنه­های فراوانی می­بينم كه بعد از خودم همانند قطرات باران همه جا را فرا خواهندگرفت.»

چرا كه نماز صبح حفاظت كننده از فتنه­هاست و نماز صبح با عبادت و نماز شب برابری می­كند همچنان كه پيامبر صلی الله علیه وسلم می­فرمايد: 

«من صلی العشاء فی الجماعة كانماقام نصف اليل ومن صلی الصبح فی جماعة كانما قام ليل كله»
«هركس نماز عشاء را با جماعت بخواند مثل آن است كه نصف شب را به عبادت پرداخته و هر كس نماز صبح را با جماعت بخواند مثل آن است كه تمام شب را به عبادت پرداخته است.»

اين از يك سو و از سوی ديگر نماز، انسان را در پناه خداوند متعال قرار خواهد داد همچنان كه پيامبر صلی الله علیه وسلم فرموده­اند:«من صلی الصبح فی جماعة كان فی ذمة الله حتی يمسي» یعنی «هركس نماز صبح را به جماعت بخواند تا غروب آن روز در حفاظت خداوند است.»

و در جنگ قادسيه شبی سعدبن ابی وقاص بر سپاهش می­گذشت و ديد گروهی به نماز مشغولند و گفت؛ از اين سو است كه نصرت و ياری خداوند متعال می­آيد، و بر گروهی گذشت در خواب بودند گفت؛ از اين سو است كه شكست می­آيد، در حالی كه اين گروه از نماز مستحب خوابيده بودند نه واجب اما با اين وجود سعد كوتاهی و تنبلی در مستحبات را از اسباب شكست می­دانست، حال به كسی كه بر واجبات و فرائض می­خوابد و از آنها غفلت می­كند و خود را به اهل توحيد و جهاد منتسب می­داند چه بگويم؟ لا حول ولاقوة الا بالله .. پروردگارا به مارحم كن! ما كجا و اين بزرگان كجا؟

ما كجا و پيروان آنها كجا؟ معادله­ی پیچیده و فطره وسيعی است كه بين ما و آنان به خاطر گناهان وكوتاهی­هايمان ايجاد كرده­ايم.

استفاده از تجربه ديگران ..
در رأس آنان شیطان رانده شده آشكار می­شود كه همانند كسی كه برای رسيدن به اهدافش با جديت و شب زنده داری و پايداری تلاش می­كند و آن درسی برای ماست كه شايسته است از آن استفاده كنيم و می­بينيم كه چگونه دشمن بزرگ و هميشگی ما به صورت مداوم در راه رسيدن به اهدافش كه فقط تخريب و گمراه ساختن بندگان و گرد هم آوردن ياران جهنم و دوستان سوء است، تلاش می­كند تا آنان را به عنوان هيزمی ­به جهنم برساند و چه بد بازگشتی است!!

سپس بايد به دشمنان توجه داشته باشيم و از تجارب آنها استفاده كنيم، آنها با وجود اينكه بر باطل هستند، می­بينيم برای تحقق اهدافشان چگونه دل به هر خطری داده و مصرّانه فداكاری می­كنند، آنان جان و مالشان را در راه نفرت و باطل و ايجاد مانع بر سر راه خداوند متعال می­بخشند. 

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ، فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ، وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ» انفال ۳۶
«كافران اموال خود را خرج می‌كنند تا (مردمان را) از راه خدا (و ايمان به الله) بازدارند. آنان اموالشان را خرج خواهند كرد، امّا بعداً مايه‌ی حسرت و ندامت ايشان خواهد گشت و شكست هم خواهند خورد. بيگمان كافران همگی به سوی دوزخ رانده مي‌گردند و در آن گرد آورده می‌شوند.»

با وجود اينكه مال و ثروت پس از جان مهم­ترين دارایی انسان است، می­بينيم آنها بدون حساب برای ايجاد مانع بر سر راه خداوند متعال انفاق می­كنند، پس آيا سزاوار است برای ياری رساندن به حقی كه به وسيله آن در دنيا و قيامت سربلند می­شويم از بخشيدن مال و جانی كه خداوند متعال روزی ما مؤمنان كرده كوتاهی كنيم و بخل بورزيم. 

پس بايد در تمام زمينه­های زندگی از تجارب آنان استفاده كنيم و نسبت به يادگيری و كسب علم و اخلاص در كار و توليد و موفقيت و مبارزه با موانع و به طور كل حفاظت از داشته­ها و تشكيلاتمان حريص­تر از آنان باشيم در حالی كه آنها در گمراهی آشكارند.

پس راستی ما بايد چگونه باشيم، آخرت را می­خواهيم و برای ترويج خير و حق در بين مردم تلاش می­كنيم، و خواستار اجر و ثواب از خداوند متعال و عزت و كرامت دنيا و دستيابی به بهشت جاودان در آخرت هستيم.

آيا اين اهداف ارزشمند و برجسته برای ما شايستگی قربانی شدن و فداكاری را ندارد؟

آن هم فقط با دست كشيدن و كوتاه آمدن از بعضی از هدفهای زود گذر و شخصی در ازای هدفهای پايدار و با ارزش .. ما مهمتر از هر چيز می­خواهيم خودمان وخانواده­مان را ازعذاب جهنم دور كنيم.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» تحريم ۶
«ای مؤمنان! خود و خانواده خويش را از آتش دوزخی بر كنار داريد كه افروزينه‌ی آن انسانها و سنگها است.» 

و اين كار به وسيله نجات خود از ذلت ظالمان و ظلم آنان محقق می­شود.

«وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ» هود ۱۱۳
«و به كافران و مشركان تكيه مكنيد (كه اگر چنين كنيد) آتش دوزخ شما را فرو می‌گيرد، و (بدانيد كه) جز خدا دوستان و سرپرستانی نداريد (تا بتوانند شما را در پناه خود دارند و شرّ و بلا و زيان و ضرر را از شما به دور نمايند) و پس از (تكيه به كافران و مشركان، ديگر از سوی خدا) ياری نمي‌گرديد و (بر دشمنان) پيروز گردانده نمی‌شويد.» 

پس اعتماد و پناه بردن و همدستی با طواغیت و قبول ظلم آنان و اطاعت از آنان برای اوامری كه موجب غضب خداوند متعال می­شود ما را به سوی خشم خدا و عذاب او در آخرت می­كشاند و چه بد بازگشتی است.

سپس نگاهی به برادرانمان كه در ايمان از ما پيشی جسته­اند بيندازيم، نمی­گويم فقط برادران سلف و گذشته ما بلكه از برادران خلف (كنوني) می­گويم، كسانی كه خانه و كاشانه و خانواده و قبيله و دارایی خود را رها كرده­اند و در راه خداوند متعال و برای ياری رساندن به دين او در نقاط مختلف زمين هجرت كرده­اند كه فضل و رضايت خداوند متعال را می­جويند، دنيا نتوانست آنان را همچون ما اسير كند و شهوات و كالای تمام شدنی دنيا نتوانست آنان را از رسيدن به كالای حقيقی بهشت كه پهنای آن به پهنای آسمانها و زمين است و برای اهل تقوی آماده شده باز دارد، اين قهرمانان جانشين سلف اين امت هستند، شب را به نماز و عبادت و نگهبانی و روز را به دعوت و جهاد و امر به معروف و نهی از منكر می­گذرانند.

چه باشكوه است منظره آنان همنگامی كه در اين حال هستند! و چقدر خوشبخت و سعادتمند است همنشين و رفيق آنان!

خداوند متعال به آنان پاداش خير دهد كه به راستی جانشين خوبی برای سلفشان بودند، به راستی خواب و آسايش و راحتی را رها كرده­اند، و به كمترين خواب و متاع راضی شدند به اين اميد كه اين اعمال در پيشگاه پروردگار برايشان شفاعت كند و به جای آنچه از دست دادند، خير و ثواب به آنان داده شود. چرا كه دير زمانی بود از اين نعمتها استفاده نمی­كردند و در دنيا از آن محروم بودند .. به راستی كه معنی زندگی را فهميدند و دريافتند آنچه در دنياست تمام شدنی است وآنچه نزد خداوند متعال است ماندنی و جاودان است.

دانستند كه در خواب عميق و طولانی و راحتی و سستی كردن از انجام واجبات خيری نيست و تمام اينها هلاك كننده انسان و موجب رها كردن و خالی ماندن مرزهای اسلام و ناتوانی از ياری حقی است كه برای نشر و ياری رساندن به آن به خداوند متعال پيمان داده­اند، چرا كه دو چيز متناقض با يك ديگر جمع نمی­شوند. همچنان كه خداوند متعال در سينه هيچ انسانی دو قلب قرار نداده است، كه قلبی خواهان متاع تمام شدنی آن و قلبی خواهان آخرت و كالای جاودان آن باشد.

از سيره و روش آنان استفاده می­كنيم و آن را در بين مردم در حالی كه گويا خود زنده اند ترويج می­كنيم و خودمان و ديگران برای پيروی از آنان و مردن بر راهی كه آنان بر سر آن جان دادند تشويق می­كنيم.

به راستی كه در اين ایام ياری كنندگان و مخلصان واقعی بسيار كم هستند، ما كه خود را منتسب به كاروان دعوت و جهاد و امر به معروف و نهی از منكر می­ناميم .. و به راستی اين همان كشتی نجات بخشی است كه ما را از غرق شدن در دريای شهوتها و لذايذ و آرزوهای واهی نجات خواهد داد، غرقی كه ظاهر آن لذت و خوشی و باطن آن رسوایی و پشيمانی است.

عضويت و پيوستن به اين كشتی با شب زنده­داری و كم كردن شهوات و خود نگاه داشتن از كالای زودگذر دنيایی كه در دست مردم است، میسر خواهد شد .. اين كشتی نجات، سواری را می­خواهد كه وزن مادی او كم و وابستگی او به دغدغه­های دنيایی و سختی­های آن بسيار كم باشد و در عين حال همت آنان بلند و يقين­اش به خداوند متعال بسيار بزرگ باشد.

«يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنذِرْ * وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ * وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ * وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ * وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ» مدثر ۷ ـ ۱
«ای جامه بر سر كشيده (و در بستر خواب آرميده!)‏ ‏برخيز و (مردمان را از عذاب يزدان) بترسان! ‏و تنها پروردگار خود را به بزرگی و كبريائی بستای (و تنها او را بزرگ بشمار.) و جامه‌ی خويش را پاكيزه دار (و خويشتن را از آلودگيها پاك گردان.) و از چيزهای كثيف و پليد دوری كن. بذل و بخشش برای اين مكن كه افزون‌طلبی كنی. (بلكه برای رضای خدا احسان و صدقه و بذل و بخشش كن.)‏ و برای (خوشنودی و محض رضای) پروردگارت شكيبائی كن.»

هنگامی­كه اين قول خداوند متعال نازل شد، پيامبر صلی الله علیه وسلم رخت خوابش را جمع كرد و به ام المؤمنین خديجه رضی الله عنهمافرمود؛ زمان خوابيدن تمام شد ای خديجه رضی الله عنهما، و از آن روز پيامبر صلی الله علیه وسلم هيچگاه كامل و سير نخوابيد تا اينكه خداوند متعال را ملاقات كرد و وظيفه­اش را ادا كرد و امانتش را كامل و بي­نقص ابلاغ كرد.

اصحاب و ياران با وفا و گرامی ­پيامبر صلی الله علیه وسلم بر سنت و آيين پيامبر صلی الله علیه وسلم رفتند تا اينكه دنيا را فتح كردند و آن را از عبادت برای بندگان آزاد ساختند و دين توحيد را ترويج كردند. و همچون شمعهایی بودند كه خود می­سوختند تا چراغ راه ديگران باشند .. آنان نعمت­های بهشت و شوق ديدار پروردگار كريمشان را بر خواب و راحتی و لذت­هایشان، ترجيح دادند و پس از آنان تابعين و كسانی كه به نيكی از آنان پيروی كردند آمدند، تا از دين و حريم اسلام دفاع و حفاظت كنند تا كه كامل و بدون نقص و واضح و بدون تحريف به دست ما برسد.

به فرزندان مسلمان و صادق اين امت می­گويم ..
بله ای موحدان؛ زمان خوابيدن و بی­مبالاتی و انتظار گشایش با خيالات و آرزوها به سر آمد، و بايد به جای اينها توكل به خدای متعال و رو به­روی با واقعيتها و مبارزه با سختی­ها برای گذر از آنها قرار گيرد و بايد به جای نفرين كردن كفر و بی­مسوليتی، شمع اميد و تغيیر را روشن كرد.

ما امت اصلاح و امر به معروف و نهی از منكر هستيم، و تمام عناصر اين كار را نيز در اختيار داريم، كه قرآن هدايت گر و سنت پيامبر صلی الله علیه وسلم و ايمان محكم به وعده راستين خداوند متعال و پاداش اخروی اوست كه بهشتی است كه به پهنای آسمانها و زمين، و غنيمت دنيوی، كه ياری خداوند متعال و پيروزی نزديك است.

ديگر زمان خواب تمام شد و به جای آن بيداری و تلاش و جديت و پايداری بايد قرار گيرد، و تمام آنچه كه در اطراف ماست به اين كار دعوت می­كند و اين ماموريت انبياء و مرسلين است و اين دين ياری داده نخواهد شد جز با مردانی كه تجارت و كسب مال آنها را از ياد خداوند متعال غافل نكند، و خواب و استراحت آنها را از دعوت و جهاد باز ندارد.

«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ» انفال ۳۹
«و با آنان پيكار كنيد تا فتنه‌ای باقی نماند (و نيروئی نداشته باشند كه با آن بتوانند شما را از دينتان برگردانند) و دين خالصانه از آن خدا گردد (و مؤمنان جز از خدا نترسند و آزادانه به دستور آئين خويش زيست كنند.)»

به جوانان امت می­گويم .. چگونه خواب و استراحت و آسودگی برايمان شيرين باشد در حالی كه برادرانمان زندانی و بمباران و كشته و آواره می­شوند؟!

پس ای مسلمان چگونه در برابر فشار زندگی دنيايی تسليم شويم و در مقابل دين و ارزشهايمان به آن راضی شويم؟!

و چگونه اوقاتمان را در قيل و قال هدر دهيم يا امر واجبی مانند جهاد را به خاطر پرداختن به اعمالی اهمال كنيم كه در ميزان خداوند متعال هيچ ارزش و قيمتی ندارد، آنقدر ارزشمند نيست كه ما را مستحق ياری و نصرت خداوند متعال نمی­سازد .. در حالی كه امت ما مجروح و زخم خورده است، و دشمنان دين ما را مورد هدف و هجوم قرار داده­اند به صورتی كه گاهی از آن عيب جویی كرده و گاهی به تحريف آن می­پردازند.

ميدان­های جهاد در انتظار ماست .. اما ضعيفان و هوا پرستان و اسيرانِ شهوت­ها و لذت­ها را قبول نمی­كند بلكه بزرگانی را قبول می­كند كه بر هوای نفسشان پيروز شده و به مخالفت با آن می­پردازند ونفسشان را رام كرده­اند، و به اين ترتيب شايستگی ورود به ميادين جهاد را يافته­اند.

قهرمانانی كه در ساعات روز نگهبانی می­دهند در درجه اول بايد همان عبادت كنندگان و راهبان شبانگاهان باشند. شب زنده داری مداوم و هميشگی است كه مجاهد را به توشه­ی روحی برای آمادگی در جهاد روزانه­اش تجهيز می­كند، و به وسيله آن لذتها و قيد و بندها را نابود می­كند و وابستگي­های مختلف دنياي­اش را كم می­كند تا پس از آن سبكبارانه همچون پر پرنده­ای يا همچون بادی وزنده برای ياری رساندن و قدرت بخشيدن برای امت و دين اسلام رهسپار شود.

از آنجا مسير آغاز می­شود و از آنجا (عبادت و نماز شب) مجاهدان صبور پيش از رسيدن به ميادين عملی جهاد در امتحان نظری و تؤری جهاد قبول می­شوند در حالی كه نيمه راه را رفته­اند تا اينكه امانت سنگين خداوند متعال را كه آسمان­ها و زمین و كوه­ها از پذيرش آن سر باز می­زدند به دوش بكشد.

پس بار اللها ياری و كمكت را برای بندگان صالحت بفرست و پروردگارا ياری و پيروزی و گشايشی را كه به ما وعده دادی تحقق فرما يا اينكه شهادتی را نصيبمان گردان كه ما را به منازل شهيدان راستين رساند تا با آن محمد صلی الله علیه وسلم و ياران او را درباغها و رودهای بهشت نزد مالك توانا ملاقات كنيم.

نوشته­ای به اميد اجر و پاداش و رضايت پروردگار


[۱] ما برای مقابله با دشمنانمان و برای پیش بردن جهادمان و مبارزاتمان و رسیدن به اهدافمان به سه ابزار مهم و سه کانال مهم نیازمندیم :

۱-  خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار و وسیله ست

۲-  حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ انجام وظیفه می کند

۳-  شورای واحد مجاهدین که در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند .

غیر از این «سه ابزار» که همه یک رای واحدی را بر اساس اجماع واحدشان ارائه می دهند و امت واحدی را تشکیل می دهند و جماعت واحدی را تشکیل می دهند دیگر هیچ ابزار دیگری برای مسلمین وجود ندارد که بتواند به پیروزی و نصرتی که الله وعده اش را داده دست پیدا کند، و هر چه بعد از این «سه ابزار» آگاهانه، هدفمند و حرکتی وجود دارد کلا تفرق و سستی و ذلیلی و هدر رفتن انرژی مسلمین است.

دیدگاهتان را بنویسید