در طول تاریخ و عصر حاضر جنگ را سکولاریستها بر ما تحمیل کرده اند یا ما آغازگر بوده ایم ؟

در طول تاریخ و عصر حاضر جنگ را سکولاریستها بر ما تحمیل کرده اند یا ما آغازگر بوده ایم ؟

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی

در ۱۲ شرطی که آمریکا برای برداشتن تحریمها علیه حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران گذاشته و توسط پمپئو قرائت شد ۳ مورد آن برای بنده حائز اهمیت بودند. یکی اینکه ایران دست از حمایت حماس و جهاد اسلامی بکشد، دوم اینکه دست از حمایت طالبان بردارد و سوم اینکه ایران دیگر به رهبران و اعضای القاعده پناه ندهد. یعنی از دلایل تحریم ایران حمایت از حاکمیتها و جماعتهای اهل سنت است . اما ریشه های این واکنش سکولاریستها (یا به زبان عربی مشرکین) به کجا بر می گردد؟

تصور بیشتر مسلمان در خلال مطالعه ی سیره نبوی مبنی بر آنست که گویا رسول الله صلی الله علیه وسلم  با هجوم و در کمین نشستن کاروان های سکولاریستهای قریش و به ویژه کاروان تجاری ابوسفیان زمینه ی جنگ با سیستم سکولاریستی قریش را فراهم کرده است و در همین راستا و بنابراین دیدگاه، نویسندگان سیره به توجیه هجوم مسلمانان بر کاروانیان و سکولاریستهای  قریش می پردازند و می گویند : «اهل قریش اموال مسلمانان مهاجر را مصادره و آنان را از دیار خود آواره و در به در کرده بود و مسلمانان هم در مقابل می خواستند حقوق و اموال خود را به این شیوه باز پس گیرند».

اما این یک برداشت اشتباه است و سبب افتادن در دام چنین اشتباهاتی تکیه و تأکید بر سیره ی ابن هشام به عنوان تنها منبع و سرچشمه ی سیره و صرفنظر از منابع دیگر است. چنانچه سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم  را با کتاب های حدیث و به ویژه «صحاح سته» مقایسه کنیم و اخبار وارده را به منابع موثق- که از سیره ی ابن هشام قویترند- ارجاع دهیم به سیره ی عملی کامل، خلل ناپذیر و بی نیاز از توجیه دسترسی پیدا می کنیم.

برداشت ما از آغاز جنگ رسول الله صلی الله علیه وسلم  خنثی کردن سیاست های مستکبر مئابانه و فریب کارانه ی سکولاریستهای قریش است و چنانچه به «سنن ابوداود» مراجعه کنیم، می بینیم مشرکان سکولار قریش می خواهند در مدینه نیز مسلمانان را در انزوا قرار دهند و قدرت استعماری و استبدادی خود را در آنجا نیز بر آنان و پناه دهندگانشان تحمیل کنند. بنابراین آن طور که ابوداود روایت می کند مشرکان سکولارقریش در نامه ای عبدالله بن ابی ابن سلول را که رهبر و سردمدار قدیمی مدینه بود تهدید می کنند و می گویند : «شما اهل مدینه شهروندان ما را علیه ما پناه داده اید! به خدا سوگند چاره ای جز این دو را در پیش ندارید؛ یا باید خود شما با محمد بجنگید و یا او را از دیار خود بیرون کنید وگرنه همه ی ما بر شما می تازیم، جنگ جویان شما را کشته و زنانتان را مورد تجاوز قرار می دهیم».

مشرکان سکولارقریش از این حد هم ستمکارتر و خشونت طلب تر بودند. مگر همان کسانی نبودند که در تاریک خانه های خود آشکارا و فریبکارانه فرمان ترور رسول الله صلی الله علیه وسلم  را تصویب کردند؟ مگر در فضای استبدادی آنان حامیان و حتی پناه دهندگان رسول الله صلی الله علیه وسلم  قدرت داشتند که به سخن آیند و درمقابل این موجه از خشونت اعتراض کنند؟ سکولاریستها از مهاجرت تعداد زیادی از یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم  ممانعت کردند و حتی کسانی را دنبال عیاش بن ربیعه و ولید بن ولید و غیره فرستادند و آنان را با زور و اجبار به مکه برگرداندند تا از قدرت مسلمانان کاسته و دست آنان را از دعوت و اصلاح و سازندگی ببندند.

در مسأله ای که اینقدر واضح و روشن است چرا باید رسول الله صلی الله علیه وسلم  را آغاز کننده ی جنگ معرفی کنیم و از سوی دیگر به توجیهات ساده وبی اهمیت بپردازیم.

منطق جاهلی با منطق اسلامی ناسازگار است و سرمداران مستبد نظام جاهلی مصمم هستند که نگذارند حکومت اسلامی استقرار یابد و مسلمانان به امنیت و آسایش رسیده و مأوا و پناهگاهی داشته باشند، زیرا می دانند نیروی اسلام باید روزی آنان را سرکوب کند و جلو استبداد آنان را بگیرد.

حرکت اسلامی باید این حقیقت را خوب مدنظر داشته باشد و چنانچه از موطن خشونت و بحران گریخت نباید خیال کند که از دست نظام و سیستم جاهلی سکولاریستی رستگار شده و از جنگ و خشونت آن در امان است. حرکت اسلامی امروز عملاً با این واقعیت مواجه است و همین که دسته ای از دعوتگران راه خدا در گوشه ای از یک کشور همسایه پناه می گیرند، حدود مرز را شکسته و به حریم آنها تجاوز می شودو هرکه را بخواهند ترور می کنندو حتی در بعضی شرایط نیروی فراوانی را به مرز دولت پناه دهنده گسیل می دهند تا با مسلمانان و پناه دهندگان آنان بجنگند.

جنگ ما جنگ ناچاری است چرا که دشمانانمان چاره ای جز آن را نمی پسندند و این همان چیزی است که سکولاریستهای  قریش به عبدالله بن ابی هشدار دادند که یا باید مسلمانان را از مدینه بیرون کند یا خود را برای جنگ با آنها آماده سازد و مسلمانان را تهدید کردند و به آنها هشدار دادند که تنها راه، ریشه کن کردن شماست! در عصر امروز نیز از طرف حکومتهای سکولار جهانی و منطقه ای با همین خشونت ها و انحصار طلبی ها مواجه هستیم مگر آمریکا حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران را به خاطر پناه دادن به مجاهدین القاعده و سایر حرکتهای جهادی تحریم و تهدید نکرده است؟

البته باز می بینیم کشوری سکولار و جاهل بر سر استرداد سران جنبش و نهضت اسلامی با کشور سکولار دیگر مذاکره می کند و حاضر است در این راه به کشور میزبان حتی اگر با انعقاد کنفرانسی در آن کشور هم بوده است امتیازی بدهد.

تاکید می کنم که ما با سیستمی سکولاریستی و جاهلیتی روبرو هستیم که در طول تاریخ و عصر حاضر ما را اجباراً به میدان نبرد می کشد و حتی حاضر نیست که در یک راه میانه ای با هم توافق کنیم بلکه بنای آن بر ریشه کن کردن قانون شریعت ماست و چنانچه دشمن خود را با این خصوصیات شناختیم باید آگاهانه با آن برخورد کنیم و از نقشه و دام های آن غفلت نورزیم.

دیدگاهتان را بنویسید