شناختی بر خنجر مسموم سکولاریستهای ترکیه بر پیکره ی امت اسلامی ( قسمت اول )

شناختی بر خنجر مسموم سکولاریستهای ترکیه  بر پیکره ی امت اسلامی  ( قسمت اول )

گردآوری و ارائه دهنده : احسان هورامی

تركيه ي فعلي  سرزميني است مسلمان نشين كه حكومتي سكولاريست بر آن حكمراني كرده و داراي دولتی  سكولار ودموکراتیک، عضو ناتو و متحد دیرین ایالات متحده آمریکا نیز می باشد.علاوه براین  به خاطر اینکه  جزو نوچه های جناح ناتو و آمریکا قرار گرفته نقش مهمی را در حفظ منافع ایالات متحده آمریکا و انگلستان در منطقه خاورمیانه، بالکان و قفقاز دارد.اما آنچه دارای اهمیت می باشد این است که موقعیت ژئوپلتیک این کشور تازه تاسيس نژادي سكولاريستهاي خارجي و مرتدين سكولاريست داخلي را به توليد دين جديدي در زير پوسته ي اسلام  كشانده  است كه به صورت كاريكاتوري  بین اسلام، جهانی شدن سرمايه داري ، مدرنیته و دموکراسی سکولار با یکدیگر همزیستی  اجباري ایجاد نموده است.

البته در سال های اخیر اين  نوع تحريفي و مسخ شده از اسلام در فضای حکومتی سكولاريستي ترکیه ظهور و نمود بیشتری داشته است. ورود نسل جدیدی از سیاستمداران و مدیران دارای تمایلات  عوام فريبانه ي اخوان الشياطيني  در صحنه سیاست و مدیریت  سكولاريستي جامعه در دهه ۸۰ ، نزدیکی ترکیه به جهان اسلام از دهه۱۹۸۰ به بعد در نتیجه سياستهاي ابزاري  اوزال از دين صوفي گرايانه ي رايج ، کودتای سال ۱۹۸۰ که سبب سرکوبی گروه های افراطی راست و چپ گردید و به ایجاد نوعی خلا ایدئولوژیکی منجر گردید، دگرگونی اقتصادی، اجتماعی، در چند دهه اخیر که سبب مهاجرت گسترده مردم از شهرهای دورافتاده آناتولی به شهرهای بزرگی همچون استانبول و آنکارا گردید، تلاش کارگزاران  سكولار در استفاده از اسلام برای مقابله با ایدئولوژی های افراطی چپ و راست، همچنین گسترش تنش و احساسات تجزیه طلبانه در مناطق کردنشین جنوب شرقی ترکیه ، قدرت یافتن حزب  كمونيستي  کارگران کردستان (پ .ک. ک) و به قدرت رسیدن حزب سكولاريستي منتسب به اخوان الشياطين عدالت و توسعه و تلاش آن برای تقویت اسلامي تحريف شده و بدعتي تحت شعار اسلام میانه رو برای مقابله با اسلام گرایی شريعت طلب  از جمله عواملی است که سبب رشد اسلام بدعتي و مسخ شده  در ميان سياستمداران سكولار ترکیه در چند دهه اخیر گردیده است.نکته دیگری که حائز اهمیت می باشد سناریوهایی است که ترکیه با گسترش اسلام گرایی واقعي شريعت مدار  در دهه های آینده در سیاست داخلی و خارجی خود با آن روبرو خواهد شد.ادامه دادن روش مسخ شده ي به ظاهر اسلامي  و مطابق با دیدگاه اتحادیه اروپا، گسترش تدریجی اسلام واقعي و مداخله نظامی در این کشور سكولاريستي  از جمله سناریوهایی است که این کشور در دهه های آینده با گسترش اسلام گرایی شريعت طلب  با آن روبرو خواهد شد.به هر حال با گسترش اسلام گرایی شريعت طلب  و نتایج حاصله از آن در ترکیه ایالات متحده نیز با فرصت ها و چالش های متفاوتی روبرو می گردد.

سیاست و مذهب در ترکیه

در بررسی رابطه بین مذهب و سیاست در ترکیه به عنوان کلیدی ترین نکته باید توجه داشت که این کشور با اکثریت مسلمانی که در خود جای داده است دارای سیستم دموکراتیک سکولار بوده و سالیان متمادی به عنوان یکی از همپیمانان ایالات متحده آمریکا در ناتو عضویت داشته و نقش مهمی را در شکل دادن استراتژی ایالات متحده در خاورمیانه بازی نموده است.با این وجود ترکیه هرگز از تغییرات سیاسی- اسلامی که در چندین دهه اخیر در کشورهای اسلامی رخ داده و منجر به گسترش اسلام گرایی شريعت مدار گردیده است مصون نبوده است.با این وجود ترکیه مدل بسیار  منفوري  از گسترش اسلام گرایی  مسخ شده ي و تاثیر آن بر سیاست خارجی است.به هرجهت اسلام در ترکیه با اسلام دیگر کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه به پنج دلیل ذیل متفاوت است:(۱)

برخلاف مصر و الجزایرو چچن و يمن و هورامان غربي و كوردستان و ….، اسلا م  در ترکیه ي سكولاريستي غير از تحركات اسلامگرايان كردستان تركيه  و حزب الله تركيه و مجاهدين القاعده    به عنوان ابزار ي برای آزاد کردن کشور به کار نرفته بلکه برعکس، به عنوان منشا بدعتها و اطاعت، به دور از مسائل انقلابی و جهادي، ظاهر شده است. این ویژگی از آنجا حاصل شد که امپراتوران عثمانی مذهب را با کنترل تحصیلات دینی و مناصب روحانی، در دست گرفته بودند.

اسلام در ترکیه اسلام شبکه ای است. در امپراتوری عثمانی «طریقت»، استخوانبندی اصلی جامعه را تشكيل مي داد و تقریبا هر شهروند عضوی از یک سلسله طریقت بود که آتاتورک آن را ملغی نمود. طریقت هنوز در ساختار اجتماعی ترکیه عنصر مهمی است، اما از نفوذ آن کاسته شده، زیرا در یک اجتماع وسیع ارتباطات غیر شخصی (مانند رادیو، تلویزیون و روزنامه ها) جایگزین ارتباطات شخصی مبتنی بر طریقت می شود.

وقتی ترک ها در آسیای مرکزی زندگی می کردند «شمنیست» بودند و در گذار از آسیای مرکزی به آناتولی اسلام را از دراویش بدعت گذار، و نه از علمای شريعت مدار ، آموختند. امروزه نیز اسلام را بیشتر به عنوان یک آیین شخصي محدود به جا می آورند تا به عنوان یک  دين  تعریف شده  توسط قرآن و سنت كه بايد در جامعه حكم كند. در آلمان به این نوع بدعتي از اسلام Volsislam یعنی اسلام عامه می گویند.

وجود یک اقلیت علوی شيطان پرست که مدعی اعتقاد به اسلام حقیقی هستند. آیین بدعت گرای آنها توسط اسلام رسمی عثمانی ها کنار زده شد و تمایلات سکولارشان آنها را چپ گرا کرد، اما در دهه های اخیر علوی ها از انزوا خارج شده و صاحب نقش و تاثیر اجتماعی شده اند و تقريبا مي توان گفت كه اسكلت ارتش سكولار تركيه در دست همين علوي هاي شيطان پرست مي باشد .

فرزندان سنی مذهب های حنفي طريقت گراي ترک خیلی زود در جهت تکامل سکولاریسم حرکت کردند. در امپراتوری عثمانی جنبش  سكولاريستي تركهاي  جوان در سال ۱۸۷۶، قانون اساسی جدیدی را بنا نهاد که زیاد دوام نیاورد. ترک های جوان مسیر سكولاريسم واروپایی شدن و مدرنیسم را ادامه دادند و آتاتورک این هدف جاه طلبانه را در جهت تکامل سكولاريسم ومدرنیسم ترغیب کرد. از این رو سکولاریسم در ترکیه نسبت به جهان اسلام، بیشتر پذیرفته شد.

علاوه براین در ترکیه سه رویکرد متفاوت از اسلا م  تشخیص داده می شود:

۱٫ اسلامی که با فرهنگ طريق گراي خارج از شريعت کشور ترکیه هماهنگ است، یعنی اسلام مورد پذيرش اواخر امپراتوري عثمانی که با مدرنیزه کردن و سكولاريسم کمالیست ها سازگار است؛

۲٫ اسلامی مسخ شده ي وابسته به جريان منحرف ليبرال زده ي سكولاريستي اخوان الشياطين  جهاني که حضور نیرومندتری در مسائل سیاسی دارد و ترک های مذهبی و محافظه کار بر این اسلام مسخ شده ي بدون حكم و خالي از قانون سياسي و اجتماعي و ……. اصرار دارند. (همانطور که احزاب دموکرات مسیحی در اروپا به ارزش های مسیحیت استناد می کنند). این گروه در انتخابات سال ۲۰۰۰ قدرت گرفت؛

۳٫ رویکرد تولد بيداري اسلامي و گرايش به جماعتهاي وابسته به فرقه ي ناجيه در ترکیه که شريعت خواهي  آن، اعتبار سكولاريستهاي مرتد و گروههاي منحرف منتسب به اسلام را به چالش کشیده است.

در تاریخ امپراتوری عثمانی و جمهوری سكولاريستي ترکیه سه گروه قابل تشخیص است: ارتش، بوروکراسی متمركز و سكولاريسم به ظاهر عقلگرا  . هر سه گروه باید مباحث ایدئولوژیکی خود را تغییر دهند. در حالی که اسلام در قرن ۱۹ عاملی ضروری برای تعیین هویت ملت ترک بود، در قرن ۲۰ به عنوان تهدیدی برای نظام جمهوری سكولاريستي رخ نمود.

به هرترتیب می توان گفت که سنت های مذهبی در ترکیه بسیار غنی می باشد که از سنت های ماقبل اسلام تا اندیشه های اسلامي  مذهب حنفي و شافعي  سرچشمه مي گيرد و (۲) در ده های اخیر نیز با افول اندیشه های سكولاريستي کمالیسم در ترکیه، احیای مجدد طریقت های سنتی، گسترش شبکه های مکاتب مذهبی و نهادهای رفاه اجتماعی و گسترش شريعت گرائي  و به تبع آن رشد جماعتهاي منتسب به فرقه ي ناجيه و  اسلام گرایی در ترکیه اشغال شده توسط سكولاريستهاي مرتد و جامعه ي سكولار جهاني گسترش یافت.

البته باید به این نکته نیز توجه داشت که ارتباط بین مذهب و سیاست در ترکیه دارای ریشه های تاریخی می باشد.با آشکار شدن نشانه های افول امپراتوری عثمانی در اواخر قرن هیجدهم که با تحولات سریع انقلابی در اروپا که آغاز آن با انقلاب فرانسه بود همزمان شده بود اندیشه های استقلال طلبانه در مناطق تحت سلطه امپراتوری در بالکان و حتی خاورمیانه رشد نمود که حفظ انسجام امپراتوری را برای نخبگان دولت عثمانی بیش از پیش مشکل تر می کرد و هزینه های آن را روز به روز افزایش می داد؛ به گونه ای که در نیمه اول قرن نوزدهم، امپراتوری عثمانی بخش اعظمی از متصرفات اروپایی خود را از دست داد و از سوی دیگر، جنگ با روسیه بر سر متصرفات بالکان به افول و ضعف امپراتوری عثمانی شدت بیشتری بخشید. اما تأثیر مهم و بزرگ دیگر، تحولات اوایل قرن نوزدهم بر ساختار سیاسی داخلی امپراتوری عثمانی بود. در سال ۱۸۳۹ و در زمان سلطان عبدالمجید، مصطفی رشید پاشا از سكولارزده ها و دیوان سالاران تحول خواه امپراتوری عثمانی، مجموعه اصلاحات و فرامین را به تأیید و امضای سلطان رساند که به «خط شریف گلخانه» معروف گشت. این اصلاحات که در اصل، پیرامون امور مهمی همچون مالیه، قضایی و ساختار ارتش بود، به تقلید از جوامع اروپایی صورت می گرفت و موضوعاتی همچون برابری حقوقی تمام اتباع امپراتوری با هر دین و گرایشی، تضمین امنیت جان و مال اتباع امپراتوری، لغو مجازات بدون محاکمه و… را شامل می گردید.هر چند این اصلاحات، تأثیر مهمی در برخی از حوزه ها بر جای گذاشت، اما در عمل به دلیل وجود ساختارهای سنتي داخلی با موفقیت همراه نگردید. این اصلاحات به دلیل آمرانه و از بالا به پایین بودن در عمل به هدف غایی آن که همانا محدود نمودن قدرت سلطان و جایگزینی قانون متاثر از سكولاريستهاي غربي به جای فرمان هاي مذهبي رايج بود، نینجامید؛ اما تأثیر آن در دو حوزه بسیار محسوس بود:

۱٫ تضعیف نهادهای دینی و قدرت و اقتدار روحانیون؛

۲٫ شکل گیری طبقه ای جدید از سكولاريستها و دیوان سالاران   غرب گرا.

در واقع می توان عصر تنظیمات را اساس شکل دهنده ساختار اجتماعی و سیاسی امپراتوری عثمانی و حتی جمهوری ترکیه کنونی دانست؛ چراکه دو گروه فوق، اسلاف دو گرایش اسلام گرا و لائیک جامعه ترکیه اند که با اندک تغییراتی، جوهره اصلی این دو نحله فکری بدون تغییر تاکنون تداوم یافته است. روحانیون مذهبی امپراتوری عثمانی که امور مهمی همچون قضاوت، آموزش، اوقاف، خیریه و… را در اختیار داشتند، در اثر تغيرات سكولاريستي اعمال شده، به مرور تمام پست های مهم حکومتی و اجتماعی و نقش و کارکرد قبلی خود را از دست داده و به جای آنها نهادهای تازه تأسیس سكولاريستي  و بندگان و نوكران غربگرا، زمام امور فوق را در دست گرفتند. این روند به طور طبیعی نمی توانست مورد رضایت علمای مذهبی باشد، اما در عمل نیز روحانیون و نهادهای مذهبی در برابر روند رو به زوال اقتدار و نفوذ تاریخی خود، نمی توانستند عکس العمل چندان موءثری نشان دهند. بنابراین روحانیون در عمل به سه دسته تقسیم شدند:

۱٫ عده ای با جذب شدن به شعارها و آرمان های  سكولاريستي  جدید، در گذشته خود تجدیدنظر کرده و حتی برخی  سكولاريست تر از سكولاريستهاي  غیرروحانی شدند؛

۲٫ عده ای نیز بدون نشان دادن عکس العمل، خانه نشین شده و راه گوشه گيري  با نظام سكولاريستي جدید را در پیش گرفتند؛

۳٫ اما عده ای نیز با پذیرفتن پیامدهای مخالفت با فرمان های سلطان و اصلاحات دیوان سالاران، شروع به مخالفت با روند موجود کردند، در این راه با اعتراض سكولاريستها و دیوان سالاران حکومتی مواجه گشته و به نقاط مختلف اروپا و یا اقصی نقاط حاشیه امپراتوری تبعید گردیدند و یا اینکه خود از سر اضطرار با این امید که در فضای نسبتاً آزادتر در ممالک دیگر علیه نظم و روند جدید مبارزه کنند، کوچ کردند.

 همزمان با تضعیف نهاد دین و جایگاه روحانیون مذهبی، تحول مهم دیگری نیز در حال شکل گیری بود. به موازات گسترش آموزش  سكولاريستي  به سبک غربی در امپراتوری عثمانی، طبقه ای جدید از درسخوانده ها و دیوان سالاران ظهور نمود که خواهان تحول و پیشرفت  سكولاريستي به روش غربی و دور ریختن سنت های مذهبی گذشته بودند. این گروه مشکل اساسی در امپراتوری عثمانی را وجود نهادها و باورهای خرافي  و سنتی می دانستند و دین را در صدر این سنت ها می نشاندند. آنها تنها راه حل مشکلات و پیشرفت و ترقی کشور را در دور ریختن سنت های  دینی و تقلید از مشی و تفکر سکولار غربی در تفکیک حوزه دین از  قانون و اجتماع می دانستند. تعطیلی مکاتب سابق و تأسیس مدارس و دانشکده های مدرن به سبک اروپایی، این اندیشه های جدید سكولاريستي  را با شدت بیشتری  همچون يك سم به جامعه تزریق می کرد و روحانیون و اسلام به عنوان مهم ترین مانع راه پیشرفت و ترقی جامعه محسوب گردیدند. این تحول به گونه ای بود که همزمان با آغاز جنگ اول جهانی، ۳۶۰۰۰ مدرسه به سبک سكولاريستي جدید در امپراتوری عثمانی ایجاد شد».

تأثیر تحولات شکل گرفته در ساختار قدرت سیاسی و شکل گیری جنبش سكولاريستي «ترک های جوان» ، با فشار خود در سال ۱۸۷۶ نخستین پارلمان ترک را به سلطان عبدالحمید دوم تحمیل کردند، هر چند که این نهاد یک سال بیشتر دوام نیاورد و توسط سلطان عبدالحمید دوم برچیده شد، اما جنبش سكولاريستي  ترک های جوان از پای ننشسته و با فشار خود مجدداً در سال ۱۹۰۸ سلطان را مجبور به بازگشایی پارلماني به روش سكولاريستهاي غربي  کرده و در نهایت در سال ۱۹۰۹ به قدرت رسیدند. در واقع می توان طبقه جدید شکل گرفته را هم اقتدارگرا و در عین حال نسبت به ساير سكولاريستها و عقايد غير ديني لیبرال دانست. اقتدارگرایی طبقه جدید در ضديت و سركوب احكام و قوانين شريعت  و لزوم انجام  اين محدوديتها و موانع  نمایان می گشت؛ چراکه هیچ مانع و مخالفی را كه با اصول سكولاريسم تضاد داشت را تحمل نمی نمودند و با اقتدار تام با آن مقابله می کردند. اما اگر از جنبه موضع این گروه نسبت به افكار و عقايد غير ديني  به موضوع نگریسته شود، می توان این گروه را لیبرال دانست؛ چراکه در این زمینه معتقد به ميدان دادن به تمام باورها و عقايد ضد ديني جهت ضربه زدن به ارزشها و قوانين ديني بودند و تكثر اين عقايد را بهترين راه براي ضديت با توحيد و قوانين اسلامي مي دانستند و بر اين باور بودند تا جامعه چند عقيدتي و تكثر گرا و يا به عبارتي ساده تر تا جامعه  مثل يونان باستان و هند كنوني چند خدا نگردد اصول دموكراسي و سكولاريسم را نمي توان به راحتي پياده كرد . به همين دليل در برابر توليد و رشد عقايد و حتي مكاتب جديد و زنده نمودن عقايد مرده ي گذشتگان هم روشي تشويقي و ليبرال را در پيش گرفتند .وجهت جلوگيري از هرگونه واكنش از جانب مسلمين  به شبهاتي جهت گسترش سهل انگاري ديني و تحمل مرتدين تحت عناوين فريبنده ي ميانه روي و سهل گیری دینی و تساهل و تسامح مذهبی و فردی بودن مذهب  پرداختند. این موارد كپي  نظرات و آرای لیبرال های غربی  بود. به بیان دیگر، طبقه سکولار و مرتد  شکل گرفته در امپراتوری عثمانی در حوزه حذف قوانين شريعت و قدرت سیاسی اقتدارگرا و در حوزه ایدئولوژی و مرام غير ديني  لیبرال بودند و این تناقض بعدها نیز حتی تاکنون در مواضع و آرای آنها به خوبی قابل مشاهده بوده است.

علاوه براین همزمان با آغاز جنبش نور Nur movment مکاتب مذهبی در ترکیه گسترش یافتند.

همچنین  گسترش فعالیت  جماعتهای  اسلامی در این کشور نظیر حزب الله ترکیه که در شرق و جنوب شرق آناتولی فعالیت دارند نتیجه  ی  بیداری اسلامی مسلمین در سراسر دنیا و  واکنش مردم مسلمان کورد و تورک به عنوان بخشی از استراتژی ضد سکولاریستی  در مقابل  مرتدین حزب کارگران ترکیه P.K.k  و حکومت مرکزی مرتد می باشد.(۳)

اصول و آموزه های اندیشه های سکولاریسم و اسلام گرایی در ترکیه

روش تخريبي سکولاريسم تركيه با مدل سكولاريسم رايج در بسياري از جوامع غربي تفاوتهايي دار د.  این آموزه ریشه در برداشت کمال آتاتورک از اندیشه های لائیکی ( فرانسويها به جاي كلمه ي سكولاريسم از كلمه ي لائيك استفاده مي كنند مثل عنب و انگور در زبان فارسي و عربي كه هر دو يك معني و مفهوم را مي رسانند . ) فرانسه دارد که بر سركوب مستقيم  نهادهای مذهبی از جانب دولت  مبتنی می باشد.(۴) علاوه براین اقتدارگرایی به عنوان یک عامل ثابت و پایدار در تحلیل رفتار نیروهای لائیک در ترکیه باید مدنظر قرار گیرد. دلیل این امر آن است که نیروهای لائیک برای انجام اصلاحات مورد نظر خود، قدرت سیاسی یکپارچه و هماهنگی را خواستار بودند تا با هماهنگی اجزا در خدمت یک هدف غایی و کل، تحت لوای مجموعه ای منسجم و با اقتدار عمل نمایند و در این راه از هر مانع و چالشی نه تنها عبور کنند، بلکه آن مانع را منهدم سازند و  قوانين ديني به طور سنتي دشمنان و مانعين اساسي سكولاريسم به شمار مي روند . این ایده و تفکر سكولاريستي از نوع فرانسه در نقطه مقابل تفکر رایج سکولار در جوامع غربی بود؛ چراکه غربی ها به استثنای فرانسوی ها در راه استقرار دموکراسی سعی کردند تا از مانع دین بدون اصطکاک عبور کنند؛ در حالی که بر اساس آموزه های لائیسم ترکی، نه تنها باید برای رسیدن به توسعه از مانع دین عبور کرد بلکه باید آن رابدون سپري كردن زمانهاي طولاني و تدريجي به صورت كوتاه مدت و زودهنگام منهدم نمود، تا دیگر توان بازپروری خود را نداشته باشد. از این رو دو موءلفه اساسی اندیشه لائیسم در ترکیه «اقتدارگرایی» و «ضدیت با دین و مظاهر دینی» با توجه به سابقه تاریخی شکل گیری آنها، در پیوند با یکدیگر به سوی هدف مشترک که ترقی و تجدد به روش سكولاريستي غربی بود، گام برداشتند. اولین گام در این راستا، در سال ۱۹۲۳ که با الغای

خلافت عثمانی و تأسیس جمهوری سكولاريستي  ترکیه توسط آتاتوربرداشته شد. اقدامات آتاتورک در ۱۵ سال قدرتش در جهت آموزه های سكولاريسم  بود. نشان «اقتدارگرایی سیاسی»  سكولاريسم  آتاتورکی، تأسیس سیستمی تک حزبی به نام «حزب جمهوری خواه خلق» و جلوگیری از رشد سایر احزاب بود. همچنین دلیل و نشان ضدیت با دین و آموزه های دینی لغو و ممنوعیت و حتی تغییر بسیاری از شعائر و سنن مذهبی در جامعه ترکیه بود .نشان «تجددخواهی» وی نیز در سیاست «غرب گرایی» و نگاه به غرب متبلور شد. بنابراین، در جمع بندی اصول و آموزه های  سكولاريسم  در ترکیه می توان به مواردی همچون لائیسم، سانتراليسم ، شريعت ستيزي، جمهوری خواهی، پوپولیسم و غرب گرایی اشاره کرد. در واقع اصل سكولاریسم، مهم ترین و بنیادی ترین میراث بر جای مانده از آتاتورک برای ترکیه است که خود در چند محور مهم خلاصه می گردد:

۱٫ به حاشیه راندن نقش آموزشي و اقتصادي و اجتماعی و سیاسی دین؛

۲٫ محو ارزش ها و تجلیات اجتماعی دین در سطح جامعه؛

۳٫ پیگیری استراتژی نگاه به غرب و جذب در ساختارهای غربی به جای سیاست نگاه به شرق؛

۴٫ تجددخواهی سكولاريستي

۵٫ برداشتن مانع دین از راه سكولاريسم  نه با پریدن از روی آن بلکه با انهدام آن؛

۶٫ تأکید بر هویت ترکی به جای هویت اسلامی؛

۷٫ سکولاریسم در مقابل دین باوری و سنت؛

۸٫ دین دولتی؛ استفاده از دین و احساسات دینی مردم در مواقع ضروری برای انسجام ملی و دفع تهدیدات در عین حال با کنترل در آوردن دین و دینداران از طریق تأسیس پست هایی همچون وزارت دیانت. آتاتورک در واقع بر این باور بود که در معامله ای با مردم ترکیه در ازای ستاندن ارزش ها و باورهای دینی به ویژه تجلیات اجتماعی و سیاسی آن به آنان «تجدد» و مدنیت می دهد و ملت ترکیه به پیشرفت و ترقی نخواهد رسید، مگر با نفی سنت های ديني پوسیده و جذب شدن در الگوی غربی در تمام ابعاد.(۵)

در مقابل این تلقی از پیشرفت و توسعه و نیز حکومتداری، از همان ابتدا جریان هایی به مخالفت برخاستند که به شدیدترین شکل ممکن سرکوب شدند. مهم ترین گروه و نحله فکری مخالف سكولاریسم در ترکیه، اسلام گرایان بودند. حرکت های اولیه اسلام گرایان به شکل قیام های مسلحانه بر ضددولت مرکزی تبلور یافت. قیام شیخ سعید پیران در سال ۱۹۲۵، هر چند با چاشنی اقلیت کردها همراه گردید، اما نمونه ای از این قیام ها بود. دولت آتاتورک بسیار تلاش کرد تا این قیام را صرفاً قیام تجزیه طلبان کرد برای استقلال و تجزیه کشور تبلیغ کند، اما در ذات این قیام و نخبگانی که آن را هدایت می کردند، عنصر اسلام گرایی مشهود بود. این قیام به شدت توسط دولت مرکزی سرکوب گردید. در واقع آتاتورک با سرکوب شدید جریان های اسلام گرا، سعی داشت تا هزینه فعالیت سیاسی آنها را افزایش دهد. جریان های اسلام گرا در ترکیه، مخالف دین زدایی و دین ستیزی جریان سكولاريسم بودند. اسلام گرایان معتقد بودند که دین در طول تاریخ ملت ترکیه، عامل اصلی هویت و وحدت ملی بوده است و تهی کردن جامعه از دین نه تنها خدمتی به پیشرفت و ترقی جامعه نخواهد کرد، بلکه بر عکس مردم را از هویتشان دور خواهد کرد و برای یک ملت بدون هویت و ریشه های تمدنی محکم و مستحکم، هیچ گونه پیشرفت و ترقی معنا ندارد. مهم ترین اصول و آموزه های اسلام گرایان در این دوره (قبل از سال ۱۹۵۰) را می توان در چند عامل خلاصه کرد:

۱٫ تأکید بر هویت دینی و اسلام به عنوان ریشه های تمدنی ملت ترکیه؛

۲٫ نفی غربگرایی و سیاست های تقلیدی نخبگان  سكولاريست ترکیه و طرفداری از سیاست شريعت اسلام و نگاه به جهان اسلام به جای سیاست نگاه به غرب لائیک  سكولاريستها؛

۳٫ پیگیری مشی  اصلاح طلبانه  در مقابل شیوه سركوب گرانه ي  رادیکال سكولاریستها؛

۴٫ احیای عظمت و شکوه زوال یافته امپراتوری عثمانی.

علویان و نظم سکولار در ترکیه

ترکیه دارای یک اقلیت  كوچك اما صاحب قدرت و نفوذ با زمینه های فکری مختلف می باشد.تا قرن ۱۶ میلادی شیعیان غلا‌ت  اکثریت جمعیت شرق آناتولی را شکل می دادند.تا اینکه با پیروزی امپراتوری عثمانی بر حکومت صفویه اندیشه های مذهب سنی در این منطقه رواج یافت.با این وجود علویان این منطقه به عنوان اقلیتی بسیار نیرومند که در اسكلت سياسي پاگيري سكولاريستهاي مرتد نقش بسیار مهمی در اوضاع این کشور داشتند باقی ماندند.البته آمار دقیقی از تعداد این اقلیت در ترکیه در دست نمی باشد اما از طرف گروههاي شيعي تخمین زده شده است که ۷۰ درصد اقلیت منتسب به تشيع در ترکیه که چیزی در حدود ۱۵ میلیون نفر می باشند را علویان تشکیل داده و ۳۰ درصد بقیه را شیعیان تشکیل می دهند.(۶) علویان گروهی از قبائل قزلباش هستند که در آسیای صغیر متفرق اند و اهل تسنن آنان را شیعه می دانند، اما خودشان خود را علوی می خوانند و آئین های به کلی متفاوت از شیعیان دارند.علویان ترکیه را به دو شعبه می توان تقسیم کرد: یکی به نمایندگی شاه اسماعیل صفوی که خاستگاه آن اردبیل است. دیگری همان است که حاجی بکتاش ولی در آسیای صغیر سازمان داده است و گاهی هم به آن ها بکتاشی می گویند.

علویان در دوران آتاتورک از استقرار یک جمهوری سکولار  طرفداری می نمودند.اگرچه سیاست های آتاتورک در بستن مکان های مذهبی و عبادی تا حد بسیار زیادی بر مراسم این گروه تاثیر منفی برجای نهاد اما علویان همواره وی را چهره بسیار برجسته تاریخ خود می دانند.علی رغم سیاست های سكولاريستي  در ترکیه اسلام سنی و گروه های علوی همچنان به حیات خود ادامه دادند.تا اینکه بعد از کودتای ۱۹۶۰ اکثر علویان در غالب احزاب چپ و تحت تاثیر مارکسیسم وارد فعالیت سیاسی شدند.در این دوره علویان جوان تحت تاثیر اندیشه های مارکسیستی اندیشه های مذهبی خود را برای شکل دادن به یک جنبش اجتماعی نیز به کاربردند . همین عامل سبب شد که در سال ۱۹۷۸ در حادثه قهرمان مرعشKahramanmara (7)، حزب راستگرای افراطی به نام گرگان خاکستری(۸)، ۱۰۰ نفر از فعالان علوی را کشتند بعد از کودتای سال ۱۹۸۰ رنسانسی واقعی در جنبش علویان رخ داد . به گونه ای که آنها اندیشه های سوسیالیستی خود را کنار گذاشتند و دوباره به آیین و مراسم مذهبی خود بازگشتند.

اما در همین دوران رهبران علوی در رویکرد و منش سیاسی خود به سکولاریسم روی آوردند اگرچه روابط خوبی با نهادهای سکولار دولت ترکیه و ناسیونالیست های راست گرا نداشتند. به طورکلی علویان از دهه ۱۹۸۰ به بعد از حزب جمهوری مردم حمایت نموده و بیشتر متمایل به احزاب چپ گرا بودند.

بر همین اساس در جریان انتخابات سال ۲۰۰۷ ، رهبر بنیاد علوی، پروفسور عزالدین دوغان از علویان درخواست نمود که به حزب CHP ، رای دهند نه  حزب  عدالت و توسعه كه حزبي سكولار اما غير چپ گرا بود .(۹)

تمایلات مذهبی در ترکیه

بر اساس مطالعات جامعه شناسان  سیاسی سكولار در ترکیه كمتر از یک سوم مردم این کشور متمایل به اندیشه های سکولاریستی و بيشتر از دو سوم آنها مذهبی می باشنداز میان سکولارها، ۱۰ درصدشان بسیار افراطی و ناسیونالیست بوده و کاملا با اروپا و ایالات متحده آمریکا مخالف می باشند.از میان مذهبیون ترک، ۷۰ درصد آنها متمایل به تشکیل حکومت مبتنی بر شریعت و اجرای کامل احکام ، مقررات و قوانین اسلامی می باشند و۲۰  تا ۳۰ درصد بقیه محافظه کار بوده و به مدرنیسم  سكولاريستي  متمایل اند.البته تمایلات مذهبی یا سکولار با تقسیمات جغرافیایی در این کشور همخوانی ندارد.برای مثال مردم شرق آناتولی  كه كردها هستند شريعت گرا هستند  ولی لزوما این به معنای این نیست که  مردم غرب ترکیه تمايلي به مذهب ندارند.  

البته باید به این نکته توجه نمود که به اعتقاد عامه ي  مردم ترکیه بین یک مسلمان خوب بودن و یک سکولار بودن تناقضی وجود ندارد. و زمينه هاي طريقتي كه خارج از شريعت بوده به همراه علماي سوء ي كه در خدمت سكولاريستهاي مرتد بوده اند  چنين ديدگاه غلطي را براي بسياري از عوام الناس نهادينه كرده بودند و تنها بعد از بيداري اسلامي موجود و رشد رسانه ها اين ديدگاه غلط در حال اصلاح است .

در نهایت باید به این نکته کلیدی توجه داشت که اکثر مردم ترکیه معتقدند که تقسیم بندی سیاسی- اجتماعی در چند دهه ي گذشته در ترکیه بین اسلام گرایان و سکولارها نبوده بلکه بین ناسیونالیست های سكولاريست افراطی و اصلاح طلبان  سكولاريست می باشد. علاوه براین اکثر مردم این کشور به شريعت گرائي اسلامي   تمایل دارند.

ترکیه؛ وضعیت دینی در عصر حاضر

فضای فرهنگی حاکم بر ترکیه از لحاظ دینی در حال حاضر مرکب از عناصر مثبت و منفی است. برجسته ترین عناصر منفی از حیث فرهنگی دینی را می توان در موارد زیر جستجو کرد:

۱ ـ تلاش حکومت برای تقویت اصول و مبانی فکری لائیک در ترکیه از طریق ایجاد تضییقات مختلف برای گسترش مظاهر پایبندی به فرهنگ و اصول اسلامی، برخی از نمونه های آن عبارتند از:

الف: منع حجاب در مدارس و ادارات رسمی.

ب: تعطیل نمودن مدارس راهنمایی امام خطیب؛ این مدارس توسط آموزش و پرورش سکولاریستی  کشور اداره می شد و اصولاً برای تربیت نیروهای لازم برای اداره امور دینی مورد نظر سکولاریستها در ترکیه، همچون ائمه جمعه و جماعات و مؤذن مساجد که وفادار به نظام سکولاریستی  باشند، تأسیس شده بود.

ج: محدود نمودن فعالیت های سازمان های خصوصی ـ دینی که در ترکیه به نام مؤسسات وقف معروف هستند و بر ا ساس قانون سکولاریستی ترکیه مربوط به مؤسسات غیر انتفاعی فعالیت می کنند.

۲ ـ تلاش مستمر و پیگیر برای همگونی فرهنگی هر چه بیشتر با غرب و عضویت در جامعه اروپا؛ این تلاش ها به طور طبیعی گرایش هرچه بیشتر مردم به مظاهر فرهنگی سکولاریستی غرب را به دنبال داشته است.

۳ ـ ترویج اندیشه ی سهل انگاری دینی، نفی حساسیت نسبت به عدم پایبندی دیگران به دین و مقابله با غیرت دینی؛ این امر با برگزاری سمینارهای مختلف توسط مراکز علمی و فرهنگی سکولاریستی و همچنین ترویج مبانی آن توسط روشنفکرنمایان از طریق رسانه های ارتباط جمعی صورت می گیرد.

۴ ـ باز نمودن میدان برای گسترش شبهات مختلف در مورد مسائل عقیدتی و فکری در مورد اندیشه اسلامی

باید اذعان نمود که علی رغم واقعیت هایی که در بالا ذکر شد از چند سال پیش حرکت بازگشت به اصول و ارزش های اسلامی در ترکیه آغاز گردیده است و این حرکت در سال های پس از تشکیل جبهه ی جهانی مجاهدین در افغانستان و به دنبال عملیاتهای مبارک ۱۱ سپتامبر، نمود عینی درجامعه ترکیه داشته است.

مهم ترین عناصر مثبت دینی در دوره اخیر، که می توان آن را دوره تجدید حیات اندیشه اسلامی در ترکیه دانست، عبارت است از:

۱ ـ گسترش حرکت ترجمه کتب اندیشمندان بیدارگر جهان اسلام از کشورهای مصر، ایران، سوریه، پاکستان و …؛ به طوری که این آثار دست مایه ای برای پی ریزی اصول و بنیان های فکری حرکت اسلامی در ترکیه قرار گرفته است.

۲ ـ مطرح شدن اندیشه های اسلامی در سطح دانشگاه ها به عنوان برترین فکر و ایدئولوژی نجات بخش، به ویژه پس از فروپاشی گرایش های کمونیستی و سوسیالیستی در اثر شکست کمونیسم در شوروی.

۳ ـ گرایش روز افزون به علوم و تحقیقات اسلامی به ویژه تحقیقات قرآنی؛ چنانکه این تمایلات در گسترش مراکز تحقیقات اسلامی، ترجمه های قرآنی، مراکز عالی آموزش الهیات و افزایش تعداد مجلات اسلامی کاملاً قابل مشاهده است.

۴ ـ گرایش تحصیل کرده گان به احیاء ارزش های اسلامی چون گسترش حجاب در میان بانوان و استقبال نسل جوان از آن.

۵ – گرایش چشم گیر مردم مسلمان به جماعتهای مجاهد وابسطه به فرقه ی ناجیه و فزونی تعداد مجاهدین و خانواده های مهاجر از ترکیه  در افغانستان و وزیرستان پاکستان

۶ – ظهور فرمانده هانی برجسته ای چون ابویزید به عنوان فرمانده ی نظامی القاعده در افغانستان

۷ – و…

برای اینکه بتوانیم به این سؤال جوابی کامل تر بدهیم لازم است به دوران قبل از بیداری اسلامی این دوران مردم شهرهای بزرگ ترکیه  هم توجه داشته باشیم تا معلوم شود ظهور ظاهری و عملیاتهای مجاهدین  چه تحولی در آن شهرهای بزرگ ایجاد کرده است. قبل از این دوران بیداری ؛ مساجد جای پیرمردها بود، نماز را پیرمردها، پیرزن ها و بازنشسته ها می خواندند. اگر جوانی می خواست نماز بخواند یا به حج برود مورد تمسخر واقع می شد، تعداد قرآن خوان ها انگشت شمار بود

، جوان ها به تدریج مساجد را پر کردند، به خواندن کتاب های مذهبی ـ دینی رو آوردند و دیدگاه های فکری مختلفی شکل گرفت. این نکته را در بین اهل سنت به وضوح می توان مشاهده کرد. برخی از گرایش مردم به دین، دیدگاه های خود را به جامعه ارایه و تبلیغ کرده اند. به عنوان نمونه می توان سلفی ها، نورسی ها، فتح الله چی ها، سلیمانچی ها را نشان داد. نیز می توان از گرایش مردم به تصوف و طریقت های مختلف یاد کرد. در این میان مسیحیان هم بیکار ننشسته آشکارا به تبلیغ دیدگاهای خود پرداخته اند. به منازل مردم مراجعه کرده انجیل پخش می کنند

در ترکیه شیعیان، مؤسسات آموزش دینی ندارند، ولی در میان اهل سنت شاهد مؤسسات آموزش دینی فراوانی هستیم. تعداد انگشت شماری مراکز حفظ قرآن وجود دارد که در سطح ترکیه جایگاه بسیاری خوبی دارند. با اینکه دولت قبل از پانزده سالگی، آموزش قرآن را ممنوع کرده است، ولی هنوز هم در بسیاری از مراکز دینی، قرآن آموزش داده می شود.

به طور کلی آسیب های فکری و اجتماعی و چالش های عمده موجود در جامعه شیعه به شرح زیر است:

۱ ـ عقب ماندگی فرهنگی و پایین بودن سطح فرهنگی، به گونه ای که تعداد قبولی جوانان شیعه در دانشگاه ها به شدت پایین بوده و افراد دارای تحصیلات عالی در میان ایشان کم و از نظر اجتماعی و اقتصادی نیز عمده جامعه شیعیان را کارگران و کشاورزان تشکیل می دهد.

۲ ـ گسترش گرایش های ملی گرائی و سکولاریستی کمونیستی در بین شیعیان.

به نظر می رسد که مهم ترین مشکل جامعه علویان ترکیه ، این است که هیچ منبع مکتوب که مورد استناد آنان از لحاظ عقیدتی و فکری باشد در میان ایشان، حتی در نزد نخبه گان آنها وجود ندارد؛ آنچه که در حال حاضر به عنوان حافظ هویت فکری آنها مطرح است، عبارت از اشعاری به زبان ترکی است که توسط بزرگان ایشان سروده شده است؛ همچنین برخی سخنان قصار عرفانی که راجع به آداب سالک، مرید، اهل معرفت و حقیقت و مراتب مختلف عرفانی بیان شده است، می باشد.

علویان، آتاتورک را «علی» عصر حاظر می پندارند. معتقدند که آتاتورک آنها را از ظلم عثمانی ها نجات داده است. حتی برخی مبلغان علوی نیز در ترکیه این ایده را تبلیغ می کنند که اگر آتاتورک نبود، عثمانی ها علویت را از بین برده بودند.

رشد اسلام گرایی در ترکیه

دهه ۵۰ میلادی، دهه ای حساس و سرنوشت ساز برای ترکیه ي سكولار  بود. در سال ۱۹۵۰ عملاً نظام سیاسی سكولار ترکیه از حالت تک حزبی خارج شد و حزب تازه تأسیس سكولاريستي دموکرات به رهبری عدنان مندرس در انتخابات پارلمانی، شکست سختی را به حزب سكولاريستي جمهوری خواه خلق وارد کرد و به مدت ده سال نخست وزیری ترکیه را در دست گرفت.

 مشی لیبرال و سیاست های تساهل گرایانه مندرس نسبت به دین باعث گردید تا روند دین ستیزی حاکمیت در ترکیه، تا حدود بسيار ناچيزي در ظاهر تعدیل گردد و تجدیدنظرهایی در سیاست دین زدایی صورت پذیرفت. چون اين دهه ها ابتداي بيداري اسلامي ملتها و قرن  انقلابات مردمي به شمار مي رفت و جهت برون رفت از توليد يك بحران جدي براي سكولاريستهاي مرتد به صورت برنامه ريزي شده و هدفمند و طبق نقشه ي خارجيها نوعي از اسلام بدلي و منحرف را جهت انراف مسير مبارزاتي مردم وارد ميدان بازي كردند .

هر چند این سیاست ها  در ظاهر با مخالفت شدید حزب اپوزیسیون جمهوری خواه خلق و نظامیان کمالیست مواجه شد، اما اينها همه اش بازي هاي ماكياوليستي رايج ميان سكولار يستها بود و هماهنگيهاي عمومي ميان انها به دولت سكولاريست مندرس اين فرصت را داد  تا هوای تازه ي سكولاريستي در عرصه سیاسی و اجتماعی ترکیه وارد گردد و نظم سكولاريستي حاكم محفوظ بماند . اينها سوپاپهاي ديگ در حال انفجار تركيه بودند  توجه ظاهري و عوامفريبانه  به ظواهر بسيار محدود و ناچيز شخصي در  دین، احیای مساجد، لغو برخی قوانین سخت گیرانه ي كاملا شخصي و ابتدائي در مورد متدینین و روحانیون و… از سیاست های عمده دولت مندرس بود؛ به گونه ای که با اجرای این سیاست ها، اسلام گرایان منتسب به جريان اخوان المسلمين بعد از الهضيبي (چون اخوان زمان امام حسن البناء و سيد قطب با اخوان تقلبي بعد از آن تفاوتهاي بنيادين و اساسي دارد ) دوباره و این بار با مشی متفاوت تلاش کردند تا وارد عرصه قدرت شوند و با رعایت قواعد بازی سكولاريستي ، دست به رقابت سیاسی بزنند.

 هر چند دولت مندرس در سال ۱۹۶۰ با کودتای نظامیان مواجه شد و با اعدام وی شوک بزرگی به فعالان سیاسی و به ویژه اسلام گرایان بدلي سكولاريست وارد شد، اما این عامل مانع فعالیت سیاسی قا نوني سكولاريستي اسلام گرایان سكولار نگردید.  چون اينها نياز سيستم سكولاريستي موجود جهت كنترل مردم مسلمان هستند و عاملي اند بسيار سودمند در كنترل وضع موجود به شرطي كه خودشان هم از طرف سيستم سكولاريستي كنترل شده باشند حالا اين كنترل با قوانين موجود باشد يا با كودتا .اسلام گرایان بدلي از دهه ۷۰ به این نتیجه رسیده اند که برای پیشبرد افکار و اجرای سیاست های سكولاريستي مورد نظر خود در جامعه ترکیه، باید به تشکل سازی مدرن و یا همان فعالیت حزبي  سكولاريستي  بپردازند.

از این رو اولین حزب اسلام گرا به نام حزب «نظام ملی»، در ژانویه ۱۹۷۰ توسط نجم الدین اربکان تأسیس گردید. اما حاکمیت  سكولار دو سال بیشتر نتوانست آن را تحمل کند و در نهایت در مارس ۱۹۷۲، توسط دادگاه قانون اساسی منحل شد. اربکان بلافاصله پس از انحلال حزب نظام ملی، دست به تشکیل حزب دیگری به نام حزب «سلامت ملی» زد.

عمر حزب سلامت ملی بیش از حزب قبلی بود و تا کودتای سال ۱۹۸۰ نظامیان که در آن بسیاری از احزاب منحل شدند دوام آورد، هر چند با تغییر مشی خود و شرکت در سه دولت ائتلافی و اقرار اربکان به حرکت در راه آتاتورک و در چارچوب نظام لائیک و سكولار ترکیه، حمایت اسلام گرایان تا حدودي شريعت گرا را تاحد بسیار زیادی از دست داد؛ از جمله اين اسلام گرایان ، حزب التحریر به رهبری ارجمند اوزکان بود که با وقوف به مواضع اربکان در حمایت قبلی خود از وی تجدیدنظر کردند. در واقع اولین جرقه های انشعاب و استحاله جریان های اسلام گرا در ترکیه را می توان از میانه های دهه ۷۰ مشاهده کرد. در این مقطع، دو دسته اسلام گرا وجود داشت؛ در طرفی گروهی با تشکیل حزب قانونی و در چارچوب نظام سیاسی  سكولار ترکیه، در پی کسب قدرت سیاسی بودند و هیچ ابایی از شرکت در دولت های ائتلافی به همراه احزاب سكولار مرتد نداشتند و در سوی دیگر، گروه های اسلام گرای شريعت گرا با حفظ مرام خود در مخالفت با ساختار سكولاريستي  نظام ترکیه، هر نوع شرکت در نظام سیاسی و ائتلاف با احزاب سكولار را مردود می دانستند.

در میانه این دو طیف نیز گروه های متصوفه و طریقت های مذهبی در ترکیه بودند که از دهه ۶۰ نقش و حضور پررنگی در پشت پرده سیاست داشتند. در واقع احزاب سیاسی حتی احزاب سكولاريست با توجه به محبوبیت و نفوذ اجتماعی طریقت ها و شیوخ در رأس آنها، برای جلب محبوبیت و نظر افکار عمومی ترکیه سعی زیادی در نزدیکی به این گروه ها داشتند، البته این عمل با اندک تغییری تا زمان حال نیز ادامه دارد. از طریقت های پرنفوذ در ترکیه می توان به طریقت هایی چون نقشبندیه، نورجو، عجزمندیه و طریقت فتح الله گولن اشاره داشت که نقش و نفوذ زیادی در پشت پرده سیاست سكولاريستي در ترکیه ایفا کرده و می کنند. همزمان با کودتای نظامیان در سال ۱۹۸۰ نظامیان و بسته شدن فضای سیاسی کشور در سال ۱۹۸۳ نجم الدین اربکان با تشکیل «حزب رفاه» تلاش جدیدی را برای ماندن در عرصه سیاست نمود.

 حزب رفاه، طولانی ترین زمان فعالیت سیاسی را در میان احزاب اسلام گرا يان بدلي در ترکیه داشته است. این حزب توانست چهارده سال در فضای سیاسی سكولاريستي ترکیه فعالیت کند و برای اولین بار در تاریخ جمهوری سكولاريستي ترکیه تا آن زمان در سال ۱۹۹۶ نجم الدین اربکان به مقام نخست وزیری رسید.

 این سمت بیش از یک سال برای وی دوام نیافت. اربکان به محض به قدرت رسیدن با انجام سفرهایی جنجال برانگیز در محافل سكولاريست تمایل خود را برای سیاست نگاه به شرق و توسعه مناسبات با جهان اسلام به نمایش گذاشت. وی در اولین سفر خارجی خود به ایران آمد و پس از آن با سفر به نیجریه و لیبی پیام معناداری برای محافل سكولار متمايل به آمريكا و اروپا  ارسال کرد.

 محافل سكولار احزاب و نظامیان به خصوص در مورد سفر وی به لیبی و ایران با توجه به مناسبات غیرمطلوب این دو کشور با آمریکا، دست به جنجال سازی در سطح رسانه های داخلی و محافل سیاسی زدند. هر چند اربکان هدف از سفر خود به این کشورها را اهداف اقتصادی ذکر کرد، اما این استدلال با توجه به مواضع ضدغربی وی در گذشته، هیچ گاه از سوی سكولارهاي غربي و نوچه هايشان  مورد پذیرش قرار نگرفت. در نهایت در فوریه ۱۹۹۷با فشار نظامیان، در شبه کودتایی کرسی نخست وزیری را به مسعود ییلماز از «حزب مام میهن» سپرد و پس از مدتی، حزب رفاه از سوی دادگاه قانون اساسی ترکیه منحل شد. در نوامبر ۱۹۹۷ حزب جدید «فضیلت» به رهبری رجایی کوتان، جانشین حزب رفاه شد و اربکان به مدت پنج سال بر اساس حکم دادگاه از فعالیت سیاسی منع گردید.

با تغییر حزب، ایدئولوژی حزب سابق رفاه نیز دچار تغییراتی شد. حزب فضیلت هم در عرصه سیاست داخلی و هم در عرصه سیاست خارجی سعی کرد به طور مستقیم با خط قرمزهای سكولاريستها برخورد نکند و دست کم در مواضع رسمی، پایبندی خود را به اصول سكولاريستي  جمهوری ترکیه و سیاست خارجی و اصول آن که روابط استراتژیک با آمریکا و اسرائیل از اصول اساسی آن است نشان دهد. رجایی کوتان در موضع گیری خود در خصوص روابط ترکیه و اسرائیل، این تغییر سیاست حزب را به خوبی به نمایش گذاشت: «جهان، اسرائیل را به رسمیت شناخته و حزب فضیلت نیز اسرائیل را به عنوان یک واقعیت پذیرفته است و در مناسبات آنکارا با تل آویو اشکالی نمی بیند.

اسرائیل به ویژه در صنایع دفاعی از تکنولوژی پیشرفته ای برخوردار است و ترکیه می تواند مانند بسیاری از کشورهای عربی، با این رژیم همکاری داشته باشد. کشورهای مصر و اردن در حال حاضر با این رژیم ارتباط دارند و کسی منکر واقعیت وجودی این رژیم نیست».

این اظهارات کوتان کاملاً با دیدگاه سابق حزب رفاه و نجم الدین اربکان تفاوت داشت و تحلیل گران با وجود این اظهارنظرهای جدید نخبگان حزب فضیلت آن را بیشتر ناشی از استحاله اين حزب سكولار به ظاهر اسلام گرا می دانستند. اما این مواضع و تغییر مشی ها نیز باعث نگردید تا نخبگان سكولار جبهه گرفته و در نهادهایی همچون ارتش و دادگاه قانون اساسی و شورای امنیت ملی، به مواضع و مرام سیاسی حزب با عقبه ای اسلام گرا خوش بین باشند.

 حزب فضیلت نیز پس از سه سال تحمل از جانب سكولارهاي غربگرا در نهایت در سال ۲۰۰۱ با این استدلال که حزب فضیلت در واقع ادامه دهنده راه حزب رفاه بوده و تمام اعضای سابق رفاه در آن عضو هستند و اینکه این حزب با ساختار سياست غرب گرايانه ي  تصریح شده در قانون اساسی تضاد دارد توسط دادگاه قانون اساسی، منحل شد. در این مقطع با توجه به سابقه انحلال تمام احزاب سكولار به ظاهراسلام گرا و شرق گرا ي قبلی توسط دادگاه قانون اساسی، نخبگان حزب فضیلت به دو گروه منشعب گردیدند. گروهی از نخبگان سنت گراتر به رهبری رجایی کوتان به تشکیل حزب جدید دیگری به نام «حزب سعادت» مبادرت کردند، اما بخش دیگر حزب فضیلت که شاخه اسرائيل گرا و غربگراتر و از نظر سنی جوان تر حزب بود، با جدا شدن از رهبری سابق حزب و حتی پدر معنوی اينگونه احزاب به ظاهر اسلام گرا (نجم الدین اربکان) دست به تشکیل حزب «عدالت و توسعه» زد.

تغییر محسوسی که در این انشعاب به نظر می رسید، این بود که برای اولین بار در تاریخ سیاسی ترکیه، حزبی به ظاهر اسلام گرا در عین حال معتقد كامل به اصول ساختار سکولار جمهوری ترکیه و مريد مخلص سياستهاي اسرائيل و آمريكا و اتحاديه ي اروپا ( ناتو )متولد شد. در واقع بنيانگذاران حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان و عبدالله گول، سکولاریسم را نه به عنوان الزام بلکه به عنوان «باور» پذیرفته اند و به حرکت در چارچوب اصول سکولار باور علمی و عملی دارند. این تغییر محسوس، نشان از استحاله مجدد در جریان اسلام گرایی بدلي در ترکیه دارد. استحاله اول در دهه ۷۰ قرن بیستم با تشکیل حزب در فعالیت اسلام گرایان بدلي روی داد؛ چراکه اسلام گرایان بدلي با تشکیل حزب در عمل، خود را مقید به قبول ساختار حقیقی و حقوقی قدرت سكولارها در نظام سیاسی ترکیه نمودند. استحاله دوم در زمان حزب فضیلت و پس از انحلال رفاه روی داد که در آن حزب فضیلت با تغییر مواضع سنتی خود نسبت به اسرائیل و به طور کلی جهان غرب، سعی در نزدیکی به محافل سكولار ترکیه کرد و استحاله سوم نیز در جریان انشعاب احزاب سعادت و عدالت و توسعه از حزب فضیلت روی داد که در نهایت آخرین فرآورده و سکولاریزه شده ترین گروه و محصول اسلام گرایی بدلي  در ترکیه، در قالب حزب عدالت و توسعه متبلور شد که به نظر می رسد، بتوان به عنوان حزبی قانونی در چارچوب سكولار نظام سیاسی ترکیه فعالیت داشته باشد.(۱۱)

به هرحال پیروزی حزب عدالت و توسعه با ریشه های سكولاريستي اما با نقابي مزورانه از اسلام گرائي  در انتخابات سال ۲۰۰۲ نشان از گسترش اسلام گرایی در این کشور دارد.در این سال حزب عدالت و توسعه ۳۴ درصد آرا را به دست آورد و در سال ۲۰۰۷ این میزان به ۴۶/۶ درصد رسید.(۱۲) این پیروزی دستاورد بسیار مهمی برای این حزب سكولاريستي است  که تا قبل از سال ۲۰۰۱ در صحنه سیاسی ترکیه حضور نداشت اما با ابزاري كردن بعضي از شعارات اسلامگرايانه ي كاملا شخصي  و استفاده ي ابزاري از احساسات ديني مردم  توانست براي خودش جاي پائي باز كند محسوب می گردد.اگرچه حزب عدالت و توسعه خود را یک حزب محافظه کار و كاملا سكولار مطيع سياستهاي اسرائيل و غرب  می داند ولی اربابان غربي و سكولاريستهاي سنتي  این کشور معتقدند که با قدرت یافتن این حزب نظم سکولار  حامي اسرائيل و غرب کشور تحت تاثیر بازیگری  سیاسی از صحنه  به نفع سكولارهاي شرقي کنار خواهد رفت.در واقع قدرت نمائي و جنگ سرد ميان قدرت سكولاريستي شرق ( روسيه و چين و اتحاديه ي شانگهايي ) و قدرت سكولاريستي غرب ( اتحاديه ي اروپا و آمريكا و اسرائيل ) در اينجا نمود و ظهور مخفي خود را نمايش مي دهد . 

با اين وجود وضعیت بد اقتصادی ترکیه و افزایش فساد دولتی در این مقطع زمانی از عوامل بسیار مهمی بود که به این حزب در پیروزی در انتخابات سال ۲۰۰۲ کمک نمود.علاوه براین فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که منجر به افول احزاب چپ در این کشور شد کمک بسیار زیادی به موفقیت این حزب در این سال نمود.در سال ۲۰۰۷ نیز این حزب توانست حمایت وسیعی از مردم مناطق کرد نشین ترکیه و شهرهای بزرگ را به دست آورد.اگرچه حامیان اصلی این حزب همچنان مردم فقیر و محروم  و كردها بودند.(۱۳)

اما سوءالی که در این قسمت باید به آن پاسخ بدهیم این است که چه عواملی سبب رشد اسلام تقلبي و بدلي  در ترکیه ي سكولاريست شده است؟

در پاسخ به این سوءال باید به محورهای ذیل اشاره نماییم:

تاثیر انقلاب کمالیسم

رشد اسلام بدلي و تقلبي  در ترکیه ریشه در سركوبها و جناياتي  دارد که کمال آتاتورک در اواخر دوران امپراتوری عثمانی برای مدرن، غربی و سکولار نمودن ترکیه انجام داد.البته محدوديتهاي خشن و موانع سكولاريستي  که آتاتورک در این کشور انجام داد به محدوده شهرهای بزرگ محدود ماند.به گونه ای که در شهرهای بزرگ مردم مدرن، سکولار و غربی شده و نهادهای مذهبی تحت تسلط دولت قرار گرفتند در صورتی که در مناطق غیر شهری نهادهای مذهبی با ریشه های اجتماعی و فرهنگی بسیار قوی حفظ شدند. علاوه بر این برخلاف تخريباتي که آتاتورک در سیستم آموزشی، مذهبی، خط و زبان ایجاد نمود بسیاری از مسلمانان نهادها و موءسسات مذهبی غیر رسمی و سیستم آموزش سنتی خود را حفظ نمودند.بر همین اساس اسلام به عنوان هویت مخفی دولت سكولاريسم تركيه باقی ماند و زبان گویایی شد برای اکثریتی که از تخريبات سكولاريستي دولتی به دور ماندند؛

ضرورت ایجاد نظام چند حزبی در ترکیه به  خاطر كنترل بيشتر اقشار مختلف مردم

شکل گیری نظام چند حزبی در ترکیه در سال ۱۹۴۶ نقطه عطف بسیار مهمی برای رشد اسلام بدلي  در این کشور بود. با استقرار این سیستم حزب کمالیسم CHP انحصار انتخاباتی خود را از دست داد و اسلام بدلي كه مطيع سكولاريستها شده بود به مهمترین عامل برای جذب آرا تبدیل گردید.بر همین اساس حزب CHP که دو دهه به شدت با اسلام مخالفت می نمود مجبور گردید که جهت جلوگيري از انفجار مردم و وقوع انقلاب اسلامي  موضع متعادل و كنترل شده اي  نسبت به آن در پیش بگیرد.علاوه براین پیروزی احزاب مختلف سكولار در انتخابات نه تنها فضای سیاسی لازم را برای گروه های قومی و مذهبی فراهم نمود بلکه این زمینه را نیز ایجاد نمود که گروههای مذهبی  موافق با سكولاريسم به صورت سیاسی نهادمند گردند؛

درهم آمیختگی ترکی- اسلامی

درگیری نظامی احزاب راستگرا و چپ گرا در دهه ۱۹۷۰ بسیار به تقویت  اسلام بدلي  کمک نمود.به گونه ای که با گسترش درگیری و اختلاف احزاب چپ گرا با کمونیست ها تلاش گردید که نقش تئوريك ضد كمونيستي اسلام تقویت گردد.علاوه براین با آغاز آموزش های نظامی، آموزش های به ظاهر اسلامی همانند آموزش روخواني قرآن و اخلاق نیز در مدارس آغاز گردید.اما باید به این نکته توجه داشت که در این مقطع دولت سكولار و غرب گراي ترکیه جهت مبارزه با كمونيستها و بيداري اسلامي  درصدد تزريق نمودن اسلام تقلبي طريقت مدار و مطيع سكولاريسم به  نهادهای کشور از بالا بود.یعنی سعی داشت که اندیشه های  سكولاريستي طريقت مدار را با ملی گرایی پیوند دهد و از این طریق از گسترش اسلام  شريعت مدار  و احزاب چپ خودداری نماید. علاوه بر این تلاش می شد که مردم ترکیه تحت تاثیر اسلام مردم پاکستان، ایران یا جهان عرب قرار نگیرند. با این وجود اسلام گرایان بدلي توانستند پیام خود را گسترش دهند؛

اصلاحات سیاسی و اقتصادی تورگوت اوزال

اصلاحات سیاسی و اقتصادی تورگوت اوزال که در نیمه دهه ۱۹۸۰ انجام شد به تقویت نقش گروه های اسلامی بدلي  بسیار کمک نمود.این اصلاحات نظارت دولت بر اقتصاد را بسیار کاهش داد و طبقه جدیدی از پیمانکاران و بازرگانان را به وجود آورد.طبقه عمده از این بازرگانان که بازرگانان آناتولیایی نام داشتند دارای ریشه و منبع فکری اسلام بدلي سكولارمحور بودند. این گروه که متمایل به اقتصاد لیبرالی سرمايه داري بودند خواهان اقتصاد بازار آزاد، کاهش کنترل دولت در امور اقتصادی و اجتماعی و آزادی مذهبی بودند.در دهه ۱۹۹۰ این گروه از حزب رفاه حمایت می نمود و در حال حاضر یکی از طرفداران حزب عدالت و توسعه می باشد.تاثیر مهم دیگر اصلاحات اوزال به این صورت بود که به اسلام گرایان بدلي اجازه داده شد از نظر سیاسی خود را سازماندهی نمایند.زیرا سیاست تساهل سیاسی، مذهبی و اقتصادی اوزال به اسلام گرایان بدلي اجازه داد که در مدارس، نهادهای آموزشی و موءسسات خصوصی سرمایه گذاری نمایند.علاوه براین فضای باز سیاسی به آنها اجازه داد که با استفاده از رسانه های گروهی مخاطبان خود را جذب نمایند.

نکته دیگری که باید به آن توجه نمود این است که اصلاحات سیاسی و اقتصادی این دوران تغییرات جمعیتی گسترده ای را ایجاد نمود که خود زمینه تقویت گروه های اسلامی بدلي را فراهم آورد. از آنجایی که اصلاحات موفق اقتصادی و به تبع آن رفاه اقتصادی به وسیله حکومت تنها در شهرها صورت پذیرفت تعداد بسیار زیادی از روستاها به طرف شهرها سرازیر شدند.این افراد با حفظ عقاید و عادات سنتی خود بدون اینکه توانایی زندگی در

خود شهرها را داشته باشند در بیغوله های اطراف شهرها سکنی گزیده و در فرهنگ مدرن شهری مستحیل نشدند. همین عامل سبب گردید که گروه های اسلامی بدلي از این افراد به عنوان مهمترین ابزار برای مخالفت با احزاب مخالف خود  و فعالیت های سیاسی سكولاريستي استفاده نمایند.

ترکیه؛ همسایه ناسازگار منطقه

آیا ترکیه یک همسایه ناسازگار است؟ آیا سیاست‌های دولتمردان این کشور از آن روز که از دل عثمانی متولد شد، دشمن تراش بوده ، بدون اینکه هدف مقدسی را پیگیری کنند؟ به راستی ترکیه در بین همسایگان خود چه جایگاهی دارد و دوستان و دشمنانش کیستند؟ این سؤالی است که پاسخ به آن می‌تواند آینده این کشور را روشن سازد. و جواب ان بسیار ساده و ابتدائی است . ترکیه نوچه و غلام جناح سکولاریستی غرب به رهبری اتحادیه ی اروپا ( ناتو ) و آمریکا است  و طبیعی است که دوستان آنها دوستان اویند و دشمنان آنها نیز دشمنان او به شمار می روند .  اکنون به بررسی روابط ترکیه با تک تک همسایگانش می‌پردازیم.

ترکیه- آذربایجان

ترکیه و آذربایجان به دلیل قرابت زبانی و فرهنگی باید روابط گسترده‌ای داشته باشند اما تلاش آنکارا برای بهبود روابط با ارمنستان، موجب خشم باکو شد تا آنجا که الهام علی‌اف رئیس جمهور آذربایجان، تهدید کرد که گاز صادراتی به ترکیه را قطع خواهد کرد. در این بین فشار آمریکا و اروپا بر ترکیه بر سر مسئله کشتار ارامنه موجب شد، ترکیه چشم بر روابط خود با آذربایجان ببندد تا رضایت غرب را جلب کند. این در حالی است که در ابتدای استقلال جمهوری آذربایجان از شوروی، ترکیه تلاش کرد به همراه آذربایجان و ترکمنستان، پان ترکیسم را ترویج کند اما به دلیل گرفتن امتیازات گوناگون و فرار از فشار‌ آمریکا و اروپا، متحدین هم زبان خود را کنار گذاشت.

ترکیه-ارمنستان

ترکیه و ارمنستان بر سر مسئله‌ای که «کشتار ارامنه در سال ۱۹۱۵» عنوان می شود با یکدیگر اختلاف دارند. ارامنه می‌گویند در سال ۱۹۱۵ و در بحبوحه جنگ جهانی اول، گروه ترکهای سکولار جوان در دولت عثمانی مسبب مرگ یک و نیم میلیون ارمنی شده اند. اگرچه درباره این عدد تردید وجود دارد اما کمتر کسی اصل قضیه را منکر شده. البته برخی معتقدند کشتاری در کار نبوده و ارامنه به دلیل گرسنگی و بیماری در مرز ترکیه- عراق و ترکیه- سوریه جان باخته اند.

ترکیه-روسیه

روسیه از راه دریا با ترکیه همسایه است. از قرن ۱۸ تا ۲۰  هشت بار در چارچوب جنگ های عثمانی- روسیه جنگیده‌اند. عضویت ترکیه در ناتو، روابط بین دو کشور در اواخر قرن بیستم را کاملا تیره کرد اما قراردادهایی که طی سال‌های اخیر بین دو کشور بسته شد اندکی از یخ‌های روابط را ذوب نمود. با این حال استقرار رادارهای سپر موشکی آمریکا در ترکیه که به گسترش نفوذ ناتو در شرق می‌انجامد، روسها را دچار نگرانی کرده است. هرچند گفته می‌شود تعویض محل استقرار سپر موشکی از لهستان به ترکیه، پیشنهاد پوتین بوده اما درباره کیفیت استقرار آن، مسکو اعتراضاتی دارد. قرار بود فقط رادارهای این سیستم در ترکیه باشد اما در بیانیه وزارت خارجه ترکیه آ‌مده است که ۲۵ پایگاه نظامی ناتو و ۹۰ بمب اتمی تحت نظر آمریکا در این کشور وجود دارد.

باتوجه به زمینه‌های خصمانه گذشته ، گرایش بیش از پیش ترکیه به سوی آمریکا موجب بروز تنش‌های جدیدی در روابط مسکو-آنکارا خواهد شد. «دیمیتری راگوژین» نماینده روسیه در ناتو درباره سپر دفاع موشکی در ترکیه گفت: «این اقدام ترکیه اگر چه تهدیدی در لحظه برای منافع استراتژیک روسیه نیست، اما مرحله آغازین  یک پروژه بزرگ است که نگرانی عمیقی برای روسیه به همراه دارد.» سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه نیز درباره این سامانه گفت: «سامانه ضد موشکی آمریکایی اروپایی بر اساس پارامتر‌هایی ساخته می‌شود که در واشنگتن تعریف شده و ممکن است مواضع استراتژیک هسته‌ای روسیه را تا پایان دهه جاری به خطر بیندازد. ناتو و آمریکا تضمینی نداده‌اند که سیستم دفاع ضد موشکی آنها علیه روسیه مورد استفاده قرار نگیرد.»

ترکیه – یونان – قبرس

ترکیه و یونان سال‌هاست که بر سر دریای اژه و کشور قبرس با یکدیگر اختلاف دارند. با روی کار آمدن دولت اردوغان، آنکارا تلاش کرد، روابط خود را با آتن بهبود بخشد و در این راه ترکیه اعلام کرد حاضر است به یونان برای عبور از بحران اقتصادی کمک کند. با این حال حمایت یونان از ارمنستان در بحث اختلاف آنکارا-ایروان و ..، وضعیت بین آتن و آنکارا را وخیم تر کرد. اختلافات ترکیه و یونان بر سر قبرس هم کماکان پا بر جاست و این مسئله گاه برای آنکارا دردسر ساز شده.

ترکیه – سوریه

ترکیه و سوریه در بیشتر مواقع، رابطه خوبی با یکدیگر نداشته‌اند. هم پیمانی حکومت های لائیک ترکیه با غرب و رژیم صهیونیستی، موجب آشفتگی روابط آنکارا-دمشق شده است.چون سوریه هم پیمان روسیه و متحدینش است .و اتوماتیک وار  با آغاز تنش‌های غرب و ناتو علیه سوریه، ترکیه در خط مقدم مقابله با حکومت بشار اسد قرار گرفت. و روسیه و چین هم به حمایت سوریه برخاستند .

آموزش و تجهیز و تسلیح مخالفان حکومت اسد در ترکیه، تحریک مخالفان در جسر الغشور (مرز ترکیه و سوریه) و نهایتا اعلام جنگ به این کشور از جمله تلاش‌های ترکیه برای براندازی حکومت سوریه یا وادار کردن آن به خروج از محور روسیه و متحدینش است. تحریم اقتصادی سوریه، آخرین اقدام ترکیه بود که هم راستا با اهداف غرب انجام شد.  سوریه میدان واقعی جنگ میان روسیه و چین از یکطرف و آمریکا و ناتو از دیگر سو و در فضای به وجود آمده ،  آزمونی برای مجاهدین فرقه ی ناجیه گشته است . همچون افغانستان که در ان شوروی و آمریکا زورآزمائی می کردند  و پس از پیروزی گروههای افغان که از حمایت غرب بهره مند بودند اما متاسفانه به دلایل کاملا روشنی نتوانستند  برنده ی نهایی باشند .

ترکیه – عراق

روابط آنکارا بغداد به دلیل کمک کردهای شمال عراق به همتایان خود در جنوب ترکیه، همواره تنش آلود بوده است. پ.ک.ک  از حمایت غیر رسمی  آمریکا وبالطبع  رژیم صهیونیستی برخوردار است و همچون یک اهرم فشار این قدرتها علیه ترکیه  و دول همجوار اقدام می‌کند و آنکارا  بر سر این مسئله همواره با بغداد درگیر بوده است. دولت عراق از طرفی نمی‌تواند جلوی فرار کردهای ترکیه به شمال کشورش را بگیرد و از طرفی با ترکیه بر سر این مسئله دچار تنش شده. ارتش ترکیه بارها به عمق خاک عراق قشون کشی کرده تا کردها را سرکوب کند اما در این امر موفق نبوده.

علاوه بر این ترکیه با عراق بر سر سهم همسایه جنوبی خود از رودخانه دجله، مشکل دارد. این مسئله می‌تواند در آینده تنش‌های بیشتری بین دو کشور ایجاد نماید. همچنین شواهد و قرائنی از کمک ترکیه به آمریکا برای تجزیه عراق وجود دارد کما اینکه دختر اربکان نسبت به همکاری‌های ترکیه با آمریکا علیه عراق هشدار داده و گفته بود آمریکا پس از اینکه با همکاری ترکیه، عراق را تجزیه کرد، ترکیه را نیز تجزیه خواهد کرد.

ترکیه – ایران

روابط ایران و ترکیه در چند سال اخیر با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه بهبود چشمگیری یافت. حمایت‌های ایران از ترکیه به ویژه در بحث صادرات گاز، برگ برنده اردوغان در پیروزی انتخاباتی بود. روابط دو کشور تا آنجا پیشرفت که ترکیه به عنوان میانجی بحث هسته‌ای ایران انتخاب شد و در کنار برزیل قرار گرفت اما اینجا هم روابط با یک همسایه، قربانی گرایش ترکیه به غرب شد. تلاش ترکیه برای ساقط کردن سوریه که متحد استراتژیک روسیه و چین و ایران به شمار می رود و استقرار رادار سپر موشکی در کشورش، دو موضوعی بود که ایران را به همسایه شمال غربی خود بدبین کرد

رویای احیای خیانتهای سازمان یافته با زنجیره دولت‌های اخوانی

ترکیه ی سکولاریست با پیروی کردن از نقشه های اربابانش  به احیای خیانتهای سازمان یافته در شکلی جدید می‌اندیشید آنکارا می‌خواهد آن گروه از اخوان المسلمین که طرفدار آمریکا هستند در تمام کشورهای عربی روی کار بیایند چرا که عدالت و توسعه حزب بیرون آمده از جماعت اخوان المسلمین ترکیه است. حالا اردوغان و یارانش دنبال این هستند که در مصر، تونس،لیبی و سوریه اخوانی‌ها روی کار بیایند تا زمینه برای رهبری اربابان آنکارا در منطقه فراهم شود اما نسل دوم به بعد اخوانی‌ها چنین دورنمایی را محقق ناشدنی می‌نمایانند. رد نظر اردوغان از سوی مردم مصر و تونس که خواهان انتخاب حکومت‌های لائیک شده بود، نشان داد که رویاروی رهبری بر منطقه یک توهم آمریکا ساخته است که در مغز مسئولان حزب عدالت و توسعه جای داده و با این دل خوشکنک ، ترکیه را علیه همه همسایگان خود شورانده است. گفته می‌شود ترکیه روابط خوبی با گرجستان و بلغارستان دارد اما اگر حکومت‌هایی با گرایش روسی در این کشورها بر سر کار آیند ، روابط ترکیه با آنها نیز دچار چالش خواهد شد چرا که تنظیم سیاست خارجی آنکارا در واشنگتن و جناح غرب انجام می‌شود.

پی نوشت ها:

۱٫ Ihsan Dagi,Turkish politics at the crossroad presentation at the German Marshall Fund of the United States Conference,Washington,D.C,February, 8,2007.

۲٫ Barnard Lewis the Emergence of Modern Turkey,London;Oxford University Press,1975.

۳٫ Dogu Ergil,Secularism in Turkey:Past and Present,Ankara:Turkish Foreign Policy Institute, 1995, pp.4-5.

۴٫ Lord Kinross,The Ottoman Centuries:The Rise and Fall of the Turkish Empire,New York:Morrow Quill,1997

۵٫ M.Hakan Yavuz and John L.Esposito,Turkish and the Secular State:the Gulen Movement Syracuse,NY:Syracuse university Press,2003.p.10.

۶٫ Ozlem Goner,The Transformation of the Alevi Collective Identity,Cultural Dynamics,VoL.17,NO.2,2005,p.132.

۷٫ قهرمان مرعش یا مرعش (در ترکی:Kahramanmaras) نام یکی از استان های ترکیه است. جمعیت این استان ۱۰۰۲۳۸۴ نفر و مرکز آن شهر قهرمان مرعش است. از دیگر شهرهای مهم این استان می توان از البستان نام برد. نام اصلی این استان مرعش است که پس از نبرد ترک ها با انگلیسی ها و فرانسویان در جنگ جهانی یکم در این منطقه، شورای بزرگ ملی ترکیه به این استان لقب قهرمان مرعش داده و نام رسمی این استان شد. اقتصاد این استان بیشتر بر پایه طلاسازی و بتازگی بافندگی و ریسندگی می گردد.

۸٫ در زمان جنگ جهانی اول، ارامنه ساکن در شرق ترکیه کنونی که در آن زمان بخشی از امپراتوری عثمانی بود، با ارتش روسیه که در حال جنگ با عثمانی بود همراهی کردند و تلاش کردند تا با کمک روسیه و بریتانیا کشور مستقلی برای ارامنه تأسیس کنند.ارتش عثمانی که این موضعگیری ارامنه را خیانت تلقی کرد، بنابه سنت رایج، اقدام به کوچ اجباری ارامنه به نواحی داخلی تر امپراتوری عثمانی کرد.ارامنه می گویند که طی این کوچ اجباری یک و نیم میلیون تن از آنان جان باختند اما ترکیه در مورد صحت این آمار ابراز تردید و نقش ارتش عثمانی را در کشته شدن ارامنه تکذیب می کند.بسیاری از ارامنه ای که از این کوچ اجباری و مرگ و میر جان سالم به در بردند به کشورهای همسایه و اروپا مهاجرت کردند.با اینکه واقعه کشتار ارامنه در زمان امپراتوری عثمانی رخ داد اما ارتش ترکیه که به دست داشتن در آن متهم شده در آن زمان تحت فرماندهی کسانی بود که چند سال پس از این واقعه جمهوری ترکیه نوین را بنیاد نهادند.

۹٫ Alevis Vote based on indidual decision,Today Zaman,July, 18,2007.

۱۰٫ Interview With Can Paker,Istanbul,June, 2007.

۱۱٫ Stephen Kinzer,Crescent and Star:Turkey Between Tow Words,New York:Farrar:Straus and Girouy,2001,p.64-69.

۱۲٫ For an analysis of the AKP’s election victory also see Solin Ozel Turkey at the Polls. After the Tsunami in Journal of Democracy, Vol.14,NO. 2,2003,pp.80-94.

۱۳٫ Ziya Globalization and Party Transformation. Turkey’s Justice and Development Party in Perspec .

tive in: Peter Burnell (ed), Globalizing Democracy. Party Politics in Emerging Democracies London (Routledge)2006,pp.122-140.

دیدگاهتان را بنویسید