«دین» شما چیست؟ اسلام یا سکولاریسم؟


«دین» شما چیست؟ اسلام یا سکولاریسم؟[۱]

بسم الله الرحمن الرحیم

«إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ، وَنَسْتَعِينُهُ، وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْشُرُورِ أَنْفُسِنَا، وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّااللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» به راستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است، او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و بخشش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از بدی های نفسهایمان و از بدی های اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده او است.

– یأْ أیهَاْ الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَلاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون” (آل عمران /۱۰۲) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید آن چنانکه  شایسته است، تقوای الله را داشته باشید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
– یأْ أیهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِیراً وَّ نِسَاءً وَّاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إِنّ اللهَ کَاْنَ عَلَیکُمْ رَقِیبَاً  (نساء /۱) «ای مردمان از پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی پخش کرد. و از خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و دوری کنید از این که پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید زیرا بی گمان خداوند مراقب شما است»

-یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب / ۷۰) :«ای مؤمنان از خدا بپرهیزید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را نیک می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی بزرگی دست می‌یابد».”

“أما بعد : إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ ” راست ترین سخن کتاب خدا و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است.

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله تعالی می فرماید: قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (توبه/۲۹) با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز قیامت ایمان دارند، و نه چیزی را که خدا و فرستاده‌اش تحریم کرده‌اند حرام می‌دانند، و نه آئین حق را می‌پذیرند، بجنگید تا زمانی که خاضعانه به اندازه توانائی، جزیه را می‌پردازند.

دانلود به صورت pdf :

دانلود به صورت word :


[۱] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله تحت عنوان : «دین» شما چیست؟ اسلام یا سکولاریسم؟

«دین» شما چیست؟ اسلام یا سکولاریسم؟[۱]

بسم الله الرحمن الرحیم

«إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ، وَنَسْتَعِينُهُ، وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا، وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» به راستی حمد و سپاس تنها لایق خدا است، او را شکر می‌گوییم و از او درخواست کمک و بخشش می‌کنیم، و پناه می‌بریم به خدا از بدی های نفسهایمان و از بدی های اعمالمان، هر کس که خدا او را هدایت کند هیچ کس نمی‌تواند او را گمراه کند و هر کس که خداوند او را گمراه نماید هیچ کس نمی‌تواند او را هدایت دهد و شهادت می‌دهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است، و شهادت می‌دهم که محمد بنده و فرستاده او است.

– یأْ أیهَاْ الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَلاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون” (آل عمران /۱۰۲) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید آن چنانکه  شایسته است، تقوای الله را داشته باشید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
– یأْ أیهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِیراً وَّ نِسَاءً وَّاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إِنّ اللهَ کَاْنَ عَلَیکُمْ رَقِیبَاً  (نساء /۱) «ای مردمان از پروردگارتان بپرهیزید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی پخش کرد. و از خدایی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند می‌دهید، و دوری کنید از این که پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید زیرا بی گمان خداوند مراقب شما است»

-یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب / ۷۰) :«ای مؤمنان از خدا بپرهیزید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه خدا (توفیق خیرتان می‌دهد و) اعمالتان را نیک می گرداند و گناهانتان را می‌بخشاید. اصلاً هر کس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی بزرگی دست می‌یابد».”

“أما بعد : إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ ” راست ترین سخن کتاب خدا و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شد‌ه‌ای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است.

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله تعالی می فرماید: قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیَوْمِ الآخِرِ وَلاَ یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حَتَّى یُعْطُواْ الْجِزْیَةَ عَن یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (توبه/۲۹) با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز قیامت ایمان دارند، و نه چیزی را که خدا و فرستاده‌اش تحریم کرده‌اند حرام می‌دانند، و نه آئین حق را می‌پذیرند، بجنگید تا زمانی که خاضعانه به اندازه توانائی، جزیه را می‌پردازند.

بدون شک اهل کتاب نیز برای خود تصوراتی از خدا و قیامت و حلال و حرام  بر پایه ی عقاید خود دارند اما الله تعالی چنین تصوراتی را قبول ندارد و تنها عقایدی را می پذیرد که از زبان آخرین فرستاده اش بیان شده اند .

در این صورت در تعریف اصطلاحات متعلق به شریعتهای آسمانی چون الله، شهید، «دین»، زندگی بعدی  و سایر موارد نیز باید دید که الله تعالی چه تعریفی از آن دارد و سایر توهمات، تعاریف و تصورات ضد شرعی را دور ریخت .

  • هر کسی تصور و تعریفی از خدا دارد اما یک مسلمان همان «الله» یی را قبول دارد که خودش در قرآن و از طریق پیامبرش خودش را معرفی کرده.
  • هر کسی تصور و تعریفی از «قیامت» دارد اما یک مسلمان همان قیامتی را قبول دارد که الله تعالی از زبان آخرین فرستاده اش توصیف کرده است.
  • هر کسی تصوری از «آزاد» و «ممنوع» دارد اما یک مسلمان همان «آزاد»ی را  «آزاد» می داند که الله «آزاد» دانسته و همان«ممنوع»ی را می پذیرد که الله «ممنوع» کرده است.

در تعریف «دین» هم باز میان انسانها اختلاف زیادی وجود دارد و ما باید بدانیم که در زبان عربی که قرآن بر این زبان نازل شده و آیات قرآنی«دین»  به چه معناست؟

زمانی که برای یک عرب، کلمه ی دین ذکر می شد چهار معنی را برای خودش تجسم می کرد:

  1. به معنی چیرگی، قدرت، حکمرانی، فرمانروایی، مطیع ساختن. در یک کلمه، «قدرت حاکمیت».

زمانی که می گویند: دان النّاسَ: یعنی مردم را مجبور به اطاعت از خودش کرد. همچنین در پندی آموزنده آمده است: الْكَيِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ. یعنی: آدم زرنگ، کسی است که بر نفس خود مسلط شود و آن را رام خودش کند و برای بعد از مرگ بکوشد.

  • شرع، قانون، برنامه، آداب و رسوم .در یک کلمه به معنای «قانون و برنامه».

آمده است که: أنه علیه السلام کان علی دین قومه.  یعنی: پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم قبل از بعثت (در اموری مانند ازدواج، طلاق، ارث و سایر امور مدنی و اجتماعی) تابع حدود، مقررات و قوانین قوم خویش بود.

  • اطاعت، بندگی، خدمت کردن. در یک کلام یعنی «اطاعت کردن و فرمانبرداری کردن».

در حدیث خوارج آمده است که پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «یَمْرُقُونَ مِنْ الدِّینِ کَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنْ الرَّمِیَّةِ»  یعنی: خوارج از دین خارج می شوند آن چنان که تیر از کمان خارج می شود. معنای حدیث به این شکل نیست که خوارج به طور کلی از دین به معنای ملت (اسلام) خارج خواهند شد و کافر می شوند؛ چون هنگامی که از علی بن ابی طالب رضی الله عنه پرسیدند که: آیا خوارج کافر بودند؟ در پاسخ گفت: آنان از کفر فرار کردند. و باز هم پرسیدند که آیا خوارج منافق بودند؟ گفت: منافقان، خدا را بسیار کم یاد می کنند در حالی که آنان صبح و شب به ذکر خدا مشغولند. از این فرموده های علی بن ابی طالب رضی الله عنه به خوبی معلوم می شود که در این جا، مراد از کلمه «دین»، اطاعت بر امام بر حق است، اطاعت وفرمانبرداری کردن.  

  • مجازات کردن، پاداش دادن، قضاوت کردن، حساب کردن.

در ضرب المثل های عربی آمده است که: کما تُدینُ تُدانُ. یعنی: هرگونه که با مردم رفتار کنی به همان شکل نیز با تو رفتار خواهند کرد..

در این صورت دانستن  معنی دین برای عربها امری عادی و روزمره بود و مثل بسیاری از اصطلاحات دیگر رسول الله صلی الله علیه وسلم نیاز نبود که مثل ما این اصطلاحات را برای قومش توضیح دهد و اینهمه وقت صرف کند بلکه خود مردم بر این اصطلاحات آگاه بودند و قرآن بر زبان مادری آنها نازل شده بود و تنها کافی بود سخن به آنها برسد تا در مورد این چیزی که برایشان واضح و قابل درک و فهم است تعقل کنند«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» (یوسف/۲). به این شکل یک عرب با شنیدن کلمه ی «دین» به سادگی چهار معنای پایه ای و اساسی در ذهنش شکل می گرفت:

  1. قدرت و حاکمیت.
  2. قوانین، حدود و راه و روش و برنامه ای که مردمان تحت نفوذ این حاکمیت از آن پیروی می کنند.
  3. اطاعت و فرمانبرداری از قدرت حاکمیت و قانونی که اجرا می کند.
  4. و در نهایت محاسبه، قضاوت، پاداش دادن یا مجازات کردن.

در مجموع، «دین» یعنی مجموعه ی قدرت حکومتی، که با قوانین و مقرراتی که تصویب نموده  مردم را به اطاعت و فرمانبرداری از این مجموعه قوانین وادار می سازد، و بر اساس میزان اطاعت یا سرپیچی از این قوانین و حدود، آن ها را محاسبه می کند و به آن ها پاداش می دهد یا آن ها را مجازات می کند.

این همان چیزی بود که یک عرب به محض شنیدن«دین»، برایش تداعی می شد و زمانی که می گفتند: تابع فلان«دین» شو، می فهمید که چه چیزی را می پذیرد؛ به همین دلیل یا آگاهانه آن را می پذیرفت یا رد می کرد.

الان برویم سراغ معنی «دین» در قرآن:  کلمه ی «دین» در قرآن کریم با آنکه از همان ۴ رکن و مفهوم اصلی تشکیل شده، اما بسیار کامل تر از معنای لغوی آن استفاده و توضیح داده شده است:

  1. حاکمیت و سلطه ی برتر
  2.      قوانین و احکامی که به واسطه ی قدرت آن حاکمیت به وجود آمده اند.
  3. اطاعت کردن و پذیرفتن سلطه ای که به واسطه ی قدرت آن حاکمیت به وجود آمده است.
  4. پاداشی که قدرت حاکمیت و سلطه ی برتر به افراد، برای پیروی از آن نظام و داشتن اخلاص نسبت به او می دهد و یا مجازاتی که در مورد هرگونه تمرد و عصیانی اعمال می کند.

قرآن کریم، گاهی کلمه ی «دین» را بر دو معنای حاکمیت و اطاعت کردن؛ گاهی نیز آن را فقط در یکی از دو معنای قوانین و احکام و پاداش دادن و مجازات کردن استفاده می کند، و در بعضی موارد هم کلمه ی «دین» را استعمال کرده و همزمان هر چهار معنای آن را اراده می کند.

دین با معنای(حاکمیت و اطاعت کردن) / الله متعال می فرماید: وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاء وَیُقِیمُوا الصَّلَاهَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاهَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ (بینه/۵)  در حالي كه جز اين بديشان دستور داده نشده است كه مخلصانه و حق گرايانه خدای را عبادت کنند و تنها شريعت او را دین (خود) بدانند، و نماز را چنان كه بايد بخوانند، و زكات را (به تمام و كمال) بپردازند. دین راستين و ارزشمند اين است و بس.

در این آیه و آیات مشابه، کلمه ی دین به معنای قدرت برتر، فرمانبرداری از سلطه ی الله و در نهایت پذیرش اطاعت و بندگی در مقابل آن به کار رفته است؛ و مراد از خالص کردن دین برای خداوند که در آیات به آن اشاره شده این است که انسان تسلیم حاکمیت، فرمانروایی و دستور غیر خدا نشود، و اطاعت و بندگی خود را آن چنان برای خدا خالص نماید که جز او کسی را عبادت نکند و هرگز از غیر خدا پیروی نکند.

دین با معنای (یک نظام فکری و عملی، یعنی قوانین و احکام)/ الله متعال می فرماید:

–         إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ (یوسف/۴۰)  فرمانروائی از آن خدا است و بس. خدا دستور داده است كه جز او را عبادت نکنید. اين است دين راست و ثابتی ولي بيشتر مردم نمي‌دانند.

–         کَذَلِکَ کِدْنَا لِیُوسُفَ مَا کَانَ لِیَأْخُذَ أَخَاهُ فِی دِینِ الْمَلِکِ (یوسف/۷۶)  ما اين گونه برای يوسف چاره‌سازي كرديم. چرا كه يوسف طبق قانون شاه مصر نمی‌توانست برادرش را بگيرد.

یا در جای دیگری می فرماید: أَمْ لَهُمْ شُرَکَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَن بِهِ اللَّهُ (شوری/۲۱)، شايد آنان شرکایی دارند كه براي ايشان  قوانینی از دينی را پديد آورده‌اند كه خدا بدان اجازه نداده است (و از آن بی خبر است‌؟).

کلمه ی «دین» در این آیات یعنی قانون،حدود، شریعت، طریقت و یک نظام فکری و عملی که انسان خود را نسبت به اجرای آن مقید و ملزم می داند.

دین با معنای چهارم: (پاداش دادن و مجازات کردن) / الله متعال می فرماید:

–         إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ* وَإِنَّ الدِّینَ لَوَاقِعٌ (ذاریات/۶-۵) مسلّماً چيزی كه بدان وعده داده می‌شويد، راست و قطعي است ‏و روز جزا (پاداش دادن و مجازات کردن) حتماً وقوع پيدا مي‌كند و مي‌آيد. ‏

یا در جای دیگری می فرماید: أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ* فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ* وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ (ماعون/۳-۱)‏ كسانی كه به دين و آئين، و سزا و جزا (در پيشگاه خدا) ايمان ندارند، می فهمي كه چگونه كساني اند؟آنان کسانیند که یتیم را از پیش خود می‌رانند .‏ ‏‏(و ديگران را به سير كردن) و به خوراك دادن مستمندان تشويق و ترغيب نمي‌نمايند. ‏

یا در جای دیگری می فرماید: وَمَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ* ثُمَّ مَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ*یوْمَ لَا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَیْئًا وَالْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ (انفطار/۱۹-۱۷)‏ (اي انسان!) تو چه می‌دانی كه روز سزا و جزا چگونه است‌؟ ‏روزي است كه هيچ كسی براي هيچ كسي كاری نمی ‌تواند بكند و از دست كسی برای كسی كاری ساخته نيست، و در آن روز فرمان، فرمان خداست و بس، و كار و بار كلّاً بدو واگذار می‌گردد.

کلمه ی دین در این آیات به معنای قضاوت کردن در مورد اعمال انسان، مجازات کردن و پاداش دادن است.

دین به عنوان اصطلاحی جامع و فراگیر که هر ۴ معنی و مفهوم دین را یکجا می رساند:

الله متعال می فرماید:

  • إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ (آل عمران/۱۹)  بي گمان دين در پيشگاه خدا اسلام است.
  • وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ (آل عمران/۸۵(، و كسی كه غير از اسلام، دین دیگری را انتخاب کند، از او پذيرفته نمی شود و او در آخرت از زمره‌ ی زيان كاران خواهد بود.

در این صورت الله تعالی می فرماید «دین» با آن ۴ معنی و مفهومش به صورت کامل (نه ناقص)تنها متعلق به «دین» اسلام است و الله تعالی غیر از «دین» اسلام «دین» دیگری را قبول ندارد.

الله متعال در جای دیگری می فرماید: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ ( توبه/۳۳)  الله است كه پيغمبر خود (محمّد) را همراه با هدايت و دين راستين (به ميان مردم) فرستاده است تا اين دین كامل را بر همه‌ي دین ها پيروز کند هرچند كه سکولارها (یا به زبان عربی مشركین) خوششان نیاید و بدشان بیاید.

در جای دیگر الله متعال می فرماید: ‏وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ (انفال/۳۹)  و با آنان پيكار كنيد تا فتنه‌ای باقي نماند و دين، تمامش و به صورت کامل(نه بخشی از آن) از آن خدا گردد.

در این آیه نیز، به مسلمانان دستورمی دهد که دین باید به صورت کاملش متعلق به الله گردد و…

در جای دیگر الله متعال می فرماید: إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ* وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(نصر/۱- ۲) هنگامی كه ياری خدا و پيروزي (و فتح مكّه) فرا مي‌رسد. ‏و مردم را مي‌بيني كه دسته دسته و گروه گروه داخل دين خدا مي‌شوند.

این آیه دقیقاً زمانی پیامبرش را مورد خطاب قرار می دهد که رسول الله صلی الله علیه و سلم  صاحب قدرت حکومتی بود و هر ۴ مفهوم و محتوای دین را به صورت کامل اجرا می کرد و مردم با فتح پایتخت سکولاریستهای آن زمان در شبه جزیره ی عربستان وارد دین اسلام می شدند.

پس دين واحد نزد الله، اسلام است: « إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ» (آل عمران/ ۱۹)  بي گمان دين در پيشگاه خدا اسلام است. 

در برابر دین اسلام با تمام شریعتهایش ما شاهد «دین» مشرکین یا سکولاریستها با تمام احزاب و مذاهبش هستیم که اینها نیز می خواهند همان ۴ معنی و مفهوم «دین» را برای خود داشته باشند به همین دلیل الله تعالی به پیامبرش دستور داده که به کافران مشرک (یا سکولار) بگوید: لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ (کافرون/۶) دین خودتان برای خودتان، و دین خودم برای خودم! ‏

این «دین»سابقه ی تاریخی طولانی در برابر «دین» اسلام دارد . به عنوان مثال فرعون هم خودش را مدافع همین«دین» مشرکین یا سکولاریستها می دانست و می گفت : وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ (غافر/۲۶)، ‏فرعون (به اطرافيان و مشاوران خود) گفت: مرا رها کنید تا من موسي را بكشم و او پروردگارش را (برای نجات خود از دست من) به فرياد بخواند. من از اين می‌ترسم كه دین شما را تغيير دهد، يا اين كه در زمين فساد را گسترش دهد.

حالا الله تعالی می فرماید :

  • هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ (توبه/۳۳، فتح/۲۸، صف/۹) خداست كه پيغمبر خود (محمّد) را همراه با هدايت و دين راستين روانه كرده است.
  • و می فرماید: إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ (آل‌عمران/۱۹) بی گمان دین نزد خدا همان اسلام است.
  • –          همچنین امر می کند: وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ (نساء/۱۴۶)، ‏و دین خود را خالصانه از آن خدا و الله كنید.
  • همچنین می فرماید: وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ (آل عمران/۸۵) هر كسی غير از آئين و دین اسلام، دین دیگری را انتخاب کند، از او قبول نمی شود و پذيرفته نمي‌شود.
  • –         ‏ما نیز همین سوال الله تعالی را از شما داریم : أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ (آل‌عمران/۸۳)، آیا جز «دین» خدا چیز دیگری را مى‏خواهید؟ دنبال چیز دیگری هستید؟

آیا این ۴ معنی و مفهوم «دین» را به «دین» اسلام می دهید یا «دین» سکولاریسم و سکولاریستها؟

سکولاریستها یا به زبان عربی «مشرکین» در واقع كسانی هستند كه این چهار معنی «دین» را از هیچ یک از شریعتهای آسمانی قبول نمی کنند و بدون تعارف و آشکارا و روشن می گویند ما این قوانین را از الله نگرفته ایم و این قوانین را یا خودمان در پارلمانها و دارالندوهایمان تولید کرده ایم یا از گذشتگانمان به ما رسیده است «وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا» (بقره/۱۷۰) .

این مشرکین به دو دسته ی عمده با هزاران حزب و زیر شاخه تقسیم می شوند:

  • یا کسانی هستند که تصوراتی در مورد خدا و قیامت و غیره برای خود دارند که امروزه در قالب سکولارهای لیبرال جای می گیرند.
  • یا اینکه خدا و قیامت را قبول ندارند که در ادبیات قرآنی تحت عنوان دهری و درادبیات امروزین سکولاریستها تحت عنوان آتئیست و ماتریالیست و دئیست و غیره از آنها نام برده می شود .

پس در کل مشرکین یا سکولاریستها در شکل کلان آن همین دو دسته با هزاران حزب و فرقه و مذهب هستند.

سکولاریستها یا به زبان عربی مشرکین نمی پذيرند كه ۱- حاکمیت، ۲- قانون گذاری، ۳- اطاعت و فرمانبرداری، ۴- و جزا و پاداش در این دنیا از انسان گرفته شده و تماماً در اختيارالله تعالی قرار بگيرد.

در این صورت، «سکولاریسم» نیز «دین»ی است در برابر «دین»  اسلام و شریعت های آسمانی، و زمانی که خداوند می فرماید: “لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ” یعنی چه؟ یعنی:

–         قرار نیست تمام ادیان از جانب الله آمده باشند .  بلکه بشر هم می تواند خودش تولید کننده ی «دین» باشد. اشتباهی که خیلی ها در آن می افتند این است که خیال می کنند «دین» حتما از طرف خدا آمده. نه اینگونه نیست.

–         “لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ” یعنی چه؟ یعنی برنامه ی خودساخته ی «مشرکین» یا «سکولاریست ها» نیز «دین» است «دین»ی در برابر «دین» اسلام، و سکولاریست ها نیز «دین» دارند، «دین»ی که خودشان تولید کرده اند؛ که بر اساس آن هر چهار معنی «دین» را تطبیق می دهند و در زندگی اجرا می کنند. یعنی:

  1. حاکمیت و قدرت حکومتی خاص (تایبه ت) خود را دارند.
  2. قانون، برنامه، بایدها و نبایدهای خاص (تایبه ت) خود را دارند.
  3. از شهروندان خود می خواهند که در برابر این قوانین و احکام حکومتی، اطاعت کنند و فرمانبردار باشند.
  4. سیستم قضایی و جزا و پاداش دارند و متناسب با احکام خود جزا و پاداش می دهند.         

سکولاریست ها هر چهار معنی و مفهوم «دین» را دارند. در این صورت، «دین سکولاریسم» در برابر «دین اسلام» قرار می گیرد و کسی نمی تواند هم «دین سکولاریسم» داشته باشد و هم «دین اسلام» را. نمی تواند هم از قوانین شیطان پیروی کند هم از قوانین الله، نمی تواند هم حاکمیت الله را بپذیرد هم حاکمیت شیطان را.

الله تعالی دو قلب را در سینه کسی قرار نداده است که یکی از این قلبها را به «دین» کفارسکولار بدهی و یکی را به «دین»  اسلام :  مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ (احزاب/۴) در انتخاب این دو راه، انسان یا مسلمان است یا سکولاریست؛ ونمی توان به بعضی از «دین» اسلام ایمان آورد و قبولش کرد و بعضی از آن را نیز قبول نداشت « وَيَقولونَ نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَنَكفُرُ بِبَعضٍ» چیز ترکیبی از حق و باطل هم وجود ندارد که شخص بخشی از اسلام را با بخشی از «دین» سکولاریسم قبول داشته باشد؛ و نمی توان با ترکیب بعضی از حق با بعضی از باطل یک معجون جدید ساخت.

تنها کسانی مرتکب چنین ترکیبی می شوند که قصد دارند از این ترکیب، یک راه سوم و بینابینی مرکب از الله با شیطان، برای خود درست کنند « وَيُريدونَ أَن يَتَّخِذوا بَينَ ذٰلِكَ سَبيلً» که الله متعال در مورد آن ها می فرماید: أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا ۚ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا (نساء/۱۵۱). آنان جملگی بیگمان کافرند، و ما برای کافران عذاب خوارکننده‌ای فراهم آورده‌ایم .‏

این سکولار (یا به زبان عربی این مشرک ) که بخشی یا تمام قانون شریعت الله را رد کرده، در واقع می گوید:

  • نعوذ بالله – الله، شایستگی آن را دارد که در مورد آداب طهارت و وضو نماز و سایر امور کاملاً ریزشخصی قانون تعین کند اما شایستگی آن را ندارد که در امور قضائی و اقتصادی و نظامی و اداری جامعه قانون تعین کند
  • نعوذ بالله – الله، شایستگی آن را ندارد که من حاکمیتم را به قوانین او بسپارم،
  • –         نعوذ بالله – الله، شایستگی آن را ندارد و ارزش آن را ندارد که اطاعت و فرمانبرداری خود را به قوانین او تقدیم کنم، بلکه هوای نفس و سایر خدایان و احزاب سکولاری که برای خود انتخاب کرده ام  دارای چنین شایستگی هستند. به همین دلیل الله تعالی هرگز چنین اشخاص توهین کننده ی سکولاری را نخواهد بخشید که مستقیما به خود او توهین کرده اند و علیم و حکیم و قادری و سایر ویژگیهای او را زیر سوال برده اند و به نحوی الله تعالی را به جهل و ضعف و … متهم کرده اند . سبحانه عما یشرکون.

الله تعالی در دنیا با نجس خواندن مشرکین یا سکولاریستها «إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » (توبه/۲۸) سیستم برائت از سکولاریستها و سپس عقایدشان را وضع کرده است «إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» (ممتحنه/۴)  به همین دلیل نه از سکولاریستها زن سکولار گرفته می شود نه طعام سکولاریستها خورده می شود و نه از سکولاریستها جزیه پذیرفته می شود، در حالی که اهل کتاب مشمول این برائت و این ۳ حکم نمی گردند و ما تنها از عقاید اهل کتاب برائت می جوئیم نه از خود آنها.

در قیامت هم الله تعالی هرگز شخصی که با عقاید سکولاریستی مرده باشد را نخواهد بخشید، چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: كلُّ ذنبٍ عسَى اللهُ أنْ يَغفِرَهُ، إلَّا مَن مات مُشْرِكًا، أوْ مُؤْمِنٌ قَتَل مؤمِنًا مُتعمِّدًا [۲]

اما این سکولاریستها (یا به زبان عربی این مشرکین) به این بسنده نمی کنند و قانع به این نیستند که «دین» خودشان را داشته باشند و مسلمین هم «دین» خودشان را، بلکه جنگی مسلحانه را نیز بر پیروان رسول الله صلی الله علیه وسلم تحمیل می کنند تا زمانی که ما این ۴ معنی و ۴ محتوای «دین» را از دین اسلام گرفته و به «دین» سکولاریسم تقدیم کنیم . چنانچه الله تعالی می فرماید : وَلا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا (بقره/۲۱۷) و «پیوسته و همیشه» با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از دینتان مرتد کنند.  

آن ها از پیروان شریعت های آسمانی و بخصوص شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه و سلم می خواهند که دست از مفاهیم چهار گانه ی «دین» اسلام و در واقع محتوای «دین» اسلام بردارند، همین و بس. برای همین هم، قتال و جنگ مسلحانه را همیشه بر مسلمین تحمیل کرده اند.

الله متعال همچنان که خلق کردن را حق خودش دانسته، حکم کردن و قانون گذاری را هم حق خودش می داند «أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ»، اما کسی ۱- «آگاهانه» ۲- عمداً ۳- به میل و اختیار خودش مخلوق الله را در امر قانون گذاری جانشین الله قرار می دهد.

الان باید متوجه شده باشید که چرا الله تعالی کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب را مشرک ننامیده؟ چون این دسته از کفار بر این باورند هر چه دارند از سوی الله آمده و هرگز نمی گویند آنچه دارند خودشان درست کرده اند یا  از سوی الله نیست، اما این مشرک بی شرمانه می گوید این قوانین من ربطی به الله ندارد و باید جایگزین قوانین الله نیز بشوند!!!

در این صورت، نسبت به کافر مشرک یا سکولاری که مخلوقی را تا مرتبه ی خالق آسمان ها و زمین بالا می برد، و حتی قوانین مخلوق را بالاتر از قوانین الله می داند چه باید کرد؟  حتی برای کسانی که سکولار یا به زبان عربی مشرک مرده اند نمی توان دعای مغفرت و بخشش هم کرد و هیچ سودی برایشان ندارد، چون الله تعالی هرگز آنها را نمی بخشد حتی اگر این مشرک یا سکولار پدر سیدنا ابرهیم علیه السلام باشد .«إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ» (ممتحنه/۴)

زمانی که شما از ۱- قدرت حکومتی، ۲- قانون و برنامه ی شریعت الله، ۳- اطاعت و پیروی از این قانون و برنامه و ۴- مجازات کردن و پاداش دادن بر اساس این برنامه دست بکشید، آن وقت دست از محتوای «دین» خود نکشیده اید؟ خوب، سکولارها همین را از شما می خواهند، و برای همین همیشه با شما قتال می کنند و می جنگند. دقت کنید، تا رسیدن به این هدف با شما فقط گفتگو نمی کنند، قتال می کنند و جنگ مسلحانه.

زمانی که شخص به چنین درجه ای می رسد و از معانی چهارگانه ی «دین»  و محتوای اساسی «دین»  دست می کشد سکولاریست ها نیز دست از جنگ و قتال با آن ها برمی دارند، و در چارچوب قوانین سکولاریستی خود، همچون کمونیستها و هم جنس بازها، گروه های شیطان پرست و سایر طبقات اجتماعی جامعه ی سکولاریستی، در قالب آزادی های شخصی به آن ها امتیازاتی شبهه برابر می دهند چون به اینها امتیازاتی برابر با سکولاریستها نمی دهند، این افرادی که دست از محتوای ۴ گانه ی دین خود کشیده اند در سایه ی این حداقل آزادی ها می توانند برای خودشان مسجد بسازند، ریش بگذارند، حج بروند، روزه بگیرند، اعتکاف کنند و سایر امور شخصی شان را در دل خودشان نگه دارند و انجام دهند، همچنان که یک شیطان پرست و نصرانی هم می تواند برای خودش مکان هایی داشته باشد و مراسم های خودش را در مراکز خودش انجام بدهد.

در اینجا، آشکارا «دین سکولاریسم» یک دیکتاتوری نظامی و مسلحانه ای است در برابر هر قانون و برنامه ای غیر از قوانین و برنامه های سکولاریستی، و تا زمانی با شما خواهند جنگید که شما از ۴ محتوا و ۴ مفهوم «دین» دست بکشید؛  و تا زمانی که مسلمین را به این درجه نرسانیده اند با آن ها خواهند جنگید آن هم جنگی مسلحانه با پشتیبانی جنگ نرم و روانی و تبلیغی که همیشه داشته اند.

حالا شما این ۴ معنی و مفهوم «دین»  یعنی: ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش را به کدام «دین»  می دهی؟ به «دین»  الله یا به «دین» سکولاریسم؟

پاسخ به این سوال «دین» شما را مشخص می کند.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الجَنَّة وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ، وَأَعُوذُ بِكَ مَنَ النَّارِ وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ.

رَبَّنَا أَعِزَّنَا بِالإِسْلامِ، وَأَعِزَّ بِنَا الإسْلامَ، اللَّهُمَّ أَعْلِ بِنَا كَلِمَةَ الإسْلاَمِ، وَارْفَعْ بِنَا رَايَةَ القُرْآنِ.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[۱] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله تحت عنوان : «دین» شما چیست؟ اسلام یا سکولاریسم؟

[۲]  صحيح أبي داود  4270

دیدگاهتان را بنویسید