سکونت و آزادی ما در ایران و سکونت و آزادی دیگران در سرزمینهای سکولار

سکونت و آزادی ما در ایران و سکونت و آزادی دیگران در سرزمینهای سکولار[۱]

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

با نگاهی به قرآن و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم باید برایمان روشن شده باشد که در زدن برچسب توسط کفار سکولار اصلی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین به مومنین هرگز نباید مساله ی دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان وعادت همیشگی و تاریخی آنها در دروغگوئی را فراموش کنیم.. اکثریت مطلق این اتهامات به اینجا بر می گردد.

الله تعالی می فرماید : کَذَلِکَ مَا أَتَى الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ‏(ذاریات/۵۲) همین گونه (که اینان شما را تکذیب می‌دارند) هیچ پیغمبری به سوی مردمان پیش از ایشان نرفته است، مگر این که گفته‌اند: او جادوگر یا دیوانه است (از نعمت عقل بى‌ بهره مي باشد، و چيزى را درک نمى ‌كند)

  • بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ (انبیاء/۵) بلکه می‌گویند:  (قرآن) خوابهای آشفته و پراکنده‌ای بیش نیست، نخیر او اصلاً آن را از پیش خود ساخته است (و به خدا نسبت داده است)
  • وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ‏(نحل/۱۰۳) ما می‌دانیم که ایشان می‌گویند: آن را انسانی بدو می‌آموزد.
  • أَأُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِن بَیْنِنَا بَلْ هُوَ کَذَّابٌ أَشِرٌ ‏(قمر/۲۵)آیا از میان همه ما (افراد بزرگ و محترم و دانا و دارا) وحی بدو شده است‌؟! ( نه! چنین نیست ). بلکه او بسیار دروغگو و خودخواه است (و با تکبر و جاه‌طلبی می‌خواهد بر ما ریاست کند).‏ الان هم می گویند از میان اینهمه ملای بزرگ که هریک سر به حزب و حکومتی هستند تنها شما فهمیده اید و هیچ کسی نفهمیده و…؟
  • قَالَ الْمَلأُ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاکَ فِی سَفَاهَةٍ وِإِنَّا لَنَظُنُّکَ مِنَ الْکَاذِبِینَ ‏(اعراف/۶۶) رؤساء و اشراف کفرپیشه قوم او گفتند : ما شما را ابله می‌دانیم‌؛ و ما شما را از زمره دروغگویان می‌پنداریم .‏ (الان مریدان جاهل و بی سواد ماهواره ها همین را به ماها می گویند چه رسد به بزرگان فکری آنها. )
  • وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ۚ وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ(روم/۵۸) ما در این قرآن برای مردمان هر گونه مثالی را که ( بیدار کننده بوده و به زندگی ایشان مربوط باشد) بیان کرده‌ایم . وقتی که آیه‌ای برای آنان می‌آوری، کافران می‌گویند: شما بر باطل هستید (و این چیزهائی را که می‌گوئید بی‌اساس است)

اینها به اضافه ی صدها دروغ و تهمت دیگری که دشمنان قانون شریعت الله به رسولان و مریدان صادق رسولان زده و می زنند به ما می گویند: سکولاریستها (یا به زبان عربی مشرکین) دارای دشمن شناسی خاص خودشان هستند و ما هم دارای دشمن شناسی شرعی خاص خودمان؛ و این طبیعیه که دشمنان و دوستان مختلفی داشته باشیم و هر کدام دیگری را دشمن بنامیم و جنگ روانی هم بر همین اساس  شکل بگیرد، اما اساس جنگ روانی کفار و بخصوص کفار سکولار و مشرک بر علیه مومنین بر دروغ و تهمت زدن بنا شده است.

دانلود به صورت pdf :

دانلود به صورت word :


[۱] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

سکونت و آزادی ما در ایران و سکونت و آزادی دیگران در سرزمینهای سکولار[۱]

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

با نگاهی به قرآن و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم باید برایمان روشن شده باشد که در زدن برچسب توسط کفار سکولار اصلی و مرتدین سکولار محلی و دارودسته ی منافقین به مومنین هرگز نباید مساله ی دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان وعادت همیشگی و تاریخی آنها در دروغگوئی را فراموش کنیم.. اکثریت مطلق این اتهامات به اینجا بر می گردد.

الله تعالی می فرماید : کَذَلِکَ مَا أَتَى الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ‏(ذاریات/۵۲) همین گونه (که اینان شما را تکذیب می‌دارند) هیچ پیغمبری به سوی مردمان پیش از ایشان نرفته است، مگر این که گفته‌اند: او جادوگر یا دیوانه است (از نعمت عقل بى‌ بهره مي باشد، و چيزى را درک نمى ‌كند)

  • بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ (انبیاء/۵) بلکه می‌گویند:  (قرآن) خوابهای آشفته و پراکنده‌ای بیش نیست، نخیر او اصلاً آن را از پیش خود ساخته است (و به خدا نسبت داده است)
  • وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ‏(نحل/۱۰۳) ما می‌دانیم که ایشان می‌گویند: آن را انسانی بدو می‌آموزد.
  • أَأُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِن بَیْنِنَا بَلْ هُوَ کَذَّابٌ أَشِرٌ ‏(قمر/۲۵)آیا از میان همه ما (افراد بزرگ و محترم و دانا و دارا) وحی بدو شده است‌؟! ( نه! چنین نیست ). بلکه او بسیار دروغگو و خودخواه است (و با تکبر و جاه‌طلبی می‌خواهد بر ما ریاست کند).‏ الان هم می گویند از میان اینهمه ملای بزرگ که هریک سر به حزب و حکومتی هستند تنها شما فهمیده اید و هیچ کسی نفهمیده و…؟
  • قَالَ الْمَلأُ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاکَ فِی سَفَاهَةٍ وِإِنَّا لَنَظُنُّکَ مِنَ الْکَاذِبِینَ ‏(اعراف/۶۶) رؤساء و اشراف کفرپیشه قوم او گفتند : ما شما را ابله می‌دانیم‌؛ و ما شما را از زمره دروغگویان می‌پنداریم .‏ (الان مریدان جاهل و بی سواد ماهواره ها همین را به ماها می گویند چه رسد به بزرگان فکری آنها. )
  • وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ۚ وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ(روم/۵۸) ما در این قرآن برای مردمان هر گونه مثالی را که ( بیدار کننده بوده و به زندگی ایشان مربوط باشد) بیان کرده‌ایم . وقتی که آیه‌ای برای آنان می‌آوری، کافران می‌گویند: شما بر باطل هستید (و این چیزهائی را که می‌گوئید بی‌اساس است)

اینها به اضافه ی صدها دروغ و تهمت دیگری که دشمنان قانون شریعت الله به رسولان و مریدان صادق رسولان زده و می زنند به ما می گویند: سکولاریستها (یا به زبان عربی مشرکین) دارای دشمن شناسی خاص خودشان هستند و ما هم دارای دشمن شناسی شرعی خاص خودمان؛ و این طبیعیه که دشمنان و دوستان مختلفی داشته باشیم و هر کدام دیگری را دشمن بنامیم و جنگ روانی هم بر همین اساس  شکل بگیرد، اما اساس جنگ روانی کفار و بخصوص کفار سکولار و مشرک بر علیه مومنین بر دروغ و تهمت زدن بنا شده است.

برگردیم به سوال : همچنانکه همه می دانیم سکولاریستها و دارودسته ی منافقین در کشورهای سکولار غربی و سرزمینهای اسلامی تحت اشغال سکولاریستهای جهانی و طاغوتهای سکولار محلی از آزادی ها و در واقع از بی بندوباری های بالائی برخوردار هستند، البته در کنار این دو دسته، مُکره و مجبور و ذلیل شده  های از میان مومنین که مجبور شده اند ۴ معنی و مفهوم «دین» یعنی ۱- قدرت حاکمیت ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن و فرمانبرداری ۴- مجازات و پاداش را به سکولاریستها بدهند نیز توانسته اند از آزادی های نسبی و  نسبتاً برابری برخوردار شوند؛  اما، ما که این ۴ معنی و مفهوم «دین» را به  دین سکولاریسم نداده ایم و می خواهیم دین را برای الله خالص کنیم « مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» و  حاضر نیستیم هیچ بخشی از آن را به سکولاریستها بدهیم در کشورهای سکولار از آزادی ها برای ما خبری نیست، چون قوانین دارالکفر مخالف قوانین شریعت الله هستند حتی در کشوری چون انگلیس که قانون اساسی ندارد اما باز دین سکولاریستی حاکم بر آن  به سبک دیگری دیکتاتوری خودش را بر ماها تحمیل می کند.

برعکسش هم حاکم است:

اینکه ما در ایران یا در بقیه ی دارالاسلامها از آزادی هائی برخوردار باشیم و مرتدین سکولار و دارودسته ی منافقین طبق  قوانین دارالاسلامها از چنین آزادی هائی برخوردار نباشند چیز غیر عادیی نیست.

اینکه حتی مسجد دارودسته ی منافقین به عنوان مرکز آنها توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم  از اساس نابود بشود یا اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم امر کند که سکولاریستها را از جزیره العرب بیرون کنید: «أَخْرِجُوا الْمُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ»[۲] چون نمی خواست دو تا دین در جزیره العرب وجود داشته باشند: لَا يَجْتَمِعُ فِي جَزِيرَةِ الْعَرَبِ دِينَانِ [۳] در واقع طبق قانون شریعت الله و جلوگیری از شرک تفرق و حزب سازی در میان مسلمین و اصل برائت از سکولاریستها عمل شده است.   

در اینجا بر خلاف کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب برای سکولاریستها (یا به زبان عربی برای مشرکین) در دارالاسلامها آزادی محلی از اعراب ندارد و هر کسی از میان مسلمین ادعای آزادی برای سکولاریستها در قانون شریعت الله و دارالاسلام را داشته باشد یا یکی از دروغگویان دارودسته ی منافقین است یا جاهلی است از میان مسلمین و یا یکی از کفار آشکار و دشمن آگاهی است که قصد تخریب مسلمین از درون را دارد .

اسلام در هیچ جائی از قرآن و سنت صحیح و آراء تمام مذاهب اسلامی خیرالقرون ادعای دادن آزادی به سکولاریستها را نداشته و ندارد، همچنانکه برای ما که حاضر به ناقص کردن دینمان نیستیم و می خواهیم طبق قانون شریعت الله زندگی کنیم در کشورهای سکولار آزادی برایمان محلی از اعراب ندارد و سکولاریستها نیز هرگز نگفته اند که ما در صورت داشتن آن چهار مفهوم می توانیم در کشورهایشان آزاد باشیم و هرگز نگفته اند که ما می توانیم در کشورهای آنها طبق قوانین شریعت و برخلاف قوانین سکولاریستی آنها عمل کنیم .  

ما هرگز نمی توانیم در کشورهای سکولار بگوئیم که چون «الله» تعالی در مورد قوانین حکومتی و قضائی و خانوادگی و اقتصادی و امنیتی و آموزش و پرورش و سایر امور اداری جامعه این را گفته پس من به سخنان هیچ مخلوقی عمل نمی کنم و به سخن «الله» عمل می کنم. تنها کافی است که به جای یکی از قوانین سکولاریستها ما به قانون «الله» عمل کنیم آنوقت است که به عنوان یک مجرم باید با انواع جریمه ها، محدودیتها و زندان و اخراج و غیره مواجه شویم. در این کشورهای سکولار – نعوذ بالله – سخن «الله» و «رسولش» صلی الله علیه وسلم در برابر قوانین سکولاریستی هیچ ارزشی ندارد. 

کشورهای سکولار از همان ابتدای امر از شهروندان و تمام پناهنده ها تعهد می گیرند که باید تابع ۱- قدرت حکومتی آنها باشند ۲- باید قوانین حاکم بر آن کشور را قبول داشته باشند ۳- باید از چنین قوانینی و از چنین حاکمیت سکولاری اطاعت کنند ۴- باید نتیجه ی اعمال خود را طبق این قوانین و توسط این قدرت حکومتی بپذیرند.  اگر کسی بگوید که نمی پذیرم اصلاً حق ورود به این کشور سکولار را ندارد و چنانچه وارد هم شده باشد و حتی هم وطن مسلمان آنها هم باشد و بر خلاف یکی از این موارد عمل کند همچون یک «مجرم» باید مجازات شود.

اما در برابر، اگر یکی بیاید و ادعای خدائی یا پیامبری با دینی جدید کند و مخالفتی با قوانینی سکولاریستی حاکم بر کشور نداشته باشد کسی نمی تواند جلو اورا بگیرد، چون تحت آزادی های شخصی قدرت حکومتی و نظامی و قانونی پشتیبان چنین شخصی هستند.

واضح است که در کشورهای سکولار این افراد برای انجام صدها عمل ضد اسلامی آزادند اما در دارالاسلامها از این بی بندوباری ها و آزادی کفر که اسمش را آزاد فکری گذاشته اند خبری نیست.  

در کنار این، سکونت در کشورهای سکولار همیشه به معنی مزدور بودن نیست چون ممکن است مرتدین سکولار و منافقینی وجود داشته باشند که مزدور هم نباشند و ضمن قبول ظاهری یا باطنی قانون سکولاریستی حاکم بر آن کشور به دلیل جارو شدن و راندن شدن از دارالاسلامها یا به دلیل مشترکات سکولاریستی که با کشورهای سکولاریستی دارند در این کشورها ساکن شده باشند؛ هر چند که ظرفیت مزدوری و خیانت در آنها وجود دارد و خیانت اینها به دین پدرانشان و هم وطنانشان و وطن فروشی اینها بارها ثابت شده است.

به همین دلیل باز در میان دارالاسلامها ممکن است فرق و مذاهب و جریانات مختلف اسلامی وجود داشته باشند که وابستگی به ارگانهای مختلف حکومتی نداشته باشند و به دلیل مشترکات اسلامی که با حاکمیت بدیل اضطراری اسلامی دارند در این کشورها ساکن شده باشند.

در اینجا غیر از مساله ی اکراه  و مجبور شدن ما به تاثیر و نقش عقیده در تعیین عمل پی می بریم.. یعنی اگر می بینی که مسلمانی با داشتن ۴ معنی و مفهوم دین در کشورهای سکولار تحت عنوان تروریست و متشدد و ارهابی و … از آن یاد شده و به طرق مختلف برایش مانعهائی چون زندان و اخراج  و محرومیتهای تحصیلی و اجتماعی و… پیش می آید، تنها به خاطر عقاید ضد سکولاریستی و اعمالی است که بر اساس این عقاید ضد سکولاریستی انجام داده؛ و اگر در دارالاسلامها نیز برای مرتدین و دارودسته  ی منافقین محدودیتها و موانعی درست می شود باز به دلیل عقاید و عمل ضد اسلامی آنهاست.

در اینجا متوجه می شویم که آزادی نزد انسانها تعریف ثابتی ندارد بلکه طبق عقاید مختلف تعریفهای مختلفی از آن می شود. ممکن است در عقاید و کشورهای سکولار چیزی آزاد باشد که در دارالاسلامها و عقاید اسلامی چنین چیزی ممنوع  و به اصطلاح حرام باشد .البته بالعکسش هم ممکن است وجود داشته باشد . یعنی در عقاید و کشورهای سکولار چیزهائی ممنوع باشد که در اسلام و شریعت الله چنین چیزهائی آزاد و بلکه واجب و فرض هستند و چنانچه شخصی ۱- آگاهانه  2- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری  و بدون داشتن عذر معتبر و شبهه ای دست از این احکام بکشد و قوانین دیگری را جای آنها بگذارد از دایره ی اسلام خارج می شود.

نکته ی مهم وزیر بنائی که در اینجا وجود دارد این است که دارودسته ی منافقین و بخصوص مرتدین سکولار به همراه کفار سکولار جهانی به این تعریف از آزادیِ عقیده و عمل عمداً توجه نمی کنند و چون خودشان در دارالاسلامها آزادی عقیده و عمل ندارند در رسانه هایشان چنین پخش می کنند که در دارالاسلامها و کشورهای تابع یکی از مذاهب اسلامی اصلاً آزادی وجود ندارد و هر کسی که آزادی دارد حتما مزدور و حکومتی و …. است .

حالا تصور کنید ما هم تا این اندازه مثل خودشان جاهل و بی انصاف و دروغگو باشیم و بگوئیم: چون ما در کشورهای سکولار آنهمه محدودیت برایمان وجود دارد و شماها آزاد هستید پس شماها هم مزدور و غیره هستید.

در این صورت باید متوجه باشیم که  صِرف زندگی یا حضور در یک دارالکفر یا کشور سکولار یا یک دارالاسلام به معنای وابسته بودن به دولت آنجا نیست بلکه احتمالات زیادی وجود دارد. إِذَا جَاءَ الْإِحْتِمَالُ بَطَلَ الْإِسْتِدْلَال.


[۱] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

[۲] البخاري (۳۰۵۳)مسلم (۱۶۳۷)

[۳] أخرجه أحمد (۲۶۳۵۲) والطبراني في الأوسط (۱۰۶۶)  صاحب نصب الراية (۳/ ۴۵۴)

دیدگاهتان را بنویسید