غرباء در زمان حاکمیت مشرکین و در دارالاسلامهای کنونی

غرباء در زمان حاکمیت مشرکین و در دارالاسلامهای کنونی [۱]

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي امْتَنَّ عَلَى الْعِبَادِ بِأَنْ يَجْعَلَ فِي كُلِّ زَمَانِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ بَقَايَا مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ، يَدْعُونَ مَنْ ضَلَّ إِلَى الْهُدَى، وَيَصْبِرُونَ مِنْهُمْ عَلَى الْأَذَى، وَيُحْيُونَ بِكِتَابِ اللَّهِ أَهْلَ الْعَمَى[۲]

عده ای از برادران ما می گویند: زمانی که ما این مفاهیم اساسی را مطرح نمی کردیم و تنها به امور شخصی و احکام روزه و نماز و حج و یا مسائلی در زمینه ی ارث و میراث و  معامله و سایر آداب شخصی می پرداختیم  همه به ما گوش می دادند و احترام خاصی هم برایمان قائل بودند اما از زمانی که با آیات قرآن  به مردم می گوئیم دین چیست؟ یا کفر به طاغوت را با استناد به آن و سنت صحیح که نیمی از رسالت تمام پیامبران بوده را برای آنها بیان می کنیم ، یا در مورد دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان  و یا سایر امور اساسی و اولویتهای شریعت صحبت می کنیم بعد از بحث و گفتگو احساس می کنیم ما در میان بیگانه ها قرار گرفته ایم یا به زبانی بیگانه صحبت کرده ایم که اینها نفهمیده اند و از هر ۱۰ نفر شاید ۳ نفر سخنان ما را بگیرند.

این عزیزان می گویند: چون ما هر دو شیوه را تجربه کرده ایم،  واقعاً صحبت کردن در مورد این مسائل اساسی صبر زیادی می خواهد و چون ممکن است با مخالفتهای عده ای از مردم نا آگاه و تهمت زنی ها و زخم زبان دشمنان هم مواجه شویم ممکن است عده ای از برادران و خواهران حتی در میان خانواده ی خود هم احساس تنهائی  و غریبی کنند ، آیا می توان این نسل را جزو غرباء به حساب آورد؟       

برادران و خواهران گرامیم : اولاً باید بدانیم که  الله تعالی امر کرده که امتی از میان مومنین جهت دعوت دین تشکیل شود : وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ (آل عمران/ ۱۰۴)  امت یعنی گروهی واحد و منسجم که شورای واحدی را تشکیل داده اند و این شورا نیز رای واحدی را تحت اجماع ارائه می دهد که با این اجماع واحد جماعت واحدی درست می شود . پس امت کاملاً در تضاد با افراد متفرق و گروههای متفرقی است که هر کدام به شیوه ای با منابع شرعی بازی می کنند به گونه ای که ممکن است در یک روستا و شهر در مورد یک موضوع مشخص هر مُلائی سخنی جداگانه و متضاد با مُلای دیگر داشته باشد . ما کاری به این اهل تفرق نداریم . رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد صفات این امت اهل دعوت می فرماید : يَحْمِلُ هَذَا الْعِلْمَ مِنْ كُلِّ خَلَفٍ عُدُولُهُ، يَنْفُونَ عَنْهُ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ، وَتَأْوِيلَ الْجَاهِلِينَ، وَتَحْرِيفَ الْغَالِينَ[۳] این علم را عادلترین کسانی که بعد از من می‌آیند، بر می‌دارد که، ادعای بیخود بیهوده گویان و دروغگویان، و تأویل جاهلان و تحریف غلوکنندگان  را از بین می‌برند . پس این امری طبیعی است که  این دسته از اهل علمی که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید برحق هستند  و همیشه هستند،  مخالفینی مثل همین ۳ گروه ، انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ (ادعای بیخود اهل باطل

دانلود به صورت pdf :

دانلود به صورت word :


[۱] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

[۲] البدع لابن وضاح ۳

[۳] الإمام أحمد ، تاريخ دمشق ۷/۳۹ | السفاريني الحنبلي ، القول العلي: ۲۲۷ وأخرجه البزار في مسنده (۱۶/۲۴۷) رواه البيهقي ۲۴۸ –

غرباء در زمان حاکمیت مشرکین و در دارالاسلامهای کنونی [۱]

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي امْتَنَّ عَلَى الْعِبَادِ بِأَنْ يَجْعَلَ فِي كُلِّ زَمَانِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ بَقَايَا مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ، يَدْعُونَ مَنْ ضَلَّ إِلَى الْهُدَى، وَيَصْبِرُونَ مِنْهُمْ عَلَى الْأَذَى، وَيُحْيُونَ بِكِتَابِ اللَّهِ أَهْلَ الْعَمَى[۲]

عده ای از برادران ما می گویند: زمانی که ما این مفاهیم اساسی را مطرح نمی کردیم و تنها به امور شخصی و احکام روزه و نماز و حج و یا مسائلی در زمینه ی ارث و میراث و  معامله و سایر آداب شخصی می پرداختیم  همه به ما گوش می دادند و احترام خاصی هم برایمان قائل بودند اما از زمانی که با آیات قرآن  به مردم می گوئیم دین چیست؟ یا کفر به طاغوت را با استناد به آن و سنت صحیح که نیمی از رسالت تمام پیامبران بوده را برای آنها بیان می کنیم ، یا در مورد دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان  و یا سایر امور اساسی و اولویتهای شریعت صحبت می کنیم بعد از بحث و گفتگو احساس می کنیم ما در میان بیگانه ها قرار گرفته ایم یا به زبانی بیگانه صحبت کرده ایم که اینها نفهمیده اند و از هر ۱۰ نفر شاید ۳ نفر سخنان ما را بگیرند.

این عزیزان می گویند: چون ما هر دو شیوه را تجربه کرده ایم،  واقعاً صحبت کردن در مورد این مسائل اساسی صبر زیادی می خواهد و چون ممکن است با مخالفتهای عده ای از مردم نا آگاه و تهمت زنی ها و زخم زبان دشمنان هم مواجه شویم ممکن است عده ای از برادران و خواهران حتی در میان خانواده ی خود هم احساس تنهائی  و غریبی کنند ، آیا می توان این نسل را جزو غرباء به حساب آورد؟       

برادران و خواهران گرامیم : اولاً باید بدانیم که  الله تعالی امر کرده که امتی از میان مومنین جهت دعوت دین تشکیل شود : وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ (آل عمران/ ۱۰۴)  امت یعنی گروهی واحد و منسجم که شورای واحدی را تشکیل داده اند و این شورا نیز رای واحدی را تحت اجماع ارائه می دهد که با این اجماع واحد جماعت واحدی درست می شود . پس امت کاملاً در تضاد با افراد متفرق و گروههای متفرقی است که هر کدام به شیوه ای با منابع شرعی بازی می کنند به گونه ای که ممکن است در یک روستا و شهر در مورد یک موضوع مشخص هر مُلائی سخنی جداگانه و متضاد با مُلای دیگر داشته باشد . ما کاری به این اهل تفرق نداریم . رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد صفات این امت اهل دعوت می فرماید : يَحْمِلُ هَذَا الْعِلْمَ مِنْ كُلِّ خَلَفٍ عُدُولُهُ، يَنْفُونَ عَنْهُ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ، وَتَأْوِيلَ الْجَاهِلِينَ، وَتَحْرِيفَ الْغَالِينَ[۳] این علم را عادلترین کسانی که بعد از من می‌آیند، بر می‌دارد که، ادعای بیخود بیهوده گویان و دروغگویان، و تأویل جاهلان و تحریف غلوکنندگان  را از بین می‌برند .

پس این امری طبیعی است که  این دسته از اهل علمی که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید برحق هستند  و همیشه هستند،  مخالفینی مثل همین ۳ گروه ، انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ (ادعای بیخود اهل باطل مثل کفار آشکار و پنهان داخلی)، وَتَأْوِيلَ الْجَاهِلِينَ (طرفداران تاویل جاهلان میان مسلمین) وَتَحْرِيفَ الْغَالِينَ ( طرفداران تحریفات انسانهای زیاده رو و غالی میان مسلمین) هم  داشته باشند .

 این حاملان علم هم مسیر با کسانی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم در وصفشان فرموده : لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ[۴] هميشه گروهي از امت من در راه حق «قتال» مي کنند، و تا قيامت پيروز خواهند بود… این حدیث متواتر المعنی و چندین حدیث مشابه این به ما میگن که : گروهی همیشه تا روز قیامت  وجود دارند که حق نزد آنهاست. پس باید انتظار مخالفت از سوی این سه دسته را داشته باشی، و با تحمل مشکلات آن، جایگاه والای خودت را در این جنگ تبلیغی و گرم مشخص کن و از الله تعالی بخواه در این مسیر ثابت قدم و عاقبت به خیرت کند.

داری بێ بەر بە و وەحسی بۆ خۆت  …… نە لەقت ئەکێشن نە پەڵ ئەخەن بۆت

داری بەرداری؟ ئییتر بەر پەڵ بە …. لەسەرخۆ و چان لەسەرخۆ دەرکە

تا ژیرێک بەجێ ئەچنێ بارت  ……. صەد گەوج و چڵێس ئەدەن ئازارت

ثانیاً : باید خدا را شکر کنید که شماها در کشوری به سر می برید که سکولاریستها یا به زبان عربی مشرکین به همراه مزدورانشان بر آن حاکمیت و قدرتی ندارند و اگر مشکلاتی را باید تحمل کنید به خاطر تبلیغات مسموم و آلوده ی رسانه های آنها و عده ای فریب خورده است.

فریب خورده ها نیز که از طرفداران احزاب سکولار و دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها تشکیل شده اند تنها می توانند برای شما رگ گردن کلفت کنند و چشم قرمز کنند و زبان درازی داشته باشند و دهانشان در برابر شماها کف کند و گرنه اینها نیز در برابر بیگانه ها یا کسی که فکر کنند قدرتی دارد و رعایتشان را نمی کند هیچی نیستند. بزدلان بی عرضه ای هستن که از سایه خودشان هم می ترسند اما چون می دانند شماها رعایتشان می کنید اینکونه هار میشن.  

 جامعه ای که رسول الله صلی الله علیه وسلم در آن دعوت خود را شروع کرد جامعه ای بود که سکولاریستها یا به زبان عربی مشرکین در آن قدرت را در دست داشتند و قدرت حتی در اختیار یهود و نصارا و مجوس و صابئین نبود، اما هم اکنون و در دالاسلامها آن دسته از مخالفین شما از کوچکترین قدرت حکومتی و نظامی برخوردار نیستند و اگر حرکتهای ایزائی نیز انجام دهند به راحتی کنترل و مهار می شوند  چون تمام حرکات منفی اینها بر خلاف قوانینی است که بر دارالاسلام حاکم است. در این سرزمینها شما با قدرت جهالت آنها طرف هستید و آنچه در برابر شما قرار می گیرد جهالت و نفهمی آنهاست که از :

  1. تصورات و گمانها و شکهای جاهلی آنها نشأت گرفته و هیچ زیر بنای علمی و شرعی ندارد که الله تعالی همین گمانها و شکها را تحت عنوان «ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ» نام برد .
  2. حالا این بیچاره ها همین شک و گمانهای نفهمانه را تبدیل کرده اند به احکام و قوانینی برای خودشان که در مسائل فردی و خانوادگی و اجتماعی و حکومتی و سیاسی و غیره  راهنمای عمل آنها می شود که الله تعالی می فرماید: « أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده/۵۰)
  3. اولین نمادی که این نفهمها پس از پذیرش شک و گمانهای نفهمانه و حکمهای نفهمانه بروز می دهند لختی گری و آرایش کردن زنهایشان و نمایش آن به دیگران است که الله تعالی تحت عنوان « تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ» (احزاب/۳۳) از آن نام می برد.  فقط کافی است اطراف خودتان را نگاه کنید و نیازی به تحقیق در مورد این بی غیرتها نیست.
  4. حالا که اینها در برابر احکام شریعت الله و بیان شریعت به آن شیوه ای که رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان کرده قرار گرفته اند بدون شک دلیلی و حکمی صحیح در برابر دلایل قوی و محکم الله تعالی و شریعتش ندارند، و به دلیل وابستگی و دلبستگی غیر شرعی به آن چیزهائی که قبول کرده اند، حق و سخن الله و رسولش را فدای  این شکها و حکمهای جاهلی می کنند؛ به همین دلیل جهت دفاع از این شکها و حکمهای نفهمانه و ممانعت از بیان حق به چیزی متکی می شوند که الله تعالی در یک جمع بندی می فرماید : إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ (فتح/۲۶) آنگاه که کافران تعصب و نخوت جاهلیت را در دلهایشان جای دادند، خدا اطمینان خاطری بهره پیغمبرش و بهره مؤمنان کرد. « حَمِیَّةَ الْجَاهِلِیَّةِ » طرفداری متعصبانه و بدون دلیل و بیجا و جاهلانه ای که معمولاً با خشونت هم همراه است. 

امام نووی رحمه الله در شرح مسلم بر حدیثی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در دعوای بین یکی از انصار با مهاجرین که می فرماید: این چیست؟ نداى اهل جاهلىت و نفهمی ؟: «مَا هَذَا؟! دَعْوَى أَهْلِ الْجَاهِلِيَّةِ ؟!»[۵] می گوید : فَجَاءَ الْإِسْلَامُ بِإِبْطَالِ الْجَاهِلِيَّة، وَفَصَلَ الْقَضَايَا بِالْأَحْكَامِ الشَّرْعِيَّة .

الان شما حکیمانه آمده اید که با قوانین شریعت الله تعالی در برابر چنین انسانهائی که بسیاری از آنها سالهای سال است که با این مفاهیم بیگانه هستند و کسی هم نبوده که این مفاهیم اساسی شریعت را برایشان بیان کند و به انواع دروغهای اهل باطل و تاویلات جاهلی و تحریفات غلاة عادت کرده و سازگار شده اند، کار رسول الله صلی الله علیه وسلم را انجام دهید.  پس باید منتظر بخشی از عواقب و پیامدهای این دعوت و این تجدید و تصحیح مفاهیم باشید.

چرا بخشی ؟ چون شما در یکی از دارالاسلامها به سر می برید و هرگز متحمل آنهمه مصیبتهای دردناک نمی شوید که مسلمین صدر اسلام در دارالکفر سکولار و مشرک مکه متحمل شدند یا هم اکنون مومنین در دارالکفرهای سکولار یا به زبان عربی مشرک متحمل می شوند. مشکلات شما در برابر مشکلات مسلمین ساکن در ترکستان شرقی تحت کنترل سکولاریستهای سوسیالیست چینی، یا مومنین ساکن در ازبکستان و تاجیکستان و ترکمنستان و اروپا و مصر و سایر دارالکفرهای تحت حاکمیت سکولاریستها در واقع هیچ است. پس مشکلات کوچک خودتان در برابر مشکلات بزرگ دیگران قرار دهید و بعد قضاوت کنید.

ما الحمد لله با آنکه به دلیل داشتن عقیده ی صحیح اسلامی در میان اطرافیان خود به نحوی احساس غربت می کنیم  اما در دارالاسلامی هستیم که مقدرانه همچون یک سپر از امنیت ما در برابر کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای مرتد محلی حمایت می کند و نباید بی انصافانه خودمان را در جایگاه کسانی قرار دهیم که بدترین شکنجه ها و محدودیتها را در دارالکفرهای سکولار دنیا تجربه می کنند.

غربای دارالاسلام ما امروز:

  • مثل جوانانی هستند که در میان همسن و سالان مشروب خور و موادی و نماز نخوان و شهوتران مسیر پاکدامنی و اقامه نماز و پرهیزکاری را برگزیده اند.
  • مثل کسانی هستند که در میان خانواده و پدر و برادری سکولار یا سکولار زده  می خواهند چهار معنی و مفهوم دین را به الله تعالی بدهند و دینشان را برای الله تعالی خالص کنند و به هیچ قانونی غیر از قانون شریعت الله راضی نیستند و به خاطر همین استقامت در دین متحمل انواع محدودیتها و فشارها و نا ملایمات و بی رحمی ها و  … می شوند. 
  • مثل کسانی هستند که در میان اهل بدعت مسیر سنت صحیح را برگزیده اند.
  • مثل کسانی هستند که در میان سهل انگاران و انبوهی از شبهات و اتهامات و زخم زبانهای دارودسته ی منافقین و سکولاریستها مسیر جهاد و عزت از کانال یکی از «۳ابزار»برتر را برگزیده اند.

در کل کسانی که رضایت الله را بر رضایت مخلوقات ترجیح داده اند چنانچه ام المومنین عایشه رضی الله عنها می گوید : هر کس در مقابل خشم مردم، خدا را راضی سازد، خداوند متعال او را در مقابل مردم کفایت می کند. ولی اگر کسی مردم را راضی ساخته و خدا را ناراحت گرداند، خداوند او را به مردم می سپارد.[۶]

اینها رضایت الله را انتخاب کرده اند و دیگران از آنها ناراضی شده اند و به همین دلیل با آنکه انسانهای زیادی در اطرافشان قرار گرفته اند اما گاه احساس تنهائی و غربت می کنند. و این غربت و حتی گوشه گیری این غریبان از جاهلان گاه جهت در امان ماندن ایمانشان از آلودگی های جاهلین یک نعمت می شود، نعمتی که به آنها عزت بیشتر و اعتماد به نفس بیشتر می دهد.

اراده و اعتماد به نفس و ایمان این عزیزانی که در میان آنهمه فاسد و بیمار عقیدتی و رفتاری قرار گرفته اند، با تبعیت از قانون شریعت الله و پرهیزکاری تقویت و افزوده می شود. واقعاً کسانی که در میان انبوهی از بیماران از سلامت ایمانی خود محافظت می کنند و به تقویت ایمان خود هم می پردازند توان و اراده و اعتماد به نفس والائی دارند حالا چه رسد به اینکه بخواهند علاوه بر این به اصلاحگری در جامعه هم بپردازند. 

الله تعالی در مورد این احیاگران شریعتش می فرماید : ثمَ‌ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ‌ الَّذِينَ‌ اصْطَفَيْنَا مِنْ‌ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ‌ ظَالِمٌ‌ لِنَفْسِهِ‌ وَ مِنْهُمْ‌ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ‌ سَابِقٌ‌ بِالْخَيْرَاتِ‌ بِإِذْنِ‌ اللَّهِ‌ ذٰلِکَ‌ هُوَ الْفَضْلُ‌ الْکَبِيرُ (فاطر/۳۲)  سپس کتاب ( قرآن ) را به بندگان برگزیده خود عطاء کردیم . برخی از آنان به خویشتن ستم می‌کنند، و گروهی از ایشان ساده میانه‌روند، و دسته‌ای از ایشان در پرتو توفیقات الهی در انجام نیکیها پیشتازند . این (سبقت) واقعاً فضیلت بزرگی است.‏

در اینجا الله تعالی سه نوع از بندگانش را به عنوان وارثان قرآن و شریعتش معرفی می کند و تنها یکی از آنها را برتر می داند: سَابِقٌ‌ بِالْخَيْرَاتِ‌ . پیشتازان، هر چند کسانی هم که بعد از اینها صادقانه در این راه حرکت می کنند باز اهل سعادت هستند اما جایگاه آنها مثل پیشتازان نیست..

و در قیامت هم باز انسانها به سه دسته تقسیم می شوند : وَکُنتُمْ أَزْوَاجاً ثَلَاثَةً ‏* فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ * وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ *  وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ‏* أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ (۷-۱۱) و شما سه گروه و صنف و دسته خواهید شد.‏ سمت راستیها ! امّا چه سمت راستیهائی‌؟  (اهل سعادت و خوشبختی ! خوشا به حالشان ) .‏ و سمت چپیها ! امّا چه سمت چپیهائی‌ ؟ !  ( اهل شقاوت و بدبختی ! بدا به حالشان (آنان کسانی هستند که نامه اعمال را با دست چپ دریافت می‌دارند وَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِشِمَالِهِ (حاقه‌ / ۲۵ )]  و پیشتازانِ پیشگام !‏ آنان، مقرّبان (درگاه یزدان) هستند .‏

الله تعالی این احیاگران یا مجددین یا سَابِقٌ‌ بِالْخَيْرَاتِ‌ = السَّابِقُونَ  را طبق وعده ای که داده برای هر جامعه ای از امتش می فرستد : إِنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ عَلَى رَأْسِ كُلِّ مِائَةِ سَنَةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَهَا دِينَهَا [۷] این بزرگواران بار دیگر شریعت الله تعالی را  به زبان روز و امور اجتهاد پذیر شریعت را متناسب با  «وضع موجود»  و «نیازهای روز مسلمین» از کانال شورای واحد اولی الامر یکی از «۳ابزار» برتر ارائه می دهند و امور شرعی را برای مردم چنان قابل لمس و به روز شده  ارائه می دهند که انگار آیات قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه و سلم بار دیگر برای تغییر انفس و جوامع آن زمان و آن جامعه نازل شده اند.

برگردیم به سوال اصلی: در میان احزاب و قبایل مختلف سکولار و مشرکی که در مدینه و اطراف آن سکونت داشتند افرادی بر خلاف حزب و قبیله و خانواده ی خود به پیام رسول الله صلی الله علیه و سلم ایمان می آوردند و در مدتی که مسلمین در حاکمیت مشرکین به سر می بردند دیده نشده که یک حزب و قبیله تماماً دین اسلام را بپذیرد بلکه افرادی جدا شده از این قبایل ایمان می آوردند که همه مثل غریب در میان قوم و قبیله خود بودند و حتی هر قوم سکولار و حتی هر خانواده ی سکولاری مثل خانواده ی مصعب بن عمیر رضی الله عنه مسئول شکنجه ی مومنین میان قوم و خانواده ی خود شده بود.

الله تعالی با قدرت حکومتی و نظامی و تطبیق قانون شریعت الله در مدینه، به مسلمین عزت بخشید و مومنین از غربت و ذلیلی که در آن افتاده بودند نجات پیدا کردند. این روند تا چند دهه ادامه داشت اما مسلمین به تدریج راه و مسیر صحیح حکومت کردن بر اساس منهج رسول الله صلی الله علیه وسلم را گم کردند و در مسیر شاهیگری و آفات خاص حکومتهای بدیل اضطرار اسلامی افتادند که به حکم ضرورت و نبود حکومت اسلامی بر منهاج نبوت تحمل می شدند.

این سیر نزولی قدرت نظامی و حکومتی مومنین و تطبیق قانون شریعت الله کار را به جائی رساند که اکثریت مسلمین به تدریج از همین حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی هم محروم شدند و بار دیگر همچون مسلمین مکه تحت حاکمیت کفار سکولار و مشرک قرار گرفته اند.  ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَىٰ قَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ (انفال/۵۳)

الله تعالی با نعمت اسلام و حکومتی اسلامی بر منهاج نبوت به مسلمین قدرت و عزت بخشیده بود اما مسلمین قدر نعمت را نداستند و با آلودگی هائی که در نفس خود به وجود آورده اند باعث از دست رفتن این نعمت گرانبها شدند و تنها راه به دست آوردن مجدد این نعمت این است که بار دیگر نفس خود را از آلودگی های عقیدتی پاک کنند و تنها با پاک شدن قلبهاست که اعمال ظاهری و دنیای بیرون هم پاک می شوند. إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ (رعد/۱۱)

الان جهت این تغییر باز به همان سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم افرادی در سرزمینهای مختلفی به پا خواسته اند و این تشابه حرکتی این عزیزان با «السَّابِقُونَ الْاَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْاَنْصارِ» ما را با غربائی آشنا می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم در وصفشان می فرماید: بَدَأَ الإسْلَامُ غَرِيبًا، وَسَيَعُودُ غَرِيبًا كما بَدَأَ، فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ [۸]: اسلام با غربت اغاز شده و غريب گونه هم  برخواهد گشت، پس خوشا به حال غريبان.

یکی از معانی این حدیث این است که مردم از اسلام دور مي شوند، و به احکام آن جاهل مي شوند مگر عده ای از غرباء که در میان این مردم هستند.

حالا این غرباء  را با چه علائمی می توان تشخیص داد؟

  1. با عقیده ی صحیح اسلامی یا حتی با هجرت از قبایل قوم خود جدا شده اند. به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفته شد غرباء چه کسانی هستند : قِيلَ : وَمَنِ الْغُرَبَاءُ؟ قَالَ: النُّزَّاعُ مِنَ الْقَبَائِلِ [۹] آنان که خود را از قبائل خویش بیرون کشیده‌اند.

ابتدا این بیرون کشیدن و غربت با غربت معنوی و عقیدتی شروع می شود : ابن القیم می‌گوید: «مؤمنی که خداوند به وی بصیرت در دین نصیب کرده و در سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم  فقیهش ساخته و در کتاب خود صاحب فهمش گردانیده و به وی نشان داده است که مردم در چه بدعت‌ها، و هوسرانی‌ها و گمراهی‌ها به سر می‌برند و چگونه از راه پیامبر و اصحابش کنار رفته‌اند، اگر وی بخواهد این راه را بپیماید باید خود را برای طعن جاهلان و بدعت‌گزاران و تحقیرشان آماده سازد و نیرنگ‌هایشان را در دور ساختن مردم و ترساندن ایشان از وی تحمل کند، چنان که اهل جاهلیت در حق پیشوا و رهبرش رسول الله صلی الله علیه وسلم  می‌کردند.

اما اگر آنان را به سنت فراخواند و به خاطر انحرافشان بر آنان طعن وارد کرد، آنگاه است که قیامتی برمی‌انگیزند و برایش دام‌ها می‌گسترند و فتنه‌ها می‌سازند و همه نیروهایشان را بر ضدش بسیج می‌کنند.

پس او در دینداریش غریب است، زیرا دینداری آنان فاسد است.

در تمسک به سنت غریب است چرا که آنان به بدعت متمسکند.

در اعتقادش غریب است چرا که اعتقادات ایشان فاسد است.

و در روابطش غریب است چرا که روابط آنان روابط سیئه و نارواست».

اما گاه این غربت معنوی با غربت ظاهری و دوری و کناره گیری از بسیاری از مردم و حتی ایجاد نوعی بیگانگی با آنها نیز همراه می گردد که گاه جهت حفظ دین از فتنه های این افراد آلوده شده هجرت از دارالکفر به دارالاسلام و حتی هجرت از بخشی از دارالاسلام به بخشی دیگر و دل کندن از محل تولد شخص یک فضیلت و حتی واجب می گردد.

  • و در روایتی دیگر آمده است که: « إنَّ أَحَبَّ شِيْءٍ إِلَى الله الْغُرَبَاءُ، قال: الفَرَّارُون بِدِيْنِهِم، يَبْعَثُهُمُ الله مَعَ عِيْسَى ابْنِ مَرْيَمَ عَلَيْهِ اَلسَّلَامُ »[۱۰]. «عزیزترین کس در نزد خدا غریبانند … فرمود: کسانی که به جهت حفظ دین خویش فرار می‌کنند». یعنی جهت حفظ دینشان از آفتها و آلودگی ها از مکانی به مکان دیگری فرار می کنند.

در همان ابتدا که رسول الله صلی الله علیه وسلم دعوت خود به اسلام را شروع کرد از هر قبیله ای یکی یکی مخفیانه و با ترس از قبیله و خانواده و عشیره ی خود ایمان می آوردند و این عده ی اندک هم جهت حفظ ایمان خود متحمل شدیدترین محدودیتها و شکنجه ها می شدند و حتی چون سمیه رضی الله عنها اولین شهید راه توحید مرگ و شهادت را به بازگشت به کفر و شرک ترجیح می دادند و عده ای هم جهت حفظ ایمان خود به سرزمینهای دیگر فرار می کردند . چنانچه دو بار دین خود را برداشته و به حبشه فرار کردند و بار دیگر دین خود را برداشته و به مدینه فرار کردند که ما تحت عنوان هجرت از این فرار کردنها یاد می کنیم  که از زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم شروع شده و تا قیامت هم ادامه دارد. چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید : لَا تَنْقَطِعُ الْهِجْرَةُ حَتَّى تَنْقَطِعَ التَّوْبَةُ، وَلَا تَنْقَطِعُ التَّوْبَةُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا [۱۱]  هجرت قطع نميشود تازمانيكه توبه قطع شود وتوبه قطع نميشود تااينكه خورشيد از مغرب طلوع كند . شما تا به حال به خاطر حفظ ایمانت، با دینت از یک کوچه یا محله یا روستا و شهر فرار کرده ای؟

اگر حتی از لحاظ مکان به خاطر اقامه ی شرع الله غریب شدی به خاطر بیاور که از عبدالله بن عمر روایت شده است که: مردی از آنان که در مدینه به دنیا آمد در همانجا درگذشت، رسول الله‌ صلی الله علیه وسلم  بر وی نماز گزارد و گفت: «لَيْتَهُ مَاتَ فِى غَيْرِ مَوْلِدِهِ». «ای کاش در جای دیگر غیر از محل تولدش می‌مرد». مردی گفت چرا ای پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم؟! فرمود: «إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا مَاتَ غَرِيباً قِيسَ لَهُ مِنْ مَوْلِدِهِ إِلَى مُنْقَطَعِ أَثَرِهِ فِي الْجَنَّةِ». «وقتی که انسان در جایی غریب بمیرد از محل تولد وی تا آخر مسیرش، به سوی بهشت در حقش سنجیده می‌شود».

در روایتی دیگر آمده است که  رسول الله صلی الله علیه وسلم بر قبر مردی که در مدینه به دنیا آمده بود و در مدینه فوت کرده بود ایستاد و گفت: «يَا لَهُ لَوْ مَاتَ غَرِيبًا». «چقدر برایش خوب بود اگر در غربت می‌مرد».

الان فهمیدی که چرا ۸۰ درصد از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج از محل تولد خود و حتی خارج از جزیره العرب به شهادت رسیده یا فوت کرده اند؟ پس اگر در راه دعوت و جهاد و حفظ دینت خارج از محل تولدت به سر بردی ضمن تحمل سختی های غربت این مژده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را نیز به خاطر بیاور و  تحمل سختی ها را برای خودت آسان کن.

  • باز در روایت دیگری در مورد صفات غرباء آمده است : قِيلَ : وَمَنِ الْغُرَبَاءُ يا رسولَ اللهِ؟ قال: أُنَاسٌ صَالِحُونَ، فِي أُنَاسِ سُوءٍ كَثِيرٍ، مَنْ يَعْصِيهِمْ أَكْثَرُ مِمَّنْ يُطِيعُهُمْ [۱۲] «… مردمی صالح و اندکی در میان مردمی فاسد و بسیار، کسانی که فرمانش را می‌شکند بیشتر از کسانی‌اند که فرمان می‌برند». بدون شک کسانی که آخرت را می خواهند در میان کسانی که دل به همین دنیا خوش کرده و دنیا را می خواهند و در بازی های رایج دنیوی خود را مشغول کرده اند غریب هستند و اگر به قول خودتان از هر ۱۰ نفر ۳ نفر سخنان شما را می گیرند بدانید که این سنت دعوت در مورد مردمان آلوده است و نباید برایتان چیز غیر منتظره ای باشد که شما را نگران کند.
  • در روایت دیگری آمده است که غرباء کساني که هنگامي مردم در فساد هستند، فساد را از بين مي برند و اصلاحگری می کنند. قِيلَ يا رسول الله، وَمَنِ الْغُرَبَاءُ؟ قَالَ: الَّذِينَ يُصْلِحُونَ إِذَا فَسَدَ النَّاسُ [۱۳] گفته شد: غریبان کیانند ای رسول خدا؟ فرمود: آنان که کمر به اصلاحی می‌بندند وقتی که مردم فاسد می‌شوند.
  • یکی دیگر از صفات غرباء این است که سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم را زنده کرده و به بندگان الله آموزش می دهند. فقيل: يا رسول الله وَمَنِ الْغُرَبَاءُ؟ قال: الَّذِينَ يُحْيُونَ سُنَّتِي، وَيُعَلِّمُونَهَا عِبَادَ اللَّهِ[۱۴]«کسانی که سنتم را زنده می‌کنند و به بندگان الله تعلیم می‌دهند».
  • یکی دیگر از صفات آرام بخش و امیدوار کننده ی غرباء این است که  : قالوا يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَمَنِ الْغُرَبَاءُ؟ قَالَ: الَّذِينَ يَزِيدُونَ إِذَا نَقَصَ النَّاسُ[۱۵] گفتند: غرباء کیانند؟ گفت: کسانی که افزوده می‌شوند وقتی مردم رو به کاهشند. ( زمانی که نسل سوخته ی ما – که دنباله رو توهمات سکولایستها بودند که نه خودشان خیری دیدند و نه فرزندانشان؛ و غیر از فساد و بی بندوباری و بی حیائی و دوری از الله و شریعت الله و خرید لعنت آیندگان ثمره ای نداشته اند-  در حال نابودی هستند بیدارگران شریعت گرا در افزایشند. مگر نمی بینید؟)

غرباء اولیه در زمان حاکمیت مشرکین بودند و غرباء کنونی هم در زمان حاکمیت مشرکین معاصر  به سر می برند، با این وجود ما نیز که در دارالسلام و در سایه ی قدرت حکومتی آن از نعمات امنیتی بی شماری نسبت به غربای موجود در کشورهای سکولار به سر می بریم، اما با این وجود بعضی از صفات غرباء را نیز داریم،  باید همچون غربای واقعی در راه دعوت فی سبیل الله  با چنگ زدن به عقاید صحیح اسلامی بر اهدافی تمرکز کنیم و چشم بدوزیم که الله تعالی در دنیا و قیامت برایمان مشخص کرده است و با چنان اراده ای و اعتماد به نفسی در این مسیر در حرکت باشیم که انگار همچون سیدنا ابراهیم علیه السلام فقط خودمان در این راه در حرکتیم و کسی در آن نیست . الله تعالی در مورد ابراهیم علیه السلام می فرماید : إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِّلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (نحل/۱۲۰) همانا ابراهیم امتی بود مطیع، حقّگرا و فرمانبردار الله، و او از زمره سکولاریستها (یا به زبان عربی مشرکین) نبوده است.‏

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الجَنَّة وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ، وَأَعُوذُ بِكَ مَنَ النَّارِ وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ.

رَبَّنَا أَعِزَّنَا بِالإِسْلامِ، وَأَعِزَّ بِنَا الإسْلامَ، اللَّهُمَّ أَعْلِ بِنَا كَلِمَةَ الإسْلاَمِ، وَارْفَعْ بِنَا رَايَةَ القُرْآنِ.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته[۱۶]


[۱] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

[۲] البدع لابن وضاح ۳

[۳] الإمام أحمد ، تاريخ دمشق ۷/۳۹ | السفاريني الحنبلي ، القول العلي: ۲۲۷ وأخرجه البزار في مسنده (۱۶/۲۴۷) رواه البيهقي ۲۴۸ –

[۴] مسلم ۱۹۲۳

[۵] مسلم ۲۵۸۴

[۶] الزهد للامام احمد ص:۲۰۵

[۷] صحيح أبي داود ۴۲۹۱ / السخاوي ، المقاصد الحسنة ۱۴۹

[۸] مسلم  208 – 145

[۹] ابن ماجه (۳۹۷۸) / ابن حزم: أصول الأحكام ۱/۵۹۴  /

[۱۰] الزهد لأحمد بن حنبل  236

[۱۱] صحيح أبي داود  2479

[۱۲] أخرجه أحمد (۶۶۵۰)، والطبراني (۱۳/۳۶۳) (۱۴۱۷۸)، والبيهقي في (الزهد الكبير) (۲۰۳)

[۱۳] السنن الواردة في الفتن” لأبي عمرو الداني (۱/ ۲۵) وغيره، وصححه الألباني في “الصحيحة”

[۱۴] مسند شهاب القضاعي

[۱۵] ابن القيم في مدارج السالكين

[۱۶] پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

دیدگاهتان را بنویسید