درسها و عبرتهائی در قیامهای مردم کردستان عراق بر علیه سکولاریستها

درسها و عبرتهائی در قیامهای مردم کردستان عراق بر علیه سکولاریستها

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

زمانی که در سال ۱۳۷۰ شمسی برای اولین بار جماعت اسلامی کردستان عراق در پناه قیام عمومی مسلمین در کردستان عراق وارد رانیه شد انتظار می رفت برای این بخش از مسلمین آینده ای روشن در پناه قانون شریعت الله رقم بخورد. اما بر اثر نبود منهج صحیح انقلابی و تولید تفرق در جماعت اسلامی و خیانت آشکار احزاب سکولار و دارودسته ی منافقین (سکولار زده) داخلی و حمایتهای آشکار آمریکا و ترکیه و رژیم صهیونیستی و سایر قدرتهای سکولار جهانی از سکولاریستهای محلی کورد سایه ی نا امیدی و شکست بر نهضت اسلامی مردم کوردی که خود ما شاهد آوارگی چند میلیونی و سختی های زندگی آنها بودیم حاکم شد.

قدرتهای سکولار جهانی جهت حفظ منافع خود با پشتیبانی از احزاب سکولار و بالفطره مزدور کورد یک حریم پرواز ممنوع برقرار کردند و یک سیستم سکولاریستی حکومتی جدا از حکومت عراق را برای این سکولاریستها و دارودسته ی منافقین به ظاهر اسلامگرا تشکیل دادند.  

کوردهای مسلمان با تمرکز بر نژادگرائی با اعتماد به سکولاریستهای مزدور دچار یک تصمیم اشتباه شدند و با حاکم کردن مشتی خائن و دزد و فاسد سکولار برخود بعد از ۳۰سال در حال پس دادن این باج حماقت خود هستند. زمانی همین سکولاریستهای مرتد بر کوردهای ایران حاکمیتی چند ماهه از ظلم و مزدوری برای صدام حسین و جنگ داخلی و تحمیل فقر بر مردم و باج گیری و رواج مفاسد اخلاقی و عقیدتی داشتند و شایسته بود کوردهای عراق از این سکولاریستهای محلی و سایر سکولاریستهای مزدور در سرزمینهای مسلمان نشین دیگر عبرت می گرفتند.

احزاب سکولاری که بر اثر غفلت و تفرق میان حرکت اسلامی به تدریج قدرت گرفتند بعد از دو سال جنگی داخلی تمام عیاری را بر علیه همدیگر و بخصوص بر علیه حرکت اسلامی و جماعتهای اسلامی دیگر راه انداختند و طبق آمار رسمی خودشان بیشتر از ۳۵ هزار کورد را برای اهداف پلید سکولاریستی خود قربانی کردند و بعد از آن بر سر تقسیم دزدی منابع مادی کوردها و رواج انواع مفاسد اخلاقی و سرکوب خواسته های اسلامی کوردهای مسلمان، آمریکا و انگلیس با زور و رژیم صهیونیستی و ترکیه با زبان آنها را با هم آشتی دادند.

این مزدوران که ادعای اتحاد تمام کوردها را دارند هنوز بعد از ۳۰ سال حاکمیت دارای دو پایتخت (یکی در سلیمانیه و دیگری در اربیل) هستند؛ مثل احزاب کومله و دمکراتها که در یک اردوگاه تبدیل به چند حزب مختلف و متضاد شده اند و ادعاهای آنچنانی دارند.

شما تصور کنید در سال ۱۳۷۲ شمسی با دزدی و چپاول منابع نفتی از کانال نفت کشها و فروش سایر منابع زیر زمینی و معادن کوردها و بودجه ای که از حکومت مرکزی می گرفتند بودجه ای معادل کشور اردن را در اختیار داشتند که برای این چند شهرکورد عراق می توانست فرصت مناسبی برای ترقی و رفاه عمومی باشد، اما چون هدف سکولاریستها مزدوری و چپاول اقتصادی مسلمین و سرمایه گذاری میلیاردی در بانکهای خارجی برای خود و زورگوئی بود برای مسلمین کورد چیزی جز مشتی تعصبات نژادی و سرکوب و زندان و قتل به ارمغان نیاوردند.

همگی به یاد داریم که آیت الله رفسنجانی در سفری به کردستان ایران طی یک سخنرانی گفت:حاضریم به هرکس که می خواهد، پاسپورت بدهیم تا او به اربیل و سلیمانیه برود و وضعیت اقلیم کُردستان عراق را با طرح های سازندگی که ما در شهرها و روستاهای کُردستان ایران انجام داده ایم، مقایسه کرده و حقیقت را درک کند!

این است ثمره ی یک تصمیم اشتباه که از چاله صدام حسین سکولار به چاه سکولاریستهای بومی افتادن و این است ثمره ی حاکمیت حاکمیت سکولاریستهای مزدور بر کوردهای مسلمان که یک بار در اوایل انقلاب اسلامی ۵۷ کوردها شاهدش بودند و اینبار در کردستان عراق ۳۰ سال تجربه اش کردند و باز چند ماهی است در پناه دیکتاوری پرولتاریای پ.ک.ک در کردستان سوریه شاهدش هستند.

آیا کوردهای مسلمان عبرت می گیرند؟

دیدگاهتان را بنویسید