جمهوری اسلامی ایران ( ۱۰-دارالاسلام ایران برای اهل سنت فرصت یا تهدید؟)

جمهوری اسلامی ایران ( ۱۰-دارالاسلام ایران برای اهل سنت فرصت یا تهدید؟)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

در اسلام طی کردن این مسیر اصلاح و جامعه سازی تحت عنوان «تزکیه» از آن یاد شده است، تزکیه شخص و جامعه با قانون شریعت الله. ” تزکیه از لحاظ لغوی به معنی پاکی و اصلاح و برکت و رشد”[۲] آمده است و در اصطلاح تزکیه یعنی پاکی و اصلاح و رشد نفس با قانون شریعت الله و احسان[۳] و فقه باطن بر اساس قانون شریعت الله تعالی. الله تعالی می‏فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ‏(جمعه/۲) خدا کسی است که از میان بیسوادان پیغمبری را برانگیخته است و به سویشان روانه کرده است، تا آیات خدا را برای ایشان بخواند، و آنان را پاک بگرداند. و بدیشان کتاب (قرآن) و شریعت و حکمت را می‌آموزد . آنان پیش از آن تاریخ واقعاً در گمراهی آشکاری بودند .‏

اصلاح و تزکیه ی جامعه از طریق تطبیق شرایط زندگی با قانون شریعت الله و ارزشهای اسلامی و بازگرداندن هویت اسلامی به مسلمین و یاد دادن روش صحیح صحیح زندگى فردی و اجتماعی و حکومتی بر اساس قانون شریعت الله است، و «موانع تزکیه» یعنی تمام گناهان و اموری که مخالف قانون شریعت الله تعالی باشند. آیا برای پایان دادن به این سرگردانی ها و گمراهی ها و و آلودگی های عقیدتی و رفتاری و برای اصلاح در جامعه و پاک کردن و رشد دادن و از بین بردن «موانع تزکیه»،  راهی غیر از قانون شریعت الله و آیات الله تعالی برای مومنین و مدعیان اهل سنت وجود دارد؟ اگر مدعیان سنی بودن راهی غیر از این را رفتند آیا ربطی به اهل سنت و مذهب رایج در میان مردم محل خود دارند؟

پیامبران و سرمذهبهائی که ادعای پیروی از آنها را دارید با چه چیزی به اصلاح در جامعه پرداخته اند؟ برو نگاه کن؛ هم قرآن هست و هم تمام آثار سرمذهبهای شما. آیا برای اصلاح جامعه ابزاری غیر از قانون شریعت الله و غیر از بیّناتی از سوی الله را انتخاب کرده اند؟ هود علیه السلام می گوید :  قَالَ یَا قَوْمِ أَرَأَیْتُمْ إِن کُنتُ عَلَىَ بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّی وَرَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً  (گفت: ای قوم من! اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم و از خود بر من رزق نیکو رسانده باشد، به من بگوئید ( آیا می‌توانم شما را از شرک در قانون گذاری و… نهی ننمایم‌ ؟ )) وَمَا أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَى مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ  ( من نمی‌خواهم شما را از چیزی باز دارم و خودم مرتکب آن شوم. (چون همین نهی نکردن و تسلیم قوانین سکولاریستی موجود شدن هم باز نافرمانی الله است)) إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ ‏(هود/۸۸ من تا آنجا که می‌توانم جز اصلاح نمی‌خواهم، و توفیق من هم جز با خدا  نیست. تنها بر او توکّل می‌کنم و فقط به سوی او برمی‌گردم .‏

پس اصلاح «کفار۶گانه» ی آشکار و حتی دارودسته ی منافقین تنها با قانون شریعت الله « بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّی » صورت می گیرد[۴] و زمانی هم که خطاب به مومنین گفته می شود: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ‏(حجرات/۱۰) فقط مؤمنان برادران همدیگرند، پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید، و از خدا ترس و پروا داشته باشید، تا به شما رحم شود؛ باز در میان مومنین و دارالاسلام هم اصلاحگری تنها بر اساس قانون شریعت الله تعالی است.

حالا نگاه کن عده ای به جای توحید و قرآن و قانون شریعت و دستورات الله تعالی چه چیزی را برای شما جایگزین کرده اند؟ نژاد و قومیت؛ آنوقت این نژاد از چه کانالی به آنها رسیده است؟ واقعاً برای اهل سنت فاجعه است.

چون از این کانال بسیار به مومنین ظلم شده است و ما در طول این یک قرن گذشته شاهد جنایات وسیعی از کانال ملی گراها و ناسیونالیستها که تماماً سکولار بوده اند کشیده ایم در چنین وضعیتی لازم است که بدی های این ظالمین را به زبان بیاوریم تا تمام کسانی که در این ظلم آشکار شرکت دارند بفهمند که چه هستند هست و در چه جایگاهی قرار گرفته اند. الله متعال می فرمایند:لَّا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا (نساء/۱۴۸)، خداوند دوست ندارد (که افراد بشر پرده‌دری کنند و عیوب همدیگر را فاش سازند و) زبان به بدگوئی و گفتار زشت گشایند، مگر آن کسی که مورد ستم قرار گرفته باشد (که می‌تواند از شخص ستمگر شکایت کند و بدیهای او را بیان دارد و او را دعا و نفرین نماید) و خدا شنوای (دعای مظلوم و) آگاه (از کار ظالم) است.‏

حالا ای کسی که به جای قانون شریعت الله تعالی و فقه مذهبت و به جای امام حنفی و امام مالک و امام شافعی و امام احمد بن حنبل و امام زید و سایر ائمه ی بزرگوار اهل سنت نژاد را قرار داده ای نگاه کن منابع ما چون امام احمد و نسائی و دیگران از رسول الله صلی الله علیه وسلم چه حقیقتی را در مورد افراد نژاد گرا و ناسیونالیست روایت کرده اند،که به هر کسی که چنین به سوی جاهلیت دعوت می کند باید گفته شود: برو آلت پدرت را گاز بگیر. [۵]

بله، این یک واقعیت است هر چند تلخ؛ کسانی که قانون شریعت الله تعالی را کنار زده و با علم کردن نژاد گرائی و قومیت گرائی در واقع آلت تناسلی پدران خود را که از آن کانال نژاد به آنها منتقل شده است را جایگزین قانون شریعت الله تعالی و قرآن و آنهمه صحابی و امام بزرگوار اهل سنت کرده اند که از کانال آنها این دین اسلام را به ما رسانده اند. آیا برای کسی که ادعای اهل سنت بودن دارد جای شرم و ننگ نیست که چنین چیزی را جایگزین توحید و قانون شریعت الله و مذهبش کند و اهل سنت را به سوی آن دعوت کند؟

امام ترمذی از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد آنان که نسب را مایه ی افتخار می دانند روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند:«لَیَنْتَهِیَنَّ أَقْوَامٌ یَفْتَخِرُونَ بِآبَائِهِمْ الَّذِینَ مَاتُوا… أَوْ لَیَکُونُنَّ أَهْوَنَ عَلَی اللَّهِ مِنْ الْجُعَلِ الَّذِی یُدَهّدِهُ الْخِرَاءَ بِأَنْفِهِ»[۶] کسانی که به پدران و نیاکان مرده ی خود افتخار می کنند، به قومیت و نژاد خودشان افتخار می کنند، باید از این کار دست بکشند و تمامش کنند، و در صورتی که دست بردار نباشند، نزد الله تعالی از سوسکی که سرگین و کثافت را با بینی خود می غلطاند، پست تر خواهند بود.

متوجه شدید که رسول الله صلی الله علیه وسلم چگونه این دعوتگران به سوی قومیت را معرفی می کند و چگونه جایگاه آنها را نزد الله تعالی پست تر از سوسکی که سرگین و کثافت را با بینی خود می غلطاند نشان می دهد؟

واقعیت هم همین است؛ نگاه کنید این ملی گرایان سکولار چه چیزهائی را با خود حمل می کنند و به مسلمین نشان می دهند؟ غیر از کفر و شرک و دروغ و کثافت و فساد و فحشاء مگر چیزی با خود دارند؟ از تاریخ باستان تخیلی و غیر قابل استنادی که به قول قرآن « لَهْوَ الْحَدِيثِ » سخنان پوچ و باطل و بی ارزشی بیش نیستند مجموعه ای از داستانهای تخیلی و آداب و رسوم و رفتارهای ضد اسلامی را جمع آوری کرده اند که چیزی هستند در مایه ی همان سرگین و کثافتی که سوسکها با خود حمل می کنند که الله تعالی در مورد این ادامه دهندگان منهج نضر بن حارث می گوید: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا ۚ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (لقمان/۶) در میان مردم کسانی هستند که خریدار سخنان پوچ و باطل و یاوه‌اند تا با چنین سخنانی ( بندگان خدا را ) جاهلانه از راه خدا منحرف و سرگشته سازند و آن را مسخره کنند. آنان عذاب خوار و رسوا کننده‌ای دارند.‏

البته در کنار این باید دقت داشته باشیم که دفاع از قوم خود تا زمانی که در مسیر شریعت الله باشند و گناهکار نباشند و خودمان با این دفاع گناهکار نشویم یک ارزش است و فرق دارد با جایگزین کردن نژاد به جای قانون شریعت الله تعالی از کانال یکی از مذاهب دین سکولاریسم . رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: «خَیرُکمُ المُدافِعُ عَن عَشیرَتِهِ ما لَم یأثَمْ» [۷]، بهترین شما کسی است که از عشیره و قوم خود دفاع کند، به شرط آن که با این کار مرتکب گناهی نشود.

ما کاری به طرفداران احزاب سکولار که رسماً خود را سکولار می نامند و برای قومیت گرائی دعوت می دهند و در نقش سوسکهای کثافت کش نقش بازی می کنند و آلت پدرانشان را جایگزین قانون شریعت الله و منهج اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم و فقه و مذاهب تمام ائمه ی مورد پذیرش اهل سنت کرده اند نداریم، حساب اینها جداست؛ اما هر شخصی که خود را مسلمان و پیرو فلان مذهب اسلامی بنامد و ۱- آگاهانه ۲- عمداً ۳- به میل خودش در امور اجرائی جامعه بر اساس قانون شریعت الله تعالی و مذهب مورد ادعایش عمل نکند بدون شک مفسدی از دارودسته ی منافقین و سکولار زده هاست که با آنکه نقابی اسلامی بر چهره زده و در اعمالی ادای مسلمین را در می آورد اما در واقع همان اهداف سکولاریستها(مشرکین) را دنبال می کند هر چند ادعای اصلاح طلبی در دارالاسلام و جوامع ختلف اسلامی را نیز داشته باشد: وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ‏(بقره/۱۱) هنگامی که بدیشان گفته شود: در زمین فساد و تباهی نکنید. گویند : ما اصلاحگرانی بیش نیستیم .‏ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِن لاَّ یَشْعُرُونَ ‏(بقره/۱۲) هان ! ایشان بی‌گمان فسادکنندگان و تباهی‌پیشگانند ولیکن پی نمی‌برند .‏

اگر راست می گوئید که تابع قانون شریعت الله بر اساس مذهب مردم خودت هستی و قصد اصلاح انحرافات عقیدتی و رفتاری در دارالاسلام را دارید باید ابتدا از کانال این مسائل منهجی و بر اساس مسلمات مذهب خودت فرهنگ سازی و روشنگری کنید، و  شک نداشته باش تا زمانی که این مرحله را پشت سر نگذاری و تا زمانی که این مرحله را طی نکرده ای بقیه ی موارد یا اصلاً تحقق پیدا نمی کنند یا اینکه بسیار ناهمگون و التقاطی  شکل می گیرند که با منهج صحیح اسلامی سازگاری ندارند.

در دارالاسلامی که به شما قدرت حکومتی داده است یک جامعه ی مسلمان نشین با انواع افکار و عقاید و رفتارهای جاهلانه در جلو دست شماست، از چنین جامعه ی تصفیه نشده و اصلاح نشده ای نمی توان انتظار عقاید و رفتارهای شرعی داشت، و اصلاح این جامعه ی آلوده شده ی به افکار مادی سکولاریستها، هرگز به یک باره و عجولانه و بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی قابل تغییر نیست؛ و باید همان روش «تدرج» را با صبر، و تحمل ناملایمات، و از کانالهای شرعی موجود به کار گرفت، و کسانی که توان تحمل چنین مسیری را در دارالاسلام ندارند معمولاً یا روش مسلحانه را درپیش می گیرند که انحرافی آشکار و به بیراهه رفتن انرژی ها را در پیش می گیرند، یا کناره گیری می کنند و سبک غُرزنهای خودبزرگ بین با شعارهای کلی و دل خوش کُنَک را انتخاب می کنند.

اگر مومنی «حَفِيظٌ عَلِيمٌ» در مذهب اسلامی مردم خودت هستی و اینهائی که بر شوراها و حلفها و سندیکاها و سایر امور اداری و اجتماعی و فرهنگی و آموزشی جامعه «بر اساس مذهبت» نیستند تا چه اندازه مبارزه ی به «روز شده» و «امروزین» کرده ای که اینها را به عنوان «موانع تزکیه» ی جامعه ات برداری؟ اصلاً وارد میدان مبارزه شده ای یا با بی تفاوتی و عدم مسئولیت و وظیفه، از دور نظاره گر اینهمه انحراف و مفاسد آشکار هستی و تنها غُر می زنی و در عوض اینهمه توقع بزرگ بزرگ هم داری؟

کسانی که خودشان تابع قانون شریعت الله نباشند و با قانون شریعت الله تعالی به فقه باطن دست پیدا نکرده باشند و ادعای اسلامی بودن و اصلاح هم داشته باشند، اگر صدها انجمن‏ و جماعت با هزاران نفر پیرو با ادعاهای بزرگ داشته باشند و صدها کنفرانس و همایش بگیرند باز این زحمات آنها آنگونه که باید مطلوب باشد نتیجه نداده و مثمر ثمر واقع نمی‏شوند. چرا؟

  • چون خود اشخاص با قانون شریعت الله تزکیه و رشد نکرده اند و افکار و سخنان و رفتارهای آنها را قانون شریعت الله هدایت نمی کند و شخص مسلمان نتوانسته است خود را از درجه مسلمین عادی به درجه ی مومنین ارتقاء دهد بلکه کل تلاش این گروهها و احزاب و دسته ها به اصلاح دیگران است. الله تعالی ابتدا به خود شخص مومن امر می کند که : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏(مائده/۱۰۵) ای مؤمنان! مواظب خود باشید. هنگامی که شما هدایت یافتید گمراهی گمراهان به شما زیانی نمی‌رساند، بازگشت همه شما به سوی خدا است، و شما را از آنچه می‌کرده‌اید آگاه می‌سازد.‏ و بعد به همین مومن امر می کند که قول و عملش یکسان باشد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ (صف/۲) ای مؤمنان ! چرا سخنی ( به دیگران ) می‌گوئید که خودتان برابر آن عمل نمی‌کنید ؟‏ « کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ‏»(صف/۳) اگر سخنی را بگوئید و خودتان برابر آن عمل نکنید ، موجب کینه و خشم عظیم خدا می‌گردد .‏ آیا کسی که جزو مومنین نباشد و بعد الله از او کینه و خشم داشته باشد می تواند در جامعه تحولی ایجاد کند که مورد رضایت الله است؟
  • –         چون مومنین از قدرت حکومتی برخوردار نیستند و در جوامعی هم که می توانند قدرت حکومتی را به دست بیاورند فریب شیطان و یاران شیطان را خورده و عملاً با کناره گیری از چنین منبع قدرتی در راه دعوت و اصلاح مانع تولید می کنند و به طول عمر مفاسد و جولان دادن مفسدین کمک می کنند.

فراموش نکنید اینجا دارالاسلام است نه یکی از دارالکفرهای سکولار؛ در اینجا تنها شما تبلیغ نمی کنید بلکه از قدرت نظامی و حکومتی دارالاسلام نیز برخوردارید و شما با پشتوانه ی چنین قدرت حکومتی می توانید برنامه های اجتماعی و فرهنگی و آموزشی و اقتصادی و… خودتان را به پیش ببرید و شک نداشته باشید که به قول عمربن خطاب و عثمان بن عفان رضی الله عنهما: « إنَّ اللهَ یَزَعُ بالسُّلطان ما لا یَزَعُ بالقرآن»[۸] خداوند با قدرت حکومتی، کاری را به انجام می‌رساند و از کارهائی جلوگیری می کند، که به وسیله ی قرآن جلوگیری نمی شوند و با قرآن این کارها را به انجام نمی‌رساند.[۹] اگر شما دوری کنید چگونه می خواهید از این قدرت حکومتی با اینهمه نهاد و شورا و … که دارد استفاده کنید؟

یعنی واقعاً توهم به سرتان زده که تنها با سخن گفتن بدون پشتوانه ی قدرت حکومتی می توانید در برای مفسدینی چون سکولاریستها (مشرکین) و دارودسته ی منافقین به حرکت اصلاحگری که مطلوب شریعت است دست پیدا کنید؟ یعنی واقعاً چنان توهمی به سرتان زده که خود را در علم و حکمت و مصلحت شناسی و غیره بالاتر از رسول الله صلی الله علیه وسلم می دانید یا اینکه مشکل جائی دیگر است و با اسلامی ناقص و خالی از «۴معنی و مفهوم دین» خود را با سکولاریسم سازگار کرده و در جبهه ی کفار سکولار جهانی و دارودسته ی منافقین قرار گرفته اید و دارید شعار می دهید و عوام فریبی می کنید و با شعارهای ملی گرایانه و سوء استفاده از اختلافات مذهبی برای خود گله جمع می کنید و خود را با وضع موجود سازگار کرده اید؟!!

یا در چنین مسیری هستید یا در مسیر برادران نامتعادل و نامیزان ما که شناختی بر منهج صحیح اهل سنت ندارند و از وحدت آگاهانه و هدفمند و حرکتی از کانال «۳ابزار» آگاهی ندارند و در مسیر تک روی و تفرق و گروه بازی و خشونتهای زبانی و فیزیکی غیر شرعی بر جامعه قرار گرفته اند که ثمره ای جز تولید مصیبت و مانعی دیگر بر مصیبتها و موانع موجود مسلمین  و ثمره ای جز هدر دادن انرژی جهادی و اصلاحگری مومنین و خدمت به اهداف دشمنان نداشته اند.

شک نکنید اگر شما مومن باشید و در جامعه موفق شوید که مومنینی تربیت کنید باز با هنجار شکنهائی سروکار خواهید داشت که در برخورد با این هنجارشکنها نه رسول الله صلی الله علیه وسلم و نه آنهمه صحابه نتوانسته اند با آیات قرآن و آنهمه حدیث و نصیحت آنها را رام کنند و شما نیاز مبرمی به قدرت حکومتی دارید، این بخش که  مصالح افراد و یا عموم جامعه را زیر پا می گذارند تنها زبان زور را متوجه می شوند و هزاران آیه و حدیث و نصیحت دلسوزانه نمی تواند جلو آنها را بگیرد که دست از مفاسد عقیدتی و رفتاری و ظلم و هنجار شکنی بردارند.

غیر از دارالکفرهای سکولار که تحت هیچ شرایطی تسلیم قوانین شریعت الله نمی شوند، در دارالاسلام نیز کسانی وجود دارند که اگر بدانند انجام گناه و تخلف جریمه ای به دنبال ندارد و یا جریمه ی کمی دارد و کسی نیست که با زور جلو آنها را بگیرد، به راحتی دچار گناه می شوند و قوانین شریعت الله را نادیده می گیرند و دچار تخلف و جرم می شوند، حتی قوانینی در اخلاق عمومی مثل قوانین راهنمائی و رانندگی را نیز نادیده می یگرند و دچار تخلف می شوند.

 به همین دلیل هر دعوتگری نیاز دارد که از قدرت حکومتی جهت اصلاح برخوردار باشد و جامعه به گونه ای نباشد که عده ای به خنثی سازی تلاشهای دعوتگران و از بین بردن قبح گناه اقدام کنند و حتی فجایعی چون لت کوب کردن امام شافعی رحمه الله و امثالهم صورت گیرد. دعوتگر چه رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد که در ابتدا از حمایت شمشیرهای بنی هاشم برخوردار بود و بعدها از حمایت قدرت حمایت نظامی و حکومتی دارالاسلام برخوردار شد، و چه هر یک از ادامه دهندگان راهش باشند، بدون شک نیاز به پشتوانه ی قدرت نظامی دارند و بدون این، دعوت در مسیر عادی و کامل آن به پیش نخواهد رفت.

در شریعت الله تعالی قاعده بر این است که مسلمین گناه را به خاطر حفظ ایمان و قیامت خود و نجات و حفظ از عذاب در قیامت و بالا بردن درجات خود در بهشت انجام ندهند نه صرفاً به خاطر ترس از مجازات دنیوی. اما دسته هائی وجود دارند که با وجود آگاهی اما عمداً و به میل خودشان مسیر جرم و گناه را انتخاب می کنند و تنها با قدرت نظامی و زور می توان جلو آنها را گرفت تا بتوان جریان اصلاحگری را به آن شیوه ای که در شریعت آمده به پیش برد.

باید خدمت همه عرض کنم که توسعه سیاسی رایج فقط یک ساحت را پوشش می‌دهد و جریان اصلاح‌طلبی در تمامی ساحت‌ها حرفی برای گفتن دارد، و دارودسته ی منافقین با ذکر و برجسته کردن و بزرگنمائی موانعی که از کانال مذاهب تعریف شده ی اهل سنت در قانون اساسی دارالاسلام برداشتنی هستند و تنها نیاز به اراده و صبر و پشتکار و آگاهی به روشهای مبارزه ی به روز شده دارد، مردم را به سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهند؛ اینها این مفاسد را – که عامل تولید اکثریت مطلق این مفاسد خود آنها و احزاب سکولار هستند – را عاملی برای کناره گیری و نظاره گر بودن مومنین و ابزاری برای دعوت عوام ناآگاهِ از شریعت به یکی از مذاهب سکولاریسم و دموکراسی آنها کرده اند؛ و این در حالی است که در سیستم دموکراسی قانون اساسی و قدرت حکومتی سکولار از این مواردی که ما به عنوان مانع از آنها یاد می کنیم حمایت می کند و هرگز تا زمانی که حاکمیت سکولاریستی وجود دارد برداشتنی نیستند.!! اما می بینیم که دارودسته ی منافقین مردم را به مشارکت در بازی های سیاسی چنین حاکمیتهای سکولاری دعوت می دهند.

آیا متوجه هستی که با کناره گیری و سکوت و نظاره گر بودن و حتی با برجسته کردن این انحرافات اجرائی و مشارکت در جبهه جنگ روانی بر علیه دارالاسلام، خود شما نیز همکار دارودسته ی منافقین و سایر دشمنان دارالاسلام شده اید؟ و دقیقاً مثل همان سرگردانانی که بعضاً در مبارزات انقلابی و حرکت به سوی تشکیل حکومتی اسلامی شورائی حضور داشتند اما امروز در صف غلاة روافض دارالاسلام و انقلاب ایستاده اند و برای منافع دشمنان دارالاسلام یقه چاک می‌کنند، عمل می کنید؟ آیا تجربیات دارالاسلام عصر خلفای راشدی چون عثمان بن عفان رضی الله عنه و علی بن ابی طالب رضی الله برای ما کافی نیست؟ چه رسد به آنهمه تجربیات تلخ و خونین چند قرن دارالاسلامهای پس از آنها تا کنون.

در دارالاسلام با آنکه عده ای به دلیل وجود نارسائی ها و حتی فساد برخی از مسئولین که از خطبای مساجد تا اعضای شوراهای مختلف و انجمنهای مردم نهاد و سندیکاها شروع می شود تا به سایر نهادهای دولتی می رسد دچار نوعی دلسردی شده اند، گاه رویاهای غیر عملی برای دارالاسلام را در سر می پرورانند؛ اما حقایق تاریحی و واقعیت وضع موجود به همه فهمانده است که اداره ی دارالاسلام بر اساس هر یک از مذاهب اسلامی – با وجود نقصهائی که دارد- از هر بدیل کفری دیگری می توان به صورت هماهنگ و سیستماتیک جهان بهتری را برای مسلمین به ارمغان بیاورد، و مسیر حرکت در دارالاسلام اصلاح کردن ساختاری جامعه است نه متلاشی کردن آن به خاطر جایگزینهای خیالی و تجربه شده ای که هیچ تناسبی با قانون شریعت الله ندارند و با صدها حاکم فاسد و ظالم جهانی و منطقه ای و محلی آزمایش خود را پس داده اند.

ای مومنین : همه ی ما می دانیم که در هیچ کشور سکولاری هیچ یک از ما نمی توانیم در امور شوراها و سندیکاها و انجمنهای مردمی و در کل در اداره ی زندگی محلی خود بر اساس مذهب خودمان قانون تعیین کنیم و بر اساس مذهب خودمان عمل کنیم، اما شما در دارالاسلام ایران در تمام امور مذهبی خود و در اداره ی تمام امور شوراهای محلی خود بر اساس مذهب خود و در تمام دادگاههای خانواده و امور متعلق به مذهب و امور مدنی خود در دارالاسلام ایران آزادید و تمام اختلافات هم در همین مسائل است، یعنی اکثریت مطلق اختلاف شما با شیعه جعفری در مواردی است که در این موارد شما استقلال کامل دارید، و قانونی نیست که شما را مجبور به کنار نهادن مختصات مذهبی خودتان و مجبور به تبعیت از مذهب شیعه کند … یعنی شما هر کاری شرعی در جامعه ی خودت انجام دهی برای خودت و هم مذهبهایت است و در واقع داری برای مذهب خودت تلاش می کنی اما با پشتوانه و قدرت نظامی و حکومتی دارالاسلام در برابر سکولاریستهای جهانی و محلی و دارودسته ی منافقین محلی  و سایر دشمنان الله و خودمان که تنها از این قدرت نظامی می ترسند، اعداد و آمادگی بزرگ و قدرت نظامی بزرگ در انجام فریضه ی ترساندن این دشمنان که الله تعالی می فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ »(انفال/۶۰) از کانال قدرت نظامی و حکومتی دارالاسلام صورت می گیرد.« مَالایتِمُّ الوَاجُبُ إِلّابِهِ فَهُوَ وَاجِب»

 پس چرا از مستی ناشی از رسانه های کفار  و دارودسته ی منافقین به هوش نمی آئید و بیدار نمی شوید؟ غیر از «دارالاسلام»  در کجای دنیا تو شافعی یا حنفی یا مالکی و حنبلی و زیدی می توانی بر اساس فقه خودت امور داخلی خودت را بچرخانی؟ غیر از «دارالاسلام» در کجای دنیا این قدرت حکومتی به فقها و مجتهدین و علمای اهل فقه و شریعت داده شده است که در تطبیق قانون شریعت الله بر ملت خود از پشتوانه ی قدرت حکومتی برخوردار باشند؟

چرا خودت را گم کرده ای؟ چرا وضع موجود را نمی بینی؟ تا کَی قرار است با عینک کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای مرتد محلی و دارودسته ی منافقین داخلی به «دارالاسلام» خودت نگاه کنی؟ با چه مجوز شرعی چنین فرصت تاریخی بی نظیری را از دست می دهی؟

تمام تلاش «کفار۶گانه»ی آشکار این بوده که دستاوردهای مومنین چه در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و چه در عصر صحابه رضی الله عنهم اجمعین و چه در سایر دارالاسلامها و از جمله این دارالاسلام  ایران را با شبهات خاص خود زیر سوال ببرند، و در دارالاسلام و حتی خارج از دارالاسلام دسته ای بدبین و دسته هائی میان خوف و رجا تولید کرده اند که تنها رخدادهای بر اساس شریعت الله می تواند این دسته ی اخیر را به قطعیت برساند اگر جزو مومنین باشند.

این دارالاسلام در ایران :

  • برای اولین بار بعد از خلفای راشدین «ولایت مجتهد» یا ولایت فقیه را زنده کرد و در جامعه تطبیق داد.
  • برای اولین بار بعد از خلفای راشدین شوراهای اسلامی را دوباره زنده کرد که اولین مشخصه ی اصلی «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة» است
  • برای اولین بار بعد از خلفای راشدین نظارت عمومی را بر تمام نهادهای حکومتی و رهبریت دارالاسلام زنده کرد که دومین مشخصه ی اصلی «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة» است
  • برای اولین بار بعد از چند قرن از صفویه تا کنون مذاهب معروف به اهل سنت را در ایران قانوناً رسمی اعلام کرد و در امور داخلی آنها به آنها آزادی و استقلال داد و با قدرت حکومتی از فعالیتهای آنها بر اساس مذاهب تعریف شده در قانون حمایت کرد. حمایتی که هم اکنون در هیچ یک از کشورهای رسمی حاکم بر مسلمین نمی شود چه رسد به سایر دارالکفرهای اروپائی و آمریکائی و روسی و چینی و آفریقائی و غیره، و اگر حمایتی غیر از حمایت دارالاسلام ایران وجود دارد تنها در امارتهای کوچک اسلامی است و حمایت آنها نیز تنها از مذهب و تفسیر خاص خودشان است نه از فقهای سایر مذاهب اسلامی.
  • برای اولین بار حق معلومی که برای « سَّائِلِینَ » و دنبال روندگان علم و دانش و فقه اسلامی در مال مسلمین وجود دارد و باید به آنها پرداخت شود به یکسان به آنها داده شد.[۱۰] و علاوه بر آن طلبه ها و ملاها و ائمه ی مساجد فرقه های معروف به اهل سنت از حقوق ماهیانه ی (کم یا زیاد) و بیمه و مدارکی جهت ادامه تحصیل در سایر نهادهای علمی و… برخوردار شدند و…

دارالاسلام ایران در چنین مسیری در حرکت است و از آنجایی که :

  • شیعیان از مرده ها تقلید نمی کنند و تابع مجتهدین زنده هستند و هم اکنون مجتهدین ایران و حکومت آن در جایگاه رهبری اکثریت قاطع گروههای شیعی دنیا قرار گرفته اند،
  • و شيعيان جهان در پيروي مذهبي به قوميت اهميتي نمي‌دهند و بر این اساس از نظام مذهبي حاكم بر ايران پيروي مي‌كنند،

 در این صورت، اصلاحگری از کانال شوراها و نهادهای دولتی و سایر ارگانها و سازمانهای مردم نهاد در واقع تلاش جهت خدمت به مذهب خود، و تقویت جریان «قرآن معیار» و وحدت گرا و شریعت گرای کنونی حاکم بر دارالاسلام ایران، و تضعیف و پایان دادن به جولان غلاتی است که هم اکنون تحت عنوان «شیعیان انگلیسی» شناخته شده اند و قرنهاست شیعه ی جعفری و تمام مسلمین را به زانو در آورده اند، و قرنها پیش ائمه ی جعفری، و همگام با آنها تا کنون، سایر ائمه ی مذاهب معروف به اهل سنت به نابودی عقاید و رفتارهای فاسد غلاة و منحرفین، و لو بدست كسي ديگر، اميد بسته اند.

 در این صورت وجود دارالاسلام ایران [۱۱] نه تنها کمک به تکامل این روند قرآن گرائی و شریعت گرائی براساس منابع منطبق و همخوان با قرآن در میان شیعیان دنیاست، بلکه بازگشت به «ولایت مجتهد» و حکومت شورائی و کانالهای متعددی که جهت «اصلاح» و «اتحاد» و «وحدت» اسلامی به وجود آورده فرصتی تاریخی است که قرنها مسلمین انتظارش را می کشیدند.

با وجود تلاشهای دولت و حکومتهای مختلف دارالاسلام ایران، اما مانع اساسی در راه اصلاح، خود مردمی هستند که به انواع بیماریهای عقیدتی آلوده شده اند. این مردم گاه به آسانی حول محور شعارهای ملی گرایانه، اقتصادی، آزادیهای سیاسی سکولاریستی و… جمع و یکصدا می شوند؛ اما همین مردم در برابر کسانی که سعی دارند توهمات، خرافات و بدعتهای عقیدتی و رفتاری آنها را بر اساس مسلمات مذهب خودشان اصلاح کنند مقاومت نشان می دهند، و علاوه بر آنکه حاضر نیستند سخنان این اصلاحگران را بشنوند بلکه در جنگی روانی و گاه فیزیکی این رهبران اصلاح طلب را مورد حمله قرار داده و یا سعی می کنند آنها را با انواع دروغها و شبهات در انزوا قرار دهند.

این مردم آلوده شده حاضرند به آسانی جهت مبارزه با یک دشمن خارجی هرچند فرضی هم باشد متحد شده و وارد عمل شوند اما در جنگ با دشمن درونی خود که واقعیتی انکار ناپذیر است با طیفهائی مواجه مي‌شويم كه در مقابله با اين حركت جبهه می گیرند، و دعوت مخلصانه‌اي كه بر اساس مسلمات مذهب خودشان و صرفا براي آزاد سازي آن‌ها از محنتي است كه بدست خود گرفتار آن شده‌اند، را رد می کنند.

ما سالهاست در ایران تجربه کرده ایم که در میان مذاهب معروف به اهل سنت و شیعیان جعفری، اولین مانع در برابر اصلاحات، خود مردم بوده اند، سپس حکومتها؛ این مانع همیشه در طول تاریخ در برابر تمام پیامبران و اصلاح طلبان وجود داشته است. به همین دلیل تغییر در زمینه ی درونی و عقیدتی، بر خلاف تغییر در شرایط مادی زندگی، بسیار کند، پرمشقت، زجر آور، دردناک و طولانی خواهد بود.

در سرزمینهای مسلمان نشینی که طاغوتها با قوانین سکولاریستی بر آنها حاکمیت دارند تنها راه نابودی خرافات عقیدتی مسلمین از میان برداشتن حکومتهای کافر و مرتد حاکم بر آنهاست و تمام تلاشها باید در خدمت جهاد مسلحانه و از میان برداشتن مانع حکومتی و تشکیل حکومت اسلامی باشد . تنها به دنبال برداشتن این مانع و به وجود آوردن دارالاسلام و تشکیل حکومتی اسلامی است که به صورت تدریجی سایر موانع برداشته می شوند؛ و تنها زمانی می توان به پالفته شدن خرافات از مذهب شیعه ی جعفری و سایر مذاهب اسلامی دل بست که حاکمیت در اختیار فقها و علمای این مذهب باشد . بدون بهره گیری از ابزار حکومتی، وجود صدها امام و عالم و خطیب نیز نمی تواند در تکمیل پروسه ی اصلاحات کامل باشند. اگر کسانی در این گفته تردید دارند و نمی توانند این واقعیت را فهم کنند، مناسبتر این است که به سیره ی امام مذهب خود و پیروان همین امام در گذر زمان دقت کنند، تا با مراجعه به تاریخ،  برای امروز الگو بگیرند.

در این صورت هر گونه جنگ مسلحانه ی داخلی در حکومت کنونی ایران منجر به تداوم و طول عمر خرافات و تندرویهای رایج در میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی خواهد شد و باید به هر وسیله از این حکومت، صلح و فراهم نمودن زمینه های گفتگو و اصلاح از کانال شوراها و نهادهای دولتی و مردم نهاد و تلاش جهت تکامل آن به «خلافةٌ على منهاجِ النبوةِ» دفاع  کرد.

با تمام این تفاصیل کسانی بر این باورند که اگر حکومت شیعه مذهب فعلی از بین برود و حکومتی سکولار همچون اروپا و امریکا سرکار بیاید فرق معروف به اهل سنت حتي بصورت موقت نفس راحتي كشيده و از کابوس غلاة و اندیشه های تندروانه نجات می یابند، غافل از اینکه نه شیعه نصرانیت است و نه سکولاریسم و دموکراسی قادر به از بین بردن عقاید غلاة و یاوه گویان بوده است، بلکه بر عکس، سکولاریسم و دموکراسی حاکم بر آن، مروج و زمینه ساز ازدیاد خرافات و فرق منحرف متعدد تحت آزادیهای شخصی بوده و به این شکل عامل دوام و طول عمر این فرقه های گمراه بوده است.

گویندگان این سخن که رسانه های کفار سکولار جهانی و دارودسته ی منافقین هستند مگر نمی دانند که پایگاه  رسانه ای این غلاة و منحرفین و توهین کنندگان به شخصیتهای مورد احترام اهل سنت کلاً در کشورهای سکولار و دموکرات انگلیس و آمریکا و سایر اقمار آنهاست؟ چقدر مکر شیطان و یارانش ضعیف است اگر مومنین هوشیار باشند.

تنها در یک دوره ی کوتاه حکومت سکولارها و دموکراسی در اواخر قاجاریه و پهلوی ما شاهد ظهور چندین مذهب خرافی و صدها فرقه ی انحرافی در میان مردم ایران بودیم و این حکومتها علاوه بر آنکه باعث از میان رفتن یا حتی کاهش عقاید غلاة و خرافات در میان مردم نشدند بلکه به آن نیز دامن زدند. این اتفاقی است که در تاریخهای مختلف و در سرزمینهای مختلف شمال آفریقا، بلاد رافدین، ایران، شام ، شبه جزیره، پاکستان و… به کرات تکرار شده است.

تنها چیزی که می تواند قبل از تشکیل شورای اولی الامر منطقه ای و جهانی و اجماع ناشی از آن جلو خرافات فرقه های معروف به اهل سنت را نیز بگیرد حکومتی است که در آن فقهای همان مذهب حاکم باشند نه محکوم و زیر دست حکام، و فقهای همان مذهب با در دست داشتن قدرت حکومتی بتوانند به صورت تدریجی و کنترل شده راه تصحیح را درپیش گیرند، به همین دلیل است که اهل سنت اجماع دارند که رهبر جامعه باید مجتهد باشد و در بدترین حالت باید عالم و فقیهی باشد که در حد یک قاضی شرعی علم و فقه بلد باشد، و گرنه در هر دوره ای این امکان وجود دارد کسانی پیدا شوند از این خرافات و بدعتهای عقیدتی و رفتاری كه عوام ساده‌انديش نيز از آنها پشتيباني مي‌كنند، به نفع مقاصد خود استفاده كرده و شعله های جنگهای خونین و تفرقهای نابودگر را شعله ور کنند.  

در همین راستا است که حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران به علمای مذاهب حنفی و مالکی و شافعی و حنبلی و زیدی در کنار شیعیان جعفری قدرت حکومتی داده است و اینها می توانند در مناطق خود مستقلاً از کانال نهادهای حکومتی و شوراهای مختلف و سایر نهادی های مردم نهاد به تنفیذ قوانین فقهی بر اساس مذهب خود بپردازند و خودشان با استناد به مذهب خودشان می توانند در جامعه مستقلاً وارد عمل شوند بدون آنکه مثل سایر دول سکولار در حاشیه قرار گرفته باشند.

آیا فعالین اهل سنت از چنین قدرتی استفاده های لازم را کرده اند؟

  • یا تحت تأثیر تبلیغات کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی قرار گرفته و از چنین قدرتی فاصله گرفته اند و از دور شروع کرده اند به غر زدن و پیوستن به جنگ روانی دشمنان؟
  • و یا به دلیل وجود موانعی و به خصوص به دلیل وجود دارودسته ی منافقین مثل زنانی با ریش و عمامه زود دلخور شده و کنار کشیده اند و باز شروع کرده اند به غر زدن و گوشه گیری؟
  • –         یا اینکه مثل یک مبارز اصلاحگر با خرید سختی های دعوت در جهت کسب قدرت به پیش رفته اند؟

شما باید خودتان را مورد بازبینی قرار دهید که در این فرصت استثنائی در دنیای معاصر جزو کدام یک از این سه دسته بوده اید؟

در هیچ کجای قانون اساسی حکومت بدیل اضطراری اسلامی  ایران نیامده که شما به عنوان یک شافعی باید از مذهب یک حنفی یا شیعه ی جعفری یا زیدی یا حنبلی و مالکی دفاع کنی و… هر چند که دفاع مسلمان از مسلمان یک ارزش و وظیفه است، اما از شما درخواست شده که از اصل اسلام و دارالاسلام و تطبیق قانون شریعت الله و جان و ناموس و آبرو و مالت بر اساس مذهب خودت دفاع کنی و با گفتگو و نقد شرعی در پی امر به معروف و نهی از منکر و اصلاحگری و تکامل حاکمیت موجود بر اساس مذهب خودت باشی …

رسول الله صلی الله علیه وسلم دین اسلام را بر بنی شیبان بن ثعلبه عرضه داشت آنها گفتند: تو را در برابر عرب نه در برابر کسری یاری و حمایت می کنیم. و رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود: « إِنَّ دِينَ اللهِ لَنْ يَنْصُرَهُ إِلاَّ مَنْ أَحَاطَهُ مِنْ جَمِيعِ جَوَانِبِهِ » «دین خدا را غیر از کسی که از تمام زمینه ها و جوانبش آن را پذیرفته و قبول کرده باشد، پیروز نمی گرداند». [۱۲]   

این دین اسلام و قانون شریعت الله است که در اختیارت قرار گرفته و باید در تمام جوانب تسلیم آن شوی . در مثال پزشکی است که بعد از تکمیل تحصیلات و تخصص پروانه پزشکی گرفته و حق طبابت دارد که باید به تمام دستوراتش به صورت کامل عمل کنی نه اینکه به میل خودت بعضی از دستورات را بپذیری و بعضی را کنار بزنی و نادیده بگیری، اما این را هم بداندی تا مردم به  این پزشک متخصص مراجعه نکنند امکان طبابت ندارد و بعد از مراجعه هم باید به تمام دستورات پزشک عمل شود.

این هم دارالاسلامی است که در جلوی دستت قرار گرفته است اما بر خلاف دین اسلام «تکمیل» نیست و تخصص کامل نگرفته و با آنکه در حالت «اضطرار و ضرورت» پروانه ی فعالیت دارد اما نیازمند «تکمیل» تخصص است و باید به آن مراجعه کرد تا از کانال انواع نهادهای حکومتی و شوراهای مختلف و انجمنهای متعدد مردم نهاد امکان «تکمیل» پیدا کند تا اینکه باذن الله به « ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة» ارتقاء پیدا کند که نقطه ی «تکامل» دولت و حکومت اسلامی در دارالاسلام است.

در زمینه ی اصلاح عقاید و رافتارها هم، اگر در میان شیعیان جعفری و سایر مذاهب اسلامی عقاید فاسد غلاة و منحرفین در پروسه ی فعالیتهای تبلیغی و بخصوص از کانال شورای اولی الامر متکی به قدرت نظامی حکومتی از بین نروند دشمنان به علت وجود همين بدعت‌ها و خرافات، بار ديگر از آنان سوء استفاده می کنند.

معنی ساده ی این سخن این است که در صورت عدم اصلاح ممکن است وجود خرافات روافض و غلاة در شیعه ی جعفری و حتی غلاة موجود در سایر مذاهب اسلامی، بار ديگر زمینه ساز تكرار جنایات فراموش نشدنی در طول قرنها و سالهای گذشته و زمان حال شوند، و ممكن است بار ديگر دشمنان از اهل خرافه و بدعت و طرفداران غلاة نيروئي بسيج نموده و فرصتي پيدا کنند تا  طیفهای مختلف تشیع و شافعی ها و حنفی ها و … را به آب و آتش بزنند.

برخلاف ائمه ی بزرگوار مذاهب معروف به اهل سنت و حتی کسانی چون ابن تیمیه و ابن قیم و ابن کثیر بزرگترین اشتباه بعضی از افراد متعلق به فِرَق معروف به اهل سنت و سایر گروههای غیر اسلامی در یکی دو قرن گذشته این بوده است که حاضر نشده اند میان شیعه ی جعفری با روافض و غلاة تمایز قائل شوند و مهمتر از آن نتوانسته اند با زبان ائمه ی مذاهب اربعه ی معروف به اهل سنت و بخصوص با زبان ائمه ی شیعه ی جعفری با آنها حرف بزنند و ادبیات غالب در این چند دهه ی گذشته با تشیع ادبیات سکولاریستها(مشرکین) یا نجدی ها بوده است.

معیار گفتمان با طیف گسترده ای که خود را در داخل شیعه جای داده اند تنها شیعه ی جعفری است با محوریت ائمه ی مورد پذیرش تشیع  که قرآن را به عنوان معیار و محک قرار داده اند، نه سایر فِرَق را.

حالا پس از ۱۴۰۰ سال و برای اولین بار از دل این جریان شیعه ی جعفری حکومتی توسط فقهای این جریان به وجود آمده که چنین ادعائی جهت تصحیح، از میان برداشتن خرافات درون مذهبی و حتی برنامه هائی عملی جهت برداشتن تفرق میان مسلمین و نزدیکی و وحدت میان سایر فرق اسلامی را نیز دارد و قصد دارد خرافاتی که در این قرون به صورت ریشه دار و عمیق در دل مردم جای گرفته را به صورت «تدریجی» بخشکاند، و به زمان و فراهم کردن زمینه های تغییر و تحول و اصلاح نیاز دارد . 

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ 

  والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[۱]   پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله / تقسیم زمین به دارالاسلام و دارالکفر در قرآن، سنت، آراء صحابه و مذاهب مختلف اسلامی (قسمت  چهل و دوم/ مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (۱۷) / جمهوری اسلامی ایران ( ۱۰-دارالاسلام ایران برای اهل سنت فرصت یا تهدید؟  ) )

[۲] لسان العرب: ۳/۳۶)

[۳] از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم پرسیده شد که احسان چیست؟ در پاسخ فرمودند: احسان آن است که خدا را چنان بپرستی که گویی او را می‏بینی و اگر این حالت به تو دست ندهد چنان باشی که او تو را بیند. (بخاری:۴۷۷۷-، مسلم:۹-۵)

[۴] نیز نگاه کنید به سوره مبارکه الأعراف آیه ۱۵۷ : الَّذينَ يَتَّبِعونَ الرَّسولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذي يَجِدونَهُ مَكتوبًا عِندَهُم فِي التَّوراةِ وَالإِنجيلِ يَأمُرُهُم بِالمَعروفِ وَيَنهاهُم عَنِ المُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيهِمُ الخَبائِثَ وَيَضَعُ عَنهُم إِصرَهُم وَالأَغلالَ الَّتي كانَت عَلَيهِم ۚ فَالَّذينَ آمَنوا بِهِ وَعَزَّروهُ وَنَصَروهُ وَاتَّبَعُوا النّورَ الَّذي أُنزِلَ مَعَهُ ۙ أُولٰئِكَ هُمُ المُفلِحونَ.

[۵] قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ تَعَزَّى بِعَزَاءِ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَعْضُوهُ بِهِنَّ أَبِيهِ وَلَا تُكَنُّوا» رواه البخاري في (الأدب المفرد) [۹۶۳/۱ بتحقيقي ] ، والنسائي في (السنن الكبرى) (۵/۲۷۲) [۸۸۶۴] و (۶/۲۴۲) [۱۰۸۱۲] وفي (عمل اليوم والليلة) [۹۷۶] ، وأحمد في (المسند) (۵/۱۳۶) وابنه في (زوائد المسند) (۵/۱۳۶) ، وابن أبي شيبة في (المصنف) (۱۵/۳۳) [۱۹۰۳۰] أو (۷/۴۵۶) [۳۷۱۸۳] ، وأبو عبيد القاسم بن سلام في (غريب الحديث) (۳/۱۶۳) [۴۲۲] و (۳/۲۸۸) [۴۶۷] (ط مجمع اللغة العربية) ، والحربي في (الغريب) (۳/۹۱۹) ، والطحاوي في (شرح مشكل الآثار) [۳۲۰۴] و [۳۲۰۷] ، والهيثم بن كليب الشاشي في (مسنده) (۳/۳۷۴) [۱۴۹۹] ، وابن حبان في [۳۱۵۳الإحسان] أو [۷۳۶ موارد] ، والطبراني في (المعجم الكبير) (۱/۱۹۸-۱۹۹) [۵۳۲] ، والقطيعي في (جزء الألف دينار) [۲۰۹] ، وأبو نعيم في (معرفة الصحابة) [۷۵۶] ، والبغوي في (شرح السنة) (۱۳/۱۲۰-۱۲۱) [۳۵۴۱] ، والضياء المقدسي في (المختارة) [۱۲۴۲] و [۱۲۴۴] ، والمزي في (تهذيب الكمال) (۱۹/۳۳۹-۳۳۰) و (۱۹/۳۳۰)  النسائي في ((السنن الكبرى)) (۸۸۶۴) واللفظ له، وأحمد (۲۱۲۳۴) / آلبانی ، تخريج مشكاة المصابيح ۴۸۲۸/ شعيب الأرناؤوط: تخريج المسند ۲۱۲۳۶ / الألباني ، السلسلة الصحيحة۲۶۹ / تخريج صحيح ابن حبان ۳۱۵۳ / ابن حجر العسقلاني: تخريج مشكاة المصابيح ۴/۴۰۴  / الألباني : السلسلة الصحيحة۱/۵۳۸ / محمد الأمين الشنقيطي: أضواء البيان۳/۵۲۷ / السخاوي: الأجوبة المرضية۲/۶۲۳ / شعيب الأرناؤوط: تخريج المسند۲۱۲۳۳ / السيوطي: الجامع الصغير۶۲۹ / الألباني: صحيح الجامع۵۶۷ / أخرجه أحمد (۲۱۲۷۱)، والنسائي في ((السنن الكبرى)) (۱۰۸۱۰)، والطبراني (۱/۱۹۸) (۵۳۴) باختلاف يسير.

[۶]   رواه ابو داود۴۵۱۷ و ترمذی۳۹۵۵ و بیهقی/ آلبانی، صحيح الترغيب ۲۹۶۵/ در سنن ترمذی به این شکل روایت شده. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: فرمود : لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ يَفْتَخِرُونَ بِآبَائِهِمُ الَّذِينَ مَاتُوا إِنَّمَا هُمْ فَحْمُ جَهَنَّمَ أَوْ لَيَكُونَنَّ أَهْوَنَ عَلَى اللَّهِ مِنَ الْجُعَلِ الَّذِى يُدَهْدِهُ الْخِرَاءَ بِأَنْفِهِ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذْهَبَ عَنْكُمْ عُبِّيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ وَفَخْرَهَا بِالآبَاءِ ، إِنَّمَا هُوَ مُؤْمِنٌ تَقِيٌّ وَفَاجِرٌ شَقِيٌّ ، النَّاسُ كُلُّهُمْ بَنُو آدَمَ وَآدَمُ خُلِقَ مِنْ تُرَابٍ .

ترجمه : جماعتی که به پدران خود بر دیگران فخر مینمایند و پدرانشان اکنون مرده و به صورت زغال جهنم در آمده اند باید از این کار دست بردارند و الا آنان ازسوسکی که کثافت را به روی پوزه اش بلند می کند کمتر خواهند بود. خداوند رنگ و اخلاق زمان جاهلیت و افتخار به آباء و اجداد را ازشما دورساخته است هرکسی یکی از این دو حالت را دارد یا مسلمان است و پرهیزگار و یا گناه کار است و نادرست. همه مردم اولاد آدم هستند و آدم هم از خاک خلق شده است.

ابو داود هم به این گونه آورده : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ أَذْهَبَ عَنْكُمْ عُبِّيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ ، وَفَخْرَهَا بِالْآبَاءِ مُؤْمِنٌ تَقِيٌّ ، وَفَاجِرٌ شَقِيٌّ ، أَنْتُمْ بَنُو آدَمَ وَآدَمُ مِنْ تُرَابٍ ، لَيَدَعَنَّ رِجَالٌ فَخْرَهُمْ بِأَقْوَامٍ ، إِنَّمَا هُمْ فَحْمٌ مِنْ فَحْمِ جَهَنَّمَ ، أَوْ لَيَكُونُنَّ أَهْوَنَ عَلَى اللَّهِ مِنَ الْجِعْلَانِ الَّتِي تَدْفَعُ بِأَنْفِهَا النَّتِنَ

آلبانی هم به این شکل روایت رو آورده : إنَّ اللهَ عزَّ وجلَّ أذهبَ عنكم عُبَّيَّةِ الجاهليةِ وفخرَها بالآباءِ ، الناسُ بنو آدمَ ، وآدمُ من ترابٍ ، مؤمنٌ تقيٌّ ، وفاجرٌ شقيٌّ ، لَيَنتهينَّ أقوامٌ يفتخرون برجالٍ إنما هم فحمُ جهنَّمَ ، أو ليكوننَّ أهونَ على اللهِ من الجُعلانِ ؛ التي تدفعُ النَّتنَ بأنفِها

[۷]   سنن أبی داوود، ج ۴، ص ۳۳۲، ح ۵۱۲۰ –  4458  / امام السیوطی، جامع الأحاديث – الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير – قسم الأقوال الجزء الرابع/  شماره ۱۱۹۱۰-۱۱۹۱۱ / الروض الداني إلى المعجم الصغير للطبراني – ج ۲ – شماره ۱۰۲۰/ المعجم الأوسط للطبراني ۷۱۷۶/ فوائد أبي العباس الأصم ۱۵ / شعب الإيمان للبيهقي ۷۴۸۷ / شرح السنة امام بغوی ۳۴۴۷ / معرفة الصحابة لأبي نعيم الأصبهانی ۳۲۸۴/ والمتقي الهندي في كنز العمال حديث رقم ۶۹۳۲، ۶۹۶۱

[۸]   ان کثیر (أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: ۷۷۴هـ) البداية والنهاية جلد۲ص۱۳؛ داراحیاء التراث العربی –ابن تیمیه و آلبانی این سخن را در کتب خود ذکر کرده اند.

[۹]  ابن الاثير في جامع الاصول می آورد: «مايزع الناس السلطان اكثر مما یزعهم بالقرآن» آنقدر كه يك حاكم ميتواند مردم را به سوي حق بكشاند و اموری را اجرا يی كند قرآن نمی كند 

[۱۰]   لَّقَدْ کَانَ فِی یُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آیَاتٌ لِّلسَّائِلِینَ ‏ (یوسف/۷)  در (سرگذشت) یوسف و برادرانش دلائل و نشانه‌هائی (بر قدرت خدا و مرحمت او به بندگان باایمانش ) است برای کسانی که پرسندگان (و مشتاقان آگاهی) از آن می‌باشند.‏ و ابن کثر در مورد آیه ی «وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ» (ضحی/۱۰) می گوید: ( وأما السائل فلا تنهر ) أي : وكما كنت ضالا فهداك الله ، فلا تنهر السائل في العلم المسترشد . / امام بغوی می گوید : وروي عن الحسن في قوله : ” أما السائل فلا تنهر ” ، قال : طالب العلم . /

[۱۱] با تمام نواقص و ایراداتی که مثل سایر امارتهای اسلامی و سایر حکومتهای جهان بر آن وارد است

[۱۲] صویانی در کتاب خود به نام «السیرة النبویة» صفحه ی ۲۰۴، همانطور که در احادیث صحیح آمده است می گوید: «سند آن جیّد است و سپس کسانی از اهل سیره را که آن را روایت کرده اند، نام می برد»اه، و بیهقی در «الدلایل» جلد۱ باب «حضور پیامبر شخصاً نزد قبائل» آن را روایت کرده است

دیدگاهتان را بنویسید