جمهوری اسلامی ایران (۸- درجه بندی شرعی دشمنان و دیپلماسی خارجی دارالاسلام ایران در برابر دشمنان و مسلمین )

جمهوری اسلامی ایران (۸-  درجه بندی شرعی دشمنان و دیپلماسی خارجی دارالاسلام ایران در برابر دشمنان و مسلمین )

 شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

آیت الله خمینی به عنوان بنیانگذار دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران می گوید: «نکته مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کیْ و تا کجا ما را تحمل می‏کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهی‏مان نمی‏شناسند. به گفته قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمی‏دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند.»[۲]

آیت الله خمینی  به این شکل زبان گفتمانی سکولاریستها(مشرکین) با مومنین در طول تاریخ را یادآور می شود که زبان اسلحه و جنگ مسلحانه است « وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا» (بقره/۲۱۷) و در برخورد با این دشمنان و جهانخواران سکولار فعلی می گوید: «ما اگر قدرت داشته باشیم تمام مستکبرین را از بین خواهیم برد.»[۳] بدون شک این هدف مطلوب و نهائی شریعت گرایان بوده است که باید بر اساس «اصل قدرت نظامی» آن را عملی کرد، با این وجود لازم است که دشمنان درجه بندی شوند و با تجزیه دشمنان  و تمرکز بر دشمن یا دشمنان اصلی، در مسیر شرعی قدم گذاشت.

سید قطب رحمه الله سالها قبل از انقلاب اسلامی ۵۷ آمریکا را به عنوان دشمن اصلی و شیطان بزرگ معرفی کرده بود، و همچون سایر موارد، این دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان هم به نواب و سایر رهبران اصلی انقلاب اسلامی ۵۷ منتقل شد تا به زبان ما رسیده است.

به دنبال آنکه در آبانماه ۱۳۵۸ش شاه سکولار و مخلوع ایران به آمریکا سفر می کند و هیئتی از دولت موقت دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران به سرپرستی بازرگان در ۱۲ آبان به الجزایر سفر می کنند و بازرگان در حاشیه جشن استقلال الجزایر با برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر دیدار می کند[۴] روز بعد و در ۱۳ آبان جمعی از دانشجویان سفارت آمریکا را به اشغال خود در می آورند[۵] و حدود ۱۰۰ نفر گروگان می گیرند و سخنگوی آنها در کنفرانسی مطبوعاتی می گوید: خود را پیرو خط امام می‌دانیم و به هیچ گروه خاصی وابستگی نداریم … در تماس‌هایی که از دفتر امام با ما گرفته شده، آن‌ها به هیچ وجه با این حرکت ما مخالفت نکرده‌اند …[۶] فردای آن روز سید احمد خمینی در جمع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام حضور یافت.[۷] به قول آیت الله خامنه ای : «حرکت دانشجویان برای تسخیر سفارت، واکنش به این‌همه خباثت بود که پیروزمندانه اتّفاق افتاد.»[۸] و آخرین رشته‌ی ارتباط بین انقلاب و آمریکا را قطع کرد.[۹]

آیت الله خمینی رهبر دارالاسلام ایران نیز در تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۵۸ آمریکا را شیطان بزرگ می نامد و می گوید: در این انقلاب، شیطان بزرگ که امریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می‌کند. و چه بچه شیطانهایی که در ایران هستند و چه شیطانهایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است…. و آن مرکزی هم که جوانهای ما رفتند گرفتند- آن طور که اطلاع دادند- مرکز جاسوسی و مرکز توطئه بوده است.[۱۰]

به این شکل یکی از اساسی ترین ابزارهای پیروزی در جنگها یعنی «دشمن شناسی» رعایت می شود و با درجه بندی شرعی دشمنان، کشور سکولار آمریکا به عنوان شیطان بزرگ[۱۱] ام‌الفساد قرن، مستکبر جهانی و سرافعی معرفی می شود و آیت الله خمینی می گوید: «مبارزه‏ای که الآن بین کفر و اسلام است، این منازعه بین ما و امریکا نیست، بین اسلام است و کفر»[۱۲] «آمریکا و اسرائیل با اساس اسلام دشمنند، چرا که اسلام و کتاب و سنت را خار راه خود و مانع از چپاولگری شان می دانند، چرا که ایران با پیروی از همین کتاب و سنت بود که در مقابل آنان به پاخاست و انقلاب نمود و پیروز شد[۱۳]

آیت الله خمینی به عنوان بنیانگذار دارالاسلام ایران می گوید: آمریکا دشمن شماره اول بشر و ما است،[۱۴]آمریکای جهانخوار، بزرگترین دشمن اسلام و مسلمانان جهان می باشد،[۱۵] آمریکای حیله گر، دشمن شماره یک است و به خون اسلام و استقلالشان تشنه (است).[۱۶] آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است. آمریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمی نماید.[۱۷]

بر این اساس در سازش ناپذیری خود و «دارالاسلام» جمهوری اسلامی ایران در برابر کفار سکولار و اشغالگر خارجی می گوید: «کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی‏دانیم. ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!… اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله‏های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی‏مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی‏کنیم.»[۱۸]

” جهان باید بداند که ایران راه خود را پیدا کرده است و تا قطع منافع آمریکای جهان خوار، این دشمن کینه توز مستضعفین جهان، با آن مبارزه ای آشتی ناپذیر دارد و حوادث ایران نه تنها ما را برای لحظه ای عقب نخواهد نشاند، که ملت ما را در نابودی منافع آن مصمم تر خواهد کرد. ما مبارزه سخت و بی امان خود را علیه آمریکا شروع کرده ایم و امیدواریم فرزندانمان با آزادی از زیر یوغ ستمکاران، پرچم توحید را در جهان بیفرازند. ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است، ادامه دهیم، فرزندانمان شهد پیروزی را خواهند چشید” [۱۹] «تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم‏.»[۲۰]

آیت الله خمینی تسخیر لانه ی جاسوسی آمریکا در تهران را «انقلاب دوم» و « انقلاب بزرگتر از انقلاب اول» معرفی می کند و در واقع برآمده از زمینه‌های تاریخی خاص خود در آموزه های اخوان المسلمین شیخ حسن البناء و سید قطب بود که قبلاً به آن اشاره کردیم.

بر این اساس دارالاسلام ایران بر آمریکا به عنوان دشمن اصلی تمرکز می کند همچنانکه سایر مجاهدین شریعت گرای تابع منهج صحیح اهل سنت نیز تا کنون با شعار « الولاياتُ المتّحدة، “رأسُ الأفعى.”» بر آمریکا به عنوان سر افعی تمرکز کرده اند، در این صورت با تعیین این هدف نزدیک،  تمام معاهدات و پیمانهای بعدی با مسلمین و سایر کفار در خدمت این دشمن شناسی و تمرکز بر این دشمن اصلی صورت می گیرد، همچنانکه رسول الله صلی الله علیه و سلم با تمرکز بر سکولاریستهای (مشرکین) قریش «سر افعی» آن زمان، پروسه ی انقلابی خود در روابط با مومنین غیر مهاجر و سایر دشمنان سکولار، یهودی، مجوس و نصرانی را به پیش برد.

بر این اساس آیت الله خمینی در پیش بردن این پروسه ی انقلابی و رسیدن به این هدف نزدیک می گوید: «برای من مکان مطرح نیست. آنچه مطرح است مبارزه بر ضد ظلم است. هر جا بهتر این مبارزه صورت بگیرد آنجا خواهم بود..»[۲۱] «ما تا آخر عمر، علیه دولت امریکا مبارزه می‌کنیم، و تا آن را به جایش ننشانیم و دستش را از منطقه کوتاه نکنیم، و به تمام مبارزان راه آزادی کمک نکنیم تا آنها را شکست دهند و خود مردم ایران سرنوشت خویش را به دست گیرند، از پای نمی‌نشینیم.»[۲۲]

 با این نگرش  جهت تجزیه دشمنان، از سوی دارالاسلام ایران پیمانهای مختلفی با طرفهای مخالف آمریکا بسته می شود همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با طرفهای مخالف مشرکین قریش مثل کفار بنی خزاعه و بنی ضمره و غیره پیمانهای مختلف بست، و علاوه بر این به سبب همین پیمانها مثل صلح حدیبیه محدودیتهائی در یاری رساندن به مسلمین در دارالکفرهای طرف قرارداد و پیمان به وجود آمد و همچون قضیه ابوبصیر الکوردی رضی الله عنه ما شاهد مواردی بوده ایم.

اما همچنانکه واضح است این پیمان بستنها به معنی خوب بودن طرفهای پیمان نیستند، و به  این معنی نیست که دشمن دشمن ما دوست ماست، بلکه دشمن دشمن ما متحد فعلی ماست و در هر صورت بد و کافر است، و ما اعلان برائت از کفار سکولار و مشرک را به عنوان «اولین مرحله ی مبارزه»[۲۳]  اعلام کرده ایم، اما فعلاً به دلایلی، چون دشمن مشترک یا منافعی مشترک، متحد دارالاسلام شده اند.

 آیت الله خمینی می گوید:  خطر آمریکا به حدی است که اگر کوچکترین غفلتی کنید، نابود می شوید. هر دو ابرقدرت، کمر به نابودی ملل مستضعف بسته اند و ما باید از مستضعفین جهان پشتیبانی کنیم.[۲۴] آمریکا و شوروی در کمین نشسته اند و تا نابودی کاملتان از شما دست بر نخواهند داشت.[۲۵] «برای ما شرق تجاوزگر و غرب جنایتکار فرقی نمی‌کند. ما می‌جنگیم و چون حق پیروز است پیروزیم. سلطه امریکا تمام بدبختیهای ملل مستضعف را به دنبال دارد، و تجاوز شرقِ متجاوز روی تاریخ را سیاه نموده است.»[۲۶]

در این صورت تمام کفار دارای کارنامه ی سیاهی هستند و همگی دشمنان مسلمین هستند چه غرب سکولار به رهبری آمریکا و ناتو و چه شرق جنایتکار به رهبری چین و روسیه که جایگزین شوروی سابق شده اند، همچنانکه الله تعالی می فرماید: إِنَّ الْکَافِرِینَ کَانُواْ لَکُمْ عَدُوّاً مُّبِیناً ‏(نساء/۱۰۱) بیگمان کافران دشمنان آشکار شمایند.‏ اما در پروسه ی حکومتی و جهادی خود جهت تمرکز بر دشمن اصلی باید وارد دپیلماسی خارجی و مذاکره با احزاب و کشورهای مختلف سکولاریستی و غیره سکولاریستی شد.

در برخورد با کفار پنهان داخلی و دارودسته ای که برای خود تهیه کرده اند و در مذاکره با «کفار۶گانه» آشکار (۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ ۳- وَالنَّصَارَىٰ ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/۱۷) ۶- مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ (مائده/۵۴)) دارالاسلام بر اساس «اصلِ قدرت نظامی» و توانمندی ها و امکاناتی که دارد می تواند منافع خود را به پیش ببرد، و چنانچه بدون پشتوانه های محاسبه پذیر شرعی وارد مذاکره و روابط دیپلماتیک شود، و یا از لحاظ قدرت نظامی و سایر توانمندی ها در سطح نازلی باشد چیزی جز خضوع و تسلیم و تنازل و شکست در برابر طرف قدرتمند مذاکره کننده در انتظارش نخواهد بود.

در روابط دیپلماتیک با کفار «اصلِ قدرت نظامی» و سایر توانمندی های همسو با قدرت نظامی مثل وجود اخوة در میان مومنین و همبستگی اعضای دارالاسلام،  و بعد، قدرتهای اقتصادی و رسانه ای، حرف اول را می زنند؛ و چنانچه شخص از واقع بینی دور شود و با غوغاسالاری و پرحرفی و عصبانیت و تهدید و به کار بردن کلماتی گنده تر از توانش شروع کند، با رجز خوانی و حماسه سرائی و خیالپردازی و ماجراجوئی، چیزی به دست نمی آورد.

«وضع موجود» را باید درک کرد و به «نیازهای روز» خود بر اساس موقعیتی که در آن قرار گرفته ایم و متناسب با قدرت نظامی که داریم پاسخ می دهیم. باید بپذیریم که ما گاه در وضعیتی هستیم که طبق صلح حدیبیه باید امتیازاتی بدهیم و تنازلاتی انجام دهیم، و گاه بعد از فتح مکه و در دورانی مثل دوران ابوبکر رضی الله عنه در موقعیتی قرار می گیریم که تحت هیچ شرایطی نباید امتیازی به کفار و بخصوص کفار سکولار (مشرک) و مرتدین محلی داد.

در این صورت در دیپلماسی خارجی دارالاسلام با کفار توانمندی نظامی و بعد سایر توانمندی ها هستند که مذاکره را تعریف و حدود آن را مرزبندی می کنند. پس یکی از پشتوانه های مذاکرات دارالاسلام با کفار که دشمنان روشن و واضح ما هستند بعد از نصرت الله تعالی، من و شما  به عنوان اعضای فعال و تأثیر گذار دارالاسلام هستیم. الله تعالی می فرماید: هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنينَ (انفال/۶۲) او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد ( و تو را با یاری خود و توسّط مؤمنان تقویت و پشتیبانی کرد.)

سید قطب می گوید: «به الله بزرگ قسم، هزاران کنفرانس، میلیونها سخنرانی، صدها کتاب، میلیونها مجله و بروشور به اندازه ی یک محل که در آن به اسلام عمل می شود و مردم آنجا مومنانه زندگی می کنند، تأثیر گذار نیست».

یعنی با این سخن توانسته ای تأثیر، جایگاه و اهمیت خودت و دارالاسلامی که  در آن زندگی می کنی را درک کنی؟ آیا توانسته ای خانواده و محله و روستا و شهر و استان محل اقامت خودت را بر اساس اسلام و مذهب خودت اداره کنی و به این شکل به تقویت دارالاسلام در پروسه ی سیاستهای داخلی و خارجی کمک کنی؟ 

زمانی که دارالاسلام ایران شکل می گیرد حمایت از سایر مومنین طبق «وضع موجود»ی صورت می گیرد که دارالاسلام در آن قرار گرفته است و هرگز نباید فراموش کنید که من و شما در یاری رساندن به این مومنین یا عدم یاری رساندن به آنها سهم داریم و مسئولیم. الله تعالی می فرماید : إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ  (بیگمان کسانی که ایمان آورده‌اند و مهاجرت کرده‌اند و با جان و مال خود در راه خدا جهاد نموده‌اند، و کسانی که پناه داده‌اند و یاری نموده‌اند برخی از آنان سرپرست برخی دیگرند (و مسؤول و متعهّد در برابر یکدیگرند)) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا ۚ  (و امّا کسانی که ایمان آورده‌اند ولیکن مهاجرت ننموده‌اند ولایتی در برابر آنان ندارید تا آن گاه که مهاجرت می‌کنند.) وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ(انفال/۷۲) اگر (چنین مؤمنان غیرمهاجری از دست ظلم و جور دیگران) به سبب دینشان از شما کمک و یاری خواستند، کمک و یاری بر شما واجب است، مگر زمانی که مخالفان آنان گروهی باشند که میان شما و ایشان پیمان باشد. خداوند می‌بیند آنچه را که می‌کنید.‏

 پس واضح و آشکار است به این شکل، به دلیل نارسائی در توانمندی های دارالاسلام محدودیتهائی برای دارالاسلام در یاری رساندن به مسلمین  خارج از دارالاسلام به وجود می آید، مثل محدودیتهائی که در یاری رساندن به مسلمین انقلابی تحت حاکمیت چین و روسیه برای دارالاسلام ایران به وجود آمده است در حالی که برای سایر سرزمینهای مسلمان نشین چنین محدودیتی وجود ندارد؛ یا در سال ۸۳ش محدودیتهای مقطعی در یاری به شیعیان نجف و کربلا و سایر مناطق اهل سنت عرب نشین عراق در آغاز اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس به وجود می آید که به تدریج با قدرت گیری دارالاسلام ایران در عراق و تضعیف آمریکا و انگلیس و شیعیان غلاة انگلیسی در عراق این محدودیتها به تدریج کم رنگ و حتی در جاهائی از بین می رود که حداقل ثمره ی آن این بوده که به جنگ شیعه و سنی کشی خاتمه داده می شود و یا محدودیتهائی که هم اکنون در یاری رساندن به شیعیان انقلابی بحرین و عربستان  و پاکستان و کشمیر و افغانستان وجود دارد؛ در واقع می خواهم بگویم که در این محدودیتها تفاوتی بین مذهب مسلمین خارج از دارالاسلام ایران وجود ندارد و به طور کلی دیپلماسی خارجی دارالاسلام تابع «اصلِ قدرت نظامی» و پیمانهائی است که بسته است حالا چه پیمانی مثل صلح حدیبیه باشد یا پیمانی مثل پیمان مدینه با یهود و مشرکین اطراف آن، و چه استراتژی شکل‌دهی به «مشارکتهای راهبردی» با روسیه و چین به عنوان قدرت‌های شرقی و سایر کشورهای ریز و درشت دیگر در آمریکای لاتین و آفریقا و آسیا و بهره‌گیری از اهرم این‌قدرت‌ها برای کاستن از فشار آمریکا به عنوان دشمن اصلی توسط دارالاسلام ایران .

باید دقت کنیم که در این پروسه «مشارکت راهبردی» با «اتحاد» فرق دارد، اتحاد یعنی آنچه که رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار یهودی مدینه یا کفار مشرک بنی خزاعه و غیره بست که تعهد امنیتی محکمی در بر دارد؛ شبیه آنچه در بند ۵ پیمان ناتو آمده، و طرفین به یکدیگر تعهد امنیتی می‌دهند اما در موافقت نامه های «مشارکت راهبردی» چنین تعهد امنیتی سنگینی وجود ندارد که مثلاً اگر قریش به بنی خزاعه ی مشرک حمله کرد دارالاسلام خودش را ملزم به دفاع از مشرکین بنی خزاعه کند و مکه پایتخت مشرکین جزیرة العرب را فتح کند.  این نکته ی کلیدی است که در روابط دارالاسلام ایران با سایر قدرتهای ریز و درشت باید در نظر داشت.

با این وجود لازم می دانم که یک مورد از سیاستهای دارالاسلام ایران در برخورد با سایر مومنین تحت ستم خارج از دارالاسلام اشاره کنم. در مورد کمکهای دارالاسلام ایران به مجاهدین افغان در جهاد با روسهای اشغالگر و بعد در جهاد با آمریکا و ناتوی اشغالگر و  کمک به مجاهدین فلسطینی و یمنی و عراقی و … به صورت مفصل دیگران توضیح داده اند و من سعی می کنم به اهل سنت بوسنی اشاره ای مختصر داشته باشم که یکی از فجایع سکولاریستها در این دوران بود که می تواند واضح چهره ی بدون نقاب سکولاریستهای لیبرال در برابر مسلمین را به نمایش بگذارد.

علاوه بر این دوست دارم اهل سنت بوسنی و هرزگوئین را به عنوان نمونه بیان کنم  چون: در آن سالها من در دبیرستان درس می خواندم و دارالاسلام ایران با توصیف واقعیتهای بوسنی و رسانه ای کردن آن برای اولین بار مفهوم جهاد و عمق دشمنی کفار سکولار با مسلمین را در دلم شعله ور کرد، و به اراده ی الله تعالی بوسنی من را وارد جریان جهاد و فرقه ی ناجیه کرد.

بوسنی و هرزگوین از استان‌های سابق دارالاسلام عثمانی بود که پس از انهدام حکومت بدیل اضطراری اسلام عثمانی به اشغال کفار سکولار در آمده بود.  دوره بعد از جنگ جهانی دوم (۱۳۲۴ش/ ۱۹۴۵ن) با قتل عام مسلمانها بدست دولت سکولار كمونيست شروع مي‌شود. هر چند در سال (۱۳۲۵ش/ ۱۹۴۶ن) قانون اساسي آزادي عقيده را رسما آزاد اعلام مي‌كند،‌ اما در عمل چنين چيزي برای مومنین شریعت گرا وجود ندارد و این آزادی تنها مشمول سکولاریستها و غیر مسلمین می شود، در سال (۱۳۲۵ش/ ۱۹۴۶ن)  دادگاههاي اسلامي تعطيل مي‌شوند. جامعه اسلامي كه در سال (۱۳۲۶ش/ ۱۹۴۷ن)  تشكيل مي‌شود نيز مثل همین اداره ی اوقافی که توسط طاغوتهای سکولار درست شده تنها براي كنترل و نظارت دولت بر فعاليتهاي ديني مسلمین بود. در سال (۱۳۲۹ش/ ۱۹۵۰ن)  پوشيدن چادر ممنوع مي‌شود. در همين سال تمام مدارس و مكاتب اسلامي آموزش قرآن تعطيل مي‌شوند و آموزش كودكان در مساجد جرم اعلام مي‌شود.. مسلمانان در اماكن دولتي مجبور به خوردن گوشت خوك مي شوند و تمام موسسات ديني از ميان مي‌رود و تنها در دوره حاکمیت تیتوی سکولار ۷۵۰ هزار مسلمان کشته شدند.

در سال ۱۳۷۱ش استقلال بوسني از يوگسلاوي با انجام رفراندمي تحقق پیدا کرد. اما هیچ یک از کفار سکولار جهانی و به اصطلاح پیشرفته و حقوق بشری اروپائی و آمریکائی و غیره «در عمل» این خواست اکثریت مطلق مسلمین را نادیده می یگرند و خواهان دادن حقوق به مسلمین نبودند، به همین دلیل با میدان دادن و فرصت دادن به سکولاریستهای صرب و کروات و نظاره گر شدن، یکی دیگر از بزرگترين تراژديها و نسل کشی های مسلمین به سبک نسل کشی مسلمین در اندلس یا توسط مغولها یا توسط صلیبی ها در فلسطین و یا توسط سکولارهای هندی در زمان جدائی پاکستان[۲۷] و یا مثل کشتارهای «صبرا و شاتیلا »در لبنان توسط سکولارهای صهیونیست یا مثل جنایات سکولارهای فرانسوی در الجزائر و جنایات ایتالیائی های سکولار در لیبی و صدها جنایت سکولارهای دیگری چون انگلیس و آمریکا و روسیه و چین و متحدین اینها تکرار شد.

محمد قطب در کتاب « درﺳﻬﺎﻳﻲ از ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺑﻮﺳﻨﻲ و ﻫﺮزﮔﻮﻳﻦ» نقل می کند : « شفارتز »عضو حزب دمکراتیک مسیحی حاکم در آلمان، و عضو پارلمان آلمان که برخی از جنایات صربهای سکولار را در بوسنی تحت عنوان «آنچه با چشم سرم دیدم »روایت میکند، و می گوید:

” کودکی را دیدم که سه سال بیش نداشت، گوشهایش قطع شده بود و بینی اش بریده.*عکسهایی از زنان باردار دیدم، که شکمهایشان پاره شده بود و جنینهایشان مُثله.*عکسهایی از جوانان و پیرمردان را دیدم که کاملاً ذبح شده بودند.*زنانی را دیدم که حرمتشان هتک شده بود و چند هفته بیش به وضع حملشان نمانده بود.*عکسهای کسانی را دیدم که از دمِ گلوله های صربها نجات یافته بودند اما سرمای شدید آنها را از پای درآورده بود.*صحنه هایی را دیدم که تا بحال بر صفحه ی هیچ تلویزیونی نه در غرب و نه در شرق ندیده ام.*آنچه را دیدم هرگز فراموش نخواهم نمود.[۲۸]

صحنه ی زیر را که در زمان خودش تمام روزنامه ها آن را نقل کردند ملاحظه نمایید:«صربهای وحشی طفل شیرخواری را گرفتند، جلوی چشم پدر و مادرش آن را روی آتش گذاشتند تا کباب شود.  سپس  بدن  کباب  شده اش  را  تکه تکه  کردند و پدرش  را  با  تهدید  گلوله  مجبورکردند  تا  از گوشت  جگرگوشه اش بخورد و در پایان پدرش را با شلیک گلوله ای به شهادت رساندند.»[۲۹]

این یکی از جنایات سکولاریستها و یکی از نتایج انهدام دارالاسلام حکومت بدیل اضطراری اسلامی عثمانی است، دارالاسلام عثمانی در سال ۱۳۰۲ش از بین رفت و این جنایت در سال ۱۳۷۱ش شروع شد یعنی ۶۹ سال بعد اتفاق افتاد، وبدون شک تمام سکولاریستهای ملی گرای محلی و دارودسته ی منافقین و نجدی هائی که در تضعیف و فروپاشی این دارالاسلام عثمانی نقش داشتند تا روزی که این جنایات بر علیه مسلمین وجود دارد  شریک جرم این جنایتکاران هستند و به عنوان «اعمال ما تاخر» در کارنامه ی آنها نیز نوشته می شود. پس کسانی که هم اکنون در جبهه ای سکولار و دمکراسی خواه قرار گرفته اند که قصد دارد دارالاسلام ایران را نابود کرده و سرزمین مومنین را به چنان قصاب خانه هائی تبدیل کنند به «اعمال ما تاخر» خود هم دقت داشته باشند.

الله تعالی می فرماید: إِنَّا نَحْنُ نُحْیِی الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ (یس/۱۲) ما خودمان مردگان را زنده می‌گردانیم، و چیزهائی را که (در دنیا) پیشاپیش فرستاده‌اند و (و همچنین) آثاری را که (در آن) برجای نهاده‌اند می‌نویسیم . و ما همه چیز را در کتاب آشکار ( لوح محفوظ ) سرشماری می‌نمائیم و می‌نویسیم.‏

یا می فرماید: یُنَبَّأُ الْإِنسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ ‏(قیامت /۱۳) در آن روز انسان را آگاه می‌سازند از چیزهائی که پیشاپیش فرستاده است و از چیزهائی که برجای گذاشته است.‏

 پس دقت کن و هوشیار باش که بعد از خودت چه چیزی را بر جای می گذاری . اینها در زمان حاکمیت دارالاسلام عثمانی سنت زشتی را در میان مسلمین و دارالاسلام به نام احزاب و تفرق  و زمینه سازی برای سکولاریسم پایه گذاری کردند، اینها به گمراهی و بدعتی در قالب یک نظام حکومتی سکولار کمک کردند که ممکن است بعد از مرگ خودشان و با مرگ دهها نسل باز این نظام حکومتی به حیات خود ادامه دهد و تا هست، مثل کارخانه، تولید کننده کفریات، جنایت و مفاسد و سرکوب شریعت الله و مومنین شود.

 یعنی اینها به جای یک شخص مسلمان تنها یک شخص کافر را جایگزین نکرده اند که با مرگ این کافر کارنامه ی اقدامات و اعمال اینها هم بسته شود، بلکه به جای نظام حکومتی دارالاسلام نظام حکومتی دارالکفر را جایگزین کرده اند که ممکن است این نظام و حاکمیت سالها و حتی قرنها به حیات خود ادامه دهد و هر چه این نظام در طول این سالهای طولانی از جرم و جنایت و فساد انجام می دهد برای این بیچاره ها نوشته شود. اجازه دهید که رسول الله صلی الله علیه وسلم بخشی از آینده ی  این بیچاره های عاقبت شر را توصیف کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

  • وَمَنْ سَنَّ فِي الْإِسْلَامِ سُنَّةً سَيِّئَةً فَعُمِلَ بِهَا بَعْدَهُ كُتِبَ عَلَيْهِ مِثْلُ وِزْرِ مَنْ عَمِلَ بِهَا، وَلَا يَنْقُصُ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَيْءٌ [۳۰] و هر کسی که سنت بدی را بنیان نهد، برای اوست گناه آن و گناه کسی که به آن کار بد عمل کند برایش نوشته می شود، بدون آنکه چیزی از گناهشان کاسته شود.
  • مَن دَعا إلى ضَلالَةٍ، كانَ عليه مِنَ الإثْمِ مِثْلُ آثامِ مَن تَبِعَهُ، لا يَنْقُصُ ذلكَ مِن آثامِهِمْ شيئًا.[۳۱] دعوت کننده بسوی گمراهی علاوه بر گناهای خود در گناهای کسانی که از او پیروی می‌کنند نیز شریک است بدون آنکه چیزی از گناهای آنها کاسته شود.

پس کسانی که در دارالاسلام ایران برای تفرق و حزب سازی و حاکمیت دین سکولاریسم و نظام سکولاریستی و دموکراسی سکولاریستها زمینه سازی می کنند، مثل تمام کسانی که برای تضعیف و انهدام دارالاسلام عثمانی زمینه سازی کردند، باید بدانند که بعد از مرگ هم گناه تمام جنایاتی که اینها زمینه سازش بوده اند برای آنها نیز نوشته می شود بدون آنکه از گناه مجرمین کاسته شود، و انگار خودشان دچار چنین جرمهائی شده اند در حالی که سالها و بلکه دهه ها و قرنها پیش مرده اند.  

در این صورت نمی توانی بگوئی من انجام نمی دهم و به من چه؛ چرا به تو هست؛ تو هم یکی از یاری رسانان این مفاسد و جنایات بوده ای در حالی که با «لا اله» باید به تمام این طاغوتها کفر می کردی، اما دروغ گفتی و مسیری بر خلاف مسیر اسلام را طی کردی. پس خودت را برای عواقب آن هم آماده کن.

یا نمی توانی بگوئی گناه دیگران به من چه؟ هر کسی مسئول اعمال خودش است. بله، الله تعالی می فرماید: وَلاَ تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَیْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى (انعام/۱۶۴) هیچ کسی جز برای خود کار نمی‌کند،( و هیچ کس کاری نمی کند مگر این که بر دوش خودش خواهد بود) و هیچ کسی گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد، اما تو در جنایات و گناه و فسادهای عقیدتی و اخلاقی و رفتاری آن مجرمین سهم داری و شریک هستی و اعمال اینها ثمره ی کارها و افکار و اقدامات و حمایتها و پشتیبانی های توست و «کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ» ‏(مدثر/۱۳) هرکسی در برابر کارهائی که کرده است گروگان می‌شود.‏ و هرکسی درگِرو دستاورد خویش است و این حزب و گروه و دسته و جماعت و نظام و سیستمی هم که تو یاری دهنده ی آن بودی اعمالش جزو دستاورد توست و در گِروه اعمال آن نیز هستی. به یک کافر که دشمن آشکار الله و مومنین است و در برابر مومنین تابع شریعت الله قرار گرفته است قدرت و اسلحه داده ای و زمینه سازی کرده ای حتی با یک کلمه باشد حالا چه رسد به سایر حمایتهای مالی و فیزیکی، و این دشمن قانون شریعت الله نیز اینهمه جنایت کرده بعد می گوئی به من چه و گناه دیگران را برای من نمی نویسند؟

 پس خاک بر سر کسانی که برای سکولاریسم و دموکراسی ای تبلیغ می کنند یا طرفداری می کنند که در آن هزاران جنایات بر علیه دین اسلام و مسلمین وسایر بشریت اتفاق می افتد و در کارنامه ی این نفهما نیز نوشته می شود در حالی که ممکن است عده ای از این نفهما تمایلی به این جرمها و مفاسد و جنایات نیز نداشته باشند.

بیل کلینتون در مورد اوضاع حاکم در سال ۱۳۷۲ش در جنگ تحمیلی سکولارهای صرب و کروات بر علیه اهل سنت بوسنی می گوید: متحدان اروپایی ایالات متحده لوایح لغو یا تغییر تحریم را وتو می‌کردند آنها وجود کشور مستقل بوسنی به عنوان تنها ملت مسلمان در اروپا را غیرطبیعی می‌دانستند. …  تنها دلیل حمایت آن‌ها از تحریم‌ها این بود که این تحریم‌ها به ضرر بوسنی بودند.[۳۲]

این واکنش جهان به اصطلاح حقوق بشری سکولار و مدرن در برابر نسل کشی و قتل عام  بیش از ۲۰۰هزار زن و مرد پیر و جوان[۳۳] و ۱۲هزار کودک، و تجاوز به ناموس بیشتر از ۵۰هزار دختر و زن مسلمان[۳۴] و مفقود شدن ۱۰هزار و ۵۰۰ مسلمان[۳۵] بود، آنهم صرفاً به دلیل مسلمان بودن بوسنیائی ها.

 کشتار مسلمین بوسنی افتضاحی رسوا گرایانه برای سازمان ملل و تمام نهادهای به اصطلاح حقوق بشری سکولار بود تا به احمق ترین قشر از مسلمین بفهماند که مسلمین از نگاه سکولاریستها حقوقی در چهار معنی و مفهوم دین ندارند و منظور سکولاریستها از بشری که دارای حقوق است، تنها سکولاریستها و تسلیم شدگان سکولاریستها هستند؛ تصور کنید که با وجود ۵۰۰ نیروی نظامی هلندی سازمان ملل در عرض ۶ روز بیشتر از ۸هزار زن و مرد و کودک و پیرو جوان مسلمان را تنها در سربرنیستا به جرم مسلمان بودن و داشتن نام های اسلامی قتل عام کردند و آب از آب تکان نخورد؛ همین نیروهای سازمان ملل هم مسلمین را تحویل سکولاریستهای صرب و کروات می دادند تا قتل عام شوند!

 در برابر:

  • زمانی که در یک بوئینگ ۷۴۷ دارالاسلام ایران که گفته شده بود حامل کمک‌های بشر دوستانه است اما تسلیحات نظامی پیدا شد [۳۶]
  • و زمانی که چند نفر ایرانی شیعه مذهب در حمایت از بوسنیائی های سنی مذهب کشته شدند
  • و آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران آیت الله احمد جنتی [۳۷]را به عنوان نماینده ویژه خود در امور بوسنی منصوب کرد
  • و رئیس جمهور وقت دارالاسلام ایران هم کمکهای مادی کرد و هم تسلیحات نظامی در اختیار مجاهدین اهل سنت بوسنیائی قرار داد و در خاطراتش می گوید: ” [به دکتر ولایتی] گفتم یک میلیون دلار از باقی‌مانده قیمت نفت اهدایی را به رئیس‌جمهوری بوسنی بدهد … و جهت رفع محاصره و رساندن اسلحه به مسلمان‌ها موافقت کردم.”[۳۸]
  • و نهادهای نهادهای خیریه ایرانی همچون کمیته امداد نیز حجم عظیمی از کمک‌های مردمی را جمع‌آوری و به اهل سنت بوسنی منتقل کردند،

سروصدای رسانه های سکولار و مانورهای تبلیغاتی سکولاریستها شروع شد.[۳۹] بخصوص بعد از آنکه دارالاسلام ایران در بازسازی بوسنی و هرزگوئین سنی نشین هم مشارکت کرد. نماینده کلینتون گفته بود اگر حضور ایران در طی سال‌های ۹۲ تا ۹۴ ن در بوسنی نبود مسلمانی باقی نمی‌ماند که ما مجبور شویم طرح دیتون را امضا کنیم.” یکی از بندهای این توافق خروج نیروهای غیر بوسنیایی از این کشور بود. از جمله ایرانی‌ها.

با این وجود در همین بوسنی هم باز آل سعود به عنوان بازوی منطقه ای آمریکا با تحریک دسته هائی از نجدی ها در برابر اقدامات دارالاسلام ایران قرار گرفت، و حکومت سکولار ترکیه هم به عنوان بازوی ناتو و با یدک کشیدن نوعی از اسلام لیبرال و سکولار باز همان نقش را در برابر دارالاسلام ایران در خاک بوسنی بازی کرد.

دارالاسلام ایران به دلیل تغییر اولویتها بعد از طرح دیتون حضوری چشم گیر در بوسنی نداشت چون برنامه دیگری به‌غیر از مسائل نظامی و دفع دشمن صائل سکولار و جنایتکار در بوسنی نداشت که بخواهد دنبال کند.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ 

  والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[۱]   پیاده شده از سخنرانی تصویری شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله / تقسیم زمین به دارالاسلام و دارالکفر در قرآن، سنت، آراء صحابه و مذاهب مختلف اسلامی (قسمت  چهلم/ مصداقهای دارالاسلام در دنیای معاصر (۱۵) / جمهوری اسلامی ایران (۸-  درجه بندی شرعی دشمنان و دیپلماسی خارجی دارالاسلام ایران در برابر دشمنان و مسلمین  ) )

[۲] صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۹۰

[۳] صحیفه امام، ج‏۶، ص: ۴۹۹

[۴] دایره‌المعارف مصوّر تاریخ زندگی امام خمینی، جعفر شیرعلی‌نیا، نشر سایان، صفحه ۲۶۴٫

[۵] تاریخ انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، جلد اول، صفحه ۱۱۹٫

[۶] همان ص۱۲۰

[۷] همان ص ۱۲۵٫

[۸] آیت الله خامنه ای سخنرانی ۱۳۹۵/۸/۱۲

[۹] آیت الله خامنه ای می گوید : «قضیّه‌ی لانه‌ی جاسوسی، این آخرین رشته‌ی ارتباط ممکن را بین انقلاب و آمریکا برید و قطع کرد. این، خدمت بزرگ و ذی‌قیمت را به انقلاب ما کرد.» ۱۳۷۲/۸/۱۲

[۱۰] در جمع کارکنان بیمه مرکزی ایران‌ در قم / از جمله حرفهایی که هی زده می‌شود و هی پراکنده می‌شود از اطراف که «یک انقلابی شده است، اما چیزی نشده است، فقط یک انقلابی شده است و از فُرم شاهنشاهی به فُرم آخوندی برگشته است، اصلًا چیزی نشد.» «این معنا که یکی برود به سفارت آمریکا و تعرضی به سفارت آمریکا بکند، در زمان رژیم سابق جزو تخیلات و شعرها به‌نظر می‌آمد.»

[۱۱] همان

[۱۲] صحیفه امام، ج‏۱۱، ص: ۱۰۵

[۱۳] صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۵۲

[۱۴] صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۳۷۳

[۱۵] صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۳۰۵

[۱۶] صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۱۷۹

[۱۷] صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۲۱۲

[۱۸] صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۹۸

[۱۹] صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۸۹

[۲۰] صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۸۸

[۲۱] صحیفه امام، ج‏۵، ص: ۳۰۱

[۲۲] صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۱۷۵

[۲۳] صحیفه امام، ج ۱۷، صص ۵۰ – ۵۱ /  همان ج ۲۰، ص ۳۱۶/ همان ج ۲۰، ص ۳۱۶

[۲۴] صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۲۹۱

[۲۵] صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۲۰۲

[۲۶] صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۱۷۵

[۲۷] زمان عبور مسلمانان از هند به پاکستان ۹میلیون مسلمان به شهادت رسیدند آن هم بعد از تضمین امنیت از طرف حکومت سکولار هند در سال ۱۹۴۷م

[۲۸] به نقل از نشریه «منظمةالبر الدوليه »اداره الدرسات و الاعلام  61/7/6161هـ.ق

[۲۹] محمد قطب، درﺳﻬﺎﻳﻲ از ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺑﻮﺳﻨﻲ و ﻫﺮزﮔﻮﻳﻦ ص ۱۱

[۳۰] مسلم ۱۰۱۷ / صحيح ابن ماجه ۱۶۹

[۳۱] مسلم ۲۶۷۴/ سنن أبي داود ۴۶۰۹ / صحيح ابن حبان ۱۱۲ / الترمذي ۲۶۷۴ / ابن ماجه ۲۰۶ /  أحمد ۹۱۶۰

[۳۲] Taylor Branch (2009). The Clinton Tapes: Wrestling History with the President. Simon and Schuster. p. 31.

[۳۳] در بیانیه‌ای که هریس سیلاجیچ در سپتامبر ۲۰۰۸ به مجمع عمومی سازمان ملل متحد فرستاد بیان کرد «بر طبق آمار کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، ۲۰۰٬۰۰۰ کشته شدند که بدون شک تعداد کشته شده ها بسیار بیشتر از این بوده

[۳۴] این کار یک «تجاوز جمعی» خوانده شده‌است که نیروهای سکولار صرب از آن به عنوان یک سلاح در جنگ استفاده می‌کردند. برای اولین بار در تاریخ حقوق قضایی دادگاه بین‌المللی کیفری یوگسلاوی سابق اعلام کرد که «تجاوز سیستماتیک» و «بردگی جنسی» در زمان جنگ از موارد جنایت علیه بشریت بوده‌است. تجاوزهای جمعی بیشتر در شرق بوسنی اتفاق افتاده‌است (از جمله در جریان کشتارهای فوچا و کشتارهای ویشه‌گراد). زنان و دختران در بازداشتگاه‌های مختلف در شرایط غیرقابل‌تحمل و غیربهداشتی نگه‌داشته می‌شدند و به اشکال مختلف با آنان بدرفتاری می‌شد. چندین اردوگاه تجاوز در فوچا وجود داشت. «خانه کارامان» یکی از مشهورترین این اردوگاه‌ها بود.

[۳۵] در سال ۲۰۱۲ سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد سرنوشت حدود ۱۰٬۵۰۰ نفر از مفقودان جنگ که اکثراً از مسلمانان بوسنیایی هستند، هم‌چنان نامعلوم است.

[۳۶] کمتر از شش ماه از آغاز جنگ بوسنی می‌گذشت که مأموران کروات در بازرسی از یک بوئینگ ۷۴۷ ایرانی که گفته شده بود حامل کمک‌های بشر دوستانه است، تسلیحاتی پیدا کردند که برای مسلمانان بوسنی فرستاده شده بود.

۱۰ سپتامبر ۱۹۹۲، انتشار گسترده این خبر در رسانه‌های بین‌المللی از جمله روزنامه نیویورک تایمز، بازتاب گسترده‌ای داشت.نظامیان کرواسی در حالی در این هواپیما ۴۰۰ قبضه سلاح سبک و صدها هزار قطعه مهمات را ضبط کردند که بوسنی در آن زمان تحت تحریم‌های تسلیحاتی سازمان ملل بود. به عبارت دیگر ارسال سلاح از سوی ایران نقض قوانین بین‌المللی به شمار می‌آمد. بررسی‌های بین‌المللی و همچنین گزارش ویژه کنگره آمریکا تأیید می‌کند که در طول سه سال و نیم جنگ بوسنی، ایران یکی از اصلی‌ترین تأمین‌کنندگان تسلیحات نظامی برای شبه نظامیان و ارتش بوسنی بوده است.

در طول سه سال و نیم جنگ و محاصره سارایوو، ایران دسترسی محدودی به مناطق جنگی داشت. یک مسیر اصلی انتقال از راه‌هایی بود که یا در دست مقامات کرواسی بود یا در دست کروات‌های بوسنی.علی اکبر ناطق نوری، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی در خاطرات خود تصدیق کرده که ایران برای حل این مشکل ناچار بود نزدیک به ۳۰ درصد سلاح‌ها و امکانات ارسالی به بوسنی را به کروات‌ها بدهد.ناطق نوری می‌گوید این اتفاق راه ارسال سلاح به بوسنی را باز کرد .

[۳۷] رئیس “ستاد حمایت از مظلومین بوسنی و هرزگوین “

[۳۸] کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۷۲، چاپ دوم ۱۳۹۵، صفحهٔ ۳۰۳

[۳۹] مثل بی بی سی تحت عنوان : تاریخ محرمانه حضور نیروی قدس سپاه پاسداران در جنگ بوسنی  https://www.bbc.com/persian/iran-features-48511526

دیدگاهتان را بنویسید