هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۱ )

bonyanejihad1

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۱ )

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

 

قبل از آنكه اتحاديه ی ماد تشكيل گردد طوايف واقوام مختلفي در غرب ايران زمين زنگي مي كردند كه پس از تشكيل حكومت ماد ، ديگر اثري از حكومت آنها باقي نمي ماند بلكه در اتحاديه حاكم هضم مي گردند. اين اقوام عبارت بودند از :ماننائیها، گوتی  ها ،  کاسی هاو…

اينكه قبل از اقوام مذكور نيز چه اقوامي در اين بخش زيسته اند،  وداراي چه نژاد يا فرهنگ وتمدني بوده اند مشخص نيست . اما پس از آنكه حكومت ماد از به هم پيوستن اين پادشاهيهاي كوچك به وجود آمد، همين شيوه ملوك الطوايفي وحكومت هاي كوچك در زير سايه حكومت بزرگ به استقلال داخلي خود ادامه دادند.

پس ازجابه جا شدن قدرت مادها به هخامنشيان يعني ازفرزندان يك خانواده به يكي ديگر از فرزندان همان خانواده، باز مي بينيم حكومتها وطوايف كوچك نقش اول اسكلت حكومتي را تشكيل مي دهند ،   كتيبه بيستون روئساي آنها را چنين بر مي شمارد .

۱- اتانس ( اوتانه)

۲- اسپاتينس ( اردومنش)

۳- گبرياس (گئوبروو)

۴- انيتا فرنس ( وين دفرنه)

۵- (بغا بوخش يكم)

۶- هيدارنس (وبدرنه)

۷- داريوس( داريوش)

پس از فروپاشي حكومت هخامنشيان توسط اشغالگران رومي ، باز مي بينيم كه يك جريان استقلال طلبانه عليه اشغالگران به رهبري اشكانيان ظهور مي كند وقدرت بزرگي را در ايران زمين بوجود مي آورند . اما باز اسكلت تشكيل دهنده اين جريان بيگانه  ستيز نيز اتحاد طوايف وحكومتهاي كوچك است كه از ميان اين حكومتهاي كوچك وطوايف متعدد مي توان به چند طايفه بزرگ آنها اشاره كرد:

بیشتر بخوانیدهورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۱ )

نسل سوخته و استحمار شده

bonyanejihad1

نسل سوخته و استحمار شده

« عسی ربکم أن یهلک عدوکم و یستخلفنکم فی الأرض فینظر کیف تعملون »

بدون شک یکی از تأسف ها و پشیمانی های قطعی و بزرگ یک دسته از مسلمین منطقه در آینده بی توجهی یا کم توجهی به رخدادها و وقایعی است که در گذشته و حال توسط مرتدین سکولار به پشتیبانی کفار سکولار متحد محارب صورت گرفته است. بی توجهی یا کم توجهی که در این مرحله ی گذرا آن ها را مورد طعن و نفرین نسل های مومن موحد آینده قرار خواهد داد. و لذا داشتن نیاکان و گذشتگانی چون اینان هیچ افتخاری که نخواهند کرد بلکه سعی در گم کردن و پاک نمودن چنین لکه های چرکینی بر تاریخ پرافتخار گذشته و حال خود خواهند کرد لکه های پر از خفت و ذلیلی که این دنیا دوستان هراسان از مرگ بعد از مرگ شان بر جای گذاشته اند. اینان با وجود آن که از کفار و مرتدین و هواداران مرتدشان دوری گزیده بودند اما با سکوت خفت بار و یا عدم به کارگیری «دست ، زبان یا قلب» در تغییر و مبارزه با آن همه منکراتی که می دیدند و لمسش می کردند و عدم به کارگیری اسبابی که (طبق فهم سلف صالح از دین) در اختیارشان بود و می توانستند با به کارگیری آن ها (حداقل در حد مرتدین و هواداران مرتدشان) با بذل جان و مال شان مسیر زندگی خود و قوم خودشان را به اراده ی پروردگار تغییر دهند، اما کوتاهی و نافرمانی نمودند… در حالی می دانستند «إن الله لا یُغییر ما بقوم حتی یغییر ما بأنفسهم» اینان نادمین و پشیمانانی اند که با توجه به وضع موجود و با در نظر گرفتن زمان و مکان زندگی آنان قطعاً مورد بازخواست قرار خواهند گرفت و آن وقت است که تأویلات غلط شان و خود فریبی های آلوده به مکر شیطان به دردشان نخواهد خورد.

بیشتر بخوانیدنسل سوخته و استحمار شده

مزدوران مرتد سکولاریست کردستان هم مزدور می گرفتند

kofare.kord

مزدوران مرتد سکولاریست کردستان هم مزدور می گرفتند

 

چنان چه دریافتیم مرتدین مناطق مسلمان نشین خود مزدور بزرگ قدرتمندان به شمار می رفتند اما برای پیاده کردن اهداف اربابانشان خود نیز نیاز به مزدور داشتند که توان زهر چشم گرفتن داشته باشند به همین دلیل بدترین و آشغال ترین تولیدات جامعه را که هم کاسه یشان به شمار می رفتند دور خود جمع نمودند. به عنوان نمونه علاوه بر محمد رشید بانه و حاج بابا شیخ و… به این مورد هم می پردازیم:

« در تاریخ ۷ آذرماه ۱۳۲۴ یکی از گزارش ها می آورد که: گزارش رسیده بود که محمد آقا نام قاچاق نوکر سعید قولی نام در قریه درگه سنگ سلدوز مقتول شده است. در این مورد به استانداری چهارم جهت تعقیب و دستگیری قاتل نوشته شد گزارش داده اند که نامبرده به دست چای پز ارباب خود به قتل رسیده و قاتل که در نزد قاضی محمد توقیف شده بوده است به وساطت سعید قولی آزاد و فعلاً در مهاباد مشغول کسب شده است و چون اوضاع آن جا با وجود نفوذ قاضی محمد و اتباع او اجازه تعقیب این قبیل کارها را نمی دهند موضوع موکول به ایجاد امنیت در آن حدود و رفع موانع فعلی است». برخی از شهروندان مهاباد خطاب به مقامات کشور گزارش هایی ارسال داشته و ابراز نگرانی کردند.[۱]

در همین انقلاب ۵۷ هم وضعیت تغییری نکرد و مزدوران دیگر مزدوران را اجیر می کردند که شاه اویسی استاندار وقت کردستان در این مورد می گوید:

بیشتر بخوانیدمزدوران مرتد سکولاریست کردستان هم مزدور می گرفتند

مرتدین سکولاریست کردستان و سیاست تغییر ارباب

barzani.sehyonizm

مرتدین  سکولاریست کردستان  و سیاست تغییر ارباب

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

چنان که می دانیم هدف اساسی مرتدین مبارزه با احکام و قوانین الهی و جایگزین نمودن احکام و قوانین دیگری به جای آن می باشد و چون خودشان اقلیت ناچیزی را تشکیل می دهند همیشه در پی یک دشمن بزرگ تر اسام گشته اند تا با پول و اسلحه و قدرت نظامی آنان بتوانند به اهداف پلید خود برسند.

یعنی در واقع مرتدین از هر زبان و نژادی که باشند برایشان فرق نمی کند که با چه نژاد ، زبان و عقیده ای متحد می شوند مهم این است که دشمن احکام اسلام باشد و بس. هر چند که در گذشته هم دشمن ملت بوده باشد، برای مثال ارتش روس که آن همه از مردم مهاباد را کشته بود یک دفعه قاضی مرتد آن را دوست و حامی ملت کرد نشان داد و کومله و دمکرات حزب بعث را حامی کردها شناساندند و… .

همین جلال طالبانی مرتد روزی مارکیست لنینست سر سختی بود که از بارزانی سوسیالیست جدا شد آن هم به خاطر عقیده اش چون اربابش شوروی بود، پس از انهدام شوروی ارباب را عوض کرد و ایران شیعه مذهب را به اربابی گرفت و حزبش را نیز سوسیال دمکرات اعلام کرد. پس از ایران هم الان دست به دامان اسراییل و امریکا شده و تسبیح می چرخاند و خدا می داند فردا دست به دامان کی بشود.

بیشتر بخوانیدمرتدین سکولاریست کردستان و سیاست تغییر ارباب

قاضی محمد مرتد و خانواده ی محترم قاضی

 

bonyanejihad1

قاضی  محمد مرتد و خانواده ی محترم  قاضی

به قلم : ابوسلیمان هورامی

« بنا بر اسناد و مدارک قدمت شهر مهاباد کمتر از چند سده می باشد. مکریان بیشتر از آن که سکونت گاه مردمان یکجا نشین در شهرها و یا روستاها باشد محل زیست و معیشت عشایر مختلفی بوده که بخشی از آنان در دوره قاجار در محل کنونی مهاباد ساکن بوده اند و به این ترتیب بنای شهر ساوجبلاغ (که در دوره رضا شاه به مهاباد تغییر نام داد) گذاشته شده است. آن گونه که معمرین مهاباد و خصوصاً خانواده قاضی ها می گویند سر سلسله خانواده قاضی نیز از مهاجران گرجی اند که از گرجستان به ایران و منطقه مکریان مهاجرت نموده اند».[۱]

البته این مهاجرت ها در دورانی که مرزها و حکومت ها به این شیوه ی نامبارک کنونی در نیامده بودند بسیار آسان و ساده بود و در تمام نقاط دنیا و به خصوص خاورمیانه و ایران از این گونه مهاجرت ها و سکونت های قومی دیده می شود که اگر خودمان نیز کمی ریزتر به اطرافیان خود بنگریم می بینیم که اکثراً از جاهای دیگر و حتی از نژادهای دیگری بوده اند که به منطقه ی ما مهاجرت کرده اند و الان خود را کرد یا هورامی می نامند.

بیشتر بخوانیدقاضی محمد مرتد و خانواده ی محترم قاضی

قاضي محمد مرتد در تاريخ هورامان

madkhaliiy

قاضي محمد مرتد در تاريخ هورامان
به قلم : ابوسلیمان هورامی

آقاي دكتر نادر كريميان سر دشتي در تعليقات خود بر تاريخ هورامان در مورد بنيانگذار اولين حزب سازمان دهنده سكولارهاي سوسيال دمكرات ومرتدين در ميان كردها ي مكريان به نام قاضي محمد مرتد مي نويسد:
۱- قاضي محمد تحت تربيت پدر همه علوم اسلامي را فرا گرفت واجازه قضاوت دريافت كرد ورياست اداره معارف واوقاف مهاباد رانيز عهده دار شد .
۲- تشكيل جمعيت ژ-كاف در شهريور ماه سال ۱۳۲۱ ه.ش از وقايع مهم اين سالهاست هر چند قاضي محمد هرگز به عضويت در اين جمعيت در نيامده اما همواره اورا تائيد وحمايت مي كرد.
۳- در فاصله سالهاي ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ ش. شخصيت هاي سر شناس كرد چند سفر به باكو داشتند وپس ازآن حزب دمكرات كردستان تشكيل شد وجمعيت ژ-كاف به آن پيوست .
۴- سرانجام قاضي محمد پس از يك سري اقدامات سياسي وارسال نمايندگاني به تبريز وبحث با صاحب نظران روسي روز دوم بهمن سال ۱۳۲۴ ه.ش در ميدان چوارچراي مهاباد در حالي كه جمعيت زيادي گرد آمده بودند، جمهوري كردستان را اعلام كرد.

بیشتر بخوانیدقاضي محمد مرتد در تاريخ هورامان

قاسملو مرتد رهبر مرتدین حزب دمکرات کردستان ایران در چند سطر

madkhaliiy

قاسملو مرتد رهبر مرتدین حزب دمکرات کردستان ایران در چند سطر

به قلم : ابوسلیمان هورامی

پس از به دار آویخته شدن قاضی محمد مرتد توسط حکومت دیکتاتوری رضا شاه ملت مسلمان منطقه برای مدتی از شر مرتدین رهایی یافتند اما به دلیل وجود ظلم حکومت مرکزی ، پایین بودن سطح آگاهی های عقیدتی اسلامی مردم، عدم وجود رهبریت دینی مستقل و دلسوز، نبود جماعتی اسلامی و انقلابی که هم چون دیگر دول مسلمان نشین پناهگاه مردم ستمدیده و مدافع حقوق مسلمین باشد و… باعث شد که بار دیگر این زخم چرکین و این عفونت نجس بار دیگر با خلق فجایع و مصیبت های جدیدتری سر باز کرده و دوباره با پول و اسلحه دشمنان دین و ملت عده ای ناآگاه از گذشته و تاریخ بی خبر از آینده و قیامت را فریفته و هم چون گرزی سهم گین بر علیه مسلمین و مردمان خیر ندیده ی کرد و هورامی و دیگر قومیت های ایرانی به کار گیرند.

این جمله درستی است که « ملتی که تاریخ خود را نداند مجبور به تکرار آن است» و برای مردم مسلمان کرد تاریخ دوباره تکرار شد و عده ای باز عبرت نگرفتند و باز قربانی شدند. اما این بار این فتنه فراگیرتر شد و علاوه بر منطقه مکریان اندک اندک خود را به سرزمین اردلان و هورامان نیز نزدیک کرد. البته این نزدیکی مرتدین و بزرگ شدن بی قواره ی عددی شان نسبت به زمان قاضی مرتد مدیون عدم وجود علمای آگاه بر عقیده در میان مردم بود. چون در زمان قاضی مرتد در شمال و اطراف مهاباد مجاهدی چون ملا خلیل رحمه الله علیه وجود داشت که فتوای ارتداد قاضی مرتد را داد و یک نوع جبهه بندی درست شد که تا الان نیز وجود دارد و در سنندج و مناطق جنوبی مهاباد علمایی چون آیت الله مردوخ کردستانی و غیره وجود داشتند که علناً در برابر سیاست ها و ارتداد قاضی مرتد می ایستادند.

بیشتر بخوانیدقاسملو مرتد رهبر مرتدین حزب دمکرات کردستان ایران در چند سطر

فاجعه شهرستان قروه

akhondefased

فاجعه شهرستان قروه

حسین امامی نماینده رهبر انقلاب در غرب کشور در سال ۵۷ چنین واقعه ی جنایات غلاه شیعیه بر علیه اهل سنت قروه در حول و حوش ۲۳ بهمن ۵۷ را چنین بازگو می نماید:

« ما به آن جا رفتیم و وقتی رسیدیم دیدیم که خیلی از مغازه های سنی ها را آتش زده اند ، غارت کرده اند ، خرابی به بار آورده اند ، من از امام خواستم پولی در اختیارم بگذارد که به این ها خسارت بدهیم. چه شیعه ، چه سنی. پول در اختیارم گذاشتند. دیگر این که فکر کردم باید یک جماعتی از همه جمع بشوند. قروه چند صد ده دارد که اکثراً سنی هستند ، شیعه اش خیلی کمتر است. آن طرف سنندج اکثراً سنی اند… جریان درگیری قروه این بود بین آقایی به نام آقای شیخ هادی هاشمی که پیشوای اهل تسنن آن جا بود و بعد از من هم آمده بود… مسجد و تکیه ای ساخته بود که سنی ها می رفتند و نماز می خواندند. عده ای هم نیروی مسلح بودند که اسلحه جمع کرده بودند و آن جا نا امن شده بود. هر چه بود بعد از انقلاب با شیعه ها درگیر می شوند. زد و خورد می شود و عده ای کشته می شوند. از سنی ها تعداد بیشتری کشته می شود ، این ها بومی نبودند. بعضی ها را هم مثله کرده بودند ، له کرده بودند ،  سرشان را کوبیده بودند . از طرفین مجموعاً ۳۰-۲۰ نفر کشته شده بود. بعد از درگیری شیخ هادی فرار کرده بود و این ها هم بولدوزر آورده بودند و تکیه ، حسینیه [ ؟ ! ! ] و مسجدش را با خاک یکسان کرده بودند. شیخ هادی اهل روستای دولاب (هورامان) ما بین کامیاران- سنندج زندگی می کرد و پس از درگیری باز به آن جا برگشت».[۱]

بیشتر بخوانیدفاجعه شهرستان قروه

غربال شدن و روشن شدن صف مسلمین و مرتدین سکولاریست کوردستان

 dinesekolarism

غربال شدن و روشن شدن صف مسلمین و مرتدین سکولاریست کوردستان

ابوسلیمان هورامی

در این چند دهه ی گذشته بیشتر از هشتاد درصد آوارگی ها و گرفتاری ها و کشته شده های جنبش مرتدین از میان بچه مسلمانان فریب خورده بوده اما چون آن ها را در مسئله کفر و ایمان و ولاء و براء جاهل شان کرده بودند، نیمچه قدرت و اقتداری که به وجود می آمد در اختیار مرتدین و غیر مسلمانان بوده است و این بچه مسلمانان فریب خورده ی بی پناه در واقع کشاورزان زحمتکشی بودند که ثمره ی کارشان را دیگران می چیدند و چیزی غیر از تهیدستی، ندامت و پشیمانی برایشان نمی ماند. اینان از هم نژادان و هم زبانان خود کسانی را بر خود سوار می کردند که در کمال بی رحمی و بی شرمی از مال و ثروت و جان و ناموس آنان نیز نمی گذشته اند.

پینه ی دستان من، بالش اعیان شد

قدرت بازوی من راحت هر جان شد

رنج فراوان من راحتی جان توست

قدرت بازوی من زور فراوان توست

با همه احوال، تو ای گرگ هار

آنچه که دادی بمن جور فراوان توست[۱]

بیشتر بخوانیدغربال شدن و روشن شدن صف مسلمین و مرتدین سکولاریست کوردستان

سكولاريستهاي كردستان ؛ خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم جهت ضربه زدن به اهل سنت و شريعت الله

madkhaliiy

سكولاريستهاي كردستان ؛ خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم جهت ضربه زدن به اهل سنت و شريعت الله

 

به قلم : ابوسليمان هورامي

 

چنانچه مي دانيم خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم و جهت ضربه زدن به اسلام و شريعت الله ،چون صفويه و.. به صورت ريز و درشت در تاريخ ايران زمين ظهور كرده اند ؛  اما در تاريخ يكي دو قرن گذشته در غرب ايران زمين ،  پس از يك دوره ركود شيطان پرستان ، بار ديگر در قالب نهضتهاي ملي گرايانه ي سكولاريستي  چهره ي پليد خودش را به نمايش گذاشت .

زماني كه مصطفي كمال پاشاي سكولاريست و مرتد  ملقب به آتاتورك ، توانست با زمينه سازيهايي كه قبلا مدارس به سبك غربيهاي سكولاريست  در جامعه ايجاد كرده بودند از يكطرف ،  و با پيروي كردن از نقشه هاي فراماسونهاي شيطان پرست  غربي در انهدام حكومت اسلام از ديگر سو ، حكومت خلافت اسلامي را نابود نموده و ديكتاتوري سكولاريستي اش را پايه گذاري نمايد ؛ طوايف مختلف شيطان پرستي كه در قالب علويسم فرو رفته بودند وي را منجي و نمادمقدس خود دانستند و به صورت گروهي به خدمت ارتش جنايتكار آن در آمدند، كه تا امروز هم اسكلت اصلي ارتش سكولاريستي تركيه را تشكيل مي دهند .

بیشتر بخوانیدسكولاريستهاي كردستان ؛ خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم جهت ضربه زدن به اهل سنت و شريعت الله