چگونه اختلافات را کنار بگذاريم؟

چگونه اختلافات را کنار بگذاريم؟

 

تألیف :دکترعائض‌بن عبدالله

ترجمه : ع . بلوچ

 

نمونه‌هاي عملي:در زمان حيات نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- نمونه‌هاي خوبي از اين حوادث، بوقوع پيوست که صحابه رضوان‌الله‌عليم اجمعين آنها را ثبت کرده‌اند. برخي از آنها عبارتند از:

۱) اختلاف ميان بلال و ابوذر -رضی الله عنهما-

ابوذر -رضي الله عنه- بلال را به خاطر مادرش، توهين کرد. بلال نزد نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- از او شکايت نمود. سپس، ابوذر پشيمان شد و چهره‌اش را بر زمين گذاشت و به بلال گفت: سوگند به خدا تا پايت را روي چهره‌ام نگذاري، آن را از زمين برنمي‌دارم. سرانجام، يکديگر را در آغوش گرفتند و با هم مصافحه کردند.

۲) اختلاف ميان مهاجرين و انصار

مهاجرين و انصار بعد از اينکه مسلمان شده بودند، در برابر يکديگر، شمشير کشيدند و آماده‌ي کارزار شدند و نزديک بود با يکديگر بجنگند. در اين هنگام، رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- نزد آنان رفت و گفت: «مَا بَالُ دَعْوَى الْجَاهِلِيَّةِ». (چرا دعوت جاهليت سر داده‌ايد).

سپس فرمود: «دَعُوهَا فَإِنَّهَا مُنْتِنَةٌ»[۱](اين سخنان را کنار بگذاريد زيرا سخناني بدبويند).

با شنيدن اين جمله، به گريه افتادند و شمشيرهايشان را به زمين انداختند و يکديگر را در آغوش گرفتند.

بلي، اين همان اخوت اسلامي است که خداوند آن را به مسلمانان ارزاني داشته و به وسيله‌ي آن بر آنان منت نهاده است. و اين، نعمتي است که خداوند آن را فقط به بندگان محبوبش عنايت مي‌کند. و فقط اسلام است که قلب‌هاي متنفر از يکديگر را کنار هم قرار مي‌دهد طوري که کينه‌هاي تاريخي، انتقام‌هاي قبيله‌اي، خواسته‌هاي شخصي و پرچم‌هاي نژادپرستي در برابر اخوت اسلامي، احساس حقارت مي‌کند.

﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا﴾ (آل عمران: ۱۰۳)

بیشتر بخوانیدچگونه اختلافات را کنار بگذاريم؟

راهپیمایی های مردم ایران بر علیه دولت اسلامی در عراق و شام ؛ مخالفت با ج.ا.ایران یا موافقت با سیاستهای آن

در برابر تبلیغات  حزب کارگران اوجالان (PKK )  و دیگر مرتدین کردستان  :  راهپیمایی های مردم ایران بر علیه دولت اسلامی  در عراق و شام ؛ مخالفت با ج.ا.ایران یا موافقت با سیاستهای آن

 

ارائه دهنده : ابوسلیمان هورامی

 

دیروز مزدوران کمیته مرکزی حزب کارگران اوجالان (PKK )  به همراه چند  عروسک خیمه شب بازی آن ، جملاتی را در مورد کوردستان ایران بلغور کرده بودند که شایسته است نیم نگاهی به واقعیتهای موجود بینادازیم :

ویان شورش عضو مرکز ‘ژنولوژی یا زن شناسی شرق کردستان’  راهپیمای های مجوز دار و سازماندهی شده توسط ج.ا.ایران  ، که در سراسر ایران و منجمله در کردستان ایران بر علیه دولت اسلامی در عراق و شام   ، و قبل از آن نیز جهت مخالفت با دولت سکولار ترکیه و به بهانه ی دستگیری اوجالان برگذار شد را در کمال ناباوری اینگونه تفسیر نمود : ” قیام اخیر کردها نشانه شکست سیاستهای سرکوبگرانه ایران بود … و گفت قیام ناگهانی کردها حکومت های اشغالگر را شوکه کرد به قیام های سال ١٩٩٩ در شرق کردستان در پی واقعه ربودن رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان اشاره می کند و می گوید مردم شرق کردستان با حضور در میادین پاسخ روشنی به حکومت ایران دادند .و….”

همه ی ما می دانیم که در کردستان ایران ، عراق ، ترکیه و سوریه صدها حزب سکولار و مرتد وجود دارد و جالبتر اینکه هر حزبی رهبر خود را به عنوان رهبر خلق کرد معرفی می نماید و به نسبت قدرت نظامی که دارد سعی می کند این فکر احمقانه ی خود را بر دیگران تحمیل کند ، قاسملو ، مهتدی ، اوجالان ، بارزانی ، طالبانی و …. نمونه های بارز این تفکر احمقانه ی رهبر تراشی سکولاریستهای مرتد کردستان هستند که تا به حال هزاران جوان کرد را فدای  خود کرده است .

بیشتر بخوانیدراهپیمایی های مردم ایران بر علیه دولت اسلامی در عراق و شام ؛ مخالفت با ج.ا.ایران یا موافقت با سیاستهای آن

جدا بودن مردم غرب ایران زمین (شکاک ،سوران ، هورامی و… ) از سکولارهای مرتد کردستان

جدا بودن مردم غرب ایران زمین (شکاک ،سوران ، هورامی و… ) از سکولارهای مرتد کردستان

 

به قلم :  ابوسلیمان هورامی

 

مناطق مناطق  شکاک ،سوران و هورامی نشین در ایران به صورت عمده در چند منطقه غرب ایران ساکن اند.

۱- منطقه کرماشان اولین نقطه ای که در دوران سلجوقی رسماً کردستان نامیده شد

۲- منطقه ایلام

۳- منطقه اردلان

۴- منطقه مکریان و سرزمین شکاکها

که در کل می توان آن ها را به کردها و هورامی های اهل سنت و کردها و هورامی های شیعه مذهب (با تمام شاخه ها و فرقه ها) تقسیم نمود. در برخورد با مرتدین از اهل سنت نیز این دو جناح کاملاً متمایز واکنشی کاملاً متمایز و متناسب با عقایدشان انجام دادند. به سخن دیگر کردهای شیعه مذهب چه در ایران و چه در عراق هرگز به خاطر نژادشان عقیده اشان را زیر پا ننهاده اند و حاضر بوده اند در ایران با فارس، ترک و… شیعه مذهب و در عراق نیز با اعراب شیعه مذهب جهت پیروی از دستورات دین شان متحد شوند اما هرگز در تاریخ دیده نشده روزی از روزها همین کردهای شیعه مذهب علیه حکومت های هم مذهب شان با کردهای سنی مذهب و یا حتی با مرتدین از میان سنی ها متحد شوند.

کردستان شیعی مذهب و یارستان علی الهی یعنی کرمانشاه، ایلام و بخش هایی از استان کردستان کنونی یعنی بیجار، قروه و شاهین دژ حتی به صورت جزیی در هر دو دوره سال ها ۲۰ و ۱۳۵۷ با حرکت های سکولارهای موجود همراهی نداشتند. در میان کادر حزب ها هم هرگز پستی از جانب آن ها اشغال نشد. هر چند که اکثریت کردهای موجود در ایران شیعه مذهبند.واین در حالی است که در زمان حمله روسها وقیام سنجر خان نرانی رحمه الله تمام مردم غرب ایران زمین اعم از سنی ،شیعه ویارسانی زیر پرچم وی متحدا بر روسها چیره شدند.

از طرف دیگر کردستان و هورامان اهل سنت نیز به شهادت انتخابات شورای شهر سنندج در اوایل انقلاب ۵۷ و نیز واکنش آن ها در برخورد با قاضی محمد مرتد و اعدام وی و همراهانش و هزاران کشته ای که در برخورد با سکولارها فدا نموده و نیز عدم همکاری آشکار سرزمین اردلان که شامل سنندج و توابع آن می شود و منطقه شکاکها که تا الان نیز بزرگترین نیروی مسلح علیه مرتدین سکولار به شمار می رود خود دلیل آشکاری ست بر این واقعیت که این حرکت نامبارک سکولارهای مرتد تنها عده ی محدودی از مردم منطقه مکریان با لهجه ی سورانی را در بر می گرفت.

بیشتر بخوانیدجدا بودن مردم غرب ایران زمین (شکاک ،سوران ، هورامی و… ) از سکولارهای مرتد کردستان

جدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

جدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

بدون شک وجود عقاید غلاۀ شیعه علت اساسی و پایه ای تجزیه ایران به شمار می رفته است. چه در زمان مغول ها و قبل از حمله آن ها به سرزمین های مسلمان نشین ، چه در عصر صفوی و دول پس از آن. اما این مصیبت تنها دامنگیر کردها و هورامی های ایران نشد بلکه تمام ملیت های مسلمان ایران و حتی سراسر سرزمین های مسلمان نشین دنیا را در بر گرفت.

در ایران خراسان بزرگ که شامل افغانستان ، تاجیکستان ، ازبکستان، ترکمنستان می شد و آذربایجان ، قره باغ و کلیه ی جمهوری های فعلی شمال ایران می شد و بخش هایی از پاکستان و هندوستان و تمام مناطق کرد و هورامی نشین ترکیه ، عراق ، سوریه ، لبنان و… همگی بر اثر خیانت و جنایات فراموش نشدنی این حکام چگین صفت همجنس باز زن صفت از ایران منفک گردیدند. به خصوص از زمانی صفویه به علت وحشیگری های شاه اسماعیل و اعقاب او در حق اسلام و مسلمانان اهل سنت، کردها ، فارس ها، بلوچ ها ، ترکمان ها و… مجبور شدند که خانه و کاشانه خود را رها کرده و به بیگانگان نژادی اما آشنایان و برادران دینی و عقیدتی پناه ببرند که دیدیم چگونه ایرانیان مسلمانی که توان هجرت داشتند به هند ، پاکستان ، سرزمین های شمالی ایران و کشورهای حاشیه خلیج ، امپراطوری عثمانی و… پناهنده شده و به دلیل برتری دادن نیروی دین بر نژاد به خاطر محافظت از دین خود از هم نژادی هایشان جدا شده و هنوز هم این سیر گریز به خاطر وجود مسببات گریز هنوز هم در جریان است.

بیشتر بخوانیدجدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

پذیرش وجود خطر جنگ قومی – مذهبی در کردستان ایران و یافتن راهکار مقابله با آن

پذیرش وجود خطر جنگ قومی – مذهبی در کردستان ایران و یافتن راهکار مقابله با آن

 

جماعتها  و جريانات مسئول شريعت گرا در كوردستان   بايد خطر جنگ قومي – مذهبي و از هم پاشيدن جامعه توسط سكولاريستها را بپذيرند و براي آن فکري کنند

به قلم : ابوسليمان هورامي

حزب استقلال آذربايجان جنوبي در بيانيه اي ضمن اعلام تعيين مرزها و سرحدات آذربايجان که بنا به قول اين حزب از تبريز تا مهاباد و پيرانشهر را در بر ميگيرد و بيشتر از ۳۵ ميليون نفر از مردم ايران را شامل ميشود، مردم کرد زبان ساکن شهرهاي اروميه، پيرانشهر و نقده  و….مهاجر و مهمان خوانده و اعلام کرده است که تا آخرين قطره خون براي اين مرزها و سرحدات و آذربايجاني ماندن اين شهرها و هويت آذري خواهد جنگيد و هشدار داده است که هر تلاشي که بخواهد شهرهاي نامبرده را کردستاني جا بزند موجب ريختن  خون هزاران نفر خواهد شد.

در بخشي از اطلاعيه اين حزب اينطور آمده است:

” اما در اين ميان بعضي از احزاب و گروه هاي فرصت طلب کرد با بهره برداري از اين اوضاع و علم کردن همان نقشه هاي غلط و درج آن در سايتهاي خود به اراضي تاريخي،  طبيعي و ملي آذربايجان تعرض نموده و آذربايجان غربي را کردستان قلمداد مي کنند. بايد به آنها يادآور شويم که اين منطقه هنوز هم به اسم تاريخي خود ( آذربايجان ) در نقشه هاي قديم و جديد ثبت شده، مي شود و خواهد شد.

بدينوسيله حزب استقلال آذربايجان جنوبي ضمن در خواست اصلاح اشتباهات فوق از طريق منابع مذکور به تمامي احزاب و گروه هاي کرد که شهرهاي آذربايجان از جمله اوروميه، خوي ، ماکي ، سالماس، سولدوز (نقده) ، خانا (پيرانشهر)، سويوق بولاق (مهاباد) و غيره را کردستان قلمداد مي کنند اخطار مي دهد :

بیشتر بخوانیدپذیرش وجود خطر جنگ قومی – مذهبی در کردستان ایران و یافتن راهکار مقابله با آن

بازی مخوف ماکیاولیستی جریانات سکولاریستی ترکی – اوجالانی (پ.ک.ک ) با کردهای مسلمان


بازی مخوف ماکیاولیستی جریانات سکولاریستی ترکی  – اوجالانی (پ.ک.ک ) با کردهای مسلمان

 

به قلم : سردار شکاک /دانشجوی دانشگاه تبریز

 

اوجالان با طرح و تحميل افكار مخلوط  سکولاریستی وکمونیستی  شخصي خود به گروههایی از كُردهاي تركيه، امروزه به بن‌بستي رسيده‌است که پیروانش هرگز چنین نا امیدوارانه توقعش را نداشتند. بیداری اسلامی و تولد جریانات اسلامی  و نوشته‌ها و تحليلات سیاستمداران بزرگ دنیا از چگونگي نابودي اندیشه های دگم و ترکیبی سکولاریستی و کمونیستی اوجالان  خبر مي‌دهد. اوجالان با طرز فكر مطلق و تك‌بعدي و خشن سکولاریستی خود، سال‌هاست كه با عقاید اسلامی ، فرهنگ اسلامی ، ناموس ،جان ،مال و هويت كُردهاي تركيه بازي مي‌كند واكنون كه  کردها به بیداری اسلامی پیوسته اند ،ابتدا با ترور و جنگ نابرابر با حزب الله اسلامی در کردستان ترکیه جنایات نابخشودنی خود علیه دین و حقوق حقه ی کردها وارد عمل شد ، اما چون جریان قهری و جبری بیداری اسلامی در حال پیشروی و حمله به بتهای ساخته شده است ، جریان اوجلانیسم مرموزانه به کمک دولت سکولار ترکیه شتافته است و بارها به دولت  سکولار ترکیه هشدار داده است که اگر ما از بین برویم ،کردهای اسلامی رهبریت کردها را بر عهده می گیرند و آنوقت هیچ قدرتی نمی تواند جلو پیشرفت و قدرت آنها را بگیرد . و بدین شیوه ترکهای سکولار را به جایگاه مخرب خودشان در میان کردها آگاه کردند .

ترکها ی سکولار نیز در ویلای ایمرالی با بازی سیاسی ماکیاولی که در پیش گرفته اند ،بیشترین استفاده ها را از اوجالان سکولار خائن برده اند .  از یک طرف به طرفدارانش میدان داده و او را رسما تبدیل به یک بت کردند تا کردمسلمان به جای گرایش به اسلام به جریان مخرب سکولاریستی اوجالان گرایش یابد که به راحتی قابل کنترل است ودولت سکولار ترکیه  راحتتر می تواند مخالفین مسلمان کردش را نابود  و منحرف گرداند .

بیشتر بخوانیدبازی مخوف ماکیاولیستی جریانات سکولاریستی ترکی – اوجالانی (پ.ک.ک ) با کردهای مسلمان

اُورمَزدَ(اهورامزدا) خدای تولیدی آشوریها یا ایرانیان ؟

اُورمَزدَ(اهورامزدا) خدای تولیدی آشوریها یا ایرانیان ؟

 

ارائه دهنده : آنتی سکولاریسم

وام گرفتن فرهنگ از همسایگان امری عادی و طبیعی در گذشته و حال است. برخی میخواهند تلقین کنند که جهان هر چه علم و دانش دارد، بدهکار ایرانیان است!! البته این سخن تا حدودی درست است ولی نه اینکه بشریت دار و ندارش را مدیون ایرانیان باشد. در حقیقت آریاییها خود وارث فرهنگ و دانش مردم بومی فلات ایران و سایر سرزمینها که توسط کوروش، کمبوجیه و داریوش اشغال شد، شدند؛ خود این دانش را تا حدودی تکامل دادند و به سایرین منتقل کردند. در ادوار مختلف تاریخی مردم سرزمینهای مختلف در پیشبرد علم و دانش و تکامل فرهنگ جهان نقش داشتند. اینکه ایرانیان را صاحب تمام این جنبش بدانیم و یا اینکه نقش ایرانیان را در این امر نفی کنیم، هر دو گزافه گویی است.

اما بحث امروز ما در مورد، خدایی است که به نام خدای ایرانیان معروف است: اهورامزدا یا اورمزد. برخی نشانیها وجود دارند که این گمان که ایرانیان اهورامزدا را از آشوریها گرفته اند و این خدا یکی از ربّ النوعهای آن سرزمین باشد که سرزمین بخش است، قوت میبخشد.

 

به بررسی دلایل میپردازیم:

۱)بحث زبانی:

در ترجمه نام اورمزد یا اهورامزدا، زرتشتیان همواره سعی در آوردن بهترین معنا را دارند و گاهی آنرا به «مینوی هستی بخش» ترجمه میکنند و گاهی به «خدای خرد» برگردان مینمایند، البته من در جایی هم معنی «خدای نورانی» را دیدم که فکر نمیکنم موثق باشد. همچنین برخی منتقدین نیز جزء اهورا از این اسم را به هور و خورشید نسبت میدهند، بعد آن را به خدای روشنایی معنی میکنند.

امّا در کتیبه بیستون، اسم خدای ایرانیان با تلفظ اهورامزدا نیامده است و این نام را خاورشناسان به اشتباه اینگونه تلفظ میکنند. اگر تلفظ صحیح کلمه را در نظر بگیریم، آنگاه معنای دیگری از این کلمه برای ما مکشوف میشود که به این برداشت ما کمک فراوان میکند.

تلفظ صحیح آنچه به خط میخی در کتیبه بیستون آمده است چنین است:

اُرمَزدَ (Or-Mazda)

حال بیایید به موشکافی معنی این کلمه بپردازیم. این واژه ترکیبی توصیفی است از دو واژۀ « اُر» و «مَزدَ».

بیشتر بخوانیداُورمَزدَ(اهورامزدا) خدای تولیدی آشوریها یا ایرانیان ؟

ایرانیان چگونه و در چه زمانی زرتشتی شدند؟

ایرانیان چگونه و در چه زمانی زرتشتی شدند؟

 

ارائه دهنده : آنتی سکولار

 

در ابتدای این قرن، حکومت سکولار پهلوی با دسیسه ی سکولاریستهای جهانی چون انگلیس، روی کار آمد و به ایران سلطه یافت. دو پادشاه این رژیم منحوس که اصل و نسب درست و حسابی و گذشتۀ درخشانی نداشتند و مانند حکومتهای پیشین با تلاش و مبارزۀ خودشان به حکومت نرسیده بودند، سعی کردند با مطرح کردن تاریخ باستان و وصل کردن خود به شاهان عصر باستان چون کوروش هخامنشی و آریایی نامیدن خود، این حقارت خود را از یادها ببرند که البته تا حدودی هم موفق شدند.

آنچه آندو دست نشانده کردند، بدون شک خواست استعمارگران(سکولار)  نیز بود زیرا استعمارگران (سکولار) همیشه تلاش دارند که بگویند ما هرچه که بودیم، مربوط میشود به عصر باستان، برای ایرانیان ایران هخامنشی را مطرح میکنند و برای مصریها، مصر فراعنه را و… با این هدف که ما باور کنیم که الان هیچ نیستیم و در واقع بعد از اسلام هیچ نبودیم!!!! البته این مسئله که به ما تلقین میکنند دروغی بس بزرگ و گزاف است. پسرفت و عقب ماندگی کشورهای مسلمان-نشین، مربوط به همین دویست سال اخیر است و حکومتهای بزرگ و گسترده و هر چند ناصالحی چون بنی امیه که تا اسپانیا و جنوب فرانسه پیش رفت و بزرگترین امپراتوری زمان خود شد، حکومت عباسیان که جای امویان را گرفت و پیشرویهایی انجام داد، دولت سلجوقیان بزرگ که ترکیه را از روم گرفت و حکومت عثمانی که در سال ۱۰۰۰ هجری شمسی بزرگترین امپراتوری زمان خود بود در بین مسلمین بودند. مغولهای متجاوز اولین شکست خود در جنگ رودررو را در برابر مسلمین دریافت کردند و مسلمانان مصری هرگز بدانها اجازۀ تصرف سوریه و مصر را ندادند. حکمرانان نیکوروشی چون صلاح الدین ایوبی و کریمخان زند از میان مسلمانان برخاستند. اروپاییان پیشین در مورد برتری بی چون و چرای مسلمانان در فرهنگ و تمدن نوشته های زیادی دارند که اینجا جای گفتنش نیست و از ترس بازگشت مسلمانان به همان عصر است که استعمارگران میترسند که کشورهای اسلامی، به تاریخ اسلامی خود افتخار کنند.

بیشتر بخوانیدایرانیان چگونه و در چه زمانی زرتشتی شدند؟

اهل فارس (ایران زمین آنزمان که ایران کنونی بخشی از آن است ) در مدرسۀ یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم

اهل فارس (ایران زمین آنزمان که ایران کنونی بخشی از آن است ) در مدرسۀ یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم

 

نويسنده : عادل حیدری

 

آنگاه که پروردگار برای هدایت بشریت پیامبر خاتم را برگزید برای نصرت وی و رسالتش یارانی را نیز برای او اختیار نمود تا با جانفشانی کردن از رسالتش دفاع نمایند. پس از وفات رسول خدا بار هدایت جامعه و رهنمون ساختن بشریت بر عهده آنها قرار گرفت که خود سبب شد فرزندان مسلمان از جای جای عالم اسلامی به خدمت آنها درآیند و از دریای پهناور دانششان برای خود جرعه ای برگیرند و از میان نقاط مختلف عالم اسلامی منطقه فارس (ایران زمین آنزمان که ایران کنونی بخشی از آن است ) بود که شاگردان بس فراوانی را در محضر یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم داشت که در این مجال مختصر إن شاء الله به بررسی چکیده ای از زندگی آنها خواهیم پرداخت:

۱- سلیمان بن یسار (یکی از فقهای سبعه ی مدینه)

امام، فقیه ومفتی مدینه ابوایوب و در روایتی ابو عبدالرحمن و به نقلی دیگر ابو عبدالله المدنی غلام ام المؤمونین جویریه بنت حارث هلالی رضی الله عنها ؛ وبرادر عطاء بن یسار و عبدالملک و عبدالله ونیز گفته شده که وی غلام ام المؤمنین ام سلمه بوده است، ایشان در زمان خلافت عثمان رضی الله عنه بدنیا آمدند. امام ذهبی رحمه الله در سیر أعلام النبلاء می فرمایند: پدرش یسار از اهل فارس بوده است.

سلیمان در محضر بسیاری از یاران پیامبر دانش آموخت واز آنها سخنان گهربار رسول خدا صلی الله علیه وسلم را شنید که از جمله آنها می توان به: زیدبن ثابت، و إبن عباس و أبو هریرة وحسان بن ثابت و جابر بن عبدالله و رافع بن خدیخ، وإبن عمر وعائشة و أم سلمة و میمونة، وأبو رافع غلام پیامبر صلی الله علیه وسلم و حمزة بن عمرو الأسلمی و مقداد بن عمرو رضی الله عنهم اجمعین اشاره کرد.

سلیمان جزو هفت فقیه مدینه به شمار می آمد که دانش یاران رسول خدا را به نسل بعد رساندند و دانشمندان اسلامی متفق القولند که ایشان از زمره دسته اول تابعین می باشد.

بیشتر بخوانیداهل فارس (ایران زمین آنزمان که ایران کنونی بخشی از آن است ) در مدرسۀ یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم

الولاء والبراء / دوستی ودشمنی برای خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

الولاء والبراء /  دوستی ودشمنی برای خدا 

 

 

ارائه دهنده : کارزان شکاک

 

الحمد لله رب العالمین والصلاه والسلام علی سیدنا محمد وآله وصحبه اجمعین

 

ولاء بدین معنی است که فردمسلمان برای رضای خدابادشمنان خداوپیامبر صلی الله علیه وسلم ومسلمانان دشمنی ورزد واز ایشان  پشتیبانی ننمایدهرچنداین دشمنان خویشان و نزدیکان اوباشند. پیامبرصلی الله علیه وسلم می فرماید{اوثق عری الایمان .الموالاه فی الله والمعاداه فی الله والحب فی الله والبغض فی الله} رواه الطبرانی وابوداود بسندصالح.یعنی. پابرجاترین پیوند ومیثاق میان ایمانداران آن دوستی ودشمنی است که درراه خداباشد. دوست داشتن درراه خدا وکینه توزی در راه خداست. امام نسفی رحمه الله می فرماید.{دوستی ودشمنی درراه خدا بخشی بزرگی ازایمان است.} اکنون که دانستیم ولاء وبرائت تاچه اندازه مهم بوده وبخشی ازایمان است این راهم بایدبیفزاییم که دوست ما تنها خدا وپیامبر صلی الله علیه وسلم ومسلمانانند. پس ایشان را دوست بداریم وازایشان پشتیبانی کنیم.خداوندمی فرماید  : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (۵۵) المائده.یعنی .دوستان شماتنهاخداوپیامبرصلی الله علیه وسلم وایماندارانی هستندکه نماز گذارند وزکات می د هند وگردن کج فرمان خدا وپیامبرند صلی الله علیه وسلم.

یعنی .اگرمسلمان دارای این سه شرط نباشدبازبایدبه خاطر ایمانش بااو دوستی نمود ولی لازم است که به اندازه ی گناهش بااودشمنی ورزیده ورویا رویی کرد.بنابراین نبایدبامسلمان گناهکارمانند مسلمان نیکوکار وبی گناه دوستی نمود ونیزبا اوچون دشمنان دین وآیین رفتارنمی شود.(الفتاوی الحدیثیه ص۵۷)

مسلمان بایدچهارکس یاگروه را دشمن بداند ؛ کافران ( كفار اهل كتاب مثل يهود و نصارا و كافران  غير اهل كتاب مثل بت پرستان و سكولاريستها ) ، ستمکاران، شیطان وهوای نفس که بایدنسبت به آنهاکینه داشته باشیم ومطابق شرع باآنهادشمنی کنیم ویاریشان ندهیم.

بیشتر بخوانیدالولاء والبراء / دوستی ودشمنی برای خدا