جرقه های کشف حجاب و « تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ » در عربستان زده شد

جرقه های کشف حجاب و « تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ » در عربستان زده شد

به قلم: مسعود سنه ای

الله تعالی می فرماید : یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُم مِّنَ الْجَنَّةِ یَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا (اعراف/۲۷) ای آدمیزادگان ! شیطان شما را نفریبد، همان گونه که پدر و مادرتان را (فریفت و) از بهشت بیرونشان کرد و لباسشان را از (تن) ایشان بیرون ساخت تا عوراتشان را بدیشان نماید .

در این صورت به محض اینکه شخص گول شیطان را خورد و تابع شک و گمانهای جاهلی «ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ» شد و همین شک و گمانها را به صورت قانون در آورد و تابع حکم جاهلیت«حُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ» شد اولین نشانه های ظاهری و قابل روئیت آن در لخت شدن زنان خودش را نشان می دهد یعنی: «تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ».

در این صورت داشتن حجاب یعنی تبعیت از قانون شریعت الله و بی حجابی مساوی است با جاهلیت و نماد جاهلیت و تبعیت از شیطان.

رژیم فاسد آل سعود که سالهاست در راه سکولار (مشرک) کردن سرزمین وحی قدمهای کوچک و بزرگی را برداشته است این بار قدم بزرگتر حرکت در مسیر کشف حجاب و زمینه سازی و تامین امنیت برای بی حجابان را برداشته است.  وزارت کشور عربستان با صدور دستورالعملی فوری برخورد با زنان بی‌حجاب را از ۲۳ سپتامبر (روز ملی) ممنوع اعلام کرد.

لازم به ذکر است که محمد بن سلمان هفته گذشته در مصاحبه با فرستنده سی‌ان‌ان گفت که خواستار پوششی “متین و محترم” برای زنان کشورش است. او توضیح داد که چنین پوششی “نباید عبایه [عبای زنانه] یا چادر سیاه باشد”.

با آنکه یک هفته قبل از سخنان ولیعهد آل سعود مسلمین در مدارس”جشن عبایه” گرفته بودند و زنان دارای عبایه به عنوان سرمشق زنان معرفی شده بودند، اما عربستان سعودی کشوری پادشاهی است و کلام پادشاه در آن عین قانون است.

طبق معمول، شورای علمای عربستان هم در توجیه و تائید سخنان ولیعهد اعلام کرد: “زنان سعودی دیگر نیازی نیست از چادر استفاده کنند به شرط اینکه ساده پوش باشند!”. البته زمانی که رئیس جمهور آمریکا هم دستوری در مورد کتب درسی عربستان یا گروههای جهادی یا هر امر دیگری صادر می کند این علمای نجدی درباری به سبک خودشان این سخنان را در قالب فتوا برای مردم بیان می کنند.

به نوشته  اشپیگل: ” دستور پلیس مذهبی یا ناظران شرعی دیگر کارساز نیست و این در حالیست که تا همین چند وقت پیش مأموران پلیس زنانی که حجاب اجباری را رعایت نمی‌کردند دستگیر می‌کردند و به پاسگاه می‌بردند یا تحویل “قیم” آنها می‌دادند که پدر یا همسر آنهاست. حال کسی جرأت نمی‌کند خلاف خواست ولیعهد سعودی عمل کند. برخی از مردم می‌گویند: «یک سال بگذرد، و بعد خلاص! دیگر قال عبایه کنده شده است”

اسلام مبارزه می کند

اسلام مبارزه می کند

به قلم: سید قطب رحمه الله

آنهايي که خيال مي کنند که مکتبهاي اجتماعي ديگر دنيا مي توانند آنچنان که اسلام مي تواند ، با ستمگريها و ستمگران و ياغيان و قلدران مبارزه کرده و از ستمديده ها و زجر کشيده هاي محروم اجتماعات بشري دفاع کند يا کاملا” اشتباه مي کنند يا کاملا” مغرض هستند يا از اسلام و حقيقت آن چيزي درک نکرده اند ، اين از يک طرف ;و آنهايي که خيال مي کنند مسلمان هستند ولي با ستمگريها و بيدادگريها نمي جنگند و از حقوق همه رنج ديده ها و ستم کشيده هاي جهان دفاع نمي کنند يا کاملا” در اشتباه هستند يا بي شک منافق هستند يا از اسلام چيزي نفهميده اند و اين از طرف ديگر. اصولا” اسلام در اساس و جوهر خود جنبشي آزاديبخش است که نخست دل افراد و سپس اجتماعات بشري را اصلاح و آزاد مي کند . اگر کسي واقعا با نور اسلام هدايت يافت ، او ديگر از هيچ نيرويي نمي ترسد و جز به قدرت الهي در قبال هيچ زورمندي سر تعظيم فرود نمي آورد و چنين فردي در برابر هيچ گونه ظلم وستمي ساکت نمي نشيند ، اگرچه اين ظلم و ستم بر شخص او نباشد و در گوشه دور افتاده اي بر انساني ديگر روا داشته شود .

اگر شما ديديد که ظلم و ستم روا داشته مي شود و فرياد ستمديدگان بلند مي شود و مردم مسلمان آماده براي دفع ظلم و برچيدن بساط ستم نيستند ، شما بايد بدون هيچ گونه ترديدي در مسلمان بودن آن مردم شک کنيد زيرا امکان ندارد که مردمي اسلام را به عنوان عقيده و طرز فکر بپذيرند ولي ظلم وستم و زندان و تبعيد را به مثابه قانون و نظام عملا قبول کنند زيرا از دو حال خارج نيست : اسلام يا هست يا نيست . اگر هست که اسلام مبارزه و جهاد پي گير و دامنه دار و سپس شهادت در راه خدا و در راه حق و عدالت و مساوات است و اگر نيست نشانه اش آن است که همه به ورد و ذکر مشغولند  و به تسبيح و سجاده چسبيده اند و صبح و شام منتظرند که خود به خود از آسمان خير و برکت و عدالت و آزادي ببارد . ولي هرگز هم آسمان چيزي بر آنها نخواهد فرستاد و خداوند هيچ گروهي را که به ياري خود نشتابند و بر خود اطمينان ندارند و قانون خداوندي را در جهاد و مبارزه اجرا نمي کنند ياري نخواهد کرد :

إن الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم “خداوند در وضعيت هيچ قومي دگرگوني ايجاد نمي کند مگر آنکه خود در وضع خود تغييري بدهند” اسلام عقيده و طرز فکر انقلابي و سازنده اي است به اين معني که اسلام وارد قلب کسي نمي شود مگر آنکه يک دگرگوني در آن ايجاد می نمايد . دگرگوني در فکر و انديشه ،در احساس و ادراک ،دگرگوني در تمام شئون زندگي ، در روابط فرد و اجتماعات. اسلام انقلابي به وجود مي آورد که خواستار برقراري مساوات کامل بين همه مردم دنياست بطوري که هيچکس را بر ديگري جز با پرهيزکاري برتري نباشد .

قرضاوی مفتی ناتو و ارزش فتواهای او نزد مرغهای مصنوعی اش (۲)

قرضاوی مفتی ناتو و ارزش فتواهای او نزد مرغهای مصنوعی اش (۲)

به قلم : مسعود سنه ای

مورد دیگری که می تواند چهره ی واقعی این مفتی ناتو را بیشتر نشان دهد موضعگیری های او در برابر گروههای جهادی و کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی  و جبهه ای است که خود را به آن متصل کرده و از آن انتظار کمک و یاری دارد.

آیا شما دیده یا شنیده اید که  قرضاوی از جهاد و مجاهدین ملت مظلوم افغانستان یا سومالی یا یمن و… در برابر آمریکا و ناتو حمایت کرده باشد؟  اما در این مورد سوریه اتفاقات قابل توجهی رخ داد که برای هر کسی که زره ای ایمان در وجودش باشد و یا از نعمت عقل بهره ای برده باشد برایش مشخص می شود که قرضاوی کیست و مریدان زبان دراز و چند چهره اش چه کسانی هستند؟

ابتدا شایعه ای بود که در آن آمده بود که قرضاوی حزب کمونیست و مرتد کارگران اوجالان (pkk) که دستش به خون هزاران مسلمان اهل سنت ترکیه و عراق و سوریه آلوده شده است را تروریست خوانده است!!  اما فوراً دکتر علی قرداغی نائب قرضاوی گفت: تبلیغات دروغینی که به نام اتحاد جهانی علمای مسلمین و دکتر یوسف قرضاوی منتشر شده مبنی بر اینکه ایشان حزب کارگران کردستان ترکیه(PKK) را تروریست خوانده واقعیت ندارد.

به این هم بسنده نکردند و خود قرضاوی با ادبیاتی شبیه سکولاریستهای محلی کورد گفت: “من چنین موضعگیری را در هیچ رسانه ای اعلام نکرده ام. ما درحالی این اخبار بی اساس را تکذیب می کنیم که در خصوص مشکلات برادران کُردمان در هر چهار بخش کردستان تاکید می کنیم.”

در کنار این، زمانی که فتوای جهاد در سوریه را صادر کرد و کسی از مریدانش تکان نخوردند گفت: “در حالی که ایران با ارائه تسلیحات از نیروهای سوری پشتیبانی می‌کند، چرا ما نباید دراین باره کاری انجام دهیم.” اما کارش چه بود ؟

  • ابتدا تمام کسانی که در کنار حکومت سوریه بودند را تکفیر کرد . به عنوان مثال در مورد حزب الله لبنان گفت: “اين حزب که در لبنان است،‌ حزب شيطان است زيرا به حکومت ديکتاتوري و ظالم سوريه کمک مي‌کنند!”

الله تعالی می فرماید: الَّذينَ آمَنوا يُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذينَ كَفَروا يُقاتِلونَ في سَبيلِ الطّاغوتِ فَقاتِلوا أَولِياءَ الشَّيطانِ ۖ إِنَّ كَيدَ الشَّيطانِ كانَ ضَعيفًا﴿۷۶﴾  کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‌کنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت . پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.

  • کار دوم قرضاوی این بود که گفت: ” ما از همه جهانيان و جامعه بين الملل از جمله ايالات متحده آمريکا،‌ فرانسه،‌ بريتانيا، آلمان،‌ ايتاليا و همه و همه مي‌خواهيم که عليه آنهايي که ضد ملت سوريه مبارزه مي‌کنند،‌ بايستند!”

بله، قرضاوی این است. ای کاش خودش را در جبهه ای قرار می داد که مسلمانند (حالا فرق نمی کرد جبهه ی مخالفش بشار است یا حزب الله یا …) تا می شد برایش عذری قائل شد، اما  قرضاوی تمام این مقدمه چینی ها و تکفیرها و تلاش جهت تولید جنگ شیعی- سنی را انجام می دهد تا در نهایت آمریکا و اعضای ناتو را به عنوان منجی معرفی کند.  

جهاد، حکومت اسلامی؛ احکام اسلامی از جنبه ی نظری و عملی

جهاد، حکومت اسلامی؛ احکام اسلامی از جنبه ی نظری و عملی

ارائه دهنده : عبدالله جوانرویی

زمانی که سرکشی سکولاریستهای قریش از حد گذشت و کرامت و احترامی را که خداوند برای آنان تعیین کرده بود انکار و پیامبرش را تکذیب نمودند و نسبت به بندگان خدا که آیین یکتاپرستی را انتخاب و رسالت محمد را برگزیدند و به ریسمان دین اسلام چنگ زدند، ظلم و ستم روا داشتند، خداوند متعال اجازه جنگ و انتقام از ستمکاران و تجاوزگران را به پیامبرش داد و چنان که عروه بن زبیر نقل کرده است اولین آیه ای که پیرامون اجازه ی جنگ و حلال شدن خونریزی و کشتار نازل شده، آیه ی زیر بود :

«أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِاَنَّهُم ظُلِمُوا وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیرٌ* الَّدّینَ اُخرِجُوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقٍ اِلّا اَن یَقُولُوا رَبُنا اللهُ وَ لَو لا دَفعُ اللهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللهِ کَثیراً وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عزیزٌ* الذَّینَ اِن مَّکَّنَّاهُم فِی الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ ءاتَوُا الزَّکاهَ وَ أَمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَه الاُمُورِ[۱]»: «به کسانی که جنگ بدانان تحمیل شده رخصت جهاد داده شده است، چرا که مورد ظلم قرار گرفته اند و البته خداوند بر پیروزی آنان سخت تواناست. همان کسانی که به ناحق از خانه هایشان بیرون رانده شدند و گناهی نداشتند جز اینکه می گفتند : “پروردگار ما خداست” و اگر خدا بعضی از مردم را با بعضی دیگر دفع نمی کرد، صومعه ها و کلیساهاه و کنیسه ها و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده می شود، سخت ویران می شد و همانا خدا به کسی که دین او را یاری کند، یاری می دهد، چرا که خدا بسیار نیرومند و شکست ناپذیر است. همانا کسانی که چون در زمین به آنان قدرت بدهیم، نماز برپا می دارند و زکات می دهند و مردم را به کارهای پسندیده فرا می خوانند و از کارهای ناپسند باز می دارند، و فرجام همه کارها از آن خداست». (حج : ۴۱-۳۹ )

به گفته ی قرآن هدف از حلال کردن جنگ این بود که بدون هیچ جرم و گناهی بر مسلمان ظلم و ستم می شد و آنان چنانچه پیروز می شدند، نماز برپا می داشتند و زکات می دادند و مردم را به کارهای پسندیده فرا می خواندند و از کارهای ناروا باز می داشتند.[۲]

ادامهجهاد، حکومت اسلامی؛ احکام اسلامی از جنبه ی نظری و عملی

قرضاوی مفتی ناتو و ارزش فتواهای او نزد مرغهای مصنوعی اش (۱)

قرضاوی مفتی ناتو و ارزش فتواهای او نزد مرغهای مصنوعی اش (۱)

به قلم : مسعود سنه ای

دکتر یوسف قرضاوی که در مورد اردوغان رئیس جمهور سکولار ترکیه و عضو ناتو می گوید: “خداوند و فرشتگان و مومنان صالح رجب طیب اردوغان را کمک می‌کنند!”

در مرحله بعد : قرضاوی زمانی از گروه سکولار جیش الحر سوریه که ابزار دست ناتو و آمریکا شده است تمجید می کند و می گوید: ارتش آزاد سوریه با سلاح‌های سبک در مقابل هواپیماهای میگ روسیه می‌جنگد. در کنار این تمجید  فتوا می دهد که همه باید در کنار این انقلابیون سوری مورد حمایتش جهاد کنند و می گوید:هر مسلمانی که توانایی جنگیدن دارد باید به سوریه برود و در کنار انقلابیون سوریه علیه رژیم اسد که تاکنون بیش از ۱۰۰هزار نفر را به قتل رسانده است، بجنگد.”

اما دیدیم که طرفدارنش در سراسر دنیا از جای خود هم تکان نخوردند و فتوایش باد هوا شد. مگر در میان این مرغهای مصنوعی که پرورش داده اند انسان‌ با غیرت و با شهامتی برای جهاد پیدا می شود؟

شما تصور کنید زمانی که هوشی مین سکولار و کمونیست دستور جنگ عمومی بر علیه فرانسوی ها و آمریکائیان را می دهد، مگر ندیدیم که چه حماسه هائی آفریدند؟  یا زمانی که آیت الله خمینی فتوای جنگ بر علیه صدام حسین سکولار را می دهد و هزاران نفر داوطلب حضور در جنگ می شوند و…. بعد بیائید دستورات این دو نفر با دو دین متفاوت را با فتوای قرضاوی و واکنش مریدانش مقایسه کنید تا بدانید که سخنان دکتر عبدالله عزام در مورد دست پرورده های امثال قرضاوی چقدر با واقعیت تطابق دارد.

دکتر عبدالله عزام می گوید: اینها فرزندانی شبیه مرغ مصنوعی برای ذبح پرورش می دهند .

آیا از مریدان قرضاوی و مرغهای مصنوعی که پرورش داده انتظار غیرت و شهامت و جنگ در راه الله می رود؟ حاشا و کلا اینها تنها در برابر مجاهدین شریعت گرا زبان درازی می کنند و… آیا یکی از اینها را دیدی که در اطراف خودت یا در سراسر جهان به سمت سوریه به نیت جنگ با حکومت بشار اسد بروند؟

بعد همین مرغهای مصنوعی سکولار زده که هزاران کیلومتر از برنامه های امامان شهید حسن البناء و سید قطب رحمهما الله فاصله گرفته اند می گویند:  اگر ۳۰۰ نفر پرورش بدهیم کل دنیا را می گیریم و …

همین الان بیشتر از ۳۰۰ هزار نفر کادر پرورش یافته  و چندین میلیون طرفدار در سراسر دنیا دارند اما مطمئن باشید که از این مرغهای مصنوعی کاری بر نمی آید. جهاد نیاز به  ایمان و غیرت و شهامت و شجاعت و غیرت دارد چیزی که این مرغهای مصنوعی از آن بی بهره اند .  

سکولاریسم در سرزمینهای مسلمان نشین چگونه همه چیز را مسموم و فاسد میکند

سکولاریسم در سرزمینهای مسلمان نشین  چگونه همه چیز را مسموم و فاسد میکند!

به قلم: احسان هورامی

مسائلی که طی چند دهه ی گذشته همچون لکه ی ننگینی بر تاریخ پر افتخار جامعه ی ما و بسیاری از سرزمینهای مسلمان نشین نشسته است، مسئله ی سکولاریسم و آلوده شدن شدن جمع کثیری از جوانان در یک برهه ی مشخص از تاریخ  به این «سم» می باشد.

اگر اقدامات جنایتکاران سکولاری چون آمریکا و سایر متحدین آن بر علیه مسلمین پوشش دموکراسی و آزادی و نقابهای عوام فریبانه ای از این دست نداشت بارها و بارها اقدامات آنها توسط مردمان کشورهای خودشان هم بعنوان جنایاتی واضح و خیلی وحشیانه علیه بشریت محکوم و کنار زده می شد. این قوانین دین سکولاریسم بر علیه قانون شریعت الله و شعارها و تبلیغات دروغین است که از طرف سران حکومتهای سکولار مورد حمایت قرار می گیرد و اجازه می دهد این نوع اعمال شنیع اتفاق بیفتد و جامعه هم از کنارش بگذرد و جرمی به شناعت و کراهت قتل عام کودکان و زنان و تجاوز به نوامیس مسلمین و غارت و دزدی منابع مادی مسلمین و ویرانی سرزمینهای اسلامی توسط نیروهای نظامی این کشورهای سکولار صورت گیرد و حتی توسط هیچ نهاد جهانی مورد پیگرد قانونی هم قرار نگیرد.

دین سکولاریسم و قوانین سکولاریستی است که ابتدا قلبها را فاسد کرده و سپس به این جنایات رسمیت می بخشد. حاکم شدن قوانین سکولاریستی و کنار زدن قوانین الله شنیع ترین جنایات را مشروع و قانونی می کند و حفظ می کند. دین سکولاریسم قرن ها و سده های طولانی این کار را کرده و امروز هم هنوز علیرغم ظهور آخرین پیامبر صلی الله علیه وسلم همچنان دارد به این جنایت ها ادامه می دهد.

این است «سم سکولاریسم» و اینکه چگونه سکولاریسم همه چیز را مسموم می کند؛ چه سکولاریسم لیبرال و سرمایه داری باشد، چه  سکولاریسم چپ و کمونیستی آن . تمام مذاهب دین سکولاریسم در این مشروعیت بخشیدن به قساوت و جنایت بر علیه قوانین شریعت الله و مجریان و طرفداران شریعت الله شریکند.

اگر می بینی که نزدیک به یک قرن است که در سرزمین ما و سایر سرزمینهای مسلمان نشین انواع حزبها و گروههای سکولار وابسته به سکولاریستهای جهانی شکل می گیرند و همه با کارنامه ای پر از جنایت هرگز نتوانسته اند برای مردم خود خیری داشته باشند اما باز به حیات ننگین خود ادامه می دهند به این دلیل است که ابرقدرتهای سکولار و اشغالگر جهانی و آن اقلیت مفتخوری که می خواهند اکثریت عظیم جامعه را به مهمیز و استثمار بکشند، به این احزاب نابودگر و فاسد کننده ی سکولار احتیاج دارند و به همین خاطر آنها را حفظ کرده اند.

این سکولاریسم و احزاب سکولار و این اسلامگراهای لیبرال و سکولار که قبل از هر چیزی ایمان مسلمین را فاسد و بعد همه چیز مسلمین را مسموم می کنند، برای سکولاریستهای اشغالگر جهانی یک برکت هستند که از آنها جهت حفظ منافع خود و جلوگیری از تشکیل حکومتی اسلامی و اتحاد اسلامی استفاده می کنند.

جنگ زرگری حکومت سکولار ترکیه در مورد عادی سازی روابط مزدوران عرب با رژیم صهیونیستی شوخی تلخ دشمنان با شعور مسلمین

جنگ زرگری حکومت سکولار ترکیه در مورد عادی سازی روابط مزدوران عرب با رژیم صهیونیستی شوخی تلخ دشمنان با شعور مسلمین

به قلم: کارزان شکاک

حکومت سکولار ترکیه اولین کشور در تمام سرزمینهای مسلمان نشین بود که رژیم صهیونیستی را در سال ۱۹۴۹ به رسمیت شناخت و فعالیت‌ دیپلماتیک خود را در تل‌آویو و در سال ۱۹۵۰ آغاز کرد و در تمام این سالها تا کنون روابط گسترده‌ی سیاسی، علمی، نظامی، اطلاعاتی، امنیتی و تجاری برقرار بوده است.

نکته ای که در روابط حکومت سکولار ترکیه با رژیم صهیونیستی قابل تامل اینکه : حکومت سکولار ترکیه همیشه در حالت «عملی» در تمام سیاستهای رژیم اشغالگر فلسیطن در کنارآن بوده است اما در حالت «زبانی» سعی کرده جنگ زرگری راه بیندازد و چنین نشان دهد که در جبهه مسلمین و مخالفین رژیم صهیونیستی است. به عنوان مثال:

  • حکومت سکولار ترکیه «به ظاهر» به اعزام سربازان رژیم صهیونیستی به خاک مصر در سال ۱۹۵۶اعتراض کرد اما «عملاً» در کنار این رژیم وبریتانیا و فرانسه قرار گرفت.
  • حکومت سکولار ترکیه در هنگام جنگ شش‌روزه  که در سال ۱۹۶۷ آغاز شد و با اشغال قدس شرقی، کرانه بختری، شبه‌جزیره سینا و بلندی‌های جولان در سوریه به پایان رسید، در «زبان» از کشورهای عربی طرفداری کرد اما در «عمل» در کنار رژیم صهیونیستی بود.
  • حکومت سکولار ترکیه با وجود به آتش کشیده شدن مسجدالاقصی در سال ۱۹۶۷ روابط خود با رژیم صهیونیستی را ادامه داد  و این روابط تا سال ۱۹۸۰ در سطح سفیر تداوم یافت.
  •         به دنبال اشغال قدس شرقی توسط رژیم صهیونیستی و اعلام آن به عنوان پایتخت ابدی آن در سال ۱۹۸۰ حکومت سکولار ترکیه باز روابط خود را ادامه داد و عملاً در کنار رژیم صهیونیستی ماند .
  • حکومت سکولار ترکیه به پیش‌نویس قطعنامه علیه نمایندگی اسرائیل در سازمان ملل متحد در سال ۱۹۸۹ رای مخالف داد و به این شکل برای چندمین بار به تمام مجامع بین اللملی ثابت کرد که «عملاً» در کنار رژیم صهیونیستی است.  
  • حکومت سکولار ترکیه به همراه رژیم صهیونیستی به صورت «علنی و رسمی» در سال ۱۹۹۴ یک توافقنامه همکاری در زمینه امنیتی، و در سال ۱۹۹۶ نیز یک توافقنامه همکاری دیگر در زمینه آموزش نظامی امضا کردند. بر اساس این توافق هر دو کشور اطلاعات امنیتی رد و بدل کرده و روسای سازمان های اطلاعاتی آنها نشست های دوره ای تشکیل می دهند. به موجب این توافق سازمان موساد یک مرکز اطلاعاتی در ترکیه تاسیس کرد.
  • حکومت سکولار ترکیه در مقابل حملات رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۶ به لبنان و در سال ۲۰۰۸ به نوار غزه «عملاً» در کنار رژیم صهیونیستی بود و «زبانی» در حال جنگ زرگری .
  • در اوایل سال ۲۰۰۹ رجب طیب اردوغان، نخست وزیر وقت حکومت سکولار ترکیه در اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس واکنش شدیدی به سخنان شیمون پرز، رئیس جمهور رژیم صهیونیستی در مشروع دانستن حملات خود به غزه نشان می دهد و حتی سالن کنفرانس را ترک می کند اما «عملاً» بنزین هواپیماهای جنگنده های رژیم صهیونیستی  و خوراک و آب سربازانی که مسلمین را در غزه قتل عام می کنند را تامین می کند و این بار هم «عملاً» در کنار رژیم صهیونیستی قرار می گیرد و «زبانی» در کنار مسلمین و مشغول جنگ زرگری می شود.
  • حتی حجم تبادلات اقتصادی ترکیه با اسرائیل در سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱، پس از حمله به کشتی مرمره، ۳۰٫۷ درصد افزایش می یابد.

اما هرگز نباید فراموش کنیم که  روابط استراتژیک ترکیه – رژیم صهیونیستی همیشه شریک سومی هم در کاخ سفید داشته است. این واقعیت حتی در برخی معاهدات ۳ جانبه نیز به صراحت وجود دارد.

ادامهجنگ زرگری حکومت سکولار ترکیه در مورد عادی سازی روابط مزدوران عرب با رژیم صهیونیستی شوخی تلخ دشمنان با شعور مسلمین

مختصری از زندگی نامه فاطمە خان گەڵواخی رحمها الله ملقب بە فاتەڕەش(فرمانده جنگ و همرزم سنجرخان لیلاخ رحمه الله )

مختصری از زندگی نامه فاطمە خان گەڵواخی رحمها الله ملقب بە فاتەڕەش(فرمانده جنگ و همرزم سنجرخان لیلاخ رحمه الله )

به قلم :  مصطفی شریفی / دیواندره

فاطمە خان گەڵواخی مشهور و ملقب بە فاتە ڕەش کسی است که در جریان جهاد با هجوم قشون سکولار روس و در اوایل حاکمیت رضا شاه سکولار نقش‌آفرین بوده است.

در جنگ سنجر خان علیە تهاجم قوای سکولار روس و کشیدە شدن این جنگ بە شهرهای دیواندەرە و سقز، و شهادت سنجر خان تاریخ شفاهی کوردهای مسلمان می‌گوید بعد از ناامیدی و یاس مردم منطقە از شهادت سنجر خان و ناامیدی در ادامە پیروزی و به بیراهه کشیده شدن پروسەی خروج قشون سکولار روس، این‌جاست کە شیرزن مسلمان و رزم آوری بە نام ،،فاتە ڕەش،در مقابل حملەی بی امان روسهای سکولار قیام می کند.

جنگ خونباری در منطقە بین مسلمین و سکولاریستهای روس در جریان بود و کشته‌شدەهای مسلمین یک روز بعد توسط اهالی دفن شدند.عده‌ای اسیر شدند، عده‌ای زخمی شدند و فاتە ڕەش رحمها الله به عنوان فرمانده مجاهدین که در سنگر اول بود، با همراهان خود تا آخرین نفر جنگید. فاتە ڕەش رحمها الله در حوالی روستای زاغە علیا زخمی می شود و او را بە چادر درمان و امداد انتقال میدهند کە بعد از دو روز از بستری وی خبر می رسد کە قشون سکولار روس در منطقە بە قتل و غارت دست زدەاند کە فاتە ڕەش رحمها الله از ادامە درمان امتناع کرد و گفت مرگ و شهادت در مقابل دشمن را به مداوا و استراحت ترجیح می دهد.

ادامهمختصری از زندگی نامه فاطمە خان گەڵواخی رحمها الله ملقب بە فاتەڕەش(فرمانده جنگ و همرزم سنجرخان لیلاخ رحمه الله )

بیانیه جمهوری اسلامی ایران در باره آغاز مذاکرات بین الافغانی در دوحه

بیانیه جمهوری اسلامی ایران در باره آغاز مذاکرات بین الافغانی در دوحه  

متن بیانیه بدین شرح است:

جمهوری اسلامی ایران از شروع گفتگوهای بین الافغانی بین دولت افغانستان، گروه های سیاسی و طالبان استقبال می کند و امیدوار است این گفتگوها بدون مداخله خارجی و در یک تفاهم جامع میان افغان ها به نتایج مطلوب خود برای استقرار صلح و ثبات دائمی در افغانستان، و امنیت در منطقه منجر گردد.

جمهوری اسلامی ایران همواره تاکید کرده است که حل مشکلات در افغانستان راه حل نظامی نداشته و ادامه حضور نیروهای خارجی یکی از علل اصلی تداوم جنگ در افغانستان می باشد. تمامی مسائل و معضلات در افغانستان تنها از طریق گفتگو و مذاکره قابل حل و فصل هستند و خروج مسئولانه نیروهای خارجی پیش نیاز غیرقابل اجتناب برای رسیدن به صلح و امنیت در آن کشور است.

جمهوری اسلامی ایران امیدوار است دولت، گروه های سیاسی و طالبان بتوانند با حفظ دستاوردهای ارزشمند مردم افغعانستان از جمله قانون اساسی، ساختارهای مردم سالارانه، مشارکت سیاسی فراگیر، و حقوق و کرامت زنان، و حقوق اقلیت های قومی و مذهبی به توافقی پایدار دست یابند که متضمن صلح، آرامش، رفاه و سعادتمندی مردم افغانستان باشد و به نوبه خود باعث شود مهاجرین افغان به کشور خود بازگشته و سهم خود را در بازسازی، رشد و ترقی افغانستان ایفاء نمایند.

جمهوری اسلامی ایران با اعلام آمادگی مجدد برای آن که همچون گذشته به پیشبرد روند صلح در افغانستان کمک کرده و امکانات و توانمندی های خود را بدین منظور در اختیار برادران و خواهران افغان قرار دهد، هر گونه فرصت طلبی سیاسی و سودجویی کاسبکارانه، به ویژه استفاده دولت آمریکا برای بهره برداری های انتخاباتی از گفتگوهای بین الافغانی را به شدت محکوم کرده و آن را مخل این گفتگوها می داند.

تفاوت اساسی اهل سنت و جماعت با نجدیت در تکفیر اهل قبله

تفاوت اساسی اهل سنت و جماعت با نجدیت در تکفیر اهل قبله

به قلم: ابوابراهیم هورامی

اهل سنت و جماعت در تکفیر مسلمین تابع قواعد و ظوابطی هستند و برای اهل قبله قواعد و عذرهای معتبر شرعی قائل هستند که متاسفانه از سوی نجدیت نادیده گرفته شده است.

محمد بن عبدالوهاب می گوید: هر کس بگوید من عبادت برای غیر الله انجام نمی دهم و من تعرض و  کسانی که عبادت برای قبور را انجام می دهند تکفیر نمی کنم، پس این شخص در گفتن لا اله الا الله کذاب بوده و ایمان به الله نیاورده و کفر به طاغوت نداشته است.( فتاوی أئمه النجدیه  ۳/۷۸)

لازم است تمام پیروان محمد بن عبدالوهاب بدانند که نزد اهل سنت و جماعت اگر مسلمانی دچار جرم و مکفره ای شد به ناچار باید او را از «۴فیلتر» بگذرانند .این «۴فیلتر» عبارتند از :

  1. اثبات جرم (باید ابتدا ثابت شود این شخص چنین جرمی کرده است)
  2. تأئید جرم توسط الله و رسولش صلی الله علیه وسلم (باید مشخص شود که این جرم توسط الله و رسولش  صلی الله علیه وسلم به عنوان مکفره معرفی شده اند نه توسط فلان شیخ و مُلا و…)
  3. شروط تکفیر ( ۱- مکلف باشد ۲- جهل نداشته باشد ۳- بايد سخن و كفری كه مرتكب شده، آشكار، روشن، قاطع و صریح الدلاله باشد، و هيچ گمان، شك و شبهه ای در مورد آن وجود نداشته باشد)
  4. موانع تکفیر(جهل، تاويل، خطاء، فراموشی و نسیان، اکراه و اجبار، عدم اراده ی فعل (مثل اینکه شخص شعورش قفل شده و نمی داند به دلیل شدت خوشحالی یا شدت عصبانیت و نگرانی، ترس، غم و غصه چه می گوید یا چه می کند). عده ای هم تقلید را جزو موانع تکفیر بیان نموده و عدم تقلید را جزو شروط بیان کرده اند)

حالا اگر شخصی از این «۴فیلتر» عبور داده شد و مشخص شد که ۱- آگاهانه  ۲- عمداً ۳- به میل خودش و اختیاری دچار این جرم شده و فاسد تشخیص داده شد و عذر معتبر شرعی نداشت و حتی شبهه ای هم وجود داشت که به آن چنگ زد تا مانع از تکفیر این مسلمان شود آنوقت است که شخص آلوده را تکفیر می کند.

نکته ی مهم این است اگر شخصی بگوید که من برای تکفیر شخص مسلمان این ظوابط مورد پذیرش اهل سنت را رعایت می کنم و تا این ظوابط در مورد کسی رعایت نشود من چنین شخصی را تکفیر نمی کنم در نزد محمد بن عبدالوهاب و تمام علمای نجد چنین شخصی خودش هم کافر است. و لله المستعان .

محمد بن عبدالوهاب در رساله هفتم خود ردی بر ابن سحیم و پیروان او را می دهد و آن ها را تکفیر میکند و می گوید: هرکس علی بن ابی طالب را به فریاد بخواند کافر است و هرکس در کفر او شک کند و او را تکفیر نکند کافر است پس حال آن شخص چگونه است که آن ها را مسلمان می داند و با موحدین به جدل می پردازد و موحدین را خوارج و کافر می نامد.( الدرر السنیه   ۱۰/۳۶)

باید برای همه واضح شود که این منهج عقیدتی و فکری محمد بن عبدالوهاب و تمام همفکرهای او و اگر می بینید که گروهی چون جماعت دوله این تفکر را پیاده می کند نشان از صداقت اوست و اگر می بینید که افرادی وجود دارند که خود را پیرو محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد می دانند اما این تفکر را پیاده نمی کنند و حتی مجریان این تفکر را خوارج و تکفیری می دانند نشان از ریاکاری و نفاق و یا جهل آنها به عقاید محمد بن عبدالوهاب و نجدی هاست .