سناریوی مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت دوم)

سناریوی  مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت  ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت  دوم)

مؤلف: عبدالمنعم مصطفى 

مترجم:ع .  شافعی

سخن حقی که همچون صاعقه­ای بر سر آن طغیانگر ستمگر فرود آمد و تمامی وجود و عظمت او را به لرزه انداخت. این سخن را ساده می­پنداریم، اما اگر صحنه­ها و رخدادها و پیامدهای آن را تصور نماییم و با تمام وجود آن را احساس کنیم به دشواریآن اوضاع و احـوال پی می­بـریم، و عظمت این مرد مؤمن بر مـا آشکـار می­گردد که دل و جان و سراسروجودش مالامال از ایمان گشته بوددر حالیکه تنها چند لحظه از ایمان آوردنش می­گذشت!

آشکارا در مقابل آن پادشاه طغیانگر و سرکش به اظهار حق پرداخت، در حالیکه می­دانست که این سخنان، پیامدهای بسیار سنگینی برای او بدنبال خواهد داشت!

«فَأَخَذَهُ»، «او را گرفت (و زندانی نمود)»؛ در جایی دور از قصر پادشاهی، که به دربـاریـان و مراسم شاهانـه اختصاص داشت. جایی در زیر زمین که در آن، سیاه چاله­هایی برای شکنجه­ی مخالفان ساخته بودند تا انواع شکنجه­های طاقت­فرسا را به آنان بچشانند!

«فَلَم يَزَل يُعذِّبُهُ»، «همچنان او را شکنجه می­داد»؛ و بر شدت شکنجه می­افزود تا (اعتراف نموده و) منبع اصلی این سخنان ایمانی را به او معرفی نماید و به او بگوید که چه کسی چنین سخنانی به او گفته و یا وی را به سوی این سخنان رهنمون گشته است. در میان زیردستان آن طغیانگر کسی نبود که چنین سخنانی بر زبان آورد، و این مرد نیز از درباریان او بود و امکان نداشت که او و یا دیگر درباریان، چنین سخنانی بگویند. بعلاوه به ظن و گمان آن طغیانگر، این گونه سخنان ده­ها سال پیش ریشه­کن شده و از میان رفته بود..

پس چگونه ممکن است مرد نابینایی که همین چند لحظه پیش بینایی خود را باز یافته است چنین سخنانی بگوید! لابد شخص خطرناک و مخفی­شده­ای هست که از قتل و نابودی در امان مانده i و اینگونه سخنان را در میان مردم رواج می­دهد و سربازان و اطلاعاتی­ها و جاسوس­های طاغوت او را نمی شناسند. لذا باید (این وزیر) قبل از بزرگ شدن خطر و پیش از اینکه به تاج و تخت و حکومت این پادشاه طغیانگر زیانی برسد علیه آن شخص اعتراف نماید. پس همچنان او را شکنجه می­دادند..

«حَتَّى دَلَّ عَلَى الغُلامِ»، «تا اینکه آن نوجوان را معرفی نمود»؛ نوجوانی که نسبت به او منشأ و سرچشمه­ی آن سخنان بود!

پادشاه به سرعت سربازان و جاسوس­ها و مأموران اطلاعاتی خود را فرستاد تا در باره­ی آن نوجوان و مکان اقامت او اطلاعاتی بدست آورند و قبل از اینکه مردم را بر علیه پادشاه بشوراند دستگیرش نموده و به حضور پادشاه بیاورند!

ادامهسناریوی مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت دوم)

سناریوی مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت اول)

سناریوی  مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت  ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت اول)

مؤلف: عبدالمنعم مصطفى 

مترجم:ع .  شافعی

بسم الله الرحمن الرحیم

إن الحمد لله نحمدُه، ونستعينُه، ونستغفِرُه، ونعوذ بالله من شرورِ أنفُسِنا ومن سيئات أعمالنا، من يهده اللهُ فلا مُضِلَّ له، ومن يُضلِل فلا هادي له.

وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهدُ أنَّ محمداً عبدُه ورسولُه، صلى الله عليه وعلى آله وصحبه وسلَّم..

اما بعد:

چه بسا بسیاری از ما، حکایت نوجوان مؤمن و پادشاه ستمگر را همانگونه که در صحیح مسلم[۱] آمده است شنیده­ایم.. اما بنده بر این باورم که لازم است هر از چند گاهی در برخی معانی و مفاهیم نهفته در کلمات و عبارات این حکایت بسیار مهم با تمامی صحنه­ها و مراحل آن تأمل نماییم.. براستی که مفاهیم ایمانی والایی در آن نهفته است.. و ارتباط تنگاتنگی با اوضاع کنونی و زندگی امروزی ما مسلمانان دارد.. و صحنه­ها و مراحل و رخدادهای آن –یا حداقل برخی از آنها–هنوز هم در کشورهای مختلف و به شیوه­های گوناگون تکرار می­شود.. باید در آن تأمل نماییم تا درس­ها و پندها و توشه­هایی از آن برای خود و نسل­های آینده برگیریم که به اذن الله  ما را در تحمل سختی­هایی که در راه حق، و دعوت، و جهاد، و سازندگی، و رویارویی با ستم و سرکشی طاغوت­های ستمگر با آن مواجه می­شویم یاری نماید.

پس با ما همراه شوید تا در معانی و مفاهیمِ تک تک کلمات و عباراتِ این حکایت عظیم بیندیشیم.. و از الله  بخواهیم که ما را در رسیدن به حق و حقیقت موفق فرموده و این سعی و تلاشِ ما را به درگاه خویش بپذیرد .. به راستی که او شنوا و نزدیک و اجابت کننده­ی دعا است.

امام مسلم :در صحیح خود از صهیب  روایت می­کند که رسول الله فرمودند:

«كَانَ مَلِكٌ فِيمَن كَانَ قَبلَكُم» یعنی: «در زمان {یکی از} امت­های پیش از شما، پادشاهی بود..».

پادشاهی طغیانگر و زورگو، که ملت خود را به بردگی گرفته و آنان را مطیع خویش و دنباله­رو قانون و آرزوهای خود نموده بود.. و خود را خدا و معبود آنان قرار داده بود.. و هر آنچه را که خود صحیح می­دانست به آنان تحمیل می­کرد.. و بر اساس هوا و هوس و آرزوهای خود، برای آنان قانونگذاری می­کرد.. بجز حکم او، هیچ حکم دیگری بر مردمان آن سرزمین اجرا نمی­شد.. هر کسی را که منکر الوهیت و ربوبیتش می­شد تحت تعقیب و شکنجه و اذیت و آزار قرار می­داد و نهایتا او رااز میان می­بُرد.. خود را در بسیاری از ویژگی­ها و صفاتی که مخصوص الله هستند، شریک و همتای او قرار داده بود.

و امروزهنوز چه بسیارند طاغوت­های ستمگری که در بیشتر ویژگی­ها و خصلت های مذکور، شبیه به آن پادشاه ستمگرند… و میان آن طغیانگر و طاغوت­های امروزی هیچ تفاوتی نمی­توان یافت به جز اینکه آن پادشاه ستمگر در کمال بی­شرمی و با وضوح و صراحت تمام، مدعی ربـوبیت و الـوهیت می­شد و این جرأت را به خود می­داد که به مردمانش اعلام کند و بگوید: من پروردگار بزرگ و والای شما هستم.. بجز من هیچ خدا و هیچ معبودی ندارید..

در حالیکه طاغوت­های امروزی که مدت­های مدیدی است خود را به امت اسلامی تحمیل نموده­اند، به صورت غیر صریح و با مکر و نیرنگ و فریب،چنین ادعائی را مطرح می­کنند.. آری، هر یک از این طاغوت­ها با زبان حال و یا حتی با گفتار، به ملت خود می­گوید: هیچ حاکم و هیچ قانونگذاری بجز من ندارید… جز آنچه که خود می­پسندم و صلاح می­بینم چیزی به شما ارائه نمی­دهم.. پس هرآنچه را که من برایتان حلال می­کنم حلال است..و آنچه را که من بر شما حرام می­نمایم حرام است.. و هر آنچه را که من نیکو می­دانم نیکوست و آنچه را که من نمی­پسندم ناپسند است.. با هر کسی که بخواهم دوستی و همکاری می­کنم و شما نیز حق مخالفت ندارید و باید از من تبعیت کنید.. و با هر کسی که بخواهم دشمنی می­کنم و می­جنگم و شما نیز باید دنباله­رو من باشید… قانون اساسی و فرامین من از هر کس و هر چیزی بالاتر و والاتر است… بر شما واجب است که تنها از من اطاعت کنید.. پس هر کسی که به نافرمانی از من بپردازد و از دیگران اطاعت کند، با او اعلام جنگ نموده و او را تـحـت تعقیب و شکـنجه قـرار داده و به زنـدان می­افکنـم و بـه قتـل می­رسانم.. شما و آنچه که دارید مُلک من و در اختیار من هستید.. وشما انسان­ها بهترین دارایی و سرمایه­ی من به شمار می­روید..

شما مورد بازخواست قرار می­گیرید و من – هر کاری که انجام دهم – فراتر از بازخواست و محاسبه هستم، و در باره­ی آنچه که انجام می­دهم مورد بازخواست و مؤاخذه قرار نمی­گیرم.. و وای بر آن کسی که جرأت نموده و بخواهد مرا زیر سؤال برده و از من انتقاد نماید..

در طغیان و کفر و ستم،کاملا مشابه آن پادشاه ستمگرند.. ولی برخلاف او سعی در پنهان نمودن این کفر و طغیان نموده و به مکر و حیله و نیرنگ متوسل می­شوند. و از این جهت، بسیار خطرناک تر و خبیث تر از اویند!

«وَكَانَ لَهُ سَاحِرٌ»، «و یک ساحر داشت»..

که وظیفه داشت حقایق را در نظر مردم وارونه سازد، و حق را به عنوان باطل و باطل را همچون حق به آنان بنمایاند..

وظیفه داشت که آیین باطل پادشاه را ترویج نماید و طغیان و ادعای ربوبیت و الوهیت او را برای مردم بیاراید!

ادامهسناریوی مستند عملیات استشهادی در قرآن و سنت ( نوجوان و پادشاه ) (قسمت اول)

ميدان های جهاد در انتظار ماست .. .. مرزبانان اسلام

ميدان­های جهاد در انتظار ماست [۱]..  .. مرزبانان اسلام

مؤلف: ابو سعد العاملی (حفظه الله)
مترجم: ی .  اکبری

بسم الله الرحمن الرحيم

والعاقبة للمتقين، ولا عدوان إلا على الظالمين، والصلاة والسلام على أشرف المرسلين وسيد النبيين وعلى آله وصحبه، ومن اهتدى بهديه إلى يوم الدين .. و بعد: 

«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» ذاریات ۵۶» و جن و انس را نیافریدم جز براى آنكه مرا بپرستند.»

این شعار مسلمان مسئول است .. شعاری كه باید در قلبهايمان احساس مسئوليت و ترس از سرنوشتمان را ایجاد کند .. ترس از رسوایی در دنیا و عذاب آخرت .. خداوند متعال ما را بيهوده و برای خوردن و آشامیدن و خوابيدن و توليد مثل نيافريده چرا كه اين وظيفه و كار چهار پايان است تا در خدمت انسان باشند.

خداوند متعال انسان را برای وظيفه­ای بسيار مهم­تر و والاتر آفريده و آن عبادت خداوند متعال و جانشينی او بر زمين است.

«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِيفَةً» بقره ۳۰» و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمين جانشينى خواهم گماشت.»

و اين وظيفه­ی خطير و بزرگ در آن واحد نياز به همتی بزرگ و بيداری و هوشياری هميشگی و احساس مسئوليتی دارد كه با توجه به اهميت اين وظيفه و ميزان نيازها و نتايج آن دچار ضعف و سستی نگردد.

ادامهميدان های جهاد در انتظار ماست .. .. مرزبانان اسلام

در مورد فتنه گران و دشمنان حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران: أَمَا كَانَ فِيكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ..؟

در مورد فتنه گران و دشمنان حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران:  أَمَا كَانَ فِيكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ..؟

به قلم : سید مراد منگور (ارومیه)

در حکومت بدیل اضطراری ایران ما شاهد فتنه ای در سال ۸۸ بودیم، که طی آن جبهه ای از کفار سکولار جهانی و مرتدین فراری از کشور و دارودسته ی منافقین داخلی که زمانی بخشی از همین حاکمیت بودند، جبهه ای وسیع را با به خیابان کشاندن عده ای ازجوانان سکولار غرب زده ی متعلق به طبقات مرفه جامعه به اصطلاح قصد داشتند انقلابی مخملین بر علیه نظام ایران راه بیندازند.

زمانی که سران این فتنه گران به زندان افتادند عده ای از جاهلین با مقایسه ی این مجرمین با عفو و بخشش عمومی کفار مشرک در فتح مکه خواهان بخشش این فتنه گران بودند، غافل از آنکه چنین قیاسی مع الفارق است.

رسول الله صلی الله علیه و سلم با دارودسته ی منافقین که تنها خواهان به راه انداختن مرکزی جدید تحت عنوان مسجد ضرار بودند شدیترین برخوردات را داشت و با کسانی که از صف مسلمین جدا شده و در صف کفار قرار گرفته بودند و یا مجری جنگ روانی بر علیه حکومت اسلامی بودند کوچکترین نرمش و گذشتی نداشت و حتی دستور داد کسانی از این مجرمین را اعدام کنند حتی اگر خودشان را به پرده های کعبه آویزان کرده باشند.  

اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم دسته هائی را بخشید به علت توبه و عذر خواهی آنان بود اما فتنه گران ۸۸ و بعد از آن در ایران نه تنها توبه و عذرخواهی نکرده اند بلکه بر جرم خود اصرار دارند.

جرم اینها عمومی و خیانت و تصرف در امر حکومتی بوده و جرمی شخصی نیست که حتی قوه ی قضائیه و سایر مقامات بتوانند از آن بگذرند، بلکه حق جامعه و حکومتی بدیل اضطراری اسلامی است که به عنوان تنها سپر مردم ایران در برابر تمام کفار سکولار جهانی و مرتدین و دارودسته ی منافقین محلی باقی مانده است.

در چنین مواردی که عده ای دچار جرم عمومی میشوند سایر مومنین نیز باید از خود واکنش نشان دهند و موضع داشته باشند. زمانی که در سال ۸ هجری مکه فتح شد رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- خون ۹ تن از سران مکه را که از بزرگترین تبهکاران و جنایتکاران به حساب می‌آمدند، هَدَر اعلام کردند، و دستور دادند آنان را بکشند، حتی اگر کنار پردهٔ خانهٔ کعبه دستگیر شوند.

عبدالله ابن ابی سَرح  یکی از آنها بود . عثمان رضی الله عنه او نزد پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- بُرد، و شفاعت او را کرد. نبی‌اکرم -صلى الله علیه وسلم- نیز خون وی را محترم اعلام کردند و اسلام وی را پذیرفتند؛ البته پس از آنکه مدتی درنگ کردند، به امید آنکه یکی از صحابهٔ آنحضرت او را به قتل برساند.[۱]

سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه روایت می کند: وَأَمَّا ابْنُ أَبِي سَرْحٍ فَإِنَّهُ اخْتَبَأَ عِنْدَ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ فَلَمَّا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ النَّاسَ إِلَى الْبَيْعَةِ جَاءَ بِهِ حَتَّى أَوْقَفَهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ بَايِعْ عَبْدَ اللَّهِ فَرَفَعَ رَأْسَهُ فَنَظَرَ إِلَيْهِ ثَلَاثًا كُلُّ ذَلِكَ يَأْبَى فَبَايَعَهُ بَعْدَ ثَلَاثٍ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ ( أَمَا كَانَ فِيكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ يَقُومُ إِلَى هَذَا حَيْثُ رَآنِي كَفَفْتُ يَدِي عَنْ بَيْعَتِهِ فَيَقْتُلُهُ ) فَقَالُوا : مَا نَدْرِي يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا فِي نَفْسِكَ أَلَا أَوْمَأْتَ إِلَيْنَا بِعَيْنِكَ قَالَ ( إِنَّهُ لَا يَنْبَغِي لِنَبِيٍّ أَنْ تَكُونَ لَهُ خَائِنَةُ الْأَعْيُنِ )[۲] .

پس لازم است که مومنین نسبت به اشخاص، جریانها، سیاستها وکشورها بر اساس آنچه شریعت دستور داده موضع و نظر داشته باشند.

ما اهل سنت باید خود را از تبلیغات مسموم رسانه های ماهواره ای و مجازی رها کرده و به منهج صحیح اهل سنت بر گردیم و نباید در امری که قبلاً در مورد اشخاص و جماعتها و کشورها و … واضح و روشن حکمش صادر شده است منتظر این باشیم که موضع رهبر جامعه یا امیر ما چیست؟چنین انتظاری اشتباه محض است که در حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم کاملاً واضح و روشن است.

اگر ما موضع و دیدگاه خود را نداشته باشیم بسیاری از کارها معطل خواهند شد. زمانی که حکم واضح و روشن صادر می شود در اجرای آن منتظر واکنش دیگران نباش . دیگران (حتی رهبر و امراء و قضات و…) وظایفی دارند و ممکن است متناسب با مقام، موقعیت و مصلحت خود واکنش نشان دهند؛ شما هم وظایفی دارید، بصیرانه به اطراف خود نگاه کن، به موقع و صحیح تشخیص بده و تصمیم بگیر و واکنش شرعی خواسته شده را انجام بده. این مهم است، زمانی که فرصت از دست رفت و همه چیز روشن شد پشیمانی و افسوس خوردن ثمره ای ندارد.

هم اکنون که کل کفار سکولار جهانی و مرتدین و دارودسته ی منافقین محلی به حکومت بدیل اضطراری اسلامی ما در ایران یورش آورده اند و حکم دفاع از مسلمان بر علیه کفار و مرتدین هم در منهج اهل سنت روشن است شما چه کارها کرده ای؟

أَمَا كَانَ فِيكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ..؟


[۱] مغازی واقدی ص۶۳۱ / تاریخ طبری، ج ۳، ص ۱۱۸۷/ فتح الباری، ج ۸، ص ۱۱-۱۲٫ / خورشید نبوت؛ ترجمهٔ فارسی «الرحیق المختوم» تالیف: شیخ صفی الرحمن مبارکفوری، ترجمه: محمد علی لسانی فشارکی، نشر احسان ۱۳۸۸

[۲] رواه النسائي ( ۴۰۶۷ ) وأبو داود (۲۶۸۳- ۴۳۵۹) وصححه الألباني في ” صحيح النسائي “

قبل از صدام حسین سکولار و برای اولین بار در تاریخ کوردستان، حکومت سکولار انگلیس کوردها را بمباران شیمیایی و … کرد

قبل از صدام حسین سکولار و برای اولین بار در تاریخ کوردستان، حکومت سکولار انگلیس کوردها را بمباران شیمیایی و … کرد

به قلم : ابوسلیمان هورامی

با آنکه صدام حسین شخصی سکولار بود و تسلیحات شیمائی خود را از کشورهای سکولار غربی چون آلمان و فرانسه و غیره گرفته بود و کوردها را مورد حملات شیمیائی و کوچ اجباری قرار داد اما کوردها قبل از صدام حسین سکولار  در هنگام اشغال عراق از سوی حکومت سکولار انگلیس در بین سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۳ برای اولین بار در تاریخ خود مورد حملات شیمیایی و کوچ اجباری و نابودی دسته جمعی قرار گرفتند.

در تاریخ می خوانیم زمانی که دو مسلمان مجاهد یکی شیخ محمود از سورانها و محمود خان دزلی از هورامیها با هم متحد شده و به بهانه ی زیارت قبر کاکه احمد شیخ در سلیمانی طرح و نقشه ای برای اخراج کفار سکولار انگلیسی از خاک کوردها طراحی می کنند، تاریخ ملت مسلمان کورد در حال ثبت یکی از وقایع بزرگ خود همچون اخراج روسهای سکولار از خاک کوردستان ایرن توسط سنجر خان و به فتوای شیخ حسام الدین هورامی بود.

میجر سون از شیخ محمود می خواهد که اجازه ندهد که محمود خان هورامی با بیش از ۱۰ سوار غیر مسلح وارد شهر شود . و در عین حال به فرمانده لشکر خود میجر دانلیس حکم دستگیری محمود خان هورامی را می دهد. دانلیس با سپاهی متشکل از ۲۰۰۰پیاده و ۴۰۰ سوار، به مقابلهٔ محمود خان هورامی می رود و در تاریخ۱۹/۵/۱۹۱۹، جنگ سختی در گرفت که دو روز طول کشید و به شکست فاحش نیروهای سکولار انگلیسی انجامید و در روز ۲۱/۵/۱۹۱۹ لشکر محمود خان هورامی فاتحانه به سلیمانیه می رسد. تقریباً تمام سکولاریستهای انگلیسی و مزدوران آنها را که در شهر اقامت داشتند توسط مردم دستگیر می شوندذ و جمع این افراد با عده‌ای که در جنگ اسیر شده بودند به حدود ۲۵۰ تن می‌رسید؛ که از آن میان جز هفت افسر انگلیسی و پانزذه افسر هندی، دیگر مأموران و سربازان هندی و عرب و افغانی که مسلمان زاده بودند و نماز می خواندند آزاد شدند.

دیدیم که این دو مجاهد سوران و هورامی طبق نقشه ی زیرکانه ای که ریخته بودند ارتش هورامی ها را وارد سلیمانیه می کنند . ابتدا ارتش اصلی هورامیها از هورامان ایران حرکت کرده و در شارباژیر مستقر شده بود و به محض رسیدن ارتش اصلی هورامیها به سلیمانیه و پس از جنگهای سلحشورانه موفق به فتح مرکز حاکمیت کفار سکولار می شوند که مرکز گرین هاوس نام داشت.

با فتح مرکز حکمرانی کفار سکولار و اشغالگر انگلیسی و مزدوران محلی آنها، پرچم انگلیس سکولار را درور ریخته و پرچمی با زمینه ای سبز که خورشیدی قرمز رنگ در وسط آن قرار داشت و ماه سفید رنگی هم در وسط خورشید قرار گرفته بود بر بام گرین هاوس نصب می کنند.

رنگ سبز نزد مسلمین به همراه ماه و خورشید که رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر خواسته ی کفار سکولار قریش به آن اشاره کرده بود از جایگاه مهمی برخوردار است به همین دلیل این قیام اسلامی هورامیها و سورانها در برابر کفار سکولار اشغالگر اینگونه رنگ و بوی اسلامی خود را نشان می دهد در حالی که هم اکنون نماد پرچم مرتدین سکولار کورد عراق همان نماد شیطان پرستان یزیدی در لالش می باشد.

ادامهقبل از صدام حسین سکولار و برای اولین بار در تاریخ کوردستان، حکومت سکولار انگلیس کوردها را بمباران شیمیایی و … کرد

آمریکا و آل سعود از کُردهای سکولار سوریه لژیونهای مزدور با تاریخ مصرف مشخص می سازند

آمریکا و آل سعود از کُردهای سکولار سوریه لژیونهای مزدور با تاریخ مصرف مشخص می سازند

به قلم: جعفر رشیدی / بوکان

اگر به قرنهای قبل از میلاد و جریان مزدور گیری رومی ها بر علیه مخالفین برگردیم متوجه خواهیم شد که استفاده از مزدوران جهت رسیدن به اهدافی خاص یکی از سنتهای غربیها بوده است، در این سو نیز کُردهای سکولار موجودیت خود را با خیانت به دین و ملت و فرهنگ و ارزشهای خود و ارزان فروشی خون کُردها شروع کرده اند.

اجازه دهید فقط به بخشی از کُردهای سکولار بپردازم آنهم در خاک سوریه . مزدوران حزب کارگران اوجالان (پ.ک.ک) که مزدوری آنها برای دشمنان ملت کورد برای هر اهل شعوری واضح و روشن شده است، از زمانی که صدام حسین کمپ مخمور را در اختیار این گروه سکولار قرار داد تا همین الان که بازیچه ی سیاستهای آمریکا و آل سعود قرار گرفته، غیر از تحویل مشتی شعار و خیانت به کُردها و برآورده کردن اهداف دشمنان ملت کُرد و حتی خدمت به دشمنان انسانیت ثمره ای در بر نداشته اند.

شما با آرامش این دستور ترامپ رئیس جمهور آمریکا را نگاه کنید که روز پنجشنبه در توییتی خطاب به مزدوران اوجالان در شمال سوریه، نوشت: زمان آن فرا رسیده که کُردها به منطقه‌ای در سوریه بروند که میادین نفتی وجود دارد.

در راستای این دستور است که :

  1. کُردهای سکولار اوجالان اسم «کردستان سوریه» را کلاً از رسانه ها و کتب خود حذف می کنند.
  2. کُردهای سکولار اوجالان با سایر قومیتهای عرب و ترکمان و سریانی متحد شده  و قوات سوریه دمکراتیک«قسد» را می سازند. یعنی هیچ اسمی از کُرد وجود ندارد.
  3. کُردهای سکولار اوجالان طبق توافقات آمریکا با ناتو (ترکیه عضو فعال ناتو) از مناطق کُرد نشین عفرین تا عین العرب (سریکانی) فرار کرده و در عوض به مناطق عرب نشین دیرالزور می روند که صدها کیلومتر آنطرفتر حتی یک کُرد هم زندگی نمی کند و روزانه در همین مناطق کُردها را جهت محافظت از چاههای نفت و معابر تحت کنترل آمریکا قربانی می کند.پ و به راهزن نفت مشهور می شوند.
  4. رژیم فاسد آل سعود هم در همین راستا ابتدا ۱۲۰ میلیون دلار مزد به سران کُرد فروش حزب کارگران اوجالان پرداخت می کند.   

ادامهآمریکا و آل سعود از کُردهای سکولار سوریه لژیونهای مزدور با تاریخ مصرف مشخص می سازند

در پذیرش سخنان علمای امت که «نجدیت» در رسانه های ارائه می دهند احتیاط کن

در پذیرش سخنان علمای امت که «نجدیت» در رسانه های ارائه می دهند احتیاط کن

به قلم: صدیق دهواری/ بلوچ

ما در  بررسی جریاناتی که در تاریخ اسلامی تحت عنوان سلفی و سلفیت شناخته شده اند به دسته بندی این جریان در سه دسته دست یافتیم :

  1. سلفیت علمای خیرالقرون (یعنی آنچه تمام مذاهب اسلامی هم اکنون بر آن هستند)
  2. سلفیت ابن تیمیه و شاگردانش چون ابن قیم و ابن کثیر
  3. سلفیت محمد بن عبدالوهاب یا نجدیت

سلفیت نوع سوم که شایسته است تحت عنوان نجدیت از آن یاد شود دارای مختصات خاص خود در تعریف و ارائه ی بسیاری از مفاهیم و اصطلاحات شرعی (مثل تعریف از شرک، مشرک، توحید، عذرهای معتبر شرعی، تکفیر، دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و…) است که با آنچه تحت عنوان سلفیت نوع اول و دوم (یعنی منهج تمام مسلمین) ارائه داده اند تفاوتهای ریشه ای دارد.

«نجدیت» درواقع جریانی است مستقل و منفک از سایر مذاهب و جریانات اسلامی که قصد دارد واژه و کلمه ی سلفی و سلفیت را برای خود مصادره به مطلوب کند و با نوعی مغالطه برای اثبات دیدگاههای خود به صورت قیچی کاری و حتی تحریف گفته های گذشتگان این امت استدلالهائی را سر هم می کنند که دیدگاههای آنها را درست نشان دهد.

 در این صورت هرگز نمی توان به رفرنسها و منابعی که «نجدیت» از سخنان علمای گذشته جهت پیشبرد دیدگاهها و اهداف خود به کار می گیرد اعتماد کرد مگر اینکه «کل» گفته ی علمای سلف و پس و پیش گفته ی این عزیزان و مخاطب آنها آورده شود.

در فضای مجازی بسیاری از قیچی کاری های طرفداران نجدیت از علمای گذشته ی این امت مثل برداشتن «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ» و استناد به آن در نزدیک نشدن به نماز و ترک نمازاست که بخشی ازیک آیه و حتی بخشی از تکمیل یک حکم شرعی در تحریم مسکرات است.

بخشی از سخن عالمی را در موضوعی قیچی کاری می کنند و طبق آنکه موافق دیدگاه آنهاست ارائه اش می دهند، در حالی که کل سخن آن عالم هرگز چنین نتیجه ای نمی دهد و حتی در تضاد کامل با دیدگاه این علماء است.

پس ای برادر و خواهری که دلت برای اسلام و مسلمین می سوزد و قصد داری کاری انجام دهی که رضایت الله و عاقبت به خیری در آن باشد: به دلیل ناراستی ها و کج فهمی و قیچی کاری های فراوانی که نجدیت در فضای مجازی نسبت به سخنان گذشتگان این امت مرتکب شده اند، نسبت به منابعی که ارائه می دهند با احتیاط برخورد کن؛ و اگر می خواهید به جهالت به دیگران صدمه نزنید هر چه نجدیت از سخنان گذشتگان و سایر منابع اسلامی بیان کرد«فَتَبَيَّنُوا».

ترور ۲ فرمانده مهاجر مخالف جولانی در ادلب هشدار تکراری به مهاجرین

ترور ۲ فرمانده مهاجر مخالف جولانی در ادلب هشدار تکراری به مهاجرین

به قلم : ابوخالد کردستانی

امروز ما شاهد مرگ دو فرمانده ی سرشناس و مهاجر القاعده ی ایمن الظواهری در ادلب بودیم که روز گذشته توسط موشکهای آمریکائی در ادلب مورد هدف قرار گرفته بودند. اللهم أجرنا في مصيبتنا وأخلفنا بخير منها..

أبي القسام الأردني نفر شماره ۳ القاعد ی الظواهری و فرمانده ی نظامی آنها بلال الصنعاني دو چهره ی برجسته از مهاجرین اهل سنت موجود در سوریه بودند که چند روز قبل به همراه بسیاری از فرماندهان جدا شده از گروه جولانی اتاق عملیاتی تحت عنوان « فَاثْبُتُوا» را به وجود آورده بودند.

قتل مهاجرینی که با سیاستهای دارودسته ی جولانی مخالف هستند به امری عادی در ادلب تبدیل شده است . پیامی که دهها بار از این طریق به مهاجرین مخالف جولانی صادر شده این است که: مهاجرین همچون یک ابزار «تاریخ استفاده» مشخصی دارند و چنانچه مخالفتی با سیاستهای جولانی و اربابان خارجی آن داشته باشند ممکن است این «تاریخ استفاده» زودتر تمام شود.

گروه جولانی و گروههای همسو با آن زمانی از اینهمه نتایج و ثمرات وحشتناک و جنایات غیر قابل انکار آنها نسبت به مهاجرین و حتی مردم  اهل سنت سوریه مورد بازخواست قرار می گیرند فوراً جهاد فی سبیل ناتو  خود را (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) تحت عنوان جهاد دفع نامگذاری می کنند و می گویند:” در جهاد اونم جهاد دفع خیلی وقتا ممکنه هیچ منفعتی دنیوی نداشته باشد و از نگاه شرعی هم این شرط برای جهاد دفع وضع نشده است بلکه دفع دشمن صائل خودش بهترین منفعت است.”

اینجا همان سخن علی ابن ابی طالب رضی الله عنه صدق می کند که می فرماید: «کلمة الحق یراد به الباطل» . سخنی که در مورد جهاد دفع گفته اند حق است اما اراده ی آنها باطل است . چون اینها در مسیر تفرق و ذلیلی و جنگ داخلی و خرج کردن اهل سنت در راه اهداف کفار سکولار جهانی و طاغوتهای مرتد محلی هستند و جنگ طبق نقشه ی کفار ربطی به جهاد فی سبیل الله ندارد چه رسد به اینکه اینها خودشان کفار ناتو را وارد سرزمینهای مسلمین کرده و در راه اهداف ناتو مسلمین را خرج می کنند .

پس مانده های گروه فتاحی و انصار به این هشدارهای متعدد اهمیت می دهند و از این مهلکه خود را بیرون می شکند، یا اینکه خود قربانی بعدی خواهند بود؟

سردرگمی و دسپاچگی و هذیان گوئی مناصرین مجازی دوله در استناد شیخ ابوحمزه هورامی به منابع تشیع

سردرگمی و دسپاچگی و هذیان گوئی مناصرین مجازی دوله در استناد شیخ ابوحمزه هورامی به منابع تشیع

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله در بخشی از کتاب ۸ جلدی «روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم»  به دیدگاه صحیح یکی از بزرگان تشیع در طاغوت بودن حکومتهای سکولار فعلی اشاره می کند که باعث آشفتگی میان مناصرین دوله شده است . استدلال اصلی اینها این است : ” آن همه آیات الهی و احادیث رسول الله و علمای ۱۴۰۰ سال اخیر اهل سنت گویا برای نگاشتن کتابش کفایت نکردن و ….”

زمانی که در میان اهل حدیث عبارت «به شرط بخاری» را می شنویم  به قول ابن حجر رحمه الله یعنی بخاری: حدیثی را صحیح می‌داند که محدثان بزرگ نسبت به وثاقت فرد فردِ سلسلهٔ راویان آن تا یک صحابی مشهور اتفاق نظر داشته باشند و سند آن نیز متصل و غیرمقطوع باشد[۱].

بخاری با چنین شرایطی از شیعیان حدیث روایت می کند و علاوه بر آن علی ابن المدینی در مورد مسلم صاحب صحیح مسلم[۱] می گوید:کتابهایش پر از احادیث شیعه است و اینها را قبول کرده است که در کتابش نقل کرده است.حتی می توان نزدیک به ۱۰۰ راوی شیعه را در صحاح سته آورد، از ابان ابن تغلب گرفته تا منصور ابن عبد الاسود لیثی الکوفی و.. .

علاوه بر این مادام که اهل تشیع مسلمان هستند و می توان بخشی از دین (حدیث) را از آنها گرفت آیا نمی توان از متخصصین آنها در مورد تخصصی که دارند نقل قول کرد؟  

شما نباید تعجب کنید اگر کسی چون ابن قیم رحمه الله در مورد کسی که به طلاق سوگند بخورد سپس سوگندش را بشکند، آیا طلاقش می‌افتد یا نه، دیدگاههای مختلفی از اقوال علما را در این زمینه می آورد، و در مورد هفتم دیدگاه شیعۀ امامیه را می آورد[۲]

ابن تیمیه رحمه الله در مورد شیعیان می گوید: فإذا كان اسم المؤمنين وأمة محمد – صلى الله عليه وسلم – يتناولهم،  پس زمانی که اسم مومنین و امت محمد صلی الله علیه وسلم در مورد آنها به کار میرود  اینها نیز دارای نظر و استدلالات خاص خودشان هستند ولهم نظرٌ واستدلالٌ،   پس دلیلی وجود ندارد که دیدگاه و نظر آنها را به حساب نیاورد  لم يبقَ وَجْهٌ لمنع الاعتداد بهم .[۳] ابن قیم هم باز در مورد شیعه ی امامی و رای ونظر آنها چنین نگرشی دارد و می گوید : و  این مغرور شدن است که شخص متکبری همۀ آنان را تکذیب کند «وإن أخطأوا في بعض المواضع لم يلزم من ذلك أن يكون جميع ما قالوه خطأ». اگر  چه این شیعیان امامیه  در جاهائی دچار خطا و اشتباه شده اند اما به این معنی نیست که هر چه اینها بگویند خطاست.

پس بدانید بین عدالت و انصاف اهل سنت و تفکر نجدیت چقدر فاصله وجود دارد؟  نجدیت از علمای اهل سنت آنچه را دست چین و حتی قیچی کاری می کند که با افکارش سازگار باشد.  


[۱] ابن حجر عسقلانی، هدی الساری مقدمة فتح الباری، ۱۴۰۸، ص۷. / [۱] در نوشته مسلم به عنوان استاد المدینی معرفی شده بود که پس از تذکر دوستان از سوی مدیریت سایت اصلاح گردید.

[۲] الصواعق المرسلة في الرد على الجهمية والمعطلة، ج ۲ صص ۶۱۶-۶۱۷٫ / می گوید:«وجه هفتم: فقهای امامیه از اولشان تا آخرشان از اهل بیت نقل کرده‌اند که کسی که به طلاق سوگند بخورد و سوگندش را بشکند، طلاقش نمی‌افتد و این موضوع در نزدشان از جعفر بن محمد و دیگر اهل بیت، متواتر می‌باشد. و  این مغرور شدن است که شخص متکبری همۀ آنان را تکذیب کند و بگوید بر دروغ بستن بر اهل بیت همدستی کرده‌اند! برای اینکه در بین آنان (امامیه)، فقها و اصحاب علم و نظر در اجتهاد وجود دارد و اگرچه که دربارۀ موضوع صحابه دچار خطا و بدعت شده‌اند اما چنین چیزی موجب این نمی‌شود که بر همۀ آنان حکم به دروغگو و جاهل بودنشان داده شود، و به تحقیق که صاحبان کتب حدیثی صحیح، از جماعتی از شیعیان روایت کرده‌اند و به حدیثشان عمل کرده و مسلمانان به حدیثشان احتجاج کرده‌اند، و فقها (ی اهل سنت) پیوسته مخالفت‌های آنان را نقل کرده و با آنان بحث کرده‌اند و آنان (امامیه) اگرچه در بعضی از مواضع خطا کرده‌اند، اما از آن چنین لازم نمی‌آید که همۀ آنچه که می‌گویند خطا باشد». 

[۳] الرد علی السبکی، ج ۲ صص ۶۶۱-۶۶۲٫

انواع غلاة منتسب به شیعه ۱۲ امامی

انواع غلاة منتسب به شیعه ۱۲ امامی

به قلم : خالد هورامی
عده ای از علماء و محققین شیعه[۱] آورده اند که غلات شيعه را مي توان به سه دسته تقسيم کرد:
الف) آنان که درباره علي(ع) غلو مي کنند و او را خدا مي دانند که به «علي اللهي ها» مشهورند.
ب) آنان که درباره اهل بيت(ع) غلو مي کنند و درباره ي ايشان معتقد به صفات و خصوصياتي هستند که خود معصومين(ع) چنين اعتقادي ندارند.
ج) آنان که معتقدند شناخت امام، انسان را از همگي عبادات و واجبات بي نياز مي سازد؛ از اين رو طهارت، نماز، روزه، حج و زکات را به خاطر دوستي و ولايت اهل بيت(ع) ترک مي کنند [۲]

آنچه از نگاه این دسته از نویسندگان مخفی مانده است اینکه : کفار پنهان داخلی (دارودسته ی منافقین) متناسب با شرایط روز و بخصوص متناسب با قدرت نظامی حاکمه پیش می رفتند . بر این اساس در مراحلی جرأت بیان تنها بخشی از باورهای خود را داشتند و در مراحلی دیگر که زمینه را مناسب تر می دیدند قدمهای بیشتری به جلو بر می داشتند و گاه شرایط حاکمه آنها را مجبور می کرد قدمهائی به عقب نیز بردارند و در لاک نفاق خود بیشتر فرو روند .

این تحرک کفار پنهان داخلی (دارودسته ی منافقین)، در بیان عقاید و آشکار شدن تدریجی، باعث شده است عده ای دیگر در تقسیم بندی آنها دچار اشتباه شده و آنها را به دو گروه غلات ملحد و غلات درون گروهی شیعه تقسیم کنند. در این زمینه یکی از نویسندگان قائل به این تقسیم بندی می گوید:

ادامهانواع غلاة منتسب به شیعه ۱۲ امامی