از قتل قاسم سلیمانی تا قتل قاسم الریمی رهبر القاعده ی ایمن الظواهری

از قتل قاسم سلیمانی تا قتل قاسم الریمی رهبر القاعده ی ایمن الظواهری

به قلم : کیوان مریوانی

حکومت سکولار آمریکا که در زمان ما جانشینی برای حاکمیت مشرکین قریش شده و تمام احزاب و مشرکین دنیا را بر علیه مسلمین با خود متحد و هم مسیر کرده است چهره ی جدید خود را با ترورهای هدفمند مخالفین خود رونمائی کرده است.

از میان شیعیان بزرگترین تروری که توسط آمریکا صورت گرفت قتل قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس در نزدیکی فرودگاه بغداد بود که با واکنش حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران مواجه شد.

به دنبال آن ما شاهد ترور قاسم الریمی زعیم و رهبر القاعده ی ایمن الظواهری در یمن بودیم که بر اثر حمله ی هواپیماهای آمریکائی صورت گرفت که منزلی را در مديرية “وادعي عبيدة” در شرق شهر “مأرب” مورد هدف قرار داد و این شخص به قتل رسید .

اینها به اضافه ی اینکه ما در همین نزدیکی ها ما شاهد ترور دهها فرمانده ی نظامی خارجی و مهاجر هم مسیر با جولانی در شمال سوریه بودیم که در سکوت جهانی به قتل رسیدند و علاوه بر آن ابوبکر بغدادی و سخنگوی آن نیز از جمله ترورهای هدفمند آمریکا به شمار می روند، به تمام انسانهای اهل عقل که قلب سالمی دارند می فهماند که آمریکا دشمن تمام کسانی است که بوئی از اسلامی برده باشند که با خط قرمزهای او مخالفت کند.

آیا لجبازترین مسلمان نیز هنوز این واقعیت آشکار را فهمیده است که آمریکا برایش شیعه و شافعی و سلفی و اخوانی و …فرقی ندارد؟

آیا مسلمین با تمام فرق و مذاهبی که دارند بر علیه این دشمن آشکار خود متحد می شوند؟

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله همچون شهروندی عادی و بدون رعایت تدابیر امنیتی خاصی از مرز رسمی بلوچستان به کشور برگشت.

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله همچون شهروندی عادی و بدون رعایت تدابیر امنیتی خاصی از مرز رسمی بلوچستان به کشور برگشت.

ایشان در مصاحبه ای که در مهر ماه ۹۸ با پایگاه رسانه ای بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم ارائه داده بود می گوید:

✅  بدون شک اهل سنت ایران دارای حقوقی است که باید آنها را بدست آورد اما باید قبول کند که بدون شناخت صحیح خود و طرف مقابل هرگز نمی تواند در این رقابت پیروزی را کسب کند.

✅  ما هرگز نگفته و نمی گوئیم که این حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران هدف نهایی ماست. و خود مسئولین حکومتی هم با ارائه ی «بیانیه‌ی گام دوم انقلاب» چنین ادعائی نداشته اند، اما همین حکومتِ در حال گذار، در وضع موجود، قویترین سپر و بزرگترین فرصتی است که ما را قادر خواهد ساخت در امنیت کامل به ترمیم تخریبهای عقیدتی کفار سکولار جهانی و مرتدین و دارودسته ی منافقین در میان ملت ستمدیده ی خود بپردازیم و ما را قادر خواهد ساخت که حداکثرها را در مسیر صحیح جهاد شرعی جمع کنیم و برای رسیدن به هدف اصلی تشکیل حکومت اسلامی بر منهاج نبوت به آنها جهت بدهیم.

✅  ما در ایران یک شهروند عادی فرافرقه ای و فراحزبی و همچون یک جریان در کنار تمام مسلمین در برابر پیروان دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن هستیم.

✅  ما در ایران علاوه بر حقوق شهروندی به عنوان یک جریان و فکر متمایز تا به حال از تمام حقوق و آزادی های شرعی در عرصه ی تبلیغ و عمل به آنچه معتقدیم برخوردار بوده ایم .

✅  در افغانستان راحتترین شکل جهاد و آسانترین مرحله ی آن توسط برادران مهاجر ما در حال وقوع است، اما در مناطق سنی نشین ایران ما شاهد پیچیده ترین و سختترین و طاقت فرساترین مراحل جهاد هستیم که شاید بتوان آن را با دوران پر از محنت و سختی رسول الله صلی الله علیه وسلم در مکه با فرصتی مثل دوران صلح حدیبیه برای مسلمین مقایسه کرد. صبر در این مرحله برای هر کسی قابل تحمل نیست به همین دلیل است که گاه انحرافاتی اتفاق می افتد.

✅  شرایط خاص خودمان و جهاد، بخشی از برادران ایرانی ما را به مناطق محل تولد خود برگردانده.  هم اکنون می بینیم که سالهاست جنگ روانی و اقتصادی و… بر ملت ما از سوی کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای  تحمیل شده و ظلم آشکاری بر ملت ما میره . با این وجود سناریوهائی برای تسلیم ملت ما و حتی احتمال جنگ نظامی در حال اجراست. این شرایط ما را به این نتیجه رسانده که جنگ روانی و… بر ملت ما اگه بیشتر از جنگ روانی و… بر افغانستان و پاکستان نباشه کمتر نیست و مثل هم است. بر این اساس به دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم عمل نموده و در میان ملت خودمان اقدام به دفاع در برابر جنگ روانی مثلث کفار سکولار جهانی و مرتدین و منافقین محلی، و اقدام به صلح مسلح به سبک خودمان و متناسب با وضع موجود و نیازهای روزمان خواهیم کرد.

🌈الجبهه الاسلامیه العالمیه للجهاد ضد سکولاریسم

غرباء و فرقه ی ناجیه در کلام رسول الله صلی الله علیه وسلم و مسئولیت آنها در برابر مسجدین

غرباء و فرقه ی ناجیه در کلام رسول الله صلی الله علیه وسلم و مسئولیت آنها در برابر مسجدین

به قلم: ابوابراهیم هورامی

با بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم اسلام غریبانه در مکه ظهور کرد و غیر از عده ای اندک از قبایل مختلف کسی به آن ایمان نیاورد و اکثر مردم مکه جزو کفار مشرک بودند. به دنبال اینکه الله تعالی با قدرت نظامی حکومت اسلامی رسول الله صلی الله علیه وسلم به این دین و مسلمین عزت و قدرت بخشید اما بعدها در سرزمینهای مختلف مثل اندلس و زمان حاضر مسلمین در اکثر سرزمینهای خود از این نعمت قدرت نظامی حکومتی محروم گشته و بار دیگر مثل مسلمین مکه تحت سلطه ی کفار نصرانی یا یهودی یا مشرک قرار گرفته اند.

اینجاست که ما به یاد همان روایت رسول الله صلی الله علیه وسلم می افتیم که می فرماید: بدأ الإسلام غريباً وسيعود غريباً كما بدأ فطوبى للغرباء [۱]: اسلام با غربت اغاز شده و غريب گونه هم خواهد برگشت، پس خوشا به حال غريبان .

یکی از معانی این حدیث این است که مردم از اسلام دور مي شوند، و به احکام آن جاهل مي شوند مگر عده ای از غرباء که در میان این مردم هستند.

حالا مشخصه های بارز این غرباء چیست؟

  1. از قبایل قوم خود جدا شده اند با عقیده ی صحیح اسلامی یا حتی با هجرت. قيل و من الغربا؟، قال النازع من القبائل [۲]
  2. کساني که هنگامي مردم در فساد هستند، فساد را از بين مي برند و اصلاحگری می کنند. قيل: يا رسول الله، ومن الغرباء؟ قال: الذين يصلحون عند فساد الناس[۳]
  3. اهل قبله را به خاطر گناه تکفیر نمی کنند . فقالوا : يا رسول الله ومن الغرباء ؟ قال : الذين يصلحون إذا فسد الناس، لا يمارون في دين الله ، ولا يكفرون أهل القبلة بذنب …[۴]
  4. سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم را زنده کرده و به بندگان الله آموزش می دهند. فقيل: يا رسول الله من الغرباء؟ قال: الذين يحيون سنتي ويعلمونها عباد الله[۵]

اینها مشخصه های بارز غرباء یا همان فرقه ی ناجیه ای هستند که باز رسول الله صلی الله علیه وسلم با ذکر یکی دیگر از مشخصه های آنها که قتال و جنگ مسلحانه است می فرماید:

  •  لا يزال من أمتي؛ أمة، يقاتلون في سبيل الله، لا يضرهم من خالفهم، يزيغ الله قلوب قوم يرزقهم منهم، يقاتلون حتى تقوم الساعة.[۶] هميشه از امت من؛ گروهي، در راه خدا قتال مي کنند، مخالفانشان نمي توانند به آنان ضرري برسانند، و خداوند قلوب قومي را منحرف مي گرداند و از آنان روزيشان مي دهد، و پيوسته مبارزه مي کنند تا اينکه قيامت فرا مي رسد .

نکته ای دیگر در مورد غرباء که ممکن است برای عده ای جالب توجه باشد این است که دین اسلام بار دیگر در مسجد نبوی و مسجد الاقصی غریب می گردد اما بعد از این غربت بار دیگر اسلام به آنها برمی گردد؛ چنانچه از ابن عمر رضی الله عنه روایت است که گفت : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ان الإسلام بدا غريبا وسيعود غريبا کما کان ، و هو يارز بين المسجدين کما تارز الحيه في حجرها .[۷] اسلام با غربت و غريبي آغاز گشته است و غريب گونه هم بر خواهد گشت و به ميان مسجدين جمع مي گردد همانطور که مار در لانه خويش جمع مي گردد.

در مورد مسجد نبوی در مدینه آمده است: قيل يا رسول الله و من الغربا، قال الذين يصلحون اذا فسد الناس و الذي نفسي بيده الايمان الي المدينه کما يحوز السيل و الذي نفسي بيده ليارزن الاسلام الي ما بين المسجدين کما تارز الحيه الي حجرها[۸]

همچنین در مورد مسجد بیت المقدس آمده است: قال رسول الله عليه سلام لا تزال طائفة من امتي علي حق ظاهرين لعدوهم قاهرين لا يضرهم من خالفهم الا ما اصابهم من لاواء حتي ياتيهم امر الله و هم کذالک قالوا يا رسول الله و اين هم قال ببيت المقدس و اکناف بيت المقدس[۹]

هم اکنون خطاب من به غرباء زمان حاضر این است: می بینید که مسجد نبوی در اشغال آمریکا و مزدوران آل سعود و مسجد بیت المقدس نیز در اشغال رژیم صهیونیستی است و قانون شریعت الله و محتوای چهار گانه ی دین در آنها غریب شده است، کی قرار است بار دیگر  شریعت کامل را به این اماکن برگردانید و به این غربت خفت بار پایان دهید؟


[۱] رواه مسلم في صحيحه

[۲] سنن ترمذی

[۳] الابانة الکبري لابن بطة / مصنف ابن ابي شيبه

[۴] الابانة الکبري لابن بطة

[۵] مسند شهاب القضاعي

[۶] صحیح مسلم/ النسائی / حاکم فی المستدرک

[۷] صحيح مسلم کتاب ايمان / ۴۲۱

[۸] مصنف عبدالرزاق

[۹] مسند امام احمد

جنگ مسلحانه گروههای مسلح اهل سنت سوریه و تجربه ی سلفیت خاص نجدیت

جنگ مسلحانه گروههای مسلح اهل سنت سوریه و تجربه ی سلفیت خاص نجدیت

به قلم: کیوان مریوانی

اردوغان که ماهها برای دارودسته ی جولانی و سایر گروههای مسلح سلفی نجدی و حتی گروه سکولاری چون ارتش آزاد ادلب سینه چاک می کرد پس از گلایه های دروغینی از روسیه و درآوردن بازیهای رایج سیاسی سکولاریستها اعلام نمود که : «روند آستانه» که حدود سه سال پیش برای حل و فصل مسالمت‌آمیز مسائل سوریه تشکیل شد دچار فروپاشی شده است.

این سخنان در حالی گفته می شود که ارتش بشار اسد به پیشروی های خود در استان ادلب ادامه می دهد و گروه جولانی و اقمار او نیز منطقه ی استراتژیک معرة النعمان را تخلیه نموده و از بسیاری از مناطق اطراف آن نیز فرار کرده اند.

نتیجه ای که باید از گروههای سلفی نجدی سوریه گرفت این است که اینها بدترین اعمال را دارند و از مدخلی ها با اختلاف زیادی ضررشان بیشتر بوده است، چون اینها علاوه بر آنکه سبب ریخته شدن خون مسلمین می شوند و باعث و بانی تجاوز به ناموس هزاران زن و دختر اهل سنت آواره و تن فروشی آنها در ترکیه و سایر کشورهای اروپائی شده اند حتی باعث نصرانی شدن کودکان بی سرپرست در پرورشگاههای کودکان بی سرپرست اروپا و غیره گردیده اند.

اینها تنها مصیبتهائی غیر از ویرانی و نابودی سرزمین مسلمین و ناامید شدن اهل سنت از جهاد و حتی گرایش آنها به احزاب سکولاری می گردد که خیال می کنند اهل سنت یعنی همین عقاید و اعمال گروههای متفرق و متعدد و متضاد سلفی نجدی است که نه تنها در مسیر صحیح شرعی قدم بر نمی دارند بلکه آفت دین و دنیا هستند …

در این صورت باید گفت که تفکر سلفیت نجدی آزمایش خود را برای چندمین بار پس داده و به طور کامل فشل شده است. پس به کانال ها و اعضایشان نگاه نکن اینها هیچ وزنه ی عملی ندارند و کارشان به آخر رسیده است…

این تفکر که توسط ایمن الظواهری به عنوان تفکر رهبری القاعده انتخاب شد باز همان نقش تفرقه آفرینی و مخرب را بازی کرده است و نشان داد که اگر به هر جریان و جامعه ای تزریق شود تنها یک نتیجه در بر دارد: تفرق، جنگ داخلی، شکست و ذلیلی برای اهل سنت.

سربازان فرعون و هامان یا سربازان جنگ مسلحانه و روانی

سربازان فرعون و هامان یا سربازان جنگ مسلحانه و روانی

به قلم: ابوبکر الخراسانی

الحمد لله و الصلاة و السلام على رسول الله وعلى آله وصحبه ومن والاه

یکی از شروط اصلی توحید کفر به طاغوت است  یعنی دوری و بیزاری و جنگیدن با طاغوت و دشمنی با آنها. علاوه بر این يكي از نواقض اسلام، «تولي و دوست داشتن » است که خود دو وجه دارد:

۱٫ تولي و نصرت کفاری چون یهود و نصارا و مشرکين (سکولاریستها)و… عليه مسلمانان

 2. تولي و نصرت قانون کفری و شرکی این کفار که هم اکنون در قانون سکولاریستی خود را نشان می دهد.  

خداوند متعال مي فرمايد: «وَمَن يَتَوَلَّهُمْ مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» مائده ۵۱( ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻰ ﮔﻴﺮﺩ، ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ )

پس هر عملي که در آن نصرت و ياري کفار يا نصرت و ياري قانون کفری و شرکی وجود داشته باشد، کفر است و صاحب آن اگر مانع معتبري در حقش وجود نداشته باشد، کافر است.

همانگونه که واضح است اين ناقض در سربازان جنگ مسلحانه و جنگ روانی و تبلیغی طاغوت موجود است. زيرا آنها هستند که طاغوت را ياري مي کنند و او را تاييد مي کنند و ارکان حکمش را تثبيت مي کنند. و همچينن آنها هستند که قوانين وضعي و دستورات کفري طاغوت را به زور اسلحه یا تزویر و فریب اجرا مي کنند و آنها هستند که مجاهدان و داعيان و موحدان را به خاطر توحيد و جهاد و سعيشان براي اقامه شرع خداوند، مي کشند یا ترور شخصیتی می کنند و مردم را از آنها بیزار و دور می کنند. پس حکم سربازان طاغوت همان حکم طاغوت است؛

خداوند متعال مي فرمايد: «إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ» (قصص ۸ )«همانا فرعون و هامان و سربازان آنها خطاكار بودند».

 در اینجا الله تعالی از دو نوع سرباز صحبت می کند . یکی سربازان فرعون که طبعاً مسلح بودند و دیگری سربازان هامان که مجری جنگ تبلیغی و روانی بودند. چون الله تعالی زمانی که از فرعون صحبت می کند از سربازانش صحبت می کند و بحثی از سربازان هامان نیست . چنانچه می فرماید: «فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ» (قصص ۴۰) «پس فرعون و سربازانش را فرو گرفتيم و آنان را در دريا افكنديم بنگر كه فرجام كار ستمكاران چگونه بود»

ادامهسربازان فرعون و هامان یا سربازان جنگ مسلحانه و روانی

حکم دموکراسی سکولاریستها و دموکراسی طلب ها در شریعت اسلام

حکم دموکراسی سکولاریستها و دموکراسی طلب ها در شریعت اسلام

به قلم: محسن صادقی /سقز

دموکراسی سکولاریستها از طاغوت های تازه به وجود آمده در زمان اخیر که شناخت آن و کفر ورزیدن به آن واجب است چون آشکارا قانون شریعت الله را کنار می زند و قانون کفری را جایگزین می کند .

دمکراسی : حکومت قانون مردم بر مردم به جای قانون الله بر مردم و استقلال دستگاه قضایی سکولار از قانون شریعت الله و احترام به حقوق بشر سکولاریستی و رهبری قانون سکولار بر همه است.

هر جمله ای از آنچه گذشت با مفهوم سکولار و دمکراتیک آن به ذات خود کفری مستقل به شمار می آید.

منظور از حــکومت مــــــردم، این است که تشریع و قانونگذاری به مردم و نـــــه به اللّه بر می گردد، پس مردم خودشان با آنچه بر می گزینند و با قانونهایی که می گذارند، حکم می کنند و هر چه را بخواهند حلال و هر چه را بخواهند حرام می کنند و این هم از طریق نمایندگی است که در مجالس قانون گذاری کفری هستند.

و مجالس قانونگذاری سکولاریستها، مجالسی کفری و طاغوتی است که با حکم الله مخالفت و شرع او را مسخره می کند و خودش را در قانون گذاری و تحلیل و تحریم و داوری میان مردم شریک الله می سازد و در ربوبیت و الوهیت و اسما و صفاتش با او نزاع می کند.

اللّه تعالی می فرماید :ﺃَﻻَ ﻟَﻪُ ﺍﻟْﺨَﻠْﻖُ ﻭَﺍﻷَْﻣْﺮُ ۗ ﺗَﺒَﺎﺭَﻙَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﺭَﺏُّ ﺍﻟْﻌَﺎﻟَﻤِﻴﻦَ[الأعراف۵۴] [آگاه باشید که خلق و امر از آن اوست، پس پرخیر است الله که پروردگار عالمیان است].

و می فرماید : وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ مٰا يَشٰاءُ وَ يَخْتٰارُ مٰا كٰانَ لَهُمُ اَلْخِيَرَةُ سُبْحٰانَ اَللّٰهِ وَ تَعٰالىٰ عَمّٰا يُشْرِكُونَ. [القصص۶۸] [و پروردگارت هرچه را بخواهد می آفریند و برمی گزیند و آنها را اختیاری نیست، اللّه منزه و فراتر از آن چیزی است که شریک (او) می سازند].

و می فرماید : ﺃَﻡْ ﻟَﻬُﻢْ ﺷُﺮَﻛَﺎءُ ﺷَﺮَﻋُﻮﺍ ﻟَﻬُﻢْ ﻣِﻦَ ﺍﻟﺪِّﻳﻦِ ﻣَﺎ ﻟَﻢْ ﻳَﺄْﺫَﻥْ ﺑِﻪِ ﺍﻟﻠَّﻪُ ۚ ﻭَﻟَﻮْﻻَ ﻛَﻠِﻤَﺔُ ﺍﻟْﻔَﺼْﻞِ ﻟَﻘُﻀِﻲَ ﺑَﻴْﻨَﻬُﻢْ ۗ ﻭَﺇِﻥَّ ﺍﻟﻆَّﺎﻟِﻤِﻴﻦَ ﻟَﻬُﻢْ ﻋَﺬَﺍﺏٌ ﺃَﻟِﻴﻢٌ. [الشوری۲۱]  [آیا برای آنها شریکانی هست که برایشان از دین، چیزی را که الله بدان رخصت نداده تشریع کرده اند؟  و اگر آن سخن (مهلت) قطعی نبود مسلّماً میان آنها حکم می شد و البته برای ظالمان، عذابی دردناک است].

و پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید : همانا اللّه حَکَم و داور است و حکم کردن به سوی اوست.[۱]

ادامهحکم دموکراسی سکولاریستها و دموکراسی طلب ها در شریعت اسلام

ظلم، انحراف و سرگردانی آشکار در بیانیه ی اخیر سخنگوی دوله در مشرک نامیدن اهل کتاب و ….

ظلم، انحراف و سرگردانی آشکار در بیانیه ی اخیر سخنگوی دوله در مشرک نامیدن اهل کتاب و ….

ارائه دهنده: مسعود سنه ای

الله تعالی فرموده است :

  • يَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! بیگمان مشرکان پلیدند. برای همین است امر می کند:
  • وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (روم/۳۱) و از زمره مشرکان نگردید .‏ وَلَاتَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (انعام/۱۴)
  • مَاكَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ (توبه/۱۱۳)
  • وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ(بقره/۲۲۱)

 در اینجا الله تعالی به همه امر کرده که جزو مشرکین نباشید، خوب، این باید برای همه روشن و واضح باشد تا جزء این مشرکین پلید نشوند و برایشان دعای بخشش و مغفرت نکنند یا با دختران و زنانشون ازدواج نکنند و از حیوان ذبح شده توسط اینان نخورند.

در اینجا امر و نهی الله تعالی مثل این است که بگوید گوشت خوک و مردار و نوشیدنی های مست کننده نخورید و زنا نکنید و انسانی را به ناحق نکشید و دزدی نکنید . حالا زمانی که فرموده جزو مشرکین نباشید و با آنان رابطه ی  زناشوئی برقرار نکنید و برایشان طلب مغفرت هم نکنید باید واضح و روشن باشد و شخص بداند این موجودات کدامها هستند که دچار نافرمانی از الله تعالی نشوند.

این مشرکین هم باید مثل یهودیان و نصرانیها و مجوس و صابئین قیافه و شکل مشخصی داشته باشند، اگر تنها برای عده ای روشن باشد و آن عده هم به اجتهاد و تأویل خاص خودشان یکی را مشرک بدانند و گروه دیگرندانند که نمی شود. یهودی یهودی است، مجوس هم مجوس است، نصرانی هم نصرانی است، این دیگر آشکار و واضح است و نیاز به اجتهاد گروهی متخصص ندارد؛ هر کسی که کمی با اینان آشنا باشد می تواند بگوید فلانی یهودی است یا نصرانی است یا مجوس است یا صابئی است. مشرکین هم همینطوری هستند . آنها هم قیافه ی مشخصی دارند.

در اینجا :

 باید تعریفمان را از مشرک و مشرکین اصلاح و قرآنی کنیم: مشرک یعنی ابوجهل، ابولهب، امیه بن خلف و… یعنی کسی که در قوانین اجرائی و اداری جامعه اش به هیچ یک از قوانین شریعتهای آسمانی اعتقاد ندارد نه به نصرانیت نه به یهودیت و نه به اسلام، و حتی شبهه اهل کتاب (مجوس و صابئین) هم قبول ندارد. الان به این مشرک می گویند: سکولاریست. چه طوری ما الان به دهری ها می گوییم کمونیست و ماتریالیست و آتئیست. پس مشرکین به زبان امروزی یعنی سکولاریستها.

طرف به صراحت می گوید من سکولاریست هستم، یعنی من مشرک هستم. الان می شود فهمید که چه چیزی یک یهودی را از یک نصرانی یا مسلمان جدا می کند؟ خیلی ساده ست. همینجوری که یک مجوس را راحت می شود از یک یهودی یا مسلمان تشخیص داد، به همین راحتی هم می شود یک سکولار را از یک یهودی جدا کرد، یا یک مسلمان را از یک سکولار مشرک جدا کرد.

ادامهظلم، انحراف و سرگردانی آشکار در بیانیه ی اخیر سخنگوی دوله در مشرک نامیدن اهل کتاب و ….

در جنگ با آمریکا (قریش زمان) اتحاد با مرتکبین شرک اکبر و حمایت از آنان آری یا خیر؟

در جنگ با آمریکا (قریش زمان) اتحاد با مرتکبین شرک اکبر و حمایت از آنان آری یا خیر؟

گردآوری و ارائه: کارزان شکاک

برای پاسخ به این سوال مهم ابتدا لازم است این را بدانیم که الله تعالی با نعمت ایمان به شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم میان مومنین انس و الفت برقرار کرده است چنانچه می فرماید: وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (انفال/۶۲) پس اولین قدم وحدت به خود مومنین برمی گردد که همچون جماعتی واحد با دنیای اطراف خود وارد عمل می گردند.

حالا در برابر این مومنین دسته های مختلفی از کفار یهودی، مشرک، نصرانی، مجوس و صابئین وجود دارند که همگی به نسبتهای مختلف و در مراحلی مختلف به عنوان دشمن و مانع برای مومنین ابراز وجود می کنند و لازم است این دشمنان به شیوه یا شرعی مدیریت شده و از سر راه برداشته شوند.

به همین دلیل ابتدا به اهل کتاب سفارش می شود: قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران/۶۴) بگو: ای اهل کتاب! بیائید به سوی سخنی که میان ما و شما مشترک است که جز خداوند یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او نکنیم، و برخی از ما برخی دیگر را، به جای خداوند یگانه، به خدائی نپذیرد. پس هرگاه ( از این دعوت) سر بر تابند ، بگوئید: گواه باشید که ما مسلمان هستیم .

اما اینها نمی پذیرند بر اساس این نقاط مشترک با مسلمین متحد شوند . یعنی با رد چنین پیشنهادی دیگر نقطه مشترک عقیدتی بین اینها و مسلمین باقی نمی ماند . می دانیم که هیچ نقطه مشترک عقیدتی هم بین مشرکین با مسلمین وجود نداشته و ندارد.

پس برای پیدا کردن نقطه مشترک باید رفت سراغ گزینه های دیگر. در این مرحله مشترکات بین تمام انسانهای مسلمان و کافر «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآَمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» از بین بردن گرسنکی و آوردن رفاه اقتصادی و از بین بردن ترس و آوردن امنیت و منافع دنیوی است، بسیاری از انسانها بدون در نظر گرفتن عقاید طرف مقابل، بر روی این مشترکات تمرکز می کنند.

در این مرحله یکی از ابعاد سیاست خارجی رسول الله صلی الله علیه وسلم در برخورد با دشمنان و جذب بیشتر متحدین از میان کفارو خنثی کردن و تجزیه ی نیروهای مخالف و حتی دادن امتیاز بود، تا با این وسیله مانع از اتحاد نیروهای مخالف با دشمنان حکومت اسلامی و امت مسلمین بشود، و عظمت نیروهای دشمن را خرد کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ایجاد انگیزه در کفار به کشاندن آنها به پای میز مذاکره و بستن قرارداد، از هیچ توافق جزئی و از هیچ قدر مشترکی هم صرف نظر نمی کردند. 

ادامهدر جنگ با آمریکا (قریش زمان) اتحاد با مرتکبین شرک اکبر و حمایت از آنان آری یا خیر؟

یک بام و چند هوای القاعده ی شیخ ایمن الظواهری و تمایز آن با القاعده ی شیخ اسامه بن لادن تقبله الله

یک بام و چند هوای القاعده ی شیخ ایمن الظواهری و تمایز آن با القاعده ی شیخ اسامه بن لادن تقبله الله

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

القاعده ی مادر که از زمان دکتر عبدالله عزام تقبله الله در حال شکل گیری بود و در زمان شیخ اسامه بن لادن تقبله الله سازماندهی و به عنوان قدرتی جهانی در میان تمام سرزمینهای مسلمان نشین اعلام موجودیت کرد در واقع دارای منهجی واضح و روشن و مشخصی بود که از آموزه های امام شهید باذن الله سید قطب تقبله الله سرچشمه گرفته بود .

بر این اساس منهج القاعده ی دکتر عبدالله عزام و شیخ اسامه بن لادن تقبلهما الله منهج مشخصی داشت که بر دشمن اصلی و (قریش کافر زمان) یعنی آمریکا و متحدینش متمرکز شده بود و از هر گونه تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین و یا درگیر شدن با حکومتها و امارتهای اسلامی موجود و حتی هر گروه و نهضت و حرکت مردمی که بوئی از اسلامخواهی داشت بدون در نظر گرفتن مذهب آنها  پرهیز می نمود.

چون در افغانستان بود به امارت اسلامی افغانستان بیعت نمود در حالی که تمام سلفی های نجدی مجاهدین افغان را مشرک و اهل بدعت و غیره و حتی کسانی چون ابومحمد مقدسی دکتر عبدالله عزام تقبله الله را مدافع مشرکین می نامیدند و زمانی که جند الله به رهبری عبدالمالک ریگی می خواست خودش را جزئی از القاعده معرفی کند و کلیپ نشر داد و… اما شیخ اسامه هرگز بیعتش را نپذیرفت و هرگز جنگ مسلحانه بر علیه حکومت جمهوری اسلامی ایران را تائید نکرد . بلکه در هنگام جنگ ناتو و آمریکا بر علیه طالبان ایشان ناموس خودش را به دست رهبر ایران سپرد و…

پس از شهادت شیخ اسامه – نحسبه شهیدا و الله حسیبه – منهج القاعده با رهبر شدن ایمن الظواهری از منهج سید قطب تقبله الله به منهج سلفی نجدی شیخ محمد بن عبدالوهاب تغییر یافت و همین تغییر منهج باعث تغییر رفتار و حتی ایجاد تفرقها داخلی در میان القاعده ی مادر نیز گشت.

منهج سلفی نجدی القاعده ی ایمن الظواهری از یکطرف می گوید مبایع طالبان است اما در هیچ چیزی تابع طالبان نیست و کلاً در افغانستان خنثی شده است:

  • امارت اسلامی ایران را حکومتی اسلامی و شیعه را مسلمان می داند اما القاعده ی ایمن الظواهری در برابر این سیاست قرار گرفته
  • القاعده ی ایمن الظواهری در سوریه سربازان ترک را به ادلب دعوت کردند و محامی آنها شدند و هرکس را که مخالف این امر بود به تهمت خارجی بودن بازداشت کردند و تابع نقشه ها و دستورات ناتو و آمریکا و همکار جولانی است اما الشباب فرع القاعده در صومالی بر علیه ناتو در حال جنگ است.
  • به بهانه ی خوارج بودن مجری جنگ مسلحانه بر علیه جماعت ابوبکر بغدادی در سوریه و یمن بود که هر دو دارای منهج سلفیت نجدی هم هستند در حالی که هیچ یک از آنها نتوانسته اند خوارج بودن دوله را ثابت کنند، این در حالی است که ادعای وحدت میان تمام مسلمین را دارد در حالی که حتی نمی تواند با همفکران سلفی نجدی خودش هم متحد گردد.
  • و….  

این است نتیجه ی منهج سلفیت نجدی که وارد هر جماعت و جامعه ای شد کلاً ثمره اش تفرق است و آشفتگی و ضعف و ذلیلی برای مسلمین و تقویت جبهه ی دشمنان قانون شریعت الله….

چون نه مسلمین را آنچنانکه شایسته ی منهج اهل سنت است می شناسد و نه دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان را بلد است و…

سلفیت خاص نجدیت وارد جهاد چچن شد و آن را نابود کرد وارد جهاد یمن و افغانستان و لیبی و … هم شده که داریم ثمره اش را می بینیم .

آیا قرار نیست اهل سنت بیدار گردد؟

اردوغان و اسلامگرائی آن مابین گفته ها و اعمال خودش و ادعای پیروان

اردوغان و اسلامگرائی آن مابین گفته ها و اعمال خودش و ادعای پیروان

به قلم: کیوان مریوانی

اردوغان نه در اساس نامه ی حزبی اش و نه حتی در سخنرانی ها و تبلیغات انتخاباتیش هرگز ادعای تبعیت از قانون شریعت الله و یا امامت مسلمین و یا جهاد با کفر و ارتداد داخلی و مفاسد اخلاقی و تن فروشی و سایر امور غیر شرعی موجود در ترکیه را نکرده است، بلکه در مناسبتهای مختلفی به صراحت تمام اعلام می کند که سکولار است و سکولار می ماند و بخشی از ارتش سکولار ناتو بوده و برایش تطبیق دموکراسی سکولاریستها بر هر چیز دیگری ارجعیت دارد؛ و علاوه بر این اعلام می کند که ادامه دهنده ی سیستم سکولار ترکیه و حاکم چنین سیستمی و مدافع منافع کشور سکولار خودش است.

در راستای همین منافع سکولاریستی کشور سکولار ترکیه است که به عنوان بازوی ناتو سالها در قتل عام مردم مسلمان افغانستان و سومالی و عراق و سوریه و اخیراً در لیبی مشارکت دارد. پس گفتار و اعمال اردوغان بدون ابهام و مشخص و واضح است.

حالا سوال اینجاست چرا عده ای از  مُلاها و پیروانش مثل عبدالرزاق مهدی و قرضاوی ساکن قطر پایگاه نظامی آمریکا و ابوبصیر طرطوسی ساکن انگیس و اردن نشینها و غیره بدون آنکه اردوغان ادعائی داشته باشد به عنوان خلیفه ی مسلمین و امام مسلمین و … تزکیه اش می دهند و صفاتی را به اردوغان نسبت می دهند که اردوغان سکولار هرگز ادعای داشتن آنها را نداشته است؟

ما صداقت اردوغان را قبول کنیم یا دروغ این مُلاها و شیوخ را؟