رئیس سابق حزب مطالبه آزاد: بزرگترین دشمن کردها پ.ک.ک است.

رئیس سابق حزب مطالبه آزاد: بزرگترین دشمن کردها پ.ک.ک است.

ارائه دهنده :  محسن صادقی (سقز)

چریکهای کمونیست حزب کارگران اوجالان (پ.ک.ک ) در دهه های گذشته صدها مسلمان اهل سنت کردستان ترکیه را به جرم کهنه پرستی و مخالفت با قوانین کمونیستی خود ترور و اعدام نموده اند . نمونه ی آن درگیریهای خونینی است که با حزب الله کردستان ترکیه داشته است . این حزب کمونیست و چپ به همراه سکولاریستهای کمالیست ترکیه هزاران مسلمان اهل سنت کردستان ترکیه را به صورت هماهنگ قتل عام و نابود نموده و یا روانه ی زندانها نمودند اما نتوانستند این شعله های فروزان را خاموش گردانند . نمونه ی زنده ی آن حضور فعال حزب الله کردستان ترکیه در میان مسلمین این دیار و وجود هزاران زندانی کرد مسلمان در زندانهای رژیم سکولار ترکیه می باشد .

این بار زکریا یاپیچی اوغلو، رئیس سابق حزب مطالبه آزاد (هدی پار) در اظهاراتی با اشاره به این که درگیری ها میان حزب مطالبه آزاد و پ.ک.ک به ضرر تمام کردهای ترکیه خواهد بود، عنوان کرد: پ.ک.ک به هیچ عنوان جریان های مخالف خود را تحمل نمی کند به همین دلیل در تلاش است تا هر جریانی که در مناطق کردنشین برخلاف اصول خود باشد را تصفیه کرده و از بین ببرد. جوابی که حزب مطالبه آزاد به پ.ک.ک خواهد داد فقط از طریق سیاست خواهد بود. حزب مطالبه آزاد دارای هیچ ساختار نظامی نیست. اگر جریانی در مناطق کردنشین ترکیه باعث خونریزی شود بزرگترین دشمنی با کردها را کرده است. پ.ک.ک در مناطق کردنشین دست به کشتار زده است، بزرگترین دشمن کردها پ.ک.ک است. اگر قرار باشد بار دیگر گروه های کرد با یکدیگر درگیر شوند وضعیت داخلی ترکیه به مانند سوریه خواهد بود. و اداره کردستان ترکیه از عهده دولت مرکزی خارج خواهد شد. به همین دلیل بنده تصور نمی کنم دولت در پی ایجاد این نوع درگیری ها و استفاده از آن باشد. در این نوع درگیری ها پیروزی به وجود نخواهد آمد.

وی در ادامه اظهارات خود تصریح کرد: روابط ما با حزب الله یک رابطه غیر معمول نیست ما به عنوان یک حزب اسلامی با حزب الله که بر اساس اصول اسلامی حرکت می کند دارای اشتراکاتی هستیم و طرفدارانمان نیز از یک قشر مشترک هستند. اقداماتی مانند تکفیری بودن و نژادپرستی از اصول اولیه ما دور است. با حزب الله و سایر جریان های اسلامی کورد در ترکیه دارای دیدگاه های مشترکی هستیم ما خواهان نمایندگی سیاسی حزب الله و تمام جریان های اسلامی دیگر در داخل ترکیه هستیم و در این خصوص با تمام آنان تماس برقرار خواهیم کرد.

سخنان ظریف در مورد امارت اسلامی طالبان : واقعیت یا مصرف تبلیغاتی

سخنان ظریف در مورد امارت اسلامی طالبان : واقعیت یا مصرف تبلیغاتی

به قلم: ابوبکر الخراسانی  

جمهوری اسلامی ایران همواره سعی داشته است که در جبهه ی جنگ با آمریکا و متحدینش تمام گروههای همسو را با تأکید بر مشترکات متحد کند و همواره سعی داشته است تا در روابط خود با حاکمیتهای مسلمان و حتی غیر مسلمان از رفتارهای تنش آور خودداری کند؛ اما چند روز گذشته و به دلیل سخنان اخیر ظریف (مجری طرح شکست خورده ی برجام) در مورد طالبان ما پس از سالها شاهد اولین واکنش نامتعارف رسمی طالبان علیه ج.ا.ایران بودیم.

با آنکه قصد نقد سخنان ظریف (وزیر امور خارجه ی اصلاح طلبان) را نداریم اما لازم است به دو نکته ی اساسی اشاره کنیم:

  1. در جنگ روانی برعلیه «مثلث دروغساز» و بخصوص کفار سکولار و اشغالگر جهانی و مزدوران محلی آنها همیشه باید قاعده ی «الْحَرْبُ خُدْعَةٌ»( البخاري ۳۰۳۰، ومسلم ۴۶۳۷) را در نظر بگیریم و به اقدامات عملی دارالاسلام اهمیت دهیم.
  2. ظریف در این مصاحبه مسائلی را مطرح کرده است که با سیاستهای چند دهه ی گذشته ی ج.ا.ایران در برابر نهادهای مختلف بین المللی سکولار سازگاری ندارد و علاوه بر آن سیاستهای ج.ا.ایران را تابع این نهادهای سکولاریستی دانسته است در حالی که این برخلاف واقع است و نمی تواند صحت داشته باشد.

ظریف وزیر امور خارجه در دولت اصلاح طلبان در پاسخ به سؤالی درباره تعریفش از طالبان می گوید:” تعریف ما این است که طالبان اقدامات تروریستی زیادی کردند… این‌که طالبان یک گروه تروریستی هست یا نه در قوانین ما هنوز طالبان را از گروه تروریستی خارج نکردیم. در قوانین ما کما این‌که در قوانین ملل متحد بوده است. ما تابع ملل متحدیم”.

و در پاسخ به سؤال مجری مبنی بر تروریستی بودن طالبان می گوید: “همان‌طور که شورای امنیت ملل متحد تصمیم می‌گیرد، ما همان رفتار راداریم.”

اما واقعیت این است که طالبان جزو گروههای تروریستی سازمان ملل نیست، و اینکه ایران هم در برخورد با مسلمین مقلد و«تابع» سازمان ملل سکولار یا سایر نهادهای سکولاریستی جهانی باشد باز صحت ندارد.

آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر  و نماد کنونی جمهوری اسلامی ایران در مورد شورای امنیت می گوید: ” متأسفانه ترکیب سازمان ملل متحد معیوب است و زورگوترین قدرت‌های دنیا که دارای سلاح اتمی و سابقه‌ی استفاده از آن نیز هستند، بر شورای امنیت مسلط شده‌اند. (دیدار بان‌کی‌مون دبیرکل سازمان ملل متحد با رهبر ایران۱۳۹۱ /۰۶/۰۸)

شورای امنیت، یك روز اشغال فلسطین به وسیله‌ی گروههای تروریست جرّار را سریعاً به رسمیت شناخت و نقشی اساسی را در پیدایش و تداوم این ظلم تاریخی بازی كرد، و پس از آن چندین دهه همواره در برابر نسل‌كشی‌ها، آواره‌سازیها، جنایتهای جنگی و انواع جرائم گوناگون دیگر آن رژیم، سكوت رضایت‌آمیز كرد، و حتی هنگامی ‌كه مجمع عمومی رأی به نژادپرست‌بودن صهیونیسم داد، نه تنها با آن همراهی نكرد، كه در عمل ۱۸۰ درجه با آن فاصله گرفت. كشورهای زورگوی عالم كه برخوردار از عضویت دائم در شورای امنیت‌اند از این مجمع جهانی همچون ابزار استفاده میكنند. نتیجه آنكه نه تنها این شورا به كار امنیت در جهان كمكی نمیكند بلكه هرجا كه قرار است مفاهیمی همچون حقوق‌بشر یا دموكراسی و امثال آن، وسیله‌‌ی زیاده‌طلبی و سلطه‌ی بیشتر آنان گردد،‌ به كمك ایشان می‌شتابد و بر كارهای نامشروع آنان پوششی از فریب و دروغ می‌افكند.” (بیانات در چهارمین کنفرانس حمایت از ملت فلسطین (۱۳۸۷/۱۲/۱۴))

در این صورت واضح است که این مصاحبه و سخنان ظریف با نگرش و اصول دیپلماسی ج . ا. ایران در برخورد با نهادهای مختلف سکولاریستی و همچنین با واقعیتی که در چند دهه ی گذشته در ج . ا. ایران در جریان بوده است سازگاری ندارد و تنها مصرف تبلیغاتی در جنگ روانی دارد.

یادی از شهداى بوسنی و هرزگوئین

یادی از شهداى بوسنی و هرزگوئین

به قلم: مولوی عبدالحکیم عثمانی [استاد دارالعلوم زاهدان]

در زمانی که جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم سربازانی را برای دفاع اهل سنت بوسنی و هرزگوئین فرستاده بود تمام مسلمین با تمام گرایشهای مذهبی در کنار هم به دفاع از خواهر و برادران خود مشغول بودند و شهدائی چون «عبدالله کلاشک»، «رسول حیدری»، «سیدمحمدحسین نواب» و «بهنام نیکنام» و… را تقدیم جهاد فی سبیل الله و دفاع از مسلمین اهل سنت بوسنی کردند.

  ” ابوهمام شهرانی  هم جوانی بود از شهر “خمیس” که در جنوب سعودی زندگی می‌کرد و از دوران کودکی در حلقه‌های حفظ شرکت می‌جست. آرامش و متانت، تواضع و بردباری، نرمی و سادگی، صفا و نورانیت در چهره و وجودش نمایان بود.

بیست سال سن داشت که فجایع بوسنی تازه شروع شده بود. او همواره با درد و سوز، حسرت و تأسف، اخبار مسلمانان بوسنی را دنبال می‌کرد. روزی با یکی از دوستانش اوضاع بوسنی را تجزیه و تحلیل می‌کرد و در همان جلسه تصمیم گرفتند به هر قیمتی که شده است خود را به بوسنی برسانند. آنها برای رسیدن به “بوسنی” از طریق  “کرواسی” تلاش زیادی کردند و توانستند خود را به کرواسی برسانند؛ اما کرواتها مانع از رفتنشان به بوسنی شدند و آنها را برگرداندند.

آنها ناامید نشدند و باری دیگر شانسشان را آزمودند و عازم سفر شدند. بالاخره سال ۱۴۱۵ هـ.ق، اواخر ماه جمادی الثانی بود که توانستند خودشان را به بوسنی برسانند. آنها مستقیماًَ جهت فراگیری آموزشهای لازم به اردوگاه مجاهدین ملحق شدند و مدتی بعد عازم جبهه شدند. ابوهمام علاقۀ زیادی به شهادت داشت و دوست داشت حفظ قرآن مجید را نیز به پایان برساند. اغلب روزۀ نفلی داشت و شبها را درعبادت به سر می‌برد. سرانجام در تابستان ۱۴۱۵ هـ ق یکی از بزرگترین عملیاتها اتفاق افتاد. این عملیات که “فتح المبین” نام داشت، سبب پیروزی بزرگی گردید.

ادامه

درسها و عبرتهائی در قیامهای مردم کردستان عراق بر علیه سکولاریستها

درسها و عبرتهائی در قیامهای مردم کردستان عراق بر علیه سکولاریستها

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

زمانی که در سال ۱۳۷۰ شمسی برای اولین بار جماعت اسلامی کردستان عراق در پناه قیام عمومی مسلمین در کردستان عراق وارد رانیه شد انتظار می رفت برای این بخش از مسلمین آینده ای روشن در پناه قانون شریعت الله رقم بخورد. اما بر اثر نبود منهج صحیح انقلابی و تولید تفرق در جماعت اسلامی و خیانت آشکار احزاب سکولار و دارودسته ی منافقین (سکولار زده) داخلی و حمایتهای آشکار آمریکا و ترکیه و رژیم صهیونیستی و سایر قدرتهای سکولار جهانی از سکولاریستهای محلی کورد سایه ی نا امیدی و شکست بر نهضت اسلامی مردم کوردی که خود ما شاهد آوارگی چند میلیونی و سختی های زندگی آنها بودیم حاکم شد.

قدرتهای سکولار جهانی جهت حفظ منافع خود با پشتیبانی از احزاب سکولار و بالفطره مزدور کورد یک حریم پرواز ممنوع برقرار کردند و یک سیستم سکولاریستی حکومتی جدا از حکومت عراق را برای این سکولاریستها و دارودسته ی منافقین به ظاهر اسلامگرا تشکیل دادند.  

کوردهای مسلمان با تمرکز بر نژادگرائی با اعتماد به سکولاریستهای مزدور دچار یک تصمیم اشتباه شدند و با حاکم کردن مشتی خائن و دزد و فاسد سکولار برخود بعد از ۳۰سال در حال پس دادن این باج حماقت خود هستند. زمانی همین سکولاریستهای مرتد بر کوردهای ایران حاکمیتی چند ماهه از ظلم و مزدوری برای صدام حسین و جنگ داخلی و تحمیل فقر بر مردم و باج گیری و رواج مفاسد اخلاقی و عقیدتی داشتند و شایسته بود کوردهای عراق از این سکولاریستهای محلی و سایر سکولاریستهای مزدور در سرزمینهای مسلمان نشین دیگر عبرت می گرفتند.

احزاب سکولاری که بر اثر غفلت و تفرق میان حرکت اسلامی به تدریج قدرت گرفتند بعد از دو سال جنگی داخلی تمام عیاری را بر علیه همدیگر و بخصوص بر علیه حرکت اسلامی و جماعتهای اسلامی دیگر راه انداختند و طبق آمار رسمی خودشان بیشتر از ۳۵ هزار کورد را برای اهداف پلید سکولاریستی خود قربانی کردند و بعد از آن بر سر تقسیم دزدی منابع مادی کوردها و رواج انواع مفاسد اخلاقی و سرکوب خواسته های اسلامی کوردهای مسلمان، آمریکا و انگلیس با زور و رژیم صهیونیستی و ترکیه با زبان آنها را با هم آشتی دادند.

این مزدوران که ادعای اتحاد تمام کوردها را دارند هنوز بعد از ۳۰ سال حاکمیت دارای دو پایتخت (یکی در سلیمانیه و دیگری در اربیل) هستند؛ مثل احزاب کومله و دمکراتها که در یک اردوگاه تبدیل به چند حزب مختلف و متضاد شده اند و ادعاهای آنچنانی دارند.

شما تصور کنید در سال ۱۳۷۲ شمسی با دزدی و چپاول منابع نفتی از کانال نفت کشها و فروش سایر منابع زیر زمینی و معادن کوردها و بودجه ای که از حکومت مرکزی می گرفتند بودجه ای معادل کشور اردن را در اختیار داشتند که برای این چند شهرکورد عراق می توانست فرصت مناسبی برای ترقی و رفاه عمومی باشد، اما چون هدف سکولاریستها مزدوری و چپاول اقتصادی مسلمین و سرمایه گذاری میلیاردی در بانکهای خارجی برای خود و زورگوئی بود برای مسلمین کورد چیزی جز مشتی تعصبات نژادی و سرکوب و زندان و قتل به ارمغان نیاوردند.

همگی به یاد داریم که آیت الله رفسنجانی در سفری به کردستان ایران طی یک سخنرانی گفت:حاضریم به هرکس که می خواهد، پاسپورت بدهیم تا او به اربیل و سلیمانیه برود و وضعیت اقلیم کُردستان عراق را با طرح های سازندگی که ما در شهرها و روستاهای کُردستان ایران انجام داده ایم، مقایسه کرده و حقیقت را درک کند!

این است ثمره ی یک تصمیم اشتباه که از چاله صدام حسین سکولار به چاه سکولاریستهای بومی افتادن و این است ثمره ی حاکمیت حاکمیت سکولاریستهای مزدور بر کوردهای مسلمان که یک بار در اوایل انقلاب اسلامی ۵۷ کوردها شاهدش بودند و اینبار در کردستان عراق ۳۰ سال تجربه اش کردند و باز چند ماهی است در پناه دیکتاوری پرولتاریای پ.ک.ک در کردستان سوریه شاهدش هستند.

آیا کوردهای مسلمان عبرت می گیرند؟

در دشمن شناسی تا چه اندازه هوشیار بوده ایم؟ آیا راه اتحاد و وحدت را یاد گرفته ایم؟

در دشمن شناسی تا چه اندازه هوشیار بوده ایم؟  آیا راه اتحاد و وحدت را یاد گرفته ایم؟

به قلم: ابومحمود کندزی

عده ای از مسلمین از خود می پرسند که با اینهمه جنگ داخلی میان مسلمین و با اینهمه اشغالگری توسط کفار سکولار جهانی و غلامانشان چگونه باید از این معضل و مشکل جنگ و اختلاف بین مسلمین رهایی یافت؟ آیا ما دشمن خودمان را شناخته ایم؟

مسلمین باید خوب بدانند که امروزه :

  • دشمن ما کسی نیست که از روی تاویل و اجتهادش می گوید قرآن مخلوق است، بلکه دشمن ما کسی است که اصلا قرآن را قبول ندارد.
  • دشمن ما کسی نیست که از روی تاویل و اجتهاد، استوی را استولی می خواند، بلکه دشمن ما کسی است که اصلا  الله مسلمین را قبول ندارد.
  • دشمن ما کسی نیست که از روی تاویل و اجتهاد به بعضی مسائل معتقد است که دیگری به آن معتقد نیست.

دشمن ما سکولاریستهای جهانی مثل آمریکا و ناتو و سایر قدرتهای جهانی هستند که به همراه غلامان محلی اشان آتش فتنه را بین مذاهب و فرقه های مختلف اسلامی روشن می کنند تا مسلمین را به جان هم بیاندازند و خودشان با چپاول منابع مسلمین در امنیت به سر ببرد.

نگاهی به جامعه اسلامی در حالت عمومی و کلی آن بیاندازید، چه می بینید؟  قتل، کشتار، انفجار، تکفیر مخالف، فقر، آوارگی، صلب امنیت و….

نگاهی به جامعه کفار سکولار بیاندازید، در آنجا چه می بینید؟ امنیت، پیشرفت، تکنولوزی و….

برای اینکه کفار با اینکه در باطل هستند، اما با هم متحد هستند و با دزدی از منابع مسلمین خود را مرفه کرده اند، اما مسلمین با اینکه حق را به همراه دارند، اما با همدیگر متحد نیستند

مسلمین به جای اینکه با هم متحد باشند و با دشمن اصلی شان بجنگند، به جان همدیگر افتاده اند و با برچسپ تکفیر، مخالفانشان از اهل قبله را از بین می برند، که موجب جنگ های فرسایشی در بین مسلمین می شود.

پس دشمن من و شما فلان مسلمانی نیست که خودش هم قربانی جنایات اشغالگران و مزدوان آنهاست؛ بلکه دشمن من و شما خود اشغالگران و غلامانشان هستند؛ و راه کسب قدرت هم در تفرقه و جنگ داخلی نیست بلکه در اتحاد و وحدت اسلامی است.

تو تا چه اندازه از گمراهی تفرق که مسبب ضعف و سستی و ذلت و شکست است فاصله گرفته ای؟ و تا چه اندازه به اتحاد و وحدت اسلامی نزدیک شده ای که از اسباب قوت و نصرت و پیروزی و عزت است؟

در جنگ کنونی دو گروه نجدی جولانی و حراس الدین کدامیک تغییر کرده اند؟

در جنگ کنونی دو گروه نجدی جولانی و حراس الدین کدامیک تغییر کرده اند؟

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

می دانیم که در سوریه دهها گروه نجدی مسلح مثل قارچ روئیدند و همه بلا استثناء با همدیگر جنگیدند و همدیگر را تضعیف و نابود کردند تا به این چند گروه باقی مانده در ادلب رسیده اند.

در میان این چند گروه نیز دارودسته ی نجدی جولانی و جماعت نجدی حراس الدین از قدرت بیشتری برخوردارند. هم اکنون میان این دو گروه نجدی جنگی تبلیغی و گاه گاه جنگهای پراکنده ی مسلحانه در جریان است.

دارودسته ی جولانی جماعت حراس الدین را متهم می کنند که حراس الدین تغییر کرده و به قول خودشان منهج داعشی دارد و همه قیادات و جندی ها هیئت را تکفیر می کند، در حالی که منهج هر دوی آنها نجدیت است و حراس الدین هر حکمی که می دهد بر اساس همان منابع علمای نجدی است که گروه نجدی جولانی هم به همین منابع مراجعه می کند.

یک زمانی دارودسته ی جولانی بر اساس همین منابع نجدیت جبهه درع الفرات را به خاطر موالات با ترکیه و همکاری با طواغیت تکفیر می کرد و همین گروه جولانی در زمان جبهه النصره به کرار در خصوص کفر جیش الحر سخن گفتند.

حالا جماعت حراس الدین دقیقاً همین سخنان گذشته ی گروه جولانی را تکرار می کند اما گروه جولانی و کسانی چون ابوبصیر طرطوسی هر کس که ترکیه و جماعتی که موالات با این کشور داشته باشند را تکفیر کند خوارج و داعشی می نامند!!

به همین دلیل ساده است که جماعت حراس الدین از نگاه این دو داعشی و خارجی شده اند، اما واضح و آشکار است که نه حراس الدین تغییر کرده است و نه  منهج نجدیت آنها، بلکه این ابوبصیر و دارودسته ی جولانی هستند که از منهج وعقیده نجدیت به سمت منهج لیبرالی و حرکت در مسیر اهداف ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) تغییر مسیر داده اند.

توهین کننده ها و تکفیر کنندگان مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان از نگاه اهل سنت؟

توهین کننده ها و تکفیر کنندگان مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان از نگاه اهل سنت؟

به قلم: ابوبکر الخراسانی

پیامبرمی‌فرماید: «منْ أَحْدثَ في أَمْرِنَا هَذَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فهُو رَدٌّ». ترجمه: کسيکه در اين امر دين ما چيزي را بياورد که از آن نيست مردود است. امروزه می بینیم که اشخاصی در تندروی و افراط دچار بدعت شده‌اند.

 الله می‌فرماید: { قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيراً وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ} [المائده_۷۷].بگو: اي اهل كتاب! به ناحق در دين خود راه افراط و تفريط مپوئيد و از اهواء و اميال گروهي كه پيش از اين گمراه شده‌اند و بسياري را گمراه کرده‌اند و از راه راست منحرف گشته‌اند، پيروي منمائيد.

به همین خاطر انسان باید هشیار باشد و از دین راستین منحرف نگردد، همانطور که الله خطاب به اهل کتاب و ما را مناصحه می‌فرماید که مرزهای این آئین را عبور ننمائیم و از حد خود پا فراتر نگذاریم.

چند کتابی بخوانیم و اینگونه تصور کنیم که ما همه چیز می دانیم و تکبری واهی بر ما غالب گردد. پیامبر خدا می‌فرماید: «هَلَكَ الْمُتَنَطِّعُونَ» قال‌ها ثلاثا، [رواه مسلم].هلاک شدند متنطعون (کساني که بي مورد سختگيري کرده و در گفتار و کردارشان غلو می‌نمایند.)

عبدالله بن مسعود فرموده است: اقوامی را خواهید یافت که گمان می‌کنند که قطعاً آنان به سوی کتاب الله فرا می‌خوانند و اما در واقع آنان بر آن پشت کرده‌اند، بر شماست یادگیری به علم، و برشماست از بدعت گزاری و تندروی (غلو) و تعمق آگاه باشید و به قدیم بازگردید (ائمه ی صالح گذشته). [البدع والنهي عنها ۱/۳۲].

امام شافعی به شیوه شدیدی از سخن گفتن بر اساس هوا و هوس نهی می‌نمود و می‌گفت: هنگامی که با همراهش مخالفت می‌کند به او می‌گوید کافر شده ای و اگر علم می‌داشت باید می‌گفت خطا کرده ای. [اخرجه الالکائي ۱/۱۴۷]. بسیار صحیح فرموده‌اند و ما با چشمان خود اینگونه افراد را می‌بینیم.

امام ابن قیم حنبلی در نونیه می‌ گوید: ما با اشخاص عزیز هم نشین می‌شویم و نه آن کس که مانند حیوان و مردار بدبو است، درباره اهل علم سخن می گویند و مفتری و بهتان زننده هستندو به علماء و اهل علم هتاکی می‌کنند… و این عملشان با نهایت کبر و عجب و غرور است و این بخاطر عدم فهم نصوص است.

این جماعت گمراه در بین مسلمانان هیچ وقت جدید و نوپیدا نبوده‌اند، اینهائی که هم اکنون ما می بینیم در واقع همان غلاة نجدی زمان ما هستند. این غلاة کنونی دقیقاً همان نجدی های زمان حکومت عثمانی هستند که هیچ مسلمانی از تیغ تکفیر آنها در امان نمانده بود در حالی که کفار اشغالگر انگلیسی و سایر کفار از دست و زبان آنها در امنیت کامل بودند و در جلو چشمان آنها به اشغال دارلاسلام تحت حاکمیت عثمانی و قتل عام مسلمین مشغول بودند.

این غلاة زمان که (اهل علم و علماء و مجاهدین بسیاری را تکفیر کرده‌اند) از دهها در وارد شده اند و دهها مورد را بهانه قرار داده اند تا عوام اهل سنت را هم تکفیر کنند و قصد دارند به تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و فتنه میان مسلمین دامن بزنند، در حالی که تمام کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی به همراه دارودسته ی منافقین مثل شغال به مسلمین هجوم آورده اند و یا در کمین هجوم به مسلمین هستند.

آیا بدعتی بالاتر از بدعت تفرق و تکفیر نابجای مسلمین و ریختن خون مسلمین وجود دارد؟

شبهه : ما در دوران مکی هستیم و پیش کشیدن دارالاسلام هنوز زود است

شبهه : ما در دوران مکی هستیم و پیش کشیدن دارالاسلام هنوز زود است

به قلم : سیروان رستمی

مساله ی دارالاسلام و دارالکفر از بدیهیات منهج اهل سنت است و در این زمینه به صورت مفصل صحبت شده است با این وجود چون شبهه ای عقلی را مطرح کرده اند و زیر بنای شرعی ندارد من هم به صورت عقلی به آن پاسخ می دهم.

این دشمنان اسلام اوضاع امروزی عالم اسلام را به وضع مسلمانان در مکه قیاس نموده اند در حالیکه هیچ علت مشترکی وجود ندارد، در آنزمان مسلمانان کمتر از صد نفر بودند واز هیچ وسیله ی جنگی بر خوردار نبودند، در حالیکه امروز شمار مسلمانان بیش از يك ميليارد و نصف است، وبا تجهيزات وابزار جنگی فراوان مسلح اند، مسلمانان در مناطق مختلف با کفار بر سر پیکار اند و پشت سرهم آنها را شکست میدهند و علاوه بر آن مسلمین دارای دارالاسلام قدرتمندی هم هستند و این شبهات بیشتر جنبه ی جنگ روانی بر علیه دارالاسلام و مجاهدین دارد.

حالا اگر فرضاً این شبهه را قبول کنیم پس باید مسئله را منحصر به جهاد نسازیم، زیرا اگر ما بر این عقیده هستیم که ما در دور مکی زندگی میکنیم، دارالاسلام مسلمین منحل شود و جهاد مسلحانه باید تعطيل شود ویا کاملاً مورد منع قرار گیرد، وصرف دعوت سری وخفیه انجام گیرد، پس باید احکام شرعی دیگری که در مدینه منوره نازل شد ومسلمانان مکلف به انجام آن شد همگي تعطيل شود تا ما در مرحله جدیدی داخل شده وآنرا عملی کنیم.

 بطور مثال: روزه ،حج ، زكات ، نماز جمعه و.. باید ترک شود، زیرا اين احكام در مدینه منوره بر مسلمانان فرض شد، نوشیدن شراب باید اجازه داده شود، سود باید حلال  شود ، زنا بايد آزاد گردد ، بي حجابي بايد رسميت يابد و…  پس آن عده از علمای دربار ومدعیان علم که بر اين باور هستند قبل از همه باید ترک روزه وحج  و….کرده  سپس مردم را به ترک جهاد فتوی دهند.

آیا چنین چیزی ممکن است؟ آیا این سخن یک دوست مسلمین است یا یک دشمن؟

 واگر مسئله ضعف مسلمانان وقوت کفار دلیلی برای ترک جهاد باشد، پس چه وقت مسلمانان قوت می گیرند؟ آیا راهی غیر از قدرت حکومتی دارالاسلام و راهی غیر از جهاد با کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مزدوران محلی آنها وجود دارد؟

الله تعالی می فرماید: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/۷۶) کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کفرپیشه‌اند ، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .

شما در جنگ روانی مسلحانه در جبهه ی دارالاسلام و مومنین قرار گرفته ای یا در جبهه ی دارالکفرها و کفار؟!!‏

علت اساسی دشمنی آمریکا و ناتو با حکومت جمهوری اسلامی ایران

علت اساسی دشمنی آمریکا و ناتو با حکومت جمهوری اسلامی ایران

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو

زمانی که واکنش حماس و جهاد اسلامی فلسطین و امارت اسلامی طالبان را در ترور دانشمند نظامی حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران دیدم  احساس کردم که به نکته ی اساسی اشاره کرده اند و آنهم علت این دشمنی است.

زمانی که انقلاب اسلامی ایران جهت استقلال و پایبندی به قانون شریعت الله به وجود آمد یکی از اهداف مادی آن این بود که وابستگی و عقب‌‌ماندگی را از این ملّت بزداید، کسانی که عقب‌ماندگی و وابستگی به نفع آنها بود، در مقابل این انقلاب و این دارالاسلام می‌ایستند؛ این طبیعی است.

یعنی ‌کسانی که از وابستگی و عقب‌ماندگی سرزمینهای اسلامی و منجمله ایران سود می بردند، امروز با دارالاسلام ایران و سایر مجاهدینی که برای تشکیل حکومتی اسلامی و بیرون راندن اشغالگران و مزدوران آنها از سرزمین خود و استقلال واقعی جهاد می کنند دشمنانی آشتی ناپذیر هستند.

پس علت دشمنی آمریکا و ناتو و سایر کفار با حکومت بدیل اضطراری اسلامی ایران همان علت دشمنی کفار با حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی مسلمین در اندلس و عثمانی و طالبان و شباب سومالی و … است . یعنی  علّت به ماهیّت و حقیقت این حرکت عظیم بر می گردد نه به حنفی با شیعه یا شافعی و… بودن آنها.

زمانی که مسئولین دارالاسلام چون طالبان ملا محمد عمر رحمه الله و یا رهبریت جمهوری اسلامی ایران به مبانی انقلاب و اصول حاکم بر روابط خارجی دارالاسلام با دارالکفر پایبند می شوند و عملاً می خواهند نشان دهند که در حال تشکیل یک تمدّن در حال رشد و بالندگی هستند، کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها می دانند که اگر چنین حرکتی به نتایج خودش برسد، بساط ظلم و استکبار و استعمار دولتهای سکولار و اشغالگر خارجی و مزدوران محلی آنها برچیده خواهد شد، به همین دلیل دشمنی آنها عمیقتر و ریشه دارتر خواهد شد.

علت اساسی دشمنی آمریکا و سایر متحدین جهانی آن چون ناتو و مزدوران محلی آن چون آل سعود و امارات و… به همین جا بر می گردد. اما اگر مسلمین با پشتیبانی دارالاسلام – که در واقع دین الله را پشتیبانی کرده اند – درست عمل کردند و کوتاهی نکردند نتیجه ی این دشمنی به سود مومنین و دارالاسلام است . الله تعالی می فرماید: وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ (حج آیه ۴۰)

و خداوند قطعاً کسانی را که یاری اورا  کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.

این است علت اساسی دشمنی و این است ثمره ی قطعی این دشمنی ها «اگر» ما درست عمل کنیم و کوتاهی و سهل انگاری نکنیم .

واکنش حماس، جهاد اسلامی فلسطین و امارت اسلامی طالبان به ترور دانشمند هسته‌ای ج.ا. ایران

واکنش حماس، جهاد اسلامی فلسطین و امارت اسلامی طالبان به ترور دانشمند هسته‌ای ج.ا. ایران

  به قلم: ابومحمد کندزی

جنبش مقاوم اسلامی فلسطین «حماس» در بیانیه‌ای اعلام کرد: عملیات ترور محسن فخری‌زاده دانشمند هسته‌ای ایران همزمان با تهدیدات مستمر آمریکایی و صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی با هدف محروم کردن امت اسلامی از ابزار‌های پیشرفت و قدرت صورت گرفته است تا این ابزار تنها در انحصار رژیم اشغالگر از طریق باقی نگهداشتن منطقه در گرداب قتل و کشتار و به تبع آن ایجاد آشوب در راستای منافع این رژیم باشد… ما خالصانه‌ترین تسلیت خود را به مردم مسلمان ایران و رهبران آن ابراز می‌داریم و اطمینان داریم که ایران و امت اسلامی می‌تواند این خسارت را با تلاش و پیشرفت جبران کرده و انحصارگرایی استکبار را در هم شکند.”

محمود الزهار، عضو دفتر سیاسی حماس نیز گفت: ” ترور محسن فخری‌زاده در چارچوب تلاش‌های آمریکایی-اسرائیلی برای تضعیف ایران صورت گرفته است… رژیم صهیونیستی از قدرت‌های اسلامی اصیل که مواضع اصولی خود را تحت فریبکاری و فشار تغییر نمی‌دهند، هراس دارد… این ترور جنایتکارانه جمهوری اسلامی را تضعیف نخواهد کرد؛ هرچند ترور دانشمندان باید به وضوح و صریحا پاسخ داده شود که البته زمان، مکان و چگونگی این پاسخ را تهران مشخص خواهد کرد.”

جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز اعلام کرد: تجاوز تروریستی و ترور جنایتکارانه و بزدلانه دانشمند ایرانی که رد پای صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها در آن به وضوح نمایان است را به شدت محکوم می‌کنیم…و به جمهوری اسلامی ایران تسلیت می‌گوییم و اطمینان داریم که این کشور به پیشرفت در همه زمینه‌ها ادامه خواهد داد.”

هیاتی متشکل از اعضای دفتر سیاسی امارت اسلامی طالبان نیز روز دوشنبه ۱۰ آذر ۹۹ با حضور در محل سفارت ایران در دوحه، کشته شدن محسن فخری زاده چهره سرشناس برنامه هسته‌ای ایران را تسلیت گفت.

این واکنش حرکتهای جهادی مطرح اهل سنت نسبت به ترور یک مسلمان توسط کفار و مرتدین محلی و ضربه زدن کفار به دارالاسلام است که همان واکنش اهل سنت در طول تاریخ بوده است.

واکنش  شما نشان می دهد که شما در مسیر اهل سنت هستید یا در جبهه ی دشمنان مسلمین و دشمنان دارالاسلام مسلمین.