در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۶)

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۶)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت منبر بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم)

ابوقتاده فلسطینی در مصاحبه ی با رونامه الحیاة در تاریخ سوم صفر سال ۱۴۲۰ق می گوید: بر خلاف نظامهای مرتدی که در سرزمینهایمان وجود دارند و جهاد با این مرتدین بر تمام مسلمین فرض عین است ما نمی خواهیم با آمریکا بجنگیم بلکه آمریکا جنگ را شروع کرده است.

اما در کنار طاغوتهای سکولار کفار مشرک و مرتدی که ابوقتاده از آنها صحبت می کند که خون و مالشان حلال است کدامها هستند؟:

  • زنان و بچه ها و کودکان الجزائری هستند که فتوای کشتن آنها را صادر کرد و هزاران بیگناه را قتل عام کردند و کارنامه ای سیاه و خونین را برای خود رقم زدند.
  • اهل تصوفی هستند که آنها را به ناحق مشرک می دانند و طبعاً حکم کفار مشرک بسیار سنگین تر از کفار اهل کتاب است. این اهل تصوف هم در واقع اکثریت مطلق اهل سنتی هستند که به نسبتهای مختلفی بعضی از عقاید اهل تصوف در زندگی آنها وجود دارد
  • تشیعی هستند که به ناحق و بدون رعایت ظوابط  تکفیر عموم آنها را تکفیر کرده و حکم کفار اهل کتاب و محارب را بر آنها تطبیق داده است

بله، امثال ابوقتاده فلسطینی کاری به آمریکا و ناتو و سایر کفار سکولار و اشغالگر ندارند بلکه جنگ آنها در واقع بر علیه مسلمین و بخصوص مسلمینی است که به نحوی در برابر کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی قرار گرفته اند.

امثال ابوقتاده فلسطینی که در دارالکفرهای تحت حمایت آمریکا و ناتو در کمال امنیت به سر می برند و سخنان سمی آنها بر علیه مسلمین فوراً از کانال رسانه های مختلف نشر می شود در این صفت مثل کسانی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم در موردشان می فرماید: يَقْتُلُونَ أَهْلَ الإسْلَامِ، وَيَدَعُونَ أَهْلَ الأوْثَانِ (البخاري۴۳۵۱ ومسلم ۱۰۶۴) «مسلمانان را می‌کشند و بت‌پرستان را رها می‌کنند»

مگر نمی بینید؟ امثال ابوقتاده فلسطینی و ابوبصیر طرطوسی و … و تمام شاگردان آنها که در دارالکفرهای انگلیس و کانادا و آمریکا و اردن و … به سر می برند این کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی را رها کرده اند و در برابر تمام خشم و خشونت خود را متوجه مسلمین کرده اند آنهم مسلمینی که در برابر آمریکا و ناتو و طاغوتهای محلی ایستاده اند.

ابوقتاده فلسطینی زمانی که می گوید هر کسی با حکومت ایران متحد باشد کافر و مرتد است در واقع نه تنها از آمریکا و ناتو بلکه از رژیم صهیونیستی و رژیم فاسد آل سعود هم حمایت می کند.

چون حماس و جهاد اسلامی فلسطین از متحدین ایران هستند و با تکفیر این دو دشمن رژیم صهیونیستی در واقع به حمایت از رژیم صهیونیستی پرداخته است و با تکفیر اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن نیز به صورت مستقیم به نفع رژیم فاسد آل سعود و امارات عمل کرده است.

علماء گفته اند: المؤمن كيس فطن حذر« مومن زیرک، هشیار و محتاط است» پس لازم است با احتیاط با سخنان این مجریان جنگ روانی آمریکا و ناتو و طاغوتهای محلی برخورد کنیم و در گرفتن سخنان این دسته از سربازان جنگ روانی دشمن بی گدار به آب نزنیم و فریب سخنان آمیخته با حق و باطل اینها را نخوریم .

این وظیفه ی علماست که اهل سنت را از خطر این انسانهای نامتعادل و نامیزانی که در اختیار بخش جنگ نرم و روانی دشمنان قرار گرفته اند آگاه کنند.

آیا علمای اطراف شما به این وظیفه ی مهم عمل کرده اند قبل از آنها عده ای از جوانان فریب سخنان آمیخته با حق و باطل این مجریان جنگ روانی دشمن را بخورند؟

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۵)

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۵)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت منبر بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم)

ابوقتاده فلسطینی همچون ابوبصیر طرطوسی تمام شیعیان را کافر می داند و آنها را در ردیف کفار قرار می دهد و حکم کفار را بر آنها جاری می کند اما با کمال تعجب با آوردن رای یک عالم از یکی از مذاهب اسلامی مدعی اجماع اهل سنت در کافر دانستن شیعیان می شود و می گوید  هر کسی که: اعتقد كفر الصحابة وأهل السنة فهو كافر بالإجماع ، معتقد به کفر صحابه یا اهل سنت باشد به اجماع علماء اهل سنت چنین شخصی کافر است!!

آیا ما حق داریم بپرسیم این اجماع را از کجا آورده اید؟ کجا علمای اهل سنت اجماع دارند که هر کسی صحابه را مثل خوارج تکفیر کند چنین اشخاصی کافر هستند؟ مگر علی بن ابی طالب و حسن و حسین و ابن عباس رضی الله عنهم اجمعین و هزاران نفر دیگر از ارتش خلیفه ی مسلمین علی ابن ابی طالب و هزاران نفر از ارتش معاویه همگی صحابه نبودند؟ مگر خوارج آنها را تکفیر نکردند؟ آیا اهل سنت اجماع دارند بر کافر بودن کسی که اینگونه صحابه را تکفیر کند آنهم صحابه ای چون علی و طلحه و زبیر رضی الله عنهم که جزو عشره مبشره بودند؟!

پس چرا ابوقتاده به زبان اهل سنت دروغ می بندد؟ علاوه بر این آیا ابوقتاده و ابوبصیر طرطوسی در تکفیر تمام شیعیان ظوابط تکفیر را رعایت کرده اند؟ قطعاً نه. چون اگر مثل اهل سنت این ظوابط را رعایت می کردند می فهمیدند که تأویل یکی از موانع تکفیر است و همین کافی بود برای عدم تکفیر اهل تاویل معتبر شرعی .  

علاوه بر این ابوقتاده معتقد است که هر کسی که اهل سنت را تکفیر کند به اجماع اهل علم چنین شخصی کافر است! آیا حق نداریم بپرسیم این اجماع را از کجا آورده ای؟ زمانی که برای تکفیر صحابه توسط خوارج که اهل تاویل بودند اجماعی وجود ندارد برای تکفیر مذاهب مختلف اهل سنت این اجماع را از کجا گیر آورده ای؟!!

مصیبت بالاتر این است که ابوقتاده بعد از سرهم کردن اینهمه دروغ و تلبیس در مورد منهج و عقیده ی اهل سنت باز با آوردن یک رای شاذ دیگر حکم می دهد به: بإباحة دمائهم وأموالهم، به مباح بودن خون و مال شیعیان ۱۲امامی و به این شکل خون و مال شیعیان را برای مریدانش مباح می کند!

تا اینجا ممکن است دسته ای از اهل سنت که اهل عدالت و انصاف نیستند و از شیعیان تنفر دارند در برابر این دروغگوئی ها سکوت کنند و حتی با نشر این تفکرات فاسد و ضد اسلامی در جرم این مجریان جنگ روانی کفار شریک شوند اما اگر به دقت به آثار این انسانهای نامیزان و نامتعادل و مجریان جنگ روانی دشمنان دقت کنیم متوجه می شویم که همین احکام را به بهانه داشتن عقاید اهل تصوف بر اکثریت مطلق اهل سنت که مخالف عقاید نجدی آنها هستند را صادر کرده اند، چون آنها به صراحت اهل تصوف را مشرک می دانند. یعنی دسته ای از کفار که حکمشان بسیار بدتر از کفار اهل کتاب و مجوس و صابئین است.

زمانی که ابوقتاده در همین بحث آخرش در مورد ایرات و شیعیان گفت که حکومت ایران اهل سنت را « وإجبارهم على التشيع » به شیعه شدن مجبور می کند ما خطاب به تمام اهل سنت و علمای اهل سنت گفتیم که آیا چنین سخنی افک مبین و دروغی آشکار نیست و  تمام اهل عقل به دروغ بودن آن شهادت دادند؛ حالا تنها خطاب به اهل علم می گوئیم:

 چرا در برابر این علفهای هرز نجدیت که در میان اهل سنت رشد کرده اند سکوت کرده اید؟!

 آیا منتظر هستید که بعد از تشیع نوبت به خودتان برسد؟ مگر خودتان هم از گزند و آسیبهای جنگ روانی تفکر نجدیت در امان بوده اید؟

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۴)

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۴)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت منبر بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم )

حالا ابوقتاده با چنین مشخصاتی آمده و می گوید: “ومعلوم فعل روافض إيران في تشييع الناس.”

ما اهل سنت در ایران زندگی می کنیم و از نزدیک شاهید زندگی خود هستیم و از همه ی خارج نشینان به اوضاع خود آگاهتریم. آیا کم هوش ترین مسلمان اهل سنت هم نمی داند که این «ادعا» دروغ است؟

در میان ما ممکن است هزاران نفر به دین سکولاریسم آلوده شده باشند. سکولاریسمی که همه منجمله ابوقتاده فلسطینی معتقد هستند که دین کفری است و هر کسی به سکولاریسم گرایش پیدا کند و معتقد به جدا کردن قوانین شریعت الله تعالی از حکومت و سیاستهای اجرائی جامعه باشد کافر است.

شما چند خانواده را می شناسید که یکی از افراد آن به دین سکولاریسم و احزاب سکولار گرایش پیدا نکرده باشند و مرتد نشده باشند؟ مگر با چشم خود اینها را نمی بینیم؟ مگر نمی بینیم که آخرین علامت مسلمان بودن که نماز است را نیز ترک کرده اند؟

پس چرا این انسان نامیزان و دهها نامتعادل دیگری که در اختیار بخش جنگ روانی کفار سکولار جهانی قرار گرفته اند در برابر اینهمه ارتداد اهل سنت به سکولاریسم و احزاب سکولار لال شده اند و دم فروبسته اند؟

حالا در برابر: ای اهل سنت ایران: آیا تا به حال کسی از مقامات ایرانی آمده است که شما را مجبور کند که شیعه شوید؟ یا نهادی آمده است که ما را مجبور کند که باید شیعه شویم ؟پس چرا این شخص آشکارا دروغ می گوید؟! این شخص می گوید شیعه کردن اهل سنت ایران واضح و روشن است!!

باور کنید ما به عنوان اهل سنت ایران مانده ایم که در برابر این دروغها چه بگوئیم!! اما مصیبت این است که با استناد به این دروغ و چند دروغ دیگر از زبان اهل سنت می گوید که شیعیان کافر هستند و با استناد به آیه ای که در مورد کفار نازل شده است حکم می دهد که هر کسی هم در هر نهادی این شیعیان را یاری دهد او هم کافر است و می گوید: “دخول المرء في حكمهم لقوله تعالى: (يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود والنصارى أولياء، بعضهم أولياء بعض، ومن يتولهم منكم فإنه منهم، إن الله لا يهدي القوم الظالمين)، وهذا حكم قرآني على ظاهره، فمن دخل في نصرة كافر على مسلم كان كافراً”

متوجه شدید چه شد؟ بدون آنکه ظوابط تکفیر در مورد مسلمین رعایت شود به راحتی مسلمین را تکفیر می کنند و حکمی که در مورد کفار آمده است بر مسلمین تطبیق می دهند!! و این یعنی باز تکرار تجربه ی الجزائر و عراق و سوریه و لیبی و یمن و… و اینکه همین الان هر کسی که در هر نهاد حکومتی ایران قرار گرفته که باعث تقویت یکی از نهادهای این حاکمیت شود کافر است!!

در برابر این صغری و کبری چیدنهای غیر شرعی و ظالمانه ی کاملاً غیر شرعی که به قول علمای الجزائر موی بدن انسان را راست می کند چه باید گفت؟

حالا اگر من و شما بگوئیم که کسی ما را مجبور نکرده است که شیعه شویم و این دروغ است و این حکمی که بر اساس این دروغ بنا شده است غیر شرعی است مجریان جنگ روانی دشمن به جای اثبات این ادعای دروغین و ارائه ی بینه، فوراً به ترور شخصیتی ما می پردازند!!

در اینجا هم باز باید بگوئیم: مانده ایم چه بگوییم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ چون سکوت آنها باعث می شود اهل باطل خیال کنند برحق هستند و دسته ای از جوانان احساسی و جاهل به شریعت هم فریب سخنان این سربازان جنگ روانی دشمن را بخورند.

آیا سکوت علمای اهل سنت ایران در برابر چنین سناریو و توطئه ای نوعی مشارکت در این توطئه و خیانت به اهل سنت ایران نیست؟

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۳)

دیدار نتانیاهو با پادشاه اردن در امان

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۳)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت منبر بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم )

ابوقتاده فلسطینی شیخ و مرشد کنونی دارودسته ی جولانی در مورد شام (سوریه، فلسطین، لبنان، اردن و حتی تبوک در شبه جزیره عربستان) در مطلبی تحت عنوان «مـعـالم الطـــائـفـة المـنـصـورة في عـقـر دار المـؤمـنين (بـلاد الشـام)» می گوید:

حکامی که قانونی غیر از قانون شریعت الله تعالی را در جامعه اجرا می کنند مرتد هستند و قیام و خروج مسلحانه بر علیه آنها «بر هر مسلمانی» «فرض عین است»  (الخروج عليهم بالسلاح والقوّة فرض عين على كل مسلم) و کسی که این جهاد مسلحانه ی فرض عین را با هر بهانه ای تعطیل کند … جاهل است و در مورد الله چیزهائی می گویند که نمی دانند (وأن المعطِّـلين لجهاد هؤلاء تحت أي دعوى…هم جاهلون، يقولون على الله مالا يعلمون.) و اضافه می کند که قتال و جنگ مسلحانه ی یک نفر از مسلمین با این کفار جهادی مثل جهاد طایفه ای از مسلمین است حتی اگر امامی هم وجود نداشته باشد. (قتال الواحد من المسلمين للكفار جهاد كجهاد طائفة المسلمين وإن عدم الإمام)

ابوقتاده باز در پاسخ به این سوال که چرا جنگ با این حکام مرتد حاکم بر سرزمینهای مسلمین مقدم است می گوید:

  1. چون اینها از دیگران به ما نزدیکتر هستند (أنّهم أقرب إلينا من غيرهم)
  2. چون قتال و جنگ مسلحانه بر علیه مرتدین مقدم بر کفار اصلی است.( لكون المرتد أولى بالقتال من الكافر الأصلي)

نکته: بر اساس فتوای خودش آیا در اردنی که در آن زندگی می کند نزدیکتر از حکومت طاغوتی اردن به او وجود دارد؟ پس چرا نشسته است و علاوه بر آن تمام فتواهایش در خدمت به این طاغوت و اربابان این طاغوت چون آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی است؟

ابوقتاده در همین متن در «حكم قتال طوائف الردة في بلاد المسلمين» باز می گوید که قتال با این حکام «فإنه يكون فرض عين.» فرض عین است آنهم بر تک افراد مثل نماز حتی اگر امامی هم وجود نداشته باشد و باز در پاسخ به سوالی تحت عنوان «بماذا سَنُـتَّهَم في جهادنا؟» جنگ روانی کفار در برابر اهل جهاد را یاد آوری می کند و می گوید که نباید به هیچ دلیلی این جنگ مسلحانه را رها کرد!

نکته: مگر اردن حکومتی طاغوتی و دست نشانده و مرتد بر آن حاکم نیست که شریعت الله را تطبیق نمی کند و حیات خلوت رژیم صهیونیستی و مرکز جاسوسی آمریکا در منطقه شده است و در جنگ با تمام مجاهدین شریعت گرا در افغانستان و یمن و سوریه و عراق و … در کنار این کفار قرار گرفته است؟

پس ابوقتاده طبق این حکم خود در آنجا قتال به عنوان یک شخص مجاهد بر علیه این مرتدین جنگ مسلحانه می کند یا در جبهه ی جنگ روانی این طاغوت و اربابان این طاغوت بر علیه مجاهدی شریعت گرا و دارالاسلام مومنین قرار گرفته است؟!

قضاوت با خود شما؛ چون واقعیت به اندازه ای واضح است که نمی توان چیزی گفت. تنها متذکر می شویم که:

إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِیدٌ ‏(ق/۳۷) به راستی در این بیدارباش و پند بزرگی است برای آن که دلی (آگاه) داشته باشد، یا با حضور قلب گوش فرا دارد.‏

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۲)

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۲)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت منبر بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم )

شیخ ابوحفص سفیان الجزائری (یکی از علمای الجزائر واز مفتیان منبر التوحید و الجهاد) خطاب به ابوقتاده می گوید: تو تجربه الجزائر را در شام نیز تکرار می کنی .

شیخ ابوحفص الجزائری خطاب به ابوقتاده می گوید:به خطای خودت اعتراف کرده و معذرت بخواه! تو منهج را در الجزائر تحریف کردی! امروز هم نه تنهادر شام بلکه درفکر همه جوانان منهج راتحریف می کنی.

هرگز فراموش نکنیم که ابوقتاده فلسطینی زمانی از تمام اتهامات قبلی توسط انگلیس و دادگاه قضائی حکومت دست نشانده ی اردن (حیات خلوت رژیم صهیونیستی و مرکز اصلی سازمان جاسوسی آمریکاcia) تبرئه می شود که جماعت دولت اسلامی ابوبکر بغدادی در اوج قدرت بود و ابوقتاده فلسطینی به عنوان بخشی از سربازان جنگ روانی کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی، جماعت بغدادی را “ابزار کشتار و ویرانگری” و “خوارج زمان و سگ های جهنم” توصیف کرد.

در برابر، با تمام جنایاتی که آمریکا و ناتو در سوریه و عراق انجام داده اند دیده نمی شود که مریدانش چون دارودسته ی جولانی فتوا دهد که با این ویرانگران و قاتلان بی رحم و وحشی وارد جنگ شوند اما در کمال تعجب در پاسخ به اعدام یک جاسوس آمریکائی توسط جماعت دولت اسلامی البغدادی که در قالب خبرنگار فعالیت داشت می گوید: “روزنامه نگار مانند پیامبر است، کارش رساندن پیام و حقیقت است به هیچ دلیلی نباید کشته شود”.

حالا چرا گروه جولانی و گروهک فتاحی این شخص با چنین کارنامه ی سیاهی را انتخاب کرده اند – که از هیچ دروغی در راه ترور شخصیتی مخالفین ابائی ندارد-؟

چون :

  • این شخص فعلا بر علیه مخالفین گروه جولانی فتوا می دهد
  • جنایات خود در برابر طرفداران دوله و جنایات آنها در برابر تشیع و اهل تصوف را می توانند با فتواهای این شخص برای طرفداران و مریدان جاهل خود توجیه و تفسیر کنند.
  • به راحتی می توانند با سوء استفاده از تنفر نابجای مریدانشان از مخالفین به سهولت فتوای قتل عام  مخالفین به سبک قوم عاد و… راصادر کنند و مریدانی بسازند نامتعادل و نامیزان و تقریبا می توان گفت: نسبتا وحشی.
  • با چنین فتواهائی و با چنین مریدانی به راحتی می توانند در مسیر اهداف ناتو و آمریکا حرکت کنند و نقشه های آنها را با توجیهات شبهه اسلامی توسط مریدان خود پیاده کنند.

ادامه دارد …. ان شاء الله

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۱)

در برابر دروغهای ابوقتاده فلسطینی در مورد تشیع حاکم بر ایران و اهل سنت ایران مانده ام چه بگویم؟ علمای ما چرا سکوت کرده اند؟ (۱)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت منبر «بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم» )

ابومصعب السوری رحمه الله در «مختصر شهادتی علی الجهاد فی الجزائر» ابوقتاده فلسطینی را یکی از بزرگترین عوامل تولید کشت و کشتار زنان و بچه ها و بی گناهان اهل سنت مالکی مذهب در الجزائر و یکی از مهر های اصلی جهت تولید جنگ داخلی ودر نهایت شکست انقلاب مجاهدین الجزائر می داند. ابوقتاده فلسطینی در این زمان در دارالحرب انگلیس سکونت داشت. البته در برابر این روشنگریها می بینیم که ابوقتاده فلسطینی هم بدون توجه به دلایل و مستندات الشیخ ابومصعب السوری رحمه الله فوراً الشیخ ابومصعب السوری را تکفیر کرده و فتوای ارتداد او را صادر می کند.

اگر به تکفیر کردنهای ابوقتاده نسبت به مذاهب و تفاسیر و جماعتهای اسلامی نگاه کنیم متوجه می شویم که این شخص از «تکفیر» به عنوان یک «فحش و برچسب» جهت تولید تفرق و جنگ داخلی استفاده می کند و این تکفیر کردنهایش هیچ ربطی به ظوابط تکفیر نزد اهل سنت و جماعت ندارد.

ابوقتاده فلسطینی که دارای منهج نجدیت است و هم اکنون دارودسته ی نجدی جولانی و گروهک نجدی فتاحی به آن دل بسته اند و همچون ابزاری جهت توجیه جنایات خود بر علیه مخالفین نجدی و غیر نجدی خود از آن استفاده می کنند کسی است که در بحثی تحت عنوان «حكيم الحركة الإسلامية؛ أيمن الظواهري» ایمن الظواهری نجدی رئیس بخشی از القاعده ی کنونی را بارزترین شخص جهت منصب «الحکیم» در حرکت اسلامی مجاهدین می دانست؛ اما زمانی که الظواهری حکم «ناکث» و خائن بودن جولانی و دارودسته اش را صادر کرد تنها به سکوت در برابر حکم حکیمش بسنده کرد و در «عمل» همچون بسیاری از شیوخ موجود در دارالکفرها «نقش» لورنس ها در میان جماعتهای مختلف را برای کفار سکولار جهانی و طاغوتهای منطقه ای بازی کرده اند.

به همین دلیل می بینیم که مثلاً طارق عبدالحلیم به صراحت ابوقتاده را در مقاله ای تحت عنوان   «عملاء لا علماء» تکفیر می کند و می گوید: “ابو قتاده فلسطینی و ابو محمود فلسطینی به تمام معنی عمیل و جاسوسان طواغیت هستند … الله تعالی شر آن جاسوس و عمیلها را بر ما و مسلمانان کم کند”.

این سخن کسی است که زمانی تاج سر گروه فتاحی و اقمار جولانی بود؟ چرا چون بر علیه مخالفین آنها مثل دوله فتواهای وحشیانه می داد؛ این که مخالف آنها شد بعد ابومحمد مقدسی را علم کردند و بعد هانی السباعی و بعد عبدالرزاق مهدی شد شیخشان و مدتی هم هست که پس از موضع گیری این افراد به اصطلاح عالم در برابر گروه جولانی اینها کنار زده شدند و فعلا ابوقتاده ای را علم کرده اند که سابقه ی سوء او در الجزائر و عراق و سوریه و… بر کسی پوشیده نیست.

شيخ أبي عزيرعبدالإله الحسني الجزائري یکی از علمای الجزائر و شاهد بر اتفاقات الجزائر و نیز یکی از مفتیان منبر التوحید و الجهاد در كتاب خود در مورد فتواهای ابوقتاده الفلسطینی چنین شهادت می دهد: وقتی مقالات ابوقتاده را خواندم، موهای سرم سفید شد!!.. ابوقتاده در سلسله بین المنهجین فتاوای بسیاری از این قبیل دارد که از خطر و هول آنها کودکان پیر می‌شوند!! خون های معصومی ریخته شد!! و ابوقتاده نیز گناه همه‌ی این ها را نزد پروردگار جهانیان به گردن خواهد کشید !!.

ریختن خون حرام یا مستقیما با دست رخ می دهد یا غیر مستقیم بصورت مشارکتی با فتوا و زبان رخ می دهد و همگی نیز در گناه یکسان هستند!!! و مگر چیزی جز زبان مردم، مردم را هلاک می سازد؟!

من در طول زندگی و دوران علمی خودم هیچ انسانی را با بی مبالات تر از ابوقتاده در فتوا دادن در ابواب “تکفیر” و “خون مردم” ندیدم!! اصلا و ابدا ندیدم!!  سبب اینکه چرا چنین کارهایی می کند را نیز نمی دانم!! آیا منافسه و اظهار شخصیتش است؟! آیا می خواهد جلب توجه کند؟! یا حب ظهور دارد؟؟ آن هم حب ظهوری که کمر خیلی ها را شکسته است!!!! یا اینکه ساحه ها خالی از علما هستند برای همین چنین اشخاصی بروز می کنند؟!! ((التبصير في وجوب التفريق بين المكفر لذاته و المكفر بغيره في مسائل التكفير ص ۱۴۳ و۱۴۴)

ادامه دارد …. ان شاء الله

جمهوری اسلامی ایران ( ۱۰-دارالاسلام ایران برای اهل سنت فرصت یا تهدید؟)

جمهوری اسلامی ایران ( ۱۰-دارالاسلام ایران برای اهل سنت فرصت یا تهدید؟)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

در اسلام طی کردن این مسیر اصلاح و جامعه سازی تحت عنوان «تزکیه» از آن یاد شده است، تزکیه شخص و جامعه با قانون شریعت الله. ” تزکیه از لحاظ لغوی به معنی پاکی و اصلاح و برکت و رشد”[۲] آمده است و در اصطلاح تزکیه یعنی پاکی و اصلاح و رشد نفس با قانون شریعت الله و احسان[۳] و فقه باطن بر اساس قانون شریعت الله تعالی. الله تعالی می‏فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ‏(جمعه/۲) خدا کسی است که از میان بیسوادان پیغمبری را برانگیخته است و به سویشان روانه کرده است، تا آیات خدا را برای ایشان بخواند، و آنان را پاک بگرداند. و بدیشان کتاب (قرآن) و شریعت و حکمت را می‌آموزد . آنان پیش از آن تاریخ واقعاً در گمراهی آشکاری بودند .‏

اصلاح و تزکیه ی جامعه از طریق تطبیق شرایط زندگی با قانون شریعت الله و ارزشهای اسلامی و بازگرداندن هویت اسلامی به مسلمین و یاد دادن روش صحیح صحیح زندگى فردی و اجتماعی و حکومتی بر اساس قانون شریعت الله است، و «موانع تزکیه» یعنی تمام گناهان و اموری که مخالف قانون شریعت الله تعالی باشند. آیا برای پایان دادن به این سرگردانی ها و گمراهی ها و و آلودگی های عقیدتی و رفتاری و برای اصلاح در جامعه و پاک کردن و رشد دادن و از بین بردن «موانع تزکیه»،  راهی غیر از قانون شریعت الله و آیات الله تعالی برای مومنین و مدعیان اهل سنت وجود دارد؟ اگر مدعیان سنی بودن راهی غیر از این را رفتند آیا ربطی به اهل سنت و مذهب رایج در میان مردم محل خود دارند؟

پیامبران و سرمذهبهائی که ادعای پیروی از آنها را دارید با چه چیزی به اصلاح در جامعه پرداخته اند؟ برو نگاه کن؛ هم قرآن هست و هم تمام آثار سرمذهبهای شما. آیا برای اصلاح جامعه ابزاری غیر از قانون شریعت الله و غیر از بیّناتی از سوی الله را انتخاب کرده اند؟ هود علیه السلام می گوید :  قَالَ یَا قَوْمِ أَرَأَیْتُمْ إِن کُنتُ عَلَىَ بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّی وَرَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً  (گفت: ای قوم من! اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم و از خود بر من رزق نیکو رسانده باشد، به من بگوئید ( آیا می‌توانم شما را از شرک در قانون گذاری و… نهی ننمایم‌ ؟ )) وَمَا أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَى مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ  ( من نمی‌خواهم شما را از چیزی باز دارم و خودم مرتکب آن شوم. (چون همین نهی نکردن و تسلیم قوانین سکولاریستی موجود شدن هم باز نافرمانی الله است)) إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ ‏(هود/۸۸ من تا آنجا که می‌توانم جز اصلاح نمی‌خواهم، و توفیق من هم جز با خدا  نیست. تنها بر او توکّل می‌کنم و فقط به سوی او برمی‌گردم .‏

پس اصلاح «کفار۶گانه» ی آشکار و حتی دارودسته ی منافقین تنها با قانون شریعت الله « بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّی » صورت می گیرد[۴] و زمانی هم که خطاب به مومنین گفته می شود: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ‏(حجرات/۱۰) فقط مؤمنان برادران همدیگرند، پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید، و از خدا ترس و پروا داشته باشید، تا به شما رحم شود؛ باز در میان مومنین و دارالاسلام هم اصلاحگری تنها بر اساس قانون شریعت الله تعالی است.

حالا نگاه کن عده ای به جای توحید و قرآن و قانون شریعت و دستورات الله تعالی چه چیزی را برای شما جایگزین کرده اند؟ نژاد و قومیت؛ آنوقت این نژاد از چه کانالی به آنها رسیده است؟ واقعاً برای اهل سنت فاجعه است.

ادامه

جمهوری اسلامی ایران ( ۹-میزان بهره وری اهل سنت و توانمند ساختن خود در دارالاسلام ایران بر اساس فقه مذهب خود)

جمهوری اسلامی ایران ( ۹-میزان بهره وری اهل سنت و توانمند ساختن خود در دارالاسلام ایران بر اساس فقه مذهب خود)

شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

در مجموع می بینیم که به دلیل ماهیّت و حقیقت دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران جبهه ی متحدی بر علیه آن شکل می گیرد که دقیقاً همان جبهه ای بوده است که در برابر حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی عثمانی و جمهوری اسلامی ترکستان شرقی شکل گرفت و سایر دارالاسلامهای معاصر شکل گرفته است.

این جبهه ای که بر علیه دارالاسلام ایران شکل گرفته است متشکل از: کفار سکولار جهانی و طاغوتها و مزدوران محلی آنها و دارودسته ی منافقین داخلی از یک سو، و متاسفانه عده ای هم از مومنین جاهل آلوده شده به تعصبات نژادی و مذهبی یا مغرض و به دور از عدالت یا حسود از سوی دیگر است.

 این دسته از مومنین راه گم کرده می دانند:

  • هدف اصلی این دشمنان سکولار، کنار زدن قانون شریعت الله به صورت عام است نه فقط کنار زدن مذهب شیعه جعفری، و کنار زدن اصل «ولایت مجتهد» است نه فقط «ولایت فقیه از تشیع»
  • می دانند این نظام شیعه مذهب هم برود و «دارالاسلام» ساخته شده ی کنونی فروبریزد هرگز آنها و «دارالاسلام»ی بر اساس مذهب اسلامی آنها سر کار نمی آیند بلکه دارالکفری با قوانین سکولاریستی جایگزین می شود،

اما باز در گوشه ای جداگانه و در همین جبهه ی دشمنان دارالاسلام ایران قرار گرفته اند، غافل از اینکه همه ی مذاهب اسلامی و تفاسیر اسلامی در دارالاسلام ایران در یک کشتی نشسته ایم و با غرق شدن این کشتی و دارالاسلام  (مثل دارالاسلام عثمانی و جمهوری اسلامی ترکستان شرقی)آنها نیز غرق خواهند شد و وضعیت بسیار بدتری برای آنها و سایر مومنین و فرزندان و نوه های آنها و نسلهای بعدی رقم خواهد خورد «اگر» جزو مومنین باشند، و علاوه بر این شریک جرم تمام مجرمین در این دارالکفر تازه تأسیس شده خواهند بود و سالها بعد از مرگ هم باید کارنامه ی آنها برای ثبت گناه و جرم باز باشد.

امروز، دارالاسلام و قانون شریعت الله و راهی که منتهی به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّة»می شود هدف است، نه فلان مذهب حنفی در جمهوری اسلامی ترکستان شرقی یا در امارت اسلامی حنفی مذهب افغانستان یا شافعی در یمن و سومالی یا مالکی در لیبی و مالی و الجزائر و نیجریه یا شیعه ی زیدی در یمن یا شیعه ی جعفری در ایران یا حتی نجدی در عراق و شام.

آیت الله خامنه ای می گوید که در سفری که من به پاکستان می‌رفتم، آیت الله خمینی به ایشان گفته  که شما به علمای پاکستان بگویید: فشارهای وارده بر ما از سوی امریکا و ارتجاع و شرق و غرب، نه به‌خاطر ایرانی بودن ماست؛ بلکه به‌خاطر اسلام است. آن روزی که دنیا احساس کند – العیاذباللَّه – ما نسبت به اسلام جدّی نیستیم، آن روزی که دنیای مستکبر احساس کند ما حاضریم روی اسلام معامله کنیم و بی‌تفاوت شده‌ایم، این فشارها تمام خواهد شد.[۲]

ادامه

جمهوری اسلامی ایران (۸- درجه بندی شرعی دشمنان و دیپلماسی خارجی دارالاسلام ایران در برابر دشمنان و مسلمین )

جمهوری اسلامی ایران (۸-  درجه بندی شرعی دشمنان و دیپلماسی خارجی دارالاسلام ایران در برابر دشمنان و مسلمین )

 شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

آیت الله خمینی به عنوان بنیانگذار دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران می گوید: «نکته مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کیْ و تا کجا ما را تحمل می‏کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهی‏مان نمی‏شناسند. به گفته قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمی‏دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند.»[۲]

آیت الله خمینی  به این شکل زبان گفتمانی سکولاریستها(مشرکین) با مومنین در طول تاریخ را یادآور می شود که زبان اسلحه و جنگ مسلحانه است « وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا» (بقره/۲۱۷) و در برخورد با این دشمنان و جهانخواران سکولار فعلی می گوید: «ما اگر قدرت داشته باشیم تمام مستکبرین را از بین خواهیم برد.»[۳] بدون شک این هدف مطلوب و نهائی شریعت گرایان بوده است که باید بر اساس «اصل قدرت نظامی» آن را عملی کرد، با این وجود لازم است که دشمنان درجه بندی شوند و با تجزیه دشمنان  و تمرکز بر دشمن یا دشمنان اصلی، در مسیر شرعی قدم گذاشت.

سید قطب رحمه الله سالها قبل از انقلاب اسلامی ۵۷ آمریکا را به عنوان دشمن اصلی و شیطان بزرگ معرفی کرده بود، و همچون سایر موارد، این دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان هم به نواب و سایر رهبران اصلی انقلاب اسلامی ۵۷ منتقل شد تا به زبان ما رسیده است.

به دنبال آنکه در آبانماه ۱۳۵۸ش شاه سکولار و مخلوع ایران به آمریکا سفر می کند و هیئتی از دولت موقت دارالاسلام جمهوری اسلامی ایران به سرپرستی بازرگان در ۱۲ آبان به الجزایر سفر می کنند و بازرگان در حاشیه جشن استقلال الجزایر با برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر دیدار می کند[۴] روز بعد و در ۱۳ آبان جمعی از دانشجویان سفارت آمریکا را به اشغال خود در می آورند[۵] و حدود ۱۰۰ نفر گروگان می گیرند و سخنگوی آنها در کنفرانسی مطبوعاتی می گوید: خود را پیرو خط امام می‌دانیم و به هیچ گروه خاصی وابستگی نداریم … در تماس‌هایی که از دفتر امام با ما گرفته شده، آن‌ها به هیچ وجه با این حرکت ما مخالفت نکرده‌اند …[۶] فردای آن روز سید احمد خمینی در جمع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام حضور یافت.[۷] به قول آیت الله خامنه ای : «حرکت دانشجویان برای تسخیر سفارت، واکنش به این‌همه خباثت بود که پیروزمندانه اتّفاق افتاد.»[۸] و آخرین رشته‌ی ارتباط بین انقلاب و آمریکا را قطع کرد.[۹]

ادامه

جمهوری اسلامی ایران (۷- اهل سنت کردستان، احزاب سکولار و فتوای جهاد آیت الله خمینی )

جمهوری اسلامی ایران (۷-  اهل سنت کردستان، احزاب سکولار و فتوای جهاد آیت الله خمینی )

 شیخ المجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامی  حفظه الله[۱]

تکرار فتوای مُلاخلیل و صدها عالم اهل سنت در مورد سکولاریستهای محلی، این بار توسط آیت الله خمینی: 

سکولاریستهای چپ و لیبرال در برخورد با مومنین همیشه اهدافی ضد اسلامی را برای خود تعیین کرده اند و به قول ماکیاولی: ” از آنجا که خود هدف را تصویب کرده اند وسایلش را نیز ـ هر قدر هم پست و ناروا باشد ـ تصویب خواهند کرد”.[۲]  و سکولاریستهای مرتد محلی کورد مثل سایر سکولاریستها در برخورد با مسلمین و حتی سکولارهای مخالف خود از هر وسیله ی پست و ضد انسانی استفاده کرده اند.

در جنگ روانی، اینها هر کسی که با آنها نبود را جاش یا خائن یا ضد خلقی یا ضد کورد و … می نامیدند و با ترور شخصیتی طرف مقابل اگر دستشان می رسید اقدام به ترور فیزیکی آنها نیز می کردند. فرهنگیان مسلمان مریوان خیلی جالب و «به موقع» این حیله ی سکولاریستهای محلی جدا از مردم را ۸ ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ۵۷ برملا می سازند و می گویند: « هر کس بگوید که مسلمانم از نظر این منافقان، جاش است یا ساواکی، یا خود فروش. اما هرکس با هر سابقه ای ساواکی باشد، رستاخیزی باشد، کُرد فروش باشد، فئودال باشد، قاتل و جنایتکار باشد، همین که از آن ها طرفداری کند، مثل این است که آب توبه بر سرش بریزند، نه تنها پاک و بی گناه می شود بلکه مبارز، مترقی و انقلابی خواهد شد. تازگی ها گویا تعلیمات پارتیزانی راه انداخته اند، چون حنایشان در نزد مردم آگاه شهر رنگی ندارد، دست گدایی به سوی روستاییان دراز می کنند و از آن ها می خواهند علیه دشمنان خیالی مسلح شوند».[۳]

انتخابات شهر سنندج و سایر شهرها نشان داد که اینها نزد مسلمین آگاه هیچ جایگاه و ارزشی ندارند به همین دلیل دست به دامان انسانها جاهلی می شوند که چیزی از شریعت الله تعالی نمی فهمند و فرق ندارد این جاهل ابوالحکم با شد که ابوجهل نام گرفت یا کسانی باشند که در رشته ای درس خوانده اند و باسواد هستند اما نسبت به شریعت الله تعالی جاهل و نفهم . البته اکثریت مطلق کسانی که در این دوران سکولاریستها در روستاها آنها را جزب کردند بی سواد به تمام علوم بودند و فریب دادن اینها با چند شعار اقتصادی یا ملی گرایانه کار سختی نبود، بعد از کانال این انسانهای جاهل و نفهم جنگ مسلحانه را بر مومنین شریعت گرا و مخالفین خود تحمیل می کنند.

ادامه