قدر دارالاسلام ایران را بدانیم

سید قطب و نوب صفوی

قدر دارالاسلام ایران را بدانیم

به قلم: ابوبکر الخراسانی

یکی از بزرگترین مصیبتها و مشکلات مسلمین در طول چند قرن گذشته تفرق و چند دستگی و دوری از همدیگر به بهانه ی اختلافات ناچیز فقهی بوده است.

  • مگر ما جنگ بین حنبلی ها و اهل حدیث با حنفی ها در خراسان و افغانستان را نخوانده ایم؟
  • مگر ما نمی دانیم که همین حنفی ها چه بر سر امام بخاری رحمه الله آوردند؟
  • مگر ما نمی دانیم که شافعی ها و حنفی های اصفهان و ری و قزوین چه جنایاتی در حق هم کردند؟
  • مگر ما نمی دانیم که شیعیان صفوی و قاجار با حنفی ها و شافعی های عثمانی و ازبک و افغان چه جنایاتی در حق هم انجام دادند؟
  • مگر ما نمی دانیم که محمد بن عبدالوهاب و نجدیت چه جنایاتی در حق حنبلی ها و شافعی و حنفی ها و شیعیان جعفری مرتکب شد؟
  • مگر جنایات کنونی نجدیت در سراسر سرزمینهای اسلامی در قالب صدها حزب و گروه مسلح و غیر مسلح در حق مسلمین را نمی بینم؟
  • مگر در عراق و در پناه حاکمیت آمریکا و انگلیس جنایات شیعیان انگلیسی را در حق اهل سنت ندیدیم؟
  • مگر….

آیا قرار نیست دست از اینهمه حماقت بکشیم و بار دیگر به منهج صحیح اسلامی برگردیم و ارزش خودمان و دارالاسلامهایی که تشکیل شده اند را بدانیم؟

صلاح الدین ایوبی رحمه الله سالها در حاکمیت فاطمی های شیعه ی ۷ امامی مصر خدمت کرد و وزیر بود، اما این روزها عده ای به دلیل حنفی بودن امارت اسلامی افغانستان از آن فاصله گرفته اند و عده ای هم به دلیل شیعه ی جعفری بودن دارالاسلام ایران از آن دوری کرده اند.

  • اگر این روزها امارت اسلامی افغانستان میگویند ما یک حرکت افغانی و بخاطر افغانستان هستیم و رابطه نیک با هر کشوری میداشته باشیم.
  • و اگر هیئت تحریر الشام در سوریه میگویند ما یک حرکت سوری بخاطر انقلاب ملت سوریه هستیم.
  • و اگر گروه حماس در فلسطین میگوید هدف ما آزادی فلسطین است و جنگ ما با یهود بخاطر یهودی بودن شان نیست بلکه بخاطر اشغالگر بودن شان است.
  • همینطور بعضی از گروهک های دیگر که بخاطر وطن میجنگند هدف اصلی شان را آزادی وطن میدانند، و از قبول مهاجرین خارجی اِباء می ورزند چنانچه بارها این گپ را اعلان کرده اند.

حال تکلیف میلیون ها مسلمانِ دیگر چی میشود که هیچ حرکت و جماعتی در مناطق شان نیست تا با آنها یکجا شوند؟

اینجاست که قدر دارالاسلام ایران را میدانیم؛ در دارالاسلام ایران با تمرکز بر دشمن اصلی یعنی آمریکا و متحدین آمریکا چون رژیم صهیونیستی و انگلیس و غیره هیچ مرز و حدودی وجود ندارد، و اکنون از هر جا و مکان مسلمانان با هر مذهب و تفسیری که دارند می توانند در این جبهه ی جهاد جهانی مشارکت کنند و موجود هستند.

امروزه دارالاسلام ایران است که درهای جهاد را باز گذاشته و می تواند تمام  مسلمان عرب و عجم و از همه اقوام و ملیت ها و از همه مذاهب اسلامی را برای جهاد با این دشمن اصلی دور هم جمع کند، و بایستی چنین جبهه ای جهادی باشد تا مسلمانان را اینچنین دور هم جمع کند.

بیائید برای یکبار هم که شده در «جبهه ای واحد» و با حفظ عقاید و مذهب خودمان، بر دشمن اصلی که آمریکا است و به قول شیخ اسامه بن لادن تقبله الله بر «سرافعی» تمرکز کنیم و در عوض لگد جانه ای به تمام تفرقه اندازان بزنیم و آنها و عقاید ضد اسلامی شان را از خودمان دور کنیم.

تحلیل آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران در مورد حادثه ۷تیر

تحلیل آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران در مورد حادثه ۷تیر

ارائه دهنده: شیعه علی

در تاریخ ۷تیر ۱۳۶۰ شش روز پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری که دارای عقایدی سکولار لیبرال بود مردم انقلابی دارالاسلام ایران شاهد انفجاری قوی در دفتر حزب جمهوری اسلامی بودند که طی آن بیش از ۷۰ نفر از مقامات و چهره های برجسته حکومتی از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی قتل عام شدند.

آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران در تحلیل واقعه هفت تیر و تأثیرات آن در داخل و خارج از کشور می گوید:

« حادثه دفتر مرکزی حزب در داخل تأثیرش خیلی زیاد بود. علت هم این بود که مردم به حزب و به این مسئولانی که شهید شدند، علاقه مند بودند. به خصوص بعد از افشاگری مجلس در مورد بنی صدر و اقدام قاطع امام نسبت به بنی صدر از این جریان رو برگردانده بودند و تقریباً به طور یکسره بطلان جریان لیبرال ها را فهمیده بودند. وقتی که این حادثه پیش آمد، میزان وحشیگری جریان مخالف را هم فهمیدند.

 البته جریان دست اندر کار حادثه ۷ تیر، جریان آمیخته ای از لیبرال ها و منافقین بود. یکسره از لیبرال ها نبود. لکن نشان می داد که چقدر آن ها مردم ناجوانمردی هستند که حاضرند به خاطر مسائل سیاسی، شخصیت هایی مثل شهید بهشتی و بقیه شهدای ۷۲ تن را در یک حادثه نابود و شهید کنند.

 این چیزی است که به طور طبیعی هر کس را تکان می دهد. و متوجه بطلان آن جرانی می کند که دست اندر کار این مسئله بود.

بنابراین حادثه در داخل ایران جریان انقلاب را یکسره و یکپارچه کرد.

 اگر مردم تا آن زمان بطلان جریان مخالف را فهمیده بودند در حادثه هفت تیر حقانیت مطلق جریان مخالف لیبرال ها و منافقین را که خط امام باشد، احساس می کردند.

 انعکاس همین در خارج خیلی زیاد بود. سراغ داشت که از حادثه ۷ تیر چیزی علیه نظام جمهوری اسلامی احساس کرده باشند. لابد آن روزهای اول که من روزنامه را نمی دیدم و از خبرها کامل مطلع نبودم، حتماً افرادی بودند که آن حادثه را به عنوان زوال و نابودی جمهوری اسلامی تفسیر کرده باشند. لکن از این که بگذریم ، در دنیا انعکاس آن حادثه، انعکاس مفیدی بود»

اگر دارودسته ی رجوی که ادعای اسلامگرایی و حکومت عدل علی را در زبان بیان می کردند و کتابها نوشته بودند و جلسات سخنرانی ها برگذار کرده بودند اما در واقع همان سکولاریستهای لیبرالی بودند که هیچ اعتقادی به تشکل حکومت اسلامی و اجرائی شدن قوانین شریعت الله نداشته و ندارند.

 به همین دلیل پس از آنهمه ترورهای کور و پس از آنهمه خیانت به مردم و سرزمین خود و پس از آنهمه مزدوری برای صدام حسین در اشغال و قتل عام ایرانی ها، در نهایت عقاید سکولاریستی خود را علنی کردند و امروزه تحت عنوان یک حزب فرتوت و فسیل شده ی سکولار در حال بقا و مزدوری هستند.

بگذار تمام دنیا بداند که تمام احزاب سکولار محلی در تمام سرزمینهای اسلامی مزدورانی خائن به دین و ملت هستند که همیشه به عنوان یک مانع عمل کرده اند و اگر ملتی به دلایل احساسات ملی و نژادی این موانع را برندارد قطعاً باید بهای این سهل انگاری خود را با خون عزیزانش و یا با نابودی جامعه ی خودش پرداخت کند.

هشدار دارالاسلام ایران درباره طرح آمریکا برای تشدید جنگ قومی و مذهبی در افغانستان

هشدار دارالاسلام ایران درباره طرح آمریکا برای تشدید جنگ قومی و مذهبی در افغانستان

ارائه: فضل احمد هراتی

جنگ در بلخاب که بین نیروهای حکومتی امارت اسلامی افغانستان با طرفداران مولوی مهدی صورت گرفت باعث ترس و وحشت مردم و فرار آنها به کوههای اطراف شد. کسانی آشکارا قصد داشتند به این درگیری رنگ و بوی قومیتی و حتی مذهبی بدهند که با واکنشهای هوشیارانه ی مسئولین دارالاسلام ایران و افغانستان این فتنه مثل بسیاری از فتنه ها و سناریوی های دشمنان مسلمین خنثی گردید.

طی سه روز گذشته نیروهای طالبان و افراد وفادار به مولوی مهدی در اطراف شهرستان بلخاب به شدت درگیر شده و برخی گزارش‌ها حاکی از این است که مردم این منطقه مجبور به ترک خانه خود و فرار به کوه‌های اطراف شدند.

حسن کاظمی قمی نماینده ویژه رئیس جمهور دارالاسلام ایران در امور افغانستان نوشت: اولویت آمریکا برای آشوب هدفمند در افغانستان، جنگ‌آفرینی قومی و مذهبی است تا هزاره و تاجیک را قربانی طرح خود کرده و بحران افغانستان را منطقه‌ای کند.

جنگ در بلخاب فتنه مقدماتی آمریکاست و هرکس به آن دامن بزند در سناریوی این کشور بازی کرده است. رهبران دلسوز همه اقوام افغانستان از درگیری بلخاب فاصله بگیرند. درگیری در بلخاب برای هیچ کس حاصلی جز خون ریزی مردم و ویرانی افغانستان ندارد. همه خیرخواهان افغانستان باید در مقابل درگیری بلخاب موضع بگیرند؛ محرک اصلی درگیری، سرویس‌های اطلاعاتی چند ملیتی هستند.

مولوی عبدالسلام حنفی معاون اداری ریاست الوزرا، روز گذشته در دیدار با جمعی از علماء و بزرگان اهل تشیع افغانستان گفته است که امارت اسلامی به هیچ فردی اجازه نمی‌دهد که در میان افغانان فتنه افگنی کند.عاملان و مسببان اصلی مشکلات در بلخاب افرادی استند که از بعضی مسایل سوء استفاده می‌کنند.امارت اسلامی افغانستان هرگز خواهان رسیدن ضرر به مردم ملکی نیست، بلکه پالیسی نظام امارت اسلامی این‌ است که در برابر هیچ شهروند کشور موقف‌گیری نمی‌کند.امارت اسلامی خواهان همزیستی برادرانه همه اهالی افغانستان است و به هیچ فردی اجازه فتنه افگنی در میان ملت خود را نمی‌دهد.

شورای علمای شیعه افغانستان نیز در اعلامیه‌ای در رابطه با درگیری امارت اسلامی افغانستان با نیروهای مولوی مهدی، در بلخاب سرپل گفته است که نباید غیرنظامیان در این جنگ مورد آزار و اذیت قرار گیرند…بروز خشونت در شهرستان بلخاب ولایت سرپل نگرانی‌هایی را به وجود آورده و جنگ ویرانگر است و به هیچ‌ دلیلی به نفع کشور و ملت نیست.

جبهه ی جنگ روانی یا مسلحانه ی احزاب و حاکمیتهای سکولار بر علیه مومنین و دارالاسلام از نگاه شریعت الله

  جبهه ی جنگ روانی یا مسلحانه ی احزاب و حاکمیتهای سکولار بر علیه مومنین و دارالاسلام از نگاه شریعت الله

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

در دارالحرب های سکولارغربی، مرتد سکولاری از پس مانده های حکومت سکولار پهلوی وجود دارد که در میان مومنین به «ربع پهلوی» شناخته شده است. این شخص چند روز قبل با ادبیاتی کاملاً سکولاریستی خواست آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی در جنگ با دارالاسلام ایران را برای کم هوش ترین مسلمان بیان کرد که این کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی از اساس با قوانین اسلامی و حکومت اسلامی دشمنی دارند و هدفشان جنگ با قوانین شریعت الله است و برایشان فرقه و مذهب اسلامی شیعی یا سنی فرقی ندارد.

برای مومنین و تمام کسانی که به الله و آنچه که نازل کرده است ایمان دارند کاملاً واضح و روشن است هر کسی که ۱- آگاهانه (بدون داشتن جهل) ۲- عمداً ( از روی خطا و فراموشی نباشد) ۳- به میل خودش و اختیاری ( مجبورش نکرده باشند) تنها یک حکم از ضررویات شریعت الله تعالی را انکار کند چنین شخصی کافر است .

پس حکم این احزاب و رهبران سکولار که با همین شرایط تمام قوانین شریعت الله را انکار و رد می کنند واضح و روشن است و پاک کردن اینها از روی زمین تنها نیازمند مساله ی میزان قدرت نظامی و زمان مناسب دارد، که باذن الله با قدرتی که هم اکنون دارالاسلام ایران دارد و روز به روز در حال رشد و استحکام است چشم تمام اهل ایمان به نابودی و پاکسازی این کفار سکولار و اشغالگر خارجی و احزاب سکولار و مزدور محلی شاد و روشن خواهد شد و دل مومنین بعد از اینهمه زخمی که از سوی این کفار سکولار و دارودسته ی منافقین بر آن وارد شده است شفا خواهد یافت. قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ(توبه/۱۴) شما (ای اهل ایمان) با آن کافران به قتال و جنگ مسلحانه برخیزید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و خوار گرداند و شما را بر آنها منصور و غالب نماید و دلهای (پر درد و غم) گروهی اهل ایمان را (به فتح و ظفر بر کافران) شفا بخشد.

در این میان ما شاهد هستیم که عده ای با ادبیاتی شبه اسلامی و از کانالهای ماهواره ای چون «کلمه» و غیره برای این «ربع پهلوی» و عقاید کفری او تبلیغ می کنند و سعی دارند با نقابی از اهل سنت مقلدین ماهواره ها را در جبهه ی اربابان«ربع پهلوی» قرار دهند.

اینها در کنار شیعیان انگلیسی در برنامه های متعددی برای همه واضح کرده اند که در جبهه ی جنگ روانی کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی بر علیه دارالاسلام ایران و افغانستان و بر علیه تمام مجاهدین شریعت گرای آزادی خواهی هستند که بر علیه آمریکا و سایر اشغالگران و مزدوران آنها در حال جهاد و مبارزه هستند و بارها اعلام کرده اند که اگر لازم باشد در صف و جبهه ی این کفار بر علیه آزادیخواهان شریعت گرا نیز خواهند جنگید همچنانکه الان در جنگ روانی دشمنان بر علیه مومنین و دارالاسلام مشارکت دارند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إن مما أدرك الناس من كلام النبوة الأولی إذا لم تستحی فاصنع ما شئت.

با آنکه دسته هایی از مومنین به این دارودسته ی منافقین گوش می دهند: وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ ۗ (توبه/۴۷) با این وجود بدانیم که تمام افرادی که با هر اسم و رسمی در جبهه ی کفار سکولار آمریکا و انگلیس و سایر کفار سکولار بر علیه دارالاسلام ایران قرار گرفته اند در شریعت الله هیچ تفاوتی باهم ندارند همگی کافر و دشمن هستند. شیخ الاسلام می گوید : “ﻓﺄﻋﻮﺍﻥ ﺍﻟﻄﺎﺋﻔﺔ ﺍﻟﻤﻤﺘﻨﻌﺔ ﻭﺃﻧﺼﺎﺭﻫﺎ ﻣﻨﻬﺎ ﻓﻴﻤﺎ ﻟﻬﻢ ﻭﻋﻠﻴﻬﻢ .” ‏[ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺍﻟﻔﺘﺎﻭﻯ ۲۸/۳۱۲ ‏] اعضای طائفه و گروه ممتنع و پشتیبانان آنها یکسان هستند و مثل هم هستند، از آنچه برای آنهاست و بر آنهاست.و می گوید: ” ﻭﻷﻥ ﻫﺆﻻﺀ ﺍﻟﻄﺎﺋﻔﺔ ﺍﻟﻤﻤﺘﻨﻌﺔ ﻳﻨﺼﺮ ﺑﻌﻀﻬﻢ ﺑﻌﻀﺎ ﻓﻬﻢ ﻛﺎﻟﺸﺨﺺ ﺍﻟﻮﺍﺣﺪ .” ‏[ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺍﻟﻔﺘﺎﻭﻯ ﺍﻟﻤﺼﺮﻳﺔ ۱/۴۸۰] چون طائفه ی ممتنع بعضی از آنها بعضی دیگر را حمایت و پیروز می گردانند، اینها همه مثل یک شخص واحد هستند.

یعنی حکم شرعی اینها یکی است.

 بله، حکم شرعی آمریکا و اعضای ناتو و «ربع پهلوی» و شبکه های کلمه و تمام شیعیان انگلیسی و سنی های آمریکائی که همگی در جبهه ی واحد آمریکا و ناتو و طائفه ممتنع بر علیه دارالاسلام ایران و سایر اهل جهاد قرار گرفته اند یکی است.

چکیده ای از سخنرانی آیت الله خامنه ی رهبر دارالاسلام ایران در سی و سومین سالگرد وفات بنیانگذار ج.ا. ایران

چکیده ای از سخنرانی آیت الله خامنه ی رهبر دارالاسلام ایران در سی و سومین سالگرد وفات بنیانگذار ج.ا. ایران

ارائه: شیعه علی

آیت‌الله خامنه‌ای در این مراسم امام خمینی بنیانگذار دارالاسلام ج.ا.ایران  را روح جمهوری اسلامی و شخصیتی حقیقتاً استثنایی وامامِ «دیروز و امروز و فردای ملت ایران» خواند و گفت:

  •  نسل جوان و هوشمند کنونی برای اداره آینده کشور و رساندن ملت به قله‌های پر شکوه به نرم‌افزاری مطمئن، جامع، شتابدهنده وتحول‌آفرین یعنی درسها و گفتار و رفتار امام نیاز دارد.
  • با وجود حرفها و نوشته‌های فراوان درباره آن حکیم هدایتگر، ناگفته‌ها درباره عظمت و قدرت شخصیتی و رهبری او بسیار است و نسل جوان که امام را به‌درستی نمی‌شناسد، برای ایفای مسئولیت ملی و انقلابی و برداشتن گام دوم انقلاب و اداره بهینه کشور، باید درس‌های پیش‌برنده و تعیین‌کننده مکتب امام را بیاموزد تا با اطمینان به‌سوی آینده درخشان کشور گام بردارد.
  • با مقایسه روند انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب شوروی با انقلاب اسلامی گفتند: در این انقلابها معنویت مغفول بود و هر دو انقلاب بعد از مدتی کوتاه منحرف شدند و مردم را که باعث پیروزی آنها بودند به کنار زدند و عملاً به دوران گذشته برگشتند اما انقلاب اسلامی بعد از پیروزی هم با انتخابات پی در پی، تکیه مستمر بر مردم و توجه همزمان به جنبه‌های مادی و معنوی انسان جلو رفته است که این واقعیات از جمله دلایل برجسته‌ی برتری انقلاب اسلامی بر همه انقلابهای تاریخ، ونشان‌دهنده عظمت رهبری امام است.
  • آن دست قدرتمند، شخصیت فولادین، دل مطمئن و زبان ذوالفقارگونه که توانست اقیانوس عظیم ملت را به میدان بکشاند و به تلاطم بیاورد و بدون یأس ونا امیدی در میدان نگهدارد و جهت حرکت را به آنها تعلیم دهد، امام بزرگوار و خمینی عظیم بود.
  • امام در بیانیه‌های سال آخر حیات‌شان و وصیت‌نامه خود، میدان مبارزه را حتی برای دوران بعد از خود نیز تعیین و مشخص کرده است.
  • –        «پاکی و پرهیزگاری»، «معنویت و حالات عرفانی»، «شجاعت»، «حکمت و عقلانیت»، «محاسبه گری»، «امید به آینده»، «صداقت»، «وقت شناسی و نظم»، «توکل و اطمینان به وعده الهی» و «اهل مبارزه بودن» از جمله خصوصیات بارز امام راحل بود.
  • زیربنای مکتب امام چه در دوران مبارزه و چه در دوران انقلاب «قیام لله» بود و این زیربنا مبنای قرآنی داشت…..امام یک مبارز واقعی بود و در میدان قیام لله حضور دائمی داشت.
  • حرکت امام در دوران مبارزه چند نقطه برجسته داشت که عبارتند از نترسیدن، صراحت با مردم، اعتماد به مردم، قدردان مجاهدت مردم بودن و دمیدن امید به دلها.
  • مهمترین دغدغه و نقشه راه امام در این دوران، فاصله‌گذاری میان طرح «جمهوری اسلامی» با «فرهنگ و قاموس غربی» بود. بر همین اساس امام اصرار داشت که جمهوری اسلامی وام گرفته از «جمهوری» و «مردم سالاری» غربی نیست بلکه برگرفته از اصل اسلام است.
  • در الگو و نظام سیاسی جدیدی که امام ارائه کرد، «هم معنویت است هم رأی مردم»، «هم اجرای احکام الهی است هم رعایت اقتضائات و مصلحت‌های عمومی»، «هم اصرار بر عدالت اقتصادی و رعایت حال ضعفا است هم اصرار بر تولید ثروت»، «هم نفی ظلم است هم نفی ظلم‌پذیری»، «هم تقویت علم و اقتصاد است هم تقویت بنیه دفاعی کشور»، «هم انسجام و وحدت ملی است هم پذیرفتن تنوع آرا و گرایشهای مختلف سیاسی»، «هم تأکید بر تقوا و طهارت مسئولان است هم تأکید بر کارشناسی و کاربلدی مسئولان».
  • دشمنی را جمهوری اسلامی به‌وجود نیاورد بلکه چون ذات جمهوری اسلامی، مخالف ظلم و استکبار و منکرات و موافق معنویت است، طبیعتاً ظالمان و مستکبران و عاملان به منکر و مخالفان معنویت با آن دشمنی می کنند.
  • حمایت از فلسطین و دادن سفارت رژیم غاصب به ملت فلسطین، انتقاد از ریاکاری‌ها و جنایتهای کشورهای اروپایی و امریکا نمونه‌های مهمی از فاصله‌گذاری امام میان تمدن و تفکر و نظام اسلامی با تمدن و تفکر غربی است.
  • به برکت امام امروز ملت ایران ملتی کاملاً مقاوم و مستحکم است و مقاومت به یکی از واژه‌های برجسته در ادبیات سیاسی دنیا تبدیل شده است…. در جمهوری اسلامی، عاملِ مردم عامل بسیار مهمی است و دشمنان نخواهند توانست ملت را در مقابل نظام اسلامی قرار دهند
  • نگذارید دشمن و ضدانقلاب از انقلاب شما هویت‌زدایی و حقیقیت آن را وارونه‌نمایی کند…. ارتجاع به معنی بازگشت به سیاست و سبک زندگی غربی است و نباید گذاشت با نفوذ سبک زندگی غربی که در دوران فاسد پهلوی موجود بود، کشور به سمت ارتجاع برود.

تاثیر بصیرت سیاسی در منزوی کردن و مدیریت فتنه گران و اغتشاشگران در دارالاسلام ایران

تاثیر بصیرت سیاسی در منزوی کردن و مدیریت فتنه گران و اغتشاشگران در دارالاسلام ایران

به قلم: مسعود سنه ای

الله تعالی به صورت عام انسانها را به دسته تقسیم کرده است: ۱- الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ  ( مومنین)۲-  الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ (کفار)  3- الضَّالِّينَ (دارودسته ی منافقین)؛ و تمام شناختی که برای هر مومنی که در مورد گروهی لازم باشد را نیز توسط آخرین فرستاده اش در اختیار مومنین قرار داده است.

این روزها که دارودسته ی منافقین در دارالاسلام ایران با بهانه های مختلفی دست به اغتشاش و شورش و فتنه گری می زنند مسئولین امنیتی و مدیریتی دارالاسلام لازم است که با مراجعه ی دقیق به منابع قرآنی و درک وضع موجود و نیاز روز دارالاسلام حوادثی که توسط این مخربین داخلی در حال وقوع است یا قرار است اتفاق بیافتند را قبل از وقوع آن احساس کنند و بفهمند که چه اتفاقی دارد می‌افتد و یا در صورت عدم مدیریت شرعی این دسته از فتنه گران، ممکن است چه اتفاقاتی رخ بدهد.

خطرناکی فعالیتهای اجتماعی منافقین زمانی آشکار می شود که با جمع کردن عده ای از مسلمین ضعیف الایمان به دور خود در میان این مسلمین خود را گم کرده باشند و قابل تشخیص نباشند وبا ناچیز شمردن آنهمه مزایا و پیشرفتها، با بزرگنمائی پاره ای از مشکلات موجود در دارالاسلام خود را مدافع حقوق اقتصادی و اجتماعی و …. مردم معرفی کنند و یا اینکه در پشت یک تفسیر و تفکری خاص سنگر بندی کرده باشند و برای خود ضرارهائی نیز تشکیل داده باشند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم به سادگی توانست اینها را منقبض و منزوی و مدیریت کند و از جولان دهی و ضرار سازی آنها جلو گیری کند اما همینها در زمان عثمان بن عفان توانستند با برجسته کردن پاره ای از مشکلات اقتصادی فتنه ای برپا کنند که نه تنها عثمان بلکه علی و حسن بن علی و بلکه تاریخ مسلمین تا کنون را به نسبتهای مختلفی به خود مشغول نموده و مصیبتهای قابل توجی بر مومنین و دارالاسلام وارد کرده اند.

تاریخ اسلام را بررسی کنید متوجه خواهید شد که نداشتن این درک صحیح قرآنی و شرعی نسبت به دارودسته ی منافقین و در پیش نگرفتن روش صحیح مدیریت سیاسی این اقلیت مخرب، مسلمین را به خاطر تبلیغات فریبنده ی منافقین همیشه در سرگردانی و حتی خواب نگه داشته است و به کفار آشکار و این دشمنان پنهان داخلی امکان داده است که هر کاری که میخواهند، بر سر مسلمین و دارالاسلام بیاورند و از عکس‌ العمل مومنین در امان و مصون بمانند. تجربه ی اندلس برای مومنین تا روز قیامت کافی است، اگر اهل فهم و درک باشند و به ایمان و دارالاسلام و  قیامت خود اهمیت دهند.

الله تعالی این فتنه گران داخلی را دشمن معرفی کرده است و می فرماید: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ(منافقون/۴) دشمنان به حقیقت اینان هستند، از ایشان بر حذر باش، خدایشان بکشد، (از حق) به کجا بازگردانیده می‌شوند؟

اگر دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان یکی از نیازها و اولویتهای اصلی ماست لازم است از خود بپرسیم نسبت به این دشمنان پنهان داخلی که هر چند وقت یکبار به بهانه ای اقتصادی یا اجتماعی وانتخاباتی و فرهنگی و… دست به اغتشاش و فتنه گری می زنند تا چه اندازه آگاهی و شناخت شرعی داریم تا فریب شعارهای به ظاهر اصلاحگرایانه ی آنها را نخوریم؟

چون اینها با آنکه سوی یکی از احزاب سکولار و سکولاریستها (مشرکین) و دوری از تطبیق قوانین شریعت الله تعالی و سنگ اندازی در مسیر پیشرفت و ترقی دارالاسلام فعالیت می کنند اما خود را اصلاحگر می نامند اما الله تعالی در مورد اینها می فرماید: وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿بقره/۱۱﴾و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مى‏ گويند ما خود اصلاحگريم. أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿بقره/۱۲﴾ آگاه و بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمى‏ فهمند.

مومنین آگاه باشند همین الان هم این دارودسته ی منافقین با این مفاسد و فتنه گری ها و اغتشاشاتی که در دارالاسلام ایران برپا کرده اند ما را به سمت یکی از احزاب دین سکولاریسم و پذیرفتن حاکمیت سکولاریستها (مشرکین) سوق می دهند نه به سوی تطبیق قوانین بر اساس فقه هیچ یک از مذاهب اسلامی . اینها در اساس با قوانین اسلام مشکل دارند نه با فلان مذهب. پس فریب نخوریم.

هر بار چه چیزی اغتشاشات فتنه گران را در دارالاسلام ایران خنثی می کند؟

هر بار چه چیزی اغتشاشات فتنه گران را در دارالاسلام ایران خنثی می کند؟

پیاده شده از سخنان : آیت الله خامنه ای

از هدفهای دشمن، بی‌اعتماد كردن مردم به مسئولین كشور است.( ۱۳۸۸/۱۱/۰۶) وظيفه‌ى آحاد مردم در قبال مسئولين، اعتماد كردن و همراه بودن با آنهاست(۱۳۸۸/۱۱/۰۶) وقتی یک رژیمی، یک نظامی از لحاظ گفتمان، از لحاظ منطق، در چشم مردم خودش ساقط بشود، دیگر امیدی به بقای این رژیم نیست.( ۱۳۹۰/۱۱/۱۴)

ملت به مسئولان خود اعتماد دارد؛ مى‌داند كه آنان آنچه مى‌كنند و آنچه مى‌گويند، براى شخص، براى قدرت و براى زر و زور نيست.( ۱۳۸۵/۰۸/۲۱) ما حرفمان با مردم بر مبنای اعتماد متقابل است؛ مردم به این حقیر ضعیف اعتماد کردند، بنده هم به تک تک این ملّت اعتماد دارم؛ به این حرکت عمومی اعتماد دارم؛ معتقدم «یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَة»؛ اعتقاد دارم دست خدا است که دارد کار میکند.( ۱۳۹۴/۰۱/۲۰) هر گفتار و هر صدايى كه سعى مى‌كند پيوند بين دستگاه مركزيت نظام جمهورى اسلامى و آحاد ملت را ضعيف كند، مال دشمن است.( ۱۳۷۲/۰۸/۳۰)

نظامهاى دنیا سه گونه اداره مى‌شوند: (…) یک نوع نظام هم نظامى است که با محبت و عطوفت مردم اداره مى‌شود. باید مردم را مورد محبت و احترام قرار داد و به آنها اعتنا کرد، تا به دستگاه حاکمه وصل باشند و پشت سرش قرار گیرند. نظام ما تا حالا این‌گونه بوده است؛ بعد از این هم باید این‌طور باشد. بزرگترین بحرانها را هم همین عاطفه و محبت مردم از سر خواهد گذراند. یک‌وقت رئیس جمهور کشورى مى‌خواست مشکلات سیاسى خودش را براى من تشریح کند. او مى‌گفت که یکى از رؤساى جمهور گذشته‌ى ما شکر را یک قران گران کرد، علیه او کودتا شد و از بین رفت! من گفتم مشکل او این بوده که مردم را با خودش نداشته است. در مملکت ما، جنسهاى تثبیت‌شده گاهى قیمتشان ده برابر بالا مى‌رود، اما آب هم از آب تکان نمى‌خورد؛ چون مردم پشت سر دستگاهند و به دستگاه اعتماد دارند. گفتم مردم وقتى که پشت سر دستگاهند، ما هم مى‌آییم به آنها مى‌گوییم که مثلاً این جنس را قبلاً به این قیمت مى‌دادیم، اما حالا مى‌خواهیم گرانش کنیم؛ مردم قبول مى‌کنند. پنج، شش سال قبل به مردم مى‌گفتیم که همه باید به عنوان جهاد مالى به جنگ کمک کنند؛ مردم هم مثل مور و ملخ به طرف بانکها ریختند، تا به حساب مالى شوراى عالى پشتیبانى جنگ پول بریزند.
شما چگونه مى‌خواهید محبت و اطمینان مردم را جلب کنید؟ مردم باید به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتیم، به فکر زندگى شخصى خودمان افتادیم، دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرج کردن بیت‌المال هیچ حدى براى خودمان قایل نشدیم – مگر حدى که دردسر قضایى درست بکند! – و هرچه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقى مى‌ماند؟ مگر مردم کورند؟ ایرانیان همیشه جزو هوشیارترین ملتها بوده‌اند؛ امروز هم به برکت انقلاب از هوشیارترینهایند؛ از هوشیارها هم هوشیارترند. آقایان! مگر مردم نمى‌بینند که ما چگونه زندگى مى‌کنیم؟

…. نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛ مردمى که خیلیشان از اولیات زندگى محرومند. در این راه، از خیلى چیزها باید گذشت. نه فقط از شهوات حرام، از شهوات حلال نیز باید گذشت (.۱۳۷۰/۰۵/۲۳)

امید دادن و تولید اعتماد به آینده ای که درپیش است یا دلسرد کردن مردم وکمک به اقلیت فتنه گر فاسد و مفسد در دارالاسلام ایران؟

امید دادن و تولید اعتماد به آینده ای که درپیش است یا دلسرد کردن مردم وکمک به اقلیت فتنه گر فاسد و مفسد در دارالاسلام ایران؟

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

زمانی که تاریخ اسلام را ورق می زنیم متوجه می شویم آنچه محوریت پیدا می کند ایمان به الله و روز قیامت است و سپس پایبندی به قوانین شریعت الله که یکی از این قوانین پایبندی به وحدت اسلامی و جماعتی است که از کانال حاکمیت بر دارالاسلام شکل می گیرد.

در زمانی که مسلمین در دارالاسلام مدینه و تحت رهبریت رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار داشتند مشرکین یا احزاب یا به زبان امروزین سکولاریستها با هم متحد شده و در جنگی که به اسم خود آنها یعنی احزاب است دارالاسلام مدینه را محاصره کردند. مسلمین در چنین شرایط بد امنیتی و حتی اقتصادی به پیشنهاد سلمان فارسی خندقی را در اطراف شهر کندند .

 اَنَس گويد: براي اهل خندق يک مشت جو مي‌آوردند، و با روغني که از بس مانده بود رنگ و مزه‌اش تغيير يافته بود، آن مقدار اندک جو را عمل مي‌آوردند، و در دسترس آن جماعت مي‌نهادند. آن جماعت نيز همه گرسنه بودند؛ وگرنه اين خوراک گلويشان را مي‌سوزانيد، و بوي ناخوشايندي داشت [بخاري، ج ۲، ص ۵۸۸].

ابوطلحه گويد: نزد رسول‌خدا رفتيم تا از گرسنگي به ايشان شکايت کنيم. ما پيراهنمان را بالا زديم تا آن حضرت بنگرند که هر يک از ما تخته سنگي را بر شکم بسته‌ايم؛ آنحضرت پيراهنشان را بالا زدند و ديدم دو تخته سنگ بر شکمشان بسته‌اند! [ترمذي: مشکاة المصابيح، ج ۲، ص ۴۴۸]

براء گويد: در روز حفر خندق در قسمتي از خندق به صخره سنگي عظيم برخورد کرديم که تبر بر آن کارگر نبود. شکايت به نزد رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- برديم. ايشان آمدند و تبر به دست گرفتند، و گفتند: بسم‌الله! و يک ضربت بر آن زدند و گفتند:«الله اکبر! خدا بزرگ است! کليدهاي شام را به من عطا کردند! به خدا، من دارم کاخ‌هاي قرمز رنگ آن را همين الان مي‌بينم!» آنگاه، ضربت دوم را زدند و قطعة ديگري از آن صخره را جدا کردند و گفتند:«الله اکبر! خدا بزرگ است! فارس را نيز به من عطا کردند! به خدا، من همين الآن دارم کاخ سفيد مدائن را مي‌بينم!» آنگاه گفتند:«الله اکبر! خدا بزرگ است! کليدهاي يمن را به من عطا کردند! به خدا از همين جا که ايستاده‌ام، دروازه‌‌هاي صنعا را مي‌بينم!» [النسائي۸۸۵۸، احمد ۴۱۰]

رسول الله صلی علیه وسلم به عنوان رهبر دارالاسلام اینگوه به مومنین امید می داد و مومنین را فعال می کرد و بدون شک زمانی که قلبها و ایمان عمومی در یک مسئله‌ای فعّال شد و صاحب‌نظر شد، به طور طبیعی جسمها را به حرکت در‌می‌آورَد، ذهنها را به حرکت درمی‌آورَد، ابتکارها را وارد میدان می کند.

امروزه که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان تازه شکل گرفته و بیشتر از ۴دهه از شکل گیری دارالاسلام ایران می گذرد مسئولین سعی کرده اند فرصتها و تهدیدها را برای مردم بیان کنند؛ و دشمنها و دوستها را برای مردم شناسانده و تعیین کرده اند، و مومنین را به آینده ی مستقل و قدرتمند امنیتی و اقتصادی مطمئن کرده و در آنها اعتماد به وجود آورده اند  و به همه ی دعوتگران نشان داد که در مسائل تبلیغی خود عنصر امید و اعتماد را در نظر بگیرند. هم امید و اعتماد به الله و وعده های الله و هم امید و اعتماد به برنامه ریزی های مسئولین و آنچه برای دارالاسلام پیس بینی کرده اند.

در بحرانها و رویدادهای تعیین کننده و سرنوشت ساز، شخصیت های دینی هستند که مردم را به دَور خود جمع می کنند و با تأثیر و نفوذی که دارند، می توانند مردم را تشویق و ترغیب کنند تا تسلیم جنگ روانی دشمنان نشوند. تمام جوامع از ٣ دسته از افراد تشکیل شده است:

  • اقلیتى صالح و مصلح
  • اقلیتى فاسد و مفسد
  • اکثریتى دنباله رو

در اینجا بسیار مهم است که  کدام اقلیت در صحنه حضور داشته باشد تا بقیه(اکثریت دنباله رو) هم به دنبالش راه بیفتد. برای یک ملّت بدترین حادثه این است که اعتمادبه‌نفس‌ و امید به آینده اش را از دست بدهد، کاری که چند دهه است در موقعیتهای مختلف اقلیت فاسد و مفسد در دارالاسلام ایران به بهانه های مختلف جرقه هایش را زده اند.

شما که خود را جزو صالحین و مصلحین می دانید در این جنگ روانی تا چه اندازه در کنار دارالاسلام و جماعت مسلمین هستی و از این امید و اعتماد مومنین به آینده ی روشن امنیتی و اقتصادی دارالاسلام محافظت می کنید؟  

حلقه ارتباط مسجد سوزی با اعتراض به گرانی های اقتصادی در دارالاسلام ایران

حلقه ارتباط مسجد سوزی با اعتراض به گرانی های اقتصادی در دارالاسلام ایران

به قلم : مسعود سنه ای

ساکنین دارالاسلام به صورت عام و ساکنین دارالاسلام ایران به صورت خاص از سه دسته از انسانها تشکیل شده است: ۱- أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ (مومنین) ۲- الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ (کفار) ۳- الضَّالِّينَ (سرگردانان دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها)

مومنین کسانی هستند که تابع بی چون وچرای قانون شریعت الله هستند و تمام مشکلات دنیوی مثل هجرت و غریبی و فقر و گرسنگی و انواع شکنجه ها و اذیت و آزارها و حتی کشته شدن در راه الله را تحمل می کنند تا اینکه از ایمان خود و قیامت خود مراقبت کنند.

به عنوان مثال برای مومنین تحمل مشکلات اقتصادی به خاطر حفظ ایمان و قیامتشان در حد شعب ابی طالب که مجبور می شدند روزانه تنها یک خرما بخورند یا پوست خشک حیوانات را نرم کنند و بخورند و یا حتی بر اثر این مشکلات اقتصادی چون خدیجه ام المومنین رضی الله عنها وفات هم کنند، امری عادی است، یا تحمل مشکلات اقتصادی در حد اهل صفه در دارالاسلام مدینه که دارای حکومت اسلامی هم بودند باز امری عادی است. مومنین تحت هیچ عنوان حاضر نخواهند بود به خاطر دنیا و مشکلات دنیوی ایمان و قیامت خود را معرض خطر قرار دهند.

دسته ی دوم کفار اهل ذمه مثل یهود و نصارا و مجوس و صابئین هستند که بر اثر پیمانهائی در دارالاسلام زندگی می کنند و در نهایت دسته ی سوم دارودسته ی منافقین و سکولار زده هایی چون عبدالله بن ابی هستند که هیچ چیزی نمی تواند آنها راضی نگه دارد نه صدها آیه و حدیث و نه رهبریتی چون رسول الله صلی الله علیه وسلم و نه مسئولینی چون صحابه کرام که الگوی عدالت و امانتداری و قسط بودند.

این دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها در لباس اسلام و مسلمین به جنگ با اسلام و مومنین و دارالاسلام می روند؛ چنان خودشان را عالم و آگاه و پیشرفته یم دانند که حتی امثال پیامبر و سایر صحابه را سفیه و نادان می دانند چه رسد به مسلمین زمان ما. ‏ وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَکِن لاَّ یَعْلَمُونَ(بقره/۱۳) ‏ و هنگامی که بدانان گفته شود : ایمان بیاورید همان گونه که توده مردم ایمان آورده‌اند ، گویند : آیا همانند بی‌خردان و سفیهان ایمان بیاوریم‌؟ هان! ایشان سفیه و بی‌خردانند ولیکن نمی‌دانند.

ثمره ی فعالیتهای این سفیهان بی خرد در جامعه غیر از فساد و خرابی چیز دیگری نیست هر چند خودشان را اصلاح طلب بنامند و به مردم بگویند که ما برای اصلاح وضع موجود فعالیت می کنیم: وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ(بقره/۱۱) ‏  ‏هنگامی که بدیشان گفته شود : در زمین فساد و تباهی نکنید . گویند : ما اصلاحگرانی بیش نیستیم .‏ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِن لاَّ یَشْعُرُونَ (بقره/۱۲) ‏ ‏آگاه باشید! ایشان بی‌گمان فسادکنندگان و تباهی‌پیشگانند ولیکن (به سبب غرور و فریب‌خوردگی خود به فسادشان) پی نمی‌برند .‏

هم اکنون این بی خردان سفیه و مفسد قصد دارند در این مرحله ی گذار اقتصادی دارالاسلام ایران (که تمام کشورهای دنیا این دوران را طی کرده اند) با تبلیغات دروغین و با بهانه کردن گران شدن چند قلم کالا و… جوانان و مردم مومن را در ضربه زدن به اصل نظام و تلاش برای تشکیل دارالکفری سکولار با خود همراه کنند؛ در این میان مومنین و مسئولین امنیتی دارالاسلام ایران باید دو نکته را در نظر داشته باشند:  

  1. لیدرها و محرکین این اغتشاشات از دارودسته ی منافقین، دشمن هستند و باید هوشیاری خود را حفظ کرد و مثل دشمنی داخلی با آنها برخورد کرد و فریب شعارهای دروغین آنها را نخورد: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ(منافقون/۴) اینها دشمن هستند، از ایشان بر حذر باش.
  2. تنها قدرت نظامی و زور می تواند اینها را مدیریت و رام کند نه هزاران آیه و حدیث و نه رهبریتی چون رسول الله صلی الله علیه وسلم  چون: لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ(حشر/۱۳) این دارودسته ی منافقین در دلشان از شما بیشتر ترس دارند تا از خدا، زیرا آنها مردمی هستند که هیچ فهم و شعوری ندارند.

پس بیائید همه با این «السُّفَهَاء» و «الْمُفْسِدُونَ» که «الْعَدُوُّ» داخلی ما هستند آنگونه برخورد کنیم که الله فرموده است.   

آیا قاسم سلیمانی در کنار مسیحی ها و یهودی ها، سنی ها را دشمن خود می‌دانست؟

آیا قاسم سلیمانی در کنار مسیحی ها و یهودی ها، سنی ها را دشمن خود می‌دانست؟

به قلم: شیعه علی

همه می دانیم که ساختار سیاسی عراق پس از صدام حسین سکولار توسط آمریکا و انگلیس تبدیل به نوعی ﻓﺪراﻟﻴﺴﻢ و ﻣﺜﻠﺚ ﻗﺪرتی شد که مردم به سه دسته عمده ی شیعه – سنی – کورد تقسیم شده اند.  

در این تقسیمات آمریکائی که در عراق به صورت اصطلاح رایج در آمده است:

  1.  سنی یعنی عربهای سنی که در میان خود به چندین فرقه و جماعت و دسته از جمله صحوات طرفدار آمریکا و گاه حکومت مرکزی ویا سنی های طرفدارن دوله و…. تقسیم شده اند
  2. شیعه هم یعنی عربهای شیعه که اینها نیز به دهها جماعت و گروه تقسیم می شوند
  3. کورد هم یعنی کوردهای سنی و شیعه با اقلیتی مسیحی و شیطان پرست که نژاد را معیار کرده و احزاب سکولار حاکم بر آنها تماماً مزدور آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی سایر دول منطقه شده اند.

واضح است در اینجا زمانی که می گوئی سنی، یعنی عربها و اصلاً منظور کوردها نیست که اکثریت مطلق آنها سنی هستند و اصلاً مساله سر مذهب نیست بلکه یک دسته بندی جاهلی است که به وجود آمده است.

یا زمانی که می گویند ما در کرکوک با کوردها می جنگیم یعنی همین کوردهای سکولار، چون غیر از اینها کوردی وجود ندارد و کوردهای مسلمان هرگز با این احزاب سکولار نیستند، هر چند این کوردها در نگاه کلی جزو سنی ها محسوب می شوند و زمانی که گفته می شود سنی ها و یهود و نصارا نیز توان مقابله با ما را ندارند یعنی صحوات سنی مزدور آمریکا و رژیم صهیونیستی و این کوردهای مزدور آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی و ترکیه نیز توان مقابله با ما را ندارند.

حالا در جنگی که منجر به فرار کوردهای سکولار از کرکوک و ۵۱ درصد از سرزمینهای تحت تصرف آنها شد و آمریکا و رژیم صهیونیستی و ناتو از بارزانی رهبر اقلیم کوردستان حمایت می کرد قاسم سلیمانی به عنوان فرمانده ی این جنگ می گوید: “اگر همه عالم از غرب و شرق در تهاجم کنند سنی و مسیحی و یهودی بیایند نمی توانند مانع این پیروزی شوند، این یک امر الهی است. روحیه ای که الان نزد شیعیان است عالی ترین روحیه است از زمان معصومین…. پروژه اسرائیل در کرکوک در دو ساعت شکست خورد، هر نقشه ای که طراحی می کنند خدای بزرگ خنثی می کند.”

این واقعیت سخنی است که عده ای با قیچی کاری و سوء استفاده از نا آگاهی مخاطبین خود سعی دارند چنان نشان دهند که قاسم سلیمانی به عنوان یکی از فرماندهان بارز دارالاسلام ایران به سنی همچون کفار یهودی و مسیحی نگاه کرده است! در حالی که قاسم سلیمانی نماینده ی مکتبی است که در آن تمام مسلمین به صورت یکسان نگریسته می شوند و از تمام مسلمین دعوت می شود که «جبهه ی مشترک» تشکیل دهند.

اگر مسلمین هوشیار نباشند ممکن است دشمنان آگاه و دوستان جاهل باعث صدمه زدن به آنها شوند و آنها را در مسیر اهداف و طبق نقشه های دشمنان خرج کنند.

 بیائید هوشیار باشیم و گول نخوریم  چنانچه در روایت داریم که :  المومن کیس فطن، حذر(مجموعه ورام، ص۲۹۷) مومن زیرک، هشیار و محتاط است.