مهریه و حکمت آن از نگاه دکتر یوسف قرضاوی

مهریه و حکمت آن از نگاه دکتر یوسف قرضاوی

ارائه دهنده: م . ایرانی

سؤال:برخی زنان که شیفته فرهنگ غرب هستند در مورد مهریه که اسلام آن را هنگام ازدواج برشوهر واجب می کند و از حقوق زنان است با القای گمان های بی مورد، جنجال به راه انداخته اند؛ از جمله اینکه می گویند: مهریه بهایی است که مرد در مقابل کسب تمتع و لذت جویی، به زن می دهد! گویی مرد همسرش را در مقابل مبلغی که به او می پردازد، می خرد. جسارت این اشخاص غربگرا تا بدانجا رسیده است که خواهان لغو مهریه و حذف آن ازاحکام ثابت شریعت شده اند.خواهشمند است که حقیقت مهریه و حکم آن و همچنین فلسفه¬ی مشروعیت آن را در اسلام در پرتو نصوص قرآن و حدیث برای ما بیان فرمایید.خداوند متعال شمارا به بهترین جزا پاداش دهد. خواهرانی از الجزایر

——————————————-

سؤال:برخی زنان که شیفته فرهنگ غرب هستند در مورد مهریه که اسلام آن را هنگام ازدواج برشوهر واجب می کند و از حقوق زنان است با القای گمان های بی مورد، جنجال به راه انداخته اند؛ از جمله اینکه می گویند: مهریه بهایی است که مرد در مقابل کسب تمتع و لذت جویی، به زن می دهد! گویی مرد همسرش را در مقابل مبلغی که به او می پردازد، می خرد. جسارت این اشخاص غربگرا تا بدانجا رسیده است که خواهان لغو مهریه و حذف آن ازاحکام ثابت شریعت شده اند.خواهشمند است که حقیقت مهریه و حکم آن و همچنین فلسفه¬ی مشروعیت آن را در اسلام در پرتو نصوص قرآن و حدیث برای ما بیان فرمایید.خداوند متعال شمارا به بهترین جزا پاداش دهد.

خواهرانی از الجزایر

پاسخ:

بیشتر بخوانیدمهریه و حکمت آن از نگاه دکتر یوسف قرضاوی

مشارکت و همکاری زنان در جامعه

مشارکت و همکاری زنان در جامعه

تألیف:م. بخشی

انسان موجود خاکی است که نه به دست خویش، بلکه به دست آفریدگار خویش به این دنیای خاکی قدم گذاشته و زندگی می کند و در آفرینش خود هیچ اختیاری نداشته و ندارد و نمی دانست در کجا و در چه ملتی و در میان چه خانواده ای بدنیا خواهد آمد و از طرفی مرد یا زن بودن او نیز به همین شکل بدون اختیار خویش بوده و این را باید پذیرفت که ما انسان ها تابع دستورات خداوند هستیم چون اوست که برای ما زندگی را مقدرکرد و به ما فرصت داد تا در این فرصت کوتاه هرگونه که خودمان بخواهیم خوب یا بد زندگی کنیم. و مرد و زن را متفاوت از هم آفرید، بطوریکه هیچ کدام از آن دو کامل نیستند و نیازمند همدیگرند و نمی توان گفت مرد برتر است یا زن. و هرکدام در جای خود اهمیت و برتری خاصی دارد. خداوند متعال برای هرکدام ویژگی های خاصی در نظر گرفته و این ما هستیم که آن را نادیده می گیریم و سعی می کنیم همواره یکی را بردیگری برتری داده و ترجیح دهیم.

امروزه بر همه ما روشن است که بانوان در جامعه اسلامی جایگاه بسیار برجسته در پیشبرد اهداف دین اسلام دارند، چرا که پایه و اساس جامعه در خانواده بنیان نهاده می شود و مادران نقش اساسی در تربیت فرزندان و موفقیت همسران خود در زمینه های مختلف برخوردارند. در این مقاله ابتدا به بررسی جایگاه زن در تمدن اسلامی و غیر اسلامی پرداخته و سپس از اهمیت و جایگاه زنان در برهه ها و موقعیت های مختلف بحث می شود.

جایگاه زن در تمدن های پیش از اسلام

زن در تمدن های قبل از اسلام از جایگاه اجتماعی بسیار ضعیفی برخوردار بوده، حتی در اکثر جوامع از کوچکترین حق خود نیز محروم بود. در بعضی قبایل زن همانند کالا خرید و فروش می شد. در تمدن آشوری شوهر حق فروش همسر و اولادش را داشت. در برخی تمدن ها نیز تا اندازه ای حقوق برای زنان قایل بودند؛ مثلا سومریان اجازه تجارت و بازرگانی و تصرف در اموال را به زنان می دادند. در تمدن ایرانی قبل از اسلام نیز همانند سایر تمدن ها زن وضعیت اسف باری داشت و روابط جنسی بین زن و مرد از نابسامانی آشکاری برخوردار بود. تعدد زوجات بدون تعیین حدود مباح بود و ازدواج با محارم که از بی شرمانه ترین انواع ازدواج به شمار می آید، قانونی بود. در اکثر تمدن ها از جمله چین و عرب چنان به زنان به دیده ی حقارت و اهانت می نگریستند که تولد دختر را شوم می دانستند وبه خاطر عقاید خود یا از رو ی فقر وتنگدستی دختران خود را زنده به گور می کردند یا به طرق دیگر از بین می بردند. در میان سومریان انتخاب چند شوهر برای زن مباح بود و در صورت اراده پدر ومادر، ازدواج با دختر خود انجام می گرفت، بدون اینکه دختر حق اعتراض داشته باشد.

بیشتر بخوانیدمشارکت و همکاری زنان در جامعه

زنان بین سرابهای سکولاریستی غربی و ارزشهای اسلامی

زنان بین سرابهای سکولاریستی غربی و ارزشهای اسلامی

ارائه دهنده: فاطمه هورامی (دانشجوی علوم تربیتی)

اعدام زن با طناب آزادي

زن هميشه در باتلاقهاي عميق ديانتهاي خودساز بشري و مذاهب مسخ شده و تحريف گشته‌ي آسماني موجودي ستمديده و بيچاره بوده است. در اين مذاهب بشري او بدرجها کمتر از يک انسان است.

اغريقيها او را چون کالايي در بازار خريد و فروش مي‌کردند، رومانيان او را موجودي فاقد روح و روان دانسته، روغن داغ بر جسمش ريخته به ستون مي‌بستند، و احيانا زنهاي بيگناه را بر دم اسب مي‌بستند و اسبان را چارنل مي‌تاختند تا جان دهند! چينيان باستان زن را موجودي پليد تلقي مي‌کردند که شوهرش حق داشت او را زنده بگور کند. و هنديها بر اين باور بودند که زن بايد روز مرگ شوهرش جان دهد، و زنده همراه با جسد مرده‌ي شوهرش به آتش کشيده مي‌شد. و نياکان فارسي ما مهار زندگي او را به شوهر واگذار مي‌کردند، و شوهر در کشتن زنش يا منت نهادن بر او و زنده رها کردنش آزادي تام داشت. يهوديان گمراه پس از مسخ دين اسلام حضرت موسي (عليه السلام) زن را لعنت و نفرين بشريت مي‌دانند، چرا که در باور آنها او آدم را گول زده از بهشت بيرون رانده بود. و در روزهاي عادت ماهانه بکلي از او دوري مي‌کنند، نه با او سخن مي‌گويند و نه در کنارش غذا مي‌خورند، و او حق ندارد به هيچ ظرفي دست زند تا مبادا پليد گردد. و مسيحياني که دين اسلام حضرت عيسي ( عليه السلام) را تحريف کرده‌اند زن را دروازه‌ي شيطان ناميدند، و رابطه با او را نوعي پليدي مي‌دانند. ([۱][۱])

دين مبين اسلام با نداي «… وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ … »([۱][۲]){ و براي همسران ( حقوق و واجباتي ) است ( كه بايد شوهران اداء بكنند ) همان گونه كه بر آنان ( حقوق و واجباتي ) است كه ( بايد همسران اداء بكنند ) به گونه شايسته‌اي } بشريت را بخود آورد. و پيام آور توحيد (صلي الله عليه وسلم) هميشه در حق زن سفارشها مي‌نمود. «استوصوا بالنساء خيرا» ـ شما را به نيکويي با زنان سفارش مي‌کنم ـ. و مي‌فرمودند:« خيرکم خيرکم لأهله و أنا خيرکم لأهلي»ـ آنکسي که نزد خانواده‌اش بهترين باشد بهترين شماست، و من از همه‌ي شما براي خانواده‌ام بهترينم ـ! و زنان را خواهران مردان معرفي نمود. «النساء شقائق الرجال».

بیشتر بخوانیدزنان بین سرابهای سکولاریستی غربی و ارزشهای اسلامی

دعوتگر زن اسلامی

دعوتگر زن اسلامی

ارائه دهنده: ام هیمن مریوانی

بین شک و یقین مسافتها فاصله وجود دارد اما بین خیر و شر فاصله، چند قدمی بیش نیست. مری واتسون که به فضل و رحمت الهی به دین اسلام گرویده است در عین حالیکه در یکی از دانشگاههای فیلیپین در رشته الهیات و معارف دین مسیحیت تدریس می‌کرده، مبلغ و کشیش نیز بوده است. اما هم اکنون به یک دعوتگر زن اسلامی تبدیل شده است و دعوت خود را از مرکز رسیدگی به امور مهاجران خارجی در منطقه قصیم عربستان شروع کرده است…

من در ایالت اوهایو آمریکا به دنیا آمده‌ام. قبل از اسلام نامم مری بود. دارای هفت فرزند دختر و پسر از یک همسر فیلیپینی هستم. دوران جوانیم را بیشتر در حال سفر بین لس‌آنجلس و فیلیپین گذرانده‌ام. بعد از اسلام اسمم را به خدیجه تغییر داده‌ام چون که حضرت ام‌المؤمنین خدیجه (رضی الله عنها) وقتی با پیامبر (صلی الله علیه و سلم) ازدواج کرد بیوه بود و ۴۰ سال داشت، من هم بیوه بودم و وقتی مسلمان شدم ۴۰ سال داشتم؛ در کل شخصیت حضرت خدیجه (رضی الله عنها) نزد من از جایگاه والایی برخوردار است زیرا اولین بار که وحی بر پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نازل شد او بود که ایشان را پشتیبانی کرد و بدون هیچ تردیدی به او قوت قلب داد، به این خاطر شخصیت او را بسیار دوست دارم.

من فارغ التحصیل دانشگاه آمریکا و همچنین دارای مدرک از دانشگاه فیلیپین در رشته الهیات مسیحی هستم و در عین حال در هر دو دانشگاه به عنوان استاد حضور داشتم؛ یعنی به طور همزمان یک استاد الهیات و سخنران، همچنین کشیش و مبلغ دینی بودم. به همین خاطر در رادیو برای تبلیغ مسیحیت نیز مشغول به کار بودم، و علاوه بر آن به عنوان مهمان در برنامه‌های مختلف تلویزیونی حضور می‌یافتم و البته قبل از هدایتم، مقالاتی بر ضد اسلام هم نوشته‌ام که امیدوارم خدا مرا ببخشد. واقعاً متعصب بودم. اما نور ایمان از کجا بر دل من تابیدن گرفت؟ در یکی از مسافرتهایم که به عنوان یک مبلغ دینی برای سخنرانی در یکی از کنفراسها دعوت شده بودم، یکی از کسانی که در آنجا حضور داشت توجه مرا به خود جلب کرد، او یک استاد سخنران فیلیپینی بود که البته از یکی از کشورهای غربی به آنجا آمده بود تا سخنرانی کند.

بیشتر بخوانیددعوتگر زن اسلامی

دختري از روسيه

دختري از روسيه

تأليف: أبوأنس ماجد البنكاني

اين داستان را به شما تقديم مي كنم، داستاني كه بايد آنرا به ياد داشته باشيم و آنرا به همسران ،‌دختران و خواهران خويش منتقل كنيم تا آنرا در دل ،‌عقل و جان خود به خاطر بسپارند تا همه بدانند كه دين خداوند پيروز و سربلند است حتي اگر اهل آن از آن شانه خالي كنند يا افرادي كه به آن منتسب هستند و دربين ما زندگي مي كنند،‌با زبان ما سخن مي گويند و به طرف قبله ما نماز مي خوانند ،‌ با آن سرجنگ داشته باشند.

دختري از روسيه… تازه مسلمان و از سرزمين كفر،‌ زبان عربي بلد نبود اما مسيري را پيموده بود كه بيشتر مردان ما از رفتن آن باز مانده اند.

اصل داستان: از روسيه آمده بود. به همراه چند تن از زنان روسي كه يك تاجر روسي آنها را به اين كشور خليجي آورده بود. هدف، خريد وسايل برقي و وارد كردن آن به كشور روسيه به عنوان وسايل شخصي بود. زيرا به اين روش ديگر اين وسايل شامل هزينه هاي گمركي نمي شد و تاجر روسي اين وسايل را پس از تحويل گرفتن از اين زنان با سود فراوان در روسيه به فروش مي رساند و در عوض به آنها دستمزد مي داد. اين كار در روسيه به امري رايج تبديل شده بود زيرا بسيار ارزان پاي آنها در مي آمد.

زماني كه اين تاجر با همراهانش به اين كشور خليجي رسيدند اين مرد قضيه اي مخالف با آن چيزي كه از قبل قرار گذاشته بودند را براي آنها مطرح كرد.

گفت: شما اكنون به اينجا آمده ايد تا مبلغي پول به دست بياوريد و اينجا مكاني است كه به ثروت فراوان و اموال بي حد و حصر و مردماني كه بي حساب خرج مي كنند شهرت دارد!!

نظر شما در باره تن فروشي و فحشاء چيست؟

هر كدام از شما كه اراده كند،‌ثروت فراواني در انتظار اوست.

و شروع به پهن كردن دام خود و فريب و اغواي آنها نمود تا جاييكه بيشتر آنها را با نظرات شيطانيش قانع كرد. زيرا هيچ بازدارنده ايماني و التزام اخلاقي در ميان نبود كه بتواند آنها را از انجام اين كار منع كند و درضمن فقري كه با آن دست و پنجه نرم مي كردند آنها را به قبول چنين كاري فرا مي خواند.

مگر يك زن كه او قبول نكرد و تاجر روسي او را به تمسخر گرفت و گفت: تو دراين كشور از بين مي روي ،‌ زيرا خودت هستي و لباسهايت و من هيچ چيز به تو نخواهم داد.

بیشتر بخوانیددختري از روسيه

دانشمندان غیر مسلمان و حجاب زنان!!!

دانشمندان غیر مسلمان و حجاب زنان!!!

نوشته شده توسط : ریحانه

– نظر آلفرد هیچکاک:

«هیچکاک» فیلمساز مشهوری است. وی می‌گوید: «من معتقدم که زن هم باید مثل فیلمی پرهیجان باشد. بدین معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد و برای کشف خود، مرد را به نیروی تخیل و تصور زیادتری وادارد. باید زنان پیوسته برهمین شیوه رفتار کنند. یعنی کمتر ماهیت خود را معرض نمایش قرار دهند نشان دهند و بگذارند مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت بدهد. زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و روی بندی که به کار می‌بردند خود به خود جذاب می‌نمودند و همین مساله، جاذبة نیرومندی بدانها می‌داد. اما بتدریج باتلاشی که زنان این کشورها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می‌دهند؛ حجاب و پوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود، از میان می‌رود و همراه آن از جاذبة جنسی او هم کاسته می‌شود».

– برتراند راسل می‌گوید:

« از لحاظ هنر، مایه تاسف است که بآسانی به زنان بتوان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد، بدون آنکه غیرممکن گردد.»

– ویل دورانت می‌گوید:

«آنچه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها می‌گردد. زیبایی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضا، ضعیف و با منع و جلوگیری، قوی می‌گردد.خودداری از انبساط و امساک در بذل و بخشش، بهترین سلاح برای شکار مردان است. اگر اعضای نهایی انسان را در معرض عام تشریح می‌کردند، توجه ما به آن جلب می‌شد، ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می‌گردد. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بی‌آنکه بداند، حس می‌کند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می‌دهد.»

– توصیه چارلی چاپلین به دخترش:

وی که یکی از بازیگران مشهور جهان است درنامه‌ای به دخترش می‌نویسد:

بیشتر بخوانیددانشمندان غیر مسلمان و حجاب زنان!!!

داستان مردی که مدعی آزادی وبرابری سکولاریستی برای زنان بود

داستان مردی که مدعی آزادی وبرابری سکولاریستی برای  زنان بود

نویسنده : محمدبن عبدالعزیز المسند

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

سپاس خدایی را که بخشنده­ی گناه و توبه­پذیر است…به شدت عقاب می­کند و قدرتمند است…خدایی جز او نیست و بازگشت همه به سوی اوست.

و سلام و صلوات بر پیامبرمان محمد که بشارت دهنده و بیم دهنده و چراغی نورانی­ست و بر همه­ی کسانی که تا قیامت به نیکی از او پیروی میکنند.

اما بعد:

خواننده­ی گرامی…

این داستان را تنها برای سرگرمی و ذکر قهرمانی­ها و حوادث و اخبار بیان نمی­کنم، بلکه غرضم این است که از آن پند و عبرت بگیری و از درس­ها و نکته­هایش بهره­مند شوی و سپس آن را با واقعیت تطبیق دهی و آثار مطالعه­ی آن در اخلاق و رفتارت نمایان شود، چنان که خداوند پس از بیان داستان یوسف علیه السلام میفرماید: « لقد كان في قصصهم عبرة لأولي الألباب»، یعنی پند و اندرز مخصوص کسانی­ست که دارای عقل و فکر سالم هستند، اما کسانی که ذهن مریض دارند و عقل و فهمشان تعطیل است از اینگونه پند و اندرزها سودی نمی­برند و خوشبخت کسی­ست که پندپذیر باشد.

خدایا ما را از توابین و برگشت­کنندگان و پاک­شدگان قرار بده، نه از غافلان و غرض­ورزان! صلی الله و سلم علی نبینا و علی آله و صحبه أجمعین.

***

شخصی به اروپا رفت و ما چیزی از کار او را منکر نمی­شویم. او چند سال آن­جا ماند و در آن مدت، هیچ چیز از آن­چه ما او را به آن می­شناختیم، در او باقی نماند. با چهره­ای چون چهره­ی عذرا در شب عروسی­اش رفت و با چهره­ای هم­چون صخره­ای صیقلی در شبی بارانی بازگشت…با قلبی پاک و طاهر و مأنوس به عفو و گذشت رفت و با قلبی تاریک و مریض که رنج و راحت روی زمین برایش فرقی نمی­کرد و خشم آسمان و خالقش برایش یکسان بود، برگشت. با نفس خاشع و متواضعی که همه­ی مسلمین را برتر از خود می­دید، رفت و با نفس مریض و ستیزه­جویی که کسی را بالاتر از خود نمی­دید و حاضر نبود، یک نگاه به پایین بیاندازد، برگشت. رفت، در حالی که بر روی زمین، دینش و اهل آن، برایش از هر چیزی محبوب­تر بودند و در حالی برگشت که کوچک­ترین نشانه­ای از این دوست داشتن در چهره­اش معلوم نبود.

بیشتر بخوانیدداستان مردی که مدعی آزادی وبرابری سکولاریستی برای زنان بود

داستان اسلام آوردن خانم سندی وبر، مبلغ مسیحی

داستان اسلام آوردن خانم سندی وبر، مبلغ مسیحی

ترجمه عبدالعزیز ویسی

سندی وبر معاون مدرسه «نیو هاریزن» است. شخصیت جالب توجهی دارد. همیشه از صحبت کردن با او لذت می برم. برای مدت زیادی مبلغ مسیحی بوده است و چقدر تغییر عجیبی است که یک مبلغ مسیحی به دین اسلام بگرود. پروردگار، خودش شخصی را که می خواهد هدایت کند انتخاب می کند و کسی را که می خواهد به او نزدیک شود دوست دارد. الله اکبر!

اولین آشنایی من با دین اسلام در سال ۱۹۸۲ بود. زمانی که در کنیا معلم بودم. معلم یک مدرسه دینی مسیحیت در دویست و پنجاه مایلی غرب «نایروبی» بودم. اغلب به نایروبی سفر می کنم تا دوستانی را که در آنجا هستند ملاقات کنم و تفریحی هم کرده باشم. در آن هنگام در «نایروبی» بود که متوجه گروهی از مردم شدم که در اجتماعات مختلف گرد هم می آمدند. این افراد به نظر من زندگی خوبی داشتند. خیلی پایبند اصول خانواده بودند. هیچ وقت الکل و مواد مسکر دیگر نمی نوشیدند. به بزرگترها احترام می گذاشتند و به همدیگر کمک می کردند. بعد از طریق یکی از دوستانم متوجه شدم این افراد مسلمان هستند.

در سال ۱۹۸۳ به آمریکا برگشتم. چهار سال بعد احساس کردم که باید مذهبم را تغییر دهم زیرا احساس می کردم اینجا در آمریکا در مسیحیت اشتباهاتی وجود دارد و مذهب کاتولیک نمی توانست جوابگوی پرسشهای من باشد. مردم سرد و بی خیال بودند. در جشنها همیشه الکل و مواد مصرف می کردند. اصلا ازدواج کردن مساله نبود زیرا تو می توانستی با هر کس قرار بگذاری و با او باشی. مردم بیشتر به آرایش کردن، مد جدید لباس و مد جدید مو می پرداختند.

در ماه آوریل ۱۹۸۷ تصمیم گرفتم که به طور جدی تغییر مذهب بدهم. مردمی را که در نایروبی دیده بودم، به خاطر آوردم. در آن هنگام که در شیکاگو زندگی می کردم، مسجدی یافتم. کتابهایی در مورد اسلام پیدا کردم و دو هفته بعد شهادتین را بر زبان آوردم و مسلمان شدم. همه این موارد فقط از جانب خودم بود و با هیچ مسلمانی هم دوست نبودم و خداوند بر همه چیز آگاه است.

در سال ۱۹۸۷ مسلمان شدم و خانواده مخالفتی نشان ندادند. هرچند که بعد از پوشیدن حجاب تعدادی از دوستانم را از دست دادم. متوجه شدم که اسلام زندگی انسان را بهبود می بخشد بویژه وقتی که انسان در روز، پنج مرتبه نماز می خواند و این یک زنگ تفریحی است برای دوری از کارهای روزمره و اینکه به جنبه روحی خود نیز بپردازید. اکنون در مدرسه اسلامی «پاسادانای کالیفرنیا» که «نیوهاریزن» نام دارد، کار می کنم و عصرها به دانشکده حقوق می روم. صاحب دو بچه هستم یکی هشت سال و دیگری پنج سال سن دارد.

———————————–

برگرفته از «اینک اسلام از غرب طلوع می کند» نوشته: بانو مظفر حلیم ترجمه عبدالعزیز ویسی « نشر احسان»

 

خواهر مسلمانم غمگین مباش

خواهر مسلمانم غمگین مباش

 دکترصالح بن علي أبو عرَّاد / ترجمه: صلاح الدین . م

خواهر مسلمان!

ای مؤمن مطیع!

ای مروارید گرانبها، و ای گوهر قیمتی!

السلام عليكِ و رحمة الله تعالى وبركاته…

غمگین مباش! چرا که الله متعال تو را با اسلام گرامی داشته، و بواسطه‌ی ایمان بزرگی بخشیده است و تو را یار و همراه مرد قرار داده است. الله تعالی می‌فرماید:

{إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيما} [الأحزاب: ۳۵]

(مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادت‏پيشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه الله را فراوان ياد مى‏كنند، الله براى [همه] آنان آمرزش و پاداش بزرگی فراهم ساخته است)

فقط این نیست؛ بلکه به تو منزلتی بس والا بخشیده هنگامی كه تو و زنان نیکوکار، عبادت گزار، فرمانبردار، ومؤمن راستینی مانند تو‌ را به أمهات المؤمنين منتسب نموده است. کسانی که شاعر در موردشان می گوید:

فتشبَّهُوا إن لم تكونوا مِثلهم……. إن التَّشبه بالكِرام فلاحُ

(اگر مانند آنان نیستید خود را به آنان شبیه سازید …. که همانا شباهت به بزرگان رستگاری است)

غمگین مباش! درحالی که اسلام با قرار دادن تو به عنوان دختری پاکدامن، خواهری گرامی، همسری مورد اطمینان، مادری مهربان و با شفقت و مادر بزرگی با وقار، انصاف را در مورد تو رعایت نموده است.

بیشتر بخوانیدخواهر مسلمانم غمگین مباش

خواهر مسلمانم! مى خواهند ترا از زير يوغ به اصطلاح مرد سالارى وظلم نجات دهند، تو خودت تماشاگر باشى

خواهر مسلمانم! مى خواهند ترا از زير يوغ به اصطلاح مرد سالارى وظلم نجات دهند، تو خودت تماشاگر باشى و ديگران برايت هر اّنچه مى دوزند و مى بافند بدون تـــفـكــر به تن كنى

ارائه دهنده: م. هراتی

خواهر مسلمانم! امروزه شايد ندا هاى زيادى به گوشت برسد كه خواهان اعاده حقوقت مى باشند و مى خواهند ترا از زير يوغ به اصطلاح مرد سالارى وظلمى كه در طول تاريخ به تو شده نجات دهند, تو خودت تماشاگر باشى و ديگران برايت كاسه داغتر از اّش, و هر اّنچه مى دوزند و مى بافند بدون تفكر اّن را به تن كنى. ولى صحبت ما اينجاست كه اّيا مقامت اين چنين است كه كسانى كه خود ادعا مى كنند كه هميشه به تو ظلم روا داشته اند حال ادعاى اعاده حقوق تلف شده ات را بكنند و تو ظلم روا داشته اند حال ادعاى اعاده حقوق تلف شده ات را بكنند و تو باز هم نظاره گرباشى.

نه هرگز چنين نيست و نبايد باشد, جايگاهت بالاتر از اّنست كه مورد سوء استفاده فكرى ديگران قرار بگيرى و در مناظره جيره خوار سفره تفكر ديگران باشى.

كتابى كه اكنون در دست دارى رسالتت را در زندگى, به تصوير مى كشد تا به خود اّيى و كرامتت را دريابى. به عهوان عصر جامعه ساز, نقش ايفا نمايى وبا عزت و سر بلندى در كنار خانواده ات حياتى هدفمندانه داشته باشى. دامهاى دشمنان را كه در كمينت مى باشند تشخيص دهى و درخنثى ساختن كيد دشمن جُهد به خرج دهى, به عهوان انسانى كه دنيا را مزرعه اّخرتش مى شناسد قدم به پيش گذاشته, در پاكسازى جامعه ات از هر ناپاكى اى بكوشى.

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــواهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم!

بیشتر بخوانیدخواهر مسلمانم! مى خواهند ترا از زير يوغ به اصطلاح مرد سالارى وظلم نجات دهند، تو خودت تماشاگر باشى