حکم کسی که ارتش سکولار ترکیه را در سوریه بر علیه اهل قبله حمایت می کند

حکم کسی که ارتش سکولار ترکیه را در سوریه بر علیه اهل قبله حمایت می کند

به قلم: شیخ ابوصهیب خالد الهاشمی القریشی

🔸هرکسی که ذلیلانه در مقابل تانک ارتش ترکیه سر خم کند (یعنی آنها را کمک کند) حالش اصلا هیچ تفاوتی ندارد با کسی که بر تانک ارتش آمریکا سوار گشته شده است (یعنی حالشان یکسان است) !

🔸و هرکس بلاد شام (مثل ادلب) را برای ارتش ترکیه که جزو ناتو است مباح کند (و آنها را به ادلب وارد سازد) حکمش عینا حکم کسی است که؛ فلسطین را برای یهود، و افغانستان و عراق را نیز برای ارتش آمریکا مباح ساخته (و آنها را به آنجا وارد نموده است) = همگی در ارتداد یکسان هستند.

🔸و هرکس نقاط مراقبت و دیدبانی ارتش ترکیه در ادلب را تایید کند و برایش دست بزند ! حالش هیچ فرقی ندارد با حال کسی که سفارت آمریکا در قدس را تایید نموده و برایش دست می زند !

🔹سلسله هایی از خیانت بعد از جنگ های بزرگ که در آن بهترین جوانان امت فدا می شوند، رخ می دهد تا بعد از آن ثمره و نتایجش را دسته ای از انسان های ذلیل و اوباش و مرتدین به دست گرفته و خون شهداء را بفروشند تا بلکه بتوانند تعدادی از کفش ها (ی طواغیت) را ببوسند !

 

…………………

به نظر شما وقت آن نرسیده که دارودسته ی فتاحی به خود آیند؟ وقتش نرسیده دست از لجبازی و خواب مصنوعی کشیده و بیدار شوند؟

زمانی که القاعده در برخورد با کفار تحت تأثیر «نجدیت» قرار می گیرد

زمانی که القاعده در برخورد با کفار تحت تأثیر «نجدیت» قرار می گیرد

به قلم : ابوخالد کوردستانی

در اینکه اسامه بن لادن تقبله الله ابتداء جزو اخوان المسلمین و اندیشه های  سید قطب تقبله الله بود شکی وجود ندارد . چون جناح انحرافی اخوان از ایشان دعوت به دست کشیدن از جهاد با کفار اشغالگر خارجی می کند و در صورت سرپیچی تهدید به اخراج می شود، اما اسامه بن لادن رحمه الله بر همان مسیر سید قطب رحمه الله رفته و  زیر بار چنین خفتی نمی رود  و به این شکل از اخوان هم اخراج می گردد .

همه ی ما می دانیم که اگر تمام آثار سید قطب رحمه الله را نگاه کنیم ایشان بر روی مسائل مهمتری چون تشکیل حکومت اسلامی و تحکیم شریعت الله ، پیاده کردن سیستم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و آموزشی اسلام، مبارزه با جاهلیت و طاغوتها  و  شرک قصور و اولویتهای مهم اینچنینی تأکید می کند و شما به صورت بسیار ریز و ناچیزی به مسائل ریزی بر می خورید که از نتایج این جاهلیت و طاغوتهای حاکم است .

به همین دلیل ارتباط ایشان با کسانی چون نواب صفوی شیعی و نامه های ایشان به آیت الله کاشانی و چگونگی تعامل با سایر مسلمین مخالف، تابع اسلوب شرعی خاص و قرآنی است که می توانست به عنوان یک «الگو» شناسانده شود . در برابر،سید قطب رحمه الله دهها سال پیش از نوعی «اسلام آمریکائی» هشدار می دهد که این اسلام ناقص و مسخ شده قصد دارد در امور جزئی مثل نواقص وضو و… فتوا دهد اما از امور مهم و اساسی مثل مسائل حکومتی و اقتصادی و اجتماعی و… چیزی برای گفتن نداشته باشد .

این اسلام آمریکائی همان تولیدات رژیم فاسد آل سعود و سازمان جاسوسی آمریکاست که ما تحت عنوان سلفیت جامی یا مدخلی و درباری آل سعود یا «نجدیت» سالهاست با آن آشنا هستیم که هدف اساسی آن مشغول کردن مسلمین به مسائل ریز و دست چندم و در مرحله ی بعدی مشغول کردن مسلمین به مسلمین به خاطر همین مسائل ریز و دست چندم  و ایجاد اختلاف و تفرق بیشتر در میان آنها و غافل کردن مسلمین از جنایات کفار سکولار جهانی و طاغوتها و دست ناشندگان محلی آنها بوده است .

متأسفانه برادران ما در القاعده ی بعد از شیخ اسامه بن لادن تقبله الله  مسیر اصلی و اساسی را گم کرده بودند تا اینکه بر اثر تذکرات مکرر در نهایت ایمن الظواهری بار دیگر آمریکا را دشمن اصلی معرفی نموده و تلاش کرد مسیر انحرافی رفته را به راه راست مبارزه بر گرداند، اما باز می بینیم که برادرانی هنوز وجود دارند که در دام «نجدیت» افتاده و مسائل بسیار ریز و درجه چندم را برای خود معیار اسلامی یا غیر اسلامی بودن یک حکومت یا گروه و جماعت فرض می کنند .

به عنوان مثال کفر بواح و آشکار «سکولاریسم» حکومت طاغوتی ترکیه و عضویت آن در ارتش کفار اتحادیه ی اروپا«ناتو» و در اختیار قرار دادن پایگاههای هوائی مثل انجرلیک به آمریکا و پشتیبانی بی دریغ از آمریکا بر علیه مجاهدین، و پیمان نظامی و امنیتی با رژیم اسرائیل و تحویل خواهران مسلمان مهاجر به اسرائیل و صدها کمک مالی و امنیتی به آن و… را در نظر نمی گیرند اما در عوض شرعی های القاعده در ادلب می گویند؛ استحلال شراب کفر است، داخل کردن ارتش ترکیه به ادلب و کمک کردن و حمایتشان نیز کفر است !

با آنکه این جمله صحیح است اما نشان از نوعی کوچکی و «نجدیت» است که همین کوچکی باعث شده چندین سال در کنار خائنی چون جولانی بمانند و نوکران غیر مستقیم و بدون مزد سناریوها و برنامه های آمریکا و ناتو در سوریه شوند .

مفتی های ساکن در دارالکفرهای انگلیس و اردن و کانادا و عربستان و سیاست یک بام و چند هوای آنها در برابر طواغیت و جهاد مسلمین

مفتی های ساکن در دارالکفرهای انگلیس و اردن و کانادا و عربستان و سیاست یک بام و چند هوای آنها در برابر طواغیت و جهاد مسلمین

به قلم: ابوخالد کوردستانی

بسیار اتفاق افتاده است زمانی که ما بین  طارق عبدالحلیم و هانی السباعی و ابومحمد مقدسی و دیگر هم مسیران این اشخاص تفاوتی در منهج فکری «نجدیت» آنها قائل نمی شویم بعضی از دوستان ایراداتی می گیرند . این دوستان بر این باورند که این مفتی های ساکن در دارالکفر تفاوتهائی در مسائل ریشه ای با هم دارند و این مربوط به سیاتهای روز و مکانی که در آن ساکن هستند نمی شود .

اما واقعیت «نجدیت» نشان می دهد که این دسته از مفتی ها با تمام اختلافات جزئی که با هم دارند همچون مفتی های درباری آل سعود سرانجام به صورت غیر رسمی در خدمت سیاستهای طاغوتهای همان کشوری هستند که در آن ساکنند .

صرف نظر از اشتباهات فاحش آنها در مورد اصطلاحاتی چون مشرکین و مرتدین و اهل بدعت و خوارج و… ویژگی بارز این دسته از مفتی های سازگار با طواغیت این است که هرگز بر علیه طاغوتی که بر آنها حکم می راند فتوای جهاد و جنگ مسلحانه و حتی مقابله ی مدنی نمی دهند، اما ممکن است بر علیه طاغوتی دیگر در سرزمینی دیگر که مخالف این طاغوت خودشان است انواع فتواهای جنگ و کشت و کشتار و تکفیر مخالفین را هم صادر کنند .

به عنوان مثال هرگز شما از مفتی های آل سعود ندیده و نخوانده اید که بر علیه طاغوت فاسد و دست نشانده ی آل سعود فتوا صادر کنند اما به راحتی انواع فتواهای جنگ و کشت و کشتار و تکفیر های نابجا را در حق مخالفین آل سعود در یمن و عراق و سوریه و افغانستان و صومالی و … صادر می کنند .

یا هرگز ندیده و نشنیده اید که کسانی چون هانی السباعی یا ابوبصیر طرطوسی بر علیه  حکومت جنایتکار انگلیس که قرنهاست دستش به خون میلیونها مسلمان آلوده شده است فتوای جنگ مسلحانه صادر کنند اما در عوض بر علیه تمام مخالفین انگلیس در سوریه و عراق و غیره زود دست به فتوا جهت کشت و کشتار میان مسلمین می شوند .

به همین ترتیب شما هرگز ندیده و نشنیده اید که ابوقتاده فلسطینی یا ابومحمد مقدسی بر علیه حکومت طاغوت و خائن و جنایتکار اردن فتوای جهاد و جنگ مسلحانه صادر کنند اما به سادگی بر علیه مسلمین سوریه و عراق و سایر مناطق زود دست به فتوا می شوند . تا به حال چندین بار از این اشخاص خواسته شده که حکم طاغوت اردن چیست؟ اما هرگز جواب این سوال را هم نداده اند .

در اینجاست که کسی چون   شیخ عطیة الله اللیبی تقبله الله به اهل غلو بودن کسانی چون ابومحمد مقدسی شهادت می دهد و می گوید:”شیخ المقدسی به سبب تشدد معروف است. او متهم به نوعی غلو در مسائل تکفیر و موضع گیری در مقابل علما است.”

بله ، واضح و روشن است که این افراد با عقاید و باورهای اهل سنت و جهاد فی سبیل الله بازی می کنند و شایسته نیست که اهل سنت عقل و شعور خودش را به دست این دسته از مفتی های معلوم الحال بسپارد که هر کدام در پناه طاغوتی فتوا بسته بندی و صادر می کنند .

اردوغان خلیفه ی خودخوانده ی مجازی و فرق او با یک حاکم کم سواد مسلمان

اردوغان خلیفه ی خودخوانده ی مجازی و فرق او با یک  حاکم کم سواد مسلمان

ارائه دهنده: سعید

_همگی میدانیم اردوغان چگونه زنی مسلمان را به اسرائیل تحویل داد و در این شکی نیست؛ وهمچنین حمله نکردن او به میانمار و فقط حرف های توخالی گفتنش و قتل عام اهل سنت الباب و غیره در سوریه و عراق هم بر کسی پوشیده نیست!

اما با گذری کوتاه به تاریخ ببینم حکام اسلامی آیا این چنین بودند؟

به معتصم خليفه وقت مسلمين خبر رسيد كه، زنى هاشمى به دست رومى‏ها اسير شده، فرياد زده است: «وامعتصماه»، معتصم به دادم برس. وقتى اين جريان را براى معتصم بازگو كردند بلافاصله از تختش بلند شد و فرياد زن را جواب داد كه «لبيك، لبيك» و بلافاصله برخاست و در قصرش فرياد زد: كه حركت كنيد، سپس بر مركب خود سوار شد، سبدى به همراه داشت كه در آن توشه راه خود را گذاشته بود، عبدالرحمن بن اسحاق قاضى بغداد و شعبه بن سهل را با ۳۲۸ نفر مرد عادل فرا خواند و آنها را گواه گرفت كه او تمام دارايى خود را سه قسمت مى‏نمايد يك سوم، مال فرزندانش خواهد بود و يك سوم در راه خدا وقف مى‏باشد و يك سوم از غلامانش خواهد بود، سپس همراه گروهى از فرماندهان جنگى حركت كرد و در قسمت مغربى رود دجله اردو زد، نهايتا پس از مدتى جنگ و مبارزه با روميان، بر آنها پيروز گشت و روم را شكست داد.[۱]

 

…………………..

[۱] الكامل لابن الاثير ۲۴۷/۵}

هشدار مهم در پرهیز از جماعت ها و احزابی که فکر اصلی شان کاسبی با دین و مال و ناموس و وطن مسلمین است

هشدار مهم در پرهیز از جماعت ها و احزابی  که فکر اصلی شان کاسبی با دین و مال و ناموس و وطن مسلمین است

کاتب : ابوابراهیم هورامی 

مسلمانان هشیار باشید چه قدر زیاد شده اند کسانی که با نام ها و جماعت ها و احزاب گوناگون با ظاهری شبیه مسلمانان و با اجرای ظاهری شعارات آنان فکر اصلی شان کاسبی با دین و مال و ناموس و وطن مسلمین است. شما اگر کمی تحقیق و دقت داشته باشید به راحتی می توانید در میان رهبران آنان کسانی را بیابید که به ظاهر در جامه ابی بکر صدیق رضی الله عنه فرو رفته اند در حالی که در سینه هایشان قلب های ابن أبی سلول را حمل می کنند. خطر این ها برای دینتان ، سرزمینتان و آبرو و ناموستان بسی بیشتر از ابی لهب های زمان  است.

 برای ما و شما طبیعی و غیر منتظره نیست زمانی که رهبر پژاک رحمان حاجی احمدی مرتد در سایت فاکس نیوز اعلام می دارد که « ما هم به محمد مهدی باور داریم و برای ما آن مهدی جرج بوش است» یا زمانی که حسن زاده مرتد رهبر حزب دمکرات، اتحاد سکولار- صهیونی را به حمله به کردستان جهت باز کردن جبهه ای تشویق می کند. این حق طبیعی آنان است، گرگ اگر درندگی نداشته باشد دیگر گرگ نیست ، می شود چیزی شبیه روباه یا سگ. به همین دلیل طبیعی ترین واکنش هر انسان عاقلی این است که مثل یک دشمن به آن ها بنگرد و برایشان حساب گرگی ضرر رسان را بکند و این نیازی به آموزش یا دقت زیادی ندارد همین که گرگ را دیدی هم چون یک برنامه کامپیوتری تمام اطلاعات و تمام خطرهای ناشی از آن جلو چشمانت ظاهر می شود و بدون فکر کردن در مورد گرگ تمام فکرت را صرف یافتن راه کشتن یا دفع آن می نمایی. 

بیشتر بخوانیدهشدار مهم در پرهیز از جماعت ها و احزابی که فکر اصلی شان کاسبی با دین و مال و ناموس و وطن مسلمین است

مفتی آل سعود… یکی از نوادگان کعب ابن اشرف و هم سنگر نظامیان آمریکا و رژیم صهیونیستی

 

مفتی آل سعود… یکی از نوادگان کعب ابن اشرف و هم سنگر نظامیان آمریکا و رژیم صهیونیستی

به قلم: ابوخالد کردستانی

در عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم  یکی از افراد برجسته ای که با سخنانش اهل توحید را مورد اذیت و آزار قرار می داد کعب ابن اشرف بود .

اما در عصر ما دیگر یهودی ها و نصرانیها برای اسلام زیانبخش نیستند ، الان نوادگان کعب ابن اشرف عبارتند از ملاهای گمراه گر ، این ملاها و علماها از راه علمی که به دست اورده اند شبهات را در میان مسلمین پخش می کنند و از طریق شبهاتشان و جنگ روانی که راه انداخته اند با اهل توحید مبارزه می کنند و از موجودیت صهیونیستها و بخصوص دین سکولاریسم محافظت می کنند  و به الله و قانون شریعت الله و مسلمین خیانت می کنند .

 یکی از نوادگان کعب ابن اشرف در این عصر مفتی خائن و فاسد آل سعود و زیر مجموعه ی او تحت عنوان هیئت کبار علمای آل سعود است که با حمایتهای آشکار از کفار سکولار و یهود تمام مرزها و خط قرمزهای دین اسلام را زیر پا گذاشته اند .

وزیر خارجه ی رژیم صهیونیستی برای مفتی آل سعود تشکر نامه ارسال کرد، چون این مفتی خائن در یکی از فتاوای خود به صورت غیر مستقیم جنگ با رژیم صهیونیستی را ممنوع و حرام اعلام کرد . این وزیر رژیم صهیونیستی از این مفتی گمراه گر دعوت می کند که از اسرائیل دیدن کند .

 قبل از این این مفتی خائن و هیئت کبار تحت حمایت او به اندازه ی در جنگ روانی بر علیه مجاهدین شریعت گرا و دشمنان آمریکا نقش ایفاء کرده بودند که آمریکائیان را متعجب کرد، به همین دلیل یکی از مشاورین و نظریه پردازان کاخ سفید در مصاحبه با کانال CNN می گوید: فتواهای مفتی آل سعود بر علیه جهادی ها یکسان هستند با بمبارانهای هواپیماهای آمریکائیان .

روابط پنهان و آشکار خائنین حرمین شریفین با رژیم صهیونیستی در ضربه زدن به مسلمین و مشارکت آنها در طرحهای تخریبی و جنایتکارانه ی  آمریکا و سایر طاغوتهای محلی در کشتار و سرکوب مسلمین هم با پوشش جنگ روانی این مفتی ها در انحراف افکار عمومی صورت می گیرد .

 این مفتی و هیئت تحت تحت مدیریت او از علم قابل ملاحظه ای برخوردارند ، به همین دلیل کسی نمی تواند بگوید این افراد جاهل هستند، اما علمشان را برای گمراه کردن مسلمین به کار می گیرند . فتاواهای این شخص و هیئت تحت مدیریت او این حقیقت را ثابت می کند که آنها در سنگر سکولاریستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی بر علیه مسلمین قرار گرفته اند . با این کار هم حکمشان حکم همان اربابانشان است .  اینها به همراه نظامیان آمریکا و اسرائیل یک هدف را دنبال می کنند اما هر کدام به شیوه ی خاص خودشان . اینها از نوادگان کعب ابن اشرف هستند و حکمشان یکیست.

 

 

 

 

 

مفهوم ساده و مختصر سکولاریسم

مفهوم ساده و مختصر  سکولاریسم

نویسنده : حامد بن عبدالله العلی

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

جناب شیخ حامد

آیا ممکن است، مفهوم سکولاریسم را برای من توضیح دهید؟

جزاك الله خيرا

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

جواب :

و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته.

سکولاریسم، مذهبی فکری ست که می گوید دین نباید در همه ی شئون زندگی عمومی ما دخالت کند و فقط باید در درون انسان  یا فقط در عبادتگاه ها باشد.

دین نباید به ما بگوید چه بپوشیم، چه بخوریم، چگونه حکم کنیم، چگونه معامله کنیم، چگونه با دولت ها تعامل داشته باشیم، بر چه اساس بین مردم فرق بگذاریم، این ها امور دنیوی و مربوط به قوانینی ست که کشور و زندگی را اداره می کند و دین نباید در این امور دخالت کند.

به معنی دیگر، روش کسانی ست که خداوند متعال درباره ی آن ها می فرماید : ” أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ”(بقره/۸۵) یعنی : ” آیا به بخشی از (دستورات) کتاب (آسمانی) ایمان می‌آورید و به بخش دیگر (دستورات آن) کفر می‌ورزید؟” سکولار کسی ست که به بعضی از احکام دین کافر است و کفر به مقداری از دین به معنی کفر به همه ی آن است، چرا که دین همه اش از سوی خداوند است و کسی که به بعضی از آن کافر شود و بگوید : “دین نباید در زندگی عمومی ما دخالت کند” مثل این است که گفته باشد : “خداوند نباید در زندگی عمومی ما دخالت کند”.سبحان الله! این بهتان بزرگی ست.

به همین دلیل، علما بر این که سکولاریسم مذهبی کفری ست، اتفاق نظر دارند.

بنابراین، هر فکر، مذهب، روش یا قانونی که بر پایه ی رها شدن از سلطه ی دین و هدایت آن بنا شده باشد، فکر، مذهب، روش یا قانون سکولار است.

در زیر مجموعه ی بینش سکولاریسم، انواع و اقسام مکاتب و مذاهب، از جمله لیبرالیسم، کمونیسم، بورژوازی ، اگزیستانسیالیسم، سوسیال دموکراسی  و همچنین دموکراسی غربی قرار می گیرند.

خداوند متعال می فرماید : ” قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ” (انعام/۱۶۲) یعنی : “بگو: نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خدا است که پروردگار جهانیان است”. همان طور که ما برای خداوند نماز می خوانیم و ذبح می کنیم و همه ی زندگی مان برای اوست، زیرا که مرگمان، بازگشت به سوی اوست، پس چگونه در همه ی امور زندگی مان او را حاکم ندانیم، در حالی که مرگ و زندگی مان به دست اوست، سبحان الله.

امیدوارم با این توضیح معنی روشن شده باشد.

 

 

چه باید کرد ؟ (۲۸۵)

چه باید کرد ؟ (۲۸۵)

لزوم آنالیز جبهه دین سکولاریسم و توجه ویژه به پیروان مسلمان زاده ی آن

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

اسلام دینی است که به هدایت انسان در هر وضع و حالی که باشد حرص و طمع می‌ورزد، و امروزه مسلمین نیز به دلیل عدم وجود حکومتهای اسلامی دچار انواع بیماریهای درونی و هجمات خارجی گشته اند و جهت هدایت نیاز مبرمی به حداکثر تلاشهای آگاهانه دارد . درک «وضع موجود» و «نیازهای روز» از ابتدائی ترین وظایف بیدارگران شریعت گرا گشته است .

یکی از این مواردی که  «نیاز روز» بوده و در«وضع موجود»  باید درک شود آنالیز و تجزیه ی جبهه ای است که دین سکولاریسم به وجود آورده است:

اولاً، مباحثی که طرح شد، شامل بارزترین مباحثی است که معمولاً  پیروان دین سکولاریسم و جبهه سکولاریستی در گفتارها، محافل و نشریات و نوشته‌های خود مطرح کرده و مورد تأکید قرار می‌دهد.

ثانیا، جبهه سکولاریستی پیرامون واقعیت دولت اسلامی، در پی دگرگونی عظیمی است که ابعاد مختلفی از این گرایش را از تغییر معرفت‌شناختی و تحول روش‌ها گرفته تا متبلور ساختن مقولات فکری و مواضع نظری به صورت حاد و خشن که طی دهه‌های اخیر پیش از پیروزی حکومت اسلامی ما سابقه‌ای نداشته است، جمع می‌کند.

ثالثا، لازم است توجه داشته باشیم که صف جبهه دین سکولاریسم صفی کاملاً واحد بر محور نوعی واحد از انگیزه‌ها و افکار و باورها نیست، بلکه در درون خود شاهد تقسیم‌هایی در قوا و افکار و مواضع است، که به بروز اضطراب و تنافر و عدم یگانگی در برابر بعضی مسائل می‌انجامد. در جبهه دین سکولاریسم، به ویژه در دوره اخیر، جریانی وجود دارد که امتداد قطعی و کپی برداری طرح غربی است. در کنار آن، جریان دومی وجود دارد که با عقب نشینی ها و درک وضع موجود در لباس نفاق فرو رفته و امتداد انعطاف‌آمیز، عامدانه و هشیارانه  همان طرح است.

با این وجود در میان این دو جریان، و در رده های پائین تر هرم، انبوهی از پیروان وجود دارند که نگران وضع مسلمین  و آینده آن بوده، و با حسرت و آرزو به نجات  مسلمین چشم دوخته اند. اما تمام آنچه هست این است که  به دلیل نبود حکومت اسلامی و  شورا،  تربیت علمی و پیشینه فکری و برخی باورهای نادرست، این مسلمان زاده های دلسوز را در درون جبهه دین سکولاریسم  قرار داده است. این پیروان دلسوز که احساس دغدغه و مسئولیت دارند به حق بیشتر، دل‌مشغول وضعیت مسلمین است تا حمله به حقیقت دولت اسلامی یا دفاع از طرح دولت سکولاریستی؛ یعنی نوعی جریان غیر متعصبی است که با دین سکولاریسم تنها پیوند عملی دارد.

بیشتر بخوانیدچه باید کرد ؟ (۲۸۵)

عواقب مصیبت بار سکولار شدن حکومت اسلامی برای مسلمین و دسته هایی از غیر مسلمانان (۲۴۶)

عواقب مصیبت بار سکولار شدن حکومت اسلامی  برای مسلمین و دسته هایی از غیر مسلمانان (۲۴۶)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

قرار گرفتن جامعه در بستر سکولاریزاسیون و علاوه بر آن ابتلای حکومت به بیماری تدریجی عرفی شدن به نوع تفکر و عمل علمای دین و مسئولین  دولت و حکومت اسلامی و میزان پایبندی آنها به قانون شریعت و تحقق ارزشها و آرمانهای  اسلامی  بستگی دارد .

از منظر نظری، اسلام و اصل دولت و  حکومت اسلامی به دلیل پیوند عمیق میان دنیا و آخرت و هدایت مادی و معنوی بشر از گرایش به «سکولار شدن» به معنای حذف حضور دین اسلام از صحنه زندگی اجتماعی جامعه مصون است، اما از حیث عمل و اجرا، همواره خطر تغییر اندیشه و انگیزه حاکمان و مردم وجود دارد و تغییر باورها، رفتارها و نحوه تعامل دو جانبه مردم و حاکمان نیز تابعی از تغییر اندیشه‌ها و انگیزه‌هاست. از این‌رو، حاکمان اسلامی  و علمای دین علاوه بر ضرورت «تقویت معتقدات دینی»، موظف به «حفظ و ارتقای انگیزه‌های دینی» خود، مردم و کارگزاران حکومت می‌باشند.

سکولار شدن تدریجی مردم و مسئولین نظامهای دینی اسلامی خطری جبران ناپذیر برای چندین نسل از مسلمین خواهد بود . از دلایل مخاطره‌آمیز بودن سکولارشدن برای حکومت اسلامی  می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  1. دولت و حکومت اسلامی همواره با احتمال شکست از منظر ظاهری مواجه است. با این حال، این مخاطره برای هر یک از دیگر انواع نظام‌های سیاسی نیز وجود دارد، اما به دلیل آنکه حکومت اسلامی بر مبانی دینی و حضور شریعت در عرصه تصمیم‌گیری اجرایی جامعه استوار است خطیرترین مسئله برای آن، زوال تدریجی شریعت و مبانی آن از صحنه حکومت و اندیشه و رفتار حاکمان خواهد بود. در چنین حالتی، حکومت اسلامی پوسته‌ای است بی‌مغز و جسدی است بی‌روح.
  2. دولت و حکومت اسلامی در صورت سکولارشدن نه تنها تمایزی با حکومت‌های سکولارنخواهد داشت، بلکه عنوان اسلامی آن، خطر تحریف حقایق دین و بیزاری شدید مردم را نیز در پی خواهد داشت. در چنین وضعیتی، مصلحان دینی در غایت صعوبت و رنج، خواهند توانست پیام واقعی و محتوای اساسی دین را به جامعه ای منتقل سازند که اکثریت آن به شدت از گفتمانی که حضور دین در امور اجرایی جامعه را توجیه کند گریزان است .
  3. «سکولارشدن حکومت دینی» موجب از بین رفتن زمینه‌ها و بسترهای ضروری در جهت تحقق «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» و عبادتی جهت رشد و کمال انسانی و ایجاد فضای لازم برای گسترش ناهنجاری‌های اخلاقی ـ اجتماعی و افزایش مذاهب ، تفاسیر ، تفرق ، خرافات و هرج و مرج عقیدتی شده و امید ارتقا و تعالی معنوی اجتماع بشری و اصلاح  و منبع تمام مصیبتها و ذلیلی برای مسلمین گشته و زدودن خرافات و حرکت به سمت اتحاد اسلامی و از بین بردن تفرق و تفاسیر ضد اسلامی را به یأس مبدّل می‌سازد؛ چون حکومت سکولار خود مروج و تضمین کننده ی افزایش و رشد انواع و اقسام خرافات و تفاسیر مخرب و تفرق و… تحت عناوین پلورالیسم ، آزادیهای فردی و… می باشد .
  4. اساس دعوت پیامبر خاتم صلی ‌الله‌ علیه ‌و ‌آله، خروج از انزواطلبی و رهبانیّت و حضور مؤمنانه در عرصه اجتماع همراه با تقوا، معرفت و بصیرت و حمایت و پیروی از قوانین دین جهت تامین اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف، عبادت الله متعال و ایجاد امت واحده اسلامی است. در این دعوت، با تحکیم یک قانون یک امت هدفمند هم به وجود می آید و با تامین رفاه و امنیت برای همه و از میان برداشتن گرسنگی و ترس  زمینه مناسب جهت  « ‏فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ‏ »  فراهم گردیده و جامعه ای اسلامی  به صورت تدریجی شکل خواهد گرفت  . از این‌رو، سکولارشدن حکومت دینی در تعارض با رفاه و امنیت عمومی شهروندان ، وحدت اسلامی و اساس دعوت پیامبرخاتم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  وسلم است .در انهدام حکومت دینی تنها  مذهب حاکمه ضررمند نخواهد بود بلکه تمام تفاسیر و مذاهب اسلامی به یکسان به حاشیه رانده شده و برای چندین نسل از وجود رفاه و امنیت اسلامی و عبادت بدون دغدغه الله محروم خواهند گردید .

بیشتر بخوانیدعواقب مصیبت بار سکولار شدن حکومت اسلامی برای مسلمین و دسته هایی از غیر مسلمانان (۲۴۶)

مفهوم کلی استعمار و استعمارکهن (۲۲۴)

                

         مفهوم کلی استعمار و استعمارکهن (۲۲۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

استعمارکهن

«استعمار» از ریشه (عمر) یک واژه عربى و به معناى طلب عمران و آبادانى است[۱]

استعمار در لغت به معنای آبادانی کردن، آبادانی خواستن، تسلط مملکتی قوی بر مملکتی ضعیف به قصد استفاده از منابع طبیعی و نیروی انسانی افراد آن با تظاهر به منظور آبادی و رهبری مردم آن به سوی ترقی است . [۲]

در قرآن مجید کلمه استعمار به مفهوم لغوی‌اش به کار رفته است که «شما بایستی زمین‌ها را آباد کنید و به وسیله نیروی شما می‌باید سرزمین‌ها عمران شود.» (هود/ ۶۱)و مشخص است که این معنا، جنبه لغوی و مثبت این واژه را مدنظر دارد .[۳]

استعمار در فرهنگ‌های مختلف به طریق زیر معنی شده است:

الف‌ــ فرهنگ دهخدا: آبادانی کردن، تعمیر، خواستن، و در اصطلاح کنونی، استعمار به معنی تصرف

عدوانیِ دولتی قوی مملکتی ضعیف را و غصب اموال و پایمال کردن حقوق و فعال مایشایی وی در آنجا.

ب‌ــ فرهنگ عمید: طلب آبادانی کردن، آبادانی خواستن و در اصطلاح امروز دست درازی و اعمال نفوذ و مداخله دولت‌های قوی در کشورها، سرزمین‌ها و دولت‌های ضعیف، به بهانه آبادانی و عمران و به قصد استفاده از منابع ثروت آن‌ها.

ج‌ــ فرهنگ سیاسی بهروز شکیبا: استعمار عبارت است از سیاست امپریالیستی که هدفش برده ‌کردن و بهره‌کشی از خلق‌های کشورهایی است که از نظر اقتصادی جزء کشورهای کم‌رشد محسوب می‌شوند.

بیشتر بخوانیدمفهوم کلی استعمار و استعمارکهن (۲۲۴)