علل حملات آمریکا به حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان و مردم قبایلی پاکستان

              

علل حملات آمریکا به حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان و مردم قبایلی پاکستان

به قلم : م. ایمانی

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس و ستایش برای خداوند احد و سلام و درود خداوند بر خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله و سلم)

طی یکی دو هفته گذشته، شاهد حملات وحشیانه نیروهای اشغالگر آمریکایی و نیروهای نظامی دولت پاکستان به مردم بی پناه افغانستان و پاکستان، به بهانه سرکوب کردن طالبان، بودیم، به طوریکه شمار زیادی از زنان و کودکان بی پناه این مناطق، در خانه های خودشان جان خود را از دست  دادند، چرا؟ دلیل این حملات وحشیانه به این مردم بی گناه چیست؟ آیا هدف آنها از این حملات، از بین بردن طالبان،درمنطقه است؟ اگر این هدف آمریکاست، پس چرا مردم عادی را مورد هدف قرار می دهد؟ اصلاً دلیل آمریکا برای حمله به طالبان چیست؟ اگر همیشه به نام آوردن آزادی و دفاع از حقوق بشر و یا به بهانه دستیابی دولتها به سلاح هسته ای، به آنها حمله می کرد، این بار به چه بهانه ای در این مناطق وحشیگری می کند؟ مگر طالبان چه کسانی هستند که حکومتی مانند آمریکا، از حضور آنها در منطقه هراس دارد؟ و سالهاست که با فرستادن نیرو و تسلیحات نظامی به این مناطق، سعی در تابودی آنها دارد، ومسئله مهم اینجاست که آمریکای تروریست، با تمام امکانات سرسام آوری که دارد، هنوز نتوانسته به این هدف شوم خود برسد. علاوه بر این روز به روز به مناطق تحت سیطره طالبان، و نیز به امکانات و تجهیزاتشان افزوده می شود. راستی دلیل این مسئله چیست؟ تمامی این سؤالات جای بسی تأمل ودقت نظر دارند.

قبل از پاسخ دادن به این سؤالات، لازم است ابتدا با حقیقت و ماهیت طالبان آشنا شویم، تا دریابیم که آیا حقیقت طالبان همان طالبانی است که از طریق رسانه های خبری معرفی می شود ؟

بعد از فروپاشی امپراتوری کمونیستی شوروی در افغانستان، احزاب مختلف بر سر رسیدن به حکومت با یکدیگر به نزاع پرداختند، که در نتیجه این درگیری ها آشوب و نا امنی سراسر افغانستان را فراگرفت. در این میان یک سری از طلبه های علوم شرعی به رهبری ملا محمد عمر، به منظور برگرداندن آرامش به منطقه و جلوگیری از پیشرفت راهزنان، به پا خاستند. وبعد از سرکوب کردن مدعیان سلطنت دوباره آرامش را بر منطقه حاکم کردند و خود ملا محمد عمر، امور منطقه را در دست گرفت. و به عنوان شخصی عادل در منطقه مشهور شد، و محبتش در دل مردم جا گرفت و او را به عنوان امیر خود در منطقه منصوب کردند. همچنین علمای شهرهای اطراف نیز او را قبول داشتند، به این شکل یک حکومت اسلامی در افغانستان ایجاد شد، که همه به حاکمیت آن راضی بودند. و چون مبنای این حکومت را جمعی از طلبه های علوم شرعی پایه ریزی کردند، به نام طالبان مشهور شدند. این حکومت مبنای قانون گذاری خود را «قرآن وسنت» قرار داده بود، وهدفش این بود که بعد از مدتهای مدید یک بار دیگر احکام خداوند را در قالب یک اسلام واقعی بر روی زمین برگرداند. در نتیجه تمام قوانین کمونیستی و غیر شرعی ، که بر منطقه حاکم بود را لغو کرد، و احکام اسلام را جایگزین آن نمود.

بیشتر بخوانیدعلل حملات آمریکا به حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان و مردم قبایلی پاکستان

آيا مجاهدین  «۳ابزار»[۱]  سبب بدنام شدن اسلام شده اند یا…. ؟؟؟

آيا مجاهدین  «۳ابزار»[۱]  سبب بدنام شدن اسلام شده اند یا…. ؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله کما امر و الصلاة و السلام علي خيرالبشر.. اما بعد..

ارائه دهنده: عبدالباری .م

اگر کسي اين سوال را از طرفداران و ياران مجاهدان بپرسد، او شديداً اين مساله را انکار مي کند و در جواب به مدح آنها (مجاهدان و يارانشان) مي پردازد. در طرف مقابل اگر اين سوال از مخالفان مجاهدان پرسيده شود، پاسخ او مثبت خواهد بود و بلکه بر اين عبارت افزوده و انواع تهمت ها را به آنها نسبت مي دهد و برائت از مجاهدان و منهجشان را ابراز مي کند.

حال که اينگونه است چگونه به پاسخ صحيح اين سوال که سوال بسياري از تحليل گران و دعوتگران نيز مي باشد، پاسخ دهيم؟
بسيار سخت و شايد غيرممکن باشد که اين سوال را از کسي بپرسيم که با وجود اطلاع و آگاهي از واقع معاصر، بي طرفانه يا نسبي به اين سوال پاسخ گويد، زيرا همانگونه که بوش گفت: جهان به دو دسته تقسيم شده: يا با ترور (اسلام) و يا با ما (يعني با کفر).

پس مجالي براي بي طرفي يا نسبيت براي پاسخ به اين سوال وجود ندارد، حال چگونه حقيقت را دريابيم؟ يعني چگونه حقيقت مجاهدان و استراتژي آنها و ارتباط آنها با بدنام شدن اسلام را دريابيم؟ براي پاسخ به اين سوال اشخاص و افراد را کنار مي گذاريم و در دنياي واقع به دنبال جواب سوال خود مي گرديم. و به زبان واقع سخن مي گوييم:

همانگونه که واضح است هدف از مناهج سلفي جهادي در حالت کلي از بين بردن نظامهاي حامي غرب و برپاداشتن دولتهاي اسلامي پس از آنهاست که مقدمه اي باشد بر برپايي خلافت اسلامي وعده داده شده. همانگونه که پيامبر صلي الله عليه سلم نيز به بازگشت دوباره خلافت مژده داده است، آنجا که مي فرمايد:
(تکون النبّوةُ مِنکم ما شاءَاللهُ أن تکون، ثمَّ يَرْفَعُها اللهُ إذا شاءَ أَنْ يَرْفَعَها، ثمّ تکون خلافةً علي مِنْهاجِ النبوّةِ، فتکون ما شاءَاللهُ أَنْ تکونَ، ثمَّ يَرْفَعُها إذا شاءَ اللهُ أنْ يَرْفَعَها، ثمّ تکون مُلکاً عَاضّاً فيکون ماشاءَ اللهُ أَنْ تکونَ، ثمّ يَرْفَعُها إذا شاءَ اللهُ أن يَرْفَعَها. ثمّ تکون خلافةً علي مِنْهاجِ النبوّةِ) مسند احمد (۴/۲۷۳) و بزّار (حديث ۱۵۸۸)
«تا آن زمان که خداوند بخواهد نبوت در ميان شما خواهد ماند. سپس خداوند هرگاه بخواهد آن را از ميانتان بر مي دارد، سپس تا آن زمان که خداوند بخواهد خلافت بر روش نبوت حاکم مي گردد، سپس خداوند هرگاه بخواهد آن را از ميانتان بر مي دارد، پس از آن  امت اسلام در دوراني بسيار سخت و در سرزميني نابسامان به سرخواهند برد. تا آن زمان که خداوند بخواهد آن دوران سخت بطول خواهد انجاميد. سپس بار ديگر خلافتي برقرار خواهد شد که پايه هاي آن بر راه و روش نبوت بنيان گذاشته شده است.»

همچنين مناهج سلفي جهادي، جهاد را به عنوان وسيله براي دستيابي به هدف مورد نظر خود به کار مي برند.
و مخالفان مدعيند که مجاهدان با اين روش خود (جهاد) به دشمنان اسلام فرصت لازم براي بدنام کردن اسلام را اعطاء کرده اند و دشمنان با اين بهانه انواع روشها و امکانات خود را براي بدنام کردن اسلام و معرفي آن به بدترين صورت ها به کار برده اند.

بیشتر بخوانیدآيا مجاهدین  «۳ابزار»[۱]  سبب بدنام شدن اسلام شده اند یا…. ؟؟؟

تمدن امروزین و ترویسم رایج

تمدن امروزین و ترویسم رایج

 به قلم: ع. سلیمی

وقتي  از صاحب خانه اي كه خانه اش مورد تهاجم قرار گرفته و او را از بيشتر بخشهاي ان بيرون كرده اند،خواسته مي شود كه با مهاجم مهربان باشد وبا او صلح و سازش نمايد و بر رويش لبخند بزند ،و از او به خاطر بخشهاي باقيمانده ي خانه اش تشكركند.

زماني كه از شلاق خورده خواسته مي شود  داد و فرياد سر ندهد، تا فريادش شلاق بدست را آزرده خاطر نگرداند و سرش را به درد نياورد !

زماني كه قرباني را به آرامش فرا مي خوانند ،تا تكان و تقلاي او مانع اقدام قصاب نشود و كفش و  لباس او  را خون آلود نگرداند!

آنگاه كه خانم محترم و  پاكدامني مورد تعرض قرار مي گيرد و او با چنگ و دندان از       حرمت و حيثيت خود دفاع مي كند ،از او خواسته مي شود كه مقاومت نكند تا مزاج متجاوز  مختل نشود، و لذت تجاوز را به كام او تلخ نگرداند!

زماني كه براي دقت هدف گيري موشك هاي شليك شده از هليكوپترهاي آپاچي آمريكايي به وسيله ي شياطين يهود ،كه شيخ فاضل و مجاهدي را كه از نماز بامداد بر روي ويلچر او را باز ميگردانيدند،به شهادت مي رساند، هورا كشيده مي شود ومورد تحسين قرار مي گيرد !

وقتي از كودكي كه در آغوش مادر هدف تير شياطين شراره به دست يهود قرار گرفته و خونش آغوش و دامان مادر را رنگين مي كند، پرسيده مي شود كه به چه گناهي كشته شده اي و او از دادن پاسخ باز مي ماند !

زماني كه كارگزاران آمريكايي،انگليسي واسرائيلي سازمان ملل در برنامه نفت در برابر غذا و دارو براي مردم عراق ده ميليارد دلار آن را -كه دست كم دو ميلياردآن متعلق به مردم كردعراق است – مي دزدند، و در طول يازده سال محاصره اقتصادي يك ونيم ميليون انسان عراقي از كمبود غذا و دارو تلف مي شوند!

زماني كه مجسمه بزرگ آزادي نيويورك براي آنكه صداي آزاديخواهي ملت هاي فلسطين، چچن ، فيليپين ،كشمير ، عراق و سوریه و افغانستان و صومالی و کردستان عراق و… را نشنوند انگشتان خود را در گوش خويش فرو مي برد!

آنگاه كه بولدوزرهاي شياطين يهود درختان زيتون پير زنان و يتيمان فلسطيني را قلع و قمع مي نمايند و اگر اعتراض كنند با باتوم و قنداق تفنگ سربازان هرزه و سرمست و وحشي صهيونيست روبه رو مي شوند؟!

زماني كه دشمنان تاريخي ملت كرد در پي آنند “نژادپرستي” را جايگزين “خدا پرستي” بگردانند، و تاريكي را بر نور پيروز نمايند!

وقتي كه حاكمان مردم مسلمان با نام اسلام به اسلام خيانت مي كنند و در برابر بت آمريكا ، اسرائيل و انگليس سر تعظيم فرود مي آورند ، و خود نيز مردم مسلمان را از عدالت و دادگري و آزادي محروم مي نمايند!

زماني كه حكام  مسلمين به ماموريت هاي خود در جهت جلوگيري از توسعه سياسي و اقتصادي جهان اسلام مغز ها را در سياه چال ها مي اندازند يا براي خدمت به غربي ها به خارج فراري مي دهند!

بیشتر بخوانیدتمدن امروزین و ترویسم رایج

تلاش مزدوران و غلامان تازه نفس آمریکا و ناتو در افغانستان برای انحراف مسیر جهاد مسلمین

تلاش مزدوران و غلامان تازه نفس آمریکا و ناتو در افغانستان برای انحراف مسیر جهاد مسلمین

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

همچنانکه  انگلیس کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و هانی و … را جهت ایجاد درگیری های فرقه ای و مذهبی میان مسلمین پرورش داده است به همان شیوه کانادا هم کسانی طارق عبدالحلیم و اردن (حیات خلوت اسرائیل) هم کسانی چون ابوقتاده فلسطینی و… و حکومت سکولار و طاغوتی ترکیه هم کسانی چون عبدالحمید عالی و عبدالرزاق مهدی و… و  آل سعود هم دسته های زیادی را برای این هدف پرورش داده است .

هدف تمام این حکومتهای ظالم و طاغوتی این است که مسلمین را به مسلمین مشغول کرده و تولید درگیریهای لفظی و حتی نظامی داخلی کنند تا فرصتی برای جنگ و درگیری با  دشمنان اصلی که کفار سکولار و اشغالگر خارجی هستند نداشته باشند .

حکومت دست نشانده ی افغانستان هم به سفارش اربابانش از این بازی کثیف غافل نبوده است از سیفا و مجددی و صدها بلعم باعوارا تا کنون استفاده کرده است . حالا که این نوکران جنگ روانی فرسوده شده اند غلامی تازه نفس به نام حکمتیار را آورده اند که به تازگی جرقه های اختلافات مذهبی و فرقه ای میان مسلمین افغانستان را زده است .

این شخص قبلا می گفت: “اگر یک سرباز آمریکایی در افغانستان باشد؛ به کابل بیایم امت رسول الله نباشم”

حالا طبق همین گفته ی خودش باید ازش پرسید از امت چه کسی است ؟ ناتو یا آمریکا؟

آنچه نوکران و غلامان آمریکا در افغانستان نمی خواهند مردم در مورد توهم صلح بفهمند

 

آنچه نوکران و غلامان آمریکا در افغانستان نمی خواهند مردم در مورد توهم صلح بفهمند

ارائه دهنده: ابوصلاح الدین الکوردی

چندی پیش وزیر خارجه ی آمریکا مایک پمپیو به تاریخ ۱۰ جولایی در یک سفر اعلام نا شده به افغانستان آمد. وی پس از دیدار با نظامیان بلند پایه  ی امریکا در افغانستان با  مقامات رژیم دست نشانده کابل  هم دیدار کرد. پمپیو در نشست مشترک با سران رژیم دست نشانده ی خود در کابل دو موقف کاملا متضاد گرفت، یعنی «از صلح حمایت می کند و طالبان در انتظار خروج ما نباشند».

این یعنی دعوت مسلمین افغانستان به پذیرش ذلیلی و تسلیم شدن در برابر کفار اشغالگر خارجی و نوکران محلی آنها . چه کسی وجود ندارد که فرق بین «تسلیم شدن» با «صلح» را نداند؟

ملت و صاحبان فهم و دانش به این باور اند که عامل جنگ جاری در افغانستان اشغال کشور از سوی امریکا است، اگر اشغال نباشد جنگ متوقف می گردد و صلح بر می گردد، اما صلح در حضور اشغالگران محال است، زیرا همین اشغالگران بودند که صلح را لگدمال و آتش جنگ را داغ ساختند. امتزاج صلح و اشغالگران همچون یکجا شدن آب و آتش است.

ترامپ، پمپیو و……. باید به زورگویی خود اصرار نکنند، ایشان باید از زیان های بشری، مالی، سیاسی و اخلاقی طولانی ترین جنگ تاریخ شان عبرت بگیرند، دیگر باید در خواب پیروزی در افغانستان نباشند، برای خاموش شدن مقاومت جهادی بسیار انتظار کشیدند، هر چیزی را آزمودند و از سلاح های ممنوع الاستعمال استفاده کردند، درین جا آن ارزشهای خود را نیز پامال ساختند که در امریکا برایش سر خم می کنند، چنان جنایاتی را تکرار کردند که  کمونیسم و نازیسم نیز ازآن شرم داشتند، اما باز هم اثر و نشانه ی پیروزی به ذره بین هم معلوم نمی شود.

تاریخ شاهد است و ملت ها و دولت های هوشیار می دانند که مسلمانانی که اهل جهاد و عزت باشند را نمی توان مستعمره ساخت، ملت مجاهد افغانستان یکی از این ملتهای اهل جهاد و عزت است که ذلیلی را از هیچ ظالمی نمی پذیرد مخصوصا از ظالمین کافر اشغالگر خارجی . شکست انگلیس و روس ها حرف های دیروز و آن روز است، امریکایی ها نیز باید در انتظار شکست حتمی شان در افغانستان باشند.

با اتکاء به نصرت الله تعالی و مردمی بودن جهاد در افغانستان و همکاری صمیمانه ی مسلمین افغانستان با اعتقادی راسخ می توان گفت : همچنانکه مجاهدین توانستند طاغوتها و بتهای قرن ۱۹ و ۲۰ را در سرزمین خود بشکنند قادر هستند که طاغوت بت قرن ۲۱ یعنی آمریکا را نیز نابود کرده و دشمن اصلی قانون شریعت الله و مسلمین را از خاک افغانستان وادار به فرار کنند . ان شاء الله تعالی

 

پاسخ به شبهه دموکراسی خواهان : کار کردن يوسف پیش پادشاه مصر و جواب آن

پاسخ به شبهه دموکراسی خواهان:  کار کردن يوسف پیش پادشاه مصر و جواب آن 

به قلم: ابوبکر موحد الکوردی

بدان که برای این شبهه، دلیل های بیهوده ای دارند:
❌ می گویند: مگر یوسف وزیر پادشاه کافری نشد که حکم به غیر ما انزل الله می کرد؟ پس مشارکت در حکومتهای کافر و رفتن به مجلس و پارلمان درست است. به توفیق خدا می گوییم❌

اولا: این دلیل آوردن باطل است، چون پارلمانهای شرکی، بر دینی غیر از دین خدا (دموکراسی) پایبند است که تشريع و حلال کردن و حرام کردن در آن به مدست ملت است. و خداوند می فرماید :

وَمَن يَبۡتَغِ غَيۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِينٗا فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡهُ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٨٥﴾ ‏
‏ترجمه: ‏
‏و کسی که غیر از (آئین و شریعت) اسلام، آئینی برگزیند، از او پذیرفته نمی‌شود، و او در آخرت از زمره زیانکاران خواهد بود.‏

پس آیا کسی می تواند بگوید: دین یوسف غير اسلام یا غیر دین پدران موحدش بوده است یا موافق غیر اسلام تشریع کرده است، همچنان که پارلمانهای امروزی انجام می دهند؟ چگونه امکان دارد در حالی که در حال ضعف، آشکارا دین خود را بیان می کند:
قَالَ لَا يَأۡتِيكُمَا طَعَامٞ تُرۡزَقَانِهِۦٓ إِلَّا نَبَّأۡتُكُمَا بِتَأۡوِيلِهِۦ قَبۡلَ أَن يَأۡتِيَكُمَاۚ ذَٰلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّيٓۚ إِنِّي تَرَكۡتُ مِلَّةَ قَوۡمٖ لَّا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ كَٰفِرُونَ ٣٧﴾
‏ترجمه: ‏
‏(یوسف) گفت: پیش از آن که جیره غذائی شما به شما برسد، شما را از تعبیر خوابتان آگاه خواهم ساخت. این (تعبیر رؤیا و خبر از غیب) که به شما می‌گویم از چیزهائی است که پروردگارم به من آموخته است (و به من وحی فرموده است)، چرا که من از (ورود به) کیش گروهی دست کشیده‌ام که به خدا نمی‌گروند و به روز بازپسین ایمان ندارند.‏
: میفرماید
‏﴿يَٰصَٰحِبَيِ ٱلسِّجۡنِ ءَأَرۡبَابٞ مُّتَفَرِّقُونَ خَيۡرٌ أَمِ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ ٣٩﴾
‏ترجمه: ‏
‏ای دوستان زندانی من! آیا خدایان پراکنده (و گوناگونی که انسان باید پیرو هر یک از آنها شود) بهترند یا خدای یگانه چیره (بر همه چیز و کس‌)؟.‏

‏﴿مَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ أَسۡمَآءٗ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ ٤٠﴾
‏ترجمه: ‏
‏این معبودهائی که غیر از خدا می‌پرستید، چیزی جز اسم‌هائی (بی‌مسمّی) نیست که شما و پدرانتان آنها را خدا نامیده‌اید. خداوند حجّت و برهانی برای (خدا نامیدن) آنها نازل نکرده است (و وحی و پیامی برای معبود بودن آنها ارسال ننموده است). فرمانروائی از آن خدا است و بس. (این، او است که بر کائنات حکومت می‌کند و از جمله عقائد و عبادات را وضع می‌نماید). خدا دستور داده است که جز او را نپرستید. این است دین راست و ثابتی (که ادلّه و براهین عقلی و نقلی بر صدق آن رهبرند) ولی بیشتر مردم نمی‌دانند (که حق این است و جز این پوچ و ناروا است).‏

بیشتر بخوانیدپاسخ به شبهه دموکراسی خواهان : کار کردن يوسف پیش پادشاه مصر و جواب آن

آماده سازی  فتوی و قطعنامه توسط کفار سکولار جهانی و اعلان و انتساب آن به علمای درباری در مورد جهاد مسلمین افغانستان

آماده سازی  فتوی و قطعنامه توسط کفار سکولار جهانی و اعلان و انتساب آن به علمای درباری در مورد جهاد مسلمین افغانستان

 ارائه دهنده: مسلم الافغانی

چند ماه پیش، فرمانده عمومی نیروهای اشغالگر در افغانستان جنرال نیکلسون بسیار به صراحت گفته بود که در پهلوی فشارهای سیاسی و نظامی، فشار مذهبی نیز بر طالبان وارد می کنیم، وی از نشست احتمالی عالمان در اندونیزیا به حیث فشار مذهبی یاد کرده بود، سپس نشست مشابهی در کابل به راه انداخته شد و اینک نشست تازه ای در عربستان سعودی دائر گردید.

در نشست سعودی حرف های زیادی در مورد مشکلات افغانستان زده شد، اما کسی هم جرات نکرد در مورد ریشه های این مشکلات حرف بزند، رییس هیئت رژیم قیام الدین کشاف به تفصیل صحبت کرد، تکتیک های جنگی طالبان را یک به یک یاد کرد، اما در مورد عملیات های شب هنگام، حملات درون، پرتاب میزایل های سنگین و بمباران کورکورانهء اشغالگران که بیشتر قربانیان آن مردم ملکی اند، اشاره ای هم نکرد.

اشغالگران و رژیم کابل از راه های مختلف تلاش می کنند مسئولیت آغاز و دوام جنگ را به دوش طالبان بیاندازند، اما واقعیت اینست که جنگ کنونی را نه طالبان آغاز کرده اند و نه ادامه داده اند، این جنگ را اشغالگران به کمک حامد کرزیی، اشرف غنی، عبدالله، دوستم و…….آغاز کرده اند و تا هنوز برای رسیدن به اهداف نا مشروع شان ادامه داده اند، طالبان برای جنگ به امریکا و اروپا نرفته اند، اما امریکایی ها و اروپایی ها با توپ، تانگ و طیارات جنگی شان بسیار به وحشت به افغانستان آمدند، امنیت سراسری کشور را به جنگ خونین بدل کردند، ده ها هزار افغان ها را زندانی و صدها هزار دیگر را شهید و زخمی ساختند.

در نشست جده، افراطیت و تروریزم تقبیح شد، افراطیت و تروریزم در واقعیت قابل نکوهش است، اما ایشان آنعده حرکت ها و تنظیم های جهان اسلام را تروریست می خوانند که برای رهایی ملت خود از پنجه های خون آشام نیروهای استعمارگران مبارزه می کنند، در خاک خود استقلال می خواهند و می کوشند اشغالگران را از خاک خود برانند. روشن است که این گونه حرکت ها در آغوش ملت پرورش می یابد و به همکاری ملت مبارزه می کنند، به طور مثال، امارت اسلامی در افغانستان، حماس در فلسطین حرکت های مردمی است که اشغالگران از راه های مختلف برای از بین بردن آن می کوشند.

مقام تعجب و تاسف است که مبارزهء طالبان را بر ضد اشغالگران را افراطیت و تروریزم می نامند، اما نظامیان که از هزاران کلومتر دور جبراً آمده اند نه تنها تروریست خوانده نمی شوند بلکه پاسداران صلح و بشر دوستان نامیده می شوند و برای ادامهء حضور نا روا و جنایات جاری آن ها زمینه سازی می شود. تاسف آور اینست که استعمارگران و مزدوران آنان از زبان عالمان برائت می گیرند، برای کارهای نا درست شان مشروعیت پیدا می کنند و برای حضور مردود، غیر شرعی و غیر قانونی شان دلائل می تراشند.

یک دلیل روشن و انکار ناپدیر برای پروژه ای بودن نشست سعودی اینست که رژیم کابل پیش از پیش گفته است که « در کنفرانس سعودی بر عدم مشروعیت جنگ طالبان فتوی داده می شود، از طالبان خواسته می شود که از جنگ دست بگیرند و گفتگوهای صلح با رژیم را آغاز بکنند» .

این جا باید دقت صورت بگیرد، پیش از آغاز نشست چگونه معلوم شد که جنگ طالبان ناروا خوانده می شود ؟ جنگ زمانی روا یا نا روا خوانده می شود که عالمان دین تحقیقات همه جانبه بکنند، همه ابعاد جنگ را بررسی بکنند و علل و اسباب آن را تشخیص بدهند. اما هرگاه پیش از آغاز نشست، جهان از تصامیم نشست خبر باشد. آیا این گونه تصامیم حاصل بحث های نشست می باشد و یا اینکه پیش از پیش آماده شده و سپس برای اشتراک کنندگان قرائت می گردد ؟

آیا فیصله های از قبل نوشته شدهء نشست های فرمایشی حیثیت شرعی دارد ؟ آیا فیصله های سیاسی این چنین نشست ها فتوای شرعی خوانده می شود و اشتراک کنندگان چنین نشست ها آزاد هستند و به خواست خود درین نشست ها شرکت کرده اند و یا به اساس مجبوریت زر و زور رژیم آمادهء حضور درین نشست ها شده اند ؟ قضیه روشن است، مقامات استعمار و فرماندهان اجیر در برنامه ریزی چنین نشست ها مستقیما دست دارند، و فتوی و قطعنامه را نیز آن ها آماده می سازند، اما تنها از زبان عالمان که گردهم آورده شده اند اعلان می شود و به آن ها منسوب می گردد.

وزیر دفاع امریکا بخاطر برگذاری این نشست به مقامات سعودی سپاس نامه نوشته است، ابراز بسیار خوشحالی کرده و این را یک دست آورد بزرگ خود خوانده است. اگر نشست سعودی در واقعیت ابتکار سازمان کنفرانس اسلامی، عالمان دین، دولت سعودی و رژیم کابل می بود پس جیمز ماتیس خود را چرا مجبور پنداشت تا سپاسگذاری بکند، به سپاسگذاری وی چه نیازی بود ؟ این جا است که موضوع به اصل خود ( فشار مذهبی نیکلسون ) بر می گردد، این پروژهء نیکلسون بود. بناءً ماتیس لازم می داند از میزبانان و اشتراک کنندگان سپاسگذاری بکند.

 

بیشتر بخوانیدآماده سازی  فتوی و قطعنامه توسط کفار سکولار جهانی و اعلان و انتساب آن به علمای درباری در مورد جهاد مسلمین افغانستان

جنگ روانی زیرکانه ی کفار سکولار جهانی و خیانت علمای سوء در برابر  جهاد مشروع ملت افغانستان

جنگ روانی زیرکانه ی کفار سکولار جهانی و خیانت علمای سوء در برابر  جهاد مشروع ملت افغانستان

ارائه دهنده: ابوصلاح الدین الکوردی

بعد از گذشت نزدیک به هیجده سال از اشغال سرزمین اسلامی افغانستان  توسط کفار سکولار جهانی به رهبری ناتو و آمریکا  حالا دیگر دوست و دشمن یقین نموده ‌اند که سرزمین اسلامی افغانستان یکی از همان دژهای تسخیر ناپذیر است. مقاومت جانانه و دفاع قهرمانانهء ملت مسلمان افغان به همراه مهاجرین مسلمان سایر سرزمینهای مسلمان نشین دشمن را در میدان نظامی از پای در آورده است.

به همین جهت کفار سکولار و اشغالگر جهانی به فکر افتادند تا شکست خود را در میدان نظامی به وسیله‌ی ترفندهای مکارانهء ‌شان بپوشانند. آن‌ ها هر از گاهی عالِم ‌نماها و جانشینان “بلعم باعورا” را با تطمیع گرد هم می آورند و از آن‌ها علیه جهاد و دفاع از کیان اسلامی فتوا می‌گیرند.

عجیب است! مستفتی “ترامپ” است و مفتی، کسی است که از الفبای عقیده و ابجدیات دین تهی است. و فتوای وارونه و نادرستِ این مفتی‌نماها، در مورد یکی از احکام بدیهیِ اسلام، و از مسلّمات تمام ادیان و اقوام است؛ یعنی حق دفاع مشروع از خاک، ناموس و عقیده.

یا این‌که ترامپ، این عالم‌نماها و ملّاهای درباری را به باد مسخره گرفته است و از دنیادوستی و خیانتشان نسبت به دین و مسلمین، سوء استفاده می‌کند، این عالِم‌ نماها دیده و دانسته، آب به آسیاب دشمن می ریزند و از این رهگذر، به دین و امت خویش خیانت می ‌ورزند.

از یک طرف، عالم‌ نماها را جمع می‌کند؛ حق دفاع مجاهدان را نامشروع می ‌خواند و آن ‌ها را به صلح فرا می‌خواند، اما از طرف دیگر و با فاصله‌ی زمانیِ یک روز، سران ناتو در بروکسل جمع می‌شوند و اعتبار نظامی خود را افزایش می ‌دهند تا راحت ‌تر بتوانند به وحشی‌گری و کارهای جنایتکارانه ی خود در حق ملت مسلمان افغانستان دست بیاندازند.

از یک طرف طالبان را به صلح و آشتی دعوت می ‌دهند و از طرف دیگر، انگلیسِ مکّار، تعداد نیروهایش را در افغانستان افزایش می ‌دهد !  وقت آن رسیده است که این عالِم‌ نماها و ملاهای درباری به خود آیند و این تناقض‌گویی و دو رنگیِ کفار سکولار جهانی‌  را درک بکنند و بیش از این، همکار و همیارِ آن‌ ها در این نبرد آشکار میان دین سکولاریسم  و دین اسلام  نباشند.

این کفار سکولار جهانی تنها «تسلیم شدن» در برابر قوانین کفری خود و «تسلیم شدن» در برابر خودشان را می خواهند نه «صلح» را . همه بای بدانند که بین «تسلیم شدن» با «صلح» فرق وجود دارد .

«والله غالب على أمره ولكن أكثر الناس لا يعلمون»

افغانستان و  دو نشست همزمان مزدوران دین فروش آمریکا در عربستان و نظامیان ناتو در مورد جهاد افغانستان

افغانستان و  دو نشست همزمان مزدوران دین فروش آمریکا در عربستان و نظامیان ناتو در مورد جهاد افغانستان

ارائه دهنده: خان  افغانی

یکی دو روز گذشته در بروکسل (مرکز ناتو) هم نشست جریان دارد و در شهر جده (عربستان سعودی) هم. مقامات کابل هدف این دو نشست را برای رسانه ها چنین بیان می کنند که گویا برای حل معضلهء افغانستان، از دوستان خارجی شان خواسته اند این نشست ها را دائر بکنند.

فرق هر دو نشست اینست که در نشست ناتو، هر دو رییس رژیم کابل خواستار زیادت عساکر اشغالگر، تداوم اشغال و کمک های دالری از باداران خارجی شان هستند. اما از ملاهای که در سعودی گردهم آورده شده اند می خواهند که بر ضد جهاد کنونی فتوی بدهند .

صرف نظر ازینکه این نشست های متضاد نتیجه ای خواهد داشت یا خیر، این نسخه های ناکامی است که در سال های گذشته بارها آزموده شده است.

این نشست ها در حالی جریان دارد که در عین همین شب و روزها، کافران اشغالگر در بخش های مختلف کشور به همکاری مزدوران داخلی شان برای کشتار گروهی و دسته جمعی افغان های بی گناه کمر بسته اند و از هیچ گونه جنایت دریغ نمی ورزند.

ویدیوهای دردناک و منظره های وحشتناک بمباران بی رحمانه و چاپه های و حشیانهء آن ها در لوگر، ننگرهار، خوست، بلخ، هلمند، غزنی، زابل، فاریاب و بعضی مناطق دیگر را می توان در رسانه های آزاد و شبکه های اجتماعی به چشم سر مشاهده نمود.

از سوی دیگر نمایندهء ترامپ/وزیر خارجهء امریکا مایک پمپیو مخفیانه به کابل می آید، با غلامان ارگ نشین اش می بیند و صبح آن روز اعلان می کند که ما در افغانستان باقی می مانیم، وی در همان روز هر دو رییس رژیم مزدور را به نشست سران ناتو روان می کند، تا ازان ها مطالبه بکنند که عساکر و دالر را اضافه بکنید.

از  یکطرف کفار اشغالگر و مزدوران داخلی شان برای تداوم اشغال و ادامهء وحشت و جنایت چنین دست و پا می زنند، اما از سوی دیگر نشستی را در سعودی به نام صلح طلب می کنند، آیا این دو کار با هم تضاد ندارد ؟ آیا این گونه صلح امکان دارد که از یکسو تلاش ها برای بقای اشغال شدت یابد و در عین حال نعره های صلح زمزمه شود ؟

این نیز نشان دهندهء منافقت مزدوران خود فروخته است که عنوان نشست را صلح می گذارند و لیکن از اشتراک کنندگان نشست مطالبه می کنند که فتوای تحریم جهاد مقدس در برابر اشغال ظالمانهء امریکا را صادر بکنند.

بیشتر بخوانیدافغانستان و  دو نشست همزمان مزدوران دین فروش آمریکا در عربستان و نظامیان ناتو در مورد جهاد افغانستان

غرب سکولار است یا مسیحی؟

 

غرب سکولار است یا مسیحی؟

ارائه دهنده: سید محمد زکی حسینی

غرب سکولار است یا مسیحی؟ این سوالی است که خیلی ها آن را تکرار می کنند و نگاه پژوهشگران در مورد جواب درست این سوال متفاوت است. برای مثال بسیاری بر این عقیده اند که غرب سکولار است. دلایل این ادعا هم بسیار است. برخی ازاین دلایل به تاریخ اروپا و ریشه ی یونانی ـ رومی آن برمی گردد که در واقع خواستگاه طبیعی سکولاریسم به شمار می رود زیرا دیانت یونان و پس از آن دین رم باستان نوعی دیانت وثنی بت پرستانه بود و نوع تفکر حاکم بر عقل انسان اروپایی در آن زمان این بود که خداوند بدون تردید نوعی انسان فوق العاده (super man) است و انتقال از مرتبه ی بشری به مقام خدایی و همینگونه برعکس، نزول از مقام خدایی به مرتبه ی انسانی در افسانه های مذهبی آنها امری عادی و طبیعی است. کما اینکه کشمکش میان خدایان و بازی بشر در عرصه ی این اختلافات “میان خدایی!” بسیار در اساطیر آنها رخ داده است.

برای نمونه: آنها چنین گمان می برند که خدایی که تصمیم گرفت بشر را در طوفان غرق کند غیر از آن خدایی است که طوفان را متوقف کرد، بلکه این انسان ها بودند که از خدایی دیگر کمک خواستند و او نیز طوفان را متوقف کرد. همچنین طبیعت غالب در دین یونان و رم سرگرمی و بازی بود و حتی مراسم عبادی آنان در واقع مظهری از مظاهر بازی و تفریح بود. که از آن جمله می توان به بازی های المپیک اشاره کرد که از مراسم پرستش خدایان کوه آلپ بود.

این جنبه ی تاریخی قضیه است. اما از جانب تاریخی تمام اروپا و حتی آمریکا و اسرائیل که از حد بالایی از احترام به دین برخوردارند، بر این متفقند که باید دین را از هرگونه قضیه ی این جهانی در اقتصاد و جامعه و نظام های زندگی دو رنگه داشت. کما اینکه بسیاری از مسائلی را که حتی بر اساس کتب تحریف شده ی آنها همچنان حرام باقی مانده است، با جرات انجام می دهند و اقدام به تشریع قوانینی می نمایند که بسیاری از این گناهان از جمله زنا و انحراف جنسی را قانونی می کند.

علاوه بر اینها می شود به امواج صریح الحاد در سینمای اروپا و آمریکا اشاره کرد که در آن با گستاخی تمام نسبت به ذات الهی بی ادبی می شود و حتی مسخره و استهزای عیسی مسیح که به زعم آنان خدا و یا فرزند خداست و در برابر این هجوم الحادی نیز معمولا مسلمانان قد علم می کنند، اما خود “مسیحی ها” برای تماشای این محصولاات سینمایی پول هم می دهند!

بیشتر بخوانیدغرب سکولار است یا مسیحی؟