توطئه ی آمریکا و متحدینش پس از شکست جنگ نظامی و دیپلماسی در برابر طالبان

 توطئه ی آمریکا و متحدینش پس از شکست جنگ نظامی و دیپلماسی در برابر طالبان

 به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

زمانی که ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد یکی از شعارهای انتخاباتیش این بود که اگر پیروز شود نیروهای نظامی و دلارهای آمریکا را  از کشورهای دیگر جمع کرده و صرف امور داخلی کشورش می کند .

در همین راستا در مراسم تحلیف خود گفت : ما تریلیون ها دلار را در کشورهای دیگر صرف کردیم، کشورهای دیگر را سیر کردیم، اما خود امریکا را فراموش کردیم، پس ازین به امریکا توجه می شود.

اما این دروغگو در کمال ناباوری ۸ ماه پس از رسیدن به قدرت استراتژی تازه ی جنگی خود را جهت پیروزی بر مجاهدین طالبان اعلام نمود و گفت: « نیروهای نظامی امریکایی تا زمانی در افغانستان می جنگند که پیروز شوند و تا زمانی با طالبان مسلح درگیر می باشند که آن ها را شکست بدهند». البته مدت این پیروزی را نیز مشخص کرده بود : ۶ ماه

طالبان نیز که با ادبیات چنین دروغگویانی آشناست در مقابل اعلام نمود: «تا زمانی که یک عسکر امریکایی هم در کشور ما حضور داشته باشد و مقامات امریکایی خط مشی جنگی را تعقیب بکنند، ما با روحیهء قوی، عزم راسخ و کمال متانت در برابر آن ها جهاد می کنیم. به نصرت پروردگار، پیروزی حتما از آنِ ما می باشد، دشمن ما بالاخره شکست می خورد و با رسوایی جهانی دچار می شود» .

دو تا ۶ ماه با آنهمه جنایت جنگی و کشتار غیر نظامیان توسط بمبارانهای کورکورانه ی هوائی آمریکا و نیروی زمینی مزدورانش هم تمام شد، اما آمریکا غیر از شکست در میدانهای نظامی و دیپلماسی و جنگ نرم و روانی و بالا رفتن و افزایش تنفر و بدبینی مسلمین افغانستان از آمریکا و مزدورانش چیزی نصیبش نشد، به همین دلیل اعمال آمریکا و مزدورانش تنها به پیشرفت و مقبولیت و همدلی بیشتر مسلمین افغانستان با طالبان  ختم شد، که سال ۲۰۱۸ را می توان علاوه بر پیروزی های نظامی سال پیروزی دیپلماسی طالبان هم نامید، به گونه ای که مسلمین افغانستان پیروزی خود را بعد از نصرت الله تعلی حتمی و برای شکست کفار سکولار و اشغالگر خارجی لحظه شماری می کنند .

این اوضاع باعث مقبولیت جهانی طالبان شد، به گونه ای که کشورهای مختلف جهت حفظ منافع خود به صورت آشکار و پنهان خواستار برقراری روابط با حکومت طالبان شدند. چنین اوضاعی که بر آمریکا تحمیل شده بود ترامپ را مجبور به واکنش نمود، و در عقب نشینی آشکاری جهت تبرئه ی خود و سرپوش گذاشتن بر شکست آشکارشان در افغانستان، این سیاست شکست خورده ی جنگی را به گردن ژنرالها و اطلاعات غلط آنها انداخت؛ و مکارانه جهت نجات نیروهای نظامی و صرف آنهمه دلارهای آمریکا برای اولین بار آشکارا طالبان را به رسمیت شناخت و راه صلح و گفتگوی مستقیم با طالبان از کانال  الیس ویلز و سپس زلمی خلیلزاد را درپیش گرفت .

در برابر اینهمه موفقیت طالبان باید از نظر دور نداشت که آمریکا و متحدین مکارش به همین سادگی تسلیم نخواهند شد و قطعا تا زمانی که طالبان از آرمانهای خود تنزل نکرده ، در راه تضعیف طالبان دست به توطئه زده و تلاش خواهند کرد . چه با دادن امتیازاتی به متحدینش و چه با فراهم نمودن زمینه های ایجاد جنگ داخلی میان طالبان و دوله و شاخه های مختلف طالبان با همدیگر و تکرار سناریوی سوریه و عراق و یمن و… در افغانستان . این همان چیزی است که ما در جنگ روانی و تبلیغاتی فراگیر کنونی مخالفین طالبان می بینیم و نیاز به واکنش مناسب و به موقع دارد .

توهمات ادامه دهندگان راه امانی و رضاخانی در افغانستان و ایران در برابر بیداری مسلمین

توهمات ادامه دهندگان راه امانی و رضاخانی در افغانستان و ایران در برابر بیداری مسلمین

   به قلم: شاهو مریوانی

در رسانه های ماهواره ای و مجازی وابسته ی به سکولاریستها و منافقین(سکولار زده ها) و مسلمین جاهل ایرانی زمانی که قصد دارند الگوی مناسب برای ایران را نشان دهند به حکومت سکولار رضا خان و پهلوی اشاره می کنند،البته بعضی از سکولار زده های سرزمینهای مسلمان نشین هم دولت سکولار و جنایتکار ترکیه (عضو فعال ناتو) را به عنوان یک الگو معرفی می کنند .

حکومت سکولار رضاخان با آنکه بخش بسیار ناچیز از ثروتهای ملی را صرف پاره ای امکانات صنعتی نمود اما پروژه های بزرگ ملی چون راه آهن و صنایع مادر کلا در خدمت منافع کشورهای بیگانه بودند و نسبت این پروژه ها در طول ۵۰ سال حاکمیت پهلوی به نسبت ۳۲ سال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بسیار ناچیز و ضعیف است . چون ۸ سال این نظام در جنگ با کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای منطقه ای و محلی گذشت (۸+ ۳۲=۴۰).    به گواهی دوست و دشمن پهلوی یک حکومت سکولار دست نشانده و ظالمی بود که نزدیک به نیم قرن حاکمیت ایران را به مرکز فساد و فاحشه خانه ی  دنیا تبدیل کرده و…..

این رسانه های معارض ایرانی خود را ادامه دهندگان چنین سکولاریستهائی در ایران می دانند.اشرف غنی هم در افغانستان در سخنرانی‌های متعددی، حکومت خود را پیرو اصلاحات امانی خوانده و بر ادامۀ راه امان الله خان تأکید نمود. وی در ادامۀ سخنانش مبنی بر دلیل عدم موفقیت برنامه‌های امان الله خطاب به جوانان نموده گفت: «امان الله برای رسیدن به اهدافش نسلی جوان همانند شما، پایبند به دموکراسی و اصول دولتی دموکراتیک را نداشت که خوشبختانه من دارم.» در ادامه دلایلی دیگری نیز دال بر سقوط امان الله و موفقیت خویش برای تطبیق کامل دموکراسی و سیکولریزم در افغانستان یادآوری نمود.

از آن‌جایی‌که همه می‌دانیم، امان الله بعد از قتل پدرش بشکل مرموز با حمایت کفار سکولار جهانی و تعدادی از هم‌فکرانش در کابل به قدرت رسید؛ دقیقاً او زمانی قدرت را بدست گرفت که در جهان و منطقه تحولاتی عظمیی در جریان بود و بزرگترین ابرقدرت دنیا(خلافت عثمانی) طی یک توطئه‌ی هماهنگ سکولاریستهای خارجی و خائنین سکولار داخلی سقوط نموده بود. اروپا بعد از جنگ‌های جهانی دوباره خود را بازسازی می‌نمود و امریکا بسوی ابرقدرت شدن روان بود.

بیشتر بخوانیدتوهمات ادامه دهندگان راه امانی و رضاخانی در افغانستان و ایران در برابر بیداری مسلمین

افغانستان و پرداخت تاوان خیانت منافقین و سکولار زده ها و اعتمادشان به آمریکا و غرب سکولار

 افغانستان و پرداخت تاوان خیانت منافقین و سکولار زده ها و اعتمادشان به آمریکا و غرب سکولار

  به قلم : عبدالخالق پنجشیری

 چند سال قبل ، به دنبال حملات نیروهای ائتلاف بین‌المللی سکولاریستها(مشرکین) به سرکردگی امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱م و سقوط حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان، صفحه‌ی دیگری در تاریخ این کشور ورق زده شد. متنفذین قومی و سیاسی و سران نیروهای نظامی سکولار زده و منافقین برای بحث روی ساختار حکومتی، که قرار بود پس از طالبان و تحت حمایت آمریکا به دست گیرند، در شهر بن آلمان گردهم آمدند.

بعد از رایزنی‌ها و چاره‌اندیشی‌ها فیصله بر آن شد تا حامد کرزی به همراه نظام پیشکش‌شده‌ی غرب به عنوان رئیس دولت موقت به کابل فرستاده شود. سرانجام طبق فیصله‌ی مذکور، کرزی باهمراهانش با ظاهری خجسته و مبارک رهسپار دیار مادری‌اش گشت. در سوی دیگر، دارودستهی  منافقین و سکولار زده های افغان از شدت اشتیاق به وجد آمده بودند و شوق و ذوق عجیبی در میان‌شان فراگیرشده بود. چراکه گمان می‌کردند، وی باخود دموکراسی  را خواهد آورد و غافل از واقعیت جامعه ی اسلامی خود و بی‌خبر از همه چیز با آغوش باز، شتاب‌زده و دوان‌دوان به استقبالش شتافتند و با شادی و مسرت تحفه‌ای را که دنیای سکولار(مشرک)غرب توسط پیک‌اش(کرزی) برای‌شان فرستاده بود، باجان و دل پذیرفتند. عاقبت با طناب پوسیده‌ی غرب خود را به چاه انداخته، کلنگ بدبختی‌شان را بر زمین زدند.

بیشتر بخوانیدافغانستان و پرداخت تاوان خیانت منافقین و سکولار زده ها و اعتمادشان به آمریکا و غرب سکولار

رابطه حضور آمریکا در افغانستان با صلح در این کشور

 رابطه حضور آمریکا در افغانستان با صلح

 ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

بعد از اشغال مستقیم افغانستان توسط آمریکا در سال ۲۰۰۱  آمریکا به تدریج پایگاه های خود را در مناطق مختلف افغانستان مستحکم نموده که از آنجا حملات وحشیانه خود را تا حال بر علیه مسلمین افغانستان سازماندهی و آنرا تمدید می نماید. از سوی دیگر آمریکا توسط یک تعداد از جیره خواران اش دست به تطبیق پروژه های مختلف زده که هدف از آن سکولاریزه ساختن یک تعداد از نخبگان جامعه است تا اینکه الگوی باشند برای اقشار مختلف جامعه، که تا الحال کار این پروژه ها با اسالیب مختلف توسط نهاد های مختلف ادامه دارد.

 اگر در اصل قضیه برگردیم حکام و بعضی از سیاسیون اغوا شده ای که در کاسه آمریکا غذا می‏خورند دلیل حضور آمریکا و ناتو را در افغانستان مبارزه با تروریزم، ایجاد صلح سرتاسری و ثبات پایدار در افغانستان عنوان می کنند، در حالی که نخست سرخط رسانه ها را صلح با حزب اسلامی به خود مشغول کرده بود، مذاکرات دولت افغانستان با حزب اسلامی پایان یافت و حزب اسلامی به رهبری حکمتیار به پروسه صلح پیوست که اصلا تحول در بهبود وضعیت امنیتی کشور دیده نشد و این درست زمانی است که چندی بعد دونالد ترامپ راهبرد جنگی اش را در مورد افغانستان اعلام نمود که اوضاع افغانستان بیشتر از پیش به حالت وخامت درآمد، حملات هوای را شدت بخشیدند، جنگ در میادین نبرد شعله ورتر شد و حملات در پایتخت و ولایات خصوصا بالای اماکن مذهبی افزایش یافت، چنانچه یوناما می گوید: “در حملات بالای اماکن مذهبی در افغانستان ۲۶۱ تن کشته شده اند” و همچنان طبق توافق دولت آمریکا، حکومت افغانستان می‏خواهد رقم تلفات نظامیان را در میادین جنگ پنهان نگهدارد که این خود نشان دهنده رقم بیشتر تلفات نظامیان نسبت به گذشته است.

حال اینکه حزب اسلامی به پروسه صلح پیوسته و خطری از جانب آن به حکومت افغانستان متصور نیست و اینکه بحث و گفتگوها در مورد به میز مذاکره کشانیدن طالبان فضای گرم رسانه ها را به خود مشغول نموده است و در این اواخر فشار های هم بالای رهبری سیاسی و نظامی پاکستان از سوی دولت آمریکا وارد می‏شود تا اینکه پای طالبان را به میز مذاکره با دولت افغانستان بکشاند چنانچه رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا در جریان سفرش به تاریخ (۱/۸/۱۳۹۶) به افغانستان و ملاقات با سران حکومت وحدت ملی در فرودگاه بگرام گفت؛ روابط آمریکا با پاکستان مشروط به همکاری های آن کشور در پروسه صلح افغانستان خواهد بود.

پرسش در اینجاست که آیا بعد از به میز مذاکره کشانیدن طالبان و پیوستن آنها به پروسه صلح، امنیت و ثبات در افغانستان تامین خواهد شد یا خیر؟! پس سخن واضح است که نخیر!  و این سروصدا های صلح هم سرابی بیش نیست و فریب ایست برای افکار عمومی، و همین که طالبان به درخواست دولت افغانستان لبیک بگویند و به پروسه صلح هم بپیوندند آمریکا دست اش سبک می‏شود برای تولید گروهی مسلح معارض با حکومت دست نشانده و موافق با خود بر علیه چین و روسیه و ایران .

 پس شعله ورتر شدن آتش جنگ در افغانستان که هیزم سوخت آن مردم بی دفاع افغانستان اند وسیله ایست برای رسیدن اهداف خصمانه آمریکا در منطقه و در حقیقت صلحی که آمریکا خواهان آن است جنگ است و تا زمانیکه دست آمریکای اشغالگر و مزدوران اش از سر سرزمین مان قطع نگردد به وجود آمدن صلح خیال است و محال. صلح واقعی زمانی به میان میآید که امت وحدت نموده و زیر چتر یک حکومت اسلامی مجری قانون شریعت الله، یک  رهبر و در یک جغرافیای واحد در یک فضای صمیمیت اخوت و برادری با هم زیست نمایند و بدون شک که امام(رهبر اسلامی )سپری است که از عقب آن می جنگید و توسط آن محافظت می‏شوید!

بازی دموکراسی سکولاریستها مسلمین را در چه وضعیتی قرار می دهد؟

بازی دموکراسی سکولاریستها مسلمین را در چه وضعیتی قرار می دهد؟

نویسنده : محمد قطب رحمه الله

آنگاه که وارد بازی دموکراسی می گردیم ناچاریم پذیرای مشروعیت فردی باشیم که حائز اکثریت آراء گردیده حتی اگر بر اساس شرع الله عمل ننماید زیرا این، قاعده و اصل بازی است و نمی توانیم با آن مخالفت ورزیم و در اینجاست که با ممنوعیتی عقیدتی مواجه می گردیم که عبارتست از مشروعیت بخشیدن به چیزی که الله آنرا کفر خوانده، و به رسمیت شناختن حکم و تشریع به غیر از آنچه که الله نازل فرموده است!

و اگر بارها و بارها در نهان و آشکار خود بگوییم که ما موافق حکم نمودن به «غَيْرَ مَا أَنْزَلَ الله» نمی باشیم اما باز مجبوریم که به قواعد بازی احترام گذاشته و در مقابل آن گردن کج کنیم زیرا موافقت کرده ایم که بازی کنیم و فراتر از آن، در بسیاری از اوقات درخواست نموده ایم که به ما نیز اجازه بازی دهند و آن هنگام که ما را از این حق!! محروم می دارند لب به اعتراض گشوده ایم.

دشمنانمان نیز از فرصت درگیر شدن ما در بازی دموکراسی استفاده می نمایند تا ما را در تنگنا قرار دهند، آنان حلقه محاصره را تنگتر می کنند و به ما می گویند: اگر در انتخابات ورود کنید و پیروز نگردید و افرادی غیر از شما که به شریعت حکم نمی کنند حائز اکثریت آراء شوند چه موضعی خواهید داشت؟ و ما -در کمال تعجب- جواب خواهیم داد: به رای ملت احترام می گذاریم!! می پرسند: اگر حکومت را در دست داشتید و ملت از شما روی برگرداند و به گروهی غیر از شما رای داد چه واکنشی نشان می دهید؟ در کمال تعجب باز هم می گوییم: به رای ملت احترام می گذاریم!! آیا حتی اگر رای ملت با آنچه که الله مقرر فرموده نیز در تناقض باشد (باز هم بدان گردن می نهید)؟!

آیا کمرنگ گشتن و ضایع شدن قضیه «لا َإِلٰهَ إِلا الله» و مسأله مشروعیت از این شدیدتر نیز می تواند وجود داشته باشد؟[۱]


[۱] کتاب چگونگی دعوت به اسلام

سکولاریستها يادمان مي اندازند که ….

سکولاریستها يادمان مي اندازند که ….

سکولاریستها يادمان مي اندازند که ما از جنس متفاوتى هستيم، که ما خود را نبايد آلوده بحث قدرت کنيم. تا ما اسم قدرت را مياوريم، فرياد ميزنند که آى مستبدين و تروريستها  آمدند. در حالي كه  زندانها مال خود آنهاست، دادگاهها مال خود آنهاست، مردم را خود آنها مي بندند و مي  زنند، جنجال براي متهم كردن و برچسب زني به مجاهدين و مخالفين حكام مستبد و مرتد را خود آنها راه انداخته اند، جنگها را خود آنها راه انداخته اند، هرروز کوهى از چرک و کثافت و تهديد و گلوله را به سمت ما پرتاب مي کنند تا در همان گوشه بمانيم و سربلند نکنيم و به دخالت در جامعه و به مکانيسم هاى اجتماعى دخالت در جامعه و ايجاد تغيير در جامعه کارى نداشته باشيم. برويم در دنياي خيالي اسلام مورد نظر آنها  زندگى کنيم.

(روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم . ابوحمزه المهاجر هورامی )

شـیـخ الــبـانـی / قاتلان شهید سيد قطب دشمن دين اسلام هستند

شـیـخ الــبـانـی / قاتلان شهید سيد قطب دشمن دين اسلام هستند

ارائه دهنده : شهاب ژاورودی

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا محمد الأمين وعلى آله وصحبه ومن اتبع سنته إلى يوم الدين أما بعد… السلام عليكم ورحمة الله تعالى وبركاته: “علماي دين اسلام و سيد قطب رحمت الله”، من شخصيتي نيستم که بتوانم کساني را در ترازوي ارزشيابي شرع قرار دهم مخصوصاً شخصیت بزرگی همانند سيد قطب رحمت الله بلکه مي خواهم همراه شما به سخنان عالم مشهور شيخ الباني رحمت الله گوش دهيم.براي چه اين موضوع بيان شده؟؟ به دليل اينکه عزيزان هيچ کس نيست که بعد از رسول الله(صلي الله عليه و سلم) دچار اشتباه نشود، چون رسول الله مي فرمايند:(كل ابن آدم خطاء و خير الخطائين التوابون) حسنه الباني؛ همانطور که معلوم است، سيد قطب رحمت الله در چند جايگاه از نوشته ها و تآليفات خود دچار اشتباه شده، همانگونه که علما در مورد آن صحبت کرده اند، اما بياييد با هم ببينيم که دانايان اسلام در مورد آن چه مي گويند.

ابتدا: سوال: اي شيخ آيا شما معتقد نيستيد، مطالبي را که سيد قطب(منظور اشتباهات است) نوشته و بر مردم هم تأثير گذاشته، پاسخ آن داده شود؟؟؟

شيخ الباني رحمت الله مي فرمايند: بله جواب اشتباهات ايشان پاسخ داده مي شود اما با ملايمت و نرم بودن و آرامي نه اينکه با تند و تيزي به اشتباهات ايشان پاسخ داده شود، اين کار واجب است،همچنين پاسخ دادن اشتباهات و رد کردن آنها هم تنها مختص به يک شخصيت يا چندين شخصيت بر نمي گردد، هر کسي که در رساندن دين اسلام به مردم دچار اشتباه شود، يا رأي و ديدگاه اش هيچ پايه و اساسي را در قرآن و احاديث و بيانات چهار علماي اسلام { الحنفي،المالکي،الشافعي ،احمد } نداشته باشد، رد کردن و پاسخ دادن به اينگونه اشتباهات ضروري است،{ لكن هذا لا يعني أن نعاديه.. وأن ننسى أن له شيئاً من الحسنات } اما اين بدين معني نيست که با کسي که اشتباه کرده دشمني بورزيم، و خوبي هاي او را از ياد ببريم(منظورش سيد قطب رحمت الله است){يكفي أنه رجل مسلم } همين کافي است که ايشان انساني مسلمان بوده است،{ورجل كاتب إسلامي } و اين شخصيت نويسنده دين اسلام بوده است، بنا به ادراکات ايشان از دين اسلام {وأنه قُتل في سبيل دعوته للإسلام } در راه دين اسلام شهيد شده است،{والذين قتلوه هم أعداء الإسلام } و کساني که ايشان را شهيد کرده اند دشمنان دين اسلام هستند،

بعد در مباحث خود شيخ به اين مطلب اشاره مي کند که: من مردم را از بعضي اشتباهات سيد قطب با خبر و آگاه کرده ام در مباحثي که در مورد{ وحدة الوجود } است، در بعضي از نوشته هايشان در تفسير{في ضلال القرءان } اما درهمان حال انکار نمي کنم که ايشان يک مسلمان بوده است،{وأنه كان غيوراً على الإسلام } همچنين مردي باغيرت براي اسلام بوده است، و مي خواست با جوانان مسلمان { وأنه يريد إقامة الإسلام }دين اسلام را به پيروزي برساند، و دولت اسلامي تشکيل دهد،{ ودولة الإسلام }

بعداً از شیخ پرسیدند، آیا مردم را از کتاب های { هل يُحذَّر من كتبه } ایشان باخبر و آگاه سازیم؟؟؟ در جواب شیخ البانی فرمودند: کسانی که مردم را از کتاب های سید قطب باخبر و آگاه می سازند، آنها {الذين لا ثقافة إسلامية صحيحة عندهم }ثقافة اسلامی درست و صحیحی را ندارند،…

در آخردوستان گرامی هیچ عالمی نیست که اشتباه نکند بلکه یک آغازگر و سابق بالخیرات ممکن است بیشتر اشتباه کند تا تجربیات خود را به دیگران منتقل کند .

حکم عملیاتهائی که در آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن ( ۲ )

حکم  عملیاتهائی که در  آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و  پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن  ( ۲ )

به قلم: شیخ  الشعیبی

و نیز از اینان می پرسیم که منظور شما از بی گناهان( وغیرنظامیها) چیست؟

وجواب اینان ازاین سه حالت خارج نخواهد بود:

حالت اول:

منظورکسانی باشند که همراه دولتشان با مسلمین نجنگیده اند ونه با بدن ونه با مال ونه با رأی وفکرومشورت و نه با هیچ طریق دیگری به آنها کمک نکرده اند.این دسته قتلشان جایزنیست به شرطی که  از غیرشان متمایز بوده و مختلط نباشند،اما اگربا غیر خود مختلط بودندو تمایزشان وجداکردنشان ممکن نباشد،دراین صورت قتل آنها از جهت تبعیت و الحاق به دیگران جایز می باشد(یعنی دیگران را  هدف می گیریم وبه تبعیت از آنها اینان نیزکشته می شوند) مانند سالمندان و زنان و کودکان و بیماران و عاجزین و راهبان گوشه گیر.

ابن قدامه می گوید: قتل زنان وکودکان در شبیخون و در انبارهای زیرزمینی، اگر آنها را منفردا وجداگانه عمدا هدف قرار ندهند،جایزمی باشد و نیز کشتن حیوانات در صورتی که منجر به کشتن وشکست دشمن  کافر شود نیز جایز است و دراین باره هیچ اختلافی نیست.[المغنی و الشرح ۱۰ /۵۰۳].

و نیز می گوید:شبیخون به دشمن جایز می باشد،احمد بن حنبل می گوید:شبیخون هیچ اشکالی ندارد و آیا جنگ با روم به غیر از روش شبیخون بوده است، و می گوید:هیچ کسی را –ازعلماء-نمی شناسیم که شبیخون را ناپسند دانسته باشد.[المغنی والشرح ۱۰/۵۰۳].

حالت دوم:

یا آنها کسانی هستند که مستقیما همراه دولتشان درجنگ مشارکت نکرده اند اما با مال و یا با نظر و فکر به آنها یاری رسانده اند،این دسته را بی گناه نمی نامند بلکه محارب و اهل جنگ هستند و ازاهل ردء(یعنی همکار و یاری رسان)به شمار می آیند.

ابن عبد البر رحمه الله در کتاب الاستذکار می گوید:علماء در این مورد هیچ اختالافی ندارند که زنان و پیرمردانی که با مسلیمن بجنگند قتلشان مباح است و نیزکودکانی که توانایی جنگیدن را داشته باشند وعملا وارد جنگ با مسلمین شوند نیز کشتنشان مباح است.[الاستذکار ۱۴/۷۴].

و نیزابن قدامه رحمه الله در اباحت قتل زنان وکودکان وسالمندانی که به اقوام محاربشان برای جنگ کمک کنند،اجماع را نقل کرده است.

ابن عبد البر رحمه الله می گوید:علماء اجماع کرده اند  که رسول الله صلی الله علیه وسلم درید بن الصمة را در روز حنین کشت چون اهل تجربه و دانای به تاکتیک جنگی بود. پس هر سالمندی که چنین باشد طبق نظر تمام علماء باید کشته شود.[التمهید ۱۶/۱۴۲].

نووی رحمه الله درشرح مسلم درکتاب جهاد  حکایت اجماع را کرده است بر اینکه سالمندان کفار، اگر دارای فکر و نظر وتجربه جنگی باشند باید کشته شوند.

ابن قاسم رحمه الله درالحاشیه نقل کرده می گوید:علماء اجماع کرده اند بر اینکه حکم عمل غیرمستقیم(ردء) در جهاد(کمک ویاری وامداد)حکم مستقیم(مباشر) را دارد. و از ابن تیمیه اجماع را بر این نقل کرده است و همچنین از ابن تیمیه نقل کرده که یاران طائفه ممتنعه و انصارشان ازخود آن طائفه محسوب می شوند و هر رفتاری با اینان بشود با آنان نیز می شود.

بیشتر بخوانیدحکم عملیاتهائی که در آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن ( ۲ )

حکم عملیاتهائی که در آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن ( ۱ )

حکم  عملیاتهائی که در  آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و  پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن  ( ۱ )

به قلم: شیخ الشعیبی  رحمه الله

السلام علیکم و رحمةالله و برکاته … وبعد:

درباره  انفجاراتی که در خاک آمریکا رخ داده است،سخنان زیادی گفته می شود،برخی تأیید و تبریک می گویند و برخی  اعتراض و رد می کنند،نظرشما چست؟لطفا با دلایل توضیح دهید چرا که بسیاری دراین موضوع دچار اشتباه هستند؟

*        *        *

الحمد لله رب العالمین .

والصلاة والسلام  علی النبی الامین وعلی آله و صحابته اجمعین و من سار علی نهجهم الی یوم الدین.

قبل از اینکه به سؤال جواب دهیم باید این را بدانیم که هر تصمیمی که دولت آمریکای کافر می گیرد بخصوص در برنامه های جنگی و مسائلی که به آینده و سرنوشت مردم مربوطند، این تصمصم گیریها انجام نمی گیرد الا  بعد از تأیید مردم از طریق همه پرسی(رسمی و یا آماری) یا از طریق رأی گیری ازنمایندگان مردم درمجالس کفری که این مجالس هم در درجه اول نشان دهنده رأی ملت-از طریق نمایندگان پارلمانیشان-می باشد. بنابراین هر فرد آمریکایی که به جنگ رأی دهد محارب محسوب و حداقل یار و کمک کار تلقی می شود که ان شاء الله درادامه توضیح می دهیم.

و باید دانست که آنچه که بر روابط مسلمین و کفار حکم فرما باید باشد فقط کتاب الله وسنت پیامبر صلی الله علیه وسلم می باشد نه سیاست و مصالح شخصی. واین مسئله را قرآن به خاطر اهمیتش کاملا واضح وتبیین نموده است واگر به قرآن مراجعه کنیم  یقین پیدا می کنیم که دراین موضوع هیچ شک وشبهه ای را برای کسی باقی نگذارده است.

بیشتر بخوانیدحکم عملیاتهائی که در آمریکا و سایر کفار متحد با آن انجام می گردد و پاسخ به شبهات و اعتراضات پیرامون آن ( ۱ )

استراتژی شکست خورده آمریکا در افغانستان و منطقه

استراتژی شکست خورده آمریکا در افغانستان و منطقه

به قلم: مسعود. ن.

 بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس و ستایش برای خداوند احد و سلام و درود خداوند بر خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله و سلم)

 

سرانجام پس از سه ماه رایزنی و مشاوره با بهترین پارتیزانهای آمریکایی و همچنین پس از چرتکه اندازیهای دور و دراز با مهمترین سیاستمداران و تئوریسینهای آمریکایی، هفته گذشته رئیس جمهور آمریکا استراتژی تداوم فعالیت نظامی خود را در کالج نظامی وست پوینت اعلام کرد.

ویژگیهای مهم این استراتژی را می توان بصورت زیر ذکر کرد:

افزایش نیروها: محوریترین قضیه این استراتژی پاسخ مسئول اداره آمریکا به ژنرالهای مسئول جنگ افغانستان مبنی بر ارسال نیروی کمکی است. استنلی مک کریستنال مدیر اصلی جنگهای خاورمیانه و افغانستان چند ماه پیش برای ارسال ۴۰ هزار نفر نیروی تازه نفس و آموزش دیده، اصرار فراوان داشت که در استراتژی جدید رئیس جمهور آمریکا این مهم با ارسال ۳۴ هزار نفر نیروی آمریکایی و درخواست ارسال ۶ هزار نفر دیگر از کشورهای اروپایی و ناتو لحاظ گردیده است. که تاکنون انگلس با اعلام ارسال ۵۰۰ نفر نیروی مجرب و کارآزموده تا پایان ماه میلادی جاری به سمت هلمند با این نقشه موافقت کرده است.

 آموزش نیروهای افغان: بر همگان معلوم است که رئیس جمهور آمریکا با شعار تغییر توانست کاخ سفید را فتح کند که تغییر مورد نظر در مورد افغانستان این بود که در سریعترین وقت ممکن جدول زمانی معقولی برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان همانند خروج آنها از عراق تهیه شود. رئیس جمهور آمریکا که هم اکنون ریاست حزب دمکرات را نیز بر عهده دارد، باید پایبندی خود را به این وعده تبلیغاتی ثابت کند. راهی را که مستشاران رئیس جمهور آمریکا به او پشنهاد می کنند، آموزش نیروهای افغانی بر مبادی دمکراسی آمریکایی است تا در آینده نه چندان دور خود افغانها بتوانند اهداف آمریکا را در افغانستان تحقق دهند و آمریکا نیز با خیال راحت جنگ با تندروهای! طالبان را به کرزای واگذار کند. آنچه در استراتژی جدید کاخ سفید در این باره اعلام شده، شروع زمان خروج اولین نیروهای آمریکایی و پیمان ناتو از افغانستان است که البته پس از ۱۸ ماه شروع می شود. این اصل در راستای شعار تغییر رئیس جمهور آمریکا محقق می شود تا بتوان با خروج نیروهای آمریکایی، آخرین ملزومات دمکراسی مزعوم خود را ادا نماید. و نیز از هزینه های سرسام آور جنگ بکاهد. مسئولیت آموزش نیروهای افغان به عهده نیروهای آمریکایی و ناتو و خصوصاً نیروهای متخصص بریتانیایی و استرالیایی است که هر دو این کشورها با ارسال نیروی خبره جدید برای تحقق این هدف موافقت کرده اند.

بیشتر بخوانیداستراتژی شکست خورده آمریکا در افغانستان و منطقه