جهان اسلام در برابر توطئه ای به نام اسلام دموکراتیک !!

 

جهان اسلام در برابر توطئه ای به نام  اسلام دموکراتیک !!

به قلم ؛ محمد رزق ساطور

مترجم : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف »  بیساران

 

الحمدلله و الصلاة و السلام علی رسول الله و آله و صحبه و سلم

سرزمین مسلمانان و عقائدشان این روزها درمعرض هجوم جنگ­های صلیبی –  یهودی(سکولاریست) بدخواه و فرومایه است . یهودیانی ( سکولاریست ) که تر و خشک را با هم می­ سوزانند و نه تنها خون مسلمین را می­ریزند و حرمتشان را می­درند ، بلکه باارزش­ترین دارایی آن­ها یعنی معتقداتشان را مورد هجوم قرار می­دهند.

تهاجم فکری با ورود مفاهیم بیگانه به دین اسلام و سرزمین مسلمانان آغاز شد و چنان پیش رفت که “هابل” در این مورد در اظهاراتش گفت که او “اسلام دموکراتیک” را می­ خواهد. بیگانگان ابتدا اسم را وضع کردند، سپس به دنبال مسمایش رفتند!!

اسلام دموکراتیک یعنی چه!! یعنی این که مسلمان از احکام دینش جدا شود. چیزی نداند، کاری نکند و کسی را به سوی احکام دین خود دعوت ندهد و قوانین برایش در هم آمیزند و همه­ی مردم چه مسلمان و چه کافر در نزد او یکی باشند. در این شرایط هویت مسلمان از بین می­رود و او نسبت به غیر مسلمان در هیچ چیز برتری نخواهد داشت و شخصیت متمایزی از غیرت و کرامت و افتخار و محبت نسبت به مومنان و بغض و احتیاط نسبت به کافران را که اسلام برایش به ارمغان آورده است، از دست خواهد داد و هیچ عقیده­ی صحیحی که او را از بقیه جدا کند، نخواهد داشت و عقیده­اش به مجموعه­ای از مفاهیم بی مصرف و خشک تبدیل می­ شود. او کسی را که ” لااله الا الله” می­ گوید با کسی که می­گوید” الله ثابت ثلاثه” مساوی می­داند و حق و باطل و عدل و ظلم نزد او یکی­ست. مسلمان به جسم بی­روحی تبدیل می­ شود که به درد چیزی جز اسباب­بازی کودکان نمی­ خورد و این فاجعه­ ی بزرگی­ست.

مسلمانان در مدینه در کنار یهودیان زندگی می­ کردند و در آن هنگام عقائدشان آن­ها را در آن­جا متمایز و قدرتمند کرده بود و به آن­ها شخصیت داده بود تا حدی که یهودیان روی آن­ها حساب باز می­ کردند و مطمئن بودند که مسلمانان با آن­ها مؤدبانه رفتار می­ کنند.

بیشتر بخوانیدجهان اسلام در برابر توطئه ای به نام اسلام دموکراتیک !!

دموكراسی اسلامی يا اسلام دموكراتيك ، جايگزينی آمريكايی

دموكراسی اسلامی يا اسلام دموكراتيك ، جايگزينی آمريكايی

نويسنده: محمد سالم بن محمد امين مجلسی

مترجم : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف »  بیساران

 

علاوه بر تروريسم و مسائل مربوط به آن، دموكراسی از ديگر اموری است كه محققان آن را با من مطرح می­كنند و چند شرط برای دموكراسی و احكامش صادر كرده­اند – كه در مورد آن  حرف خواهم زد-  و بدان گوش سپرده­اند و موارد بسياری كه مربوط به تكفير هستند را بر آنها بنا نهاده­اند و هنجارهای جامعه را زير پا گذاشته­اند.

به هر حال من روی منبرها، نظرم را درباره­ی دموكراسی اعلام كرده­ام و بسياری از كسانی كه به امر دعوت به اسلام همت می­گمارند آن را ثبت و منتشر نموده­اند و من خدا را شکر، هنوز به آن اطمينان دارم، هرچند برخی از علما به نظر من، این مسئله را اشتباه فهميده­اند و ضعف وسستی نشان داده و راه چرب زبانی و تعارف را در پيش گرفته­اند و از جايی كه متوجه نيستند در دام دشمنان اسلام افتاده­اند و اين كمترين چيزی است كه می­توان درباره­ ی آنان گفت ودر اين مسير تمهيداتی وجود دارد:

  • اول اينكه خداوند سبحان مي­فرمايد: « فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّـهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا »﴿ النساء/٥٩ ﴾ «و اگر در چيزی اختلاف داشتيد ( و در امری از امور كشمكش پيدا كرديد ) آن را به خدا ( با عرضه به قرآن ) و پيغمبر او ( با رجوع به سنّت نبوی ) برگردانيد ( تا در پرتو قرآن و سنّت ، حكم آن را بدانيد . چرا كه خدا قرآن را نازل و پيغمبر آن را بيان و روشن داشته است . بايد چنين عمل كنيد ) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد . اين كار ( يعنی رجوع به قرآن و سنّت ) برای شما بهتر و خوش فرجام‌تر است».

منظور ارجاع امور به وحی است كه همان حجت پا برجاست، نه به نظريات و سلایق مردم و گفته­های دانشمندان در توجیه امور ، که تقليد از آن ناپسند است.

بیشتر بخوانیددموكراسی اسلامی يا اسلام دموكراتيك ، جايگزينی آمريكايی

دروغ دموكراسي

دروغ دموكراسي

 

به قلم   : شريف عبد الله/ مصر

مترجم : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف »  بیساران

 

زمانی که ايالات متحده آمريكا، تصميم گرفت به عراق حمله کند، نه به مشورت با اعضای داخلی شورای امنيت سازمان بين الملل اهمیتی داد و نه حتی به ماهیت دموکراتیک مجمع عمومی سازمان ملل متحد توجهی کرد، در حالی که  هر دوی اين­ها – شورای امنيت و مجمع عمومی – در اصل ایده­هایی آمريكايی بودند كه در سال ۱۹۵۴ نويد آن به جهان داده شد، با این وجود، بوش، رئيس جمهور آمريكا، به اين اعتبار كه مشكل بزرگ مسلمانان، عدم وجود دموكراسی در جوامع و حكومت­هايشان است، می آيد تا برايمان، به زور، آن دموكراسی – دروغ- را بياورد.

بوش به این امید که مسلمانان از طریق او، در سايه ی گسترده ی دموكراسی  زندگی كنند، دموکراسی­ خود را ، که سرانجام به کشورهای عربی نیز خواهد رسید، برگزيده و عنايت الهی بر مردم مي­داند  تا آنان را از تاريكی [ دين اسلام !! ] به سوی نور دموكراسی و آزادی ببرد و بنابراين دموكراسی و آزادی ، برنامه­ای آسمانی برای بشريت است كه بوش آن را نوید می داد.

بوش برای مسلمانان فتوا صادر می کند كه دموكراسی تناقضی با اسلام ندارد!

جالب این جاست که برخی ازروشنفكرنمايان مسلمان نيز می خواهند ما را به سمت این دموكراسی سوق دهند و تصور می کنند اين موضوع ، تنها در آزادی انتخاب حاکم از طریق صندوق­های رأی، خلاصه می­شود اما حقيقت اين است كه انديشه­ی دموكراسی ناشی از تصورات كلی درباره ی زندگی و هستی ست و برگرفته از تمدنی­ست كه با اسلام اختلافی ريشه­ای و عميق دارد:

  • تمدن غربی براساس جدايی دين از زندگی بنا شده است و وقتی دين از زندگی جدا شد، چه كسی جامعه و حكومت را با مقررات و احكام و قوانين ، سازمان­دهی می­كند؟! طبق مبادی تمدن غرب، اين كار توسط مردم انجام می­شود.
  • هنگامی که در اسلام حاكم و قانون­گذار خداوند سبحان و تعالی است و مردم فقط زمامدار حکومت هستند که خداوند حق انتخاب حاكم را به آن ها داده است، بنابراین پيمان خلافت، پيمانی از سر رضايتمندی و اختيار است و  خليفه نماينده ی مردم در اجرای اسلام است. پس نه امت  ونه حاكم و نه شوراها هیچ قدرتی در قانون­گذاری ندارند.

برای روشن شدن اين مطلب ناگزيريم چند نكته را بيان كنيم:

  • پيش از ورود شرع، حكمی وجود نداشت:

شرع حنیف مقرر کرده كه حاكم خداوند سبحان و متعال است و درنتيجه مصدر احكام، وحی­ای ست كه بر رسول الله –صلی الله علیه و سلم- نازل می شد. خداوند مي­فرمايد: «إِنْ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ» «فرمانروائی از آن خدا است و بس. خدا دستور داده است که جز او را نپرستید»(یوسف/۴۰) و نيز مي­فرمايد: «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الْكَافِرُونَ» «و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند، او و امثال او متمرّد (از شریعت خدا) هستند»(مائده/۴۷) و نيز می فرمايد: «وَأَنْ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ« « و (به تو ای پیغمبر فرمان می‌دهیم به این که) در میان آنان طبق چیزی حکم کن که خدا بر تو نازل کرده است»(مائده/۴۹)

بیشتر بخوانیددروغ دموكراسي

اسلام و دموکراسی: باهم یا ضد هم ؟

اسلام و دموکراسی: باهم یا ضد هم ؟

نویسنده: حسن الحسن

مترجم : انجمن « اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف »  بیساران

 

 

ما به ناچار باید در مورد موکراسی و ابعاد مجسم آن در جهان اسلام، با نهایت آرامش، بینش و وسعت نظر بحث کنیم. برخی گمان می­کنند بحث در مورد بینش دموکراتیک و تعیین میزان ارتباط آن با اسلام، بحثی سفسطه­انگیز و بی فایده است. اما این قضاوتی بسیار سطحی­ست زیرا جریان دموکراسی مقامی جهانی پیدا کرده است تا جایی که غرب، که تمدن و نفوذش بر جهان سلطه یافته، از یک سو آن را به عنوان تنها راه اصلاح زندگی بشر ترویج می­دهد و از سوی دیگر، به ترویج و انتشار آن در جهان فرا می­خواند و در این راه حتی از زور و تحمیل نیز استفاده می­کند، مخصوصاً در جهان اسلام.

معیار سلامت وضعیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در هریک از کشورهای جهان از نگاه غرب بستگی به تحکیم ارزش­های دموکراتیک در آن کشور داردو علاوه­براین میزان سلامت و رفاه جامعه نیز با گستره­ی تغییردموکراسی در آن کشور سنجیده می­شود.

غرب براین فرض است که جهان اسلام تا زمانی­که از دموکراسی دور باشد، در معرض بی­ثباتی و لرزش و تلاطم است و اقتدار دیکتاتوری، چیزی که از نظر غرب منبع تنش و نگرانی دائم برای سایر جهان است، در آن فراگیر خواهد بود و رهایی مسلمانان از کوره­ی ظلم و ستم و بی عدالتی ممکن نیست، مگر با پیشرفت دموکراسی کشورهایشان.

در دهه­های اخیر بیش­تر دولت­ها و گروه­های سیاسی در جهان اسلام ادعای دموکراسی دارند و آن را تبیلغ می­کنند و براین باورند که تبلیغ و ترویج دموکراسی هدف اصلی آن­هاست با وجود تناقض­های عملی یا عقیدتی که در این بینش وجود دارد و در بیش­تر موارد هر دو تناقض را می­توان در آن دید.

اهمیت و حساسیت موضوع زمانی روشن می­شود که دموکراسی، به عنوان نظریه­ای شایسته، برآینده­ی امت اسلامی تحمیل شود. به همین خاطر ما به ناچار باید به بحث در مورد بینش دموکراتیک بپردازیم و با نهایت آرامش و وسعت نظر ابعاد مجسم آن را در جهان اسلام مشخص کنیم.

در ابتدا باید ماهیت ارتباط بین دموکراسی و اسلام را بدانیم. دموکراسی، عامل تعیین کننده­ی هویت امتی­ ست که با آغوش باز از آن استقبال می­کند و آن را معیار مناسبی برای اعطای مشروعیت به هر سیستم، قانون یا اندیشه­ی حاکم بر امور زندگی به شمار می­آورد. قوانینی که در صورت عدم مشروعیت، در میان ملت جایی نخواهند داشت، مگر با زور.

بیشتر بخوانیداسلام و دموکراسی: باهم یا ضد هم ؟

ارتباط میان دین و دموکراسی

ارتباط میان دین و دموکراسی

 

مولف  : شیخ حامد بن حمد العلی

مترجم : انجمن ” اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف ” بيساران

 

تعیین رابطه ی میان دین ودموکراسی با درک مفهوم هر یک از آن دو ممکن خواهد بود.مفهوم دین، مانند بسیاری از مفاهیم دیگر، که در برخی از مقاله های سابق، از آن سخن به میان آمد، از جمله مفهوم اصلاح، فساد، تمدن و روابط بین تمدن ها بر مردم ملتبس شده است.

دین در اصطلاح غربی، یک مرحله ی زمانی در زندگی ملت است که اروپا با ورود به مرحله ی علم و عقل بشری، از آن گذشته است. بعضی از فلاسفه ی غربی مانند ولتر و روسو می گویند : “دین از تولیدات قسیسان و کاهنان تیز هوش است که برای درمان مشکلات جامعه، به هر ترفندی بود، آن را به وجود آوردند”.

با این وصف ما ناچار به توضیح مفهوم دین هستیم :

کلمه ی “دین” در قرآن کریم به کار رفته است و به این ترتیب، حداقل در میان مسلمانان، به خاطر درک مفاهیم شرعی(حقوقی) مربوط به آن ، به یک معنای مشروع تبدیل شده است، از جمله ی این مفاهیم :

–        حکم تعهد به دین اسلام

–        حکم ادیان دیگر

–        حکم پای بندی به دینی غیر از اسلام

–        حکم اعتقاد به دینی دیگر، در کنار اعتقاد به اسلام

 

همه ی این مسائل در قرآن و سنت آمده است و امت اسلامی، بدون هیچ اختلافی، بر آن ها اجماع دارندو تنها برخی از معاصرین، کسانی که درباره ی آن ها در مقالات سابق سخن گفتیم و گفتیم که آن ها اسلام و مسلمانان را الگو قرار نمی دهند بلکه می خواهند، نظراتشان را که در مخالفت با اسلام خلاصه می شود، ارائه دهند ؛ دچار سردرگمی گشته اند .

بیشتر بخوانیدارتباط میان دین و دموکراسی

ابو دجانه رحمه الله و پایان افسانه C.I.A

ابو دجانه رحمه الله و پایان افسانه C.I.A

به قلم: موسی سحر شکن

 

طواغیت و بخصوص دستگاه های اطلاعاتی شان ، همیشه سعی بر این دارند که درباره خود به مردم چنین القاء کنند که دارای صفات خدایی هستند،صفات خدایی مانند سمع و بصر وعلم مطلق و ….چه بسیار از آنها می شنویم که در باره خود می گویند:
{ وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ: تو به هيچ كاري نمي‌پردازي و چيزي از قرآن نمي‌خواني ، و هيچ كاري نمي‌كنيد ، مگر اين كه ما ناظر بر شما هستيم ، در همان حال كه شما بدان دست مي‌يازيد و سرگرم انجام آن مي‌باشيد…. أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ : آيا گمان مي‌برند كه ما اسرار پنهاني و سخنان درگوشي آنان را نمي‌شنويم‌ ؟ ! آري ! ( ما آگاه از راز و رمز ايشان و شنواي نجواي آنان بوده و ) گذشته از اين ،فرستادگان ما در كنارشان حاضر و بر اعمالشان ناظرند و ( همه كردار و گفتارشان را ) مي‌نويسند وثبت و ضبط مي‌كنند……. وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ: و مي‌دانيم كه به خاطرش چه مي‌گذرد و چه انديشه‌اي در سر دارد ، و ما از شاهرگ گردن بدو نزديكتريم……… وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ ‏:‏ و ما ، هم پيشينيان شما را مي‌دانيم و هم پسينيان شما را ، ( و مي‌دانيم كه كي بوده‌اند و چه كرده‌اند ، و كي خواهند بود و چه خواهند كرد ) ……….. فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدّاً ‏:‏ ( ا در نزول عذاب ) بر آنان شتاب مكن . ما تمام اعمال ايشان را دقيقاً محاسبه مي‌كنيم ( و جزاي كارهايشان را خواهيم داد ) …… إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ: ما مي‌دانيم آنچه را كه مخفي مي‌دارند و آنچه را كه آشكار مي‌سازند…… وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ: ما بر هر چيزي آگاه و دانا بوده ( و هستيم)……. فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ ‏: ‏ مسلّماً ( اعمال همه را مو به مو و ) آگاهانه براي آنان شرح مي‌دهيم‌ ؛ چرا كه ما از آنان به دور نشده‌ايم ( و همه‌جا حاضر و ناظر كردار و رفتارشان بوده‌ايم ) ……. الَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا: بازگشت آنان به سوي ما است و ما ايشان را از كارهائي كه كرده‌اند آگاه مي‌سازيم ( و نتائج تلخ و شوم اعمالشان را بديشان خواهيم چشاند)……..
ویا از کسانی که به خدایی بودنشان باور کرده اند می شنویم که درباره شان می گویند:

بیشتر بخوانیدابو دجانه رحمه الله و پایان افسانه C.I.A

واکنش مرتدین سکولاریست کردستان نسبت به جریان های مخالف خود در مسئله تبلیغات

madkhaliiy

واکنش مرتدین سکولاریست کردستان نسبت به جریان های مخالف خود در مسئله تبلیغات

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

به صورت سر فصل می توان به چندین مورد اشاره کرد که بهترین آن ها از این قرارند:

۱- پیروی مطلق از «تئوری توطئه»

بدین معنی که هر جریان مخالف خود را نوعی توطئه طلبی و دسیسه چینی علیه خود پنداشته و آن را ساخته و پرداخته ی دشمنان خود می دانند اما در تبلیغات شان نمی گویند «دشمنان حزب ما» بلکه در کمال مردم فریبی کلمه ی «دشمنان ملت کرد» را به کار می برند.

۲- تمام اندیشه ها و برنامه های مخالف خود را توطئه و دسیسه چینی دولت مرکزی و به خصوص اطلاعات آن کشور معرفی می کنند. هم چنان که خود عامل دست خارجی های صهیو صلیبی کافر یا حتی دول همجوار بوده اند.

۳- دشمن سازی و بر چسب زنی بدین معنی به اطرافیان می نگرند که ببینند مردم آن جلسه از چه چیزی بیشتر دوری می کنند. اگر از بسیجی جماعت دوری می کنند می گویند فلانی بسیجی و اطلاعاتی است، اگر طرف صوفی باشد، می گویند فلانی وهابی است. اگر طرفشان اخوانی باشد می گویند فلانی تندرو رادیکال است و… مکر شیطان هر چند که ضعیف است اما در عین تنوع آن اگر عقیده ی صحیح بر فهم سلف صالح در برابرش نایستد خیلی جاها کارساز است.

بیشتر بخوانیدواکنش مرتدین سکولاریست کردستان نسبت به جریان های مخالف خود در مسئله تبلیغات

روش زدودن آثار مخرب فکری ، عقیدتی و ظاهری مرتدین در منطقه

tawhid

روش زدودن آثار مخرب فکری ، عقیدتی و ظاهری مرتدین در منطقه

تنها راه ممکن جهاد و اعلای کلمه الله و تشکیل حکومت اسلامی است. تنها و تنها در این صورت است که سرطان مرتدین از جسم سرزمین های مسلمان نشین بریده و کنده می شود.

ولله الحمد والمنه

و الله اكبر

ابوسلیمان هورامی

تاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت ( ۲ )

pkk.kafer.1

تاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت  ( ۲ )

ارائه دهنده :  ابوسلیمان هورامی

 

جنبشی برای کسب استقلال

اعضای ببرهای تامیل یا ـ جنبش آزادی‌بخش خلق تامیل (ایلم) ـ شجاعت، پشتکار و تعهدی مثال‌زدنی داشتند. هدف جنبش آزادسازی بخشی از خاک جزیره سریلانکا از مدیریت دولت مرکزی و کسب استقلال قوم تامیل بود. ببرهای تامیل در راه این هدف ذره‌ای تردید نداشتند. آنها از معدود جنبش‌های غیرمذهبی دنیای معاصر بودند، اما از مؤمن‌ترین عناصر در میان همنوعان خود به شمار می‌آمدند. ازماه اوت ۲۰۰۶ (شهریور ۱۳۸۵) که رئیس جمهوری جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا عزم خود را برای نابود کردن ببرها جزم کرد، کتاب پرماجرای حیات این جنبش به آخرین صفحه‌هایش رسید.

اما سرآغاز واپسین نبردها را باید در آوریل ۲۰۰۶ (اردیبهشت ۱۳۸۵) دانست. در آن زمان زنی از اعضای ببرها با ظاهر زنی که باردار است در مقر ارتش سریلانکا افنجاری انتحاری انجام داد که ژنرال «فونسکا» را به قتل برساند. فونسکا از آن سوءقصد جان سالم به در برد. اما جراحت‌هایی برداشت که ناگزیر مدت شش ماه را در بیمارستان گذراند.

بیشتر بخوانیدتاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت ( ۲ )

تاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت ( ۱ )

pkk.kafer

تاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت  ( ۱ )

 

ارائه دهنده :  ابوسلیمان هورامی

 

پایان چریک‌های موسوم به ببرهای تامیل (ایلم) در سریلانکا را نباید رویدادی خارج از چارچوبه تحولات جهانی  سکولاریستهای ویرانگر به حساب آورد. در دنیای سکولاریستی  که مسیر و مدار امور به سمتی هدایت می‌شود که فرهنگ و اندیشه‌های سکولار – لیبرالی غرب فراگیر شود، از خرده فرهنگ‌ها و به تبع آن اقوام مختلف، حمایتی جز حمایت‌های آرشیوی به روش مثلاً یونسکو به عمل آورده نمی‌شود. بدیهی است در دنیای سکولاریستی  که سمت و سوی آن از این قرار تعریف شده است که خرده فرهنگ‌ها و قومیت‌ها برای امواج فرهنگ  سکولاریستی جهانی جا باز کنند و خود به موزه‌ها و کتابخانه‌ها بروند، جنبشی قومی که برای کسب هویت ملی و استقلال سرزمینی می‌جنگد، اگر از درایت رهبران جنبش بیداری اسلامی برخوردار نباشد و نتواند پشتوانه ی مردمی ، مادی و نظامی هم فکرانش  در سراسر دنیا را به دست آورد  و واقعیت عینی  و عقیدتی ملتش را نادیده بگیرد ، به سرنوشت جنبش ببرهای تامیل دچار خواهد شد ؛ که زیر سنگین‌ترین و خشن‌ترین حمله‌های ارتش سریلانکا به کلی نابود شدند.

سازمان ملل به جای محکوم کردن حکومت ظالم واشغالگر جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  در روش نادرستش در برخورد با قضیه ی ملیتها و آزادیهای عمومی و انسانی مورد ادعای خودش ، یکجانبه  به محکوم کردن« بخشی »از فعالیتهای چریکهای ملی گرای کمونیست  تامیل پرداخت . غرب که همواره به بهانه های مختلف در مسائل کشورهای جهان دخالت می کند، گویی که جرایم موجود در جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا که از طرف حکومت و احزاب فاشیستی سینهالی و تامیلی بر سر مردم بی پناه تامیل می آید ، برایش خط ناخوانایی است که سواد خواندنش را ندارد. هرچند که بهانه مداخله غربی ها در چین و هند، اقتصاد این کشورها و در افغانستان و پاکستان و عراق  وسومالی و…اتهام ارتباط داشتن با بیداری اسلامی و مجاهدین مخالف اشغالگران  سکولاریست با شعار مبارزه با تروریسم است، اما به نظر می رسد که هنوز هیچ نفعی در جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا وجود ندارد که توجه دولت های سکولاریست غربی را به خود معطوف کند و به بهانه ی آن هم که شده از قتل و عام هزاران تامیلی به دست حکومت مرکزی و چریکهای مسلح از یکطرف و کشت و کشتار مسلمانان تامیل توسط چریکهای تامیل سخنی به میان آورند.

بیشتر بخوانیدتاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت ( ۱ )