جوانان، سکولاریسم و بحران هویت-۲

جوانان، سکولاریسم و بحران هویت-۲

نویسنده‌: محمّد ملاّزاده‌

تعریف هویت

کالبدشکافی هویت از این رو ضرورت پیدا می‌کند که طرفداران گرایشهای مختلف فکری و سیاسی پیرامون معنی و مفهوم آن اختلاف‌نظر فراوان پیدا کرده و به ارائه‌ی تعاریف گوناگون از آن برخاسته‌اند. ما مسلمانان به لحاظ اینکه در حوزه‌ی فرهنگ اسلامی می‌اندیشیم و براساس آن پیرامون اشیاء حکم صادر می‌کنیم طبیعی است که تعریف مخصوص خود را از واژگان داشته باشیم.

دکتر محمد عماره می‌گوید: «هویت هر چیز در فرهنگ و عرف اسلامی مأخوذ از «هُوَ هُوَ»، و عبارت از جوهر و هسته، و حقیقت و لب آن است. هویت انسان یعنی جوهر و هسته و حقیقت و لُبّ انسان و آنچه که انسان بوسیله‌ی آن انسان می‌شود و از بقیه‌ی حیوانات امتیاز پیدا می‌کند. و این تعریف در مورد فرهنگ و تمدن و سایر اشیاء نیز صادق است»[۲].

به تعبیر دیگر، هویت را می‌توان به اثر انگشت تشبیه کرد. زیرا چنانکه از کانال اثر انگشت اشخاص را شناسایی می‌کنیم هویت نیز «موجب شناسایی شخص یا چیزی می‌شود»[۳].

نکته‌ی قابل توجه اینکه، در هر چیزی «ثوابت» و «متغیّرات» وجود دارد و تنها آن دسته از صفات و خصوصیات اشیاء که ثابت هستند در شناسایی هویت آنها مؤثر واقع می‌شوند. زیرا صفات مؤثر در هویت‌آفرینی صفاتی هستند که زمان و مکان تأثیری بر آنها نمی‌گذارند. هر وصفی که تغییرپذیر باشد نقشی در هویت‌آفرینی ندارد. دکتر محمد عماره می‌گوید: «هویت، ویژگی ثابت و غیرمتغیّری است که همواره تجدد پیدا می‌کند بدون اینکه حقیقت و ماهیت آن تغییر کند و باعث تشخیص شیئی از سایر اشیاء می‌گردد …»[۴].

اقسام و مؤلفه‌های هویت

تحلیل‌گران و محققان علوم اجتماعی، هویت را به اعتبار وصفی که در پی آن می‌آید به اقسام مختلف سیاسی، فرهنگی، ملی، قومی، دینی، مذهبی، اجتماعی و … تقسیم کرده‌اند که به عنوان خمیرمایه و عنصر اصلی در آفرینش و بافت همه‌ی آنها نقش اساسی دارد. چرا که هویت یک فرهنگ یا ملت یا قوم همان عنصر اصلی پدید آورنده و حافظ آن است اما در میان همه‌ی عناصر، دو عنصر «دین» و «ملیت» بیش از سایرین در ساخت هویت یک قوم مؤثر هستند. لهذا در این رساله به تبیین هویت دینی و ملی و بیان مؤلفه‌های پدیدآورنده‌ی این دو می‌پردازیم.

هویت دینی

دین در طول تاریخ به عنوان یک عنصر نهضت‌ساز و فرهنگ‌آفرین در میان انسان‌ها مطرح بوده است و سازنده و مولد تمدن اقوام و ملل به شمار می‌رود. دین پناهگاهی است که انسان به هنگام قطع امید از تمامی تعلقات، در سایه‌ی آن به ساحل امن و اطمینان می‌رسد و احساس خوشبختی می‌نماید.

بنابراین، دین اسلام به عنوان آخرین و کاملترین دین وحیانی جوهر و خمیرمایه‌ی فرهنگ و تمدن مسلمانان به شمار می‌آید. به قول دکتر محمد ستوده: «اگر منطق حاکم بر رقابت منابع هویت‌ساز را در چهار عرصه‌ی قوت نظری، کشش احساسی، قدرت و پیوند به اعتقاد بدانیم آموزه‌های اسلامی به دلیل انطباق آن با فطرت انسانها می‌توانند منبع هویت‌ساز فراگیر و جهان‌شمول محسوب شوند»[۵].

بیشتر بخوانیدجوانان، سکولاریسم و بحران هویت-۲

جوانان، سکولاریسم و بحران هویت-۱

جوانان، سکولاریسم و بحران هویت-۱

نویسنده‌: محمّد ملاّزاده‌

یکی از معضلهای اصلی بشر در جهان امروز، معضل «بحران هویت» است. زیرا تهدیدها و خطرهای ناشی از آن بیشتر از هر کس متوجه نسل جوان و نوجوان ممالک جهان سوم (بویژه ممالک مسلمان‌نشین) است. چون پاسخگو نبودن قرائت و تفسیر معمول، متداول و رسمی از نصوص دینی توسط شارحان و متولیان کنونی تبلیغ و تفسیر دین، و اضمحلال پایه‌های فرهنگ سنتی ملی از یک سو، و گرفتاری در چنبره‌ی جاذبه‌های شگفت‌انگیز علوم و تکنولوژی مدرن دنیای غرب از دیگر سو باعث شده که جوانان ما گرفتار نوعی خودباختگی و انفعال مأیوسانه شوند. از این‌رو تغییر خطاب دینی و ارائه‌ی تفسیری متناسب با نیازهای عصر، و در عین حال نشأت گرفته از عقلانیت اسلامی [از متون دست اول دینی (قرآن و سنّت)] ضرورتی است اجتناب‌ناپذیر.

در واقع سنین جوانی سنین دست و پنجه نرم کردن با هنجارها و ناهنجاریهای گوناگون زندگی، و سنین امیدها و آرزوها است. لذا اگر فرد در این سن گرفتار یأس و انفعال شود برای همیشه ناکام و مأیوس باقی خواهد ماند.

مزید بر علت دنیای سرمایه‌داری غرب و در رأس آن، کشور امپریالیستی امریکا می‌کوشد از کانال استفاده از فاکتور «نظم نوین جهانی» و فرایند «جهانی‌سازی» الگوی فرهنگ و اندیشه‌ی خود را به زور بر همه‌ی جهان [بویژه جهان اسلام] تحمیل کند و اگر ملتی از پذیرش بدون قید و شرط خواسته‌های آنان ابا ورزد و در صدد مقاومت و حفاظت از هویت دینی و ملی خود برآید باید مورد تهاجم نظامی واقع شود و علاوه بر اینکه خود، خوار و ذلیل و زبون گردد و ثروتهای ملی‌اش به تاراج رود، باعث تنبیه دیگران و تسلیم زبونانه‌شان نیز بشود. جهان سرمایه‌داری غربی آشکارا و بی‌پروا اعلام می‌دارد که خواهان تحمیل الگوی فکری، فلسفی «لیبرالیسم» و سیستم حکومتی و نظام سیاسی «دموکراسی» است [اما طبق تفسیری که خود از دموکراسی دارد و مناسب حال کشورها و ملت‌های مختلف می‌داند] بر همه‌ی جهان است! غرب در صدد است از کانال ازدواج میان فلسفه‌ی لیبرالیسم و سیستم حکومتی دموکراسی، جوامع بشری را به سوی «سکولاریسم» سوق دهد و همه‌ی انسانهای جهان را در طرز تفکر و تعقل و در روش زندگی «سکولار» پرورش دهد و آنها را طوری بار بیاورد که جز به این جهان و بهتر نمودن زندگی در آن [به عبارت دقیق‌تر مسابقه در دنباله‌روی و تقلید از غرب] به هیچ چیز دیگر فکر نکنند.

لغزش دنیای غرب در دامن سکولاریسم به دلیل فقدان ایمان صحیح برگرفته از وحی، طبیعی است تا بدین وسیله خود را از بحران درونی برهاند. ولی این مقوله بر جوامعی که از پتانسیل قوی ایمان و معنویت بهره‌مند، و در سایه‌ی آن، از اطمینان روحی برخوردارند، صدق نمی‌کند.

بیشتر بخوانیدجوانان، سکولاریسم و بحران هویت-۱

علمای سکولار؛ پارادوکسی در قالب روشن فکری دینی

علمای سکولار؛ پارادوکسی در قالب روشن فکری دینی

مؤلف: شیخ ابوسعد العاملی (حفظه الله)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله وحده، والصلاة والسلام علی من لا نبی بعده، و بعد…

سکولاریسم یعنی جدایی دین از دولت و سیاست و میدانهای رهبری و شؤنات زندگی .. و منحصر کردن فعالیت­ها، اهداف و وظایف دین درگوشه­ی صومعه­ها و کنیسه­ها و مساجد .. تا اینکه دین تبدیل به مسئله­ای شخصی و فردی شود­ .. دینی که از فعالیت و نشاط­های زندگی دنیا دور و تهی است .. به معنای دیگر، یعنی اینکه دین فعالیت و وظایفش فقط در حد ارتباط بنده با پروردگارش باشد و حق خداوند بر بندگانش فقط در انجام عبادات و شعائر تعبدی و دور از چهارچوب زندگی سیاسی و حکومت داری و اداره­ی زندگی باشد .. و داعیانش این گونه ندا سر می­دهند که: سهم خداوند از فعالیت روزمره­ی افراد فقط گوشه­ی مسجد و کلیسا و عبـادت بنـدگان در این امـاکن می­باشد .. و دیگر کـارهایی مانند: حکـومت­داری و مباحث دولت و سیاست و اهداف کـلی آن و چهارچوب و جزئیات زندگی مردم همه­اش مربوط به قیصر { قیصر در اینجا نماد حاکمان و رهبران و فرمانروایان است. } و خصوصیات اوست .. وآنچه که مربوط به قیصر است خداوند را درآن دخالتی نیست و از آن بی­بهره است .. وآنچه که حق مسلم اوست به قیصر تعلق می­گیرد و برای او حق کاملی وجود دارد که دخالت و مشارکت نماید .. چه این دخالت، منع کردن و حذر دادن از چیزی باشد که خداوند آنرا روا نموده باشد و یا حلال کردن حرامهایش باشد. {لذا می­بینیم که در بسیاری مواقع و موارد (قیصر و سربازانش) حتی وارد فعالیت مساجد می­شوند و کلمات خطیبان و داعیان را خود نوشته و یا دست کاری می­کنند و اینکه چه وقت باز باشد یا بسته .. چه وقت فعالیت کند یا تعطیل باشد .. چه کسی وارد و یا خارج می­شود .. و برای این کار دوربینها و جاسوسانی را گماشته­اند که رکوع و سجود بندگان خدا را کنترل کنند .. سبحان الله حتی مساجد، در شریعت و قانون این قیصریان سکولار معاصر خالصانه برای خدا نیست و در آن دخالت می­کنند }

خداوند متعال می­فرماید: )وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيباً فَقَالُواْ هَذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ( انعام۱۳۶

«بت­ پرستان هميشه دچار اوهام و خرافاتند مثلاً اينگونه که: مشركان سهمي از زراعت و چهارپاياني را كه خدا آنها را آفريده است براي خدا قرار مي­دهند و به گمان خود مي­گويند: اين براي خدا است (و با اين سهم به خدا تقرّب مي­جوئيم و بدين منظور آن را به مهمانان و ناتوانان مي­دهيم) و اين براي شركاء (و معبودهاي) ما است (و با اين سهم نيز به بتها و اصنام تقرّب مي­جوئيم و بدين منظور آن را صرف رؤسا و پرده‌داران و خادمان بتكده‌ها و معابد مي‌نمائيم) امّا آنچه به شركاء (و معبودهاي) ايشان تعلّق مي‌گيرد به خدا نمي­رسد (و صرف آن در راه او ممنوع است) و آنچه متعلّق به خدا مي­باشد به شركاء (و معبودهاي) ايشان مي­رسد (و مي­تواند صرف آنها گردد و به سرپرستان و خدمتگذاران اصنام ايشان داده شود). چه بد داوري مي‌كنند».{ ابن­کثیر در تفسیر این آیه می­فرماید: «­… این سرزنش و توبیخی است از طرف خداوند متعال به مشرکانی که بدعت و کفر و شرک را اختراع می­کنند و برای خدا بهره و نصیب ناچیزی از متاع و کالایی دنیایی قرار می­دادند، حال آنکه او خود خالق همه چیز است ..» ج۳ ص۳۴۴٫

بیشتر بخوانیدعلمای سکولار؛ پارادوکسی در قالب روشن فکری دینی

چرا اسلام دين جهانى و برای تمام عصرهاست

چرا اسلام دين جهانى و برای تمام عصرهاست

ارائه دهنده : ابو محمد  مهابادی / مدرس

با دین و ديندارى نبايد ستيزه كرد زيرا گرايش به دين در وجدان جهانى جاى دارد و در همه جا مظاهر آن ديده ميشود و هيچ قدرت نظامى يا انديشة فلسفى يا نگرش علمى، نتوانسته‌است ريشة دين‌باورى را بر كند و يا رسوم آنرا بكلي بر اندازد! اما ديندارى هم مانند ديگر پديده‌هاى طبيعى، آفاتى دارد كه آنرا بيمارگونه ميكند. بايد آفتها را شناخت و با آنها به مبارزه برخاست. نزاع با ديگران درباره بنياد دين، درست نيست وبجايى هم نخواهد رسيد.

شمشير “دين‌ستيزان” كندتر و كوتاهتر از آنست كه ريشۀ ديندارى را بزند بويژه كه خود، حيران و گمگشته‌اند و راه خدا را بدرستي نمي‌شناسند! پس چنانكه گفتيم بايد آفتهاي دين‌باوري را شناخت و بدترين آنها، بي‌ترديد خرافات است كه در گذشت روزگار چون غباري بر چهـــــرة دين نشسته و صورت پاك و روشن آنرا تيره ساخته است. نسل نو را بايد از خرافه‌ها با خبـــر و بر حذر داشت تا فرداي دين، فرداي روشني باشد. بعلاوه پيروان اديان توحيـــدي بهتر است بجــــاي ستيزه‌گريهاى با يكديگر، هر كدام فوائد و امتيازات دين خود را با دليل و مدرك نشان دهند و خدمات آئين شان را به بشريت بازگو كنند و آنگاه گزينش دين فردا را به نسل فردا سپارند.

ما در اينجا از خدمات فرهنگ و تمدن اسلامي به جهانيان و نقشي كه اسلام در اين باره بر عهده داشته، سخنى نميگوييم زيرا كه “اين رشته سر دراز دارد” ولي در خلال چند اصل، از مباني اين آئين الهی سخن بميان ميآوريم و داورى را بخوانندگان ارجمند ميسپاريم:

۱- اسلام، دين خرد گرايى و ارزشمند شمردن “عقل” و “فكر” و “برهان” است و آيات قرآني كه دراين باره آمده از هفتاد آيه در ميگذرد. قرآن كريم ميفرماید:(وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ) يونس: ۱۰۰٫  يعني: «(الله) پليدى را بر كساني مينهد كه عقل و خرد را بكار نميبرند».

بیشتر بخوانیدچرا اسلام دين جهانى و برای تمام عصرهاست

چپ را در کردستان فراموش كن [ نوشته های یک سکولار قدیم سوسیالیست در کردستان]

چپ را در کردستان فراموش كن [ نوشته های یک سکولار قدیم سوسیالیست در کردستان]

 نوشته :  یونس قربانی فر 

چپ تداعي گر بسي خاطره هاست ؛شورشگري ،مبارزه،مقاومت،پايداري،عدالت طلبي،انسان دوستي و بسياري ديگر از زيباترين جلوه ها و نمود ها ي كردار انساني. و سركوب ،كشتار،اعدام ،تبعيد ، شكنجه ، نابردباري و در كل برپايي دوزخ براي زمينيان، بخشي ديگر از خاطره هاي مرتبط با چپ هستند كه نمود پليد ترين وظالمانه ترين كردار هاي انساني مي باشند.

اين خاطره ها در گستره ي تاريخ جهاني تنها مختص به مردماني نيستند كه تجربه حاكميت و قدرت مداري احزاب و گروه هاي چپ را از سر گذرانيده باشند،بلكه در اذهان تاريخي تماني مردماني وجود دارند كه تجربه ي حضور و كنشگري گروه هاي چپ را از سر گذرانيده اند.در ميان ما نيز كه انديشه گري و عملگري سياسي را باچپ آغازيديم ،تاريخ چپ يادآور همان خاطره هاست؛مبارزه،شورشگري و ايستادگي در يك سو و در سوي ديگرنابردباري سياسي،اتهام زني به مخالفان ،عدم تساهل سياسي،عدم درك ديگري ،راديكاليسم بي بنياد،انشعاب ،تصفيه ،خيانت ودر كل رواج ضد دموكراتيك ترين رفتار هاي سياسي، كه خاطره هاي چپ در تاريخ ماست.

اگرچه مومنان جزم انديش اين ايدئولوژي در خاطره پردازي به شيوه اي خاص خاطره گزيني مي كنند و تنها بخشي از اين خاطرات را به يادها مي آورندو امروز نيز كه به صورت گروهي حاشيه اي درآمده اند از آن خاطره ها بنياد تاريخي   پر افتخار مي نهند وريشه هاي  مشروعيت و تدوام خويش را در اين شيوه از خاطره گزيني مي جويند. 

البته اين مومنان حاشيه نشين امروز نيز  خاطره افريني مي كنند ، كه آن خاطره ها چيزي نيستند جز؛ انشعاب ،خيانت ،عدم درك ديگري ،اتهام زني به مخالفان و همه را با بر چسب فرسوده و اشمئزاز آور مرتجع طرد و نفي نمودن و ترويج كردارهاي ضد دموكراتيك كه هر روز گروه هاي چند نفره يا چند صد نفره از بنيادگرايان چپ بر خاطرات خود مي افزايند.

بیشتر بخوانیدچپ را در کردستان فراموش كن [ نوشته های یک سکولار قدیم سوسیالیست در کردستان]

سید قطب تقبله الله و نگرش او به ورود و خطر کفار سکولار جهانی در سرزمینهای مسلمان نشین

سید قطب تقبله الله و نگرش او به ورود و خطر کفار سکولار جهانی در سرزمینهای مسلمان نشین

ارائه دهنده : عبدالله مسلم

حکومتهای غربی با اهداف سکولاریستی خود، بخاطر چشم طمعی که به منابع سرشار سرزمین های

مسلمین دوخته بودند، می بایست که ابتدا قدرتهای معنوی آنها و هر روحیه ای که ممکن بود برای

آنها مانع یا خطرساز باشد را سرکوب کنند تا بعد بتوانند بر آنها تصرف پیدا کنند. چرا که آنها بخوبی

می دانستند مسلمین طبق آموزه های دینی خود را حزب الله می دانستند که تنها حزب پیروزخواهد بود.

خداوند متعال در این باره می فرماید:  و هر کس الله و پیامبر او و کسانیکه ایمان آوردهاند، دوست بدارد، )او از حزب الله است و یقیناً حزب  الله پیروز است . (مائده/۵۶)

و همچنین با احکام انقلابی و اسلامی همچون وجوب جهاد که الله تعالی بسیار بر آن امر کرده است

و می فرماید:سبکبار و گرانبار )همگی برای جهاد( کوچ کنید، و با اموالتان، و جانهایتان در راه الله جهاد کنید، این برای شما بهتراست، اگر بدانید. (توبه/۴۱)

و کسانی را هم که از جهاد سرباز می زنند را مذمت کرده است و آتش جهنم را سزای این کار آنها

دانسته است، همچنانکه می فرماید: واپس ماندگان )از غزوۀ تبوک( از نشستن خود بعد از )مخالفت با( رسول الله، خوشحال  شدند، و کراهت داشتند که با اموال خود، و جانهای خود، در راه الله جهاد کنند، و )به یکدیگر( گفتند:در این گرما، )برای جهاد( بیرون نروید، )ای پیامبر! به آنان( بگو: آتش جهنم )از این( گرمتراست اگردر مییافتند  (توبه/۸۱)

یا در مورد وجوب امر به معروف و نهی از منکر که باز جزء مسائل مهم جهان اسلام است و تاکیدفراوان بر آن شده است، همچنانکه الله تعالی میفرماید: شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده اید  امر به معروف میکنید و نهی از منکر مینمائید، و به الله ایمان دارید و اگر اهل کتاب ایمان میآوردند؛ قطعاً برایشان بهتر بود، برخی از آنان مؤمنند و بیشتر آنان فاسق و نافرمانند . (آل عمران/۱۱۰)

یا سفارشات فراوانی که در خصوص وجوب همبستگی و اتحاد بین مسلمین و ممنوعیت کمک به دشمنان دارد و می فرماید: همگی به ریسمان الله (= قرآن و اسلام ) چنگ زنید و پراکنده نشوید (آل عمران/۱۰۳)

یا در جایی دیگر میفرماید:  محمد)صل الله علیه و سلم( رسول الله است، و کسانیکه با او هستند، بر کافران سخت گیر و شدید و در میان خود مهربانند  (فتح/۲۹)

همه ی این آموزه ها و دیگر آموزه های مشابه اینها مانع بزرگی برای استعمارگران وجود داشت.لذا طبیعی بود که برای از بین بردن این آموزه ها و تبدیل مسلمین جهادی به انسانهایی که نسبتبه این آموزه ها واکنشی نشان ندهند)سکولاریسم( تلاش کنند. اما با توجه به اینکه این عقایدی که طی قرن ها در جان و ذهن مسلمین رسوخ کرده بود، از بین بردن یک باره ی آنها با عملیات های نظامی کارساز نبود، به فکر این افتادند تا با فرهنگ سازی و بصورت ملایم در بین جوامع اسلامی نفوذ پیدا کنند.

بیشتر بخوانیدسید قطب تقبله الله و نگرش او به ورود و خطر کفار سکولار جهانی در سرزمینهای مسلمان نشین

جنبشهای جهادی اسلامی و شگردها و اهداف جنگ نرم دیکتاتوری سکولاریسم علیه آنها

جنبشهای جهادی اسلامی و شگردها و اهداف جنگ نرم دیکتاتوری سکولاریسم علیه آنها

ارائه دهنده :  احسان هورامی [دانشجوی علوم سیاسی ]

«دشمنت را بشناس و همچنین خود را، خواهی دید كه طی هزاران نبرد هم شكست نخواهی خورد زمانی كه از دشمن غافل هستی و حضورش را نادیده گرفته ای، حتی اگر خودت را خوب بشناسی، بدان كه شانس برد و باخت تو یكسان است. اگر شرایطی هم پیش آید كه هم دشمن و هم خودت را به دست فراموشی سپرده باشی، در هر نبردی، بازنده خواهی بود.»

اگرچه «سون تزو» به عنوان استراتژیست معروف در كتاب «هنر جنگ» نكته فوق را در ۵۰۰ سال پیش از میلاد مطرح كرد، اما این عبارت همچنان اهمیت خود را حفظ كرده و دشمن شناسی یك اصل همیشگی در روابط بین افراد ،احزاب و دولت ها محسوب می شود. به ویژه این اصل در عصر حاضر به جهت بهره گیری از فناوری های نوین در دشمنی از اهمیت فوق العاده حیاتی برخوردار است. هر قدر جنگ ها از ماهیت سخت و نیمه سخت به سمت نرم، تمایل پیدا كرده ضرورت دشمن شناسی نیز پر اهمیت تر جلوه می نماید.

بنابراین با غفلت و فراموشی از تلاشها و نبرد بی صدای دشمن از یك سو و عدم شناخت توانایی ها و ضعف های خود از سوی دیگر، گام های دشمن را به پیروزی نزدیك خواهیم كرد،.

۱- شدت یافتن و پیچیده تر شدن دشمنی

شواهد و بررسی ها نشان می دهد كه جاهلیت موجود شرق و غرب به رهبری  سازمان ملل و توسط آمریکا وناتو  با انگیزه و برنامه های متنوع و پیچیده ، نبرد با اسلام را دنبال می كنند. به عبارت دیگر برخلاف برخی توهمات، ناكامی آمریكا و ناتو برای براندازی نرم نظام اسلامی نه تنها آنها را از پیگیری جنگ نرم مأیوس نساخته بلكه موجب شد تا بر قوت های این پروژه تكیه بیشتر كرده و جنگ نرم را با شدت بیشتر و سازمان یافته تری پی گیرند.

بیشتر بخوانیدجنبشهای جهادی اسلامی و شگردها و اهداف جنگ نرم دیکتاتوری سکولاریسم علیه آنها

آشنائی با شبهات وترفندهای سکولارها علیه اسلام و مسلمین

آشنائی با شبهات وترفندهای سکولارها علیه اسلام و مسلمین

ارائه دهنده: ارسلان ایرانی

با انقلاب اسلامی ۵۷ در ایران سکولاریستها تقریبا از جامعه ی ایران و بخصوص از مناطق سنی نشین توسط نیروهای حکومتی و بومی جارو شدند . نسل گذشته ی اهل سنت با ماهیت اصلی دیکتاتوری دین سکولاریسم و این موجودات و کارها و ادبیات آنها آشنائی دارند اما نسل جوان تجربیات کمتری در این زمینه دارد و سکولاریستهای سنتی که از در اخراج شده اند  با ادبیاتی به روز تر و از کانالهای مختلفی قصد دارند دوباره از پنجره وارد شوند.

 یکی از ابزارهای آنها منافقین یا سکولار زده ها هستند که با ادبیات و لباسی شبه اسلامی  و مودبانه قصد دارند همان اهداف دین سکولاریسم را در میان مسلمین پیاده کنند ، به همین دلیل لازم است که چهره ی واقعی این انسانهای ضد قانون شریعت الله به نسل جوان معرفی گردد تا فریب چنین ساحران و دجالان شبه اسلامی را نخورند . در این راستا به چند مورد از مشخصه های بارز آنها اشاره می شود به امید آنکه چراغی بر فراز راه شناخت این انسانهای چند چهره و دیکتاتور منش باشد :

تحقیر و توهین

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـكِن لاَّ يَعْلَمُونَ(بقره: ۱۳)

  طعم این روش را تقریبا هر فرد مؤمن به اسلام، چشیده است. افراد غیرمذهبی که ندای احترام به نظر مخالفشان، گوش فلک را کر کرده است حتی قادر نیستند ظاهر و لباس مذهبیها را تحمل کنند چه رسد به سخنانشان را! خب این عدم تحمل را چگونه باید نشان دهند تا ژست “تمدن”شان خراب نشود؟ بله! تنها راه تمسخر و در صورتی که جا داشته باشد ناسزاگویی است.

توجیهات شبهه افکنها

 این ترفند را که روشی غیرمنطقی است، در بحث با بیخدایان و بی دینان بارها مشاهده نموده ام. جالب اینکه وقتی به آنها میگوییم چرا شما که ادعای منطق و احترام به مخالف دارید توهین میکنید؟ میگویند: قرآن شما هم به ما توهین کرده است!!! اول اینکه یک تهمت است مثل سایر تهمتهایشان و در اینجا پاسخ خوبی به این ادعا دادیم دوم هم اینکه این سخن سفسطه است زیرا آنها ادعای احترام به مخالف آنهم تحت هر شرایطی را دارند پس اینکه مخالف ،به ادعای دروغ خودشان بدانها توهین کند، هم دلیل بر توهین متقابل نمیشود؛ هر چند که این ادعا یک تهمت ناروا به اسلام است. قرآن به ما دستور میدهد که به بتهای مشرکین هم فحش ندهیم تا آنها در مقابل به خدا فحش ندهند و نیز علی از فحاشی به معاویه منع مینماید و میگوید: «دوست ندارم از دشنام دهندگان باشید» پس این سخن، ادعایی مفت بیش نیست.

بیشتر بخوانیدآشنائی با شبهات وترفندهای سکولارها علیه اسلام و مسلمین

بازی دموکراسی سکولاریستها مسلمین را در چه وضعیتی قرار می دهد؟

بازی دموکراسی سکولاریستها مسلمین را در چه وضعیتی قرار می دهد؟

نویسنده : محمد قطب رحمه الله

آنگاه که وارد بازی دموکراسی می گردیم ناچاریم پذیرای مشروعیت فردی باشیم که حائز اکثریت آراء گردیده حتی اگر بر اساس شرع الله عمل ننماید زیرا این، قاعده و اصل بازی است و نمی توانیم با آن مخالفت ورزیم و در اینجاست که با ممنوعیتی عقیدتی مواجه می گردیم که عبارتست از مشروعیت بخشیدن به چیزی که الله آنرا کفر خوانده، و به رسمیت شناختن حکم و تشریع به غیر از آنچه که الله نازل فرموده است!

و اگر بارها و بارها در نهان و آشکار خود بگوییم که ما موافق حکم نمودن به «غَيْرَ مَا أَنْزَلَ الله» نمی باشیم اما باز مجبوریم که به قواعد بازی احترام گذاشته و در مقابل آن گردن کج کنیم زیرا موافقت کرده ایم که بازی کنیم و فراتر از آن، در بسیاری از اوقات درخواست نموده ایم که به ما نیز اجازه بازی دهند و آن هنگام که ما را از این حق!! محروم می دارند لب به اعتراض گشوده ایم.

دشمنانمان نیز از فرصت درگیر شدن ما در بازی دموکراسی استفاده می نمایند تا ما را در تنگنا قرار دهند، آنان حلقه محاصره را تنگتر می کنند و به ما می گویند: اگر در انتخابات ورود کنید و پیروز نگردید و افرادی غیر از شما که به شریعت حکم نمی کنند حائز اکثریت آراء شوند چه موضعی خواهید داشت؟ و ما -در کمال تعجب- جواب خواهیم داد: به رای ملت احترام می گذاریم!! می پرسند: اگر حکومت را در دست داشتید و ملت از شما روی برگرداند و به گروهی غیر از شما رای داد چه واکنشی نشان می دهید؟ در کمال تعجب باز هم می گوییم: به رای ملت احترام می گذاریم!! آیا حتی اگر رای ملت با آنچه که الله مقرر فرموده نیز در تناقض باشد (باز هم بدان گردن می نهید)؟!

آیا کمرنگ گشتن و ضایع شدن قضیه «لا َإِلٰهَ إِلا الله» و مسأله مشروعیت از این شدیدتر نیز می تواند وجود داشته باشد؟[۱]


[۱] کتاب چگونگی دعوت به اسلام

سکولاریستها يادمان مي اندازند که ….

سکولاریستها يادمان مي اندازند که ….

سکولاریستها يادمان مي اندازند که ما از جنس متفاوتى هستيم، که ما خود را نبايد آلوده بحث قدرت کنيم. تا ما اسم قدرت را مياوريم، فرياد ميزنند که آى مستبدين و تروريستها  آمدند. در حالي كه  زندانها مال خود آنهاست، دادگاهها مال خود آنهاست، مردم را خود آنها مي بندند و مي  زنند، جنجال براي متهم كردن و برچسب زني به مجاهدين و مخالفين حكام مستبد و مرتد را خود آنها راه انداخته اند، جنگها را خود آنها راه انداخته اند، هرروز کوهى از چرک و کثافت و تهديد و گلوله را به سمت ما پرتاب مي کنند تا در همان گوشه بمانيم و سربلند نکنيم و به دخالت در جامعه و به مکانيسم هاى اجتماعى دخالت در جامعه و ايجاد تغيير در جامعه کارى نداشته باشيم. برويم در دنياي خيالي اسلام مورد نظر آنها  زندگى کنيم.

(روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم . ابوحمزه المهاجر هورامی )