شاخصه های جاهلیت صدر اسلام (۱۰)

                                      

  شاخصه های جاهلیت صدر اسلام (۱۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

معرفی برخی از مشخصه های جاهلیت از زبان پیامبر خاتم صلی الله علیه و سلم:

اسعد بن زراره قدری پیش آمد، و به رسم عرب جاهلی سلام كرد و گفت: «انعم صباحا»، ایشان در جواب وی فرمود: خدای من تحیّتی بهتر از این فرو فرستاده است و آن این است كه بگوییم: «سلام علیكم» آنگاه اسعد از اهداف پیامبر سؤال كرد، پیامبر در پاسخ پرسش او، آیه های ۱۵۲ و ۱۵۳، از سوره ی انعام را كه واقعاً آیینه ی تمام نمای روحیات و آداب عرب جاهلی بود؛ تلاوت نمود. و این دو آیه كه متضمن درد و درمان ملتی بود كه صد و بیست سال با یكدیگر جنگ داشتند؛ تأثیر عمیقی در دل وی گذارد. لذا فوراً اسلام آورد و تقاضا نمود كه كسی را به عنوان مبلّغ به «مدینه» اعزام فرماید و پیامبر «مصعب بن عمیر» را به عنوان معلم قرآن و اسلام، به مدینه اعزام نمود. رسول الله فرمود: بگو: بیائید، من اهداف رسالت خود را تشریح كنم. اهداف من عبارتند از:

  • قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا
  • وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا
  • وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ
  • وَلَاتَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ
  • وَلَاتَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ‏
  • لَاتَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ
  • وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَانُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا
  • وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى
  • وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ‏.[۱]

مضامین این دو آیه و طرز گفتگوی پیامبر خاتم صلی الله علیه و سلم با اسعد، گواه بر این است كه قوانین منفی یاد شده، از نشانه های عرب جاهلی و جاهلیت عرب بوده و دامن گیر عموم عرب جاهل صدر اسلام  بوده است، به همین  دلیل رسول خدا در نخستین برخورد با اسعد، این دو آیه را برای او خواند و از این طریق او را با حکم و اهداف رسالت خود در برابر حکم جاهلیت آشنا ساخت.

بیشتر بخوانیدشاخصه های جاهلیت صدر اسلام (۱۰)

جاهلیت و جامعه ی جاهلی و انحصار در زمان و مکانی خاص (۹)

جاهلیت و جامعه ی جاهلی و انحصار در زمان و مکانی خاص (۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

يكي از مباحث مهم به ويژه در تاريخ اسلام مبحث جاهليت است كه منحصر به عصر و زمان معيني نيست بلكه حالت و كيفيت خاصي است كه در هر زمان و مكان مي تواند پديد آمده و تکرار گردد.

سید قطب می گوید: “فهم جاهلیت به این معنی که تنها دوره ی زمانی قبل از بعثت پیامبر خاتم بوده است اشتباه می باشد، بلکه جاهلیت تمام مکاتب و راه هایی است که بندگی بنده برای بندگان باشد، این صفت هم در تمام مکاتب بشری امروز وجود دارد، در تمام مکاتب بشری -بدون استثناء-  انسان ها چندین قانون و برنامه های زندگی شان را از انسان هایی مانند خود دریافت می کنند که این هم با تمام مشخصاتش یعنی جاهلیت؛ جاهلیت این است که زمانی انسان ها در بخشی از عبادات و قوانین زندگی برای همدیگر بندگی انجام می دهند، نه این که عده ای عده ی دیگر را به جز الله بپرستند.

معنی جاهلیت مختص به زمان و مکان مشخص یا قوم مشخصی  نیست، بلکه روند مشخصی است که هرگاه انجام پذیرفت جاهلیت است بدون مشخص کردن زمان و مکان و قوم، با این معیار اکثر جامعه ی کنونی در جاهلیت به سر می برند”.[۱]

بنابراين جاهليت برهه اي از تاريخ و قطعه اي از زمان نيست كه طي شده باشد و قابل بازگشت نباشد، بلكه خود جوهر و حقيقت مشخص و معيني است كه به نسبت محيط و شرايط، زمان و مكان مختلف، صور و اشكال مختلف به خود مي گيرد ولي با وجود اختلاف در صورت و شكل از نظر واقع يك حقيقت بيش نيست.

“اعراب جاهلی از چندین علوم رایج آن زمان مانند ستاره شناسی، جغرافیای طبیعی، باد شناسی، نسب شناسی، ادبیات و شعر آگاه بودند، پس علم به دانش های روز تجربی نمی تواند مانع از به کار بردن جاهلیت در مورد قومی باشد؛ همچنان که امروزه غرب از لحاظ تکنولوژی از پیشرفت قابل توجهی برخوردار است، اما هیچ چیزی وجود ندارد که مانع از آن شود که ما آن ها را جاهل ننامیم.[۲]

بیشتر بخوانیدجاهلیت و جامعه ی جاهلی و انحصار در زمان و مکانی خاص (۹)

جاهلیت، جهل به توحید و قانون شریعت یا جهل به علوم تجربی زمانه؟ (۸)

جاهلیت، جهل به توحید و قانون شریعت یا جهل به علوم تجربی زمانه؟ (۸)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

از نظر زماني دوران قبل از بعثت رسول خاتم تا حدود ۱۵۰ حداكثر ۲۰۰ سال را دوران جاهلي مي نامند.[۱] قرآن كريم نه تنها اطلاق عنوان جاهليت بر اين دوره را نفي نمي‏كند بلكه با ارائه ی تعابيري اين عنوان را مورد تأكيد قرار مي‏دهد. از جمله آنجا كه مي‏فرمايد: «يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ» (آل عمران/۱۵۴) يا در جاي ديگري مي فرمايد: «أَفَحُکْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده/۵۰) همين طور: «لاتبرّجن تبرّج الجاهلية الاولي» (احزاب/۳۳).

با اين گونه تعابير، قرآن كريم تصريح دارد كه در دوران جاهليت، جهل و باطل حاكميت داشته است و قرآن با كوتاه ترين و رساترين عبارت ها اوضاع قبل از بعثت را به تصوير مي‏كشد. بر اين اساس مي توان گفت از نظر قرآن و روايات، عصر جاهليت اولی دوران متصل به ظهور اسلام بوده است. چون در آن مقطع زماني در تمام زمينه ها به جاي حق (لا اله- الا الله)، باطل حاكميت داشته است، يعني مردم تابع قوانین ساختگی خود بودند و اشخاص و چیزهایی را واسطه و شفیع خود قرارداده و گذران زندگي آن ها اغلب از راه چپاول و غارت اموال ديگران تداوم پيدا مي‏كرد. افتخار و فضيلت‏هاي آن ها در خونريزي بيشتر، حميت و تعصب كوركورانه و پايمال سازي حقوق ديگران خلاصه مي‏شد. اموري چون قماربازي، شراب خواري، زنا و بي عفتي و … قبيح به حساب نمي‏آمدند.

پس در اصل اين واقعيت كه اعراب پيش از اسلام در جاهليت به سر مي بردند ترديدي وجود ندارد اما بحث بر سر اين است كه آيا جاهليت از ريشه ی جهل و در مقابل علم و دانش تجربی قرار دارد يا به معناي ديگري است؟

به گواهي بسياري از مورخان تعداد افراد باسواد در مكه و مدينه از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي‏كرد و حتي خواندن و نوشتن مقارن ظهور اسلام در ميان قريش رواج پيدا مي كرد. بلاذري مي نويسد: هنگام ظهور اسلام هفده نفر از قريش مي‏توانستند بنويسند.[۲]  و نكته ی مهم تر اين كه در نقل ابن قتيبه دينوري چنان بر مي‏آيد كه كتابت در نزد عرب جاهلي عيب به شمار مي‏آمد.[۳]

بیشتر بخوانیدجاهلیت، جهل به توحید و قانون شریعت یا جهل به علوم تجربی زمانه؟ (۸)

جاهلیت چیست؟(۷)

جاهلیت چیست؟(۷)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

جاهلیت در لغت و اصطلاح شرعی:

جاهلیت در لغت: جهل به معنی پیروی نکردن از حق می آید؛ هر کسی که عملی بر خلاف حق انجام داد، چه نسبت به آن عمل آگاه باشد یا نه، به چنین شخصی جاهل گفته می شود. به همین دلیل علمای گذشته گفته اند:”من لم یعمل بما علم فهو جاهل”، یعنی هر کسی که به علمی که دارد عمل نکند جاهل است.[۱]

در قرآن کریم ریشه ی « ج– ه– ل» به چند گونه آمده است: تجهلون، یجهلون، الجاهل، الجاهلون، جاهلین، جهولا، بجهاله، الجاهلیه. این کلمات نیز در سه مفهوم به کار رفته اند:

عدم دانش و علم به چیزی: يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ (بقره/۲۷۳) (چنين بذل و بخششي مخصوصاً بايد) براي نيازمنداني باشد كه در راه خدا درمانده‌اند و به تنگنا افتاده‌اند و نمي‌توانند در زمين به مسافرت پردازند (و از راه تجارت و كسب و كار براي خود هزينه ی زندگي فراهم سازند و) به خاطر آبرومندي و خويشتن داري، شخص نادان مي‌پندارد كه اينان دارا و بي‌نيازند.

اشتباه و ناآگاهی به دلیل ضعف ایمان: إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ (نساء/۱۷) بي گمان خداوند تنها توبه‌ي كساني را مي‌پذيرد كه از روي ناداني (و سفاهت و حماقت ناشي از شدّت خشم و غلبه‌ي شهوت بر نفس) به كار زشت دست می زند.

مذهب و طریقت: این معنی بیشترین مفهومی را در بر گرفته که در قرآن آمده است. این مفهوم نیز از روی معنی به دو قسمت تقسیم می شود:

۱- بیشتر در گفتگوی میان پیامبران و قوم آن ها آمده است. مانند نوح که در انتهای گفتگو با قومش می گوید: “وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ” (احقاف/۲۳) هود گفت: وليكن مي‌بينم كه شما مردمان ناداني هستيد. یا زمانی که هود به قومش جواب رد داد و فرمود: “وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ” (هود/۲۹) و امّا من شما را گروه ناداني مي‌دانم.

بیشتر بخوانیدجاهلیت چیست؟(۷)

خاستگاه و پیدایی دین سکولاریسم(۶)

خاستگاه و پیدایی دین سکولاریسم(۶)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

خاستگاه و پیدایی دین سکولاریسم و پیامدهای آن در برابر مسلمین و دین اسلام به این که در کدام عصر و دوره ای شکل گرفته و علل و انگیزه های شکل گیری آن چه بوده است، مربوط می شود.  چنان که پیداست منشاء دین سکولاریسم به زمان پیدایش انسان و جایگزینی حکم و قانونی به جای حکم و قانون الله بر می گردد، و اولین کسی که حکمی را جایگزین حکم الله نمود شیطان است که با بهانه های نفسانی از دستور الله مبنی بر سجده ی آدم سرپیچی نمود و به دنبال آن شیطان محرک آدم جهت کنار نهادن قانون و دستور الله و اخراج آدم از بهشت گشت.

در این نگاه می توان بنیانگذار دین سکولاریسم را شیطان دانست که در دوره های مختلف و با توجه به زمینه هایی که خود انسان ها فراهم نموده اند، به نسبت های مختلف، این دین توانسته است در میان انسان ها و در برابر دین اسلام ابراز وجود نماید.

توجه به این نکته که انسان ممکن است گفتار و کردار شرکی انجام دهد، اما مشرک نمی گردد؛ در مورد منافق و کافر هم همین قاعده حاکم است. اگر آدم علیه السلام یکی از قوانین شیطان را جایگزین یکی از قوانین الله نمود، اما به دلایل مختلف، در همان دایره ی گناه و توبه محدود گشته و به قانون الله برگشت و بر دین و قانون سکولاریستی شیطان باقی نماند و سکولار نشد.

 

سکولاریسم دینی است مانند سایر ادیان (۵)

سکولاریسم دینی است مانند سایر ادیان (۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

ویلسون می نویسد: دنیوی گری یا قول به اصالت دنیا یک ایدئولوژی و دین است. قائلان و مبلغان این ایدئولوژی، آگاهانه همه ی اشکال اعتقاد به امور و مفاهیم ماورای طبیعی و وسائط و کارکردهای مختص به آن را طرد و تخطئه می کنند.[۱]

دکتر عبدالکریم سروش می گوید: سکولاریسم ضد مذهب نیست، ولی این سخن باید درست فهمیده شود؛ ضد مذهب نیست؛ اما بدتر از مذهب است! برای این که رقیب و جانشین مذهب است و جای آن را درست پر می کند.[۲]

از آنجا که سکولاریسم در تقابلی با «دین» مطرح شده است در اصل این که آیا جامعه ی نوین دنیاگرا شده است یا در معرض دنیاگرایی قرار گرفته است بستگی به تعریف ما از دین دارد که دین را چگونه تعریف کنیم؛ در عام ترین تعریف، دین مکاتبی چون کمونیسم و اومانیسم را نیز فرا می گیرد.

سکولاریسم در یک معناى گسترده، نوعى دین قلمداد شده،[۳]روشن است در چنین کاربردی هیچ گونه تعارض و تقابلی میان سکولاریسم و دین وجود ندارد.

و نیز دینی که توسط عقل و تجربه و بر اساس نیازهای انسان، که علم جدید پاسخ گوی آن نیست، تعیین شده و تعریف می شود و فقط به بعد معنوی و امر قدسی دین توجه شده است، تبعاً مسائل اجتماعی، سیاسی و غیره را از حیطه ی دین خارج می دانند، با تفکر سکولاریسم تقابل ندارد. تنها تعریفی از دین با سکولاریسم تقابل و ناسازگاری آشکار دارد که از منابع درون یک دین به دست آید. مثلاً وقتی انسان به منابع دین اسلام مراجعه می کند، به این نکته ی مهم پی می برد که تمام مسائل  احکام و دستورات عملی به نحو شایسته بیان شده است و همه ی ابعاد بشری را مدنظر قرارداده است لذا این تعریف به دست می آید که «دین مجموعه ای از عقاید و دستورات عملی در زمینه ی احکام و اخلاق است» و این تعریف از دین را سکولاریسم نمی تواند بپذیرد.

بیشتر بخوانیدسکولاریسم دینی است مانند سایر ادیان (۵)

تعریف دین از نگاه اندیشمندان سکولار غربی(۴)

تعریف دین از نگاه اندیشمندان سکولار غربی(۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان است و دین خدا که همان دین اسلام است (إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ) از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است و اولین فرد انسان، آدم، پیامبر خدا و منادی توحید و یگانه پرستی بوده است و دین مشرکین و شریعت های آلوده شده ی شرک آمیز همگی در اثر تحریف ها و اعمال سلیقه ها و اغراض فردی و گروهی پدید آمده است. از نظر اسلام و دانشمندان مسلمان دین خداوند یکی است و از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است. لذا تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان می باشد.

ولی جامعه شناسان و مردم شناسان سکولارغربی بر مبنای ظن و گمان می گویند: دین انسان ها به صورت تکاملی رشد نموده است و از طبیعت پرستی شروع شده تا به بت پرستی و در آخر به خدا پرستی رسیده است. آن ها دین را فطری بشر نمی دانند و بیان می کنند: جهان بینی انسان به موازات رشد و تکامل فرهنگ معنوی و بینش او دائماً در حال تحول و تکامل بوده است و در مسیر تکامل خود مراحلی را طی نموده است تا به حرکت کنونی رسیده است، مراحلی چون:

الف: مرحله ی ادیان ابتدایی ب: مرحله ی ادیان قدیم و چند خدایی ج: مرحله ی ادیان متکامل و یک خدایی.

واژه ی دین موردنظر سکولاریست ها:  دین را از واژه ی فرانسوی religion به معنای «جامعه ی دینی» و واژه  ی لاتین religionem (اسم religio) به معنای «احترام به چیزی مقدس، احترام به الهه ها، تعهد، رابطه ی بین بشر و الهه ها» تعریف نموده اند که ریشه در واژه ی لاتین religio دارد.

زبان‌شناس ماکس مولر معتقد است: ریشه ی واژه انگلیسی religion، واژه ی لاتین religio، در ابتدا تنها در معنای «احترام به خدا و الهه، اندیشه ی محتاطانه درباره ی موضوعات الهی، تقوا» (که بعدها سیسرو آن را ریشه یابی کرد که دلالت بر «پشتکار» داشت) به کار می‌رفت. از دیدگاه او آنچه که امروزه دین باستانی نام دارد، «شرع» می‌باشد.[۱]

دین، که به آن آیین، و کیش نیز گفته می شود؛ در لغت به معنای راه و روش تعبیر شده که بر این اساس می توان آن را به راه و روشی که افراد انسان برای زندگی خود اختیار می کنند تعبیر نمود.

بیشتر بخوانیدتعریف دین از نگاه اندیشمندان سکولار غربی(۴)

دین به معنی باورهای پذیرفته شده ی ملتی از ملت‌ها، صرف نظر از درست و یا نادرست بودن آن (۳)

دین به معنی باورهای پذیرفته شده ی ملتی از ملت‌ها، صرف نظر از درست و یا نادرست بودن آن (۳)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

آیا واژه ی دین تنها برای دین حق به کار می رود؟ گاهی مراد از واژه ی دین در قرآن، باورهای پذیرفته شده ی ملتی از ملت‌هاست، صرف نظر از درست و یا نادرست بودن آن. همان‌گونه که خداوند به پیامبرش دستور داده که به مشرکین غیر اهل کتاب  بگوید: لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ)کافرون/ ۶(دین تان از آن خودتان و دین من نیز برای خودم. در این جا مشخص است که واژه ی دین صرفاً برای دین حق به کار نمی‌رود، بلکه به آن چه که مردم درست یا نادرست بدان گرویده و باور دارند، به کار می‌رود.

به همین دلیل است که فرعون نیز خود را مدافع دینی می دانست که موسی (ع) علیه آن قیام کرده بود، و این دو دین در برابر هم قرار گرفته بودند. خداوند متعال می فرمایند: وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ (غافر/۲۶(‏فرعون (به اطرافيان و مشاوران خود) گفت: بگذاريد من موسي را بكشم و او پروردگارش را (براي نجات خود از دست من) به فرياد خواند. من از اين مي‌ترسم كه آئين شما را تغيير دهد، يا اين كه در زمين فساد را گسترش دهد و پراكنده سازد. ‏

قرآن به وجود دین و شریعت هایی غیر از دین اسلام و شریعت پیامبر خاتم اعتراف می‌کند، هر چند ما آن ها را باطل به شمار بیاوریم؛ امّا دین و شریعت هایی هستند و پیروانی دارند. خداوند درباره ی اهل کتاب که شاخه ای انحرافی از دین اسلام هستند می‌فرماید: یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لاَتَغْلُواْ فِی دِینِکُمْ)النساء/۱۷۱(اى اهل کتاب در دین خود (که اسلام است) غلو و افراط نکنید. از طرفی خداوند درباره ی کافران می‌فرمایند: الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا (اعراف/۵۱) آن كساني كه  به دنبال دين حق راه نيفتادند و بلكه خوشگذراني و بازي را آئين خود كردند (و دين را مسخره پنداشتند و به بازيچه گرفتند) و زندگي دنيا آنان را گول زد.

واژه ی دین شامل آن چه را که حقّ است مانند دینی که رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم  آورده و آن چه را که باطل است مانند دین مشرکین غیر اهل کتاب و شریعت اهل کتابی که اسلام آنان را منسوخ و پایان یافته و مغلوب اعلام کرده می‌شود. بر همین اساس خداوند در برابر پیروان دین ساخته شده توسط انسان و شریعت های مسخ شده که وجود دارند تنها دین خودش را صحیح می داند و می فرماید: أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ (آل‌عمران/۸۳) آیا جز دین خدا (چیز دیگری) را مى‏جویند؟ همچنین فرموده‌اند: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ)توبه/۳۳، الفتح/۲۸، صف/۹( خدا است كه پيغمبر خود (محمّد) را همراه با هدايت و دين راستين روانه كرده است. وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ (النساء/۱۴۶) ‏و آئين خويش را خالصانه از آن خدا كنند.  ‏

بیشتر بخوانیددین به معنی باورهای پذیرفته شده ی ملتی از ملت‌ها، صرف نظر از درست و یا نادرست بودن آن (۳)

دین چیست؟(۲)

دین چیست؟(۲)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

مفهوم و معنای دین در لغت عرب:

واژه ی دین: ابن فارس ذیل ماده ی (دین) می گوید:”دال و یاء و نون همگی اصل واحدی هستند که تمام مشتقات این ماده به آن بر می گردد و این اصل از جنس فرمانبرداری و فروتنی است.” [۱]در کلام عرب با معانی متعددی به کار می رود[۲]؛ مانند:

  • چیرگی، قدرت، حکمرانی، فرمانروایی، کسی را به زور به اطاعت وا داشتن، به کارگیری قوه ی قاهره، به بندگی کشیدن و مطیع ساختن.

دان النّاسَ: مردم را مجبور به اطاعت از خویش کرد؛ دِنتُهُم فدانوا: بر آنان چیره و غالب شدم که در نتیجه مجبور به اطاعت از من شدند؛ دنتُ القومَ: آن قوم را به بردگی و ذلت کشاندم؛ دان الرَّجُلُ: آن مرد عزّت یافت؛ دنتُ الرَّجُلَ: آن مرد را مجبور به انجام کاری کردم که از آن کراهت داشت؛ دُیَّنَ فلان: فلانی مجبور به انجام کاری شد که ناخوشایندش بود؛ دِنتُهُ: وی را تحت اختیار خویش گرفتم و بر او چیره و مسلط شدم؛ دَینتُه القومَ: او را مسئول کردم تا آن قوم را اداره کند.

حطیئه شاعر عرب، اینگونه مادرش را مورد خطاب قرار می دهد:

لَقد دینت أمر بنیک حَتی                      ترکتیهمُ أدقَّ من الطَّحینِ

“از زمانی که امور پسرانت به تو واگذار شد (با آنان چنان رفتار کردی که) وقتی آنان را ترک کردی بسیار نرم تر از آرد بودند”.

همچنین در پندی آموزنده آمده است: الْكَيِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ. یعنی: آدم زرنگ کسی است که بر نفس خود چیره و مسلط شود و آن را رام خویش گرداند و برای بعد از مرگ بکوشد.

از این رو در کلام عرب حاکمی را که استیلای کامل بر یک کشور، ملت یا قبیله داشته باشد، «دیّان» گویند و به همین دلیل است که أعشی حرمازی، شاعر عرب زبان، پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم را این چنین مورد خطاب قرار می دهد که: یا سیّد النّاس و دیّان العرب. ای سرور مردم و ای حاکم قدرتمند اعراب!

بیشتر بخوانیددین چیست؟(۲)

مقدمه کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم (۱)

مقدمه کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم (۱)

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

بسم الله و الحمد لله

اما بعد:

اسلام، دين تمام پیامبران و رسالت آخرین سفیر و قانون مسلمین تا روز قیامت است. حكمت تشريع قوانين اسلام و بعثت پيامبران، دعوت و هدايت انسان‏ها به توحيد و تشکیل جامعه ای است که در آن، قسط و عدل تحقق یافته و «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» برای تمامی شهروندان جامعه ی اسلامی فراهم شده تا زمینه های مناسب عبادت و تکامل برای آن ها تهیه و تسهیل گردد. در این راستا جریانی همزاد با خلقت انسان وجود داشته است تا قوانین و احکامی را جایگزین قوانین و احکام الله در زندگی انسان ها نماید تا با جایگزینی فقر و فحشاء (الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ) و ناامنی، عبادت مخصوص الله را به جهت های مختلفی منحرف گرداند.

به همین ترتیب به موازات دین الله، دین دیگری پا به عرصه ی وجود نهاد که در آن بشر، به جای الله، خود قانونگذار و برنامه ریز می گردد؛ که در ادبیات اسلامی به مشرکین غیر اهل کتاب شناخته شده اند و امروزه در ادبیات رایج به سکولاریست مشهور گشته اند. سکولاریسم، به عنوان یک دین، واکنشی در برابر دین اسلام بوده است؛ که در آن، ساحت حیات جمعی انسان‌ها و نیز حوزه ی معرفت و علم، عاری از مرجعیت دین اسلام و تأثیر عوامل ماورایی در نظر گرفته می‌شود.

بر این اساس، سکولاریسم یکی از ویژگی های فرهنگ، تمدن و نظام های سیاسی غیر اسلامی جهان در طول تاریخ بشریت بوده است و بازتاب های فراوانی در حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این ‌گونه نظام ها بر جای گذاشته و به اجمال، باعث انزوای نقش دین اسلام و خنثی کردن حضور عینی آن در این عرصه‌ها شده است. با آن که می توان گفت که ظهور عقاید مشرکین غیر اهل کتاب در لباس سکولاریسم در معنی امروزین آن، در ظروف زمانی و مکانی حاکمیت کلیسا و آبای آن در قرون وسطی و قبل از آن شکل گرفت و بستر و خاستگاه ظهور به روز شده ی آن بر ویرانه‌های اندیشه های دگماتیک و جزم‌اندیش و دانش‌ستیز نصرانیت استوار شد، و عملکرد سوء ارباب کلیسا به این روند شتاب خاصی بخشید؛ اما ریشه های دین سکولاریسم به قدمت تاریخ ظهور تمام پیامبران بر می گردد و می توان گفت ظهور پی در پی  پیامبران واکنشی به دین سکولاریسم و تخریب های آن در تحریف و سوءاستفاده از ادیان الهی بوده است.

در بینش اسلامی تاریخ پیدایش دین سکولاریسم از شکل ابتدائی و ساده ی آن تا اسلوب تکامل یافته و نوین آن همزاد با خلقت انسان به شمار می رود. آن زمان که خداوند پس از خلقت آدم دستوری داد و شیطان دستور دیگری را جایگزین دستور الله نمود. در این نگرش هر کسی که دستور یا قانونی را جایگزین دستور و قانون الله نماید به نسبت های مختلفی  به دین سکولاریسم نزدیک گشته و از دین الله فاصله می گیرد.

بیشتر بخوانیدمقدمه کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم (۱)