برجسته ترین پشتیبانان طاغوت ها(۱۲)

برجسته ترین پشتیبانان طاغوت ها(۱۲)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

  • باسوادهاي ديني كه به عنوان احبار، رهبان، خاخام، کاهنان، مولوی، شيخ، ملا، ماموستا و غيره در ميان مردم شناخته شده اند.

مصيبت بزرگی كه هم اکنون مسلمین را گرفتار نموده است پیوستن علماء و ملاهای دین فروش(بلعم باعورا) به طاغوت هایی چون فرعون، احزاب سکولار و حکام طاغوت محلی تابع سکولاریست های جهانی به رهبری آمریکا و غیره و مسأله ي فتنه در دين و استفاده ي ابزاري احزاب سكولار بومی و جهانی از احساسات ديني مردم و علمای سوء است. علمای سوئی که رسانه هاي ماهواره اي و منابر مساجد را نيز در اختيار دارند و به ميل و آرزوي خود با آيات، احاديث و احساسات ديني مردم در راستاي اهداف اربابانشان و علیه مجریان قانون شریعت الله و حکومت اسلامی بازي مي كنند!.

البته پيدايش اين موجودات چيز جديدي نيست كه نتوان آفت شان را برطرف كرد، رسول الله صلي الله عليه و سلم با عناويني چون علماي سوء و الرويبضه از اينها ياد كرده و شريعت راه هاي دفع اين آفت ها را نيز نشان داده است. علماي اسلام از يكي از نواقض اسلام و “لا اله- الا الله” صحبت كرده اند كه شامل كساني مي گردد كه طاغوت غیر مسلمانی را عليه مسلماني ياري و پشتيباني مي كنند حتي اگر چه اين پشتيباني تنها با صحبت كردن نيز باشد باز روشي براي محكم كردن حكم و قدرت طاغوت به شمار مي رود و يكي از سربازان جنگ رواني طاغوت به حساب مي آيد كه مقدمه اي براي جنگ نظامي و تسلط ظاهري بر مردم را فراهم مي كند. در اين صورت تفاوتي ميان خلبان هاي آمريكايي، اردني، عربستاني، ترکیه ای و … كه با گلوله و بمب عليه مسلمين مي جنگند با كسي كه با فتوا و صحبت كردن از طاغوت پشتيباني مي كند وجود ندراد، بلكه بايد گفت جنگ رواني بسيار خطرناك تر و مخرب تراز جنگ نظامي است. چون مكان جنگ رواني قلب و درون انسان هاست و زماني كه اين مركز فاسد و نابود گشت همه چيز يك انسان نابود مي گردد و طاغوت ها به راحتي به اهداف خود مي رسند.

بیشتر بخوانیدبرجسته ترین پشتیبانان طاغوت ها(۱۲)

معنی و مفهوم طاغوت (۱۱)

معنی و مفهوم طاغوت (۱۱)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

طاغوت در ساده ترین معنی آن یعنی، چیزی یا کسی که از حد معمول خودش تجاوز کند. رودخانه که از حد معمول خود فراتر می رود می گویند طغیان کرده است و انسان که مخلوق است و باید در حد مخلوق بودن باقی بماند می رود و کار خالق را انجام می دهد و از حد خود فراتر می رود نیز طغیان کرده است. طاغوت مصدر است ولی معنی فاعلی دارد یعنی طاغی. این کلمه هشت بار در قرآن کریم آمده و مراد از آن خدایان دروغین و مردمان متجاوز و طاغی است.[۱] طاغوت صیغه ی مبالغه از ماده ی طغیان به معنی تعدی و تجاوز از حد و مرز است، و به هر چیزی که سبب تجاوز از حد گردد گفته می شود، از این رو شیاطین، بت ها، حکام جبار و مستکبر و هر معبودی غیر از پروردگار و هر مسیری که به غیرحق منتهی می شود، همه طاغوت است.[۲]

علماء و امامان صالح اين امت تعريف روشني از اين بلاي ويرانگر ارائه داده اند، مثلاً ابن القيم مي فرمايند: طاغوت، لغتي است عمومي و فراگير براي هر كسي كه عبادتي برايش انجام مي شود، يا مردم در قانوني غير از قانون الله از وي اطاعت كرده و دنباله روش مي گردند، و اين شخص به چنين كارهايي راضي است، در اين صورت چنين شخصي تبديل به طاغوت مي گردد.

عبادت براي غير الله يعني اين كه يكي از امورات زندگي ات را كه الله برايش قانون و برنامه فرستاده است را طبق قانون و برنامه ي ديگري انجام دهي. يكي از اين عبادت ها كه براي غير الله صورت مي گيرد عبارت است از حرف شنوي و اطاعت كوركورانه كه خداوند در آيات ۲۵ و ۲۶ سوره ي محمد  از كافر شدن مردماني صحبت مي كند كه حرف شنوي خودشان را براي طاغوت اعلام مي كنند.    ‏إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ‏* ‏ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ‏. نوع طاغوتي كه در اين دو آيه از آن صحبت شده عيناً شامل سكولاريست ها مي گردد كه به معني دور كردن دين اسلام است از حكم كردن.

طاغوت ها زيادند اما بزرگ ترين آن ها عبارتند از:

بیشتر بخوانیدمعنی و مفهوم طاغوت (۱۱)

طاغوت چیست؟/ خدای حق و خدایان باطل (۱۰)

طاغوت چیست؟/ خدای حق و خدایان باطل (۱۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

خدای حق و خدایان باطل

خدا: عبارت است از آن سرچشمه اي كه منهج و قانون زندگيت را آن گرفته يا اين كه يكي از عبادت هايت را برايش انجام داده اي، حالا آن خدا خداي حق باشد يا باطل.

خداي حق يعني الله؛ ذاتي كه من و شما و تمام موجودات را خلق كرده، مالك تمام جهان است، رازق، اداره كننده، ميراننده و زنده كننده ي من و شما بوده و بهشت و جهنم نيز در اختيار وي است و بر همه چيز قدرت مطلق و نامتناهي دارد.

در اين صورت، خدايي كه صاحب آن همه عظمت و قدرت باشد، تنها همين خدا شايسته ي آن است كه پرستيده شده و از او حرف شنوي شود. به همين دليل اين الله براي آفريده هايش برنامه، قانون و شريعتي قرار داده است كه اسلام است و به ما امر نموده كه تمام عبادت هايمان در این دنیا (يعني كار، زندگي شخصي، خانوادگي، اجتماعی، حکومت، اقتصاد، آموزش و پرورش و …) و حتی روش مرگمان نيز مختص او باشد. قُلْ إِنَّ صَلاتي‏ وَنُسُکي‏ وَمَحْيايَ وَمَماتي ‏لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ(انعام/۱۶۲) بگو: نماز و عبادت و زيستن و مردن من از آن خدا است كه پروردگار جهانيان است.

در این صورت هر موجودي كه نتوانست خالق شود حق هم ندارد كه آمر (امر و نهي كننده) باشد، بايد الله آمر باشد چون خالق است، خودش هر چيزي را به مقدار و كيفيتي معين خلق كرده و مشكلات و راه حل هاي اين موجودات را مي داند و تنها خودش چگونگي اداره و كنترل آن ها را مي داند؛ در اين صورت كس ديگري غير از وي حق قانون گذاري و فرمانراويي ندارد.

خداي ناحق و باطل هم عبارت است از: تمام خطوات، قانون، برنامه، كانال و عبادت هايي كه از جانب غير الله به وجود آمده اند. هم چون:

۱-بسياري از آداب و رسوم گذشتگان كه مخالفت آشكاري با قانون شريعت الله و سنت رسول الله صلي الله عليه و سلم دارد. در اين صورت خود اين آداب و رسوم خلاف شرع تبديل به خدا گشته و پاره اي از مردم جاهل نيز با انجام دادن اين آداب و رسوم آن را مي پرستند.

۲-عوض نمودن قانون الله با قانون و برنامه اي ديگر. قانون ساخته شده توسط بشر كه عيناً چيزي مثل شرع و دين است. برنامه و قانون مكتوب شده اي بر خلاف قانون شريعت الله است كه در آن راه و رسم اداره ي زندگي فردي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، آموزش و پرورش، امر و نهي، حد و حدود،  ارزش و ضد ارزش، مجازات و … دقيقاً معين گشته است.

بیشتر بخوانیدطاغوت چیست؟/ خدای حق و خدایان باطل (۱۰)

شاخصه های جاهلیت صدر اسلام (۱۰)

                                      

  شاخصه های جاهلیت صدر اسلام (۱۰)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

معرفی برخی از مشخصه های جاهلیت از زبان پیامبر خاتم صلی الله علیه و سلم:

اسعد بن زراره قدری پیش آمد، و به رسم عرب جاهلی سلام كرد و گفت: «انعم صباحا»، ایشان در جواب وی فرمود: خدای من تحیّتی بهتر از این فرو فرستاده است و آن این است كه بگوییم: «سلام علیكم» آنگاه اسعد از اهداف پیامبر سؤال كرد، پیامبر در پاسخ پرسش او، آیه های ۱۵۲ و ۱۵۳، از سوره ی انعام را كه واقعاً آیینه ی تمام نمای روحیات و آداب عرب جاهلی بود؛ تلاوت نمود. و این دو آیه كه متضمن درد و درمان ملتی بود كه صد و بیست سال با یكدیگر جنگ داشتند؛ تأثیر عمیقی در دل وی گذارد. لذا فوراً اسلام آورد و تقاضا نمود كه كسی را به عنوان مبلّغ به «مدینه» اعزام فرماید و پیامبر «مصعب بن عمیر» را به عنوان معلم قرآن و اسلام، به مدینه اعزام نمود. رسول الله فرمود: بگو: بیائید، من اهداف رسالت خود را تشریح كنم. اهداف من عبارتند از:

  • قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا
  • وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا
  • وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ
  • وَلَاتَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ
  • وَلَاتَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ‏
  • لَاتَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ
  • وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَانُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا
  • وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى
  • وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ‏.[۱]

مضامین این دو آیه و طرز گفتگوی پیامبر خاتم صلی الله علیه و سلم با اسعد، گواه بر این است كه قوانین منفی یاد شده، از نشانه های عرب جاهلی و جاهلیت عرب بوده و دامن گیر عموم عرب جاهل صدر اسلام  بوده است، به همین  دلیل رسول خدا در نخستین برخورد با اسعد، این دو آیه را برای او خواند و از این طریق او را با حکم و اهداف رسالت خود در برابر حکم جاهلیت آشنا ساخت.

بیشتر بخوانیدشاخصه های جاهلیت صدر اسلام (۱۰)

جاهلیت و جامعه ی جاهلی و انحصار در زمان و مکانی خاص (۹)

جاهلیت و جامعه ی جاهلی و انحصار در زمان و مکانی خاص (۹)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

يكي از مباحث مهم به ويژه در تاريخ اسلام مبحث جاهليت است كه منحصر به عصر و زمان معيني نيست بلكه حالت و كيفيت خاصي است كه در هر زمان و مكان مي تواند پديد آمده و تکرار گردد.

سید قطب می گوید: “فهم جاهلیت به این معنی که تنها دوره ی زمانی قبل از بعثت پیامبر خاتم بوده است اشتباه می باشد، بلکه جاهلیت تمام مکاتب و راه هایی است که بندگی بنده برای بندگان باشد، این صفت هم در تمام مکاتب بشری امروز وجود دارد، در تمام مکاتب بشری -بدون استثناء-  انسان ها چندین قانون و برنامه های زندگی شان را از انسان هایی مانند خود دریافت می کنند که این هم با تمام مشخصاتش یعنی جاهلیت؛ جاهلیت این است که زمانی انسان ها در بخشی از عبادات و قوانین زندگی برای همدیگر بندگی انجام می دهند، نه این که عده ای عده ی دیگر را به جز الله بپرستند.

معنی جاهلیت مختص به زمان و مکان مشخص یا قوم مشخصی  نیست، بلکه روند مشخصی است که هرگاه انجام پذیرفت جاهلیت است بدون مشخص کردن زمان و مکان و قوم، با این معیار اکثر جامعه ی کنونی در جاهلیت به سر می برند”.[۱]

بنابراين جاهليت برهه اي از تاريخ و قطعه اي از زمان نيست كه طي شده باشد و قابل بازگشت نباشد، بلكه خود جوهر و حقيقت مشخص و معيني است كه به نسبت محيط و شرايط، زمان و مكان مختلف، صور و اشكال مختلف به خود مي گيرد ولي با وجود اختلاف در صورت و شكل از نظر واقع يك حقيقت بيش نيست.

“اعراب جاهلی از چندین علوم رایج آن زمان مانند ستاره شناسی، جغرافیای طبیعی، باد شناسی، نسب شناسی، ادبیات و شعر آگاه بودند، پس علم به دانش های روز تجربی نمی تواند مانع از به کار بردن جاهلیت در مورد قومی باشد؛ همچنان که امروزه غرب از لحاظ تکنولوژی از پیشرفت قابل توجهی برخوردار است، اما هیچ چیزی وجود ندارد که مانع از آن شود که ما آن ها را جاهل ننامیم.[۲]

بیشتر بخوانیدجاهلیت و جامعه ی جاهلی و انحصار در زمان و مکانی خاص (۹)

جاهلیت، جهل به توحید و قانون شریعت یا جهل به علوم تجربی زمانه؟ (۸)

جاهلیت، جهل به توحید و قانون شریعت یا جهل به علوم تجربی زمانه؟ (۸)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

از نظر زماني دوران قبل از بعثت رسول خاتم تا حدود ۱۵۰ حداكثر ۲۰۰ سال را دوران جاهلي مي نامند.[۱] قرآن كريم نه تنها اطلاق عنوان جاهليت بر اين دوره را نفي نمي‏كند بلكه با ارائه ی تعابيري اين عنوان را مورد تأكيد قرار مي‏دهد. از جمله آنجا كه مي‏فرمايد: «يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ» (آل عمران/۱۵۴) يا در جاي ديگري مي فرمايد: «أَفَحُکْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده/۵۰) همين طور: «لاتبرّجن تبرّج الجاهلية الاولي» (احزاب/۳۳).

با اين گونه تعابير، قرآن كريم تصريح دارد كه در دوران جاهليت، جهل و باطل حاكميت داشته است و قرآن با كوتاه ترين و رساترين عبارت ها اوضاع قبل از بعثت را به تصوير مي‏كشد. بر اين اساس مي توان گفت از نظر قرآن و روايات، عصر جاهليت اولی دوران متصل به ظهور اسلام بوده است. چون در آن مقطع زماني در تمام زمينه ها به جاي حق (لا اله- الا الله)، باطل حاكميت داشته است، يعني مردم تابع قوانین ساختگی خود بودند و اشخاص و چیزهایی را واسطه و شفیع خود قرارداده و گذران زندگي آن ها اغلب از راه چپاول و غارت اموال ديگران تداوم پيدا مي‏كرد. افتخار و فضيلت‏هاي آن ها در خونريزي بيشتر، حميت و تعصب كوركورانه و پايمال سازي حقوق ديگران خلاصه مي‏شد. اموري چون قماربازي، شراب خواري، زنا و بي عفتي و … قبيح به حساب نمي‏آمدند.

پس در اصل اين واقعيت كه اعراب پيش از اسلام در جاهليت به سر مي بردند ترديدي وجود ندارد اما بحث بر سر اين است كه آيا جاهليت از ريشه ی جهل و در مقابل علم و دانش تجربی قرار دارد يا به معناي ديگري است؟

به گواهي بسياري از مورخان تعداد افراد باسواد در مكه و مدينه از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي‏كرد و حتي خواندن و نوشتن مقارن ظهور اسلام در ميان قريش رواج پيدا مي كرد. بلاذري مي نويسد: هنگام ظهور اسلام هفده نفر از قريش مي‏توانستند بنويسند.[۲]  و نكته ی مهم تر اين كه در نقل ابن قتيبه دينوري چنان بر مي‏آيد كه كتابت در نزد عرب جاهلي عيب به شمار مي‏آمد.[۳]

بیشتر بخوانیدجاهلیت، جهل به توحید و قانون شریعت یا جهل به علوم تجربی زمانه؟ (۸)

جاهلیت چیست؟(۷)

جاهلیت چیست؟(۷)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

جاهلیت در لغت و اصطلاح شرعی:

جاهلیت در لغت: جهل به معنی پیروی نکردن از حق می آید؛ هر کسی که عملی بر خلاف حق انجام داد، چه نسبت به آن عمل آگاه باشد یا نه، به چنین شخصی جاهل گفته می شود. به همین دلیل علمای گذشته گفته اند:”من لم یعمل بما علم فهو جاهل”، یعنی هر کسی که به علمی که دارد عمل نکند جاهل است.[۱]

در قرآن کریم ریشه ی « ج– ه– ل» به چند گونه آمده است: تجهلون، یجهلون، الجاهل، الجاهلون، جاهلین، جهولا، بجهاله، الجاهلیه. این کلمات نیز در سه مفهوم به کار رفته اند:

عدم دانش و علم به چیزی: يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ (بقره/۲۷۳) (چنين بذل و بخششي مخصوصاً بايد) براي نيازمنداني باشد كه در راه خدا درمانده‌اند و به تنگنا افتاده‌اند و نمي‌توانند در زمين به مسافرت پردازند (و از راه تجارت و كسب و كار براي خود هزينه ی زندگي فراهم سازند و) به خاطر آبرومندي و خويشتن داري، شخص نادان مي‌پندارد كه اينان دارا و بي‌نيازند.

اشتباه و ناآگاهی به دلیل ضعف ایمان: إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ (نساء/۱۷) بي گمان خداوند تنها توبه‌ي كساني را مي‌پذيرد كه از روي ناداني (و سفاهت و حماقت ناشي از شدّت خشم و غلبه‌ي شهوت بر نفس) به كار زشت دست می زند.

مذهب و طریقت: این معنی بیشترین مفهومی را در بر گرفته که در قرآن آمده است. این مفهوم نیز از روی معنی به دو قسمت تقسیم می شود:

۱- بیشتر در گفتگوی میان پیامبران و قوم آن ها آمده است. مانند نوح که در انتهای گفتگو با قومش می گوید: “وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ” (احقاف/۲۳) هود گفت: وليكن مي‌بينم كه شما مردمان ناداني هستيد. یا زمانی که هود به قومش جواب رد داد و فرمود: “وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ” (هود/۲۹) و امّا من شما را گروه ناداني مي‌دانم.

بیشتر بخوانیدجاهلیت چیست؟(۷)

خاستگاه و پیدایی دین سکولاریسم(۶)

خاستگاه و پیدایی دین سکولاریسم(۶)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

خاستگاه و پیدایی دین سکولاریسم و پیامدهای آن در برابر مسلمین و دین اسلام به این که در کدام عصر و دوره ای شکل گرفته و علل و انگیزه های شکل گیری آن چه بوده است، مربوط می شود.  چنان که پیداست منشاء دین سکولاریسم به زمان پیدایش انسان و جایگزینی حکم و قانونی به جای حکم و قانون الله بر می گردد، و اولین کسی که حکمی را جایگزین حکم الله نمود شیطان است که با بهانه های نفسانی از دستور الله مبنی بر سجده ی آدم سرپیچی نمود و به دنبال آن شیطان محرک آدم جهت کنار نهادن قانون و دستور الله و اخراج آدم از بهشت گشت.

در این نگاه می توان بنیانگذار دین سکولاریسم را شیطان دانست که در دوره های مختلف و با توجه به زمینه هایی که خود انسان ها فراهم نموده اند، به نسبت های مختلف، این دین توانسته است در میان انسان ها و در برابر دین اسلام ابراز وجود نماید.

توجه به این نکته که انسان ممکن است گفتار و کردار شرکی انجام دهد، اما مشرک نمی گردد؛ در مورد منافق و کافر هم همین قاعده حاکم است. اگر آدم علیه السلام یکی از قوانین شیطان را جایگزین یکی از قوانین الله نمود، اما به دلایل مختلف، در همان دایره ی گناه و توبه محدود گشته و به قانون الله برگشت و بر دین و قانون سکولاریستی شیطان باقی نماند و سکولار نشد.

 

سکولاریسم دینی است مانند سایر ادیان (۵)

سکولاریسم دینی است مانند سایر ادیان (۵)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

ویلسون می نویسد: دنیوی گری یا قول به اصالت دنیا یک ایدئولوژی و دین است. قائلان و مبلغان این ایدئولوژی، آگاهانه همه ی اشکال اعتقاد به امور و مفاهیم ماورای طبیعی و وسائط و کارکردهای مختص به آن را طرد و تخطئه می کنند.[۱]

دکتر عبدالکریم سروش می گوید: سکولاریسم ضد مذهب نیست، ولی این سخن باید درست فهمیده شود؛ ضد مذهب نیست؛ اما بدتر از مذهب است! برای این که رقیب و جانشین مذهب است و جای آن را درست پر می کند.[۲]

از آنجا که سکولاریسم در تقابلی با «دین» مطرح شده است در اصل این که آیا جامعه ی نوین دنیاگرا شده است یا در معرض دنیاگرایی قرار گرفته است بستگی به تعریف ما از دین دارد که دین را چگونه تعریف کنیم؛ در عام ترین تعریف، دین مکاتبی چون کمونیسم و اومانیسم را نیز فرا می گیرد.

سکولاریسم در یک معناى گسترده، نوعى دین قلمداد شده،[۳]روشن است در چنین کاربردی هیچ گونه تعارض و تقابلی میان سکولاریسم و دین وجود ندارد.

و نیز دینی که توسط عقل و تجربه و بر اساس نیازهای انسان، که علم جدید پاسخ گوی آن نیست، تعیین شده و تعریف می شود و فقط به بعد معنوی و امر قدسی دین توجه شده است، تبعاً مسائل اجتماعی، سیاسی و غیره را از حیطه ی دین خارج می دانند، با تفکر سکولاریسم تقابل ندارد. تنها تعریفی از دین با سکولاریسم تقابل و ناسازگاری آشکار دارد که از منابع درون یک دین به دست آید. مثلاً وقتی انسان به منابع دین اسلام مراجعه می کند، به این نکته ی مهم پی می برد که تمام مسائل  احکام و دستورات عملی به نحو شایسته بیان شده است و همه ی ابعاد بشری را مدنظر قرارداده است لذا این تعریف به دست می آید که «دین مجموعه ای از عقاید و دستورات عملی در زمینه ی احکام و اخلاق است» و این تعریف از دین را سکولاریسم نمی تواند بپذیرد.

بیشتر بخوانیدسکولاریسم دینی است مانند سایر ادیان (۵)

تعریف دین از نگاه اندیشمندان سکولار غربی(۴)

تعریف دین از نگاه اندیشمندان سکولار غربی(۴)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان است و دین خدا که همان دین اسلام است (إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ) از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است و اولین فرد انسان، آدم، پیامبر خدا و منادی توحید و یگانه پرستی بوده است و دین مشرکین و شریعت های آلوده شده ی شرک آمیز همگی در اثر تحریف ها و اعمال سلیقه ها و اغراض فردی و گروهی پدید آمده است. از نظر اسلام و دانشمندان مسلمان دین خداوند یکی است و از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است. لذا تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان می باشد.

ولی جامعه شناسان و مردم شناسان سکولارغربی بر مبنای ظن و گمان می گویند: دین انسان ها به صورت تکاملی رشد نموده است و از طبیعت پرستی شروع شده تا به بت پرستی و در آخر به خدا پرستی رسیده است. آن ها دین را فطری بشر نمی دانند و بیان می کنند: جهان بینی انسان به موازات رشد و تکامل فرهنگ معنوی و بینش او دائماً در حال تحول و تکامل بوده است و در مسیر تکامل خود مراحلی را طی نموده است تا به حرکت کنونی رسیده است، مراحلی چون:

الف: مرحله ی ادیان ابتدایی ب: مرحله ی ادیان قدیم و چند خدایی ج: مرحله ی ادیان متکامل و یک خدایی.

واژه ی دین موردنظر سکولاریست ها:  دین را از واژه ی فرانسوی religion به معنای «جامعه ی دینی» و واژه  ی لاتین religionem (اسم religio) به معنای «احترام به چیزی مقدس، احترام به الهه ها، تعهد، رابطه ی بین بشر و الهه ها» تعریف نموده اند که ریشه در واژه ی لاتین religio دارد.

زبان‌شناس ماکس مولر معتقد است: ریشه ی واژه انگلیسی religion، واژه ی لاتین religio، در ابتدا تنها در معنای «احترام به خدا و الهه، اندیشه ی محتاطانه درباره ی موضوعات الهی، تقوا» (که بعدها سیسرو آن را ریشه یابی کرد که دلالت بر «پشتکار» داشت) به کار می‌رفت. از دیدگاه او آنچه که امروزه دین باستانی نام دارد، «شرع» می‌باشد.[۱]

دین، که به آن آیین، و کیش نیز گفته می شود؛ در لغت به معنای راه و روش تعبیر شده که بر این اساس می توان آن را به راه و روشی که افراد انسان برای زندگی خود اختیار می کنند تعبیر نمود.

بیشتر بخوانیدتعریف دین از نگاه اندیشمندان سکولار غربی(۴)