دین به معنی باورهای پذیرفته شده ی ملتی از ملت‌ها، صرف نظر از درست و یا نادرست بودن آن (۳)

دین به معنی باورهای پذیرفته شده ی ملتی از ملت‌ها، صرف نظر از درست و یا نادرست بودن آن (۳)

 

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

آیا واژه ی دین تنها برای دین حق به کار می رود؟ گاهی مراد از واژه ی دین در قرآن، باورهای پذیرفته شده ی ملتی از ملت‌هاست، صرف نظر از درست و یا نادرست بودن آن. همان‌گونه که خداوند به پیامبرش دستور داده که به مشرکین غیر اهل کتاب  بگوید: لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ)کافرون/ ۶(دین تان از آن خودتان و دین من نیز برای خودم. در این جا مشخص است که واژه ی دین صرفاً برای دین حق به کار نمی‌رود، بلکه به آن چه که مردم درست یا نادرست بدان گرویده و باور دارند، به کار می‌رود.

به همین دلیل است که فرعون نیز خود را مدافع دینی می دانست که موسی (ع) علیه آن قیام کرده بود، و این دو دین در برابر هم قرار گرفته بودند. خداوند متعال می فرمایند: وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ (غافر/۲۶(‏فرعون (به اطرافيان و مشاوران خود) گفت: بگذاريد من موسي را بكشم و او پروردگارش را (براي نجات خود از دست من) به فرياد خواند. من از اين مي‌ترسم كه آئين شما را تغيير دهد، يا اين كه در زمين فساد را گسترش دهد و پراكنده سازد. ‏

قرآن به وجود دین و شریعت هایی غیر از دین اسلام و شریعت پیامبر خاتم اعتراف می‌کند، هر چند ما آن ها را باطل به شمار بیاوریم؛ امّا دین و شریعت هایی هستند و پیروانی دارند. خداوند درباره ی اهل کتاب که شاخه ای انحرافی از دین اسلام هستند می‌فرماید: یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لاَتَغْلُواْ فِی دِینِکُمْ)النساء/۱۷۱(اى اهل کتاب در دین خود (که اسلام است) غلو و افراط نکنید. از طرفی خداوند درباره ی کافران می‌فرمایند: الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا (اعراف/۵۱) آن كساني كه  به دنبال دين حق راه نيفتادند و بلكه خوشگذراني و بازي را آئين خود كردند (و دين را مسخره پنداشتند و به بازيچه گرفتند) و زندگي دنيا آنان را گول زد.

واژه ی دین شامل آن چه را که حقّ است مانند دینی که رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم  آورده و آن چه را که باطل است مانند دین مشرکین غیر اهل کتاب و شریعت اهل کتابی که اسلام آنان را منسوخ و پایان یافته و مغلوب اعلام کرده می‌شود. بر همین اساس خداوند در برابر پیروان دین ساخته شده توسط انسان و شریعت های مسخ شده که وجود دارند تنها دین خودش را صحیح می داند و می فرماید: أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ (آل‌عمران/۸۳) آیا جز دین خدا (چیز دیگری) را مى‏جویند؟ همچنین فرموده‌اند: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ)توبه/۳۳، الفتح/۲۸، صف/۹( خدا است كه پيغمبر خود (محمّد) را همراه با هدايت و دين راستين روانه كرده است. وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ (النساء/۱۴۶) ‏و آئين خويش را خالصانه از آن خدا كنند.  ‏

بیشتر بخوانیددین به معنی باورهای پذیرفته شده ی ملتی از ملت‌ها، صرف نظر از درست و یا نادرست بودن آن (۳)

دین چیست؟(۲)

دین چیست؟(۲)

بر گرفته از کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

مفهوم و معنای دین در لغت عرب:

واژه ی دین: ابن فارس ذیل ماده ی (دین) می گوید:”دال و یاء و نون همگی اصل واحدی هستند که تمام مشتقات این ماده به آن بر می گردد و این اصل از جنس فرمانبرداری و فروتنی است.” [۱]در کلام عرب با معانی متعددی به کار می رود[۲]؛ مانند:

  • چیرگی، قدرت، حکمرانی، فرمانروایی، کسی را به زور به اطاعت وا داشتن، به کارگیری قوه ی قاهره، به بندگی کشیدن و مطیع ساختن.

دان النّاسَ: مردم را مجبور به اطاعت از خویش کرد؛ دِنتُهُم فدانوا: بر آنان چیره و غالب شدم که در نتیجه مجبور به اطاعت از من شدند؛ دنتُ القومَ: آن قوم را به بردگی و ذلت کشاندم؛ دان الرَّجُلُ: آن مرد عزّت یافت؛ دنتُ الرَّجُلَ: آن مرد را مجبور به انجام کاری کردم که از آن کراهت داشت؛ دُیَّنَ فلان: فلانی مجبور به انجام کاری شد که ناخوشایندش بود؛ دِنتُهُ: وی را تحت اختیار خویش گرفتم و بر او چیره و مسلط شدم؛ دَینتُه القومَ: او را مسئول کردم تا آن قوم را اداره کند.

حطیئه شاعر عرب، اینگونه مادرش را مورد خطاب قرار می دهد:

لَقد دینت أمر بنیک حَتی                      ترکتیهمُ أدقَّ من الطَّحینِ

“از زمانی که امور پسرانت به تو واگذار شد (با آنان چنان رفتار کردی که) وقتی آنان را ترک کردی بسیار نرم تر از آرد بودند”.

همچنین در پندی آموزنده آمده است: الْكَيِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ. یعنی: آدم زرنگ کسی است که بر نفس خود چیره و مسلط شود و آن را رام خویش گرداند و برای بعد از مرگ بکوشد.

از این رو در کلام عرب حاکمی را که استیلای کامل بر یک کشور، ملت یا قبیله داشته باشد، «دیّان» گویند و به همین دلیل است که أعشی حرمازی، شاعر عرب زبان، پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم را این چنین مورد خطاب قرار می دهد که: یا سیّد النّاس و دیّان العرب. ای سرور مردم و ای حاکم قدرتمند اعراب!

بیشتر بخوانیددین چیست؟(۲)

مقدمه کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم (۱)

مقدمه کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم (۱)

مؤلف: ابوحمزه المهاجر هورامی

 

بسم الله و الحمد لله

اما بعد:

اسلام، دين تمام پیامبران و رسالت آخرین سفیر و قانون مسلمین تا روز قیامت است. حكمت تشريع قوانين اسلام و بعثت پيامبران، دعوت و هدايت انسان‏ها به توحيد و تشکیل جامعه ای است که در آن، قسط و عدل تحقق یافته و «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» برای تمامی شهروندان جامعه ی اسلامی فراهم شده تا زمینه های مناسب عبادت و تکامل برای آن ها تهیه و تسهیل گردد. در این راستا جریانی همزاد با خلقت انسان وجود داشته است تا قوانین و احکامی را جایگزین قوانین و احکام الله در زندگی انسان ها نماید تا با جایگزینی فقر و فحشاء (الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ) و ناامنی، عبادت مخصوص الله را به جهت های مختلفی منحرف گرداند.

به همین ترتیب به موازات دین الله، دین دیگری پا به عرصه ی وجود نهاد که در آن بشر، به جای الله، خود قانونگذار و برنامه ریز می گردد؛ که در ادبیات اسلامی به مشرکین غیر اهل کتاب شناخته شده اند و امروزه در ادبیات رایج به سکولاریست مشهور گشته اند. سکولاریسم، به عنوان یک دین، واکنشی در برابر دین اسلام بوده است؛ که در آن، ساحت حیات جمعی انسان‌ها و نیز حوزه ی معرفت و علم، عاری از مرجعیت دین اسلام و تأثیر عوامل ماورایی در نظر گرفته می‌شود.

بر این اساس، سکولاریسم یکی از ویژگی های فرهنگ، تمدن و نظام های سیاسی غیر اسلامی جهان در طول تاریخ بشریت بوده است و بازتاب های فراوانی در حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این ‌گونه نظام ها بر جای گذاشته و به اجمال، باعث انزوای نقش دین اسلام و خنثی کردن حضور عینی آن در این عرصه‌ها شده است. با آن که می توان گفت که ظهور عقاید مشرکین غیر اهل کتاب در لباس سکولاریسم در معنی امروزین آن، در ظروف زمانی و مکانی حاکمیت کلیسا و آبای آن در قرون وسطی و قبل از آن شکل گرفت و بستر و خاستگاه ظهور به روز شده ی آن بر ویرانه‌های اندیشه های دگماتیک و جزم‌اندیش و دانش‌ستیز نصرانیت استوار شد، و عملکرد سوء ارباب کلیسا به این روند شتاب خاصی بخشید؛ اما ریشه های دین سکولاریسم به قدمت تاریخ ظهور تمام پیامبران بر می گردد و می توان گفت ظهور پی در پی  پیامبران واکنشی به دین سکولاریسم و تخریب های آن در تحریف و سوءاستفاده از ادیان الهی بوده است.

در بینش اسلامی تاریخ پیدایش دین سکولاریسم از شکل ابتدائی و ساده ی آن تا اسلوب تکامل یافته و نوین آن همزاد با خلقت انسان به شمار می رود. آن زمان که خداوند پس از خلقت آدم دستوری داد و شیطان دستور دیگری را جایگزین دستور الله نمود. در این نگرش هر کسی که دستور یا قانونی را جایگزین دستور و قانون الله نماید به نسبت های مختلفی  به دین سکولاریسم نزدیک گشته و از دین الله فاصله می گیرد.

بیشتر بخوانیدمقدمه کتاب روابط متقابل اسلام و دین سکولاریسم (۱)

ميشه بفرماييد ارتداد چيست و مرتد كيست ؟ و دليل ارتداد شيعيان چيست ؟ ( ۲)

ميشه بفرماييد ارتداد چيست و مرتد كيست ؟ و دليل ارتداد شيعيان چيست ؟ ( ۲)

ما به كرات از رهبران و بزرگان دولت اسلامي در عراق و شام و بعضي از فرق القاعده در يمن وغيره شنيده ايم كه شيعيان مرتد هستند ، ميشه بفرماييد ارتداد چيست و مرتد كيست ؟ و دليل ارتداد شيعيان چيست ؟

(سلسله درسهاي : پرسش از ما و شما ،  پاسخ  از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )

عمل اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم و اجماع شان در باره ي كافر شدن مرتدين و كشتن آنها

همچون جنگ و كشتار آنها بر عليه آنهايي كه ادعاي نبوت و پيامبري مي كردند ، يا آن قبايلي كه  نماز مي خواندند ، روزه مي گرفتند ، حج مي رفتند و ساير احكام شرعي را انجام مي دادند اما از دادن زكات به دولت اسلامي امتناع مي نمودند  . نكته اي كه در اين جا لازم است ياد آور شوم اينكه در ابتدا اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم آغازگر جنگ بودند نه مرتدين ، يعني به گونه اي نبوده است كه مرتدين ابتدا جنگ را شروع نموده باشند و اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم در موضع دفاع قرار گرفته باشند ، بلكه كاملاً بر عكس بوده ؛  آغازگر جنگ اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم بودند و احاديث هم در اين باره آشكار هستند .

ابوهريره رضي الله عنه مي فرمايد زماني كه رسول الله صلي الله عليه وسلم وفات نمود و ابوبكر به عنوان خليفه انتخاب شد ، بسياري از مردمان عرب دوباره كافر گشتند . ( صحیح البخاري / ۷۲۸۵ )

عمر رضي الله عنه هم به ابوبكر رضي الله عنه گفت : چگونه جنگ و كشتار با قومي را انجام مي دهي در حالي كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده است : أمرت أن أقاتل الناس حتي  يقولوا لا اله الا الله ، فمن قال لا اله الا الله عصم مني ماله و نفسه الا بحقه و حسابه علي الله  ” . متفق عليه .

يعني :

ابوبكر رضي الله عنه هم فرمود : والله با هر كسي كه ميان نماز و زكات جداي بياندازد خواهم جنگيد ، چون زكات حق مال است ؛ والله اگر قبلاً رسول الله صلي الله عليه وسلم آن طنابي كه پاي شتران را با آن مي بندند را به عنوان زكات از آنها گرفته باشد ، به خاطر ندادن آن طناب آماده ام با آنها بجنگم .

عمر رضي الله عنه هم گفت : سوگند به الله به همان اندازه طول كشيد كه ديدم كه الله متعال است كه دل ابوبكر را براي اين جنگ هدايت داده است به همين دليل فهميدم كه بر حق است . (  متفق علیە .)

بیشتر بخوانیدميشه بفرماييد ارتداد چيست و مرتد كيست ؟ و دليل ارتداد شيعيان چيست ؟ ( ۲)

ميشه بفرماييد ارتداد چيست و مرتد كيست ؟ و دليل ارتداد شيعيان چيست ؟ ( ۱ )

ميشه بفرماييد ارتداد چيست و مرتد كيست ؟ و دليل ارتداد شيعيان چيست ؟ ( ۱ )

ما به كرات از رهبران و بزرگان دولت اسلامي در عراق و شام و بعضي از فرق القاعده در يمن وغيره شنيده ايم كه شيعيان مرتد هستند ، ميشه بفرماييد ارتداد چيست و مرتد كيست ؟ و دليل ارتداد شيعيان چيست ؟(سلسله درسهاي : پرسش از ما و شما ،  پاسخ  از استاد مجاهد : ابوحمزه المهاجر هورامي )

بسم الله والحمد لله
اما بعد :

ج : قبل از پرداختن به اصل موضوع و سپاردن قضاوت به خوانندگان ، لازم است جهت روشن شدن اين موضوع مقدمه اي تاريخي در باره ي جهاد در عراق بيان شود كه مي تواند كمك مفيدي باشد :

در ۱۱ فوریه ۲۰۰۳  امام شهيد  – باذن الله – اسامه بن لادن تقبله الله در نامه ای به مردم عراق ، که از طریق شبکه الجزیره پخش شد به آنها هشدار داد که خود را برای یک جنگ صلیبی با هدف اشغال یکی از پایتختهای قدیمی جهان اسلام ، چپاول ثروتهای مسلمانان ، و روی کار آوردن یک رژیم دست نشانده برای پیروی از دستورات واشنگتن و تل آویو به منظور صاف کردن راه تاسیس ” یک اسرائیل بزرگ ” آماده کنند. او به مردم عراق توصیه کرد برای یک جنگ طولانی علیه صلیبیون و بویژه درگیر شدن در یک جنگ شهری و خیابانی آماده شوند ، در ضمن روی اهمیت عملیاتهای شهادت طلبانه ای که ضربات و آسیبهای بی سابقه ای را بر پیکر آمریکا و اسرائیل وارد کرده تاکید نمود.
بن لادن رحمه الله حتی جهادگران عراقی را تشویق نمود تا تحت یک ” همگرایی منافع” با ” سوسیالیستها ی کافر” مثل بعثی ها و دیگر گروهها ، علیه صلیبیون همکاری کنند . ارسال این پیام آشکاربن لادن –  تقبله الله – آنهم پنج هفته قبل از تهاجم نیروهای آمریکایی و انگلیسی به عراق ، با اقدامات فعالانه تری همراه شد.
نیروهای القاعده ،در همان اوایل امر حمله آمریکا به عراق، به همراه نیروهای صدر شیعه مذهب وبه دفاع ازمردمان شیعه ونهضت  آنها  ، متحداً در شهرهای شیعه نشین به جنگ با آمریکا به عنوان دشمن مشترک می پرداختند وصدها جوان خود را در این راه فدا نمودند . اما زمانی که رهبران شیعه مذهب عراق  به همراه اخوان الشياطين و بعضي از عشاير اهل سنت با آمریکا متحد شدند وبر علیه مجاهدین وتحت رهبریت سکولارهای مرتد اهل سنت وشیعه وارد جنگ با آنها گردیدند، جنگي ناخواسته بر مبارزين آزاديخواه  تحميل گردید.

بیشتر بخوانیدميشه بفرماييد ارتداد چيست و مرتد كيست ؟ و دليل ارتداد شيعيان چيست ؟ ( ۱ )

تروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت ( قسمت پنجم و پایانی )

تروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت  ( قسمت پنجم و پایانی  ) 

 

کاتب : شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی

 

 

زمانی که بیشتر ملاها از نالایقترین افراد جامعه برمی خیزند

 

در گذشته و زمانی که هنوز علوم به شکل امروزین آن تخصصی و وسیع نگشته بود و زمانی که  نخبگان هر مجتمعی  وارد مراکز آموزشی می گشتند ابتدا از کانال قرآن ، حدیت و فقه  علم آموزی خود را از حجره های مختلف و نزد علمای مختلف آغاز نموده و با همین معیارهایی که آموخته بودند به یادگیری دیگر علوم چون تیراندازی و نظامی ، تاریخ ، هندسه ، هیات ، نجوم ، ادبیات ، بلاغت و… می پرداختند ، در میان ملت ما چنین اشخاصی به ملاهای ۱۲ علم مشهور بودند .

یعنی کسی که ۱۲ علم را که در آن زمانها لازمه ی زندگی مردم بوده را فرا گرفته است و معمولا هر علمی را نیز نزد یک عالمی در منطقه و یا مناطق و حتی سرزمینهای مختلفی  فرا می گرفتند . بدون شک چنین اشخاصی نمی توانستند از قشر تنبل ، تن پرور و کند ذهن جامعه باشند ، بلکه نخبگان و شجاعان و تیزهوشان هر مجتمعی وارد این میدان می شدند . به همین دلیل است که ما در گذشته بزرگانی چون حنفی ، شافعی ، مالک ، حنبل ، جعفر صادق ، ابن خلدون ، ابن تیمیه ،  ابن قیم ، خوارزمی ، بخاری ، ابن خلکان وصدها نمونه مشابه را در تاریخ بعد از صحابه  مشاهده می نماییم .

با اینکه پس از سلطنت معاویه شورای اولی الامر مرکزی جهت وحدت عقیدتی – فکری  و عمل مسلمین از میان رفته بود و مذاهب متفرق و رنگارنگی ،  به حکم ضرورت و به دلیل نبود شورا  ، به وجود آمده و در کنار این مذاهب نیز علفهای هرزی به حیات موزیانه ی خود ادامه دادند ،  و با وجود تعصبات خاصی که از طرف  پیروان هریک از مذاهب اسلامی  اعمال می شد (  و این هم به این دلیل بود که معمولا به نحوی با دستگاه حکومت مرکزی یا منطقه ای مرتبط بودند و پشتیبانی می شدند )  هرکسی می توانست  در سرزمینهای اسلامی ،   با افت و خیزهای مسالمت آمیز و گاه خشن ، نظراتش را آزادانه بیان نموده و به بحث گذاشته و گوش شنوا پیدا کند .

بیشتر بخوانیدتروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت ( قسمت پنجم و پایانی )

تروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت ( قسمت چهارم)

تروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت  ( قسمت چهارم) 

 

کاتب : شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی

 

آیا در ابتدای امر بر علیه خوارج اقدام به جنگ مسلحانه و کشتار آنها می شود ؟  و آیا در زمان غیر مناسب جنگدین با خوارج به مصلحت مسلمین است ؟

 

کسان زیادی را دیده ایم که از طریق رسانه های مختلف اعلام نمودند که دولت اسلامی خوارج است و مردم را  ، در این برهه از زمان که تمام سکولاریستهای جهانی و دولتها و گروههای محلی به رهبری آمریکا به سرزمینهای مسلمین یورش آورده اند ، جهت کشتار و قتال آنها تشویق می کردند و کار به آنجا کشیده شد که شخصی چون ابوبصیر طرطوسی  در بیانیه ی خود در مورد دولت اسلامی اعلام  نماید که :

«يجب شرعاً على جميع مجاهدي أهل الشام قتالهم، ورد عدوانهم.. وهو من الجهاد في سبيل الله. . ونشهد حينئذٍ -شهادة عامة- جازمين ومستيقنين أن قتلى مجاهدي أهل الشام مأجورون.. وهم شهداء بإذن الله.. وقتلى داعش آثمون.. وهم في النار، بل ومن كلاب أهل النار. . وهم في قتالهم لأهل وجند الشام، قد وقفوا في صف الطاغوت بشارالأسد في قتاله وحربه لأهل الشام.. ونردد ما قاله الحبيب صلىالله عليه وسلم: (طُوبَى لِمَنْ قَتَلَهُمْ وَقَتَلُوهُ) ».

یعنی : واجب است شرعاً  بر تمام مجاهدین شام  قتال و کشتن  مجاهدین دولت اسلامی و دور نمودن شر آنها ..  این کار جهاد در راه خدا است . در آن  هنگام شهادت می دهیم – شهادتی عمومی –  بدون شک و با اطمینان که کشته شده های مجاهدان شام پاداش دریافت می نمایند و شهید هستند بإذن الله .. و کشته شده های داعش گنهکار هستند و در آتش قرار دارند بلکه  از سگان جهنم هستند … آنها با جنگشان بر علیه اهل و مجاهدان شام  ، در صف طاغوتی چوت بشار اسد در جنگش بر علیه مردم شام قرار گرفته اند … و آنچه را که  حبیب صلی الله علیه و سلم در مورد خوارج گفته است را دوباره می کنیم : (طُوبَى لِمَنْ قَتَلَهُمْ وَقَتَلُوهُ)  خوشبختی برای آن کسی که آنها را می کشد و آنکه به دست اینها کشته می شود

بیشتر بخوانیدتروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت ( قسمت چهارم)

تروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت ( قسمت سوم )

تروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت  ( قسمت سوم ) 

 

کاتب : شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی

 

چنانکه می دانیم در میان فراموشی ، خطاء و انسان رابطه ی متلازمی وجود دارد ؛ به گونه ای که می توان  گفت که فراموشی و خطاء جزئی از سرشت انسان محسوب می گردد . به همین دلیل  قانون شریعت الله نیز خطاکاران و کسانی که  ، حتی ، دچار گناه و عصیان می گردند را از خود نرانده است ، بلکه در ابتدا آنان را از سرانجام کارشان باخبر نموده و به بازگشت به قانون الله و توبه تشویق می نماید  ، و چنانکه نپذیرفتند  ، حد و جزای خاصی را برایشان در نظر گرفته  ، تا با دور نمودن شر آنان از دیگران و با پاک نمودن مسلمین در دنیا ، اسباب زندگی سعادتمند بندگان الله  فراهم گردد .

در سیره ی رسول الله صلی الله علیه و سلم مشاهده می کنیم که شخص خطاکار و یا گناهکاری جهت تحکیم قانون شریعت الله نزدش می آمد که گاه او را نصیحت می نمود و دیگری جهت اجرای قانون شریعت الله می آمد و رسول الله صلی الله علیه و سلم امر می نمود که حد بر وی اجرا گردد و یا شخص دیگری  جهت اجرای قانون شریعت و پاک شدن از گناه نزدش می آمد و رسول الله صلی الله علیه و سلم او را به توبه و رهانمودن اشتباهی که کرده و بازگشت به قانون شریعت الله دعوت می نمود ، در واقع هر کس به تناسب خطاء و گناهی که مرتکب می گردید شامل حکم ویژه ای در قانون شریعت می گردید .

چیزی که به تواتر در سیره و تاریخ زندگانی رسول الله صلی الله علیه و سلم به ثبت رسیده است اینکه  ،  ایشان هرگز با خطاکاران و عاصیان به گونه ای برخورد نمی کرد که این اشخاص  مجرم از دایره ی اسلام خارج شده و مرتد گشته اند ، و راهکارهای برگشت به قانون شرعیت و مطیع قانون شریعت شدن و حتی حدودی که در مورد این دسته از مسلمین به اجرا درآمده است  نشان از مرتد بودن خطاکاران و مرتکبین معاصی نمی باشد . زمانی که شخص خطاکار دچار اشتباهی گشته و با توبه به راه راست باز می گردد و یا هنگاهی که  شخص دزد دستش قطع گشته ، و مشروب خور تازیانه می خورد و یا حد بر زناکار  اجرا می گرد ؛ اگر قرار بود گناهان کبیره کفر اکبر محسوب گردند  ، پس شخص باید به قتل می رسید .

بیشتر بخوانیدتروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت ( قسمت سوم )

تروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت ( قسمت دوم )

تروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت  ( قسمت دوم ) 

 

کاتب : شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی

 

تعریف  خوارج

 

اهل علم تعریف های زیادی از خوارج ارائه کرده اند. از جمله آن ها تعریفی است که ابوالحسن اَشعری بیان کرده است که اسم خوارج بر آن طایفه ای که علیه چهارمین خلیفه راشدی، علی بن ابی طالب خروج کردند اطلاق می‏شود، او بیان می‏کند که خروج آنان علیه علی، علت نام گذاری آنان به این اسم است. در جایی که میگوید: علت این که آنان خوارج نامیده شدند، خروج آنان علیه علی در هنگام پذیرفتن حکمیت است.[مقالات إلاسلامیین (۱/۲۰۷)]

امام ابن حزم تعریف کاملتری را ارائه می دهد ، ایشان بیان کرده است که  : اسم خارجی به هر کسی که همچون آن گروهی که علیه علی بن ابی طالب خروج کردند، طغیان کند و در اعتقادات با آنان شریک باشد، اطلاق می‏گردد. او میگوید هر کس که همچون خوارج حکمیت را انکار کند و صحابه بزرگوار را تکفیر کند و به خروج علیه حاکمان و امامان غیر عادل و ماندگاری همیشگی صاحبان گناه کبیره در جهنم و جایز بودن امامت در میان غیر قریش، معتقد باشد، خارجی است. و اگر در سایر موارد اختلافی میان مسلمانان و آن مواردی که ذکر کردیم با آنان مخالف باشد، خارجی نیست.[هدی الساری فی مقدمة فتح الباری، ص (۴۵۹)]

اما شهرستانی خوارج را با یک تعریف عام تعریف نموده و در آن خروج کردن علیه امامی‏که همه بر او و امامت شرعی او، توافق کرده باشند، در هر زمانی که باشد، خروج می‏داند. او در تعریف خود از خوارج میگوید: هر کس که بر امام بر حقی که جماعت بر او توافق کرده باشند، خروج کند، خارجی نامیده می‏شود خواه این خروج در زمان صحابه بر امامان راشدین بوده باشد و یا بعد از آن بر تابعین نیکوی آنان و امامان در هر زمان باشد.[فتح الباری (۲/۲۸۳)]

ابن حجر در تعریف آنان میگوید: خوارج کسانی هستند که پذیرش حکمیت از جانب علی را ناشایست دانستند و از او و عثمان و فرزندان او خود را بری کردند و با آنان جنگیدند و اگر آنان را کافر بدانند آنان، غالی (اهل غلو) هستند.[هدی الساری فی مقدمة فتح الباری، ص: ۴۵۹]

بیشتر بخوانیدتروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت ( قسمت دوم )

تروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت ( قسمت اول )

تروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت  ( قسمت اول )  

 

کاتب : شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی

 

بسم الله و الحمد لله

اما بعد :

دشمنان قانون شریعت و ظالمین  ، در طول تاریخ ، همیشه بر این عادت بوده و هستند که از ارهاب و تروریزم ما گله و شکایت کنند .  البته واقعیت آن است که منظور آنها از ارهاب و تروریسم  ، همیشه برای عموم ،  نوعی ابهام داشته و ناروشن بوده است .  آنها تمایل دارند که کلیه ی فعالیتهای عملی و حتی عقیدتی مظلومینی که در برابر افکار پوسیده و ضد انسانی و همچنین در برابر  نیروی کشتار و خونریز آنها  و بر علیه منافع طبقاتی شان صورت می گیرد را  ، با برچسب ارهاب و تروریسم  ؛ مردود ، وحشیانه و غیر متمدنانه اعلام نمایند .

از دیدگاه آنها « هرگونه واکنش عملی »  در برابر اشغالگری ، دیکتاتوری ، غارت و چپاول  ، کشت و کشتار  و جنایات آنها شامل یکی از روشهای تروریسم می گردد . روشنگری مردم ، سازماندهی یک اعتراض حق طلبانه ، تلاش جهت تحریم اخلاقی نظامیان سرکوبگر وطن فروش  و خودروشنفکرنمایان خائن و دین فروشان مزدور ( حتی در صفوف خودمان ) نیز یکی از شکلها ی تروریسم معرفی می شود .

اگر درک از تروریسم و ارهابی به معنی فکر ، عقیده یا عملی باشد که دشمن را ترسانده یا صدمه ای به آن وارد می کند ، پس در این صورت تمام مبارزات مظلومین و آزادیخواهان چیزی جز تروریسم و ارهاب نیست  ؛ و سوالی که باقی می ماند این است که : آیا تمام ابزارها و سیستمهای مورد استفاده ی حکومتهای ظالم و خونریز ، همچون هواپیماها ، موشکها ، پلیس ، ارتش  ، افکار و  رسانه های جنگ روانی  ، زندانهای مخوف و شکنجه های وحشیانه  چیزی غیر از وسایل تروریسم و ترساندن مظلومین می باشند ؟  آیا باوجود چنین ابزارها و سیستمهای خشن سیاستمداران مسلح و جنایتکار ، که  دم از شعارهای عوام فریبانه و ریاکارانه ی اخلاقی می زنند ، حق محکوم کردن ارهاب و تروریسم  مظلومین آزادیخواه را دارند ؟

بیشتر بخوانیدتروریسم و خوارج در ادبیات اسلامی و خوارج به عنوان یک برچسپ ، فحش و ترور شخصیت ( قسمت اول )