دارودسته ی جولانی از ادعای جابنداری از القاعده تا تحویل مجاهدین القاعده به حکومت طاغوت ترکیه

دارودسته ی جولانی از ادعای جابنداری از القاعده تا تحویل مجاهدین القاعده به حکومت طاغوت ترکیه

به قلم : ابوخالد کوردستانی

بارها و بارها در رسانه ها و بخصوص گروههای اجتماعی دیده ایم که زیر دستان جولانی و بخصوص دارودسته ی  چند نفری فتاحی جهت انحراف افکار عمومی مسلمین و بخصوص جوانان اهل سنت سنگ القاعده و ایمن الظواهری و حکومت بدیل اضطراری طالبان را به سینه زده اند، این در حالی است که گروه غدار جولانی و به تبعیت از آن دارودسته ی  چند نفری فتاحی ابتدا به القاعده پشت کردند و بیعت خود را با آن شکستند و بعد بهانه آوردند که این به خاطر کم کردن حملات کفار جهانی به رهبری آمریکاست! اما مشخص بود که این یک حیله و سحری برای فریب دیگران است،  چون به این بسنده نکردند؛ بلکه به دنبال آن بزرگان القاعده در سوریه را مورد تعقیب قرار داده و حتی عده ای از آنها را به شهادت رسانده و تعداد زیادی را نیز روانه ی زندان نمودند .

در نتیجه ی این اقدامات بود که دارودسته ی جولانی ناتورا (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه)  وارد سرزمینهای تحت کنترل خود کرده و برای محافظت از آنها نیز سربازان خود را به کار گرفت . به این شیوه آن روی سکه ی جولانی و دارودسته ی  جولانی مشخص شد و این روزها دیدیم همچنانکه اربابش اردوغان خواهر مسلمان ما را تحویل رژیم صهیونیستی می دهد  این مجرم هم نیروهای القاعده را تحویل ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) می دهد .

برای مثال طرفداران ابومحمد مقدسی در مورد «الحنیطی» که جولانی و مریدانش او را تحویل حکومت سکولار و طاغوت ترکیه داده اند در کانال الثام و ورثة المجد می گویند: حنیطی از القاعده است.

در برابر این طرفداران جولانی در کانال شبل بیان می کنند که : کانال الثام کانال خبیثی است و در حال فتنه، حنیطی از اعضای دوله است

در اینجا برای هر مسلمان صاحب عقلی روشن می شود که :

  • دارودسته ی خائن و مزدور جولانی یک مسلمان مجاهد را تحویل ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) داده اند و این از جرم این خائنین نمی کاهد.
  • برای همه واضح و روشن است که «الحنیطی» یکی از اعضای القاعده بود و این میزان دشمنی دارودسته ی جولانی با جماعت القاعده را نشان می دهد و هیچ عاقلی نباید به تبلیغات دروغین آنها مبنی بر دوستی آنها با جریانات جهادی مثل القاعده اطمینان داشته باشد . اینها دروغگویانی هستند که به منهج هیچ یک از مذاهب اهل سنت پایبند نیستند .
  • طرفداری لفظی آنها از حکومت طالبان هم دقیقا برای فریب افکار عمومی است، چون ملا عمر رحمه الله کشور و حکومتش را به خاطر تحویل ندادن یک مجاهد القاعده در معرض خطر قرار داد اما جولانی خائن به سادگی مجاهدین القاعده ای را تحویل کفار می دهد که همین القاعده مبایع طالبان است.

جالبتر اینکه فعلاحکومت طالبان با حکومت شیعه مذهب ایران و شیعیان افغانستان بر علیه آمریکا و ناتو دشمن اشغالگر و مشترکشان پیمان دارند، و جماعت جولانی هم در اختیار ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) قرار گرفته است .

پس دارودسته ی جولانی و به تبع آن گروه چند نفره ی فتاحی نه در عمل و نه در منهج ربطی به القاعده و حکومت طالبان ندارند و تنها به صورت لفظی از حکومت طالبان به خاطر شعله ور کردن جنگ با دوله  حمایت تبلیغی می کنند و نباید هیچ عاقلی به سحر و فریب این مزدوران اعتنائی داشته باشد . دارودسته ی فتاحی و به تبع آن گروه کوچک فتاحی «در عمل» همه چیز خود را به کفار سکولار جهانی و ناتو فروخته اند .

حربه ی دروغ و اتهام زنی دارودسته ی جولانی و جایگاه اعمال آنها نزد شریعت و مردم

حربه ی دروغ و اتهام زنی دارودسته ی جولانی و جایگاه اعمال آنها نزد شریعت و مردم

 به قلم: ابوعبدالله موکریانی

الله متعال در مورد راستگوئی و جایگاه راستگویان می فرماید :  قال الله هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم لهم جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها أبدًا رضی الله عنهم ورضوا عنه ذلک الفوز العظیم  [مائده/۱۱۹]  خدا فرمود این روزى است که راستگویان را راستى‏شان سود بخشد براى آنان باغهایى است که از زیر [درختان] آن نهرها روان است همیشه در آن جاودانند خدا از آنان خشنود است و آنان [نیز] از او خشنودند این است رستگارى بزرگ.”

رسول الله صلی الله علیه و سلم هم در این باره می فرماید : تحروا الصدق وإن رأیتم أن فیه الهَلَکَه، فإن فیه النجاه [ابن أبی الدنیا]” راستی پیشه کنید حتی اگر در آن خطری را متوجه خود ببینید، چراکه در آن نجات و رهایی هست.”   همچنین می فرماید :  إن الصدق یهدی إلى البر، وإن البر یهدی إلى الجنه، وإن الرجل لیَصْدُقُ؛ حتى یُکْتَبَ عند الله صِدِّیقًا، وإن الکذب یهدی إلى الفجور، وإن الفجور یهدی إلى النار، وإن الرجل لَیَکْذِبُ، حتى یکْتَبَ عند الله کذابًا  [متفق علیه] همانا راستی انسان را بسوی نیکوکاری رهنمائی می کند، و نیکو کاری انسان را به بهشت رهنمون می گردد، و همانا شخص راست می گوید تا اینکه در نزد خداوند بسیار راستگو و صدیق نوشته می شود. دروغ انسان را به معاصی و گناهان سوق می دهد و گناهان انسان را بسوی دوزخ می کشاند. شخص همانا دروغ می گوید تا که در پیشگاه خداوند کذاب و بسیار دروغگو نوشته می شود. ”

با این وجود ما در میان گروههای مسلحی که هرکدام به جناحی از قدرتهای سکولار دنیا و طاغوتهای مزدور محلی خود را وابسته کرده اند علاوه بر کنار نهادن بسیاری از قوانین شریعت الله (آنهم به بهانه های غیر شرعی ) گرایش به دروغ و اتهام بیشتر از راستگوئی و صدق مورد پذیرش قرار گرفته است.

دارودسته ی جولانی یکی از همین گروههائی است که پیشینه ی زیر پانهادن بیعت، عهد شکنی، غدر و خیانت به رهبران و متحدین خود و پناه بردن به انواع تهمتها و دروغها پس از این غدرها و خیانتها بسیار دیده شده است. بدون ذکر خیانهای جولانی به امیران خودش چون دوله و القاعده و بدون ذکر انهمه عهد شکنی با متحدین سابق او به تنش رسانه ای و اتهامات مستقیمی اشاره می کنیم توسط علی الدج یکی از فرماندهای عالی رتبه ی جولانی  به یکی از فرماندهان برجسته سابقا فیلق الشام ودر حال حاضر الجبهه ملی  به نام عمر حذیفه اشاره می شود  که به دلیل اختلافات کوچکی که با هم دارند این شخص را متهم به سرسپردگی برای روسها و ایرا ن و نظام بشار اسد کرده است .

این در حالی است که هر دوی این گروهها مطیع و فرمانبردار دستورات ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) هستند . و اختلافات و تخریبات اخیر بین گروه جولانی و فیلق الشام به دنبال رقابت آنان برای ابراز مودت و دوستی با ترکیه است و این نیروهای جولانی و اطرافیانش را وادار کرده است تا برای سرنگونی رقبای احتمالی خود تلاش کنند.  دارودسته ی جولانی و آنهائی که بقای خود را در بقای جولانی غدار و خائن می بینند تعمدا برای سرنگونی دشمنان خود به آنان دروغ و بهتان می زنند تا اعمال خود را تبرئه کنند که این اتهام زنی ها نیز معمولا با چاشنی شرعی و انواع شبهات شبه اسلامی زینت داده می شوند. مثل عملی که اخیرا در قبال یکی از فرماندهان  خود انجام دادند و یکی مهمترین حامیان آنها که او را به اتهام مصالحه دستگیر کردند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: کَبُرَتْ خیانه أن تحدِّث أخاک حدیثًا، هو لک مصدِّق، وأنت له کاذب  [احمد] چه خیانتی بزرگ تر از آنکه در سخن خویش با برادرت دروغ بگویی؟ او ترا باور داشته و تو با وی دروغ گفته باشی! ”

الله تعالی به صراحت می فرماید: یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین [توبه/ ۱۱۹] اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا پروا کنید و با راستان باشید.”

ما به عنوان اهل سنت ایران برائت خود را از دروغ و دروغگویان اعلام می کنیم و به همه ی دوستانی که به بهانه های مختلفی با این دروغگویان بوده اند یا از آنها حمایتی کرده اند باید بدانند این دروغگویان برخلاف قرآن و سنت صحیح و شریعت الله حرکت کرده اند و دیده ایم که روز به روز بر خلاف تبلیغات رسانه ای که می کنند در حال نابودی و از بین رفتن هستند . الله تعالی هرگز با بیعت شکنان و خیانتکاران و دروغگویان نیست شما نیز با آنها نباشید .

سوء استفاده ی دارودسته ی جولانی از دیدگاه  ابن تیمیه در باره ی مسلمانی که در دارالکفر در حالت اضطرار قرار می گیرد

سوء استفاده ی دارودسته ی جولانی از دیدگاه  ابن تیمیه در باره ی مسلمانی که در دارالکفر در حالت اضطرار قرار می گیرد

ارائه دهنده: ابوفاطمه ارومیه ای

‏ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺟﺎﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻃﺎﻗﺖ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﻣﮑﻠّﻒ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ :  ﻻَ ﻳُﻜَﻠِّﻒُ ﺍﻟﻠّﻪُ ﻧَﻔْﺴًﺎ ﺇِﻻَّ ﻭُﺳْﻌَﻬَﺎ (ﺑﻘﺮﻩ : ۲۸۶) « ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﮤ ﺗﻮﺍﻧﺎﺋﯿﺶ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ . ﻻَ ﺗُﻜَﻠَّﻒُ ﻧَﻔْﺲٌ ﺇِﻻَّ ﻭُﺳْﻌَﻬَﺎ ‏ (ﺑﻘﺮﻩ : ۲۳۳)« ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺆﻇﻒ ﺑﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺗﻮﺍﻧﺎﺋﯽ ﺧﻮﺩﻧﯿﺴﺖ . ‏» ﻟَﺎ ﻳُﻜَﻠِّﻒُ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻧَﻔْﺴًﺎ ﺇِﻟَّﺎ ﻭﺳﻌﻬﺎ(ﻃﻼﻕ : ۷) « ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺑﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﮑﻠّﻒ ﻧﻤﯽ ﺳﺎﺯﺩ . ‏»ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻃﺎﻗﺖ ﻭ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻘﻮﺍ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ : ﻓﺎﺗّﻘﻮﺍ ﺍﻟﻠﻪَ ﻣﺎ ﺍﺳﺘَﻄﻌﺘُﻢ (ﺗﻐﺎﺑﻦ : ۱۶) « ﭘﺲ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﻬﺮﺍﺳﯿﺪ ﻭ ﭘﺮﻫﯿﺰﮔﺎﺭﯼ ﮐﻨﯿﺪ . ‏» ﻭ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: ﺭَﺑَّﻨَﺎ ﻭَﻻَ ﺗَﺤْﻤِﻞْ ﻋَﻠَﻴْﻨَﺎ ﺇِﺻْﺮًﺍ ﻛَﻤَﺎ ﺣَﻤَﻠْﺘَﻪُ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻣِﻦ ﻗَﺒْﻠِﻨَﺎ ﺭَﺑَّﻨَﺎ ﻭَﻻَ ﺗُﺤَﻤِّﻠْﻨَﺎ ﻣَﺎ ﻻَ ﻃَﺎﻗَﺔَ ﻟَﻨَﺎ ﺑِﻪِ ‏( ﺑﻘﺮﻩ : ۲۸۶)  « ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺗﮑﺎﻟﯿﻒ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻣﮕﺬﺍﺭ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺮ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ . ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺑﺮ ﻣﺎ ﺑﺎﺭ ﻣﮑﻦ . ‏» ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺮﺩﻡ .

ﺍﯾﻦ ﻧﺼﻮﺹ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﻋﻘﯿﺪﮤ ﺟﻬﻤﯿﻪ ﺟﺒﺮﮔﺮﺍ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﻻﻟﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﯾﺎﺭﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻣﮑﻠّﻒ ﻧﻤﯽ ﺳﺎﺯﺩ ﻭ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﻋﻘﯿﺪﮤ ‏« ﻗﺪﺭﯾﻪ ‏» ﻭ ‏« ﻣﻌﺘﺰﻟﻪ ‏» ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻄﺎﮐﺎﺭ ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺆﺍﺧﺬﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ .

ﻓﺼﻞ ﺍﻟﺨﻄﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ، ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﺣﺎﮐﻢ ﻭ ﻋﺎﻟﻢ ﻭ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﭘﺮﺩﺍﺯ ﻭ ﻣﻔﺘﯽ ﻭ ﻏﯿﺮﻩ ﺍﮔﺮ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﺭﺃﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺵ ﺗﻘﻮﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﮐﻨﺪ ﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺍﺵ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺵ ﺗﻘﻮﺍﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺴﺘﺤﻖ ﺛﻮﺍﺏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺧﻼﻑ ‏« ﺟﻬﻤﯿﮥ ﺟﺒﺮﮔﺮﺍ ‏» ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩﺵ ﻣﺼﯿﺐ ﺍﺳﺖ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻟﯿﮑﻦ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ﺍﻣﺮ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩﺵ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺍﺻﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﯾﺎ ﺍﺻﺎﺑﺖ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺧﻼﻑ ‏« ﻗﺪﺭﯾﻪ ‏» ﻭ ‏« ﻣﻌﺘﺰﻟﻪ ‏» ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﮑﺎﺭ ﮔﯿﺮﺩ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺣﻖ ﺩﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺘﺮ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﺨﻦ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﮑﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺴﺘﺤﻖ ﺛﻮﺍﺏ ﺍﺳﺖ .

ﮐﺎﻓﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﻧﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﮐﻔﺮ ﺩﻋﻮﺕ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻞّ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺳﺪ ﻭ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻞّ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻞّ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻭﯼ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺵ ﺗﻘﻮﺍﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻧﺠﺎﺷﯽ ﻭ ﻏﯿﺮﻩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺠﺮﺕ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺩﺍﺭﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﻟﺘﺰﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﻋﺎﺟﺰ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻫﺠﺮﺕ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺩﯾﻦ ﺧﻮﺩ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺍﻧﺪ، ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﻣﺆﻣﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﺮﮤ ﺑﻬﺸﺘﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺆﻣﻦ ﺁﻝ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﻭ ﺯﻥ ﻓﺮﻋﻮﻥ.

ﻧﺠﺎﺷﯽ ﻧﯿﺰ ﮔﺮﭼﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﺴﯿﺤﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣّﺎ ﻗﻮﻣﺶ ﺩﻋﻮﺕ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﭙﺬﯾﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻭﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﺮ ﻭﯼ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿّﺖ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪ . ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻞّ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺼﻠّﯽ ﺑﻪ ﺻﻒ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿّﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺪ ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻧﺠﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻞّ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﺑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﺑﺮﺍﺩﺭﯼ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻧﯿﮑﻮﮐﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺍﻫﻞ ﺣﺒﺸﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ ‏» . ﻧﺠﺎﺷﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﻭ ﺷﺮﺍﯾﻊ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ . ﺍﻭ ﻫﺠﺮﺕ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺟﻬﺎﺩ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺧﺎﻧﮥ ﺧﺪﺍ ﻧﺮﻓﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺣﺘّﯽ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯼ ﭘﻨﺠﮕﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺭﻭﺯﻩ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﺯﮐﺎﺕ ﺷﺮﻋﯽ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻧﮑﺮﺩ ﺯﯾﺮﺍ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﻭ ﺷﺮﺍﯾﻊ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻗﻮﻣﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﺍﻭ ﯾﺎﺭی ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ با انان را نداشت به یقین ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﻃﺒﻖ ﺣﮑﻢ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺣﮑﻢ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺵ ﺻﻞّ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻣﮑﻠّﻒ ﺳﺎﺧﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺍﻫﻞ ﮐﺘﺎﺏ ـ نصرانیها ﻭ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ـ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ ﻓﻘﻂ ﻃﺒﻖ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻧﺎﺯﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺣﺬﺭ ﺳﺎﺧﺖ . ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺳﻨﮕﺴﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺎﮐﺎﺭ ﻣﺤﺼﻦ ﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﯾﺎﺕ ﻭ ﻣﺴﺎﻭﯼ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺧﻮﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﺮﯾﻒ ﻭ ﭘﺴﺖ ﻭ ﺣﮑﻢ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻗﺼﺎﺹ ﻧﻔﺲ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﻔﺲ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﺸﻢ ﻭ ﻏﯿﺮﻩ .

ﻧﺠﺎﺷﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﻃﺒﻖ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﻗﺮﺁﻥ ﺣﮑﻢ ﮐﻨﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﻗﻮﻣﺶ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺣﮑﺎﻣﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻭ ﺣﺘّﯽ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﺗﺎﺗﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺭ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ ﺍﻣّﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﻤﺎﻧﻌﺖ ﻋﺪّﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﮤ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﻣﮑﻠّﻒ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ ‏.

ﺍﺑﻦ ﺗﯿﻤﯿﻪ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﮥ ﺳﺨﻨﺎﻧﺶ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻧﺠﺎﺷﯽ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﻭﯼ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮﯾﻦ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﻭ ﺷﺮﺍﯾﻊ ﺍﺳﻼﻡ ﮐﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﻃﺎﻗﺖ ﻭ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ . [۱]

واضح است که این حکم ابن تیمه در مورد کسانی از مسلمین است که در دارالکفرها در حالت ضرورت و اضطرار قرار می گیرند؛ اما کسانی از دارودسته ی جولانی و گروه کوچک فتاحی قصد دارند با سوء استفاده از چنین حکمی عدم تحکیم به قانون شریعت الله در دارالاسلامهائی که تشکیل شده است را توجیه کنند .

این نوعی غدر و عوام فریبی و در واقع منحرف کردن افکار مسلمین از خیانتهایشان است . تنها سوالی که می شود از اینها پرزسید این است که سرزمینی که آنها در آن سکونت دارند دارالکفر است یا دارالاسلام ؟ اگر دارالاسلام است پس مشخصه ی اصلی دارالاسلام تحکیم به قانون شریعت الله است . همچنانکه ابن القيم رحمه الله می گوید:  قال الجمهور دار الإسلام هي التي نزلها المسلمون وجرت عليها أحكام الإسلام وما لم تجر عليه أحكام الإسلام لم يكن دار إسلام وإن لاصقها .[۲]جمهور گويند: دارالاسلام آن جائی است كه در آن مسلمانان باشند و بر آنها احکام اسلام جاری باشد، و اگر چنانچه در آن احکام اسلام جاری نباشد پس به دارالإسلام محسوب نمی گردد و اگر چه در كنار دارالاسلام نيز باشد.

در این صورت آیا ریخته شدن اینهمه خون و تجاوز به نوامس مسلمین و از بین رفتن اینهمه پیرو وجوان و سرزمین و آبروی مسلمین برای جایگزین کردن یک دارالکفر به جای یک دارالکفر بود؟

 

فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ 

 

 

……………………………

[۱] جلد ۱۹ مجموعه فتاوی صفحه ی ۲۱۶

[۲] أحكام أهل الذمة ۲/۷۲۸

پاسخ و تشبیه جاهلانه ی مریدان فتاحی در توجیه نوکری برای کفار اشغالگر و خیانت به اسلام و مسلمین

پاسخ و تشبیه جاهلانه ی مریدان فتاحی در توجیه نوکری برای کفار اشغالگر و خیانت به اسلام و مسلمین

کاتب: ابوخبیب مهابادی موکریانی

یکی از برادران ما در مقاله ای روشنگرانه مریدان فریب خورده ی فتاحی را به رها کردن نوکری برای کفار سکولار جهانی از کانال حکومت سکولار ترکیه و  جلوگیری از اشغال سرزمینهای مسلمین توسط کفار اتحادیه ی اروپا(ناتو) و بازگشت به مسیر صحیح اهل سنت دعوت کرده بود که این فریب خورده ها یک جمله ی آن را گرفته و بر روی آن مانور دادند .

این برادر ما گفته بود: «تمکین و مصلحت ضوابط روشنی دارد که در مصلحت باید حفظ اسلامیت ،حفظ عزت، حفظ استقلال جماعت حفظ شود، یعنی هر گونه توافق باید با حفظ ارزش ها باشد»

مریدان چشم و گوش بسته ی فتاحی هم در قیاسی مع الفارق می گویند:”  حال ما او را ارجاع می دهیم به زمان رسول الله صل الله علیه و سلم اگر به مفاد صلح حدیبیه در اوایل بین رسول الله صل الله علیه و سلم و کفار قریش بسته شد  قرار شد که اگر فردی از مدینه خواست به مکه برود ، کفار قریش او را بر نمی گردانند ولی اگر از مکه فردی مسلمان  شد و به مدینه هجرت کرد پیامبر صل الله علیه و سلم موظف است او را برگرداند و رسول الله صل الله علیه و سلم طبق این بند را پذیرفت در حالی که صحابه شدیدا مخالف بودند . کافی است کمی فکر کنید ! ”

من از شما خواننده ی محترم می پرسم : این پاسخ دارودسته ی جولانی چه ربطی به تمکین مسلمین و حکومت اسلامی رسول الله صلی الله علیه وسلم و پیمان یک حکومت اسلامی با سایر کفار دارد؟ اصلا مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم در داخل سرزمینهای اسلامی که تابع حکومت خودش بودند به کفار محارب پایگاه و مراکز نظامی داد؟ مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم سرزمین آزاد شده ی مسلمین را از اشغال یک کافری دراورد و به اشغال یک کافر محارب دیگری در آورد؟

به نظر شما از شخصیتی مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم که حاضر نشد در مکه به مجلس و پارلمان کفار تحت عنوان دارالندوه وارد شود و استقلال خودش را حفظ کرد تا اینکه مدینه را آزاد کرد و حکومت اسلامی خود را در آنجا تشکیل داد ، آیا چنین شخصیتی یک وجب از سرزمینهای آزاد شده ی مدینه را تحویل کفار محارب و مرتدین داد و نعوذ بالله مجاهدین را مامور محافظت از این کفار و مرتدین کرد؟

این مریدان چشم و گوش بسته باید بدانند که حکومت اسلامی رسول الله صلی الله علیه وسلم با یک کافر خارج از سرزمینهای اسلامی پیمان بست که یکی از مفاد این پیمان حدیبیه این بود که این کافر خارجی حتی حق ندارد به سرزمین کفاری که با رسول الله صلی الله علیه وسلم هم پیمان هم هستند  تجاوز کند و سربازانش حق ورود به سرزمین این کفار متحد را نیز ندارند چه رسد به اشغال سرزمینهای آزاد شده ی اسلامی . دیدیم زمانی که کفار قریش به قبیله ی کفار خزاعه که متحد رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند حمله کردند رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها حمله کرد و مکه را فتح کرد .

در این صورت وارد کردن ارتش کفار اصلی ناتو از کانال ارتش سکولار و مرتد ترکیه به سرزمینهای مسلمین آنهم در چند جای مختلف که انواع سلاحهای سنگین را در آن جای داده و هر لحظه که بخواهند می توانند از طریق هواپیماهای خود هزاران سرباز کافر و مرتد را در آن جای دهند و ظرف چند روز کل مسلمین را تحت کنترل خود در آورند و بقیه ی سرزمینهایشان را نیز به اشغال خود درآورند ، چه مصلحت شرعی برای مسلمین در بر دارد؟

ما حق نداریم به خاطر مخالفت با یک کافر و نجات از آن، هزاران مسلمان را به کشتن بدهیم، هزاران کودک مسلمان را یتیم کنیم، هزاران زن مسلمان را بیوه کنیم، هزاران دختر و زن مسلمین را در معرض انواع تجاوزات ناموسی و حتی خرید و فروش توسط دشمنان و خائنین قرار بدهیم، خانه و کاشانه و وطن مسلمین را تبدیل به ویرانه ای کنیم و بالاتر از همه دین مسلمین را در معرض خطر قرار دهیم آنهم به خاطر چه؟ به خاطر اینکه یک کافر محاربی جایگزین یک کافر محارب دیگری بشود . خوب اگر قرار بود اینجوری شود اصلا چرا قیام کردند؟

در اینجاست که باید این مریدان فریب خورده و جاهل دارودسته ی جولانی را دعوت به کمی تفکر کرد و به آنها فهماند که اهل سنت ایران زیرکتر از آنی است که تسلیم این سحر و شبهه ی جاهلانه ی شما بشود .

 

در اشغال شدن سرزمینهای مسلمین توسط کفار جهانی و مرتدین محلی چه مصلحتی وجود دارد که دارودسته ی جولانی آن را بهانه کرده است؟

در اشغال شدن سرزمینهای مسلمین توسط کفار جهانی و مرتدین محلی چه مصلحتی وجود دارد که دارودسته ی جولانی آن را بهانه کرده است؟

به قلم: ابوخالد کوردستانی

می دانیم تمام انسانهای آزاده صرف نظر از دین و مذهبشان هر گونه اشغالگری توسط دشمنان آشکار ملت و دین خودشان را، به هر بهانه ای که باشد، نوعی خیانت و دشمنی واضح نسبت به دین و وطن خود می دانند . ملت مسلمان کورد چنین تجربیات تلخی را داشته است . یک بار سکولاریستهای مرتد بارزانی به خاطر مخالفت با سکولاریستهای مرتد طالبانی ارتش سکولاریست صدام حسین را وارد خاک کوردستان عراق کردند و بار دیگر سکولاریستهای مرتد طالبانی ارتش سکولار صدام حسین را بر علیه بارزانی ها وارد خاک کوردستان کردند و آنهمه مصیبت آفریدند .

البته سکولاریستهای مرتد کومله و دمکرات ایران هم به مدت ۸ سال سگهای بوکش و راهنمای ارتش سکولار عراق در کشت و کشتار مردم مسلمان کورد ایران بودند. همین نوکری و دشمنی آشکار بر علیه دین و وطن کوردها را ما سالهاست در سکولاریستهای مرتد حزب کارگران اوجالان مشاهده می کنیم از زمانی که صدام حسین اردوگاه مخمور را در اختیار آنها قرار داد تا الان که نوکر اجاره ای آمریکا بر علیه دین اسلام و ملت کورد و عرب شده اند .

اینها تجربیات زنده ای هستند که کوردهای مسلمان از خائنین به دین و ملت خود توسط سکولاریستهای کافر جهانی و سکولاریستهای مرتد محلی دیده اند که باعث شده تنفر از دین سکولاریسم و سکولاریستها و گرایش به قانون شریعت الله در آنها رشد چشمگیری داشته باشد . اما مصیبت مسلمین این مناطق زمانی شروع می شود که همین اسلامگراها نیز بخواهند با استفاده ی ابزاری از احساسات دینی مردم همان مسیر سکولاریستهای مرتد را بروند .

دارودسته ی جولانی و گروه کوچک فتاحی (که بخش کوچکی از دارودسته ی جولانی و شریک جنایتها و خیانتهای آشکار جولانی است) یکی از همان گروههائی است که با نام اسلام و دین و قرآن و سنت و جهاد و اهل سنت و…. دقیقا همان مسیر سکولاریستهای مرتد بارزانی و طالبانی و کومله ها و دمکراتها و سایر خائنین به دین و ملت را می پیمایند .

 

شکی وجود ندارد که حکومت سکولار و مرتد ترکیه یکی از اعضای ارتش ناتو (ارتش کفار اروپائی) به شمار می رود که تا به حال در اشغال سرزمینهای مسلمین نقش بارزی را برای کفار اصلی ایفا کرده است، از صومالی و لیبی و مالی در آفریقا بگیر تا افغانستان و عراق و سوریه در آسیا؛ و تا به حال دستش به خون میلیونها مسلمان اهل سنت آلوده شده است.

اگر کارنامه ی ارتش ناتو در آفریقا و آسیا را مرور کنیم به نظر شما غیر از کشت و کشتار مسلمین و تاراج منابع زیر زمینی و رواج فرهنگ بی بندوباری و تداوم اشغالگری و… چه ثمره ای برای مسلمین داشته است که حالا دارودسته ی جولانی ارتش این کفار آشکار و مرتدین سکولار ترکیه را به داخل سرزمینهای به اصطلاح آزاد شده ی خود آورده و این سرزمینها را تبدیل به مناطق اشغالی توسط ارتش کفار ناتو از کانال حکومت سکولار و طاغوتی ترکیه نموده است؟

اگر ما به اهل سنت ایراد تاکید می کنیم که این جنگ دارودسته ی جولانی و دنباله روان آن مانند گروه کوچک فتاحی مثل جنگ بارزانی ها و طالبانی ها شده که صدام حسین را نوبتی وارد خاک کوردستان عراق می کردند و برای فریب مریدانشان صدها مصلحت دروغین می تراشیدند، باید بدانند که با یک فیلم و سناریوی جدیدی سروکار ندارند بلکه فیلم و سناریو همان است اما بازیگران آن عوض شده اند .

دیروز سکولاریستهای مرتد با شعارهای آزادی و برابری و دمکراسی و رفاه و … در این فیلم نقش بازی می کردند و امروز  عده ای با نام اسلام و دین و قرآن و سنت و اهل سنت و جهاد و … به بازیگری در این فیلم مشغول بازی هستند که کارگردان همه ی آنها کفار سکولار جهانی و حکومتهای طاغوتی و سکولار منطقه ای هستند .

پس مسلمین باید هوشیاری خود را حفظ کنند و جهاد فی سبیل ناتو یا آمریکا یا هر کافر جهانی و منطقه ای را با جهاد فی سبیل الله عوض نکنند . بخصوص اهل سنت ایران باید دقت کنند و فریب شعارهای شبه جهادی این مزدوران را نخورند که اگر آگاهانه در دام این خائنین به دین و ملت خود بیافتند هم دنیای خود را از دست می دهند و هم قیامت خود را .

تناقضاتی در گروه جولانی که دار ودسته ی فتاحی هم در آن مانده اند

تناقضاتی در گروه جولانی که دار ودسته ی فتاحی هم در آن مانده اند

به قلم : ابوخالد کوردستانی
بسیاردیده شده است که حکومتها و جماعتها و گروههائی در رسانه های تبلیغی و مجازی خود چیزی را تبلیغ می کنند که با آنچه عملا به آن مشغول هستند تفاوتهای بنیادین و اساسی دارد که نوعی تناقض گوئی را می رساند.
ما چنین تناقضاتی را در رسانه های کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی و گروهها و احزاب سکولار و مرتد محلی زیاد دیده ایم و نیازی به بازگوئی نیست . آنچه برای ما باعث تعجب و نگرانی می شود استفاده ی گروههای به اصطلاح جهادی از چنین حربه ی کثیفی برای انحراف افکار اهل جهاد است . دارودسته ی انگشت شمار گروه فتاحی یکی از همین گروههائی است که آشکارا در تناقضاتی افتاده است که خود اعضای این گروه کوچک هم برای آگاهان به جهاد پاسخی ندارد .
یکی از این تناقضات مخالفت این گروه با دین سکولاریسم و دموکراسی آن می باشد که به همین بهانه هم از دارودسته ی باسامی و جبهه ی خودساخته ی منسوب به اهل سنت آن جدا شدند . چنین حرکتی برای همه ی ما علامت مبارکی بود که همه ی ما را خوشحال و امیدوار کرد اما در برابر زمانی که همین دارودسته ی فتاحی در هیئت جولانی در خدمت کفار سکولار جهانی به رهبری ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) قرار گرفتند و تبدیل به مجری اهداف، اوامر و برنامه های دموکراسی خواهانه ی آنها شدند بازگو کننده ی واقعیت غیر قابل انکار دیگری بود که نوعی تناقض آشکار را می رساند .
زمانی که الله تعالی سیدنا ابراهیم علیه السلام را به عنوان الگو به ما معرفی می کند از زبان سیدنا ابراهیم علیه السلام نقل می کند که می فرماید: إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ (ممتحنه/۴) ما از شما و از چيزهائي كه بغير از خدا مي‌پرستيد ، بيزار و گريزانيم ، و شما را قبول نداريم و در حق شما بي‌اعتنائيم ، و دشمنانگي و كينه‌توزي هميشگي ميان ما و شما پديدار آمده است ، تا زماني كه به خداي يگانه ايمان مي‌آوريد و او را به يگانگي مي‌پرستيد .
در اینجا برائت از خود کفار مشرک (سکولار) قبل از برائت از عقاید آنها مطرح شده است . چون برائت از خود مشرکین (سکولاریستها) خواه ناخوه به برائت از عقاید آنها هم منجر می شود. اما کسانی که از عقاید کفار اعلام بیزاری می کنند اما «عملا» در خدمت آنها قرار می گیرند در واقع دچار تناقضات آشکاری شده اند که عدم صداقت آنها را می رساند . این اسلوب منافقین(سکولار زده ها) در طول تاریخ بوده است، که ما همین الان هم در افغانستان و صومالی و… مشاهده اش می کنیم، که عده ای از یکطرف خود را اسلامی می دانند اما به صورت عملی در خدمت کفار سکولار خارجی و مرتدین محلی قرار گرفته اند و مخالفت با عقاید سکولاریستی تنها شعاری توخالی است برای فریب مسلمین و کشاندن آنها به پای صندوقهای رای گیری و…. این صفت مال منافقین است که متاسفانه دسته هائی از گروههای مسلح را نیز به خود آلوده کرده است .

یکی دیگر از تناقضات بزرگی که دارودسته ی کوچک فتاحی به تبعیت از ارباب کوچک خودش جولانی در آن افتاده است تبلیغ نام شیخ اسامه بن لادن تقبله الله و مانور دادن بر روی اسم ایمن الظواهری به عنوان رهبر القاعده است . یعنی دارودسته ی فتاحی می خواهد در تبلیغات مجازی خود با بردن نام این اشخاص خود را پیرو منهج شیخ اسامه و هم مسیر با القاعده نشان دهد! اما در «عمل» می بینیم که اربابش جولانی به راحتی به ایمن الظواهری خیانت می کند همچنانکه به امیر قبلی خود در دوله خیانت کرده بود و به این هم بسنده نمی کند بلکه سران القاعده در سوریه را به دلیل عدم بیعت یا به بهانه ی های واهی ارتباط با دوله و… دستگیر و زندانی و حتی در عملیاتهائی آنها را نیز به قتل می رساند تا جائی که آنها را وادار کند که طبق نقشه ی آنها فعالیت کنند که همان نقشه ی ارباب اصلی یعنی ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) است .
ارباب اصلی اینها «ناتو» می داند که القاعده فعلا در بیعت با طالبان است و طالبان هم جهت جنگ با آمریکا و ناتو در افغانستان فعلا متحد ایران و روسیه است و این اصلا به نفع ناتو نیست به همین دلیل از طریق نوکرش حکومت سکولار ترکیه و آنهم از طریق نوکرش جولانی فشار خود بر القاعده ی سوریه را افزایش می دهد تا جائی که آنها را تابع نقشه های خود کنند. در واقع القاعده و دارودسته ی جولانی هر کدام در مسیر جداگانه ای در حرکت هستند که استقلال عمل القاعده در سوریه اصلا به نفع اربابان جولانی نیست. در اینجا دارودسته ی فتاحی نوکر کسی مثل جولانی هستند که خود جولانی هم نوکر یکی از نوکران ناتو است و اینها هیچ استقلال عملی از خود ندارند و بستگی به معملات پشت پرده ی قدرتهای جهانی و منطقه ای هر کدام دارای تاریخ مصرف مشخصی هستند .
به عنوان مثال زمانی که حکومت سکولار آمریکا ایران را تحریم می کند و حکومت سکولار ترکیه به پشتیبانی از سایر اعضای ناتو از چنین تحریمی شانه خالی می کند و همچنان روابط امنیتی و سیاسی و اقتصادی و گردشگری و… خود را با ایران و روسیه حفظ می کند واضح و آشکار است که حکومت سکولار ترکیه به عنوان نماینده ی ناتو در منطقه دنبال منافع و مصالح مشترک اعضای ناتو است که در راه رسیدن به این منافع مشترک گروههای مسلح سوری را نیز به کار گرفته است و دیدیم هر گاه به بخشی از منافع خود رسیده اند دسته ای را مورد معامله قرار داده اند. مگر معامله ی ترکیه با روسیه و ایران در حلب را ندیدیم ؟ مگر معامله ی ترکیه با روسیه و ایران در غوطه ی شرقی را ندیدیم؟
آیا این پیروان سحر شده توسط تاجران جهاد نمی خواهند از خود بپرسند که این منافع حکومت سکولار ترکیه(نماینده ی ناتو) چیست که هم می خواهد با ایران و روسیه و آمریکا ارتباط داشته باشد و هم این گروههای مسلح را نگهدارد؟
این تنها دو مورد از تناقضات آشکار دارودسته ی کوچک فتاحی برای کسانی است که اهل شنیدن، تعقل و قلب سالمی باشند . تناقاضاتی که همین گروه کوچک هم در پاسخ به آن مانده اند و نشانه هائی از یک سناریوی وحشتناک برای قربانی کردن جوانان اهل سنت و تجارت با خون و ناموس آنها در راه اهداف کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی است .

تفاوت وطنی بودن حکومت بدیل اضطراری طالبان و وطنی بودن گروههای مسلح شام

تفاوت وطنی بودن حکومت بدیل اضطراری طالبان و وطنی بودن گروههای مسلح شام

به قلم : ابوخالد کوردستانی
امروزه ما شاهد جبهه و اندماج ناهمگونی در شام هستیم تحت عنوان «الجبهة الوطنیة للتحریر» . همچنانکه از اسم آن پیداست این جبهه متشکل از «سوریه ای ها» است و معیار اتحاد آنها هم سوریه ای بودن و وطن و دین سکولاریسم است نه توحید و قانون شریعت الله .
در این صورت برای مهاجرین جایگاهی وجود ندارد و طبق تجربیات تاریخی تنها به عنوان مزدور از آنها استفاده می کنند و این مزدوران هم تاریخ مصرف مشخصی دارند که در نهایت یا مورد معامله قرار می گیرند و خرج می شوند یا اینکه پس از پایان تاریخ مصرفشان اخراج می گردند .
این یعنی مقدماتی برای دور ریختن مجاهدین صادق از ساحه ی شام و تکرار سناریوئی که احرار شام مدتها پیش در شکل کوچکش انجامش داده بود که در ضمن آن صدها مهاجر اهل سنت به همراه خانواده هایشان قربانی شدند . اگر احرار ثابت کرد که با این سناریوئی که ریخته هدفش جهاد فی سبیل ناتو( از کانال حکومت سکولار ترکیه) و در نهایت خدمت به دین سکولاریسم و جایگزین نمودن کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو در خاک سوریه است، آیا این گروه ملی گرا و ناسیونالیسم وطنی که امثال جولانی در آن عضویت دارند و شروع آن به توافق آستانه بر می گردد چیزی غیر از این می تواند باشد؟ در این صورت دارودسته ی فتاحی در این بازی خائنانه چه نقشی دارند و چه پاسخی برای خونهای ریخته شده و زیردستان باقی مانده دارند؟
اگر در این جبهه ی ملی گرا و ناسیونالیست نمایندگان حکومت سکولار بشار اسد و سایر گروههای معارض مثل ارتش آزاد و… وجود دارد که دیمستورا مثل پل بریمر در عراق نماینده ی مستقل از علوی ها و لیبرالها و دروزی ها و سایر سکولارها را انتخاب می کند، در این صورت این معجون اگر ارتشی ملی و وطنی تشکیل دهد در چه راهی خدمت می کند؟ در راه الله یا در راه کفار سکولار جهانی؟
در برابر این ما شاهد حکومتی بدیل اضطراری اسلامی به نام طالبان هستیم که بر این باور است که هدف فعلی آنها نجات ملت مسلمان افغانستان از کفار سکولار اشغالگر جهانی به رهبری آمریکا و ناتو است . این حکومت بدیل اضطراری اسلامی به هماه هزاران مجاهد از القاعده و سایر مهاجرین برای تشکیل حکومتی اسلامی در افغانستان جهاد می کند اما فعلا معتقد است که ابتدا باید افغانستان را آزاد کرد و سخن از جاهای دیگر زدن اشتباه است .
آیا چنین حکومت بدیل اضطراری اسلامی که برای قانون شریعت الله و جهاد با کفار و مرتدین محلی جهاد می کند قابل مقایسه با جبهه ی گروههای ملی گرای سوریه است که برای دین سکولاریسم و خدمت به کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و ناتو می جنگند؟ آیا حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان که بر علیه آمریکا و ناتو جهاد می کند با کسانی که در راه خدمت به آمریکا و ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه و آل سعود و رادن و … می جنگند قابل مقایسه هستند؟
دارودسته ی فتاحی و پس مانده های انصار لازم است برای اعضای انگشت شمار خود پاسخی شرعی پیدا کنند و گرنه تاریخ از آنها به عنوان تاجران جهاد و خادمین جاهل کفار جهانی یاد خواهد کرد که در راه پیاده شدن اهداف و نقشه های کفار سکولار جهانی و ملی گراهای محلی و دین سکولاریسم، خون و ناموس سربازان خود را مورد معامله قرار داده اند .

توجیهات سبکیرانه ی دارودسته ی جولانی در توجیه حضور نیروهای اشغالگر ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) در سوریه  

توجیهات سبکیرانه ی دارودسته ی جولانی در توجیه حضور نیروهای اشغالگر ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) در سوریه  

به قلم: ابوخالد کوردستانی

بارها و بارها امرای جهاد در میدانهای جهاد از عملکردهای غلط دارودسته ی جولانی در برابر اهل سنت شام و حتی غدر و خیانت آن به مجاهدین اهل سنت عراق و حتی سازمان بین المللی القاعده شکایت کرده اند و در این زمینه روشنگری هائی ارائه داده اند .

در برابر این نقدها و روشنگریهای اهل جهاد، واکنش گروه جولانی و بخصوص دارودسته ی ناچیز و کوچک فتاحی که در این جرمها هم مسیر با جولانی بوده است بسیار جای تأمل می باشد .

مجاهدین از گروههای مختلف بارها به این خائنین به جهاد به صورت واضح و ساده تذکر داده اند که اگر قرار است در راه دین سکولاریسم و جایگزین کردن یک ارباب سکولاری به نام ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه ) و آمریکا (از کانال آل سعود و قطر و…) به جای سکولاری به نام بشار اسد و روسیه بجنگید چرا نام جهاد فی سبیل الله را یدک می کشند در حالی که آشکارا فی سبیل ناتو و آمریکا می جنگند ؟!!

رهبران این دسته از جماعتها مثل وائل علوان و علوش و… اگه در میدانهای جنگ فروخته نشوند و به قتل نرسند در نهایت با قربانی کردن زیر دستان و فروش افرادی که رهبریت آنها را برعهده گرفته اند در نهایت در یکی از کشورهای تابع ناتو یا آمریکا با میلیونها دلار به زندگی خود ادامه می دهند و آنچه می ماند مشتی جنگجوی فریب خورده ی دلسرد و نا امید و گوشه گیر است که دنیا و قیامت خود را فدای توهماتی کرده اند که در نهایت به حاکمیت کفری به جای کفر دیگری و جایگزین شدن یک ارباب سکولار به جای یک ارباب سکولار دیگری بوده است  آنهم با دادن آنهمه هزینه.

این برادران لازمه از خود بپرسند که ترک خانواده و سرزمین و قوم و خویش و مال و دارائی و تحمل آنهمه سختی های راه سفر به چنین سرزمینی و وارد کردن اسم خود به لیست سیاه سازمانهای اطلاعاتی کشور مبداء و… ارزش آن را دارد که همه ی اینها را در راه جایگزین شدن کفر و تحکیم قوانین کفری فدا کنند و خوشان هم با تحمل اینهمه مشکلات و سختی ها ابزار دست کفار محاربی چون آمریکا و ناتو گردند و در چنین راه کفری بمیرند و ثمره ی خونشان هم به اهداف چنین کفاری کمک کند؟!

هر انسان آزادی خواهی که دارای عقل سالمی باشد می داند که چنین جنگیدنی نوعی بازی دادن خود و خدمت به دنیای دشمنان اهل سنت است . در برابر چنین آگاهی هائی ساحران وابسته به دارودسته ی جولانی مثل گروه چند نفری فتاحی توجیهات سبکسرانه و شبهاتی را در قالب مصلحت تراشی های جاهلانه مطرح می کنند تا هم خیانت آشکار خود را بپوشانند و هم اینکه این مریدان فریب خورده را تا زمانی که تاریخ مصرفشان تمام می شود نزد خود نگه دارند .

اینها این سرزمینهای تحت مدیریت ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) و آمریکا (از کانال مزدوران ارتش آزاد و حزب کارگران اوجالان و…) را مناطق آزاد شده و محرر می نامند در حالی این مناطق اشغال شده توسط ناتو و آمریکا هستند . این اشخاص برای اشغال این مناطق توسط ناتو بهانه هائی را آورده اند که قابل ملاحظه هستند . مثل:

بیشتر بخوانیدتوجیهات سبکیرانه ی دارودسته ی جولانی در توجیه حضور نیروهای اشغالگر ناتو(از کانال حکومت سکولار ترکیه) در سوریه  

عبرتهائی از تاریخچه ی مختصر دارودسته ی جولانی سرکارگر فعلی فتاحی

عبرتهائی از تاریخچه ی مختصر دارودسته ی جولانی سرکارگر فعلی فتاحی

به قلم: ابوخالد کوردستانی

به دنبال رها شدن جولانی از زندان نصیریها و پناه آوردن به دوله ، ابوبکر بغدادی او را با نصف بیت المالی که در اختیار داشت روانه ی سوریه نمود و بسیاری از سربازان سوری خود را نیز در اختیار وی قرار داد . اما انگار قرار بود که تاریخ این شخص برای همه عبرت تلخی باشد .

 

با تمام این احوال جولانی ابتدا به امیر خودش و سپس به سربازان زیر دستش و در نهایت به کل مسلمین سوریه خیانت و همه را در راه اهداف نفسانی خودش فروخت و با بازی دادن ایمن الظواهری و سپس خیانت به او دارودسته ی مستقلی را به وجود آورد .

دوله به عنوان ولی نعمت او هرگز آغازگر تنبیه او نشد و حتی تحریمش نکرد بلکه زمانی که مزدوران مستقیم آمریکا و ناتو جنگ را بر دارودسته ی جولانی تحمیل کردند دوله با این دیدگاه که این سربازان نافرمان جولانی از خودش هستند و مسلمانند به دفاع از آنها پرداخت و در جنگ با مرتدین مثل مزدوران حزب کارگران اوجالان و ارتش آزاد و… یاری رسان دارودسته ی جولانی شد. همین واکنش باعث قدردانی سربازان جولانی و حتی جدا شدن تعداد زیادی از آنها از دارودسته ی مافیائی رهبر خائنشان شد .

جولانی به صورت تدریجی و در مخالفت با مجاهدین شریعت گرا به همین گروههای مزدوری  که به عنوان اهرم فشار آمریکا و ناتو قبلا با او جنگیده بودند نزدیک شد . بعد از کنار آمدن جولانی با این گروهها واکنش خود جولانی و چند نفری که گزینشی و نمایشی به عنوان هیئت شرعی انتخاب کرده بود عبرت انگیز است . این مجموعه ی شبه مافیائی با دیدن اینهمه جرائم ،غدرها، خیانتها و جنایتهای گروههای مسلح مزدور در حق اهل سنت سوریه خود را به جهالت زده و چنین وانمود کردند که این مزدوران مجاهدانی هستند که جنگیدن با آنها نه مصلحت است و نه جایز بلکه جنگ با دوله که ارباب قبلیش بود خالی از اشکال است و جنگ دوله با این مزدوران جنگ فتنه است !

شگفت انگیزتر اینکه با همین بهانه ها به صورت تدریجی با نوکران ناتو (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) نزدیک و متحد شد و به همین سادگی به نمایندگی از ناتو جنگ بر علیه دوله  و سپس جنگ بر علیه القاعده را جهت راضی کردن این اربابان جدید شروع کرد و به همین راحتی فاز دوم خیانت و غدر خود در حق دوله و القاعده و کل اهل سنت سوریه را زدند .

اما این خیانت آشکار و بهانه های خیانت آلود ساحران شبه مذهبی اطراف جولانی نتوانست همه ی سربازان جولانی را فریب داده و آنها را سحر کند و دیدیم که تعداد زیادی از این سربازان فریب خورده یا به کلی دلسرد شده و از جهاد فاصله گرفتند یا به گروههای مسلح دیگر و بخصوص دوله بیعت دادند . در این زمینه سخنان ابوعبدالعزیز العکیدی و پیام شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی به مهاجرین اهل سنت شام می تواند روشنگر خیلی از مسائل باشد .

یکی از گروههائی که به صورت فراگیر از جولانی جدا شده و به دوله بیعت دادند مناطق نفتی آنها بود که مقرات زیادی را در بر می گرفت. دارودسته ی جولانی که موجودیت خود را در خطر می دیدند به همین سربازان جدا شده ی خود به بهانه تصاحب انبارهای نفت حمله نموده و صدها نفر از آنها را به فجیع ترین شیوه ی ممکن قتل عام و ذبح کردند تا عبرتی باشند برای دیگران .

این جنایت نابخشودنی اگر چه با تبلیغات دروغین ساحران اطراف جولانی و سایر گروههای مزدور می توانست به صورت وارونه و دروغین به خارج نشر یابد اما از دید سربازان جولانی نمی توانست پنهان بماند بخصوص سربازانی که می دیدند برادران دیروز خود  چگونه توسط سایر همقاطاران آنها قتل عام و ذبح می شوند و زنان آنها به اسارت در می آیند و….

این عمل به عنوان خیانت سوم جولانی و دارودسته ی مافیائی او مشهور شده است که پس از آن تعداد زیادی از مخلصین و دنبال کنندگان راه حق از گروه جولانی جدا شده و هر کدام مسیری را پیمودند . عده ای دوباره به دوله بیعت دادند و تعداد زیادی از آنها هم دلسرد شده و کلا میدانهای جهاد را رها کردند که اکثر مهاجرین به دلیل این اقدامات از میدانهای جهاد فاصله گرفتند .

خیانتهای پنهان گروه جولانی به همین ترتیب به صورت پنهان ادامه یافت تا اینکه با همکاری آشکار با ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) حالت رسمی به خود گرفت و دوله هم  به تدریج از حالت حکومت در آمد و با از دست دادن سرزمینهای تحت کنترلش تبدیل به جماعتی شد مثل سایر جماعتها .

دارودسته ی بسیار کوچک و ناچیز فتاحی که در بسیاری از این خیانتها در کنار جولانی بوده اند و در اختیار چنین خائنی بر علیه منافع اهل سنت و خدمت به کفار ناتو انجام وظیفه کرده اند چه چیزی برای اهل سنت ایران خواهند داشت غیر از غدر و خیانت و مزدوری و فروش دین و وطن و اعراض و ناموس مسلمین به کفار سکولار خارجی و در نهایت ریخته شدن به زباله دانی مزدوران و خائنین تاریخ ؟

اهل سنت ایران از این تژادی عبرت انگیز درس خواهد گرفت و اجازه نخواهد تاریخ خیانتهای چنین افرادی در سرزمین آنها نیز تکرار شود .

 

 

سالهای فریبنده برای جوانان اهل سنت در خاک سوریه

سالهای فریبنده برای جوانان اهل سنت در خاک سوریه

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید  :«سیأتی على الناس سنوات خداعات یصدق فیها الکاذب و یکذب فیها الصادق و یؤتمن فیها الخائن و یخون فیها الأمین و ینطق فیها الرویبضه. قیل: و ما الرویبضه؟ قال: الرجل التافه یتکلم فی أمر العامه»[۱] ﺳﺎﻟﻬﺎﯾﯽ ﻓﺮﯾﺒﮕﺮ ﻭ ﮔﻮﻝ ﺯﻧﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﺮﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﺗﺼﺪﯾﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺗﮑﺬﯾﺐ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ. ﺧﺎﺋﻦ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﺷﺨﺺ ﺍﻣﺎﻧﺘﺪﺍﺭ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﯿﻦ ﻭ ﺩﺭﺳﺘﮑﺎﺭ ، ﺧﯿﺎﻧﺘﮑﺎﺭ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ  “ﺭﻭﯾﺒﻀﻪ ” ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺳﺨﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ. ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺍﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺳﺆﺍﻝ ﺷﺪ: ” ﺭﻭﯾﺒﻀﻪ ” ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ؟ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ  صلی الله علیه وسلم ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺴﺖ ﻭ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﯾﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

اگر در ساحه ی  جهاد سوریه تیز بینی باشیم و مفتی های سرشناس آنها را بررسی کنیم متوجه خواهیم شد اینها مفتی ها (به قول عوام الناس مجانی هائی) هستند که در اموری که در آن صحبت می کنند ارزش و قیمتی ندارند. ادبیات گفتمانی خالی از ادب اسلامی آنها با همدیگر نیز این گفته را تصدیق کرده است .

علاوه بر این، این مفتی های ساکن در دارالکفر و دارالحربها در اموری وارد گفتگو شده اند که از نظر میدانی به اندازه ی یک سرباز عادی تخصص ندارند، و اصلا میدانهای جهاد و قتال را نمی شناسند . پس نسبت به آن چیزی که در موردش صحبت می کنند علم ندارند بلکه جهل بر آنها حاکم است . امور نظامی و جهادی را یک فرمانده ی نظامی و میدانی مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم و کسانی چون صحابه باید مدیریت و هدایت کنند تا به نتیجه ی مطلوب برسد که دیدیم ، نه کسانی که با وجود تسلط بر علم صرف و نحو و بلاغه و….حتی یکبار هم میدانهای جنگ را ندیده اند و با ابتدائی ترین اسلحه های نظامی هم آشنانی ندارند . تخصص اینها در زمینه ای سات و فتواهای آنها در زمینه ای دیگر . جنگ و فرماندهی نظامی و فتوا دادن و دستور دادن در این زمینه را هرگز نمی توان از لابلای کتابها و کتابخانه ها یاد گرفت . پس اینها در این زمینه جاهلاهائی هستند که باید از آنها پرهیز شود .

نکته ی دیگر اینکه عده ای از برادران ما بر این باورند که اینها جاهل نیستند بلکه در دست طاغوتها و کافرها اسیر هستند و نمی توانند سخن حق بگویند و…

اولا اینها قدرت هجرت دارند و حتی کسانی چون ابوبصیر طرطوسی به مناطقی که خودش آن را دارالاسلام می دانست مسافرت کرد اما دوباره با میل و اختیار خودش به دالحرب و دارالکفر انگلیس و ترکیه برگشت . کسانی چون ابومحمد مقدسی و … هم به آسانی می توانند به مناطق تحت کنترل افرادی که آنها را مجاهد می دانند مهاجرت کنند، بخصوص مناطق تحت کنترل طالبان . اما آنها هرگز این کار را نخواهند کرد و در همان دارلاکفرها و دارالحربها خواهند ماند و با پوشش رسانه ای قوی و زورناچی ها و شیپور زنان اطراف خود نقش  الرویبضه های این دوران را بازی خواهند کرد .

غیر از این اشخاص معلوم الحال ، علمای زیر دست این طواغیت و سایرکفار که امکان هجرت نداشته اند به صورت عموم سه دسته هستند:

  • دسته ای که همیشه در زندان و شکنجه و آزار جسمی و مالی و تبلیغاتی هستند این دسته حکم اسیر دارند و برای آنها  دعای رفع قیود می کنیم.
  • دسته ای که علم خود را کنار گذاشته و در لباس عوام زندگی می کنند و کاری به کسی ندارند چه خوب و چه بد، این دسته هم به عنوان برادر مسلمان برای ما مورد احترام هستند.
  • دسته ای که آزادانه در امور حساس نظامی و جهادی  فعالیت می کنند و کسی هم کاری با آنها ندارد، این دسته مورد سوءظن ما هستند، و در موارد حساس مانند کفر و ایمان ویا مسائل حساس مسلمین ازآنها هیچ فتوا و حکمی قبول نمی شود،  زیرا اینها مشمول ایه ی ولن ترضی عنک الیهود و لا نصاری هستند. نه تکفیرشان می کنیم و نه برای فتوایشان اعتنایی قائل می شویم.

کسی را تکفیر نمی کنیم چون اسیر اگر کفر هم بکند برایش عذر می شود آورد همانطور که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای عمار  رضی الله عنه عذر قائل شد و گفت اگر بازهم مورد شکنجه و اجبار قرار گرفتی کفر هم بکنی مهم نیست.

این افراد زمانیکه به حکومتهای طاغوتی و دوستی کفار رضایت دادند لباس وارثین رسول الله را از تن بیرون آوردند ولی بازهم به احترام علم و علماء مادام که رسما در صف کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی قرار نگرفته اند به سبک خودشان به آنها بد و بیراه نمی گوئیم  هرچند حکمی را ولو در امورات دنیایی هم باشد از آنها نمی پذیریم.

در کنار این اشخاص در میدانهای جهاد هم کسانی هستند که باز از جهل مفرط بخ نسبت به الفبای ابتدائی دشمن شناسی ، جایگاه شورا و وحدت، اهمیت و جایگاه ۳ ابزار و حتی چگونگی روش برخورد با مسلمین مسلح مخالف خود و… رنج می برند . اینها ممکن است در زمینه های دیگری مثل حدیث شناسی و بلاغه و … تخصص داشته باشند اما در زمینه علم جهاد به آسانی می توان تشخیص داد که اینها جاهلانی هستند به تمام معنا و سخنان آنها به جای آنکه یک کار غلط را تصحیح کند بر ادامه ی این کار غلط به شیوه های دیگری مشروعیت می بخشد . به عنوان مثال  صالح حموی یکی از این جاهلها بعد از مسابقه ی ذبحی که میان هیئت جولانی و دوله به راه افتاده است به جای هشدار درباره ی پیامدهای دنیوی و اخروی چنین بدعت و انحراف آشکاری در مورد اسرای مسلمین،  به سربازان جولانی سفارش می کند کار سربریدن این مسلمین را به صورت پنهانی انجام دهند !!!

این سخن یک انسان عالم نیست بلکه از جهل مطلق سرچشمه گرفته است و هیچ انسان دلسوز و مجاهدی این سرگردانان به بازی گرفته شده توسط شیطان، کفار سکولار خارجی و طاغوتهای محلی را با مجاهدینی چون شیخ اسامه بن لادن تقبله الله و کسانی چون ابوانس شامی و عطیه الله لیبی و عمر مختار تقبلهم الله مقایسه نمی کند، و این جاهلهای به بازی گرفته شده توسط دشمنان هرگز با مجاهدین راستین قابل مقایسه نیستند .

در تمامی این موارد جوانان اهل سنت نباید فریب فتواهای این اشخاص را بخورند . چون در هیچ حالتی نمی توان به فتواهای آنها اعتماد کرد و فتواهای آنها در هیچ زمینه ای قابل پذیرش نیست . هوشیاری و حذر جوانان اهل جهاد در مورد این اشخاص لازم و ضروری است .

 

 

………………….

[۱] صحیح الجامع الصغیر : ۳۶۵۰