ابوبکر بغدادی و جریان غلات تکفیری در دوله

ابوبکر بغدادی و جریان غلات تکفیری در دوله

به قلم: صلاح الدین الکوردی

زمانی که ترکی بن علی مفتی بزرگ دوله  خطاب به ابوبکر بغدادی می نویسد که: ” نظریه موازنه (گرفتن عصا از وسط) و احتوا و جای دادن به غلات یک نظریه‌ی کاملا غلط و شرعا و واقعا نیز باطل است!” و علاوه بر آن اضافه می کند که این غلات تکفیری سابقه داشته و برای همه آشکار و روشن هستند و در مناصب مهم اداری چون ولایتی در ولایتهای مختلف و هیئتها و غیره حضور هم دارند، این بیانات به صورت واضح دو نکته ی مهم را نشان می دهد:

  • ابوبکر بغدادی از وجود جریان غلات تکفیری در جریان بوده اما سیاست موازنه را در برابر اینها به کار برده است
  • این غلات تکفیری برای همه آشکار و روشن بوده اند اما کسی با آنها برخورد نکرده است.

ابومحمد العدنانی سخنگوی دوله هم در یکی از صحبتهایش می گوید: ممکن است کسانی در داخل دولت اسلامی مناصب مهم به دست گیرند که غلات هستند ولی به زودی خارج شده ویا فرار میکنند!

اما هم ترکی بنعلی و قحطانی پس از مناظراتی با این غلات به صورت مشکوکی به قتل رسیدند و هم اینکه کسی با غلاتی که آشکار بودند برخورد نکرد، و تا آخرین روزها مثل ابومریم ویندوز و العراقی و فرانسی و دیگران در داخل دوله و در مناصب مهم ماندند، و حتی به قول ابوبصیر المهاجر -یکی از علمای فعلی دوله- اینها باعث انواع تفرق و تسلیم خیلی از شهرها مثل البوکمال و رقه به متحدین آمریکا شدند.

در هر صورت فرار چند نفر از این غلات تکفیری به دلیل فشارهای دوله بر آنها نبوده است ،بلکه به دلیل تسخیر شهرها توسط مزدوران آمریکاو ناتو از یکطرف و حکومت بشار اسد و روسیه بوده است، و هنوز کسی از تعداد غلات باقی مانده در میان دوله اطلاعی ندارد.

گواهی نامه ی مفتی مقتول دوله ترکی بنعلی به ابوبکر البغدادی مبنی بروجود غلات و خوارج در دوله

گواهی نامه ی مفتی مقتول دوله ترکی بنعلی به ابوبکر البغدادی مبنی بروجود غلات و خوارج در دوله

به قلم : ابوعبدالله الکردی

دو نفر از علمای برجسته ی دوله ترکی بنعلی و قحطانی از برجسته ترین افرادی بودند که به صورت گمان آلودی به قتل رسیدند که به دنبال این قتلها هئیت مفوضه را عوض نمودند . ترکی بنعلی قبل از مرگ نامه ای به ابوبکر بغدادی نوشته بود . همچنین قحطانی هم قبل از مرگ مناظراتی با غلات و تکفیریون برگذار کرده بود .

أبوسفيان ترکي بن مبارک البنعلی تقبله الله  شهادت نامه ای به أبوبكر البغدادي ارسال می کند که در ضمن آن بیان می کند هرچقدر که حملات کفار علیه مسلمین شدیدتر می شود، خیانت غلات نیز بیشتر می شود. این رساله و نامه ی ترکی بنعلی رد بر کسانی است که می گفتند؛ داخل دولت غلات و خوارج وجود ندارد . بالعکس وجود دارد، بلکه از غلات و خوارج بدتر هم وجود دارد ، جاسوس و منافق و..

دوله درخواست آتش بس با آمریکا را به مدت یک ماه پذیرفت

دوله درخواست آتش بس با آمریکا را به مدت یک ماه پذیرفت

ارائه دهنده: خالد خراسانی

 

آمریکا از دوله درخواست هدنه و آتش بس کرده است و دوله نیز بر اساس شروطی آن را پذیرفته است که مفاد آن به شرح زیر است:

 الف- نظامی

۱- توقف فوری تیر اندازی بین طرفین تا زمان پایان مذاکرات

۲- مدت صلح یک ماه است و قابل تمدید است

۳-  تعیین مرزهای جغرافیایی امن برای طرفین

۴- عدم تعرض به سربازان دولت اسلامی در حین انجام عملیات نظامی بر ضد طرف های خارج از اتفاق

۵- توقف همه عملیات نظامی بر ضد دولت اسلامی از جمله بمباران هواپیماهای جنگی

۶- دولت اسلامی به توقف عملیات نظامی علیه طرف توافقنامه ملتزم است

۷- دولت اسلامی به توقف عملیات امنیتی در طول مدت توافق در مناطق درگیری مستقیم در ولایت برکه، ملتزم است.

۸- تعیین هماهنگ کننده نظامی از هر دو طرف برای حل هر مشکلی درباره اتفاق و به مثابه خط ارتباط باشد.

۹- حل مشکلات در مسائل تیر اندازی ناخواسته در جبهه های رباط و ابلاغ طرف دیگر و طرفی که خطا از جانب او واقع شده است موظف است به سرعت این موضوع را مورد توجیه قرار دهد.

۱۰- تعیین هماهنگ کننده نظامی از هر دو طرف برای گزارش درباره هر نوع حرکت کاروان ها بر خطوط مجاور جبهات و گزارش درباره صورت آن و هدف از تحرک آن، در صورتی که به محور های دو طرف نزدیک باشد. این بخاطر هماهنگی و جلوگیری از سوء تفاهم برای اطمینان از ثبات طرفین است.

 

ب- سیاسی

بیشتر بخوانیددوله درخواست آتش بس با آمریکا را به مدت یک ماه پذیرفت

قتل عام صوفیان اهل سنت مصر ثمره ی سکوت علمای جهادی و پشتوانه ی فکری علمای آل سعود و علمای سوء

قتل عام صوفیان اهل سنت مصر ثمره ی سکوت علمای جهادی و پشتوانه ی فکری علمای آل سعود و علمای سوء  

به قلم: ابوصلاح الدین الکردی

سالها قبل حنفیهای لشکر جنگهوی کشتار شیعیان در پاکستان و افغانستان را شروع کردند . به دنبال آن ابومصعب زرقاوی سلفی مسلک هم با پشتوانه ی کتابهای ابوبصیر (چون الروافض طائفة شرک و ردة) و فتواهای علمای آل سعود کشتار غیر نظامیان شیعه را در مکانهای عبادی آنها ادامه داد . این قتل عام و کشتار آنها علاوه بر آنکه مورد انتقاد علمی قرار نگرفت بلکه با سکوت کسانی چون ابومحمد مقدسی و ابوقتاده فلسطینی ، هانی و طارق و…. مورد تأیید هم واقع شد. در این میان تنها اسامه بن لادن رحمه الله بود که چندین بار از ابومصعب زرقاوی و گروه او در کشتار غیر نظامیان هشدار داد.مرگ اسامه بن لادن رحمه الله این تنها هشدار دهنده را از میان برداشت و جولانگاه برای عملی نمودن فتواهای ابوبصیر و مفتی های آل سعود باز شد .

این گروههای دلیل اصلی کشتار شیعیان را توسل، زیارت قبور اولیاء و بزرگان و مواردی می دانستند که این موارد در اکثریت قاطع اهل سنت، یعنی جمعیت بالای یک میلیارد و پانصد میلیون نفر، نیز وجود داشت. به همین دلیل ترور مشایخ آنها به تدریج شروع شد و به تدریج به منفجر کردن مساجد و مکانهای عبادی آنها در پاکستان و افغانستان و لیبی و صومالی و اخیرا هم مصر کشیده شد.

این غیر از کشتار دهها غیر نظامی نصرانی در مکانهای عبادی آنهاست در حالی که یکی از هدفهای جهاد محافظت از مکانهای عبادی آنها و تمام کسانی است که خدا را عبادت می کنند . و این کاری به انحرافات عقیدتی و کفریات آنها ندارد . خداوند می داند که این کفار در مکانهای عبادی خود دچار انواع کفریات می شوند اما باز یکی از هدفهای جهاد را حفظ این مکانها می داند و می فرماید: أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ *  الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِم بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ ۗ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا ۗ وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (سوره حجآیه ۳۹-۴۰)

جازه ( دفاع از خود ) به کسانی داده می‌شود که به آنان جنگ ( تحمیل ) می‌گردد ، چرا که بدیشان ستم رفته است ( و آنان مدّتهای طولانی در برابر ظلم ظالمان شکیبائی ورزیده‌اند و خون دل خورده‌اند ) و خداوند توانا است بر این که ایشان را پیروز کند .‏ همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه خود اخراج شده‌اند ( و از مکّه وادار به هجرت گشته‌اند ) و تنها گناهشان این بوده است که می‌گفته‌اند پروردگار ما خدا است ! اصلاً اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دفع نکند ( و با دست مصلحان از مفسدان جلوگیری ننماید ، باطل همه‌جاگیر می‌گردد و صدای حق را در گلو خفه می‌کند ، و آن وقت ) دیرهای ( راهبان و تارکان دنیا ) و کلیساهای ( مسیحیان ) و کنشتهای ( یهودیان ) ، و مسجدهای ( مسلمانان ) که در آنها خدا بسیار یاد می‌شود ، تخریب و ویران می‌گردد .  ( امّا خداوند بندگان مصلح و مراکز پرستش خود را فراموش نمی‌کند ) و به طور مسلم خدا یاری می‌دهد کسانی را که ( با دفاع از آئین و معابد ) او را یاری دهند . خداوند نیرومند و چیره است ( و با قدرت نامحدودی که دارد یاران خود را پیروز می‌گرداند ، و چیزی نمی‌تواند او را درمانده کند و از تحقّق وعده‌هایش جلوگیری نماید ).‏

این اولین آیه ای است که الله متعال دستور قتال و جهاد می دهد و در همین آیات قبل از محافظت از مساجد مسلمین از هدفهای جهاد را محافظت از صوامع و بیع و جلوگیری از تخریب آنها می داند . حالا چه اتفاقی افتاده که یکی از هدفهای جهاد این گروهها تخریب این اماکن شده است؟ همه ی جهان بدانند که الله و رسولش از چنین کارهائی بری و بیزار هستند و مومنین هم باید بیزار باشند .

تخریب مساجد و مکانهای عبادی کار سکولاریستها و طاغوتهاست که ما با چشم خود در عراق و سوریه و افغانستان و یمن و غیره دیده ایم و وظیفه ی مسلمین محافظت از انها و جلوگیری از تخریب آنهاست .

عقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت پنجم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟

عقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت پنجم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟  

به قلم : ابوبکر الخراسانی

سوالات بنده و هزاران نفر مثل بنده بسیار ساده است و نیاز به این همه طفره رفتن و پیچاندن و این شاخ و ان شاخ کردن ندارد . سوالات من در این مقاله این هستند (که همگی در یک موضع صحبت می کنند) که :

  • آنچه در آیات و احادیث و آراء علماء به آن اشاره می شود جزو نقض در اصل دین است یا اصول دین؟
  • نواقض اسلامی که محمد بن عبدالوهاب آنها را آورده برای اصل دین است یا اصول دین؟
  • آیا می توان در عقیده و نواقض اسلام شروط تکفیر و موانع تکفیر را رعایت کرد؟
  • آیا نزد دوله و شما نواقض اسلام عذر دارد یا نه ؟

من معتقدم که دوله و طرفدارنش در نواقض اسلام غیر از «مکره» برای کسی عذر قائل نیستند . در نتیجه در برابر آیات قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام علمای جهان اسلام ایستاده اند و چه بخواهند چه نخواهند در مسیر تکفیر مسلمین قرار می گیرند .

***

آقای ابوحمزه المهاجر هورامی باز می گوید: مسلمین در مورد اهل قبله ی جاهلی که مرتکب جرمی بزرگ در زمینه ی عقیده یا سایر احکام مرتکب شده و برایش عذر قائل هستند اختلافی  ندارند اما به دلیل نبود شورای واحد مسلمین اختلافات بیشتر بر سر این است که :

  • در فلان زمان و مکان مشخص چه چیزی برای اهل قبله ظاهر  و آشکار است تا برای شخصی که آگاهانه مرتکب جرم می شود عذر قائل نباشند و چه چیزی پوشیده و خفیه مانده است تا برای مرتکب جرم عذر و بهانه بیاورند.
  • عده ای با تقسیم اسلام به اصول و فروع بر این باورند که در اصول نمی توان برای شخص عذر آورد مگر کسی که در مکانی متروک یا دارالکفر زندگی کند یا تازه مسلمان باشد.
  • عده ای نیز بر این باورند که اسلام اصل و فرع ندارد و عذر به جهل برای هر کسی که شایسته ی عذر باشد آورده می شود چه در بیابان باشد یا شهر یا هر مکان دیگری.
  • عده ای بر این باورند در مواردی که کفار عذر به جهل ندارند مسلمین نیز از آن محروم می گردند
  • عده ای دیگر بر این باورند که عذر به جهل امتیازی است که به مسلمان داده شده است و با کفار بسیار متمایزند …
  • و….

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید :« لا یدخل الجنة إلا نفس مسلمة[۱]جز شخص مسلمان کسی داخل بهشت نمی گردد.» و باز در جای دیگری می فرماید:« یا ابن الخطاب ! اذهب فناد فی الناس: إنه لا یدخل الجنة إلا المؤمنون ” مسلم . وفی روایة عند أبی داود:” یا ابن عوف ! اركب فرسك، ثم نادِ: إن الجنة لا تحل إلا لمؤمن “؛ أی إلا لمؤحد».

ای پسر خطاب! برو  و بر مردم ابلاغ كن: هیچ فردی بجز مؤمنین داخل بهشت نمی گردند. و در روایت دیگر از ابو داود می آید: ای پسر عوف ! بر اسبت سوار شو،‌ باز با صدای بلند اعلان كن: كه – ورد به – بهشت بغیر از مؤمن-یعنی مؤحد- بر -كسی دیگری- حلال نیست.

بیشتر بخوانیدعقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت پنجم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟

عقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت چهارم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟

عقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت  چهارم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟  

به قلم : ابوبکر الخراسانی

سوالات بنده و هزاران نفر مثل بنده بسیار ساده است و نیاز به این همه طفره رفتن و پیچاندن و این شاخ و ان شاخ کردن ندارد . سوالات من در این مقاله این هستند (که همگی در یک موضع صحبت می کنند) که :

  • آنچه در آیات و احادیث و آراء علماء به آن اشاره می شود جزو نقض در اصل دین است یا اصول دین؟
  • نواقض اسلامی که محمد بن عبدالوهاب آنها را آورده برای اصل دین است یا اصول دین؟
  • آیا می توان در عقیده و نواقض اسلام شروط تکفیر و موانع تکفیر را رعایت کرد؟
  • آیا نزد دوله و شما نواقض اسلام عذر دارد یا نه ؟

من معتقدم که دوله و طرفدارنش در نواقض اسلام غیر از «مکره» برای کسی عذر قائل نیستند . در نتیجه در برابر آیات قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام علمای جهان اسلام ایستاده اند و چه بخواهند چه نخواهند در مسیر تکفیر مسلمین قرار می گیرند .

***

  • حدیث قومی که غیر از لا اله الا الله از اسلام چیزی نداشتند:

عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ الْيَمَانِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (يَدْرُسُ الْإِسْلَامُ كَمَا يَدْرُسُ وَشْيُ الثَّوْبِ، حَتَّى لَا يُدْرَى مَا صِيَامٌ، وَلَا صَلَاةٌ، وَلَا نُسُكٌ، وَلَا صَدَقَةٌ، وَلَيُسْرَى عَلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِي لَيْلَةٍ، فَلَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مِنْهُ آيَةٌ، وَتَبْقَى طَوَائِفُ مِنَ النَّاسِ الشَّيْخُ الْكَبِيرُ وَالْعَجُوزُ، يَقُولُونَ: أَدْرَكْنَا آبَاءَنَا عَلَى هَذِهِ الْكَلِمَةِ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، فَنَحْنُ نَقُولُهَا .فَقَالَ لَهُ صِلَةُ: مَا تُغْنِي عَنْهُمْ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَهُمْ لَا يَدْرُونَ مَا صَلَاةٌ، وَلَا صِيَامٌ، وَلَا نُسُكٌ، وَلَا صَدَقَةٌ؟
فَأَعْرَضَ عَنْهُ حُذَيْفَةُ، ثُمَّ رَدَّهَا عَلَيْهِ ثَلَاثًا، كُلَّ ذَلِكَ يُعْرِضُ عَنْهُ حُذَيْفَةُ. ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْهِ فِي الثَّالِثَةِ، فَقَالَ: ( يَا صِلَةُ ، تُنْجِيهِمْ مِنَ النَّارِ) ثَلَاثًا. [۶۲]

حذيفه بن‌يمان رضی الله عنه مي‌گويد: رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمودند: همانگونه كه بندهاونقشهای لباس كهنه مي‌شود و پاره مي‌شود و از بين مي‌رود دين اسلام هم به كهنگي مي گرايد و رو به سوي زوال و نابودي مي گيرد تا جائيكه دانسته نمي‌شود كه روزه و نماز و عبادت و صدقه چيست؟ و به چه معناست، و شبی به ناگاه كتاب خداوند (يعني قرآن عظيم) از ميان مردم برداشته مي‌شود و بر روي زمين اثري از آن باقي نمي‌ماند و آيه‌اي از آن را نمي‌توان در ميان مردم يافت اين در حاليست كه دسته‌اي از مردمان باقيمانده از جمله پيران و بزرگسالان زن و مرد مي‌گويند: ما همان كلمه لااله‌الاالله را كه پدران و مادرانمان را بر آن يافتيم و میشنیدیم كه آن کلمات را بر زبان مي‌آورند، تكرار مي‌كنيم و برزبان مي‌آوريم در حالي كه حذيفه اين حديث را روايت مي‌كند صحابي ديگر به نام صله مي‌گويد: «گفتن اين كلمه هيچ سودي به حالشان ندارد چرا كه آنها آن را فهم نكرده و به مفهوم آن كلمه و ديگر مسائل دين از جمله نماز و روزه و صدقه و غيره عمل نمي‌كنند»، پس حذيفه با شنيدن اين سخن از صله روي برمي‌گرداند و صله اين جمله را پشت‌سر هم سه بار تكرار كرد و هر سه بار هم حذيفه از او روي برگرداند تا اينكه حذيفه به او روي كرد و فرمود: اي صله گفتن همان جمله آنها را از آتش جهنم نجات مي‌دهد؛ حذيفه اين جمله را سه بار تكرار نمودند.

بیشتر بخوانیدعقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت چهارم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟

عقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت سوم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟

عقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت سوم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟  

به قلم : ابوبکر الخراسانی

سوالات بنده و هزاران نفر مثل بنده بسیار ساده است و نیاز به این همه طفره رفتن و پیچاندن و این شاخ و ان شاخ کردن ندارد . سوالات من در این مقاله این هستند (که همگی در یک موضع صحبت می کنند) که :

  • آنچه در آیات و احادیث و آراء علماء به آن اشاره می شود جزو نقض در اصل دین است یا اصول دین؟
  • نواقض اسلامی که محمد بن عبدالوهاب آنها را آورده برای اصل دین است یا اصول دین؟
  • آیا می توان در عقیده و نواقض اسلام شروط تکفیر و موانع تکفیر را رعایت کرد؟
  • آیا نزد دوله و شما نواقض اسلام عذر دارد یا نه ؟

 

من معتقدم که دوله و طرفدارنش در نواقض اسلام غیر از «مکره» برای کسی عذر قائل نیستند . در نتیجه در برابر آیات قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام علمای جهان اسلام ایستاده اند و چه بخواهند چه نخواهند در مسیر تکفیر مسلمین قرار می گیرند .

***

بخشی از دلایل  قرآن و سنت موجود در زمینه عذر المسلم بالجهل در مسائل العقيدة :

  • رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا (النساء/۱۶۵(.
  • وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ مَا يَتَّقُونَ( التوبة/۱۱۵)

این آیات و آیات مشابه دلالت دارند بر اینکه از مکلف تکالیف شرعی خواسته نمی شود مگر بعد از آگاهی پیدا کردن بر آن ، و زمانی که بر آن آگاهی پیدا نکرد  در این صورت معذور می باشد . ابن عثيمين در مورد فوائد این آیه «رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ  …» می گوید : ” الفائدة العظيمة الكبرى وهي العذر بالجهل ، حتى في أصول الدين ؛ لأن الرسل يأتون بالأصول والفروع ، فإذا كان الإنسان جاهلاً لم يأته رسول ، فله حجة على الله ، ولا يمكن أن تثبت الحجة على الله إلا إذا كان معذورا ” [۲۹]

  • ” رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ” (بقرة/ ۲۸۶) و الله متعال در پاسخ فرموده است: “قَدْ فَعَلْتُ” [۳۰].
    وقوله تعالى : وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا( الأحزاب/۵)
  • وقوله صلى الله عليه وسلم : إِنَّ اللَّهَ قَدْ تَجَاوَزَ عَنْ أُمَّتِي الْخَطَأَ، وَالنِّسْيَانَ، وَمَا اسْتُكْرِهُوا عَلَيْهِ [۳۱]

این نصوص بیانگر آن است که هر مسلمانی که به دلیل فراموشی یا خطاء بر خلاف آنچه به آن مکلف شده است عملی انجام داد مورد عفو قرار می گیرد؛ مخطئ شامل جاهل می گردد، چون مخطئ کسی است که بدون قصد و به صورت غیر عمدی با حق مخالفت می کند .

بیشتر بخوانیدعقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت سوم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟

عقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت دوم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟

 

عقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت دوم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟   

به قلم : ابوبکر الخراسانی

نواقض اسلام یا شرک اکبر به اموری گفته می شوند که اگر مسلمانی «آگاهانه» مرتکب آنها شود از دایره ی اسلام خارج می شود. تعداد این گناهان به تعداد تمام احکام و دستورات شریعت است و نمی توان آنها را محدود کرد هرچند عده ای ۱۰ مورد را به عنوان بزرگترین آنها ذکر کرده اند.

به دلیل اینکه شخص مسلمان با ارتکاب این جرمها از دایره ی اسلام خارج می شود، پس نمی تواند مسأله ی کوچ و ساده ای باشد . علمای اسلام جهت خارج کردن مسلمین از دایره ی اسلام موانع تکفیر و شروط تکفیر را قرار داده اند . عنصر مهمی که برای مسلمان در این گناهان در نظر گرفته می شود مسأله ی «آگاهی و علم» و «اقامه ی جحت نبوی» است.

سوالات بنده و هزاران نفر مثل بنده بسیار ساده است و نیاز به این همه طفره رفتن و پیچاندن و این شاخ و ان شاخ کردن ندارد . سوالات من در این مقاله این هستند (که همگی در یک موضع صحبت می کنند) که :

  • آنچه در آیات و احادیث و آراء علماء به آن اشاره می شود جزو نقض در اصل دین است یا اصول دین؟
  • نواقض اسلامی که محمد بن عبدالوهاب آنها را آورده برای اصل دین است یا اصول دین؟
  • آیا می توان در عقیده و نواقض اسلام شروط تکفیر و موانع تکفیر را رعایت کرد؟
  • آیا نزد دوله و شما نواقض اسلام عذر دارد یا نه ؟

من معتقدم که دوله و طرفدارنش در نواقض اسلام غیر از «مکره» برای کسی عذر قائل نیستند . در نتیجه در برابر آیات قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام علمای جهان اسلام ایستاده اند و چه بخواهند چه نخواهند در مسیر تکفیر مسلمین قرار می گیرند .

زمانی که بنده بدیهیات فقه را به زبان ساده برای کسانی چون مجاهد دین بیان می کردم ، بهانه می آورد که چرا از آیات و احادیث و علماء برایش دلیل نمی آورم . این بار تصمیم دارم  ضمن مطرح کردن سوالات ساده از طرفداران دوله دلایلی از قرآن و سنت و آراء علماء بیاورم. از منابع مختلفی فیش برداری های زیادی کردم اما متوجه شدم که آقای ابوحمزه المهاجر هورامی در کتاب  «عذر به جهل و اقامه ی حجت نبوی»  هم مطالبی که من آورده ام را آورده و هم مطالب دیگری را . به همین دلیل سعی کردم از همین ابوحمزه المهاجر هورامی استفاده کنم . این برادر آیات و احادیث و اقوال علمائی را آورده که بسیار جای تأمل است .

ابوحمزه هورامی می گوید:

بیشتر بخوانیدعقاید دوله در همان مسیر تکفیر مسلمین قرار دارد . (قسمت دوم) عذر به جهل در عقیده، شرک اکبر و نواقض اسلام آری یا خیر؟

دفاع از امام نووی رحمه الله در برابر غلات تکفیری (قسمت دوم) «ردی بر کانال: الضوء الساطع في طریق التوحید»

دفاع از امام نووی رحمه الله در برابر غلات تکفیری (قسمت دوم) «ردی بر کانال: الضوء الساطع في طریق التوحید» 

به قلم: مجاهد دین

 

مبحث دوم: حدیث یا عباد الله احبسوا

سپس صاحب کانال در ادامه نوشته است:

«ضمن اینکه آن فرد جاهل این عمل شرکی نووی را توجیه کرد با این عبارت چه خواهد کرد؟

نووي در الاذکار می‌نویسد: روينا في كتاب ابن السني عن عبد الله بن مسعود رضي الله عنه عن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: ” إذا انفلتت دابة أحدكم بأرض فلاة فليناد: يا عباد الله احبسوا، يا عباد الله احبسوا، فإن لله عز وجل في الأرض حاصرا سيحبسه ” قلت: حكى لي بعض شيوخنا الكبار في العلم أنه افلتت له دابة أظنها بغلة، وكان يعرف هذا الحديث، فقاله، فحبسها الله عليهم في الحال، وكنت أنا مرة مع جماعة، فانفلتت منها بهيمة وعجزوا عنها، فقلته، فوقفت في الحال بغير سبب سوى هذا الكلام.

 ترجمه: بعضي شیوخ کبار ما حکایت کرده‌اند که چهارپای یکی از آن‌ها فرار كرد که ظن من این است قاطری بود. او این کلام را می‌دانست و آن را گفت.پس الله فی الحال آن چهارپار را محبوس کرد و من یکبار با جماعتی بودم که چهارپای آن‌ها فرار کرد و از گرفتن آن عاجز شدند. من این کلام را گفتم که فی الحال چهارپا ایستاد بدون اینکه غیر از این کلام سببی وجود داشته باشد.

در بیابان استغاثه می‌کرده و می‌گفته است یا عبادالله احسبوا، آیا این استغاثه در غایب نیست؟ این طلب و یاری از غیب نیست؟».

پاسخ:

این استدلالشان، بیانگر میزان عمق جهل این غلات تکفیری است که سفهاء احلام گونه فهمی‌ از مسائل ندارند و به‌ این شکل علما را با مسائلی که کفر نیست تکفیر می‌کنند. ولا حول ولا قوة إلا بالله.

اوّلاً: اصل این موضوع، بر می‌گردد به حدیث. و احادیثی در این باره روایت شده که ضعف‌هایی در اسناد آن نیز وجود دارد. در روایت آمده که: «إذا انْفَلَتَتْ دَابَّةُ أَحَدِكُمْ بِأَرْضِ فَلاةٍ، فَلْيُنَادِ: يَا عِبَادَ اللَّهِ، احْبِسُوا عَلَيَّ، يَا عِبَادَ اللَّهِ احْبِسُوا عَلَيَّ، فَإِنَّ لِلَّهِ فِي الأَرْضِ حَاضِرًا سَيَحْبِسُهُ عَلَيْكُمْ».[۱]

ترجمه: «هرگاه حیوان شما در بیابانی فرار کرد پس ندا سر دهد ای بندگان الله، او را برای من نگه دارید، ای بندگان الله او را برای من نگه دارید. برای اینکه خداوند در زمین حاضرانی دارد که آن را برای شما نگه می‌دارد».

و اینکه اگر عالمی ‌این حدیث را صحیح بداند و به محتوای آن عمل کند، دلیل بر شرک او نیست، چون او به حدیث استناد کرده است نه ‌اینکه از خود چیزی گفته باشد.

بیشتر بخوانیددفاع از امام نووی رحمه الله در برابر غلات تکفیری (قسمت دوم) «ردی بر کانال: الضوء الساطع في طریق التوحید»

دفاع از امام نووی رحمه الله در برابر غلات تکفیری (قسمت اول) «ردی بر کانال: الضوء الساطع في طریق التوحید»

دفاع از امام نووی رحمه الله در برابر غلات تکفیری (قسمت اول) «ردی بر کانال: الضوء الساطع في طریق التوحید»

 

به قلم: مجاهد دین

فهرست مطالب

فهرست مطالب.. ۱

مقدمه. ۱

مبحث اول: توسل به جاه مخلوق.. ۴

مبحث دوم: حدیث یا عباد الله احبسوا ۳۷

مبحث سوم: تبرک.. ۴۳

مبحث چهارم: آنچه که هنگام خواب‌رفتن پا گفته شده است.. ۴۸

مبحث پنجم: در خصوص شد الرحال به قصد سفر برای زیرات قبر رسول الله     ۵۳

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين والتابعي ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين. اما بعد:

اخیرا کانالی پیدا شده که در تکفیر جرأت بسیاری پیدا کرده است و با چیزهایی که در بیشتر اوقات مکفره نیستند تکفیر می‌کند. برای همین برای جلوگیری از فتنه‌ی آنان بر خود واجب می‌دانم که جواب آنان را بدهم.

اما نکته‌ی بسیار مهمی ‌که باید به آن اشاره کنیم این است که ما وقتی از تکفیر به ناحق علمای اهل سنت دفاع می‌کنیم، به ‌این معنا نیست که در آن اشتباهاتی که در آن افتاده‌اند هم موافق آنان باشیم، بلکه تنها اشتباه آنان را در حد کفر و یا شرک اکبر مخرج از ملت نمی‌دانیم. پس الله تو را رحمت کند، بدان که فرق است بین دفاع از آنان در تکفیر شدن به ناحقشان، و دفاع از آنان در اشتباهاتشان. پس ما از اشتباهات آنان دفاع نمی‌کنیم و اشتباهات آنان را صحیح ندانسته‌ایم، بلکه اشتباهات آنان را در حد شرک اکبر مخرج از ملت ندانسته‌ایم.

موضوع دیگر اینکه منظور ما علمای اهل سنت است که همگی به علم و امامت آنان گواهی داده‌اند، نه آن علمایی که مربوط به غلات صوفیه باشند یا هرکسی که عقاید منحرف و مخالف با اصول عقاید اهل سنت و جماعت دارد، و نیز گرچه اهل سنت و جماعت، برای مثال اشاعره را در مسائل اسماء و صفات، از اهل سنت و جماعت نمی‌دانند -برای اینکه آن‌ها اهل تفویض و تاویل صفات سمعی و خبری و فعلی هستند- و نیز در تعریف ایمان به مرجئه گرایش دارند، اما با این حال اشاعره تکفیر نشده است.

بیشتر بخوانیددفاع از امام نووی رحمه الله در برابر غلات تکفیری (قسمت اول) «ردی بر کانال: الضوء الساطع في طریق التوحید»