تعریف امنیت و اهمیت و مشروعیت آن در اسلام

تعریف امنیت و اهمیت و مشروعیت آن در اسلام

استاد مجاهد ابوعبید عبدالله العدم

بسم الله و الحمدلله و الصلاة و السلام علی رسول الله، اللهم لا سهل إلا ما جعلته سهلاً و أنت تجعل الحزن إذا شئت سهلاً.

در ابتدا دعا می کنم که الله تعالی هجرت و جهادمان را قبول فرماید و ما و شما را برای طاعت و نصرت و خدمت به دین و تمکین شریعتش در زمین به کار گیرد و او را حمد و سپاس می گوییم که ما را در این روزگار از میان میلیونها تارکین جهاد و تارکین نصرت این دین، برگزید و به فضل و کرم و رحمتش ما را انتخاب کرد تا از حریم این دین دفاع کنیم و با دشمنان او و دشمنان دین مبارزه کنیم، بی شک این نعمت بزرگی از جانب الله است که بر ما ارزانی داشته است و از او می خواهیم که راهی را که شروع کرده ایم برایمان به اتمام برساند و خاتمه ما و شما را شهادت در راهش قرار دهد.

قبل از اینکه این دوره آموزشی را شروع کنیم دوست دارم که عملیات مبارکی که اخیراً توسط برادر قهرمان مان ابودجانه خراسانی “همّام بن خلیل أبو ملّال البلوی” صورت گرفت را به امت اسلام تبریک بگویم.

عملیاتی که از نظر امنیتی و اطلاعاتی بسیار دقیق و پیچیده بود و پایگاه جاسوسی را در منطقه “خوست” در پایگاه “تشامیان” هدف قرار داد، این پایگاه مراکز و دفاتر فرماندهی هواپیماهای جاسوسی-هواپیماهای بدون سرنشین- را در میان دیوارهایش جای داده بود و این عملیات منجر به کشته شدن هفت تن از افسران عالی رتبه اطلاعات آمریکا-CIA-شد که بر برنامه های جاسوسی و پرونده های امنیتی و اطلاعاتی در پاکستان و افغانستان نظارت داشتند به اضافه افسری از اطلاعات اردن به اسم سرهنگ “شریف علی بن زید”.

بدون تردید این عملیاتی که دستگاه اطلاعاتی آمریکا دریافت کرد شدیدترین و خسارت بارترین ضربه تاریخ این سازمان می باشد چرا که در طول تاریخ CIAو در اوج مبارزه آن با KGBروسیه و سازمانهای اطلاعاتی شرقی، تاریخ این سازمانهای اطلاعاتی عملیاتی همانند این عملیات پیچیده و دقیق را به یاد ندارند، عملیاتی که طی آن سازمان القاعده انواع و اشکال گوناگون نیرنگ و فریب و روشهای گوناگونی را برای نفوذ به سازمان اطلاعاتی آمریکا CIA و نیز سازمان اطلاعات اردن به کار برد تا اینکه این عملیات مبارک به این شکل و بدین نحو انجام گرفت.

بدون تردید این افتخار و فضیلت-در انجام موفقیت آمیز این کار بزرگ- از ابتدا تا انتها به الله عز و جل باز می گردد و سپس به برادر مجاهد قهرمان”همّام خلیل البلوی” و نیز ستاد مخصوص در سازمان القاعده و پشتیبانی جهات دیگر. از الله عزو جل می خواهیم که این تلاش و کوشش را از همگی قبول فرماید و از الله تعالی می خواهیم که “ابو دجانه”را از جمله شهدای صالح مخلص قبول فرماید و مقام و منزلتش را در روز قیامت برتری دهد و نیز به همسر و خانواده اش در اردن و فلسطین و به قبائل و عشائر “بئرالسبع”با عزت این عملیات مبارک را تبریک می گوییم، عملیاتی که جوابی بود به کشته شدن برادران و رهبران مجاهدین در افغانستان و پاکستان و نیز جوابی بود به بمبارانهای وحشیانه اسرائیل که مسلمانان بی پناه را در غزه –هدف قرار داده بود.

بیشتر بخوانیدتعریف امنیت و اهمیت و مشروعیت آن در اسلام

چگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟  ( ۳ )

چگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟  ( ۳ )

مؤلف: شیخ ابو عاصم اردنی

ارائه دهنده  : احسان هورامی ( دانشجوی علوم سیاسی )

پس از ذکر این مسائل می­گوییم که چنین مکر و نیرنگی از سوی طواغیت و یاورانشان برای ایجاد سد و مانع بر سر راه داعیان و مجاهدان، و چنین ضربه­ها و طعنه­هایی كه مخالفان بر ایشان وارد می­سازند، این ضرورت را برای داعیان و مجاهدان به وجود می­آورد که به اندازه­ای از علم شرعی و فقه سیاسی بهره­منده شوند و چنان اعتصام و تمسكی به خداوند ­متعال و دینش داشته باشند كه بتوانند کید و نیرنگ دشمنان خداوند ­متعال را دفع کرده و از شر آنها در امان بمانند و همچنین از خیانت و خذلان فرومایگان و نشستگان از جهاد، سالم مانده و از گزند طعنه­های مخالفان مصون بمانند ..

تا به حقیقت جزئی از طائفه­ی منصوره و قائم به دین خداوند ­متعال باشند،كسانی كه مخالفت مخالفان و خیانت مخذلان به ایشان ضرری نمی­رساند .. و عرب می­گوید:

الحرُّ إن حالت أو مالت قوسه فسهمه صائب ..
وإذا استوى فسكین وإذا التوى فمنجل ..
انسان حر وآزاده اگر كمانش چه معیوب و کهنه باشد و چه سالم و ارزشمند، فرقی برایش نخواهد داشت چرا كه تیرش همچنان محكم و برنده خواهد بود
و هنگامی كه (آلت مبارزه­اش) راست و مسقیم باشد به مانند چاقو (تیز و بران) خواهد بود و اگر كج و معوج باشد به مانند داس (بران و تیز) خواهد بود ..

و رسیدن به این هدف و مقصود بزرگ اسباب و وسائلی را می­طلبد که داعیان و مجاهدان هیچگاه از آنها بی­نیاز نخواهند بود؛ و تمسک به این اسباب و وسائل، تنها علاج مفید، پیروزی­آفرین و رهایی­بخش از این فتنه­هاست. از جمله­ی این اسباب:

• مهم­ترین این امور علمی است كه به یقین تبدیل گشته و (شخص) را از شبهات گمراه­كننده در امان داشته و دور نماید، و قسم به خداوند ­متعال كه سخنان بی­ارزش علمای سوء و برادران «جهم» و «مریسی» در قلوب جایی نداشته مگر اینكه آن قلبها از نور علم خالی شده باشند؛ قلب­های كه با نور وحی روشن نیستند همواره مرتع و چراگاهی برای تاریكی­های جهل در آن موجود می­باشد. اما قسم به خداوند ­متعال كه سخنان اهل ضلالت و گمراهی، نزد اهل تحقیق و علم، بی­ارزش و هیچ می­باشد، و به فضل خداوند ­متعال ما این امر را برعهده گرفته و آن سخنان را در نوشته­هایمان در گذشته روشن و واضح نموده­ایم، و آن كتابها را تقدیم به برادرانمان نموده و امر را برای آنان آسان نموده­ایم و بگونه­ای که حاصل سالها تلاش را  ظرف لحظات و ساعاتی معدود می-توانند به دست آورند و هیچ زحمت و تلاش آنچنانی برای آنها لازم نیست جز اینکه در این كتابها نظر بیفكنند و محروم آن كسی است كه خداوند ­متعال او را از این نعمت محروم سازد (و به این نوشته­ ها نگاه نیندازد)..

بیشتر بخوانیدچگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟  ( ۳ )

چگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟ ( ۲)

چگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟ ( ۲)

مؤلف: شیخ ابو عاصم اردنی

ارائه دهنده  : احسان هورامی ( دانشجوی علوم سیاسی )

ــ و از دیگر روش­های آسیب­رسانی به داعیان و مجاهدان، إعمال ترورها و تبعیدها و ایجاد محرومیت در حق سران دعوت و جهاد است. یعنی در حالی كه مجال و موقعیت برای علمای سوء و درباری و داعیان فتنه و ارجاء باز و فراوان است، در مقابل می­بینیم که طواغیت و مزدورانشان سعی می­كنند تا مشایخ و علمای دعوت و جهاد را از صحنه پاکسازی کرده و مرجعیات علمی و روؤس دعوی دعوتگران و مجاهدان را با قتل و  اسارت و یا با تبعید و .. از میان بردارند، همان طور كه امروز این مسئله را در تمامی مناطق مشاهده می­كنیم. و یا اینكه آنان را از دسترسی به وسائل ارتباط جمعی و رسانه­ها منع نموده و دور نگه می­دارند و نوشته­های آنان را ممنوع کرده و از چاپ و انتشار آن جلوگیری می­کنند. این در حالیست كه نوشته­های اراذل و بی­ارزشان اهل تهجم و ارجاء و علمای سوء به وفور ـ و با تیراژ و کیفیت بالا ـ چاپ و منتشر شده و چه بسا به طور مجانی در میان مردم توزیع می­گردد.

و همچنان كه ما دیده­ایم و مردم نیز مشاهده كرده­اند (طاغوت­ها و اعوانشان) با اعمال شکنجه و تهدید و وعید آنقدر بر مشایخ و علما و داعیان و مجاهدان فشار وارد می­كنند تا اینكه آنان برخی فتاوا و تصریحاتی مخذلانه و مناقض با منهج راستین، صادر كنند و اگر از چنین مكری نیز عاجز گشتند و نتوانستند چنین سخنان و تراجعاتی را با صراحت بر آنان تحمیل نمایند؛ از روش جعل و دوبلاژ و تغییر و امضاهای جعلی عاجز نخواهند ماند ..

ــ این طاغوتیان همچنین از كاركنان جاسوس خود در بخش رسانه­ و مطبوعات نیز کمک می­گیرند مانند روزنامه­نگاران مرتد و لائیک و دیگر نویسندگان فتنه­گر و ذلیل و نشسته از جهاد. آنها برای طعنه وارد نمودن به داعیان و مجاهدان، تیتر­ها و عناوین روزنامه­ها و صفحات مجلاتشان را به اقوال و بیانات پرزرق و برق طواغیت، اختصاص می­دهند و اهل دعوت و جهاد را به عنوان گروهک­های کوچک و کم­تعداد و طرد شده معرفی می­کنند و سعی می­کنند اینگونه نشان دهند که اكثریت (چاپلوس و متملق) با طاغوت و در صف او قرار دارند .. همانطور كه گذشتگان (كافر) آنان نیز چنین می­گفتند:

«إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ ‏* وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ‏* وَإِنَّا لَجَمِیعٌ حَاذِرُونَ» شعراء ۵۶ ـ ۵۴
«‏(فرعون به مأموران دستور داد و گفت: به اهالی شهرها بگوئید:) اینها (كه قصد فرار و تجمع و تقویت در جای دیگری را دارند) گروه اندك و ناچیزی هستند (و ما با نخستین تاخت ایشان را گرفتار و به شكنجه و آزار می‌رسانیم). و آنان ما را بر سر خشم می‌آورند. ( البتّه جای هیچ گونه نگرانی نیست، و لیكن) ما گروهی هستیم محتاط (و بیدار و دوراندیش)». ‏

و چه بسیار از این نویسندگان و روزنامه­نگاران را مشاهده نموده­ایم كه سخن رانده و ابراز نموده­اند تا اینكه دعوت را بر داعیان عیب گیرند و آنان را به تندروی و تكفیری بودن و خوارج بودن متهم نموده و در مجاهدان و جهادشان طعنه زنند و انتخابها و اعمال ایشان را كم ارزش جلوه دهند تا در این مسیر یا سایر طرق بر آنان فشار وارد آورند و مجاهدان را از راهی كه خداوند ­متعال بدان راضی بوده و موجب خشم رؤسای آنان می­گردد، بازداشته و منحرف سازند .. (پارس سگها آسیبی به ابرها نمی­رساند و مانع بارش آنها نمی­شود).

بیشتر بخوانیدچگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟ ( ۲)

چگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟  ( ۱ )

چگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟  ( ۱ )

 

مؤلف: شیخ ابو عاصم اردنی

ارائه دهنده  : احسان هورامی ( دانشجوی علوم سیاسی )

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله والصلاة والسلام علی رسول الله وعلی آله وصحبه ومن والاه وبعد..

حدیث صحیح متواتری از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت گردیده كه بین ۱۳ تا ۱۹ نفر از اصحاب رضی­ الله­ عنهم آن را نقل فرموده­اند. این حدیث صفات طائفه­ی قائم و ظاهر بر اوامر خداوند ­متعال را توصیف می­کند: «لا تزال طائفة من أمتی قائمة بأمر الله»
«در هر زمانی و برای همیشه طائفه­ای از امتم امر (دین) خداوند  را بر پا نموده»

و در روایتی دیگر چنین آمده كه: «ظاهرین على أمر الله، لا یضرهم من خذلهم ولا من خالفهم حتى یأتی أمر الله وهم ظاهرون على الناس»
«امر خداوند سبحانه و تعالی را اخذ کرده و بر دیگران چیره گشته­اند، و كسانی كه می­خواهند آنان را سست كنند و نیز كسانی كه با آنان مخالفت می­كنند، بدیشان آسیبی نمی­رسانند (و تأثیری بر این طائفه ندارند) تا اینكه قیامت فرا رسد وآنان همچنان بر مردم چیره و پیروز مانده­اند».

بارها و بارها در مورد این حدیث عظیم و در مورد طائفه­ی منصوره (پیروز) كه خداوند ­متعال ما را نیز از زمره­ی آنان قرار دهد، سخن گفته­ایم و در مورد معانی ظهور این طائفه و پرپا شدن دین توسط این طائفه صحبت نموده­ایم و مهم­ترین صفت­های آن را در نوشته­هایمان بیان نموده­ایم. اما امروز بر صفت مهم و بزرگی توقف و تأمل نموده و توجه داعیان و مجاهدان را به آن جلب می­نماییم و آنان را از این صفت آگاه و هوشیار می­گردانیم .. مخصوصاً بعد از آنكه برخی از طوائف مسلمان در این صفت دچار افراط و یا قصور و تفریط گشته­اند، وآن صفت، فرموده­ی پیامبر صلی الله علیه وسلم است که می­فرماید:

«لا یضرهم من خذلهم ولا من خالفهم» «كسی كه با ایشان مخالفت نموده و یا بخواهد ایشان را سست نماید، ضرری به ایشان نخواهد رسانید.»

تأثیرپذیری از مخالفان و متضرر گشتن از مخذّلین (کسانی که قصد سست کردن این طائفه را دارند)، آفت و مرض خطرناكی است كه شکل­ها و خواسته­های گوناگونی را در برمی­گیرد، آفتی که موجب تباهی و از بین رفتن گروه­ها و جماعت­های امت اسلامی شده است و به مانع و گردنه­ای صعب­العبور بر سر راه قیام و نهضت این امت و جهاد و پیروزی داعیانش مبدل گشته است، امری كه نیازمند تأمل و هوشیاری می­باشد، زیرا هر كسی كه بخواهد بر طریق و راه طائفه­ی منصوره و برپا دارنده­ی امر خداوند ­متعال گام بردارد، هرگز نخواهد توانست كه حق قیام آن را اداء نموده وآن را به بهترین نحو وآنگونه كه پروردگارمان بدان راضی است، به انجام برساند مگر اینكه از این آفت (تأثیرپذیری از مخالفان) رهایی یافته و خویشتن را از تمامی صورت­های آن، که او را از راه  مستقیم و منهج راستین طائفه­ی منصوره، منحرف می­گرداند برحذر بدارد.

بیشتر بخوانیدچگونه است که مخالفت دیگران به طائفه ی منصوره آسیبی نمی رساند ؟  ( ۱ )

جهاد فرض عين است (۹  و پایانی)  

جهاد فرض عين است (۹  و پایانی)  

تالیف:عبد الله بن يوسف عزام

(تقبله الله و رحمه الله تعالي)

ارائه دهنده :  احسان هورامی [دانشجوی علوم سیاسی ]

د:نظریه حنابله:

ابن قدامه رحمه الله می گوید:

[وعن أحمد ما یدل علی جواز الاستعانة بالمشرک بل روی، عن أحمد أنه یسهم للکافر من الغنائم اذا غزامع الامام خلافاً للجمهور الذین لا یسهمون له ] المغنی۸/۴۱۴

رویات منقول از امام احمد دلالت بر جواز کمک گرفتن از مشرک دارد. بلکه از ایشان روایت شده است، که برای کافر در صورتی که همراه امام در نبرد شرکت کرده، از غنایم سهمی در نظر گرفته شود. برخلاف جمهور که به کافر سهم نمی دهند. بسیاری از نویسندگان، هنگامی که درباره ی جواز صلح می نویسند، دچار اشتباه می شوند. این عده از نصوص قرآنی بدون شناخت مراحل تاریخی نصوص ، استشهاد می گیرند بنابراین، شناخت مراحل تدریجی نصوص جهادی در قرآن، تا نزول آیه ی ((سیف)) از سوره ی توبه، ضروری است.

[وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ] ﴿التوبه۳۶﴾با مشركان بجنگيد چنانكه آنان همگى با شما مى‏جنگند و بدانيد كه خدا با پرهيزگاران است .

[فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ] ﴿التوبه ۵﴾مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و آنان را دستگير كنيد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنشينيد.

ابن قیم رحمه الله در زاد المعاد، تصریح نموده اند که ، جهاد در مکه مکرمه حرام بود. پس از هجرت اجازه داده شد. و پس از ان دستور داده شد آنانی که آغازگر جنگ با شما بودند با آنها بجنگید، و سپس به نبرد همه مشرکان دستور داده شد./ حاشیه ابن عابدین ۳/۲۳۹

علامه ابن عابد رحمه الله می نویسید:

[ اعلم أن الأمر بالقتال نزل مرتبّا فقد کان رسول الله صلی الله علیه وسلم مأموراً اولاً بالتبلیغ والاعراض. یقول الله : U[فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ](الحجر/۹۴) ثم بالمجادلة بالأحسن[ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ] (النحل /۱۲۵) ثم اذن لهم بالقتال[أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ](الحج/۳۹) ثم امرو بالقتال ان قاتلوهم [فان، قاتلوکم کذلک جزاء الکافرین] (التوبة/۵) ثم أمروا بالقتال بشرط انسلاخ الءشهر الحرام[فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ] ثم أمروا به مطلقاً[ وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم ولا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین ]فتح العلی المالک۱/۲۸۹

بدان که دستور نبرد وجهاد به ترتیب نازل شده است. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وسلم در بدو امر، مأمور تبلیغ واعتنا نکردن به اعتراضات مشرکین بودند. خداوند می فرمایند: پس آشکارا بیان کن آنچه را ، بدان فرمان داده می شوی ، وبه مشرکان اعتنا مکن. سپس مأمور مباحثه ی نیکو شد: ای پیامبر مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهای نیکو و زیبا به راه پروردگارت فرا خوان وبا ایشان به شیوه ی هر چه نیکو تر و بهتر گفتوگو کن. بعد از آن به آنها اجازه ی نبرد داده شد: اجازه ی ( دفاع از خود) به کسانی داده می شود که جنگ به آنها تحمیل می گردد، چرا که به ایشان ستم رفته است و خداوند براین که ایشان را پیروز کند تواناست.

پس از آن درصورتی که با مسلمانان بجنگند، با آنها نبرد کنند: پس اگر با شما جنگیدند ایشان را بکشید. سزای کافران چنین است. سپس با سپری شدن ماههای حرام به پیکار دستور داده شده اند: و در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما می جنگند و تجاوز وتعدی نکنید. زیرا خداوند تجاوز گران را دوست ندارد. بنابراین باید مرحله زمانی را که آیه در آن نازل گشته، فهمید. باید به این گونه اشاره کرد که ، در مراحل اولیه ی دعوت قبل از اینکه کیان و سلطه ای که مبادی آنرا حراست نماید، شکل گیرد، مذاکرات و گفتوگو های سیاستمداران روا نیست. هنگامی که دعوت اسلامی در زیر بازی سیاست و دام دولتی نابود می گردد.

بیشتر بخوانیدجهاد فرض عين است (۹  و پایانی)  

جهاد فرض عين است (۸)

جهاد فرض عين است (۸)

تالیف:عبد الله بن يوسف عزام

(تقبله الله و رحمه الله تعالي)

ارائه دهنده :  احسان هورامی [دانشجوی علوم سیاسی ]

 

سوال چهارم: آیا باید به تنهایی جنگید درحالی که مردم بی تفاوت نشسته اند؟

آری! باید جنگید، زیرا خداوند پیامبرش را این گونه مورد خطاب قرار داده است:

[فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلا] ﴿النساء/۸۴﴾

در راه خدا بجنگید (حتی اگر تنها هم باشید، بیم و باک نداشته باش زیرا که وعده نصرت و پیروزی به تو داده شده است) تو جز مسئول اعمال خود نیستی. و مؤمنان را(هم به جنگ دعوت کن و به آن) تحریک و ترغیب نما. تا اینکه خداوند ( پرتو شجاعت تو و شجاعت مؤمنان) قدرت کافران را باز گیرد. و قدرت خداوند بیشتر و مجازات او سخت تر است.

۱) جنگیدن گرچه تنها هم باشد.

۲) ترغیب و تحریک مؤمنان به مبارزه و جنگیدن.

و خداوند رب العزة حکمت نبرد را باز داشتن و نیرو و قدرت کفار یاد می کند. زیرا بدون نبرد و پیکار، کفار از ما هراسی ندارند.

[وقاتلوهم حتی لا تکون فتنة ویکون الدین کله لله]وبا آنها پیکار کنید تا فتنه ای باقی نماند. و دین (خالصانه) از آن خدا گردد.

با ترک پیکار، شرک سیادت را آغاز می کند و کفر یاری می شود و این فتنه است. صحابهy  ظاهر این آیه را فهمیده بودند. از ابو اسحاق رحمه الله روایت شده است:

[ قلت للبراء بن عازب tالرجل یحمل علی المشرکین أهو یلقی بیده الی التهلکة؟ قال: لا لأن الله بعث رسوله صلی الله علیه وسلم فقال: ]فقاتل فی سبیل الله لا تکلف الا نفسک] انما ذلک النفقة] فتح الربانی۱۴/۸

به براء بن عازب رحمه الله گفتم: مردی به مشرکین حمله می کند آیا او با دستهایش خود را در هلاک انداخته است؟ پاسخ داد خیر. زیرا خداوند پیامبرش را فرستاده و فرمود: در راه خدا بجنگ تو جز مسئول اعمال خود نیستی. آن آیه مربوط به نفقه می باشد.

ابن عربی رحمه الله (در احکام القرآن) می فرماید:

بیشتر بخوانیدجهاد فرض عين است (۸)

جهاد فرض عين است (۷)  

جهاد فرض عين است (۷)  

تالیف:عبد الله بن يوسف عزام

(تقبله الله و رحمه الله تعالي)

ارائه دهنده :  احسان هورامی [دانشجوی علوم سیاسی ]

بخش دو

پرسشهای بزرگ و مهم!!

آیا امروزه امکان و تطبیق این فتوا وجود دارد؟

این امکان وجود دارد که کسی بگوید: ما فهمیدیم که امروزه جهاد با جان فرض عین است، و جهاد مانند نماز و روزه فرض است؛ بلکه جهاد با جان از نماز و روزه هم مقدّم است. همان گونه که ابن تیمیه(رحمه الله) می گوید:

[فالعدوا لصائل الذی یفسد الدین والدنیا لا شی أوجب بعد الیمان من دفعه] الفتاوی الکبری ۴/۶۰۸

دشمن مهاجمی که دین و دنیا را به فساد و تباهی می کشاند، پس از ایمان، چیزی از بیرون راندن او واجب تر نیست.

نماز به هنگام جهاد به تأخیر می افتد، جمع می شود، رکعات آن مختصر شده و یا هیئت آن تغییر می یابد. در صحیحین آمده است:

[ ملأ الله بیوتهم وقبورهم ناراً کما شغلونا عن الصلاة الوسطی حتی غابت الشمس]

همان طور که مشرکین باعث مشغولیت ما از ادای نماز عصر شدند تا آنکه خورشید غروب کرد، خداوند خانه و گورهای شان را از آتش پرکند.

مجاهد در ماه رمضان، روزه را افطار می کند. همانگونه که امام مسلم(رحمه الله) روایت نموده که: آن حضرت صلی الله علیه وسلم در راه فتح مکه، روزه را افطار نمودند و فرمودند:

[انکم مصبحوا عدوکم و الفطر أقوی لکم فافطروا]شما به زودی با دشمن روبه رو می شوید و افطار باعث نیرومندی تان است پس افطار کنید.

پس برای ما روشن گردید که هر گاه جهاد فرض عین گشت از کسی اجازه نگیریم. همانگونه که در ادای فریضه ی نماز فجر قبل از طلوع خورشید نیازی به اجازه پدر،استاد یا آقا نیست . و درادای فریضه جهاد هم نیازی به اجازه نیست . مثلا اگر پدر و فرزندی در جایی خواب باشند و فرزند خواست نماز فجر را ادا کند، در حالی که پدرش خواب است . آیا کسی می گوید : برای ادای نماز فجر باید فرزند از پدرش اجازه بگیرد ؟ و فرض می کنیم، اگر پدر فرزندش را به هر دلیلی از نماز خواندن باز دارد ، مثلا بگوید : وقتی تو نماز را ادا کنی امکان دارد افرادی که خواب اند و نماز نمی خوانند ، از خواب بیدار شوند وبه این ترتیب زمینه اذیت و آزار شان فراهم گردد. آیا فرزند از پدرش اطاعت و فرمانبرداری می کند ؟ پاسخ روشن است که    [انما الطاعة فی المعروف ] فرمانبرداری درکارهای نیک است . صحیح الجامع الصغیر آلبانی شماره های ۳۹۶۷-۷۳۹۷

[ لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق ] در راه نا فرمانی آفریدگار، فرمانبرداری از هیچ مخلوقی روا نیست . حدیث صحیح رواه احمد والحاکم

]لا طاعة لمن لم یطع الله ] کسی که از خدا فرمان نمی برد ، اطاعتش لازم نیست.صحیح الجامع الصغیر آلبانی۷۳۹۷-۳۹۶۷

بیشتر بخوانیدجهاد فرض عين است (۷)  

جهاد فرض عين است (۶)

جهاد فرض عين است (۶)

تالیف:عبد الله بن يوسف عزام (تقبله الله و رحمه الله تعالي)

ارائه دهنده :  احسان هورامی [دانشجوی علوم سیاسی ]

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله و الصلوة علی رسول الله وعلی آله وصحبه ومن بهدیه اهتدی.

اما بعد:

شما می دانید که در افغانستان به خاطر اعلای کلمة الله و برپایی دولت قرآن، جهاد آغاز شده و همچنان ادامه دارد. و تحقق این هدف به وجود مجاهدانی که با حقیقت و روح اسلام آگاهی داشته باشند و از اصالت جهاد اسلامی حراست نمایند، نیازمند است. بنابراین به حضور علما و داعیان نیاز شدید و مبرم داریم . تابه طور مداوم بهار شاد و بیداری و توجیه مشغول باشند. و جهت آگاهی باید گفت: بسیاری از علما و مربیان در افغانستان در میادین جهاد به شهادت رسیده اند. ما نیازمند وجود مردانی هستیم که در مدارس مجاهدین و اردوگاه ها و پادگان ها و جبهه ها به تدریس و توجیه و احیا گری بپردازند. تا خداوند ما را در راستای تحقق اهداف نهایی موفق بگرداند. نیاز ما به علما و دعوت گران از هر متخصص و پژوهشگر دیگری بیشتر است .

پکتیا- جاجی ۳شوال ۱۴۰۵ه ق

 

اجازه خواستن از والدین و شوهر و طلبکار

حکم اجازه خواستن به حالت دشمن بستگی دارد.

۱- اگر دشمن در شهرهای خود بسر می برد و تحرّکات نظامی و تجمعّی در مرزها و ثغور اسلامی نداشت. و شهرهای اسلامی در آرامش و آسایش به سرمی برد وبه حد کافی در مرزها سرباز مستقر بود، در این حالت جهاد فرض کفایه است و برای خروج باید اجازه خواست. زیرا فرمان برداری از والدین و شوهر فرض عین است و جهاد در این صورت، فرض کفایه است و فرض عین برفرض کفایه مقدّم است.

۲- اگر دشمن به مرزهای شهر های اسلامی تهاجم آورد و یا در شهرهای اسلامی داخل شد، درآن هنگام بر اهل آن شهر و اطرافیان آن، جهاد فرض عین می گردد. و در چنین شرایطی حکم اجازه خواستن ساقط شده و کسی نمی تواند مانع رفتن دیگری شود؛ تا جایی که فرزند بدون اجازه ی پدر و همسر بدون اجازه ی شوهر، و بدهکار بدون اجازه ی طلب کارش می تواند بیرون شود.

این حالت سقوط اجازه، تا ان هنگام ادا مه دارد که دشمن را از سرزمین اسلامی بیرون برانند. عده ای گرد هم آیند که توان بیرون راندن دشمن را داشته باشند ولو اینکه چنین گردهمایی با تجمع همه ی مسلمانان روی زمین هم امکان پذیر باشد.

وقتی که جهاد فرض عین گشت، بر اطاعت پدر نیز که فرض عین است، مقدم می باشد. زیرا جهاد حمایت از دین و اطاعت والدین، حمایت از نفس شان است، به این معنی که امکان دارد با شرکت فرزندشان آن دو ملول و غمگین شوند. ولی حفظ دین بر حفاظت از نفس مقدم است. گرچه جهاد خود، اتلاف جان مجاهد است، اگر او به خاطر حفاظت دین، شهید گردد. و حمایت از دین امر یقینی است، اما نابودی نفس والدین فقط در حدّ گمان است، بنابراین، یقین بر شک مقدّم است.

مثال فرض عین و کفایه

بیشتر بخوانیدجهاد فرض عين است (۶)

جهاد فرض عين است (۵)

جهاد فرض عين است (۵)

تالیف:دکترعبد الله بن يوسف عزام

(تقبله الله و رحمه الله تعالي)

ارائه دهنده :  احسان هورامی [دانشجوی علوم سیاسی ]

همین شیوه را آن حضرتrبر عرنیین اعمال نمود. چنان که در صحیحین آمده است. (فتح الربانی ترتیب مسند احمد شیبانی از احمد عبدالرحمن البنا۱۸/۱۲۸٫ درحدیث چنین آمده است: عن انس أن نفراً فی عکل وعرینة فأنی بهم فسمل اعینهم وقطع ایدیهم وارجلهم)

پس تکلیف دولت کافری که دین و مال حیثیّت و آبروی مردم را به تباهی می کشاند، چیست؟ آیا با آنان نبرد و مبارزه واجب تر و شایسته تر نیست؟

اینها پاره ای از ادله و مجوز(( نفیر عام))، بسیج عمومی برای نبرد، هنگام دخول کفار در سرزمین مسلمانان بود.

بدون تردید،دفع دشمن کافر واجب ترین امر پس از ایمان آوردن است؛ همان گونه که شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمه الله) گفت : [فالعدو و الصائل الذی یفسد الدین و الدینا لا شیء أوجب من بعد الایمان من دفعه] (الفتاوی الکبری۴/۶۰۸)

دشمن مهاجمی که دین و دنیا را به فساد و تباهی می کشاند، پس از ایمان آوردن چیزی واجب تراز دفع کردن و راندن او نیست.

حکم کنونی جهاد در فلسطین و افغانستان

از آنچه که قبلاً ذکر گردید، نیک واضح گشت، هنگامی که بر یک وجب از سرزمینهای اسلامی تجاوز گردید، جهاد بر اهالی آنها و بر آنانی که در مجاورت شان به سر می برند، لازم می گردد. اگر آنان از عهده ی این کار بر نیامدند و یا کوتاهی و سستی کردند، آنگاه دامنه ی فرض عین، از مناطق نزدیک آغاز شده وبه شرق و غرب زمین گسترش می یابد.

در چنین حالی، نیازی به کسب اجازه ی همسر از شوهرش، فرزند از پدر و بدهکار از طلبکار نیست. بنابراین:

۱- تا وقتی که کوچکترین منطقه ی اسلامی در تصرف کفّار باشد، گناه آن برگردن همه ی مسلمان است.

۲- مسئولیت و افزایش گناه براساس قدرت و توانایی و امکانات افراد متفاوت است، گناه علما، رهبران و داعیان با نفوذ جامعه، به مراتب از گناه توده ها و عوام سنگین تراست.

۳- گناه بی تفاوتی و عقب گرد نسل معاصر، در قضیه ی کنونی افغانستان، فلسطین،فیلیپین، کشمیر،لبنان، چاد، اریتره (و اخیراً عراق،سومال،يمن،مغرب و…) به مراتب سنگین تر از گناه سقوط سرزمین های اسلامی درگذشته و نسلهای موجود درآن زمان می باشد وبه نظر ما اکنون باید تلاش ها و کوششهای خود را در افغانستان و فلسطین متمرکز نمود. زیرا قضیه شان محوری بوده و دشمن اشغالگر و مکّار، طرح و برنامه ی گسترده ای برای کل منطقه در سر می پروراند. و با حلّ قضیه ی این کشورها، بسیاری از قضایا در مناطق اسلامی دیگر حل، و حمایت از این دو کشور،حمایت از کل منطقه است.

بیشتر بخوانیدجهاد فرض عين است (۵)

جهاد فرض عين است (۴)

جهاد فرض عين است (۴)

تالیف:دکترعبد الله بن يوسف عزام (تقبله الله و رحمه الله تعالي)

ارائه دهنده :  احسان هورامی [دانشجوی علوم سیاسی ]

سوم: نزد شافعیه

در نهایة المحتاج رملی(رحمه الله) آمده است که :

[فان دخلوا بلدة لنا وصاربیننا وبینهم دون مسافة القصر فیلزم اهلها حتی من لا جهاد علیهم من فقیر وولد وعبد ومدین وامرأة](نهایة المحتاج۸/۵۸)

اگر دشمن وارد سرزمین ما شد ومیان ما و آنان کمتر ازمسافت قصر( نماز) وجود داشت، بر اهالی آن شهر، حتی آنانی که جهاد برآنها لازم نیست، اعم از فقیر، بچه و برده ، مدیون و زن، دفاع لازم است.

چهارم: نزد حنابله

در المغنی ابن قدامه (رحمه الله) آمده است:

وتعین الجهاد فی ثلاثة مواضع

۱- اذا التقی الزحفان وتقابل الصفان

۲- اذا نزل الکفار ببلد تعین علی اهله قتالهم ودفعهم.

۳- اذا استنفرالامام قومالزمهم النفیر

(المغنی۸/۳۴۵)

جهاد در سه موقعیت وحالت لازم ومتعیّن می گردد.

۱- هنگامی که دو گروه با هم برخورد کردوه و دو صف مسلمین و کفّار درمقابل هم قرار گرفتند.

۲- وقتی که کفّار وارد شهری شدند، براهالی آن دفاع ومبارزه لازم است.

۳- هنگامی که امام مسلمین عده ای رابرای جهاد اعزام نمودند رفتن شان الزامی است.

ابن تیمیه (رحمه الله) می گوید:

بیشتر بخوانیدجهاد فرض عين است (۴)