از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۳)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۳)

به قلم: کارزان شکاک

اگر مریدان دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن، با تمام اختلافات عمیقی که با هم دارند، حول مبارزه با قانون شریعت الله و حذف مفاهیم چهارگانه ی دین اسلام با هم متحد شده اند، اما این مدافعین تنگ نظر و حقیر جهان اسلام آنهمه اشتراکات گسترده و متعدد میان فرق و تفاسیر مختلف اسلامی را نادیده گرفته و اختلافات جزئی و ناچیز و جبری پیش آمده به دلیل نبود حکومت شورای اسلامی را بهانه ای جهت تفرق و جدائی بیشتر و ایجاد جنگ و درگیری و مشغول شدن مسلمین به همدیگر نموده و از اینکه دشمنان آنها حول هدفی باطل با هم متحد شده اند و اینها نمی توانند حول حق جهت هدفی چون نجات از دست کفار و تشکیل حکومت فراگیر اسلامی با هم متحد شوند، شرمسار نیستند . 

الله متعال می فرماید:إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡۗ (رعد/ ۱۱)«خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند».

انهدام حکومت شورای اسلامی و تبدیل شدن آن به حکومت شاهیگری توسط معاویه و اعقاب او و وجود این افراد تنگ نظربه اضافه ی عوامل دیگر همگی دست به دست هم دادند تا تکفیر بی جا، تفرق، بی ابهتی ، فشل ، ذلیلی و تقلید کورکورانه به مسلمین رو آورد .

زمانی که اسلام گفتگوی نیکو با کفار اهل کتاب را سفارش می کند این گروه تنگ نظر تکفیر و اتهام زنی و پیش داوری را سر لوحه ی گفتار و رفتار خود قرار داده و حتی دوری از گفتگو ی سالم با فرق مخالف اسلامی خود را نکوهش و گاه تحریم می کنند .

الله متعال می فرماید:وَلَا تُجَٰدِلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡهُمۡۖ (عنکبوت/ ۴۶) «و شما مسلمانان با اهل کتاب جز به نیکوترین طریق، بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها».

ادامهاز موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۳)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۲)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۲)

به قلم: کارزان شکاک

بسیاری از این اشخاص، که به صورت مانعی عمل کرده اند، دین اسلام را به صورت همه جانبه نمی شناسند، و حتی از درک مفهوم کلی آن هم بی بهره اند؛ به همین دلیل زمانی که قصد دفاع از اسلام را دارند نتیجه چنان وخیم و مخرب است که سکوت آنها بسیار بهتر از این دفاعها بوده است . گفتمانهای آنها مانند بازشدن مخزن آفات و بیماریهائی است که باید به همان شیوه  تا رسیدن شورای اولی الامر منطقه ای یا جهانی و تحت نظارت حکومت اسلامی تحت عنوان استقلال درون گروهی سربسته بماند

سالها و بلکه قرنهاست که کارنامه ای این مسلمین محدود بین جزئی نگر را می بینیم که در فرصتهای مختلف دم از وحدت می زنند اما حاصل کارشان تنها به تفرقه ی بیشتر می انجامد، شعار یکی شدن و اتحاد سر می دهند اما جز پراکندگی بیشتر حاصلی نداشته اند. در ظاهر با تقیه و مدارا رفتار می‌کنند اما در باطن آن‌ها خشم و رغبت به انتقام نهفته است.

و جالب است بدانید همینهائی که زمانی افرادی زیر دست سایر فرق بودند و مورد ظلم قرار می گرفتند به محض اینکه حاکم می شوند و سایر فرق زیر دست انها قرار می گیرند خودشان تبدیل به ظالمی می گردند شبیه ظالم قبلی و گاه بدتر. اینها به جای پرچم اسلام و شورا ، پرچم فرقه گرائی و تک روی و تنگ نظری را برافراشته اند و فرقی ندارد این پرچم توسط کدام فرقه باشد مهم این است توسط شورا نیست.

اساسی ترین ابزار قدرت رسول الله  حقی بود که با خود داشت ، به همین دلیل بدون ترس همه را به گفتگو دعوت می کرد و الله به او دستور می داد که به کفار مخالف به صراحت بگوید: قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (نمل/۶۴)

اما امروزه  از بزرگترین موانع گفتگوی متعصبین تنگ نظر با مخالفین ترس ناشی از جهل آنهاست.  اینها در واقع از گفتگو و آشکار شدن خرافات و باورهای غلط خود و تسلیم حق شدن و رها کردن باورهای غلطی که به صورت ارثی به انها رسیده می ترسند . می ترسند از اینکه باعث ننگ و عار گروه تحت پوشش خود شوند اما از جهالتی که با خود حمل نموده اند احساس ننگ و عار ندارند . امام زین‌العابدین می‌گوید: «ما را براساس اسلام و در راه آن دوست داشته باشید و گرنه  دیری نمی‌پاید دوست‌داشتن شما موجب ننگ و عار برای ما خواهد شد!»

ادامهاز موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۲)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۱)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۱)

به قلم: کارزان شکاک

از فرق معروف به اهل سنت و ائمه ی بزرگوار این فرق ادعیه و نمازهای فراوانی همراه با ثواب های زیاد نقل شده است که اگر کسی تمام شب و روزش را وقف خواندن آنها کند، باز هم کم است. بدون شک همین ائمه نیز تمام وقت خود را به خواندن آن ادعیه و نمازها نمی‌گذراندند، اما این به این معنی نیست که تصور شود اینها عالم بی عمل بودند. بلکه به تنوعی اشاره دارد که غیر قابل انکار است.

چون هر مسلمانی توانائی و استعداد یکی از این کارهای نیک را دارد ، رسول الله صلی الله علیه وسلم به افراد مختلفی با توانائی های مختلفی، چنین سفارشی نموده است. یعنی یکی ممکن است در فلان عبادت استعداد و توانائی داشته باشد و دیگری در فلان ادعیه و نمازو… . البته این موارد امور شخصی هستند و امور عمومی که همه مسلمین ملزم به انجام ان هستند نمی گردد . به عنوان مثال تمام این ثوابها مشمول کسانی می گردد که مرتکب جرم تخلف از امر قتال و جنگ مسلحانه نگردند، مثل همان سه صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم.

حالا عده ای با چنگ زدن به همین امور جزئی و تنگ نظری سعی دارند اسبابی جهت تفرق و ذلیلی گردند. غافل از اینکه دین خدا و بندگان خدا دو امانت گرانبها در اختیارما هستند، که باید به خوبی از این دو امانت نگهداری کنیم اما این عده نه تنها نگهبان خوبی نبوده اند، بلکه با رفتار و کردارشان به گسترش و عملی شدن ارزشهای اسلامی و و حتی خود مسلمین   ضربه هم زده اند.

سابقه ی این افراد به همان دهه های صدر اسلام بر می گردد، چنانچه شیعیان روایت کرده اند که زمانی سلمان فارسی به مردم مي‌گفت:”هربتم من القرآن إلى الأحاديث، وجدتم كتاباً رقيقاً حوسبتم فيه على النقير والقطمير والفتيل وحبة خردل فضاق ذلك عليكم و هربتم إلى الأحاديث التي اتسعت عليكم» از قرآن گريختيد به احاديث آويختيد زيرا قرآن را كتابي يافتيد دقيق كه شما را در آن به هر نقير و قطمير و رشته‌هاي باريك و دانة خردلي به محاسبه مي‌كشد، از آن جهت بر شما تنگ آمد و به سوي احاديثي گريختيد كه بر شما گشاد گرفت و وسعت داد([۱])“.

در چنین فضائی است که شخص با گرفتن یک روایت خیال می کند با خواندن يك دعا یا ذکر یا فلان عمل ریز شخص  به عاليترين درجات جنّات فردوس عروج مي‌ کند و بدیهایش به همین راحتی پاک می شوند و از حساب و کتاب درامان می ماند.

اين انگيزه يك انگيزة نفساني بلكه در حقيقت يك غرور شيطاني است كه ابليس از طريق این جزئیات موجود در روایتها شخص مسلمان را به جهنّم مي‌كشاند و همان غروري است كه الله متعال انسان را از اين فريب شيطان بر حذر داشته‌است و مي‌فرمايد: «يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا» ايشان را وعده مي‌دهد و آرزو در دلشان مي‌آورد و شيطان به ايشان جُزبه فريب وعده نمي‌دهد”(النساء /۱۲۰).

ادامهاز موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۱)

مسئولیت علمای دینی در محافظت از امنیت درونی و سکینه ی مومنین

مسئولیت علمای دینی در محافظت از امنیت درونی و سکینه ی مومنین

به قلم: ابراهیم یعقوبی / پاوه

هم اکنون مسلمین با بمباران اطلاعاتی از سوی شبکه های متعددی ماهواره ای و مجازی مواجه شده اند و چنانچه از کانال شرعی آن آگاهی های صحیح به آنها نرسد ممکن است به نسبتهای مختلفی آرامش، توکل، اعتماد به وعده های الله، اعتماد به آنچه از قانون شریعت الله نزدشان است و حتی اعتماد به آینده و سکینه را از دست داده و در برابر حوادث مختلفی که از سوی دشمنان برنامه ریزی و طراحی شده است دست و پایشان را گم کنند.

الله جل جلاله در جاهای مختلفی از سکینه و آرامش به عنوان یک راهبرد نام برده و فرماید:

  • ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلىٰ رَسولِهِ وَعَلَى المُؤمِنينَ (التوبة آیه ۲۶)
  • فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنودٍ لَم تَرَوها وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفلىٰ ۗ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ العُليا ۗ وَاللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ (التوبة آیه ۴۰)
  • هُوَ الَّذي أَنزَلَ السَّكينَةَ في قُلوبِ المُؤمِنينَ لِيَزدادوا إيمانًا مَعَ إيمانِهِم ۗ (الفتح آیه ۴)
  • لَقَد رَضِيَ اللَّهُ عَنِ المُؤمِنينَ إِذ يُبايِعونَكَ تَحتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما في قُلوبِهِم فَأَنزَلَ السَّكينَةَ عَلَيهِم وَأَثابَهُم فَتحًا قَريبًا (الفتح آیه ۱۸)
  • فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلىٰ رَسولِهِ وَعَلَى المُؤمِنينَ وَأَلزَمَهُم كَلِمَةَ التَّقوىٰ وَكانوا أَحَقَّ بِها وَأَهلَها ۚ (الفتح آیه ۲۶)

اگر در این آیات دقت شود نعمت «سکینه» مختص «مومنین» است یعنی آندسته از مسلمین که در برابر «تمام» شریعت الله موضع «سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا» گرفته اند و با ۳ صفت خود را از سایر مسلمین متمایز کرده اند: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ / مؤمنان تنها کسانیند که:

  1. آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ : به خدا و پیغمبرش ایمان آورده‌اند ،
  2. ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا : سپس هرگز شکّ و تردیدی به خود راه نداده‌اند ،
  3. وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ : و با مال و جان خویش در راه خدا به جهاد برخاسته‌اند

أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات/۱۵). آنان ( بلی آنان ، در ایمان خود ) راستگویند .‏

اگر در صدر اسلام  بعد از الله جل جلاله شخصی چون رسول الله صلی الله علیه وسلم با تبلیغ شریعت الله سبب اصلی ایجاد اطمینان و سکینه در قلوب مومنین بود بعد از ایشان علماء شریعت و فقهاء اسلامی چنین مسئولیت سنگینی را با توکل بر الله برعهده گرفته اند تا آرامش قلبی، فکری و روانی در درون مومنین مستقر شده و نقشه های شیاطین انس و جن در ایجاد آشوب و تشنج قلبی و فکری را خنثی کنند و اجازه ندهند دشمنان در میان مومنین بی انظباطی فکری و عقیدتی به وجود بیاورند.

دشمنان چنانچه در جنگ روانی خود که با هزاران کانال ماهواره ای و مجازی ارائه می گردد بتواند در این زمینه ها به موفقیتهائی دست یابند به همان نسبت می توانند مسلمین را به اختلالات درونی و اجتماعی و حتی سیاسی بکشانند.

شما به عنوان یک عالم دینی که گفته شده «إن العلماء ورثة الأنبياء»[۱] تا چه حد طبق سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر تبلیغات کفار سکولار جهانی و مرتدین و  سکولار زده های محلی انجام وظیفه کرده ای؟


[۱] رواه أبو داود (۳۶۴۱)، والترمذي (۲۶۸۲)، وابن ماجه (۲۲۳)، وأحمد (۵/۱۹۶) (۲۱۷۶۳)، وابن حبان (۱/۲۸۹) (۸۸).

تـوجـهـی بـه ايـمــان بـدون عـمــل

تـوجـهـی بـه ايـمــان بـدون عـمــل

 / آن اندازه كه ايمان قوي و محقق گشته باشد به همان ميزان توانايي انسان براي انجام حدودي كه خداوند برايش مشخص نموده بيشتر مي گردد

نـویـسـنـده ، مـحـمـد قـطـب.

 تـرجـمـه ، ژيـوان گـلالـی

ايمان به خدا و روز قيامت بهترين و مهمترين نيروي ياري دهنده انسان براي تعديل فشار ناشي از اميال و آرزوها است. به آن اندازه كه ايمان قوي و محقق گشته باشد به همان ميزان توانايي انسان براي انجام حدودي كه خداوند برايش مشخص نموده بيشتر مي گردد يعني مطيع فرامين الهي شده و اعمالي را كه الله بر او واجب كرده انجام خواهد داد و اين به معني خروج انسان از انسانيت خود و تبديل به فرشته و هرگز انجام ندادن گناه نيست! بلكه به معني اطاعت و انجام وظايف در زندگي به يك پايه و اساس تبديل شده و اگر از آنها منحرف گردد ، گذر كرده و بر آن باقي نمي ماند و در آن غرق نخواهد شد و آن وقت اين وصف الله تعالي شامل حال او مي شود:
( وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ /  أُوْلَئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ ﴾
يعني: و آنان كه چون كار زشتى كنند يا بر خود ستم روا دارند خدا را به ياد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند و چه كسى جز خدا گناهان را مى‏آمرزد و بر آنچه مرتكب شده‏اند با آنكه مى‏دانند [كه گناه است] پافشارى نمى‏كنند/آنان پاداششان آمرزشى از جانب پروردگارشان و بوستانهايى است كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نيكوست.

اما زماني كه ايمان به خدا و روز قيامت ضعيف شد _ثمره سستي نيز به بار خواهد آورد_ برعكس تبديل به پايه اي براي هلاكت بر فرامين خداوند شده و تبديل با حالتي تو پر و سپس وارونه مي گردد و در تمامي حالات نتيجه ايمان هرگز صفر نمي شود و هرگز بود و نبود آن يكسان نخواهند شد ، به صورتي كه انسان تنها يك عمل از اعمال اسلام را انجام ندهد!! گناه نيز _ بنابر اجماع علماي اسلام _ انسان را از دين اسلام خارج نمي گرداند… بلكه آن چيزي انسان را از اسلام خارج مي گرداند حلال دانستن گناههي هر چند كه مرتكب آن نشده باشد ، حلال دانستن امري حرام (يكي از اعمال قلوب بوده و سبب كفر مي گردد) عملي متفاوت از گناه كردن به شمار مي رود ، انجام گناه لحظه اي سستي است كه بر انسان به وجود مي آيد ، همانگونه كه سيدنا آدم (عليه السلام) نيز قبلاً فراموش كرد ، و ارداه نيز از بين مي رود پس به او اعتماد نمي كني هر چند كه در قلب او هنوز باقي مانده باشد. گمان مي رود كه اشاره پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) نيز به همين سبب باشد:
((لاَ يزنِي الزَانِي حِينَ يزِي وَهُوَ مُؤمِنٌ وَلاَ يسرِقُ السَّارِقُ حِينَ يسرِق وَهُوَ مُؤمِنٌ ))[۱]
يعني: زناكار هنگامي كه زنا مي كند ايمان دار نيست و دزد زماني كه دزدي مي كند ايمان دار نيست.

 سپس انسان بعد از سست شدن ، آگاه شده و دوباره به ياد مي آورد و از خداوند طلب مغفرت را مي نمايد به همين دليل خداوند نيز او را مي بخشد. هر چيزي را حلال نمودن نشانه تكبر در عبادت و پرستش و اطاعت است ، مثل اين است كه به او گفته شود خداوند در مورد اين مسئله اينطوري بيان فرموده اند و من در اين مورد نظر ديگري دارم ، مثل شيطان ، زماني كه از دستور خداوند بلند مرتبه و توانا ياغي شد آن وقت كه خداوند به او امر نمود براي انسان سجده ببرد اما شيطان گفت: ( أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ ) البقرة
يعني: گفت من از او بهتر هستم ، زيرا مرا از آتش و او را از خاك آفريده اي! يا اينكه گفت: ( قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ) الحجر 33
يعني: من چگونه به انساني سجده مي برم در حالي كه او از گل سياه و بد بو و خشگ به وجود آمده است؟ اين چيزي است كه خداوندآن را نخواهد بخشيد چون شرك است. (إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا) النساء آيه ۱۱۶
يعني: خداوند اين را كه به او شرك آورده شود نمى‏آمرزد و فروتر از آن را بر هر كه بخواهد مى‏بخشايد و هر كس به خدا شرك ورزد قطعا دچار گمراهى دور و درازى شده است…

 اما آيا حدود گناه در جامعه اسلامي چيست؟ آيا ممكن است كه اين حدود را لرزانده و جامعه مسلمانان را در برگيرد؟ سپس همه اعمال اسلامي را در برگيرد؟! آيا بعد از آن جامعه مسلمان باقي مي ماند؟! تنها با ايمان و اعتراف و اقرار كردن؟! ما اگر توانستيم راستي را بسازيم كه مبدأ (ايمان آوردن و معترف بودن) آن ايمان باشد… و فرض كرديم كه ايمان به وسيله اين موارد به تحقق مي رسد هر چند كه يك عمل صالح را انجام نداده باشيم ، گويا كه عمل مقدم تر از ايمان نيست ، زماني كه اعلام كرديم براي صفت دين اسلام فقط اين كافي است هم در دنيا و هم براي دخول در بهشت ، اگر اين را براي كسي جائز دانستيم ، آيا اجازه داريم از تك تك افراد آن را ممنوع كنيم؟ خير… پس حال ما زماني كه جامعه اسلامي همه(مسلمانان) (ايمان داران) اينطوري باشد چگونه خواهد بود؟! آيا هيچ چيزي را درك مي كني كه الله تعالي با ارسال پيامبران خود و نزول كتب آسماني هدف داشت؟( لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ۖ …. )الحديد/۲۵يعني: به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند… آيا مردم با وجود اين باز هم عدالت را رعايت مي كنند؟


[۱] صحيح بخاري و مسلم

سیاستهای کلان جریان «جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم» در چگونگی برخورد با مسلمین و جبهه ی کفار

سیاستهای کلان جریان «جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم» در چگونگی برخورد با مسلمین و جبهه ی کفار

به قلم: کارزان شکاک

شما اگر به چیدمان جبهه ی جهانی اسلامی ضد سکولاریسم دقت کنید متوجه خواهید شد که این جبهه مستقل است و نه تنها بر علیه  کفار سکولار جهانی شرقی و غربی بلکه بر علیه مرتدین محلی نیز وارد جنگی طولانی شده است و اختیار خود را دست هیچ جناحی نداده است.

اما اینکه در سرزمینهای مختلف اقدام به اتخاذ سیاستهایی متناسب با همان منطقه گرفته باشد یا با تمام مسلمین بر علیه دشمن مشترک متحد شده باشد به نظر بنده نشان از نوعی زنده بودن و امروزی بودن و هدفمند بودن این جریان مسلح است.

اگر برادران اویغور ما در این جبهه ی جهانی بر علیه چین وارد جنگ مسلحانه و تبلیغی شده اند و اگر برادران ازبک و تاجیک و چچنی و قزاق و تاتار ما متناسب با وضع موجود خودشان با روسها و مرتدین دست نشانده ی آنها وارد جنگ سرد و گرم شده اند و هماهنگ با آن برادران ما در افغانستان و پاکستان با آمریکا و ناتو وارد جنگ مسلحانه ی بی امانی شده اند نشان می دهد که این جبهه ی مستقل در نقاط مختلف متناسب با نیازهای روز همان منطقه عمل می کند.

اگر می بینید که هم اکنون برادران ما در افغانستان(طالبان) و ایران از آزادی هایی برخوردارند  تنها به دلیل منهج اسلامی ما در برخورد با دو حکومت بدیل اضطراری اسلامی است که تاکنون در پیمانهای خود با جریان اسلامی ما دچار غدر و خیانت و ظلم  نشده اند.

این منهج اسلامی مسلمین را به وحدت آگاهانه، هدفمند و حرکتی دعوت می دهد و از «هر مسلمانی» بر علیه «هر کافری» حمایت می کند حالا فرق ندارد این مسلمان یک سلفی نجدی (دوله) باشد یا یک حنفی دیوبندی (طالبان) یا یک شیعه ی جعفری (ایران) یا یک صوفی نقشبندی (چچن) و…باشد. مهم این است که از مسلمین بر علیه کفار حمایت شود و از جنگهای داخلی میان مسلمین پرهیز شود و جهت «تکامل ابزارهای سه گانه»[۱] تلاش کرد.

در این صورت اگر در میان تمام حکومتها و جریانات اسلامی از آزادی هائی برخوردار باشند چیز عجیبی نیست .

ادامهسیاستهای کلان جریان «جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم» در چگونگی برخورد با مسلمین و جبهه ی کفار

ترجمه فارسی «چشم انداز جریان جبهه ی جهانی اسلامی برای جهاد بر ضد سکولاریسم در دارالاسلامها»

بسم الله و الحمد لله

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته[۱]

مناسب می بینم در این زمانی که شاهد هزیمتهای آشکار آمریکا پرچمدار مشرکین زمان حاضر و متحدین جهانی و مزدوران محلی اش در سرزمینهای اسلامی هستیم، چشم انداز جریان جبهه ی جهانی اسلامی برای جهاد بر ضد سکولاریسم در دارالاسلامها را به صورت مختصر و موردی خدمت تمام برادران و خواهران مومنم ارائه دهم:

  1. هم اکنون دایره ی آگاهی ها وسیع شده و به اصطلاح علم زیاد شده است، در این صورت ما با تکیه بر درسهای مقدماتی و قیامت شناسی-بإذن الله- وارد دایره ی مومنین مجاهدی شده ایم که الله تعالی در موردشان می فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ».[۲]
  2. ۲-     به دنبال این، جهت تامین «أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ» و فراهم کردن زمینه های مناسب «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ» و ارتقای حکومت بدیل اضطراری اسلامی فعلی به «خلافةً على مِنهاجِ نُبُوَّةٍ»[۳] با در نظر داشتن «وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً ۚ»[۴] وارد جهاد سه گانه با تمام سکولاریستها خواهیم شد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شیوه ی برخورد با آنها امر کرده است: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ[۵] و به این شکل با اعمال خود معلم دیگران می شویم. در این صورت ما برای سازماندهی «عمل» تلاش می کنیم و شعار ما هم این است: لَس٘تُ معلِّمَكُم٘ إلّا بِال٘عمل[۶].
  3. برای حرکت در این مسیر و تنظیم اقدامات عملی خود، متناسب با شرایط خاص و وضع موجود هر منطقه و نیازهای روزش- که ممکن است با وضع موجود و نیازهای روز سایر مناطق تفاوتهائی داشته باشد- «اولویت بندی» خواهیم کرد.

یکی از صفات خائنین و دارودسته ی منافقین که همیشه وجود داشته و خواهند داشت برهم زدن آگاهانه، عمدی و اختیاریِ اولویت بندی هاست و سعی دارند مومنین را به مراحلی بکشانند و برای مراحلی بعدی دعوت دهند که اگر همان مراحل هم فرا برسند هرگز خودشان در این مرحله نیز همراه مومنین نخواهند بود.

یعنی با آنکه اولویتها را به هم می زنند و با مومنین نیستند اگر همان اولویت هم زمانش برسد با مومنین نخواهند بود الله تعالی با ذکر عبرتی در مورد این گروه می فرماید: إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ در آن وقت به پيامبر خود گفتند: شاهی براي ما انتخاب كن تا در راه خدا جنگ مسلحانه و قتال كنيم. قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ (پيامبر) گفت:آیا خود را چنان می بینید که اگر قتال برشماواجب شد از جنگیدن شانه خالی نکنید؟ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا گفتند: چگونه ممكن است در راه خدا جنگ مسلحانه نكنيم، در حالي كه از خانه و فرزندانمان رانده شده ايم؟ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ‏(بقره/۲۴۶) امّا هنگامي كه دستور جنگ مسلحانه به آنان داده شد، همه جز عده كمي از ايشان سرپيچي كردند و خداوند آگاه است از ستمكاران.‏

  • در این صورت این ستمکاران و روافض موجود در مذهب و منطقه ی خود را نیز شناسائی کنید. صاحب منهاج می گوید:«فلا يُنكَر أن يكون في المنتسبين إلى الأئمة الأربعة من هو زنديق ملحد مارق من الإسلام، فضلا عن أن يكون رافضيا!»[۷]انکار نمی‌کنیم که در میان منتسبین به امامان اربعه فرد زندیق و ملحدی باشد، چه رسد به اینکه در میان آنها فردی رافضی باشد!

پس در میان مذاهب اربعه هم کسانی ملحد و رافضی یافت می شوند. اینجاست که باید متوجه شد که روافض در میان تمام مذاهب اسلامی وجود دارند و مختص به شیعه یا شافعی و حنفی و … نیست. روافض چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که در موقع نیاز شما را رها می کنند. اینها بخشی از دارودسته ی بزرگ منافقین و سکولار زده ها هستند؛ آنها را شناسائی کنید و با حذر و هوشیاری خواسته شده در قرآن، در برنامه ریزهای خود لحظه ای چشم از آنها برندارید.

  • سیستم همیشگی و مداومِ انتقادِ از خود در مسائل ظاهری و اجرائی را به همراه ارائه ی بدیل و جایگزینِ مناسبِ با وضعِ موجودِ خود و نیازهای روزتان برقرار کنید و همچون آینه و آزمایشگاهی دقیق به آسیب شناسی مبارزاتی خود بپردازید. عیبها را رفع کنیم قبل از اینکه دیگران از کانال این عیبها به ما حمله کنند.
  • تا می توانید قدرتمند شوید. نگاه کنید از کدام کانال شرعی می توانید قدرت به دست بیاورید حتماً این کار را بکنید.

 اگر قدرت در حلف و سندیکا و صنفِ بازرگانی یا صنعت یا معلمی و خطیبی و امام مسجد و شورای محل و انجمنی علمی یا انجمن زنان یا انجمنی فرهنگی و ادبی و ورزشی وغیره است حتماً موانع را از طریق شرعی بردارید و با پرهیز از حزب گرائی کسب قدرت کنید.

  • برای برداشتن موانعی که قطعاً وجود خواهند داشت از کانالهای قانونی دست به هر اقدام شرعی بزنید.

به دلیل کناره گیری و تماشاچی بودن امثال شما افرادی غیر صالح وارد مراکز قدرت شده اند، و علاوه بر آن، افرادی سودجو و نفوذی در میان سیستم حکومتی نیز وجود دارند که ممکن است به همراه این افرادِ غیر صالح و برخلاف قوانین کشوری برای ما ایجاد مشکل کرده و سنگ اندازی هائی انجام دهند، برای برداشتن این موانع حتماً و بدون شرم حتی با استناد به «اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ»[۸] به تمام ابزارهای قانونیِ دفع این آفتها پناه ببرید و در صورت توان برای چنین هدفی مجمعی از اولی الامر و متخصین امور حقوقی تولید کنید. «وضع موجود» و «نیاز روز» و «هدف دور یا نزدیک» خود را در نظر بگیرید نه ابزارهایی که شرعی هستند و باید استفاده شوند اما ممکن است به میل شما نباشد.

  • هرگز امروز شما مثل دیروز نباشد. این یعنی اینکه هرگز در جا نزنید و با برداشتن موانع و طی کردن مراحل اولویت بندی شده و در نظر گرفتن مراحل تکاملی «۳ابزار»[۹] همیشه رو به جلو در حرکت باشید و هرگز فراموش نکنید که ما تنها یک عمر با سالهائی محدود در اختیار داریم .

صحابه در یک نسل علاوه بر خود کل شبه جزیره ی عربستان و دو امپراطوری بزرگ آن زمان را تغییر دادند، حالا نگاه کن داری چکار می کنی؟ و به چه میزان پیش رفته ای؟ و در کتاب زندگی ات چه می نویسی که باید در روز قیامت آن را به عنوان گزارشِ کارِ دنیایِ خودت بخوانی زمانی که به شما خطاب می شود: اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا ‏(اسراء/۱۴) كتاب (اعمال) خودت را بخوان. كافي است كه خودت امروز حسابگر خويشتن باشي.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الجَنَّة وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ، وَأَعُوذُ بِكَ مَنَ النَّارِ وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ وَعَمَلٍ.

رَبَّنَا أَعِزَّنَا بِالإِسْلامِ، وَأَعِزَّ بِنَا الإسْلامَ، اللَّهُمَّ أَعْلِ بِنَا كَلِمَةَ الإسْلاَمِ، وَارْفَعْ بِنَا رَايَةَ القُرْآنِ.

سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[۱] ترجمه ی سخنرانی تصویری عربی شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله

[۲] حجرات/۱۵ . مؤمنان تنها کسانیند که به خدا و پیغمبرش ایمان آورده‌اند ، سپس هرگز شکّ و تردیدی به خود راه نداده‌اند، و با مال و جان خویش در راه خدا به جهاد برخاسته‌اند. ایشان به حقیقت راستگو (و همان راستگویان) هستند.‏

[۳] ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ / پس از آن خلافت یک بار دیگر بر منهج نبوت قائم خواهد شد / رواه الطیالسی في مسنده (۱/۳۴۹-۳۵۰) ، والبزار (۳/۳۵۲-۳۵۳)، وأحمد في المسند  (4/273 ،۱۶۳) والبيهقي في دلائل النبوة (۶/۴۹۱)

[۴] توبه/۳۶٫ (اي مؤمنان) با همه مشركان بجنگيد همان گونه كه آنان جملگي و متّفقا با شما مي‌جنگند.

[۵]  رواه أبوداود ۳/۲۳ (۲۵۰۴) وأحمد ۳/۱۲۴ والنسائی (٧/۶) (۳۰۹۶) وابن حبان في صحيحه (۱۶۱۸) و الحاکم ۲/۸۱ والدارمی ۲/۲۱۳ / با مشرکان جهاد کنید به وسیله ی اموالتان و جان ها و زبان هایتان

[۶] تاریخ طبری به نقل از عمر بن خطاب رضی الله عنه / نصیحت و سخنرانیِ من، رفتار من است.

[۷] منهاج السنة النبوية، الناشر: جامعة محمد بن سعود الإسلامية، ج ۴، ص ۱۳۴

[۸] وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ (یوسف/۴۲)  (يوسف خطاب) به يكي از آن دو كه مي‌دانست آزاد مي‌گردد گفت : مرا در پيش سرور خود (يعني شاه مصر) يادآور شو (و شرح حال مرا بدو بگو. باشد كه از زندان رهايم كند) .

[۹] سه ابزار:

۱-         خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ که اولین و مهمترین ابزار و وسیله ست.

۲-         حکومت بدیل اضطراری اسلامی که در زمان نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ به حکم ضرورت انجام وظیفه می کند.

۳-         شورای واحد مجاهدین که در بدترین حالت و در صورت نبود خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ و حکومت بدیل اضطراری اسلامی انجام وظیفه می کند.

بهشت؛ از آنِ شماست در هنگام …. (۲)

بهشت؛ از آنِ شماست  در هنگام …. (۲)

مؤلف: شیخ ابوسعد العاملی

ارائه دهنده : معتصم هورامی

و بهشت از آن شماست در اثنای مرحله جهاد ..

جهاد نوک قله دین اسلام و سرنیزه آن است، طبیعی است که بر نفس انسان به صورت عمومی و بر نفوس ضعیف و اصحاب هوا و هوس و منافقین به شکل خاصتر، دارای مشقت و سختی باشد. به همین خاطر خداوند متعال این حقیقت را در کتاب بزرگوارش مقرر فرموده و می¬فرماید:

«كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ» بقره ۲۱۶

«قتال بر شما واجب گشته است، حال آن كه از آن بيزاريد، ليكن چه بسا چيزی را دوست نمی¬داريد و آن چيز برای شما نيك باشد، و چه بسا چيزی را دوست داشته باشيد و آن چيز برای شما بد باشد، و خداوند (مصلحت شما را) می¬داند و شما (مصلحت خود را چنان كه شايد و بايد) نمی¬دانيد.»

اما تحمل این سختی و مشقت دارای حکمت و مصلحتی است که جز کسی که خداوند متعال نعمت یقین در وعده¬هایش را به او عطا کرده کسی دیگرآن را نمی¬فهمد و درک نمی¬کند.

جهاد مرحله امتحان و آزمایش نفس است تا خداوند متعال بداند چه کسی دینش را یاری می¬دهد و چه کسی از یاری دادن آن سر باز می¬زند و تا اینکه مسلمان بر حقیقت ایمان و میزان وفای به عهدش که آن را قطعی و محکم با خداوند، بر سر مرگ بسته است مطلع شود وآگاهی یابد.

«إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» توبه ۱۱۱

«بيگمان خداوند جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خريداری می¬كند. (آنان بايد) در راه خدا بجنگند و بكشند و كشته شوند. اين وعده¬ای است كه خداوند آن را در (كتابهای آسمانی) تورات و انجيل و قرآن (به عنوان سند معتبری ثبت كرده است) و وعده راستين آن را داده است، و چه كسی از خدا به عهد خود وفاكننده¬تر است؟ پس به معامله¬ای كه كرده¬ايد شاد باشيد، و اين پيروزی بزرگ و رستگاری ستُرگی است.»

در مقابل، دشمنانمان در تلاش هستند تا در وجود و ضمیر مسلمانان مفاهیم جهاد را مشوش و جریحه¬دار کنند. و این کار مهم و خطیر را نظام¬های خائن و مرتد ما، با پنهان و خاموش کردن فقه جهاد و متعلقات آن در برنامه تعلیم و تربیت افراد، انجام داده¬اند. و همچنین ستون پنجمی را از علمای سوء و درباری اجیر کرده و تشکیل داده¬اند تا با دور کردن مردم از جهاد و تعطیل کردن مفهوم آن و نام¬گذاری آن به اسم¬ و رسم¬هایی دیگر این کار را شدنی و آسان سازند. همچنین مفهوم ولاء و براء که شعله برافروزاننده¬ی جهاد در ضمیر مسلمانان است را، خاموش کرده¬اند. و در مقابل با افراد دیگر اگرچه دشمن و مفسد باشند هم، تفاهم و سازش کرده و بلکه حتی مردم را به آسان¬گیری با آنان، و آزاد بودن و آزاد گذاشتن گرویدن به دین و فرهنگ و برنامه¬شان فرا می¬خواند.

ادامهبهشت؛ از آنِ شماست در هنگام …. (۲)

بهشت؛ از آنِ شماست در هنگام …. (۱)

بهشت؛ از آنِ شماست  در هنگام …. (۱)

مؤلف: شیخ ابوسعد العاملی

ارائه دهنده : معتصم هورامی

بسم الله الرحمن الرحیم

و به نستعین ..

سپاس خدایی را سزاست که خالق آسمانها و زمین و انسان است، انسانی که او را از گِل سرشت و سپس تعدیلش نمود و در چهارچوبی منظم او را استوار و محکم و رشیدش ساخت و پیامبر و رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر تمامی ادیان دیگر چیره و مسلط شود گرچه کافران را ناخوش آید و مؤمنان را به بهشت نفیسی وعده داده است که در زیر درختانش رودهایی صاف و زلال جاری است و تا ابد درآن جاودان خواهند بود و سلام و درود و رحمت خداوند بر خاتم پیامبران و امام رسولان و خاندان و تمامی یاران و اصحابش باد. اما بعد ..

رسول الله  صلی الله علیه وسلم در مکه هنگامی دعوت به سوی خدا را شروع نمودند که خوراک یک روزشان را نیز نداشتند چه برسد به اینکه صاحب جاه و مقام و ثروت و یا قدرتی باشد تا به وسیله آن پیروان و ایمان آوردندگان به رسالتش را به طمع اندازد و به سوی خود جذب کند.

طبیعت و قوت و سِر ربایندگی این دین در این است که ارتباط عمیق و تنگاتنگی را بین خدا و بنده برقرار می کند، به طوری که در مسیر ایمانش به خداوند متعال، مصلحت و ثروت او را نمی فریبد و قدرت و شوکتی او را نمی هراساند، تا که انتماء و انتسابش خالصانه و بدون هیچ شائبه ای فقط برای خداوند متعال باشد و ایمانش از او جدا و دور نشود و از دینش برنگردد.

همچنین حال و وضعیت داعیان بعد از او هم باید اینگونه باشد به طوری که از یاران و پیروانشان انتظار هیچ گونه اجر و پاداش و غنیمتی نداشته باشند: «لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا» انسان ۹ «و از شما پاداش و سپاسگزاری نمی خواهيم»، بلکه بعد از آنکه سلوک و روش آنها را برای تنها عبادت کردن خداوند متعال و ایثار و فداکاری در راه پیروزی و سرافرازی این دین، منظم و مرتب نمود،آنها را به پروردگارشان متصل می¬کند. پس انسان مؤمن هنگامی که برای گرویدن به این دین بزرگ پیش قدم می شود، جز کسب رضایت خداوند متعال چیزی را در جلوی چشمان خود مجسم نخواهد نمود و اجرای عملی آن نیز، در قیام به فرائض و اوامر خداوند متعال نهفته است. پس¬ او را می¬بینی که تمام توانایی اش را در راه محقق کردن این هدف به کار می گیرد:

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِی سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ» توبه ۱۱۱

«بيگمان خداوند جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خريداری می¬كند. (آنان بايد) در راه خدا بجنگند و بكشند و (یا) كشته شوند.» پس ای انسان مؤمن، پیمان و رابطه¬ی بین تو و الله در این است که تو در راه او جان و مالت را تقدیم نمایی و در راه پیروزی دینش به کارزار بپردازی و در قبال آن نیز بهشت را بدست آوری و رستگارشوی (چه معامله¬ی زیبایی).»

پیمانی واضح و صریـح؛ ولی همراه با سختی و تبعاتی سنگین، البته این مشقت را شخصی درک می-نماید و می فهمد که خود بر عقبات وگردنه های این دعوت، تأمل و درنگ داشته باشد. مشقت ها و سختی-هایی که در نزد انسان صاحب همت بلند و عزیمت بزرگ و اخلاص نمونه، به نعمت و لذتی تبدیل خواهد شد که نمونه و نظیری را برای آن نخواهی یافت. لذتی که او را وا می دارد تا به این پیمان نمونه و بی نظیر ملتزم و متمسک شده، فرمانبردارانه بهای آن را هم بپردازد البته بهایی را بپردازدکه جان نثارانه باشد نه بزدلانه، و از روی رضایت باشد نه در حالت خشم و ناسپاسانه.

و بهشت از آن شماست،آنگاه که مردم را به پیروی از این دین و انتساب به آن فرا می خوانید ..

ادامهبهشت؛ از آنِ شماست در هنگام …. (۱)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۱)

از موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۱)

به قلم: کارزان شکاک

از فرق معروف به اهل سنت و ائمه ی بزرگوار این فرق ادعیه و نمازهای فراوانی همراه با ثواب های زیاد نقل شده است که اگر کسی تمام شب و روزش را وقف خواندن آنها کند، باز هم کم است. بدون شک همین ائمه نیز تمام وقت خود را به خواندن آن ادعیه و نمازها نمی‌گذراندند، اما این به این معنی نیست که تصور شود اینها عالم بی عمل بودند. بلکه به تنوعی اشاره دارد که غیر قابل انکار است.

چون هر مسلمانی توانائی و استعداد یکی از این کارهای نیک را دارد ، رسول الله صلی الله علیه وسلم به افراد مختلفی با توانائی های مختلفی، چنین سفارشی نموده است. یعنی یکی ممکن است در فلان عبادت استعداد و توانائی داشته باشد و دیگری در فلان ادعیه و نمازو… . البته این موارد امور شخصی هستند و امور عمومی که همه مسلمین ملزم به انجام ان هستند نمی گردد . به عنوان مثال تمام این ثوابها مشمول کسانی می گردد که مرتکب جرم تخلف از امر قتال و جنگ مسلحانه نگردند، مثل همان سه صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم.

حالا عده ای با چنگ زدن به همین امور جزئی و تنگ نظری سعی دارند اسبابی جهت تفرق و ذلیلی گردند. غافل از اینکه دین خدا و بندگان خدا دو امانت گرانبها در اختیارما هستند، که باید به خوبی از این دو امانت نگهداری کنیم اما این عده نه تنها نگهبان خوبی نبوده اند، بلکه با رفتار و کردارشان به گسترش و عملی شدن ارزشهای اسلامی و و حتی خود مسلمین   ضربه هم زده اند.

سابقه ی این افراد به همان دهه های صدر اسلام بر می گردد، چنانچه شیعیان روایت کرده اند که زمانی سلمان فارسی به مردم مي‌گفت:”هربتم من القرآن إلى الأحاديث، وجدتم كتاباً رقيقاً حوسبتم فيه على النقير والقطمير والفتيل وحبة خردل فضاق ذلك عليكم و هربتم إلى الأحاديث التي اتسعت عليكم» از قرآن گريختيد به احاديث آويختيد زيرا قرآن را كتابي يافتيد دقيق كه شما را در آن به هر نقير و قطمير و رشته‌هاي باريك و دانة خردلي به محاسبه مي‌كشد، از آن جهت بر شما تنگ آمد و به سوي احاديثي گريختيد كه بر شما گشاد گرفت و وسعت داد([۱])“.

در چنین فضائی است که شخص با گرفتن یک روایت خیال می کند با خواندن يك دعا یا ذکر یا فلان عمل ریز شخص  به عاليترين درجات جنّات فردوس عروج مي‌ کند و بدیهایش به همین راحتی پاک می شوند و از حساب و کتاب درامان می ماند.

اين انگيزه يك انگيزة نفساني بلكه در حقيقت يك غرور شيطاني است كه ابليس از طريق این جزئیات موجود در روایتها شخص مسلمان را به جهنّم مي‌كشاند و همان غروري است كه الله متعال انسان را از اين فريب شيطان بر حذر داشته‌است و مي‌فرمايد: «يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا» ايشان را وعده مي‌دهد و آرزو در دلشان مي‌آورد و شيطان به ايشان جُزبه فريب وعده نمي‌دهد”(النساء /۱۲۰).

 عده ای دیگر بدون توجه به آنهمه مفاهیم و اهداف متعالی دین اسلام در قرآن و سنت صحیح در راستای ساختن حکومتی اسلامی که در آن «اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» و سپس «فالیعبدوا رب هذا البیت» به نحو احسن برای همگان فراهم می گردد،  تمام هم و غم خود را متوجه مسائل فقهی خاص فرقه ی خود نموده اند و کار را به جایی رسانده اند که پیروانشان خیال می کنند اهداف اصلی دین یعنی چگونگی وضو گرفتن و غسل کردن و صدها آداب شخصی دیگر . 

امام شاطبی رحمه الله  درباره  سختی هائی که در برخورد با  همین گروه کشیده می گوید: 

ادامهاز موانع وحدت(۸) عدم توافق بر نقاط مشترک و منافع مشترک (۱)