معیار و مناط تشخیص دارالاسلام و دارالکفر نامیدن کشوری

معیار و مناط  تشخیص دارالاسلام و دارالکفر نامیدن کشوری

ارائه دهنده: محمد رستمی

زمانی که اقوال مختلف اهل علم را بررسی می کنیم متوجه می شویم که این علمای بزرگوار دو سبب و علت را برای حکم بر سرزمین‌ بیان می‌کنند:

  1.  قوّت و غلبه.
  2. نوع احکامی‌ که بر آن تطبیق می‌شود.

ابن حزم رحمه الله می‌گوید: «و قول رسول الله صلی الله علیه و سلم که می‌فرماید: «أنَا بَرِيءٌ مِنْ كُلِّ مُسلِمٍ أَقَامَ بَينَ أَظهُرِ المُشرِكِينَ»؛ «من از هر مسلمانی که بین سکولاریستها (به زبان عربی =مشرکین) زندگی کند بیزارم» آنچه که ما گفتیم را مشخص می‌کند، و اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم منظورش از آن دارالحرب بوده، وگرنه رسول الله صلی الله علیه و سلم عاملانش را بر خیبر مستقر می‌کرد، در حالی که همه‌ی آن‌ها یهودی بودند، و زمانی که اهل ذمه در سرزمین‌شان غیر از آن‌ها زندگی نمی‌کند پس ساکنان آن بخاطر فرمانروایی بر آن‌ها یا تجارتی در بین آن‌ها کافر یا فاسق نامیده نمی‌شود، بلکه او مسلمان نیکوییست و سرزمین‌شان سرزمین‌ اسلام است نه دارالشرک، زیرا که سرزمین‌ به کسانی منسوب می‌شود که بر آن غلبه و حکم دارند و مالک آن می‌باشند».

و از ابویوسف و محمد بن الحسن رحمهما الله روایت است: «زمانی که احکام شرک را در آن ظاهر کردند پس سرزمین‌شان دارالحرب می‌شود، زیرا سرزمین‌، به ما یا به آن‌ها به اعتبار غلبه و قوّت نسبت داده می‌شود، پس هر جایی که حکم سکولاریستها (به زبان عربی =مشرکین) چیره باشد آنجا قوّت از آن سکولاریستها (به زبان عربی =مشرکین)  می‌باشد، پس دارالحرب است، و هر سرزمینی که در آن حکم اسلام چیره باشد پس قوت در آن از آن مسلمین است».

و شوکانی رحمه الله می‌گوید: اعتبار در سرزمین‌ با چیرگی کلمه می‌باشد، پس اگر اوامر و نواهی برای اهل اسلام بود طوری که کافران نتوانند کفرشان را چیره کنند مگر با اجازه‌ی اهل اسلام، پس این دارالإسلام است، و ظهور خصلت‌های کفری در آن ضرری نیست، زیرا که با قوّت و غلبه‌ی کفار ظاهر نشده است، همانگونه که اهل ذمه از یهود و نصاری و معاهدینی که در دارالإسلام ساکن‌اند مشاهده می‌کنیم، و زمانی که امر برعکس باشد پس حکم هم برعکس است».

در این صورت واضح است که معیار و مناطر دارالکفر و دارالحرب نامیدن کشوری این است که :

  1. قانون اساسی آن کشور بر اساس قوانین شریعت الله باشد . حالا فرق نمی کند بر اساس کدام مذهب اسلامی باشد مهم این است بر اساس یکی از مذاهب اسلامی باشد .
  2. علاوه بر این باید قدرت حکومتی و حاکمیت نیز در اختیار مسلمین باشد و رهبر جامعه مسلمان باشد نه یهودی یا نصرانی یا سکولار(مشرک) یا مجوس و صابئی .

الان نگاه کن و ببین کدام کشور بر اساس این معیارهاست؟

سوالاتی از یک شیعه به اهل انصاف از اهل سنت

سوالاتی از یک شیعه به اهل انصاف از اهل سنت

به قلم: علیرضا مرادخانی

من یک شیعه هستم و احساس می کنم جریان شما در مسیر بیداری اسلامی و وحدت اسلامی حرکت می کند. اما کسانی هم در میان شیعه و سنی وجود دارند که در میان کتباهای قدیمی دنبال نکاتی هستند که به وحدت میان مسلمین صدمه بزنند .

امروز در گروهی تلگرامی با برجسته کردن خواجه نصیر الدین طوسی عده ای در حال حمله به تمام شیعیان و بخصوص ایران بودند. در اینجا کاری به خواجه نداریم و تنها من خطاب به این دسته از افراد (البته اگر معاند  نباشند) چند سوال ساده می پرسم:

  1. خواجه نصیرالدین طوسی یک نفر بود اما چند هزار از اهل سنت در ارتش مغول مسلمین را قتل و عام می کردند؟
  2. آیا شیعه بود که به نهضت فلسطین خیانت کرد ؟
  3. آیا شیعه در حال نابودی لیبی و کشت و کشتار اهل سنت آنجاست؟
  4. آیا شیعه صومالی را نابود کرد؟
  5. آیا شیعه در حال کشت و کشتار اهل سیناء است ؟
  6. آیا هواپیماهای کفار از فرودگاههای شیعیان بغداد را زیر آتش گرفتند و آنهمه جنایت تا کنون آفریده اند؟
  7. آیا مفتی ها ساکن در آل سعود و انگلیس و کانادا و اردن و ترکیه و…  که آنهمه خونهای حرام شده  را از شیعه و سنی حلال کرده اند یکی از شیوخ و ملاهای شیعه هستند؟
  8. چرا در زمان شاه پهلوی آمریکائی همه ی عرب تابع آن شدند اما پس از انقلاب ۵۷ همه بر علیه ایران شدند؟ مگر شاه هم شیعه نبود؟
  9. حزب الله که تنها یک حزب است را سرزنش می کنید که چرا فلسطین را آزاد نمی کند ؟ اما دولتها و حکومتهای عربی چون آل سعود و اردن و مصر و ترکیه و…. که همگی به صورت سری در پی کسب رضایت اسرائیل هستند را سرزنش نمی کنید؟
  10. آیا تشیع است که علماء و رهبران اسلامی را در بنگلادش اعدام می کند؟
  11. آیا شیعه در ازبکستان آنهمه مسلمان را به بدترین شیوه ی ممکن می کشد؟
  12. آیا شیعه در تاجیکستان و ترکمنستان حتی در نماز و روزه و عبادات اهل سنت دخالت می کند؟
  13. آیا شیعه مسلمانان مالی و طوارق را قتل عام کرد؟
  14. آیا اردوغان شیعه است که در جلو ارتش کفر در حال قتل عام مسلمین است؟
  15. و…

در تمام این سوالات منظورم از شیعه یعنی تشیع حاکم بر مسئولین نظام ایران نه تشیع انگلیسی که فرقی با تسنن آمریکائی در دشمنی و خیانت به اسلام و مسلمین ندارند.

صدمات جدا شدن قرآن و شمشیرِ اخوان المسلمین

صدمات جدا شدن قرآن و شمشیرِ اخوان المسلمین

به قلم: کارزان شکاک

حسن البناء بنیانگذار جریان اخوان المسلمین به عنوان نماد این جریان که در واقع نماد بیداری اسلامی نیز به شمار می رفت بر روی پرچم خود تصویر دو شمشیر به همراه یک قرآن بر بالای این دو شمشیر و کلمه ی «وَأَعِدُّواْ» در زیر دسته های این شمشیرها را قرار داده بود.

«وَأَعِدُّواْ» ابتدای آیه ی ۶۰ سوره ی انفال است که می فرماید:  وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/۶۰) برای ( جنگ با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیرو و قدرت نظامی و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان (آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید ، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال/۶۰)«آنچه از نيرو در توان تان است، برای جنگ با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»: «بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است». (صحيح أبي داود۲۵۱۴/ صحيح مسلم: ۱۹۱۷/ بحار الانوار ۱۰۳)

حدیث مذکور بیانگر تفسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم از نیرویی است که در آیه ی قرآن به کسب آن در برابر دشمنان و کافران امر شده است؛ و این نیرو بنا بر تفسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم تیراندازی می باشد.

این منهج صحیح اسلامی است که جریان بیداری اسلامی بر آن بنا شد اما زمانی که جریان انحرافی اخوان تصمیم گرفت که فقط قرآن را با تفسیر طاغوتها بردارد و شمشیر را رها کند دسته هائی از همین جریان نیز متاسفانه قرآن با تفسیر ائمه ی خیرالقرون را رها کردند و با تفسیر خودشان تنها شمشیر و اسلحه را برداشتند!

به این شکل هر دو جریان تولید شده به انحراف رفتند و متاسفانه نه تنها برای بیداری اسلامی مانع ایجاد کرده اند بلکه ابزاری در دست آمریکا و ناتو شده اند.

هم اکنون شکل تحریف شده ی اخوان در قالب کلان آن بصورت مدل ترکیه ای خود را نشان می دهد که الگوی کار فرهنگی به سبک اسلام لیبرال و سکولار شده است و مستقیماً در اختیار سیاستهای ناتو و آمریکا قرار گرفته است؛ و شکل تحریف شده ی نظامی و اسلحه ی اخوان نیز در قالب صدها گروه مسلح خود را نشان داده است که به نسبتهای مختلفی به تفکر نجدیت گرایش پیدا کرده و هر گروه دارای شیخ و ملا و آخوند خاص خودش است و نه تنها بر علیه سایر گروههای نجدی بلکه بر علیه تمام گروههای مخالف خود اعلام جنگ کرده اند و خواسته یا ناخواسته بر اساس نقشه های آمریکا و ناتو حرکت می کنند.

به این شکل جدا شدن قرآن و شمشیر از مسیر صحیح اسلامی آن مساوی بوده است با ضربه زدن به بیداری اسلامی و اهل جهاد و تمام مسلمین و در عوض ابزاری شده جهت خدمت به اهداف دشمنان.

پشتوانه ی ادعاها ودرخواستهای مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی از رهبریت ج.ا.ایران

 پشتوانه ی ادعاها ودرخواستهای مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی از رهبریت ج.ا.ایران

کاتب: بِراهُندگ بلوچ

كاظم لطفیان در همایش تجلیل از اساتید برتر علوم دینی اهل سنت كردستان در اردیبهشت ۱۳۹۸ در سنندج گفت: ۱۷ هزار طلبه اهل سنت در ایران وجود دارد و این تعداد طلبه زیر نظر بیش از سه هزار مدرس دینی اهل سنت آموزش می بینند. البته منابع اهل سنت می گویند: بیش از ۲۲ هزار طلبه در این مدارس مشغول به تحصیل هستند.( سلطانی، عبدالظاهر، اهل سنت ایران فرصت‌ها و چالش‌ها، سنندج: ۱۳۹۴ش، ص۱۰۳-۱۰۴)

در میان اینهمه طلبه شاید بتوان گفت که در میان بلوچها بیشترین مدارس دینی با بیشترین طلبه ها و فارغ التحصیلان مدارس دینی در میان اهل سنت ایران وجود دارد.به عنوان مثال در استان سیستان و بلوچستان قبل از انقلاب، فقط ۳ مدرسه دینی وجود داشت و اکنون بیش از ۲۲۰ مدرسه دینی مختص حنفی ها و سایر تفاسیر اهل سنت وجود دارد.  یکی از مدارس دینی استان سیستان و بلوچستان مدرسه دارالعلوم زاهدان است. این مدرسه در قبل از انقلاب ۶۰ طلبه داشته است و اکنون بیش از ۲ هزار طلبه در آن مشغول به تحصیل هستند.

این روند در تمام شهرهای سنی نشین بلوچستان در حال گسترش بوده است . به عنوان مثال مولوی عبدالصمد کریم زائی امام جمعه ایرانشهر و مدیر مدرسه خدیجه الکبری می‌گوید: قبل از انقلاب در ایرانشهر ۵ مسجد وجود داشت و اکنون ۱۳۵ مسجد در این شهر موجود است.

البته به این طلبه ها و امامان و خطبای مساجد و مولوی ها و ملاهایی که به این طلبه ها درس می دهند حقوقی تحت عنوان شهریه داده می شود و اینها را نیز بیمه کرده اند. ماموستا محمد امین راستی عضو شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت و امام جمعه موقت سنندج می گوید : شهریه برنامه‌ریزی شده برای پرداخت به طلاب اهل سنت اگر از شهریه طلاب شیعه بیشتر نباشد، از آنان کمتر نیست و محصلین اهل سنت نیز برای ادامه تحصیل همچون طلاب هستند و با امکانات فراهم شده این افراد می توانند به راحتی از سطح مقدماتی تا دکتری را تحصیل کنند.( مشرق، « افزایش ۴ برابری مساجد اهل سنت بعد از انقلاب»، تاریخ انتشار: ۰۲/ آذر/ ۱۳۹۷)

حالا اصل ۱۲ قانون اساسی غیر از شیعه ی ۱۲ امامی ضمن به رسمیت شناختن مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی بیان کرده که در هر منطقه‌ای که پیروان هر یک از مذاهب اکثریت را داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیرامون سایر مذاهب.»

اصل یکصدم قانون اساسی می گوید: براي پیشبرد سریع برنامه هاي اجتماعی، اقتصادي، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاري مردم با توجه به مقتضیات محلی، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورایی به نام شوراي ده، بخش، شهر، شهرستان یا استان صورت می گیرد که اعضاي آن را مردم همان محل انتخاب میکنند.

اگر نگاه کنیم در قانون اساسی دارالاسلام ایران واضح گفته شده که حدود اختیارات این شوراها باید بر اساس «مذهب»ی باشد که در محل در اکثریت است نه بر اساس «نژاد و قومیتی» که در محل در اکثریت باشد . یعنی معیار «مذهب» و فقه همان مذهب است، نه نژاد و قومیت.

 حالا جناب مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی : شما بفرمائید چند درصد از این نماینده هائی که تا به حال از روستا و شهرها تا مراکز استان انتخاب کرده اید از فقیهان آگاه و برتر نخبه ی مذهب حنفی بوده اند و بر اساس فقه این مذاهب اهل سنت در امور اجتماعی و فرهنگی و آموزشی و سایر امور اقتصادی و رفاهی عمل کرده اند؟

اگر به تمام نمایندگان روستاها و شهرهای بلوچستان نگاه کنیم متوجه می شویم مردم نمایندگانی را تأئید کرده اند که سنی زاده هستند، یعنی نژاد برای ما معیار بوده نه آگاهی و علم به فقه مذهبی، حالا یا سنی زاده ی سکولار یا سنی زاده ی به ظاهر مذهبی اما جاهل به مبانی مذهب حنفی یا شافعی در امور مدیریتی و کشور داری – هر چند که ممکن است لیسانس یا فوق لیسانس یا دکترائی هم در علومی که ربطی به فقه مذهبت ندارد داشته باشند-؛ و بر این اساس هر شخصی که در تبلیغات به سبک سکولاریستها واردتر بوده یا از قومیت بیشتری برخوردار بوده برنده می شود و آنهمه مفاسد مختلف را تولید می کنند آنهم به نام نماینده ی مذهب شافعی یا حنفی و اهل سنت.

مولوی گرامی چرا الگوی شما شده کشوری جنایتکار و سکولار مثل هند که می گوئید:  سیک ها در هندوستان یک اقلیت محض هستند اما اینقدر آزادی و سعه صدر است که یک فردی از اقلیت اگر استعداد داشته باشد می تواند حاکم اکثریت باشد. (خطبه نماز جمعه)

ما حق داریم بپرسیم که شماها با اینهمه طلبه که تا سطح افتاء و دکتری می توانند پیشرفت کنند چرا تا به حال یک نماینده از اینها برای یک ده یا شهر و شهرستان تولید نکرده اید؟ اینهمه طلبه به چه دردی می خورند؟ شما واضح و آشکارا طلبه را از امور اداری جامعه دور کرده اید و به نوعی سکولاریسم و ناسیونالیسم دامن می زنید.

شما که در روستا و شهری یک نفر بر اساس فقه حنفی تربیت نکرده ای با چه پشتوانه ای برای مناصب اجرائی حکومتی «ادعا» دارید؟ مگر ما بلوچها نمایندگان خودمان را با اینهمه فارغ الاتحصیل مدارس دینی و … نمی بینیم؟ کدام یک فقیه در مذهب حنفی هستند؟

لطفاً بیدار شویم و دست از شعار دادن و عوام زدگی برداریم .

بیداری و تحرکی صادقانه از جانب مومنین

بیداری و تحرکی صادقانه از جانب مومنین

ارائه دهنده: ابومحمود قندزی

در پوشش نشر دموکراسی به سرزمینهای اسلامی تجاوز کردند و به آن استمرار می روزند …

در پوشش آزادی بیان به پیامبر صلی الله علیه وسلم توهین کردند و بر آن استمرار می ورزند …

و در کشور سکولار فرانسه قانونی تصویب شد که تردید ایجاد کردن درباره حادثه هولوکاست را جرم قلمداد می کند  و در عین حال برای زنان مسلمان  نقاب را ممنوع می کنند…….

و در کشور سکولار انگلستان  قانونی تصویب شده که  هرکس که از مسلمین آزادی خواه تمجید و تعریف کند مجازات می کند اما ناسزاگویی به پیامبر صلی الله علیه و سلم در قانونشان هیچ مشکلی ندارد…….

آیا سلمان رشدی و بی ادبی اش ضد پیامبر صلی الله علیه وسلم  و امهات مؤمنین را فراموش کرده ایم؟و آیا فراموش کرده ایم که به چه اندازه  مورد تکریم و استقبال قرار می گیرد به طوری که حتی او را درکاخ سفید استقبال کردند؟

و آیا فراموش کرده ایم که کشور سکولار فرانسه برای دفاع از سکولاریسم،حجاب را ممنوع کرد؟

و آیا فراموش کرده ایم که کشور سکولار فرانسه به بهانه ی آزادی بیان ، توهین به رسول الله صلی الله علیه وسلم حمایت کرد؟

آیا حمایت کشورهای مزدور عربی و غیر عربی از کشور سکولار فرانسه در این توهین کردنها را فراموش کرده ایم؟

و آیا اهانتهای مکرر کشور سکولار آمریکا به قرآن کریم را فراموش کرده ایم……..

همه اینها برای آنست که ما در نظر غرب غنیمت مباحی هستیم و اشغال سرزمینمان و سرقت ثرواتمان وسپس اهانت به قرآنمان و پیامبرمان صلی الله علیه وسلم، را حق خود می دانند و سپس بعد از همه  این جنایات به ما درس آزادی وعدالت و حقوق بشر می دهند.

راه مواجهه با این حوادث، فقط این نیست که  تظاهرات به راه اندازیم و سفارات را بسوزانیم و بعد از آن به خانه خود برگردیم و زندگی عادیمان را ادامه دهیم. ادای وظیفه در قبال پیامبر صلی الله علیه وسلم، این نیست………..

بلکه مواجهه  با این حوادث ،قیامی صادقانه  از جانب امت رامی طلبد تا   جلوی حمله کفار سکولار جهانی و محلی علیه اسلام را با دست وزبان و بیان و سلاح بگیرند.

از ما می طلبد که از خود سؤال مهمی را بپرسیم؛آیا ما  آماده ایم که خود و مایملک خود را در راه الله قربانی کنیم؟ آیا ما به متاع دنیا حریص تریم از پیروزی اسلام.؟

حسن البنا و بناي استوارش

حسن البنا و بناي استوارش

      آيا به نظر شما نام و شهرت حسن البنا نامي عادي و تصادفي بوده است؟ يا اينكه اراده ي الهي و موجود در تقدير و برنامه ريزي او براي كوچكترين و بزرگترين موارد مقدر به صورتي هماهنگ و منسجم بوده وهست؟    

 حسن البنا در شرايطي به سوي پروردگارش گام برداشت، كه پايه ها و اسكلت بنايي كه او بر پا داشت كامل گرديده بود و به گونه اي به شهادت رسيد كه خداوند آن را برايش مقدر فرموده بود. در واقع شهادتش بخشي از طرح و برنامه تكميلي بناي ساخته شده ي او بود، بخشي كه بيش از گذشته به پايه ها و اسكلت آن استحكام بيشتري مي بخشيد و هزاران خطبه و خطابه و كتاب و رساله فقيد شهيد نمي توانست همانند جاري شدن خون پاك او شورو شوق دعوت اسلامي را در قلوب عامه مردم مسلمان به ويژه اخوان المسلمين بيشترو قوي تر بنمايد.

“سخنان ما به عروسك هاي مومي شباهت دارند، اما هرگاه در راه آنها جان خويش را فدا كنيم در آنها روح دميده مي شود و حيات و حركت و پويايي پيدا مي كنند.”

  زماني كه طواغيت پلشت براي سركوبي اخوان المسلمين از آهن و آتش بهره گرفتند، براي ايشان بسيار دير شده بود، و بنايي كه حسن البنا آن را برپا داشت ، به گونه اي استوار شده بود كه امكان ويران نمودن آن وجود نداشت، و انديشه هايش را به گونه اي در دل هاي اتباع خويش استوار نموده بود كه هيچگاه آهن و آتش نمي توانستند آنها را از دلهايشان بيرون بكشند، و نبوغ و توانايي بنا توانست بر طاغيان رذل پيروز شود و اخوان همچنان به حيات و حركت خويش ادامه بدهد، و هر بار آنهايي كه در پي سركوبي اخوان بودند همچون برگ هاي خشك شده درختان بر زمين مي ريختند و عده اي هم منزوي مي شدند، اما هيچگاه نتوانستند صف استوار اخواني ها را در هم بشكنند.

 اين به راستي نبوغ بنا بود كه پس از رفتنش آن بنايي را كه برپا داشته بود، همچنان استوار باقي ماند.

امروز هم بناي اخوان همچون گذشته باتوطئه هاي بسياري روبه روست. اما امروز ريشه ها و پايه هايش استواري بيشتري پيدا كرده و شاخه هايش را گسترش داده و از قوام و استحكام بيشتري برخوردار گرديده است.

 اخوان امروزه به صورت عقيده اي دروني و پديده اي تاريخي و اميدي براي آينده وبينش و منشي فردي و روش و نگرشي براي جامعه و زندگي درآمده است. و در پشت همه اينها اراده شكست ناپذير خداوند و خون شهيدي فراموش نشدني قرار دارد.

هر كس با نگاهي بد بينانه به امر اين دنيا مي نگرد، بخاطر بياورد كه طغيان ملك فاروق مورد حمايت انگليس ها و آمريكايي ها، نتوانست حتي يك آجر از آن را بركند و شكافي را در آن ايجاد نمايد. به اميد خداوند آينده از آن اين عقيده خواهد بود، عقيده و نگرشي كه اخوان بر اساس آن قرار گرفته است و نظام اجتماعي كه ريشه در آن داشته باشد.

 در هرسرزميني اسلامي امروزه براي افراشته شدن آن پرچمي كه استعمار روزي آن را در راستاي خواري ميهن اسلامي و پاره پاره كردنش تلاش كرده بود، نداهايي بلند مي شود. اما اكنون زمان آن فرا رسيده  آن تكه هاي پاره شده در كنار هم قرار گيرند و پيكر پويا و زنده واحدي را تشكيل بدهند و اين بارحاميان آن پرچم استعمار را در هم بشكند و پاره پاره كند.

 طبيعت امور و اشياء پيروزي اين انديشه را مي طلبد و زمان از هم گسيختگي و پراكندگي به پايان خود نزديك مي شود، و در آن شرايط بسيار سخت و تاريك بود كه انديشه و نهضت اخوان المسلمين از مرگ و نيستي رهايي پيدا كرد و هيهات كه امروزه و در اين شرايط بيداري جهاني و عصر اصلاحات و احياگري از بين برود.

                          دعوة الاخوان المسلمين  سيد قطب   ص ۱۲ -۱۳  

در دشمن شناسی تا چه اندازه هوشیار بوده ایم؟ آیا راه اتحاد و وحدت را یاد گرفته ایم؟

در دشمن شناسی تا چه اندازه هوشیار بوده ایم؟  آیا راه اتحاد و وحدت را یاد گرفته ایم؟

به قلم: ابومحمود کندزی

عده ای از مسلمین از خود می پرسند که با اینهمه جنگ داخلی میان مسلمین و با اینهمه اشغالگری توسط کفار سکولار جهانی و غلامانشان چگونه باید از این معضل و مشکل جنگ و اختلاف بین مسلمین رهایی یافت؟ آیا ما دشمن خودمان را شناخته ایم؟

مسلمین باید خوب بدانند که امروزه :

  • دشمن ما کسی نیست که از روی تاویل و اجتهادش می گوید قرآن مخلوق است، بلکه دشمن ما کسی است که اصلا قرآن را قبول ندارد.
  • دشمن ما کسی نیست که از روی تاویل و اجتهاد، استوی را استولی می خواند، بلکه دشمن ما کسی است که اصلا  الله مسلمین را قبول ندارد.
  • دشمن ما کسی نیست که از روی تاویل و اجتهاد به بعضی مسائل معتقد است که دیگری به آن معتقد نیست.

دشمن ما سکولاریستهای جهانی مثل آمریکا و ناتو و سایر قدرتهای جهانی هستند که به همراه غلامان محلی اشان آتش فتنه را بین مذاهب و فرقه های مختلف اسلامی روشن می کنند تا مسلمین را به جان هم بیاندازند و خودشان با چپاول منابع مسلمین در امنیت به سر ببرد.

نگاهی به جامعه اسلامی در حالت عمومی و کلی آن بیاندازید، چه می بینید؟  قتل، کشتار، انفجار، تکفیر مخالف، فقر، آوارگی، صلب امنیت و….

نگاهی به جامعه کفار سکولار بیاندازید، در آنجا چه می بینید؟ امنیت، پیشرفت، تکنولوزی و….

برای اینکه کفار با اینکه در باطل هستند، اما با هم متحد هستند و با دزدی از منابع مسلمین خود را مرفه کرده اند، اما مسلمین با اینکه حق را به همراه دارند، اما با همدیگر متحد نیستند

مسلمین به جای اینکه با هم متحد باشند و با دشمن اصلی شان بجنگند، به جان همدیگر افتاده اند و با برچسپ تکفیر، مخالفانشان از اهل قبله را از بین می برند، که موجب جنگ های فرسایشی در بین مسلمین می شود.

پس دشمن من و شما فلان مسلمانی نیست که خودش هم قربانی جنایات اشغالگران و مزدوان آنهاست؛ بلکه دشمن من و شما خود اشغالگران و غلامانشان هستند؛ و راه کسب قدرت هم در تفرقه و جنگ داخلی نیست بلکه در اتحاد و وحدت اسلامی است.

تو تا چه اندازه از گمراهی تفرق که مسبب ضعف و سستی و ذلت و شکست است فاصله گرفته ای؟ و تا چه اندازه به اتحاد و وحدت اسلامی نزدیک شده ای که از اسباب قوت و نصرت و پیروزی و عزت است؟

شبهه : ما در دوران مکی هستیم و پیش کشیدن دارالاسلام هنوز زود است

شبهه : ما در دوران مکی هستیم و پیش کشیدن دارالاسلام هنوز زود است

به قلم : سیروان رستمی

مساله ی دارالاسلام و دارالکفر از بدیهیات منهج اهل سنت است و در این زمینه به صورت مفصل صحبت شده است با این وجود چون شبهه ای عقلی را مطرح کرده اند و زیر بنای شرعی ندارد من هم به صورت عقلی به آن پاسخ می دهم.

این دشمنان اسلام اوضاع امروزی عالم اسلام را به وضع مسلمانان در مکه قیاس نموده اند در حالیکه هیچ علت مشترکی وجود ندارد، در آنزمان مسلمانان کمتر از صد نفر بودند واز هیچ وسیله ی جنگی بر خوردار نبودند، در حالیکه امروز شمار مسلمانان بیش از يك ميليارد و نصف است، وبا تجهيزات وابزار جنگی فراوان مسلح اند، مسلمانان در مناطق مختلف با کفار بر سر پیکار اند و پشت سرهم آنها را شکست میدهند و علاوه بر آن مسلمین دارای دارالاسلام قدرتمندی هم هستند و این شبهات بیشتر جنبه ی جنگ روانی بر علیه دارالاسلام و مجاهدین دارد.

حالا اگر فرضاً این شبهه را قبول کنیم پس باید مسئله را منحصر به جهاد نسازیم، زیرا اگر ما بر این عقیده هستیم که ما در دور مکی زندگی میکنیم، دارالاسلام مسلمین منحل شود و جهاد مسلحانه باید تعطيل شود ویا کاملاً مورد منع قرار گیرد، وصرف دعوت سری وخفیه انجام گیرد، پس باید احکام شرعی دیگری که در مدینه منوره نازل شد ومسلمانان مکلف به انجام آن شد همگي تعطيل شود تا ما در مرحله جدیدی داخل شده وآنرا عملی کنیم.

 بطور مثال: روزه ،حج ، زكات ، نماز جمعه و.. باید ترک شود، زیرا اين احكام در مدینه منوره بر مسلمانان فرض شد، نوشیدن شراب باید اجازه داده شود، سود باید حلال  شود ، زنا بايد آزاد گردد ، بي حجابي بايد رسميت يابد و…  پس آن عده از علمای دربار ومدعیان علم که بر اين باور هستند قبل از همه باید ترک روزه وحج  و….کرده  سپس مردم را به ترک جهاد فتوی دهند.

آیا چنین چیزی ممکن است؟ آیا این سخن یک دوست مسلمین است یا یک دشمن؟

 واگر مسئله ضعف مسلمانان وقوت کفار دلیلی برای ترک جهاد باشد، پس چه وقت مسلمانان قوت می گیرند؟ آیا راهی غیر از قدرت حکومتی دارالاسلام و راهی غیر از جهاد با کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مزدوران محلی آنها وجود دارد؟

الله تعالی می فرماید: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/۷۶) کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کفرپیشه‌اند ، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .

شما در جنگ روانی مسلحانه در جبهه ی دارالاسلام و مومنین قرار گرفته ای یا در جبهه ی دارالکفرها و کفار؟!!‏

واکنش حماس، جهاد اسلامی فلسطین و امارت اسلامی طالبان به ترور دانشمند هسته‌ای ج.ا. ایران

واکنش حماس، جهاد اسلامی فلسطین و امارت اسلامی طالبان به ترور دانشمند هسته‌ای ج.ا. ایران

  به قلم: ابومحمد کندزی

جنبش مقاوم اسلامی فلسطین «حماس» در بیانیه‌ای اعلام کرد: عملیات ترور محسن فخری‌زاده دانشمند هسته‌ای ایران همزمان با تهدیدات مستمر آمریکایی و صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی با هدف محروم کردن امت اسلامی از ابزار‌های پیشرفت و قدرت صورت گرفته است تا این ابزار تنها در انحصار رژیم اشغالگر از طریق باقی نگهداشتن منطقه در گرداب قتل و کشتار و به تبع آن ایجاد آشوب در راستای منافع این رژیم باشد… ما خالصانه‌ترین تسلیت خود را به مردم مسلمان ایران و رهبران آن ابراز می‌داریم و اطمینان داریم که ایران و امت اسلامی می‌تواند این خسارت را با تلاش و پیشرفت جبران کرده و انحصارگرایی استکبار را در هم شکند.”

محمود الزهار، عضو دفتر سیاسی حماس نیز گفت: ” ترور محسن فخری‌زاده در چارچوب تلاش‌های آمریکایی-اسرائیلی برای تضعیف ایران صورت گرفته است… رژیم صهیونیستی از قدرت‌های اسلامی اصیل که مواضع اصولی خود را تحت فریبکاری و فشار تغییر نمی‌دهند، هراس دارد… این ترور جنایتکارانه جمهوری اسلامی را تضعیف نخواهد کرد؛ هرچند ترور دانشمندان باید به وضوح و صریحا پاسخ داده شود که البته زمان، مکان و چگونگی این پاسخ را تهران مشخص خواهد کرد.”

جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز اعلام کرد: تجاوز تروریستی و ترور جنایتکارانه و بزدلانه دانشمند ایرانی که رد پای صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها در آن به وضوح نمایان است را به شدت محکوم می‌کنیم…و به جمهوری اسلامی ایران تسلیت می‌گوییم و اطمینان داریم که این کشور به پیشرفت در همه زمینه‌ها ادامه خواهد داد.”

هیاتی متشکل از اعضای دفتر سیاسی امارت اسلامی طالبان نیز روز دوشنبه ۱۰ آذر ۹۹ با حضور در محل سفارت ایران در دوحه، کشته شدن محسن فخری زاده چهره سرشناس برنامه هسته‌ای ایران را تسلیت گفت.

این واکنش حرکتهای جهادی مطرح اهل سنت نسبت به ترور یک مسلمان توسط کفار و مرتدین محلی و ضربه زدن کفار به دارالاسلام است که همان واکنش اهل سنت در طول تاریخ بوده است.

واکنش  شما نشان می دهد که شما در مسیر اهل سنت هستید یا در جبهه ی دشمنان مسلمین و دشمنان دارالاسلام مسلمین.

دارالاسلام فرضی از سوی الله و دعوت به حکومت سکولار گناهی عظیم

دارالاسلام فرضی از سوی الله و دعوت به حکومت سکولار گناهی عظیم

ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

ای مسلمانان: حکومت کردن در همه مسایل بزرگ و کوچک توسط حکومت اسلامی و دارالاسلام که از سوی الله سبحانه وتعالی نازل گردیده، مانند هر فرض دیگری فرض است، و این مسئله مجهول نيست بلکه کاملاً معلوم بوده و در حدود ۱۳۰۰ سال در سرزمین‏های اسلامی عمر دارد، طوری که مؤمنان توسط آن خوشحال بوده و قدرت و عزت خود را توسط آن به دست می‏آوردند و بر دشمنان اسلام همانند رعد و برق پریده و سبب مغلوبیت آن‏ها می‏شدند…

 این موضوع در امر الله سبحانه وتعالی ثابت است:-وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ- “و میان آنان طبق چیزی حکم کن که الله فرستاده و از هوای نفس ایشان پیروی مکن و بر حذر باش که مبادا ترا درمورد بعضی چیزهایي که الله فرستاده در فتنه اندازند.”

 همچنین به امر رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز ثابت است:- «كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ تَسُوسُهُمْ الْأَنْبِيَاءُ كُلَّمَا هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ وَإِنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَسَيَكُونُ خُلَفَاءُ فَيَكْثُرُونَ قَالُوا فَمَا تَأْمُرُنَا قَالَ فُوا بِبَيْعَةِ الْأَوَّلِ فَالْأَوَّلِ» أخرجه البخاري عن أبي هريرة. “امور بنی اسرائیل را انبیا سرپرستی می‏کردند و هر زمانی که یک نبی از بین می‏رفت، نبی دیگری پس از وی مبعوث می‏شد. ولی پس از من نبی نیست، ولی خلفاء به کثرت می‏آیند، گفتند:- پس به ما چی امر می‏کنی؟ گفت:- نخست وفا به بیعت اول.”

و نه تنها عمل بر آن فرض است بلکه سبب نجات نیز هست. «مَنْ خَلَعَ يَدًا مِنْ طَاعَةٍ لَقِىَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لاَ حُجَّةَ لَهُ وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِى عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً» أخرجه مسلم عن عبد الله بن عمر. “کسی که از اطاعت الله دست بکشد، در روز قیامت درحالی با الله روبرو می‏شود که هیچ دلیل و حجتی ندارد و هر کی بمیرد و طوق بیعت بر گردن وی نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است.” مراد از بیعت این‏جا، بیعتی است که فقط برای رهبر دارالاسلام انجام می‏شود نه برای دیگری، و کنایه از مرگ جاهلیت؛ گناه عظیمی است که متوجه همه افرادی می‏شود که برای ایجاد حکومت اسلامی عمل نمی‏کنند.

ادامه