سدیس بهمراه سایر علمای سوء ابزاری جهت جنگ روانی و تخدیر ایمان مریدان برای آمریکا و یهود

سدیس بهمراه سایر علمای سوء ابزاری جهت جنگ روانی و تخدیر ایمان مریدان برای آمریکا و یهود

به قلم: ابوابراهیم هورامی

رژیم دست نشانده ی آل سعود با آنکه از طریق اسلحه هائی که با پول نفت مسلمین از کفار سکولار جهانی خریده در اختیار همین کفار سکولار جهانی قرار گرفته است، و با آنکه از طریق همین دلارهای نفت هم به دشمنان مجاهدین شریعت گرا کمک می کند اما بزرگترین اسلحه ی آن در صدمه زدن به مسلمین به صورت عموم و مجاهدین شریعت گرا به صورت خصوص، علمای خائن و دین فروشی هستند که به پرورش آنها پرداخته است .

اگر اسلحه و دلارهای آل سعود جسم مسلمین را هدف قرار داده اند  این علمای سوء و «ائمه المضلین» و «دعاه علی ابواب جهنم» مستقیما ایمان و شعورمسلمین را مورد هجوم قرار داده اند . و این خطرناکترین صدمات را به مسلمین وارد می کند . چون ایمان آلوده و فاسد باعث تسلیم شدن به دشمنان می شود . و این یعنی نابودی یک عقیده و ملت .

سدیس به عنوان یکی از خطیبهای آل سعود که صدایش باعث شهرتش شده است یکی از همین ابزارهای تازه نفسی است که وارد گود مبارزه تبلیغاتی و جنگ روانی با ایمان مسلمین شده است . ابتدا ادعا کرد که حکومت سکولار آمریکا و رژیم دست نشانده ی آل سعود دنیا را به سمت و سوی صلح می کشانند و قدس هم مسأله ی داخلی اسرائیل است و ربطی به سایر مسلمین ندارد و… اخیرا هم در دیدار با یهودی های صهیونیست و نماینده ی اسرائیل در یک نمایش و دلقک بازی تبلیغاتی  جهت مشروعیت بخشیدن به عادی سازی روابط آل سعود با اسرائیل شرکت کرده است .

این دلقک بازی های تبلیغاتی بعد از آنهمه خیانت پنهان آل سعود در طول این دوقرن اخیر و آشکار کردن روابط این حکومت دست نشانده با رژیم صهیونیستی در این چند سال اخیر انجام می گیرد .

آل سعود که از زمان پیدایشش تا کنون حتی یک گلوله هم به سمت و سوی کفار اصلی شلیک نکرده است و تمام هم و غم خودش را صرف اختلاف بین مسلمین و مشرک و مرتد  و اهل بدعت و…خواندن مسلمین و کشت و کشتار بین مسلمین کرده است این روزها نفاق خود را کنار زده و به صورت رسمی این سیاست کثیف و ضد اسلامی خودش را با همراهی علمای دین فروش دنبال می کند .

بر اهل سنت لازم است هوشیار و بیدار  شوند و فریب رسانه های تبلیغاتی و بخصوص ماهواره ای آل سعود را نخورند . آل سعود برای صدمه زدن به مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و غافل کردن مسلمین از جنایات کفار اصلی و بخصوص کفار سکولار جهانی به رهبری انگلیس و آمریکا تولید شده است .

 

 عدم عذر به جهل در شرک اکبر و تکفیر عاذر از اسباب تکفیر ائمه و علمای اهل سنت

 عدم عذر به جهل در شرک اکبر و تکفیر عاذر از اسباب تکفیر ائمه و علمای اهل سنت

به قلم: ابوابراهیم هوارمی

فقه سلفیت نجدی  که به عنوان یک مذهب در برابر سلفیت اهل حدیث ابراز وجود نموده است علاوه بر تعریف خاص خود از اصطلاحاتی چون مشرک و مشرکین ، بدعت و اهل بدعت، عذرهای شرعی برای اهل قبله، ارتداد و مرتدین و… اساس فقه خود را بر مشغول کردن مسلمین به مسلمین  و  بخصوص غلو در تکفیر و تشریک مسلمین قرار داده است که بر اساس این فقه و مذهب خاص نجدیت اکثریت قاطع ائمه ی اهل سنت و حتی اکثریت قاطع مسلمین کنونی جهان هم تکفیر می شوند .

زمانی که یک شخص از مذهب سلفیت نجدی بر خلاف منهج اهل سنت در شرک اکبر برای مسلمین عذرهای شرعی قائل نیست در واقع در  این بخش از تفکراتش هم مسیر با معتزله شده است و ربطی به اهل سنت ندارد . کسی که از یکی از مذاهب رایج مسلمین دست کشیده و این مذهب نجدی را می پذیرد ناچارا  به مصیبت تکفیر علمای اهل سنت کشیده می شود که یکی از تبعات این مذهب و فقه نجدی است  که به نام سلفیت و اهل حدیث به ناحق معرفی شده است .

این واضح است که بسیاری از علمای اهل سنت مثل ابن حجر و نووی و غیره با برداشتها و تأویلات خاصی که از آیات و روایات رایج در زمان خود داشته اند قائل به اموری بوده اند که اگر عذرهای شرعی را برایشان در نظر نگیریم همگی آنها باید طبق این مذهب نجدی تکفیر شوند و اگر کسی در این مذهب باقی بماند و علما را تکفیر نکند در واقع بنا به منافعی که ممکن است داشته باشد دچار تقیه شده است .

بخش دوم و مهمتر این منهج خطرناک به تکفیر عاذر بر می گردد که امروزه آن را به حازمیها نسبت می دهند  و بر این باورند که هر شخصی که انجام دهنده ی شرک اکبر را تکفیر نکند و برایش عذرهائی مثل عذر به جهل یا عذر به تأویل و… بیاورد خود این شخص عاذر هم کافر می شود . با این بخش از عقاید این اشخاص به صورت یقینی باید گفت که کل ائمه ی اهل سنت و  تمام آن دسته از علمای اهل سنتی که مانده بودند هم تکفیر می شوند.

این فقه و مذهب التقاطی به گونه ایست که شاید بتوان گفت در میان اهل قبله به این شکل تا به حال وجود نداشته است و انگار به شیوه ای طراحی شده است که تنها هدفش ایجاد تفرق بیشتر میان مسلمین و تولید جنگهای داخلی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان اصلی مسلمین و خدمت کردن به کفار اصلی اشغالگر و طاغوتهای دست نشانده ی آنهاست.

در این صورت باید آشکارا گفت که این تفکرات آفتها و علفهای هرزی هستند که به جان جهاد و  وحدت مسلمین و حتی موجودیت مسلمین افتاده اند و لازم است مجاهدین شریعت گرا به چنین انحرافاتی در صفوف خود توجه و دقت جدی داشته باشند و بدون ایجاد کوچکترین درگیری لفظی، دلسوزانه به سبک اسلامی آن به درمان برادران و خواهران آلوده و بیمار خود بپردازند .

کشتار غیر نظامیان اهرم فشار آمریکا و ناتو بر طالبان و مردم مسلمان افغانستان

کشتار غیر نظامیان اهرم فشار آمریکا  و ناتو بر طالبان و مردم مسلمان افغانستان

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

  • در حالی که حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان به نیروهای خود دستور داده است که عملیاتهای استشهادی خود را در شهر ها و روستاها که به کشته شدن غیر نظامیان مسلمان منجر شود را متوقف سازند و عملیاتهای استشهادی را بر اماکن نظامی خارج از مکانهای مسکونی مسلمین متمرکز سازند
  • در حالی که طالبان جهت محافظت از جان غیر نظامیان مسلمان حتی شهرهای بزرگی چون «فراه» را پس از آزادسازی تخلیه می کنند

در چنین شرایطی پیشروهای طالبان در افغانستان و کشته شدن سربازان کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و مرتدین محلی  در حال افزایش بوده است .

واکنش آمریکای وحشی و متحدین نظامی آن چون انگلیس و ترکیه و فرانسه و آلمان و غیره انتقام از غیر نظامیان و کشتار آنها توسط هواپیماهای جنگی بوده است .  کشتار دهها زن و بچه و پیر و جوان در روستای شهرستان چهاردره استان قندوز  و لوگر، خوست، ننگرهار، میدان وردک و پکتیا و مدرسه دانش آموزان و … نمونه های همین چند روز گذشته هستند . «الله داد» که ۳ فرزند، یک برادر، ۴ خواهر زن، و ۱۷ نفر از اقوام خود را در حمله هوایی نیروهای آمریکایی از دست داده، نیز به نیویورک تایمز گفته بود که حملات هوایی هیچ ارتباطی به طالبان نداشت.

از سال ۲۰۰۱ تا کنون هزاران زن و کودک و پیر و جوان غیر نظامی مسلمان افغانستان توسط آمریکا و متحدینش قتل عام شده اند . ارتش آمریکا و انگلستان یکشنبه شب ۷ اکتبر ۲۰۰۱ برای نخستین بار اهدافی را در ولایت‌های کابل، قندهار، ننگرهار، قندوز، جوزجان، لوگر، تخار، نیمروز، فراه و غزنی با جنگنده‌های B-52 و موشک‌های کروز مورد حمله قرار دادند. در سه هفته اول این حملات بیش از هزار نفر در این مناطق کشته شدند.

خبرگزاری آسوشیتیدپرس آمريكا طى گزارشی در ۳ دسامبر ۲۰۰۱، تحت عنوان «بمب ايالان متحده روستای زراعى را با خاك يكسان کرد» از کشته‌ شدن ۱۵۵ تا ۳۰۰ تن از ساکنان روستای کامه ادو در ننگرهار خبر داد. روزنامه دیلی‌گراف انگلستان نیز به تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۰۱ در گزارشی تحت عنوان «غیرنظامیان بهای بمب‌های منحرف شده آمریکا را می‌پردازند» اعلام كرده كه ده‌ها تن كشته شده اند.

شبکه بی.بی.سی طی گزارشی در ۳ ژانویه ۲۰۰۲ اعلام کرد شمار تلفات غیرنظامیان افغان در حملات هوایی آمریکا از تعداد قربانیان حادثه یازدهم سپتامبر در اين كشور بیشتر است.

بیشتر بخوانیدکشتار غیر نظامیان اهرم فشار آمریکا و ناتو بر طالبان و مردم مسلمان افغانستان

سلفیت نجدی و ادعای عبدالحمید عالی از واقعیت تا عمل

سلفیت نجدی  و ادعای عبدالحمید عالی از واقعیت تا عمل

به قلم : ابوخالد کوردستانی

کسانی که با دوران فکری عبدالحمید عالی از اخوانی گری تا سلفی جهادی نجدیت و تا خزیدن به دامان آل سعود و حکومت سکولار ترکیه آشنائی دارند متوجه هستند که این شخص بیشتر از آنکه تابع اصول و قواعد علمی اهل سنت و جماعت باشد تابع اشتباه و تجربه ی شخصی خودش بوده است .

یعنی بدون آگاهی از اصول اهل سنت و با توجه به دانستنیهای اندک و ناچیز خودش برای عده ای نقش مفتی ها را بازی کرده و به این شیوه هر دورانی را طی کرده است و تنها زمانی که فهمیده مسیر را اشتباه رفته است از آن دست کشیده . هم اکنون هم که از سلفیت جهادی خاص نجدیت بریده است  به جای مقید بودن به اصول اهل سنت خود را در دام عنکبوتی  ترکیه – آل سعود انداخته و کسی نمی داند که با این اندیشه های التقاطی هم قرار است چند جوان نا آگاه را سرگردان و به ورطه ی هلاکت بکشاند و کی قرار است بعد از همه ی این فجایعی که به خاطر جهالت مستمعین می آفریند دوباره اظهار پشیمانی کند و بگوید اشتباه کردم و چنین و چنان کردم و….

چندی پیش یکی از مسلمین از وی می پرسد: سلام میخواستم بدونم که شما به چه دلیلی میگید ذبیحه دست صوفی ها ودرویش ها  خورده میشه مگه شرک ندارن؟

این شخص در جواب می گوید: وعليكم السلام  چون معذور هستند اولین کسی که در ایران ذبیحه را تحریم کرد خودم بودم  واکنون به نتیجه رسیدم که اینها مسلمان هستند از روی جهل وتاویل دچار این انحرافات شده اند ودر نتیجه ذبیحه خورده میشه. اگر نخوریم بیشتر مسلمانان را تکفیر کرده ایم که این روش خوارج  واهل غلو است  در طول تاریخ این انحرافات بوده کسی از اهل علم ذبیحه را تحریم نکرده بجز علمای نجد وسعودی در این اواخر.

با این احوال بیان این نکته ی اساسی در مورد نجدیت آل سعود که به نوعی می توان آن را «سلفیت نجدی»[۱] نام برد هم نکته ی مثبت و حائز اهمیتی است که بیان کرده اند . اما قبل از این باید بر روی اصطلاح «مشرک» و «مشرکین» تأکید می کرد و این جرئت را به خودش می داد که  این اصطلاحات را دوباره به سبک اهل سنت و جماعت تعریف کند .  چون در هر صورتی ذبیحه ی دست «مشرکین» بر مسلمین حرام است .

این مشرکین در قرآن و سنت صحیح چه کسانی هستند که احکام جداگانه ای دارند و احکام اینها با احکام کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب تفاوت دارد؟ امروزه ما به این مشرکین چه می گوئیم؟

تا زمانی که امثال عبدالحمید عالی به تبعیت از سلفیت نجدیت ( که تفارتهای اساسی با سلفیت صالح این امت دارد) اهل تصوف و سایر اهل قبله ای که عذرهای شرعی دارند اما مرتکب اشتباهات عقیدتی و عملی می شوند را «مشرک» و «مشرکین» خطاب می کنند نباید به این پانسمانهای موقتی آنها بر این زخم و جراحت عمیقی که بر بدن مسلمین ایجاد کرده اند اعتماد کرد .

بیشتر بخوانیدسلفیت نجدی و ادعای عبدالحمید عالی از واقعیت تا عمل

آماده سازی  فتوی و قطعنامه توسط کفار سکولار جهانی و اعلان و انتساب آن به علمای درباری در مورد جهاد مسلمین افغانستان

آماده سازی  فتوی و قطعنامه توسط کفار سکولار جهانی و اعلان و انتساب آن به علمای درباری در مورد جهاد مسلمین افغانستان

 ارائه دهنده: مسلم الافغانی

چند ماه پیش، فرمانده عمومی نیروهای اشغالگر در افغانستان جنرال نیکلسون بسیار به صراحت گفته بود که در پهلوی فشارهای سیاسی و نظامی، فشار مذهبی نیز بر طالبان وارد می کنیم، وی از نشست احتمالی عالمان در اندونیزیا به حیث فشار مذهبی یاد کرده بود، سپس نشست مشابهی در کابل به راه انداخته شد و اینک نشست تازه ای در عربستان سعودی دائر گردید.

در نشست سعودی حرف های زیادی در مورد مشکلات افغانستان زده شد، اما کسی هم جرات نکرد در مورد ریشه های این مشکلات حرف بزند، رییس هیئت رژیم قیام الدین کشاف به تفصیل صحبت کرد، تکتیک های جنگی طالبان را یک به یک یاد کرد، اما در مورد عملیات های شب هنگام، حملات درون، پرتاب میزایل های سنگین و بمباران کورکورانهء اشغالگران که بیشتر قربانیان آن مردم ملکی اند، اشاره ای هم نکرد.

اشغالگران و رژیم کابل از راه های مختلف تلاش می کنند مسئولیت آغاز و دوام جنگ را به دوش طالبان بیاندازند، اما واقعیت اینست که جنگ کنونی را نه طالبان آغاز کرده اند و نه ادامه داده اند، این جنگ را اشغالگران به کمک حامد کرزیی، اشرف غنی، عبدالله، دوستم و…….آغاز کرده اند و تا هنوز برای رسیدن به اهداف نا مشروع شان ادامه داده اند، طالبان برای جنگ به امریکا و اروپا نرفته اند، اما امریکایی ها و اروپایی ها با توپ، تانگ و طیارات جنگی شان بسیار به وحشت به افغانستان آمدند، امنیت سراسری کشور را به جنگ خونین بدل کردند، ده ها هزار افغان ها را زندانی و صدها هزار دیگر را شهید و زخمی ساختند.

در نشست جده، افراطیت و تروریزم تقبیح شد، افراطیت و تروریزم در واقعیت قابل نکوهش است، اما ایشان آنعده حرکت ها و تنظیم های جهان اسلام را تروریست می خوانند که برای رهایی ملت خود از پنجه های خون آشام نیروهای استعمارگران مبارزه می کنند، در خاک خود استقلال می خواهند و می کوشند اشغالگران را از خاک خود برانند. روشن است که این گونه حرکت ها در آغوش ملت پرورش می یابد و به همکاری ملت مبارزه می کنند، به طور مثال، امارت اسلامی در افغانستان، حماس در فلسطین حرکت های مردمی است که اشغالگران از راه های مختلف برای از بین بردن آن می کوشند.

مقام تعجب و تاسف است که مبارزهء طالبان را بر ضد اشغالگران را افراطیت و تروریزم می نامند، اما نظامیان که از هزاران کلومتر دور جبراً آمده اند نه تنها تروریست خوانده نمی شوند بلکه پاسداران صلح و بشر دوستان نامیده می شوند و برای ادامهء حضور نا روا و جنایات جاری آن ها زمینه سازی می شود. تاسف آور اینست که استعمارگران و مزدوران آنان از زبان عالمان برائت می گیرند، برای کارهای نا درست شان مشروعیت پیدا می کنند و برای حضور مردود، غیر شرعی و غیر قانونی شان دلائل می تراشند.

یک دلیل روشن و انکار ناپدیر برای پروژه ای بودن نشست سعودی اینست که رژیم کابل پیش از پیش گفته است که « در کنفرانس سعودی بر عدم مشروعیت جنگ طالبان فتوی داده می شود، از طالبان خواسته می شود که از جنگ دست بگیرند و گفتگوهای صلح با رژیم را آغاز بکنند» .

این جا باید دقت صورت بگیرد، پیش از آغاز نشست چگونه معلوم شد که جنگ طالبان ناروا خوانده می شود ؟ جنگ زمانی روا یا نا روا خوانده می شود که عالمان دین تحقیقات همه جانبه بکنند، همه ابعاد جنگ را بررسی بکنند و علل و اسباب آن را تشخیص بدهند. اما هرگاه پیش از آغاز نشست، جهان از تصامیم نشست خبر باشد. آیا این گونه تصامیم حاصل بحث های نشست می باشد و یا اینکه پیش از پیش آماده شده و سپس برای اشتراک کنندگان قرائت می گردد ؟

آیا فیصله های از قبل نوشته شدهء نشست های فرمایشی حیثیت شرعی دارد ؟ آیا فیصله های سیاسی این چنین نشست ها فتوای شرعی خوانده می شود و اشتراک کنندگان چنین نشست ها آزاد هستند و به خواست خود درین نشست ها شرکت کرده اند و یا به اساس مجبوریت زر و زور رژیم آمادهء حضور درین نشست ها شده اند ؟ قضیه روشن است، مقامات استعمار و فرماندهان اجیر در برنامه ریزی چنین نشست ها مستقیما دست دارند، و فتوی و قطعنامه را نیز آن ها آماده می سازند، اما تنها از زبان عالمان که گردهم آورده شده اند اعلان می شود و به آن ها منسوب می گردد.

وزیر دفاع امریکا بخاطر برگذاری این نشست به مقامات سعودی سپاس نامه نوشته است، ابراز بسیار خوشحالی کرده و این را یک دست آورد بزرگ خود خوانده است. اگر نشست سعودی در واقعیت ابتکار سازمان کنفرانس اسلامی، عالمان دین، دولت سعودی و رژیم کابل می بود پس جیمز ماتیس خود را چرا مجبور پنداشت تا سپاسگذاری بکند، به سپاسگذاری وی چه نیازی بود ؟ این جا است که موضوع به اصل خود ( فشار مذهبی نیکلسون ) بر می گردد، این پروژهء نیکلسون بود. بناءً ماتیس لازم می داند از میزبانان و اشتراک کنندگان سپاسگذاری بکند.

 

بیشتر بخوانیدآماده سازی  فتوی و قطعنامه توسط کفار سکولار جهانی و اعلان و انتساب آن به علمای درباری در مورد جهاد مسلمین افغانستان

افغانستان و  دو نشست همزمان مزدوران دین فروش آمریکا در عربستان و نظامیان ناتو در مورد جهاد افغانستان

افغانستان و  دو نشست همزمان مزدوران دین فروش آمریکا در عربستان و نظامیان ناتو در مورد جهاد افغانستان

ارائه دهنده: خان  افغانی

یکی دو روز گذشته در بروکسل (مرکز ناتو) هم نشست جریان دارد و در شهر جده (عربستان سعودی) هم. مقامات کابل هدف این دو نشست را برای رسانه ها چنین بیان می کنند که گویا برای حل معضلهء افغانستان، از دوستان خارجی شان خواسته اند این نشست ها را دائر بکنند.

فرق هر دو نشست اینست که در نشست ناتو، هر دو رییس رژیم کابل خواستار زیادت عساکر اشغالگر، تداوم اشغال و کمک های دالری از باداران خارجی شان هستند. اما از ملاهای که در سعودی گردهم آورده شده اند می خواهند که بر ضد جهاد کنونی فتوی بدهند .

صرف نظر ازینکه این نشست های متضاد نتیجه ای خواهد داشت یا خیر، این نسخه های ناکامی است که در سال های گذشته بارها آزموده شده است.

این نشست ها در حالی جریان دارد که در عین همین شب و روزها، کافران اشغالگر در بخش های مختلف کشور به همکاری مزدوران داخلی شان برای کشتار گروهی و دسته جمعی افغان های بی گناه کمر بسته اند و از هیچ گونه جنایت دریغ نمی ورزند.

ویدیوهای دردناک و منظره های وحشتناک بمباران بی رحمانه و چاپه های و حشیانهء آن ها در لوگر، ننگرهار، خوست، بلخ، هلمند، غزنی، زابل، فاریاب و بعضی مناطق دیگر را می توان در رسانه های آزاد و شبکه های اجتماعی به چشم سر مشاهده نمود.

از سوی دیگر نمایندهء ترامپ/وزیر خارجهء امریکا مایک پمپیو مخفیانه به کابل می آید، با غلامان ارگ نشین اش می بیند و صبح آن روز اعلان می کند که ما در افغانستان باقی می مانیم، وی در همان روز هر دو رییس رژیم مزدور را به نشست سران ناتو روان می کند، تا ازان ها مطالبه بکنند که عساکر و دالر را اضافه بکنید.

از  یکطرف کفار اشغالگر و مزدوران داخلی شان برای تداوم اشغال و ادامهء وحشت و جنایت چنین دست و پا می زنند، اما از سوی دیگر نشستی را در سعودی به نام صلح طلب می کنند، آیا این دو کار با هم تضاد ندارد ؟ آیا این گونه صلح امکان دارد که از یکسو تلاش ها برای بقای اشغال شدت یابد و در عین حال نعره های صلح زمزمه شود ؟

این نیز نشان دهندهء منافقت مزدوران خود فروخته است که عنوان نشست را صلح می گذارند و لیکن از اشتراک کنندگان نشست مطالبه می کنند که فتوای تحریم جهاد مقدس در برابر اشغال ظالمانهء امریکا را صادر بکنند.

بیشتر بخوانیدافغانستان و  دو نشست همزمان مزدوران دین فروش آمریکا در عربستان و نظامیان ناتو در مورد جهاد افغانستان

در پناه رژیم آل سعود و در روزهای شکست امریکا در افغانستان جنگ روانی علمای دین فروش بر علیه جهاد مردم افغانستان

در پناه رژیم آل سعود و در روزهای شکست امریکا در افغانستان جنگ روانی علمای دین فروش بر علیه جهاد مردم افغانستان

ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

می بینیم که  در عربستان سعودی علماء به اصطلاح جمع آمده تا به حساب جنگ افغانستان نظریات شرعی خود را یکجا و در فتوایی به اصطلاح در محکومیت جنگ به خوش رضایتی امریکا و دل خوشی اداره بی صلاحیت کابل متنی صادر کنند تا بدین وسیله جهاد مجاهدان راه حق و شریعت در افغانستان را زیر سوال ببرند.

اما ایکاش این علماء که آنجا گردهم آمده علمایی که دل شان به حال امت اسلامی در افغانستان واقعا سوخته و اکنون به فکر چاره آن پس از نزدیک به ۱۸ سال از آغاز جنگ امریکا، قصد همکاری دارند کمی نیز صدای آزادیخواهان و مبارزان حق طلب در جانب مقابل امریکا و اداره دست نشانده آن در کابل را نیز می شنیدند.

کاش به حقیقت موضوع خود را آگاه ساخته و چنان فیصله و فتوایی را صادر کنند که فردای قیامت در برابر الله متعال و بندگان مبارز و مظلومان امت شرمنده و رسوا نشوند، کاش بدانند که همانها که در برابر امریکا امروز در افغانستان قدعلم کرده و مردانه وار در سنگرهای حق و باطل شرکت کرده و علیه طاغوت و ایادی اجیر آن می جنگند از جنس دین و علماء دینی اند یا طلباء دروس دینی اند یا شیوخ الحدیث و علمای جان برکف شریعت که بر اساس فتوای دین و حکم شرعی، به ندای وجدان های آزاد لبیک گفته و با احساس حریت و ادای تکلیف شرعی، در برابر مستکبران تا دندان مسلح می رزمند.

ای کاش به جای آنکه عالمان دین در نشستهای مثل نشست سعودی، نشست اندونزیا و نشست کابل، بازوی کفار و غلامان شکست خورده آنها در جنگ شوند، حامی فرزندان واقعی و رشید اسلام گشته و به جای آنکه گردن خود را بسته، از قید بردگی و بندگی امریکا رهایی بخشیده و مثل علماء واقعی دین در طول تاریخ، جفای حاکمان و مستکبران زمان را در حق امت اسلامی غیر قابل تحمل، و تحمل چنان خفت را جفای نبخشودنی در حق اسلام و مسلمانان تلقی کرده و بدون در نظرداشت کدام مفاد دنیایی و منافع سیاسی، صدای حق را کشیده و حق را به مستضعفان امت که با استفاده از تمام داشته های ناچیز خود در برابر کفار تا دندان مسلح جهانی ایستاده و به دفاع از شریعت و خاک خود جانانه مبارزه می کنند، داده و می گفتند آن چیزی را که الله و رسول اش – صلی الله علیه و سلم – و نصوص شریعت مقدس اسلام در چنین مرحلهٔ بر امت فرض کرده همین کاری است که همینک مجاهدان راستین راه خدا در افغانستان بدان عمل می کنند.

جای تاسف است که به اسم عالم دین اکنون در روزهای شکست امریکا در افغانستان در کشوری مثل سعودی   جمع شده و عین همان چیزهای از ادرس دین به مردم دنیا در مورد افغانستان گفته شود که ناتو و جنرالان امریکایی به سناتورها و ملت امریکا در توجیه شکست خود در جنگ می گویند؛ و به جای آنکه روحیهٔ حق طلبان جهان را در لباس عالم دین تقویه کنند غیر مستقیم متاسفانه روحیهٔ سربازان وحشی صفت و جنایت پیشهٔ کفار که بر هیچ چیز مسلمانان رحم ندارند را بلند برده و به اصطلاح با فتواء و سخن غیر شرعی خود آب در آسیاب استعمارگران متجاوزان بریزند.

عالمان دین در نشست سعودی باید قبل از هر چیز به صدای مظلومین افغان گوش می دادند به صدای مبارزان که آنها چه می خواهند به سربازان طالبان که آنها چه گروهی و براساس کدام باور در سنگرها به سر می برند؛ و نیز از خود می پرسیدند که چرا امریکا اکنون به یاد فتوای علمای دین در مورد جنگ افغانستان اُفتیده چرا آن سالهای اول تجاوز به فکر دین و فتوای علمای دین نشدند و چرا اکنون که شکست شان طبق تحلیل تمام کارشناسان سیاسی و تحلیل گران مسایل نظامی حتمی است به یاد علماء دین افتاده و از منظر دین در تکاپوی به چالش کشاندن جهاد علماء و مردم مجاهد افغانستان شده، آیا حیف نیست که ناخواسته آخرین مرمی های زنگ زده استکبار جهانی در جنگ افغانستان علماء شده و یا خدا نخواسته از نام علماء استفادهٔ ابزاری شود؟؟؟

به امید آنکه همه جهان اسلام دست یاری به سوی برادران افغان خود در جهت شکست استکبار دراز نموده و هیچ کسی در هیچ میدانی کفار و اتباع آن را تقویه و یا مساعدت نکند.

اجلاس علمای دین فروش طواغیت حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین در عربستان بر علیه جهاد افغانستان و واکنش طالبان به آن

اجلاس علمای دین فروش طواغیت حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین در عربستان بر علیه جهاد افغانستان و واکنش طالبان به آن

ارائه دهنده: ابوصلاح الدین الکوردی

به خاطر داریم که در زمان جهاد مردم مسلمان افغانستان بر علیه کفار سکولار و کمونیست اشغالگر خارجی به رهبری شوروی  طواغیت حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین که در سازمانی تحت عنوان « سازمان همکاری اسلامی » جمع شده اند همگی در کنار مردم افغانستان و بر علیه شوروی قرار گرفتند. چرا؟ چون آمریکا بر علیه دشمنش این را می خواست . اما زمانی که شوروی ها بیرون رانده شدند و آمریکا به اشغال افغانستان پرداخت و جای اشغالگران روس را گرفت اینبار همین سازمان « سازمان همکاری اسلامی » بر علیه مجاهدین ایستاده و هر گونه جنگی بر علیه اشغالگران آمریکائی و متحدین آن در افغانستان را نامشروع و غلط می دانند.!! این یعنی چه؟ یعنی اینکه سازمانی به نام همکاری اسلامی وجود ندارد بلکه سازمان همکاری با آمریکا وجود دارد که در مسیر منافع آمریکا عمل می کند .

همین سازمان در یکی دو روز گذشته اجلاسی را در جده و مکه در راستای ایجاد جنگ روانی بر علیه ملت مسلمان و مجاهد افغانستان و خدمت به اشغالگران آمریکائی و نوکران محلی آنها برگذار کردند.

در این نشست که با عنوان “سازش در اسلام، نقش علما در صلح و ثبات افغانستان” برگزار شده، حدود صد عالم دین فروش درباری از ۳۷ کشور مسلمان نشین عضو این سازمان حضور دارند. شوقی ابراهیم عبدالکریم علّام، مفتی خائن و رسوای مصر هم از شرکت‌کنندگان این اجلاس است.

هدف تمام این ملاهای دین فروش این است که مشروعیت جهاد در افغانستان را زیر سوال ببرند و ایمان مسلمین به جهاد در برابر کفار سکولار خارجی به رهبری آمریکا را ضعیف کنند و ملت مسلمان افغانستان را با شعار دروغین «صلح» در برابر دشمنان کافر اشغالگر خارجی و نوکران محلی آنها وادار به «تسلیم» کنند .

به همین  دلیل است همچنانکه انتظار می رفت مثل نشست این دین فروشان در اندونزی  نشست آنها در عربستان هم جنگ  مجاهدین بر علیه اشغالگران کافر خارجی در افغانستان را نامشروع عنوان کردند. علاوه بر این دین فروشان موجود در این جلسه ی رسوائی از دیگر دین فروشان سرزمینهای مسلمان نشین درخواست کردند که به یاریشان بشتابند و از رهبران طاغوت و دست نشانده ی سرزمینهای مسلمان نشین هم درخواست کردند که هیأتی را برای گفت‌وگو با طالبان تعیین کنند  .

این یعنی عین ذلیلی و شکست آشکار در عرصه ی نظامی که کفار سکولار و اشغالگر جهانی به رهبری آمریکا در افغانستان در آن افتاده اند که اینچنین ذلیلانه درخواست هر گونه گفتگو و سازشی با مجاهدین افغان را مطرح می کنند .

در این نشست خفت بار نوکران آمریکا همچنانکه انتظار می رفت هیچ نماینده ای از جانب ایران حضور نداشت .

در برابر این توطئه ی حساب شده  طالبان  با نشر بیانیه‌ای گفته‌اند که جنگ در افغانستان علیه “اشغال آمریکاست و “بین‌الافغانی” و بین مسلمانان نیست. این گروه همچنین افزوده “هر کسی اگر تلاش کند تا به خاطر خوشحالی آمریکا احکام دینی را باطل اعلام کند، کمکی است به اشغال آمریکا در افغانستان”.

بخشی از متن اعلامیه ی امارت اسلامی در مورد گردهمایی این علمای دین فروش در عربستان به شرح زیر است:

بیشتر بخوانیداجلاس علمای دین فروش طواغیت حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین در عربستان بر علیه جهاد افغانستان و واکنش طالبان به آن

ضعف نظامی کفار سکولار جهانی به رهبر آمریکا در افغانستان و  پناه بردن به روباهان مکار دین فروش

ضعف نظامی کفار سکولار جهانی به رهبر آمریکا در افغانستان و  پناه بردن به روباهان مکار دین فروش

ارائه دهنده: ابوصلاح الدین الکوردی

زمانی که قدرت نظامی و زور وجود داشته باشد و قدرت برتر باشد معمولا  مکر و حیله و تزویر و حتی استفاده از پول زر زیاد تأثیر ندارد . اما زمانی که می بینید که کفار سکولار و اشغالگر جهانی به رهبری آمریکا در این چند سال گذشته در افغانستان به انواع دین فروشان و دسیسه های همه جانبه و جنگ تبلیغاتی وسیع و فریب بازی ها در افغانستان  روی آورده اند این نشان از آن است که قدرت نظامی و زور و توانایی رزمی آنان یا نابود شده و یا به صورت جدی تضعیف شده است .

زمانی که  بوش رئیس جمهور آمریکا علنا و در جلو رسانه ها و چندین میلیارد انسان  هر کسی را که در جنگ افغانستان با آنها نباشد را دشمن و در برابر خود معرفی کرد و وعده داد که مجاهدین طالبان را زنده یا مرده به چنگ خواهد و هر گونه صلحی با طالبان را نخواهد پذیرفت و… حملات هوائی وحشیانه ی خود بر مسلمین افغانستان را آغاز کرد . البته غلامان و مزدورانش هم از طریق زمینی جنایات خود را شروع کردند .

این کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و همراهی مزدوران محلی اش بدترین جنایات را در حق مردم مسلمان افغانستان شروع کردند و چنان مغرور و متکبر بودند که قطعا با آنان حرف زده نمی شد و کسی جرئت هم نداشت تا بر وحشت و جنایات آنان ایراد بگیرد.

همین امریکایی ها چنان حالتی را بر سر افغان ها  آورده بودند که  نام از ملا، عالم دین و رهبران جهادی گرفته نمی شد، حتی سخن محاکمه هر عمامه بر سر و ریشدار زم زمه می شد، در رادیو ها و رسانه ها تبصره ها می شد، بعضی می گفتند امروز سیاف محاکمه می شود، بعضی می گفت امروز نوبت ربانی است و فردا نوبت محقق و پس فردا نوبت فلان ریشدار و عمامه بر سر که زمانی هم از جهاد و مجاهدین سخن گفته بود، چنین مردم ناقضین حقوق بشر خوانده می شدند.

حتی همین رهبران عمامه برسر و ملاها و علمای سلطان که اکنون عرض اندام نموده اند و در ساز امریکایی ها رقصیده به نفع آن ها آیات جهاد را تحریف می کنند و مردم را از جهاد باز می دارند، چنان خاموش شده بودند که گویا مرده اند و یا خفه شده اند. بلی، چنین بودند و از خوف محاکمه خود می ترسیدند.

حتی نمی دانم در ان وقت جامعه ی نام نهاد جهانی و اسلامی و همین مفتی های امروزی که در نشست ها و کنفرانس های فرمایشی شرکت می کنند کجا بودند و کشورهای که امروز به آرزوی صلح در افغانستان هستند وجودی هم داشتند یا خیر ؟ چه برسد به اینکه کنفرانس های علمای دین برگزار می کردند ؟!!!

بیشتر بخوانیدضعف نظامی کفار سکولار جهانی به رهبر آمریکا در افغانستان و  پناه بردن به روباهان مکار دین فروش

جبهه اهل سنت ایران یا جبهه اقمار آل سعود علیه اهل سنت ایران

جبهه اهل سنت ایران یا جبهه اقمار آل سعود علیه اهل سنت ایران

به قلم : کارزان شکاک

اهل سنت یعنی : تبعیت بی قید و شرط از قانون شریعت الله از طریق قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم، اجماع، قیاس که متفق علیه است .

در این صورت جبهه ای که باید شکل بگیرد لازم است  در راستای تطبیق قانون شریعت الله باشد و هرکسی غیر از این ادعائی داشته باشد بدون شک یا شیاد دروغگوئی است که در حال خدمت به دشمنان اهل سنت است یا جاهل نفهمی است که در خدمت دشمنان قانون شریعت الله و دشمنان اهل سنت در آمده است .

این جبهه ی مجازی که به نام اهل سنت توسط راسانه های ژتونی ماهواره ای آل سعود ساپورت می شود تلاش مزبوحانه ای است جهت کنار نهادن قانون شریعت الله و نهادینه کردن دین سکولاریسم و دموکراسی آن در میان جوانان اهل سنت ایران . این جبهه ی معلوم الحال  تلاش دارد که دشمن شناسی شرعی مسلمین و درجه بندی شرعی دشمنان توسط الله برای مسلمین را با چاشنی تنفر آفرینی نسبت به تشیع و حتی فراهم نمودن زمینه های تولید جنگهای مذهبی بر هم زده، و به صورت موزیانه تنها راهکار را در این آبی گه کل آلود کرده دین سکولاریسم و فعالیت در چارچوب قوانین دین سکولاریسم معرفی نماید .

اینها تا این اندازه مخاطبین خود را جاهل فرض کرده اند که قصد دارند به آنها بفهمانند در چارچوب حکومتی سکولار و قوانین سکولاریستی آن اهل سنت می توانند به حقوق خود  که الله تعالی در قانون شریعتش تعیین کرده دست پیدا کنند . به نظر شما این جبهه ی اقمار آل سعود و ترکیه خیال می کنند که همه ی اهل سنت در گوش گاو خوابیدن و از هیچ چیزی باخبر نیستن؟ یعنی اهل سنت همین الان کشورهای سکولاریستی و کفری مثل آمریکا و اروپا و ترکیه و غیره را نمی بینند؟ مگر در این کشورها قانون شریعت الله ارزشی دارد؟ یا اصلا کسی می تواند حتی ادعای تطبیق یکی از قوانین شریعت الله را داشته باشد که بر خلاف قوانین دین سکولاریسم باشد؟

پس این اشخاص با این حقه های قدیمی و فرسوده و سکولاریستی خود به چه کسی خدمت می کنند؟ به قانون شریعت الله و اهل سنت یا به دشمنان اهل سنت و قوانین دین سکولاریسم؟ اینها به سبک منافقین( سکولار زده ها) فعالیت می کنند که جرئت با صراحت بیان کردن عقایدشان را هم ندارند . اینها دشمن هستن باید مواظب خودمان باشیم و از آنها حذر کنیم . «هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ». آنان دشمنان واقعی  هستند و از ايشان برحذر باش، الله متعال آنان را بكُشد! چگونه از حق منحرف می‌گردند.