مزدوران مرتد سکولاریست کردستان هم مزدور می گرفتند

kofare.kord

مزدوران مرتد سکولاریست کردستان هم مزدور می گرفتند

 

چنان چه دریافتیم مرتدین مناطق مسلمان نشین خود مزدور بزرگ قدرتمندان به شمار می رفتند اما برای پیاده کردن اهداف اربابانشان خود نیز نیاز به مزدور داشتند که توان زهر چشم گرفتن داشته باشند به همین دلیل بدترین و آشغال ترین تولیدات جامعه را که هم کاسه یشان به شمار می رفتند دور خود جمع نمودند. به عنوان نمونه علاوه بر محمد رشید بانه و حاج بابا شیخ و… به این مورد هم می پردازیم:

« در تاریخ ۷ آذرماه ۱۳۲۴ یکی از گزارش ها می آورد که: گزارش رسیده بود که محمد آقا نام قاچاق نوکر سعید قولی نام در قریه درگه سنگ سلدوز مقتول شده است. در این مورد به استانداری چهارم جهت تعقیب و دستگیری قاتل نوشته شد گزارش داده اند که نامبرده به دست چای پز ارباب خود به قتل رسیده و قاتل که در نزد قاضی محمد توقیف شده بوده است به وساطت سعید قولی آزاد و فعلاً در مهاباد مشغول کسب شده است و چون اوضاع آن جا با وجود نفوذ قاضی محمد و اتباع او اجازه تعقیب این قبیل کارها را نمی دهند موضوع موکول به ایجاد امنیت در آن حدود و رفع موانع فعلی است». برخی از شهروندان مهاباد خطاب به مقامات کشور گزارش هایی ارسال داشته و ابراز نگرانی کردند.[۱]

در همین انقلاب ۵۷ هم وضعیت تغییری نکرد و مزدوران دیگر مزدوران را اجیر می کردند که شاه اویسی استاندار وقت کردستان در این مورد می گوید:

بیشتر بخوانیدمزدوران مرتد سکولاریست کردستان هم مزدور می گرفتند

مرتدین سکولاریست کردستان و سیاست تغییر ارباب

barzani.sehyonizm

مرتدین  سکولاریست کردستان  و سیاست تغییر ارباب

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

چنان که می دانیم هدف اساسی مرتدین مبارزه با احکام و قوانین الهی و جایگزین نمودن احکام و قوانین دیگری به جای آن می باشد و چون خودشان اقلیت ناچیزی را تشکیل می دهند همیشه در پی یک دشمن بزرگ تر اسام گشته اند تا با پول و اسلحه و قدرت نظامی آنان بتوانند به اهداف پلید خود برسند.

یعنی در واقع مرتدین از هر زبان و نژادی که باشند برایشان فرق نمی کند که با چه نژاد ، زبان و عقیده ای متحد می شوند مهم این است که دشمن احکام اسلام باشد و بس. هر چند که در گذشته هم دشمن ملت بوده باشد، برای مثال ارتش روس که آن همه از مردم مهاباد را کشته بود یک دفعه قاضی مرتد آن را دوست و حامی ملت کرد نشان داد و کومله و دمکرات حزب بعث را حامی کردها شناساندند و… .

همین جلال طالبانی مرتد روزی مارکیست لنینست سر سختی بود که از بارزانی سوسیالیست جدا شد آن هم به خاطر عقیده اش چون اربابش شوروی بود، پس از انهدام شوروی ارباب را عوض کرد و ایران شیعه مذهب را به اربابی گرفت و حزبش را نیز سوسیال دمکرات اعلام کرد. پس از ایران هم الان دست به دامان اسراییل و امریکا شده و تسبیح می چرخاند و خدا می داند فردا دست به دامان کی بشود.

بیشتر بخوانیدمرتدین سکولاریست کردستان و سیاست تغییر ارباب

قاضی محمد مرتد و خانواده ی محترم قاضی

 

bonyanejihad1

قاضی  محمد مرتد و خانواده ی محترم  قاضی

به قلم : ابوسلیمان هورامی

« بنا بر اسناد و مدارک قدمت شهر مهاباد کمتر از چند سده می باشد. مکریان بیشتر از آن که سکونت گاه مردمان یکجا نشین در شهرها و یا روستاها باشد محل زیست و معیشت عشایر مختلفی بوده که بخشی از آنان در دوره قاجار در محل کنونی مهاباد ساکن بوده اند و به این ترتیب بنای شهر ساوجبلاغ (که در دوره رضا شاه به مهاباد تغییر نام داد) گذاشته شده است. آن گونه که معمرین مهاباد و خصوصاً خانواده قاضی ها می گویند سر سلسله خانواده قاضی نیز از مهاجران گرجی اند که از گرجستان به ایران و منطقه مکریان مهاجرت نموده اند».[۱]

البته این مهاجرت ها در دورانی که مرزها و حکومت ها به این شیوه ی نامبارک کنونی در نیامده بودند بسیار آسان و ساده بود و در تمام نقاط دنیا و به خصوص خاورمیانه و ایران از این گونه مهاجرت ها و سکونت های قومی دیده می شود که اگر خودمان نیز کمی ریزتر به اطرافیان خود بنگریم می بینیم که اکثراً از جاهای دیگر و حتی از نژادهای دیگری بوده اند که به منطقه ی ما مهاجرت کرده اند و الان خود را کرد یا هورامی می نامند.

بیشتر بخوانیدقاضی محمد مرتد و خانواده ی محترم قاضی

قاسملو مرتد رهبر مرتدین حزب دمکرات کردستان ایران در چند سطر

madkhaliiy

قاسملو مرتد رهبر مرتدین حزب دمکرات کردستان ایران در چند سطر

به قلم : ابوسلیمان هورامی

پس از به دار آویخته شدن قاضی محمد مرتد توسط حکومت دیکتاتوری رضا شاه ملت مسلمان منطقه برای مدتی از شر مرتدین رهایی یافتند اما به دلیل وجود ظلم حکومت مرکزی ، پایین بودن سطح آگاهی های عقیدتی اسلامی مردم، عدم وجود رهبریت دینی مستقل و دلسوز، نبود جماعتی اسلامی و انقلابی که هم چون دیگر دول مسلمان نشین پناهگاه مردم ستمدیده و مدافع حقوق مسلمین باشد و… باعث شد که بار دیگر این زخم چرکین و این عفونت نجس بار دیگر با خلق فجایع و مصیبت های جدیدتری سر باز کرده و دوباره با پول و اسلحه دشمنان دین و ملت عده ای ناآگاه از گذشته و تاریخ بی خبر از آینده و قیامت را فریفته و هم چون گرزی سهم گین بر علیه مسلمین و مردمان خیر ندیده ی کرد و هورامی و دیگر قومیت های ایرانی به کار گیرند.

این جمله درستی است که « ملتی که تاریخ خود را نداند مجبور به تکرار آن است» و برای مردم مسلمان کرد تاریخ دوباره تکرار شد و عده ای باز عبرت نگرفتند و باز قربانی شدند. اما این بار این فتنه فراگیرتر شد و علاوه بر منطقه مکریان اندک اندک خود را به سرزمین اردلان و هورامان نیز نزدیک کرد. البته این نزدیکی مرتدین و بزرگ شدن بی قواره ی عددی شان نسبت به زمان قاضی مرتد مدیون عدم وجود علمای آگاه بر عقیده در میان مردم بود. چون در زمان قاضی مرتد در شمال و اطراف مهاباد مجاهدی چون ملا خلیل رحمه الله علیه وجود داشت که فتوای ارتداد قاضی مرتد را داد و یک نوع جبهه بندی درست شد که تا الان نیز وجود دارد و در سنندج و مناطق جنوبی مهاباد علمایی چون آیت الله مردوخ کردستانی و غیره وجود داشتند که علناً در برابر سیاست ها و ارتداد قاضی مرتد می ایستادند.

بیشتر بخوانیدقاسملو مرتد رهبر مرتدین حزب دمکرات کردستان ایران در چند سطر

فاجعه شهرستان قروه

akhondefased

فاجعه شهرستان قروه

حسین امامی نماینده رهبر انقلاب در غرب کشور در سال ۵۷ چنین واقعه ی جنایات غلاه شیعیه بر علیه اهل سنت قروه در حول و حوش ۲۳ بهمن ۵۷ را چنین بازگو می نماید:

« ما به آن جا رفتیم و وقتی رسیدیم دیدیم که خیلی از مغازه های سنی ها را آتش زده اند ، غارت کرده اند ، خرابی به بار آورده اند ، من از امام خواستم پولی در اختیارم بگذارد که به این ها خسارت بدهیم. چه شیعه ، چه سنی. پول در اختیارم گذاشتند. دیگر این که فکر کردم باید یک جماعتی از همه جمع بشوند. قروه چند صد ده دارد که اکثراً سنی هستند ، شیعه اش خیلی کمتر است. آن طرف سنندج اکثراً سنی اند… جریان درگیری قروه این بود بین آقایی به نام آقای شیخ هادی هاشمی که پیشوای اهل تسنن آن جا بود و بعد از من هم آمده بود… مسجد و تکیه ای ساخته بود که سنی ها می رفتند و نماز می خواندند. عده ای هم نیروی مسلح بودند که اسلحه جمع کرده بودند و آن جا نا امن شده بود. هر چه بود بعد از انقلاب با شیعه ها درگیر می شوند. زد و خورد می شود و عده ای کشته می شوند. از سنی ها تعداد بیشتری کشته می شود ، این ها بومی نبودند. بعضی ها را هم مثله کرده بودند ، له کرده بودند ،  سرشان را کوبیده بودند . از طرفین مجموعاً ۳۰-۲۰ نفر کشته شده بود. بعد از درگیری شیخ هادی فرار کرده بود و این ها هم بولدوزر آورده بودند و تکیه ، حسینیه [ ؟ ! ! ] و مسجدش را با خاک یکسان کرده بودند. شیخ هادی اهل روستای دولاب (هورامان) ما بین کامیاران- سنندج زندگی می کرد و پس از درگیری باز به آن جا برگشت».[۱]

بیشتر بخوانیدفاجعه شهرستان قروه

سكولاريستهاي كردستان ؛ خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم جهت ضربه زدن به اهل سنت و شريعت الله

madkhaliiy

سكولاريستهاي كردستان ؛ خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم جهت ضربه زدن به اهل سنت و شريعت الله

 

به قلم : ابوسليمان هورامي

 

چنانچه مي دانيم خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم و جهت ضربه زدن به اسلام و شريعت الله ،چون صفويه و.. به صورت ريز و درشت در تاريخ ايران زمين ظهور كرده اند ؛  اما در تاريخ يكي دو قرن گذشته در غرب ايران زمين ،  پس از يك دوره ركود شيطان پرستان ، بار ديگر در قالب نهضتهاي ملي گرايانه ي سكولاريستي  چهره ي پليد خودش را به نمايش گذاشت .

زماني كه مصطفي كمال پاشاي سكولاريست و مرتد  ملقب به آتاتورك ، توانست با زمينه سازيهايي كه قبلا مدارس به سبك غربيهاي سكولاريست  در جامعه ايجاد كرده بودند از يكطرف ،  و با پيروي كردن از نقشه هاي فراماسونهاي شيطان پرست  غربي در انهدام حكومت اسلام از ديگر سو ، حكومت خلافت اسلامي را نابود نموده و ديكتاتوري سكولاريستي اش را پايه گذاري نمايد ؛ طوايف مختلف شيطان پرستي كه در قالب علويسم فرو رفته بودند وي را منجي و نمادمقدس خود دانستند و به صورت گروهي به خدمت ارتش جنايتكار آن در آمدند، كه تا امروز هم اسكلت اصلي ارتش سكولاريستي تركيه را تشكيل مي دهند .

بیشتر بخوانیدسكولاريستهاي كردستان ؛ خون آشاماني شيطان پرست در قالب علويسم جهت ضربه زدن به اهل سنت و شريعت الله

تاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت ( ۲ )

pkk.kafer.1

تاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت  ( ۲ )

ارائه دهنده :  ابوسلیمان هورامی

 

جنبشی برای کسب استقلال

اعضای ببرهای تامیل یا ـ جنبش آزادی‌بخش خلق تامیل (ایلم) ـ شجاعت، پشتکار و تعهدی مثال‌زدنی داشتند. هدف جنبش آزادسازی بخشی از خاک جزیره سریلانکا از مدیریت دولت مرکزی و کسب استقلال قوم تامیل بود. ببرهای تامیل در راه این هدف ذره‌ای تردید نداشتند. آنها از معدود جنبش‌های غیرمذهبی دنیای معاصر بودند، اما از مؤمن‌ترین عناصر در میان همنوعان خود به شمار می‌آمدند. ازماه اوت ۲۰۰۶ (شهریور ۱۳۸۵) که رئیس جمهوری جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا عزم خود را برای نابود کردن ببرها جزم کرد، کتاب پرماجرای حیات این جنبش به آخرین صفحه‌هایش رسید.

اما سرآغاز واپسین نبردها را باید در آوریل ۲۰۰۶ (اردیبهشت ۱۳۸۵) دانست. در آن زمان زنی از اعضای ببرها با ظاهر زنی که باردار است در مقر ارتش سریلانکا افنجاری انتحاری انجام داد که ژنرال «فونسکا» را به قتل برساند. فونسکا از آن سوءقصد جان سالم به در برد. اما جراحت‌هایی برداشت که ناگزیر مدت شش ماه را در بیمارستان گذراند.

بیشتر بخوانیدتاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت ( ۲ )

تاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت ( ۱ )

pkk.kafer

تاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت  ( ۱ )

 

ارائه دهنده :  ابوسلیمان هورامی

 

پایان چریک‌های موسوم به ببرهای تامیل (ایلم) در سریلانکا را نباید رویدادی خارج از چارچوبه تحولات جهانی  سکولاریستهای ویرانگر به حساب آورد. در دنیای سکولاریستی  که مسیر و مدار امور به سمتی هدایت می‌شود که فرهنگ و اندیشه‌های سکولار – لیبرالی غرب فراگیر شود، از خرده فرهنگ‌ها و به تبع آن اقوام مختلف، حمایتی جز حمایت‌های آرشیوی به روش مثلاً یونسکو به عمل آورده نمی‌شود. بدیهی است در دنیای سکولاریستی  که سمت و سوی آن از این قرار تعریف شده است که خرده فرهنگ‌ها و قومیت‌ها برای امواج فرهنگ  سکولاریستی جهانی جا باز کنند و خود به موزه‌ها و کتابخانه‌ها بروند، جنبشی قومی که برای کسب هویت ملی و استقلال سرزمینی می‌جنگد، اگر از درایت رهبران جنبش بیداری اسلامی برخوردار نباشد و نتواند پشتوانه ی مردمی ، مادی و نظامی هم فکرانش  در سراسر دنیا را به دست آورد  و واقعیت عینی  و عقیدتی ملتش را نادیده بگیرد ، به سرنوشت جنبش ببرهای تامیل دچار خواهد شد ؛ که زیر سنگین‌ترین و خشن‌ترین حمله‌های ارتش سریلانکا به کلی نابود شدند.

سازمان ملل به جای محکوم کردن حکومت ظالم واشغالگر جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا  در روش نادرستش در برخورد با قضیه ی ملیتها و آزادیهای عمومی و انسانی مورد ادعای خودش ، یکجانبه  به محکوم کردن« بخشی »از فعالیتهای چریکهای ملی گرای کمونیست  تامیل پرداخت . غرب که همواره به بهانه های مختلف در مسائل کشورهای جهان دخالت می کند، گویی که جرایم موجود در جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا که از طرف حکومت و احزاب فاشیستی سینهالی و تامیلی بر سر مردم بی پناه تامیل می آید ، برایش خط ناخوانایی است که سواد خواندنش را ندارد. هرچند که بهانه مداخله غربی ها در چین و هند، اقتصاد این کشورها و در افغانستان و پاکستان و عراق  وسومالی و…اتهام ارتباط داشتن با بیداری اسلامی و مجاهدین مخالف اشغالگران  سکولاریست با شعار مبارزه با تروریسم است، اما به نظر می رسد که هنوز هیچ نفعی در جمهوري دموكراتيك سوسياليستي سريلانكا وجود ندارد که توجه دولت های سکولاریست غربی را به خود معطوف کند و به بهانه ی آن هم که شده از قتل و عام هزاران تامیلی به دست حکومت مرکزی و چریکهای مسلح از یکطرف و کشت و کشتار مسلمانان تامیل توسط چریکهای تامیل سخنی به میان آورند.

بیشتر بخوانیدتاریخ و چیستی جنبش‌ ببرهای تامیل ؛ چرایی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک ) و درسهایی که از آن باید آموخت ( ۱ )

سکولارهای مردم فروش مردم کش کردستان خود را حامی آزادی و… می دانند

madkhaliiy

سکولارهای مردم فروش مردم کش کردستان خود را حامی آزادی و… می دانند

ما همگی می دانیم و هم اکنون نیز شاهد  شیوه ی اداره ی کشورهای سوسیالیستی و کمونیستی در دنیا هستیم که کمونیست ها خواهان جامعه ای تک حزبی به رهبری حزب کمونیست و ایجاد دیکتاتوری پرولتاریا می باشند.

این واقعیت تئوریک عقاید آنان و واقعیت عینی و عملی این تفکر ویرانگر می باشد اما همگی دیده و می بینیم که قبل از رسیدن به قدرت و در دورانی که به مردم و عقاید مختلف به عنوان طعمه نیازمندند به عنوان یک حربه و تاکتیک در تمام رسانه ها و گفته هایشان دم از برابری و دمکراسی و آزادی های مدنی و اجتماعی می زنند. این مردم فریبی آشکار خصلت طبیعی آن هاست چون این ها معتقدند که هدف وسیله را توجیه می کند. یعنی جهت رسیدن به اهدافشان از هر وسیله ای استفاده می کنند، می خواهد اخلاقی باشد یا غیر اخلاقی، انسانی باشد یا غیر انسانی و … .

این جزیی از موجودیت آن هاست. اگر مکر و فریب، آدم کشی، بی ناموسی، رواج فساد و فحشا، مبارزه با خدا و دین خدا و… را از وی بگیری دیگر نابود می شود. به عنوان مثال خصلت گرگ دریدن و پاره کردن و خونخواری ست حالا اگر این ویژگی ها را از وی بگیری دیگر وی را گرگ نمی نامند بلکه می شود حیوان دیگری شبیه سگ یا روباه یا… .

بیشتر بخوانیدسکولارهای مردم فروش مردم کش کردستان خود را حامی آزادی و… می دانند

کومله ژ-ک از تولد تا کودتای مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

tawahoedanaii

کومله ژ-ک از تولد تا کودتای مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

« سعادت بشر تنها از راه قانون خدا به دست می آید» این جمله ایست از نشریه نیشتمان در سال ۱۳۲۴، مقاله آشتی، تنیا و… که به عنوان شعار اصلی و محوریت برنامه ها و اهداف کومله ی ژ-ک شناسانده می شود.

جمعیت ژ.کاف که مخفف «ژیانه وه ی کورد» یا «ژیانه وه ی کوردستان» یا «ژیانی کورد» است ابتدا در سلیمانیه اعلام موجودیت می کند و در سال ۱۳۱۹ یکی از مبلغین اسلامی کرد به نام ملا احمد فوزی از سلیمانیه وارد مهاباد می شود و در آن جا کلاس های درس و خطا به خود را پیرامون قرآن و سنت و فقه شافعی دایر می نماید که در ضمن این دروس از ظلم و ستم حاکم بر مردم خود و راه رهایی ملت مسلمان از مصیبت هایی که ظالمان بر سرشان می آورند صحبت می کند به گونه ای که پس از مدتی عده ای از عقلا و صاحبان قلب سلیم تصمیم می گیرند که از بندگی بندگان خود را نجات داده و تنها در بندگی خدای واحد در آیند.

در جریان همین درس های مُلا احمد فوزی است که ۱۶ نفر از اهالی مهاباد در باغی گرد آمده و اعلام موجودیت کومله ی ژ-ک را می کنند (۱۹۴۲م). و جهت جلوگیری از هرگونه خیانتی به کردها تا رسیدن به استقلال کامل می بایست به «قرآن» سوگند یاد کنند. یعنی طبق این سنت عملی به خود و دیگران می فهماندند که قانون، برنامه، روش زندگی خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و آموزشی کردها باید از زیر بنائی قانون و حکم اسلام بنا و پایه ریزی شود نه هیچ ایدئولوژی دیگری. و تنها کسانی می توانند به قرآن سوگند یاد کنند که حکم و برنامه ی آن را قبول داشته باشند.

بیشتر بخوانیدکومله ژ-ک از تولد تا کودتای مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران