چگونگی ورود احزاب سکولارخارجی و گروه های غیربومی به کردستان ایران

madkhaliiy

با مطرح کردن انترناسیونال و حمایت از زنجبران

چگونگی ورود احزاب سکولارخارجی و گروه های غیربومی به کردستان ایران

به دعوت جبهه دمکراتیک ملی نمایندگان کردها، ترکمن ها، عرب ها، بلوچ ها و آذری ها در اجلاسی که به دنبال پیام شیخ عزالدین حسینی برگزار شد، شرکت کردند. شیخ عزالدین حسینی در این پیام اعلام کرد که گروه های قومی در صورت خود مختاری ست که به «دمکراسی» دست می یابند. و به دنبال آن گروه های چپ گرا مرکز فرماندهی خود را به کردستان و سرزمین بی کس و بی صاحب هورامان منتقل کردند تا مبارزه ی مسلحانه ی خود را با سپر قرار دادن مردم منطقه و با همراه کردن مرتدین و جدا شدگان از مردم بومی ادامه دهند. بدین شکل احزاب رانده شده از سرزمین های مذهبی مرکز ایران عاملی شدند مضاعف، بر ستم مضاعفی که بر مردم مسلمان فراموش شده و ره گم کرده ای که کمونیست های مرتد و دمکرات های سوسیالیست سخنگویش شده بودند و باز به صورتی کاملاً طبیعی و صحیح معامله ای با آنان شد که باید در هر زمانی و مکانی با هر جماعتی که در سپاه کفر قرار گرفته اند بشود.

این گروه از مرتدین و منافقین محلی جدا شده از مردم از دو طرف ضرر کردند هم احزاب غیر مسلمان فارصب آن ها را مورد معامله قرار دادند و هم از مردم منطقه هم بریده شدند.

بیشتر بخوانیدچگونگی ورود احزاب سکولارخارجی و گروه های غیربومی به کردستان ایران

جنگ میان مرتدین سکولاریست کومله و دمکرات جنگ میان شوروی و چین بود

madkhaliiy

جنگ میان مرتدین سکولاریست کومله و دمکرات جنگ میان شوروی و چین بود

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

سرآغاز اختلاف میان کمونیست ها ی چین و سوسیال دمکرات های روسی در منطقه ی هورامان و کردستان که به جنگ کومله و متحدینش با دمکرات و متحدینش مشهور شده کاملاً جنبه ی عقیدتی و فکری داشت و می توان آن را جنگی صد در صد عقیدتی و فکری دانست که به نام ملت هورامی و کرد و جهت دفاع از عقاید آنان (یعنی اسلام) و برای قتل و عام آنان صورت گرفت. در ابتدا به ریشه ی این اختلافات از زبان خود مرتدین اشاره می کنیم که چریک های فدایی خلق ایران به تشریح آن می پردازند و می گویند:

« در سال های اخیر ضرورت مبارزه با رویزیونیسم وتزضد مارکسیستی سوسیال امپریالیسم در سطح جنبش کمونیستی به طور جدی مطرح بوده است. همان طور که می دانیم علمدار جنبش رویزیونیسم مدرن در ایران حزب توده ی ایران و متشکل کننده و بلندگوی نیروهای هوادار تزضد سوسیالیستی و ارتجاعی سوسیال امپریالیسم «کنفرانس وحدت در راه آزادی طبقه ی کارگر» است.

از آن جا که تا کنون حیطه ی مبارزه ایدئولوژیک پیرامون انحراف اخیر بیشتر به مسایل مجرد نظری محدود مانده است، در میان کمونیست ها در مواردی این تلقی به چشم می خورد که گویا اعتقاد به احیای سرمایه داری در شوروی و به طور کلی پذیرش تزاستحاله مجدد اردوگاه سوسیالیستی و تبدیل آن به یک اردوگاه امپریالیستی نوین به عمل و مبارزه امروزین طبقه ی کارگر و سایر زحمت کشان خلق ما ارتباط ندارد.

بیشتر بخوانیدجنگ میان مرتدین سکولاریست کومله و دمکرات جنگ میان شوروی و چین بود

جنگ مرتدین سکولاریست سوسیال دمکرات کردستان ایران و عراق و مسئله اسراییل

barzani.sehyonizm

جنگ مرتدین  سکولاریست سوسیال دمکرات  کردستان ایران و عراق و مسئله اسراییل

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

دو حزب سوسیال دمکرات ایران (حدکا) و سوسیال دمکرات عراق (پارتی) که در جریان جنگ ایران و عراق هر کدام به نفع یکی از این کشورها علیه دیگری و متحدین آن می جنگیدند بدین معنی که پارتی در خدمت ایران بود و علیه عراق و مرتدین حزب دمکرات دیگر مخالفین ایران می جنگیدند. و حزب دمکرات ایران نیز به نفع عراق علیه ایران و پارتی و دیگر مخالفین ایران می جنگید. در به همان شیوه ای که کومله و دمکرات به خاطر چین و شوروی کردها را قتل و عام کردند.

البته در ۷ ماده ای که حزب بعث عراق و حزب دمکرات کردستان ایران بر سر آن توافق کردند چنین می خوانیم:

۲- باید دو تن از اعضای دفتر سیاسی شما (دمکرات) پیش ما (بعث عراق) بیایند تا در موقع لزوم مورد مشورت قرار بگیرند.

۵- حزب، شعار سرنگونی جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرده و در کنگره پنجم خود به تصویب رسانید و تا به حال هم آن را ادامه می دهد.

۶- حزب دمکرات باید جلو کردهای شمال را بگیرد و اجازه ندهد آن ها به مرز عراق نزدیک شوند و از خاک ایران استفاده کرده با حکومت عراق بجنگند.

بیشتر بخوانیدجنگ مرتدین سکولاریست سوسیال دمکرات کردستان ایران و عراق و مسئله اسراییل

جنگ مرتدین سکولاریست کردستان با مردم تازه از بند رسته جنگ جاهلیت متحد جهانی علیه اسلام بود نه جنگ علیه مذهبی خاص

madkhaliiy

جنگ مرتدین سکولاریست کردستان با مردم تازه از بند رسته جنگ جاهلیت متحد جهانی علیه اسلام بود نه جنگ علیه مذهبی خاص

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

کیخسروی از وفاداران مردم سالاری محلی ئ از انشعابیون حزب دمکرات کردستان ایران می گوید: به تعمدی بودن اقدامات رهبری حزب [دمکرات] در مخالفت با حکومت جدید ایران و برپا نمودن جنگ و هم سویی با رژیم بعثی عراق بیشتر مطمئن می شوم. آیا منافع و مصالح عمومی مردم کردستان فدای اهداف و منافع رژیم بعثی عراق نشد؟ آیا اگر در یک منطقه ی مهم سنی نشین [          ] از همان روزهای پیروزی انقلاب اسلامی علم مخالفت، آن هم مخالفتی چنین بی حاصل و بد فرجام با بی قراری جمهوری اسلامی برافراشته نمی شد، امکان تدوین قانون اساسی به شیوه ای که اهل سنت [                      ] را در مواردی مانند نامزد شدن برای ریاست جمهوری محروم نکند بیشتر نمی شد. [۱]

به نظر شما با این استدلال های ضعیف، سست و بی پایه و اساس و عامه فریب از یک طرف و خود را خاص و پشتیبان اهل سنت جلوه دادن در عین به انحراف کشاندن انرژی مردم و خود را به نفهمی زدن از دیگر سو چه چیزی می تواند باشد.

بیشتر بخوانیدجنگ مرتدین سکولاریست کردستان با مردم تازه از بند رسته جنگ جاهلیت متحد جهانی علیه اسلام بود نه جنگ علیه مذهبی خاص

جایگاه سوسیالیسم و کمونیسم در تعیین عمل حزب سکولاریست و مرتد دمکرات کردستان

dinesekolarism

جایگاه سوسیالیسم و کمونیسم در تعیین عمل حزب سکولاریست و مرتد دمکرات کردستان

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

هم چنان که می دانیم کمونیسم مکتب و آیینی است که از اجزاء مختلفی تشکیل شده، در مسئله ی به وجود آورنده و خالق ماتریالیسم دیاللتیک را مطرح می کنند و در مسئله اقتصاد سوسیالیسم را به پیش می کشند و در مسئله ی اخلاق هم نسبیت اخلاق را مطرح می کنند که انگلس در کتاب خانواده و مسئله ی مالکیت به آن اشاراتی دارد در مسئله ی سیاسیت ، فرهنگ ، هنر ، دین ، زن و جامعه ، آزادی ، دیکتاتوری ، مبارزات رفورمیستی ، قهر انقلابی و انقلاب و… در تمام شاخه ها و شعبه های زندگی رأی و نظر خاص خودش را دارد.

اما چه شد که مرتدین در اوایل انقلاب ۵۷ و حتی از زمان قاضی مرتد به این طرف با وجود آن که کمونیسم را آن طوری که هست پذیرفته بودند اما در صحبت با مردم تا این اواخر تنها انگشت بر روی اقتصاد آن و مطرح کردن مسئله سوسیالیسم می گذاشتند؟ چرا هرگز ما ندیدیم که غیر از جلسات خصوصی خودشان که معمولاً کادرهای رده بالا در آن حضور داشتند هرگز جرئت نکردند علناً ماتریالیسم و مسئله ی مادی گرایی و بی خدایی را مطرح کنند، چطور شد که عرضه ی بیان نسبیت اخلاق و عشق آزاد را در میان مردم با ناموس و متدین منطقه نداشتند و به همین ترتیب شاخه های دیگر کمونیسم غیر از سوسیالیسم مطرح نشد.

بیشتر بخوانیدجایگاه سوسیالیسم و کمونیسم در تعیین عمل حزب سکولاریست و مرتد دمکرات کردستان

تفرقه و انشعاب جزء لاینفک سکولاریستها ی مرتد کردستان

kofare.kord

تفرقه و انشعاب جزء لاینفک  سکولاریستها ی مرتد کردستان

ابوسلیمان هورامی

 

از آن جا که مرتدین تابع اقکار بشری اند و انسان ها به حکم نسبیت علم و تجارب در یک سطح قرار نمی گیرند و هم چنین مرجعی هم وجود ندارد که در صورت اختلاف به آن مراجعه کنند تا باعث رفع تفرقه میان آنان گردد در صورت نبود یک قدرت بزرگتر که سرپرستی آنان را بر عهده گیرد، بدون استثنا مرتدین دچار تجزیه و تفرقه می گردند.

از زمان قاضی مرتد تا کنون صدها حزب و دسته و گروه از سکولارهای مرتد به وجود آمده اند که در پاره ای اوقات به قتل و عام و کشت و کشتار هم نیز پرداخته اند و تا کنون هیچ کدام از احزاب سکولار در صورت نبود دشمن قدرتمندی در برابرشان هرگز با هم ننشسته اند و با هم بودن شان هم صرفاً جهت رفع وضع موجود بوده است. ممکن است که گفته شود که در میان مسلمین نیز تفرقه وجود دارد، در جواب باید گفت مسلمانان دارای مرجعی به نام قرآن و سنت صحیح بر فهم صحابه ی کرام و تابعین آن ها هستند که در صورت اختلاف چنان چه بیماری در دلشان وجود نداشته باشد خیلی راحت یک رأی و یک صدا می گردند، چون یک قرآن ، یک سنت ، یک سلف و در کل یک برنامه ی ثابتی دارند. به همین دلیل امکان اتحاد و وحدت میان مسلمین امری ست حتمی بر خلاف مرتدین که از هیچ مرجعی غیر از عقل ناقصشان پیروی نمی کنند و هرگز هم همگی یک عقل و یک رأی نمی گردند در نتیجه همیشه اختلاف و تفرق و چند دستگی در میانشان باقی می ماند.

بیشتر بخوانیدتفرقه و انشعاب جزء لاینفک سکولاریستها ی مرتد کردستان

تاریخ مصرف مبارزات مسلحانه مرتدین مزدور کردستان ایران

kofare.kord

تاریخ مصرف مبارزات مسلحانه مرتدین مزدور کردستان ایران

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

چنان که فهمیدیم مرتدین محلی ابزاری اند در دست قدرتمندان و حکومت هایی که هدفمند آن ها را به کار می گیرند این گونه مرتدین یک تاریخ تولید و یک تاریخ انقضاء دارند. در زمان قاضی مرتد که دیدیم چگونه تاریخ انقضاء این مرتد اعلام گردید. در انقلاب ۵۷ ایران هم، با پایان جنگ بعث سوسیالیست عراق با حکومت شیعه مذهب ایران عملاً فعالیت مسلحانه مرتدین هم به پایان رسید که کیخسروی در این باره می گوید:

« با پایان جنگ تحمیلی صدام علیه ایران عملاً فعالیت مسلحانه حزب هم در عراق به پایان رسید و به اعتراف آقای حسن زاده غیر از ۸ سال اول از دوران ۲۰ ساله ی اقامت آن ها در عراق (که همزمان با ۸ سال جنگ تحمیلی است) بقیه ۱۲ سال را در مناطق کردنشین و به صورت پناهنده احزاب سیاسی کردستان عراق زندگی کرده اند و حتی اجازه حضور در مناطق کردنشین ایران را هم نداشتند. لذا کل فعالیت رهبری فعلی حزب به فعالیت مسلحانه هشت ساله آنان دوشادوش نیروهای رژیم بعثی عراق تحت رهبری آقای صدام حسین محدود می شود».[۱]

بیشتر بخوانیدتاریخ مصرف مبارزات مسلحانه مرتدین مزدور کردستان ایران

بعثیون سکولار سوسیالیست عراق و وفاداری مرتدین دمکرات کردستان ایران به آن

kofare.kord

بعثیون سکولار سوسیالیست عراق و وفاداری مرتدین دمکرات کردستان ایران به آن

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

حسن زاده مرتد دبیر کل یکی از جناح های فعلی حزب دمکرات در مصاحبه با عرفان رهنمون مرتد در فروردین ماه ۱۳۸۲ می گوید: ما از سال ۱۹۷۰ یعنی در سال ۱۳۴۹ با دولت عراق رابطه داشتیم. باز در همین مصاحبه می گوید: حزب هنگام بازگشت به کشور پس از پیروزی انقلاب سه قبضه اسلحه کمری و چهار قبضه تفنگ بیشتر نداشت. یعنی از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ که حزب دمکرات با سوء استفاده از جو انقلابی مردم ایران و اندیشه های فاسد دینی احمد مفتی زاده وارد ایران می شود تعداد اسلحه های آن ها هفت عدد بوده، که مطمئناً باید تعداد نفراتشان یا در همین حدود یا کمتر بوده باشد. یعنی از ناچیزترین پایگاه مردمی هم برخوردار نبودند. در حالی که عصر آن ها عصر انقلابات و خیزش ملت ها بود اما چون خواست آن ها خواست ملت نبوده است تا به حال مردم هرگز آگاهانه از آن ها حمایت نکرده اند که سخنان این مرتد خائن خود بزرگ ترین دلیل است.

اما چطور شد که یک دفعه چنین حزب سوسیالیست مرتدی به آن همه سلاح و اجیر کردن تعداد کثیری مزدور نائل شد. جواب آن هم خیلی ساده است، علت همانی است که قاضی مرتد را با خود کشاند وبس. یعنی نیاز دول دیگر به یک ابزار مناسب جهت رسیدن به اهداف شان ، نیاز به یک گروه ، جماعت و ملتی که قربانی اهداف آن ها شوند و برایش هم هزینه کرده اند هم اسلحه ، هم پول و هم تبلیغات و ابزارهای تبلیغاتی داده اند.

بیشتر بخوانیدبعثیون سکولار سوسیالیست عراق و وفاداری مرتدین دمکرات کردستان ایران به آن

ایل قهرمان پرور منگور و جهاد با مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

ketab2

ایل  قهرمان پرور منگور و جهاد با مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

به قلم :  ابوسلیمان هورامی

 

زمانی ملا خلیل رحمه الله علیه در برابر مسئله کشف حجاب و تحمیل لباس اروپایی از جانب رضاخان شیعه مذهب ایستاد و همان موقف را نیز در برابر کشف حجابی که قاضی مرتد می خواست تحت عنوان لباس بین المللی (همان کار رضا شاه را به درخواست کمونیست های شوروی جهت حذف لباس و پوشش اسلامی مردم) بر جامعه تحمیل کند، گرفت. بدین ترتیب ملا خلیل در برابر دو دشمن نیرومند قرار گرفته بود یکی حاکمی شیعه مذهب که نفوذ چندانی بر مردم محلی اهل سنت نداشت و کاری به مذهب و عادات رایج مردم نداشت و دیگری خائن مرتدی که از درون همان مردم برخاسته بود و به پیشنهاد روس های کمونیست قصد انهدام دین، فرهنگ، آبرو ، ناموس و هستی کردها را با جایگزینی «مرامنامه ی سوسیالیستی» تدوین شده از جانب کمونیست ها را داشت.

در این جا بود که در برابر یک فاسد خارجی و افسدی داخلی ، در برابر دشمن دور و دشمن نزدیک، در برابر یک مدعی شیعه و یک مرتد قرار گرفت به همین دلیل به اجتهاد خودش ضمن مبارزه تبلیغی با کشف حجاب رضاخانی فتوای جهاد و مبارزات مسلحانه را علیه قاضی مرتد صادر کرد. ابتدا با ذکر دلایل شرعی دلایل مرتد شدن قاضی مرتد را اعلام نمود و سپس وظیفه ی هر مسلمان مبارزی را در این مورد مشخص کرد.

بیشتر بخوانیدایل قهرمان پرور منگور و جهاد با مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

اندیشه مرتدین سکولاریست کردستان وارداتی و تحمیلی بود یا فرهنگ منطقه مولد آن شد؟

kofare.kord

اندیشه مرتدین سکولاریست کردستان  وارداتی و تحمیلی بود یا فرهنگ منطقه  مولد آن شد؟

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

چریک های فدایی خلق ایران در نشریه ی خود می نویسند:

« از پاسدارنی که به کردستان رفته اند، آن ها که جستجو گر حقیقت بوده اند، به خوبی دریافته اند که فداییان، دمکرات ها و اعضای سازمان زحمت کشان کرد همه از مردم سرزمین کردستان برخاسته اند و وابسته به اقشار مختلف خلق کرد هستند.»[۱]

دقیقاً همین نشریه در همان شماره در مورد فرماندهان و کادرهایی که به میان مردم ناآگاه و بی صاحب منطقه صادر می شدند به عنوان نمونه به معرفی یکی از آن ها پرداخته و از لابه لای این معرفی نامه مطالب جالبی را رو می کند: «رفیق امیر که نام اصلی او یعقوب تقدیری قزلجه میران بود، در سال۱۳۳۰ در محله ی ستارخان شهر تبریز دیده به جهان گشود، دوران کودکی او در خانواده ای زحمت کش گذشت… یعقوب با توجه به زمینه ی مستعد مبارزاتی که داشت در سال های اول دهه ی ۵۰ به سوی مبارزه ی مسلحانه کشیده شد و مدت ها تلاش کرد تا با سازمان چریک های فدایی خلق ایران رابطه برقرار نماید و هنگامی که کوشش هایش برای رسیدن به این منظور به جایی نرسید، تصمیم گرفت که به فلسطین قهرمان برود تا هم در آن جا بینش سیاسی خود را بالا برده و کارایی نظامی پیدا کند و هم از این طریق با سازمان رابطه برقرار نماید. رفیق در سال ۵۴ رو به فلسطین گذاشت و سه سال تمام در جنگ رزمندگان فلسطین علیه صهیونیسم اسراییل و امپریالیسم آمریکا شرکت جهت و در این جبهه شایستگی و قهرمانی های زیادی از خود نشان داد.

بیشتر بخوانیداندیشه مرتدین سکولاریست کردستان وارداتی و تحمیلی بود یا فرهنگ منطقه مولد آن شد؟