در برابر رایج شدن مُد بیزاری جستن و غُرزدن دارودسته ی منافقین(سکولار زده ها) و جاهلین چه باید کرد ؟

در برابر رایج شدن مُد بیزاری جستن و غُرزدن دارودسته ی منافقین(سکولار زده ها) و جاهلین چه باید کرد ؟

به قلم : ابوعبدالله موکریانی

با رشد تبلیغات رسانه ای کفار سکولار جهانی و منافقین(سکولارزده ها)ی داخلی، جنگی روانی و سرد بی سابقه ای بر تمام جریانات شریعت گرا و تفاسیر و مذاهب اسلامی که موفق شده اند در برابر این کفار و منافقین بایستند، در حال جریان است .

در این گیرودار بسیاری از مسلمین نیز به آلودگی های جنگ روانی این دشمنان آشکار و پنهان داخلی گرفتار شده اند که ناخواسته در مسیر دشمنان خود بر علیه مسلمین قدم بر می دارند .

در این مرحله دشمنان موفق شده اند، چرا؟ چون کمترین ثمره ی اینهمه جنگ روانی آنها این است که این مسلمین فریب خورده بر علیه آنها در کنار سایر مسلمین قرار نگرفته اند؛ بلکه هر فرقه ی اسلامی بر علیه فرقه و گروه و مذهب و تفسیر دیگر دلچرکین و حتی متنفر و گاه در حال جنگ روانی و حتی گرم و مسلحانه است . این یعنی پیروزی دشمن در بخش جنگ روانی بر علیه مسلمین در بر هم زدن دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و ایجاد تفرق میان مسلمین .

کمترین درجه از آلودگی های ناشی از جنگ روانی در میان مسلمین مُد بیزاری جستن از مسلمین مخالف به خاطر مسائل بسیار ریز و جزئی فقهی و غُرزدنهای بی پایانی است که به صورت شگفت انگیزی عده ی کثیری از مسلمین را ناخواسته در توهمات و در مسیر اهداف دشمنانشان قرار داده است.

در اینجا دو گروه از هم جدا می شوند :

  1. کفار آشکار خارجی و مزدوران محلی آنها و تمام مسلمینی که فریب تبلیغات اینها را خورده اند، و به بهانه های نفسانی دچار شرک تفرق و جنایت جنگ داخلی شده اند، و در برابر سایر مسلمین در حال جنگ روانی یا مسلحانه هستند.
  2. مسلمینی که دارای فرق و مذاهب و تفاسیر مختلفی هستند اما با پرهیز از هر گونه تفرق و جنگ داخلی بر دشمنان سکولار و اشغالگر خارجی و نوکران محلی آنها تمرکز نموده اند . یعنی از دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی و صحیح دشمنان برخوردارند و ضمن حفظ وحدت اسلامی بر دشمن اصلی تمرکز نموده اند.

پس بر پشتیبانان اسلام و مسلمین لازم است که ولاء خود را با این جریان جهادی و مبارک دومی که از همه‌ی جریان ها پاکتر و به صفت طائفه منصوره اولی‌تر است، اعلام کنند؛ ما اگرچه خود را به نام خاصی نامگذاری نکردیم و مردم بر ما نامهای مختلفی اطلاق کرده‌اند حتی مثلا ارهابی و تروریست نامی شده است که هرکس که به راه سکولاریسم و دموکراسی کفر ورزد و راه قانون شریعت الله و جهاد را به عنوان منهج، بخاطر نصرت دین و اقامه ی آن انتخاب کند را تمییز می‌دهد؛ لذا ما از این مسمی بیزار نیستیم و برای ما ناراحت کننده و جای نگرانی هم نیست؛ بلکه با استناد به فرمان الله تعالی که می فرماید : « وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة ومن رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعدوكم» طرفداری خود را این فرمان الله برای ترساندن دشمنان الله و خودمان اعلام کرده و با کسانی که کینه‌ی این جریان را در دل دارند، دشمنی می کنیم .

پس در طرفداری از حامیان وحدت میان مسلمین و جهاد تردید نکن و از طرفداری ممیعی ها از مدافعان سکولاریستها و دموکراسی خواهان و طواغیت نگران نباش این سنت خداوند در پاکسازی و جدایی صفوف است.

مالک بن دینار به مغيرة بن حبيب گفت : ای مغیره هر دوست و رفیق و برادرت را نگاه کن اگر از او برای تو در دینت خیری به تو افاده نمی‌کند، دوستی اش را ترک کن در حقیقت او دشمن تو است.

و گفت : ای مغیره مردم به اشکال و انواع مختلف هستند؛ کبوتر با کبوتر باز با باز و صعوه با صعوه و هرچیز با همجنس خود است.

ما به اهل سنت آشکارا اعلام می کنیم که در این شبکه های ماهواره ای چون کلمه و وصال و نور و… و در این گروههای مسلحی چون جیش العدل و الفرقان و… که با شعارهای به ظاهر اسلامی برای دموکراسی سکولاریستها و متحد شدن با مرتدین و خدمت به اهداف کفار سکولار جهانی خدمت می کنند هیچ خیری نه برای ایمانت وجود درد و نه برای دنیا و قیامتت . پس اینها را ترک کن در حقیقت او دشمن توست .

در جنگ روانی و اقتصادی آمریکا بر علیه سپاه پاسداران جریانات مختلف اهل سنت در کجا می ایستند؟

در جنگ روانی و اقتصادی آمریکا بر علیه سپاه پاسداران جریانات مختلف اهل سنت در کجا می ایستند؟

به قلم : مسعود سنه ای

همه می دانیم که در سوریه غیر از جماعت دوله تمام گروههای مسلحی که به نام اهل سنت شناخته می شدند و در واقع اکثریت قاطع آنها دارای مذهب سلفیت نجدی بودند هر یک به یکی از کشورها و قدرتهای خارجی ربط داشتند . این چند گروه باقی مانده نیز باز کسی در وابسته بودن آنها به ناتو(از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه یا قطر ) و آمریکا (به صورت مستقیم یا به صورت غیر مستقیم از کانال آل سعود و امارت و … ) شکی ندارد .

پس صرفنظر از دوله که حسابش در عراق و سوریه و افغانستان و یمن و… جداست و ناخواسته در مسیر اشتباه قرار گرفته،  می توان گفت که در سوریه دو نیروی بزرگ در برابر هم قرار گرفته اند : یکی آمریکا و ناتوو رژیم صهیونیستی و دیگری حکومت شیعه مذهب ایران و حکومت بشار اسد که در این میان به خاطر رقابتهای بین المللی میان روسیه – چین با آمریکا و ناتو  پای روسیه هم به این جنگ کشیده شده است همچنانکه قبلا و در زمان شیخ اسامه رحمه الله و جهاد بر علیه کومنیستهای روسیه ی سوسیالیستی پای آمریکا و ناتو و آل سعود و تمام مخالفین شوروی به این جنگ کشیده شده بود . 

درک این معادله کار سختی نیست چون کفار با آنکه ما آنها را یکدست و متحد می بینیم اما اختلافات زیادی با هم دارند چنانچه الله تعالی می فرماید :  بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَديدٌ تَحْسَبُهُمْ جَميعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّي ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ (حشر/۱۴) . عداوت و دشمنی در میان خودشان شدت دارد . تو ایشان را متحد می‌بینی ، ولی پراکنده دل بوده و هماهنگ نمی‌باشند . این بدان خاطر است که مردمان بیشعور و ناآگاهی هستند .‏

رسول الله صلی الله علیه وسلم از این اختلاف میان کفار نهایت استفاده را کرد و دیدیم که ابتدا با کفاریهودی مدینه پیمان مدینه را بست و بعد جهت تجزیه ی کفار مشرک (به زبان امروزین= سکولار) با مشرکین (به زبان امروزین = سکولاریستها) بنی ضمره و خزاعه پیمان بست وحتی با کفار نصرانی نجران هم پیمان عدم تجاوز بست و…  و تا آنجائی که توانست با کفار علیه دشمن اصلی یعنی کفار مشرک قریش متحد شد .

پس متحد شدن با کفار بر علیه کفار یک دیپلماسی واضح رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده که در تمام این پیمانها رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوان حاکم یک حکومت اسلامی مستقل و قدرتمند با این کفار بر علیه دشمن اصلی متحد شده و هرگز نمی بینیم که در این پیمانها حکومت اسلامی مدینه وابسته یا زیر دست یا فرمانپذیر کفار و غیر مستقل بوده باشد، مثل گروههای مسلحی چون دارودسته ی  جولانی و احرار و… یا حکومتهای دست نشانده ای چون آل سعود و امارات و قطر و بحرین و کویت و افغانستان وترکیه و… که همگی دست نشانده و غیر مستقل و فرمانبردار دستورات  آمریکا و ناتو هستند . پس نمی توان گفت اینها متحد شده اند چون مستقل نیستند ،بلکه می توان گفت اینها زیر دست و فرمانبردار و درواقع کارمند این قدرتها هستند و هیچ کسی نمی تواند شخص حقوق بگیر را متحد کارفرما و سرکارگر بداند .

اگر می بینیم که در فررودین ۱۳۹۴ آل سعود، امارات، اردن، قطر، کویت، بحرین، مصر ، سودان و مراکش به صورت رسمی و اسرائیل[۱] و آمریکا و ناتو نیز به صورت غیر رسمی در این جنگ وحشیانه شرکت کرده اند درواقع فرماندهان اصلی همین آمریکا و ناتوو رژیم صهیونیستی هستند و بقیه مجری فرمانهای اینها .

حالا در جنگ آشکار  جناح حکومت مستقل شیعه مذهب ایران با آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی در سوریه قدرتهائی چون روسیه و چین و… نیز جهت ضربه زدن به رقبای بین المللی خود و حفظ منافعی که درسایر نقاط جهان دارند با حکومت شیعه مذهب ایران هم مسیر شده اند، پس جنگ اصلی در سوریه جنگ بین حکومت شیعه مذهب ایران است با آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی .

در این جنگ یا مثل آمریکا و ناتو علاوه بر حملات هوائی با پشتیبانی مزدوران خود به صورت زمینی و مستقیم وارد جنگ شده اند و یا اینکه مثل رژیم صهیونیستی بدون داشتن گروههای مزدور رسمی و زمینی جنگ هوائی و موشکی خود را علنی کرده اند.  چنانچه دیدیم که رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل در سخنانی اعلام کرد: اسرائیل از سال ۲۰۱۷ به بعد به هزاران هدف ایرانی در سوریه حمله کرده‌است.

پس واضح است که جنگی روانی و گرم از جانب آمریکاو ناتو و رژیم صهیونیستی بر حکومت شیعه مذهب ایران و کل مجاهدین شریعت گرای اهل سنت در سراسر سرزمینهای مسلمان نشین تحمیل شده است . در این صورت اینها دشمنان مشترک ما هستند به نحوی که امام شهید باذن الله سید قطب رحمه الله آمریکا را دشمن اصلی و شیطان بزرگ می نامید و شیخ اسامه بن لادن تقبله الله نیز باز آمریکا را دشمن اصلی می دانست . چون آمریکا پرچمدار کفار مشرک (سکولار) جهان و قریش زمان است و نمایندگی تمام کفار دیگر را در جنگ با قانون شریعت الله و مجاهدین شریعت گرای تمام فرق و تفاسیر و مذاهب اسلامی بر عهده گرفته است .

اگر کسی چون امام شهید سید قطب با امثال آیت الله کاشانی مکاتبه می کند حتی او را امام خطاب می کند و یا با امثال نواب صفوی تئوریسین حکومت اسلامی و رهبر فدائیان اسلام در ایران ارتباط برقرار می کند و خواهان تشکیل جبهه ی مشترکی بر علیه این دشمن اصلی می شود، یا کسی چون شیخ اسامه بن لادن تقبله الله با تمرکز جنگ بر علیه آمریکا به عنوان دشمن اصلی هرگز بر علیه حکومت شیعه مذهب ایران فتوا صادر نمی کند بلکه در زمان حمله ی آمریکا به امارت اسلامی افغانستان خانواده ی  خود را به ایران می فرستد و… این یعنی برخورداری از دشمن شناسی شرعی و درک ساده ی این آیه : لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُواْ (مائده/۸۲)خواهی دید که دشمن‌ترین مردم برای مؤمنان ، یهودیان و مشرکانند.   بله ،دشمن اصلی و درجه یک ما یهودیان و مشرکین (سکولاریستها) هستند که رژیم صهیونیستی و آمریکا پرچمدار آنها شده اند . 

حالا ما با پیروی از این آیه  در کجا ایستاده ایم که می فرماید : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏(مائده/۸) ای مؤمنان ! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید ، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) دادگری نکنید . دادگری کنید که دادگری ( به ویژه با دشمنان ) به پرهیزگاری نزدیکتر ( و کوتاه‌ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا ) است . از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

دیدیم که ابن تیمیه رحمه الله در زمان حمله ی مشرکین مغول در کنار حکومت اهل بدعت ایستاد و صلاح الدین ایوبی هم در زمان خطرات نصرانی ها در کنار حکومت شیعیان هفت امامی مصر ایستاد و ۱۹ سال وزارت آنها را بر عهده گرفت و سید قطب و شیخ اسامه تقبلهما الله نیز عملا در کنار شیعیان ۱۲ امامی بر علیه آمریکا ایستادند، حالا سوال اینجاست که در این جنگ آشکار  کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و با این دشمن مشترک، اهل سنت واقعا باید در کجا بایستد؟

ما در این اقدام جدید آمریکا در تروریست خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی واکنشهای مختلفی از جانب اهل سنت ایران مشاهد کردیم . در داخل ایران کسانی چون دارودسته ی سکولار زده ی پیرانی به این دلیل با اقدام آمریکا در تروریست خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران مخالفت کردند چون این کار آمریکا مخالف قوانین سکولاریستی خود کفار می دانستند. چون هیچ حکومتی نمی تواند یک نهاد حکومتی و بخشی از حکومت دیگری را تروریست و محروم از امتیازات بین المللی و منطقه ای بداند .

در برابر این گروه سکولار زده ما شاهد افرادی چون عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه ی اهل سنت زاهدان و گرگیچ امام جمعه ی آزادشهر و صدها امام جمعه ی دیگر اهل سنت بودیم که این اقدام را به سبک خودشان محکوم کردند. این ائمه ی جماعات بیشترین تعداد اهل سنت ایران را پوشش می دهند .

 سوال نهائی اینجاست که اگر شما به عنوان یک مجاهد آگاه در جایگاه شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله یا صلاح الدین ایوبی رحمه الله یا امام شهید باذن الله سید قطب تقبله الله یا شیخ اسامه بن لادن تقبله الله یا شیخ ابوانس شامی تقبله و امثالهم قرار داشتید در برابر جنگ روانی و اقتصادی و گرم آمریکا بر علیه حکومت شیعه مذهب ایران  کدام یک را محکوم می کردید؟ 


[۱] http://www.veteranstoday.com/2015/03/27/israeli-fighter-jets-join-saudi-arabia-in-war-on-yemen/

ما در ایران نیازی به تکرار فجایع سوریه و تکرار سناریوهای شیوخ سلفیت خاص نجدیت نداریم

ما در ایران نیازی به تکرار فجایع سوریه و تکرار سناریوهای شیوخ سلفیت خاص نجدیت نداریم

به قلم : کاوه مریوانی

ما در اینجا جمع شده ایم که در برابر جنگ روانی طاغوتها و برادران متشدد خودمان خدمتی به اهل سنت داشته باشیم . درسته ؟ و بنده بر این باورم که علمای معلوم الحال خارج از ایران مثل ابوقتاده و هانی السباعی و عبدالرزاق مهدی و… نمی توانند برای اهل سنت ایران تعیین تکلیف کنند که چکار کنند ….  . هر کسی می خواهد باشد .   

– ابزاری در اختیار سیاستهای آمریکا و ناتو سایر طاغوتها شدن

– و منحرف نمودن جنگ ازدشمن اصلی به دیگران

– ومشغول نمودن مسلمین به مسلمین

و تفرق و جنگ داخلی تنها سودش به جیب آمریکا و متحدینش، و تمام ضررش به مسلمین افغانستان و جهان بر می گردد؛  پس عده ای سعی نکنن با برجسته کردن یکی از شیوخ سابقه دار خود  سناریوی سوریه در سرزمین ما تکرار شود و همچون گروههای مسلح سوری جهادشان خواسته یا ناخواسته فی سبیل آمریکا و فی سبیل ناتو (از کانال حکومت سکولار و مرتد ترکیه) قرار گیرد .

👈برای ما در مورد ایران تنها علمای موجود در میان مردم قابل پیروی هستن و در چچن علمای آنجا و در سومالی و یمن و… هم علمای همانجا . چون اینها به وضع مناطق خود آگاهترند و می توانند وحدت عمل را حفظ کنند و از تفرق جلوگیری کنند. تصور کنین  اگه یک کورد بیاد به جای سخنان علمای خود حرف ابوقتاده را بگیرد و دیگری حرفهای ابومحمد مقدسی را و دیگری حرفهای طارق عبدالحلیم را و دیگری حرفهای ابوبصیر طرطوسی را و دیگری حرفهای ترکی بنعلی را و … می دانی چه اتفاقی می افتد ؟ اینها همه با هم مخالفند و بدون شک طرفداران و دسته هائی تولید می کنند که همه با هم مخالف هستن و نتیجه می شود آنچه در سوریه به دست آمده . تفرق و جنگ داخی و ذلیلی و شکست  .👈👈👈👈بنده اگه یک عالم به نمایندگی از اهل سنت منطقه ی خودمان چیزی در مورد وضع موجود و راهکار عمل در ایران بگه و هزاران نفر مثل ابوقتاده چیز دیگه ای بگن من این عالم نزدیک خودم را که به وضعم آگاهتره را می پذیرم و سخنان دیگران را به دیوار می کوبم .  این نظر بنده ست در مورد حفظ وحدت و پرهیز از تفرق  از کانال یکی از «۳ ابزار» و شما هم می تونین نظر خودتان را داشته باشین .

ما تجربه ی سوریه و چندین سرزمین دیگه رو داریم که این شیوخ سلفی نجدی هر کدام از دسته ای حمایت کردند و این دسته ها نیز با ایجاد جنگ داخلی باعث ضعف همدیگه و قدرت گیری دشمنان شدند . ابوبصیر طرطوسی از گروههای درع فرات حمایت می کرد ، عبدالرزاق مهدی از احرار الشام، ابومحمد مقدسی از حراس الدین، ابوقتاده از هیئت جولانی، طارق عبدالحلیم  هم از القاعده، هانی السباعی و …. هم هر کدام گروه خودشان را داشتند و هیچ کدام از اینها همدیگه رو قبول نداشتند و  مریدان و گروههای اونهام با هم درگیر بودند و هزاران مسلمان را قتل عام کردند  و نتیجه آن شده که می بینیم ….. نقد این شیوخ نزد مریدانشان از نقد اسلام هم بدتره و چنان عصبانی می شوند انگار به مبادی اسلامی توهین شده و…. مگه ندیدیم .؟  آیا ما خواستار تکرار چنین تراژدی وحشتناکی در مناطق خود هستیم ؟ نه . ما نیازی به  تفرق و حزب سازی و فشل و ذلیلی و صدها حزب سلفی مسلک ضد هم نداریم   . مخصوصا الان که اهل سنت ما در حال بیداری و حرکت به سوی وحدت فراگیر در حال حرکت است .

شناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۲)

شناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۲)

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو

در هر صورت و با این مقدمات سوالی که ممکن است ذهن بیشتر ما را به خود مشغول کند این است که  عبدالقادر توحیدی امیر حزب «حرکت اسلامی اهل سنت و جماعت ایران» که هماهنگ با مرتدین سکولار کومله و دموکرات و القتاطی های گروه رجوی و کمونیستهای حزب چریک فدائی و حزب راه کارگر و حزب پیکار و … بر علیه حکومت شیعه مذهب ایران اعلان جنگ کرد – او که در جبهه ی این کفار و مرتدین بر علیه قوانین مذهب شیعه جنگید-  پس از چند روز جنگ سرانجام تحت حاکمیت چه قوانینی و چه کسانی به زندگی خود ادامه  و خاتمه داد ؟ آیا قانون شریعت الله بر اساس فقه یکی از مذاهب اهل سنت بود یا قوانین کفری مرتدین سکولار؟آیا زندگی برای آنها تحت حاکمیت طالبان بهتر بود یا بارزانی مزدور اسرائیل و ناتو و آمریکا که جامعه ای فاسد تولید کرده است ؟ آیا شما تا به حال دیده اید که با یک کلمه یا حتی نصف کلمه هم از طالبان و سایر مجاهدینی که مخالف آمریکا و ناتو هستند دفاعی کرده باشند ؟

مشخص است که این پدر و پسر در کجا ایستاده اند ؛ به همین دلیل مناسب است پرسیده شود زمانی که کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و انگلیس به عراق حمله کردند و به همراه متحدینش آنهمه جنایت در حق اهل سنت و نوامیس اهل سنت آفریدند عبدالقادر کجا بود؟ مشخص است : نزد سکولاریستهای مرتد بارزانی و پیشمرگه های بارزانی، که آمریکا آنها را جزو نیروهای زمینی خود محسوب نموده و تحت نظارت اسرائیل و با بودجه ی مستقیم آمریکا و حتی آل سعود برای کشتار اهل سنت آموزش می دیدند.

بیشتر بخوانیدشناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۲)

شناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۱)

شناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۱)

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو
بسم الله والصلاة و السلام على رسول الله مبعوث رحمة للعالمين اما بعد :

عبدالقادر توحیدی در اوایل انقلاب ۵۷ ایران با اندیشه های اخوانی جزو  جریان مکتب قرآن کاک احمد مفتی و یکی زیر مجموعه های آن محسوب می گردید که هم در جهاد سازندگی و هم در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نقش فعالی داشت. حتی به همراه کاک احمد سفرهائی هم به دفتر رهبری کرده بود؛ اما نه در شورای افتاء و نه در کلاسهای درسهای شرعی نتواسنته بود در برابر دیگر اعضای مکتب چون کاک فاروق فرساد و کاک حسن امینی و … اعلان موجودیت کند ،حتی چون ماموستا ربیعی هم در میان اهل سنت و عامه ی مردم چندان چهره ی شناخته شده و پذیرفته شده ای نبود  .

با این وجود در جریان دستگیری های طرفدارن مکتب آقای مفتی زاده ایشان هم روانه ی زندان می گردد و بعد از آزادی از کرمانشاه به نزد قبیله ی  خود در اورامانات بر می گردد .

جهت شناخت بیشتر اوضاع کلی حاکم بر منطقه لازم به ذکر است گفته شود که  قبلا در سال ۱۳۵۹ حکومت سکولار و بعثی صدام حسین به نمایندگی از طاغوتهای منطقه و آمریکا  بر علیه حکومت انقلابی و شیعه مذهب ایران اعلام جنگ نموده بود . سکولاریستهای مرتد کومله و دموکرات هم در میان جوانان اهل سنت عضوگیری نموده و به عنوان مزدوران و عوامل بومی صدام حسین با حکومت شیعه مذهب و تمام جریانات اسلامی اهل سنت اعلام جنگ کرده بودند .

البته در میان شیعیان التقاطی هم سازمان رجوی از سال ۱۳۶۰ جنگ بر علیه حکومت شیعه مذهب و انقلابی ایران را شروع کرده و سرانجام دو سال بعد از جنگ ایران و عراق در سال ۶۱ رسما نیروهای خود را به عراق منتقل نموده و تحت فرمان مستقیم صدام حسین سکولار سویالیست بعثی قرار گرفتند .

عبدالقادر توحیدی هم در چنین وضعیتی در سال  1405قمری برابر با ۱۳۶۳ شمسی  از ایل و قبیله ی خود و چند نفر از مسلمانان دیگر گروهی مسلح تحت عنوا ن « حركت اسلامى اهل سنت و جماعت ايران » را به وجود آورد که در تاريخ ۲۵/۴/۱۳۶۳ ه ش جنگ مسلحانه ی خود را بر علیه حکومت مرکزی ایران و نیروهای بومی پاسدار اعلام نمود .

بیشتر بخوانیدشناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۱)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۳) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت دوم)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. [۱](۳) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت دوم)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم )

بسیاری از برادران ما در تعجب هستند که چرا ما در این زمینه ی خاص مربوط به تشیع ۱۲ امامی و انقلاب سال ۵۷ تا این اندازه به فاش نمودن دروغپردازی ها و تحریفات  ابوقتاده فلسطینی به عنوان یکی از چهره های شناخته شده ی بعضی از گروههای مسلح اهل سنت می پردازیم ؟ هدف در بیان این حقایق تاریخی چیست؟ مخالفت با ابوقتاده و مریدانش یا دفاع از شیعیان ۱۲ امامی و رهبران انقلاب ۵۷ ایران ؟ یا ….

در واقع باید گفت هدف در اینجا شناخت صحیح  اهل قبله، دشمن و وضع موجود و رابطه ی این شناخت صحیح و عاری از دروغ با پیروزی در جنگی است که بر  تمام فرق اسلامی از سوی کفار سکولار جهانی و مرتدین و طاغوتهای دست نشانده ی آنها تحمیل شده است .

 سان تزو مولف هنر جنگ صدها سال پیش در زمینه ی چنین شناختی و رابطه ی آن با پیروزی می گوید :

۱- شناخت دشمن و شناخت خود ، موجب رستن از خطر در همه جنگ هاست

۲- شناخت خود و نشناختن دشمن ، با یک پیروزی و یک شکست همراه است

۳- نشناختن دشمن و خود ، به شکست در هر جنگی می انجامد .

پس ، شناخت وضع موجود خود و دشمن مقدمه ی پیروزی اند و عدم شناخت وضع موجود می تواند مقدمه ی شکست و نابودی باشد .

 با این توصیف باید بگویم که شناخت واقعی وضع موجود تمام مذاهب اسلامی، به عنوان یک دوست یا دشمن، از جمله حنفی ها، مالکی ها، شافعی ها، سلفی های نوع اول و دوم و سوم، اخوان المفلسین ، اخوان المسلمین و بخصوص شناخت واقعی وضع موجود تشیع ۱۲ امامی یک ضرورت و نیاز روز عموم مسلمین و بخصوص مجاهدین شریعت گرای فرقه ی ناجیه می باشد  .

بر این اساس هر کسی که در مورد اهل قبله یا دشمنان اهل قبله اطاعات غلطی در اختیار مسلمین قرار دهد بدون شک دوست آنها به شمار نمی رود بلکه خواسته یا ناخواسته در پی شکست جبهه ی مسلمین و پیروزی جبهه ی مخالف آنهاست. چون «جهل» و «توهم دانستن» همیشه شکست، یاس و نامیدی به همراه دارد .

در این صورت شایسته نیست تنفر و دشمنی باعث پذیرش دروغ نسبت به اهل قبله ی مخالف و حتی دشمنان گردد . ما اگر در مورد شیطان و پیروانش هم شناخت دروغینی داشته باشیم بدون شک در دام آنها خواهیم افتاد . بر این اساس شما هرگز در کل قرآن و سنت صحیح دروغی نسبت به شیطان و حتی مریدان او نخواهید یافت .

با این وجود می بینیم که متاسفانه کارنامه ی ابوقتاده ی فلسطینی در ارائه شناخت دوست و دشمن و مسیر صحیح به مریدانش در سراسر سرزمینهای مسلمان نشین کارنامه ی سفید و پاکی نیست، بلکه از الجزایر بگیر تا سوریه و عراق و … نوعی آلودگی به دروغ و اطلاعات غلط به مریدان و در نهایت شکست و یاس و ناامیدی مریدان دیده می شود .

بیشتر بخوانیدبازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۳) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت دوم)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۲) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت اول)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۲) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت اول)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم )

ابوقتاده فلسطینی در آخرین مطلب خود در مورد ایران[۱] به نکات تاریخی و عقیدتی اشاره کرده است که در این قسمت بررسی مختصر یکی از آنها می تواند میزان دانش این شخص تفرقه اندازو عامل جنگ روانی بر علیه مسلمین را در این زمینه ی مشخص  نشان دهد .

 محمد قطب رحمه الله  می گوید هدف از پرداختن به تاریخ اسلام کسب شناخت بیشتر از حقیقت اسلام است و تاریخ اسلام خودش هدف نیست بلکه ابزاری برای شناخت حقیقی دین اسلام است[۲] روایات متعددی که در تواریخ گذشته وجود داشت و باعث سردرگمی خواننده می شد را نقد نموده و درکنار آن تواریخ جدیدی که توسط مستشرقین و عوامل غرب و طاغوتها نوشته می شد را نیز توطئه ی غربی ها علیه اسلام و به کلی مردود می دانست و معتقد بود تاریخ اسلام باید بازنویسی شود [۳]و تاریخ جهان و بشرهم لازم است از دیدگاه اسلامی نوشته شود [۴] در مورد تاریخ هر سرزمینی هم باز نیاز به همین اندازه دقت و حساسیت هستیم .

به همین دلیل معمولا زمانی که از تاریخ صحبت می شود نیاز به منبع و سند دارد و شخص نمی تواند تصورات و برداشتها و خیالات خود را به جای منبع و سند قرار داده و توهمات خود را به نام تاریخ به مخاطبین بخوراند . با این نگرش به مباحث تاریخی ابوقتاده در همین آخرین بیانیه اش می پردازیم که تا حدودی می تواند بخش دیگری از چهره ی علمی و اهداف پشت پرده ی سخنان این شخص معلوم الحال ساکن در دارالکفر اردن (حیات خلوت اسرائیل و مرکز سازمان جاسوسی آمریکا در منطقه) را برای مسلمین حق طلب روشن گرداند .

  این شخص بدون ارائه ی سند و مدرک می گوید :

  1. در حالیکه در نزد تمام کسانی که انقلاب (سال ۵۷ ایران) را بررسی کرده اند این اتفاق نظر وجود دارد که خمینی در معادله ی انقلاب چیزی نبود جز یک عدد کوچک از آن و به طور کلی دیگر آخوندها هم همینطور

بیشتر بخوانیدبازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۲) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت اول)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و نگرش او نسبت به فرق اسلامی و اهل سنت ایران (۱)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و نگرش او نسبت به فرق اسلامی و اهل سنت ایران (۱)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم )

معمولا مواردی کلی مثل دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و روش برخورد با دشمنان صائل جزو موارد عمومی هستند که از بدیهایت تعالیم اسلامی شمره می شود که لازم است هر مسلمانی قبل از بسیاری از احکام فقهی در یاد گیری آن کوشا باشد و گرنه ممکن است در دام منافقین و دشمنان آگاه و دوستان جاهل قرار بگیرد.

در این راستا چندی پیش و در پی اعتراضات خیابانی متفرق در ایران برادران ما در بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن پیامی را به این مضمون نشر دادند : پیامی به اهل سنت غرب ایران و هم مسیران بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم در مورد فراخوان راهپیمائی کفار سکولار منطقه ای و مرتدین محلی .[۱]

نشر این پیام باعث اعتراضات وسیع و حتی ایجاد شبهات و زدن برچسبهائی از طرف گروههای مختلف اهل سنت و بخصوص دارودسته ی  جولانی  و طرفداران گروههای مسلح بلوچ چون جیش العدل و شبکه های ماهواره ای کلمه و… گردید  . برادران ما در این پیام آشکارا آورده اند که :

” الله تعالی می فرماید : لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ (مائده/۸۲) مسلّما سرسخت‏ترين مردم را در دشمنى با كسانى كه ايمان آورده ‏اند، يهود و مشركان(سکولاریستها) خواهى يافت . در این صورت یهود و مشرکین(سکولاریستها) دشمنان شماره یک مسلمین و به همین ترتیب با توجه به آیات اولیه ی سوره ی روم نصرانی ها دشمنان شماره  ۲ و مجوس به عنوان کفار شبه اهل کتاب در ردیف سوم قرار می گیرند، که پیروزی این دشمنان شماره ۲ بر دشمنان شماره ۳ باعث خوشحالی مومنین و شایسته ی نصرت الله می باشد . وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ . بِنَصْرِ اللَّهِ  …

علاوه بر این الله تعالی به واقعیت دیگری در مورد مشرکین( سکولاریستها) اشاره می کند و پس از سريه عبد اللَّه بن جحش رضی الله عنه بر علیه سکولاریستهای قریش می فرمایند که سکولاریستها (یا همان مشرکین)  به صورت همیشه و پیوسته با مسلمین می جنگند تا زمانی که مسلمین را از محتوای دین اسلام خارج کرده و تابع قانون دین سکولاریستی خود نمایند و مسلمین دست از مفاهیم و محتوای دین اسلام بکشند و تابع حاکمیت، قانون و برنامه ی آنها گردند : … وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ .

بدین ترتیب الله تعالی هم دشمنان شماره یک ما را معرفی می فرمایند و هم اینکه بیان می کنند که سکولاریستها به صورت مداوم با مسلمین « قتال » می کنند ، یعنی جنگ و کشت و کشتار؛ تا کی؟ تا زمانی که مسلمین دست از مفاهیم چهار گانه ی دین خود یعنی : ۱- حاکمیت و قدرت حکومتی ۲- قانون و شریعت الله  ۳- اطاعت کردن از این حاکمیت و قانون ۴- مجازات کردن و پاداش دادن بر اساس این قانون و توسط این حکومت بکشند و این ۴ مورد در اختیار کفار سکولار و مجریان دین سکولاریسم قرار بگیرد.

بیشتر بخوانیدبازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و نگرش او نسبت به فرق اسلامی و اهل سنت ایران (۱)

گوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

گوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

به قلم: ابوسلیمان هورامی

در ابتدای امر بر گفتاری از سخنرانی های آیت الله خمینی که راهنمای عمل پاسدارها و دیگر ارگان ها بود اشاره می کند که می گوید:

« وظیفه ی ماست که در مقابل ابر قدرت ها با سیستم و قدرت ایستادن هم داریم به شرط این که روشن فکران دست از غرب و شرق و غرب زدگی و شرق زدگی بردارند، ما با کمونیسم بین الملل به همان اندازه در ستیزیم که با جهان خواران غرب به سرکردگی آمریکا و با صهیونیسم و اسراییل شدیداً مبارزه می کنیم… ما باید حساب مان را با قدرت ها یکسره کنیم و به آن ها نشان دهیم که با تمام گرفتاری های مشقت باری که داریم با جهان برخوردی مکتبی می نماییم. جوانان عزیز که چشم امید من به شماست با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح را برگیرید و چنان از حیثیت و شرافت خود دفاع کنید که قدرت تفکر علیه خود را از آنان سلب نمایید… .

شما احتمال این را ندهید که تفنگ و ژ۳ و مسلسل شما پیروز شده است، مقابل شما بالاتر از این را داشتند، شما اندک داشتید و آن ها بسیار، لاکن آن چه که شما را پیروز کرد و می کند آن ایمان شماست و آن اخلاص شماست که در شما هست و در آن ها نیست شما برای خدا در میدان ها وارد می شوید و آن ها برای شیطان، آن ها حزب شیطان اند و شما حزب خدا، آن چه شما را در دو جبهه پیروز کرده و می کند ان شاء الله جبهه ی باطنی و نفسانی و جبهه ی جنگ با گروه شیطانی آن اخلاص و ایمان شماست که شما را پیروز می کند… .

شما در تمام ابعاد پیروز هستید و شما در تمام جهان معنوی و مادی پیروز هستید و شما در طول تاریخ پیروز هستید و پیروزی شما پشتوانه ی پیروزی مستضعفین جهان است. در طول تاریخ شمایی که با آغوش باز و بازوی گشاده به طرف الله و به طرف لقاء الله و به طرف شهادت می روید پیروز هستید چه در میدان جنگ پیروز بشوید و می شوید چه خدای نخواسته شکست بخورید و نخواهید خورد، شما آن چیزی را که همراه دارید دشمنان شما ضد آن را همراه دارند، شما رضای خدا را همراه دارید و آن ها سخط خدا را، شما ایمان را همراه دارید و آن ها طرفداری از کفر را، شما آرامش قلبی دارید و در این جنگ با آرامش با خاطر آسوده با این ایده که اگر شهید بشوم پیروزم و اگر هم پیروز بشوم پیروزم شما این را دارید و آن ها از مرگ فرار می کنند. بین این دو طایفه بسیار فرق است… .»[۱]

« و سپاه نماینده ی خط امام در جبهه ها بود. »[۲] در طرف دیگر با همین پیروان خط رهبری تهران مواجه می شویم که یکی از نشریات مارکسیت های فدایی خلق ایران آن ها چنین معرفی می کند:

روز سه شنبه ۳۰ مرداد ۵۸ در گفتگویی با پاسداران، یکی از آن ها علت آمدن شان را به کردستان این طور تعریف کرد که: « قبل از آمدن آن ها را از زیر قرآن رد کردند و آخوندی به آن ها گفته است که شما برای جنگ با کفار و روس ها می روید هرچند نفر از آن ها را بکشید به همان تعداد دفعه به بهشت می روید و گفته بود تا می توانید بکشید، چون اگر زخمی شوید آن ها سر شما را می برند. »

یکی از فرماندهان ارشد سپاه نیز جو حاکم را این چنین تعریف می کند که:

بیشتر بخوانیدگوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

تکفیر کریکار از طرف دوله و امثال عثمان شفیق بیانگر دو منهج متزلزل افراط و تفریط در میان اهل سنت

تکفیر کریکار از طرف دوله و امثال عثمان شفیق بیانگر دو منهج متزلزل افراط و تفریط در میان اهل سنت

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

با آنکه ماموستا کریکار می خواهد به مخاطب خود بفهماند که  نوعی از اخوانیسم منحرف نشده ی امام شهید حسن البناء رحمه الله  با منهج عقیدتی امام شهید سید قطب رحمه الله را نمایندگی می کند، اما در دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان به آن سبکی که این بزرگواران ارائه داده اند قدم بر نمی دارد .

به عنوان مثال امام شهید حسن البناء در تلاش برای وحدت تمام تفاسیر اسلامی بر علیه دشمن اصلی یعنی کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی و دست نشانده ی این کفار سکولار جهانی بود . شهید سید قطب رحمه الله  نیز علاوه بر رعایت این منهج اسلامی،  به عنوان نمونه در تفسیر ارزشمند خود (فی ظلال القرآن ) و در تفسیر آیات اولیه ی سوره ی روم، به زبانی ساده و گویا اقدام به درجه بندی شرعی دشمنان می کند.

یعنی شما در آثار سید قطب رحمه الله اثری از بیان اختلافات مذهبی رایج و پرادختن به اختلافات فقهی فلج کننده را نمی بینید؛ و حتی علاوه بر تعاون و همکاری با تمام فرق  اهل سنت، با عبارت «شیطان بزرگ» بر علیه دشمن مشترک که در آن زمان آمریکا آن را نمایندگی می کرد و با عبارت «اسلام آمریکائی» بر علیه سلفیت خاص درباری آل سعود که در اختیار آمریکا و طاغوتهای محلی در آمده بود، حتی با مجتهدین بزرگ شیعه ی آن زمان چون آیت الله کاشانی و  مبارزینی چون نواب صفوی (فارس زبان) و… اتحادی مشترک بر علیه دشمنان مشترک و رسیدن به اهداف مشترک را به وجود آورده بود .

با این وجود، می بینیم ماموستا کریکار با نادیده گرفتن این امر مهم، دچار اشتباهات فاحشی در دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان می شود؛ و گاه در مورد حضور در انتخابات سکولاریستهای مرتد کوردستان یا حمایت از کمونیستی مرتد و تبلیغ برای آن چون نوشیروان مصطفی رهبر حزب گوران در برابر کسانی چون دارودسته ی علی باپیر و صلاح الدین محمد بهاء الدین و… که آنها را مسلمان و برادر خود می داند، یا تبلیغ و حمایت از پیشمرگه های مرتد و مزدوران سکولار و مرتد اوجالان که خودش آنها را مرتد می داند در برابر نیروهای سلفی نجدی دوله و یا نیروهای شیعه مذهب که مسلمانشان می داند و… دچار اشتباهات و تضادهای فاحشی در گفتار و عمل می گردد . یعنی :

  • کریکار می گوید سکولاریستها کافر و مرتد هستند اما عملا مثل یک مسلمان با آنها برخورد می کند
  • کریکار می گوید پیشمرگها و مزدوران اوجالان مرتد، خائن، کورد فروش، وطن فروش،فاسد و به بن بست رسیده و ضد موجودیت کوردها هستند اما از آنها در برابر شیعه و دوله ی سلفی نجدی حمایت می کند.
  • کریکا ر می گوید سگمرگه مرتد است اما علی باپیر و عبالطیف و… را که در صف این مرتدین قرار گرفته اند را مسلمان می داند، در حالی که اینها سگمرگه را مسلمان دانسته و حامیان سرسخت و جزئی مهم از سازمان آنها هستند.
  • کریکار می گوید شیعه و دوله و …. مسلمان هستند اما عملا زمانی که بحث پیشمرگه  پیش می آید مثل کفار با  شیعه و دوله برخورد می کند !!
  • کریکار می گوید حکومت شیعه مذهب ایران مسلمان است و باید مثل یک مسلمان با شیعیان برخورد کرد . یعنی هم با آنها ازدواج کرد و هم ذبیحه ی آنها را خورد و مهمتر اینکه می توان برای این حکومت سربازی کرد و در میان سپاهیان نظامی آن قرار گرفت ، اما زمانی که میان همین سپاهیان ایران با سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کردستان ایران در کوی سنجق درگیری به وجود می آید از سکولاریستهای مرتد حمایت می کند .
  • و…

این تزلزل و اشتباهات فاحش  در منهج و اندیشه را در کسی می بینیم که عده ای سعی دارند او را مثل مفتی های متزلزل دیگری مانند ابوقتاده فلسطینی و هانی السباعی و ابوبصیر طرطوسی و عبدالرزاق مهدی و امثالهم به عنوان یک آلترناتیو و بدیلی برای رهبران بزرگی چون صلاح الدین ایوبی، اسامه بن لادن تقبله الله و ابوانس شامی و سید قطب و… معرفی کنند .

در برابر این افراد متزلزل،  ما شاهد جریان دیگری از سلفیت خاص نجدیت هستیم که علاوه بر عدم درک دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان که مشکل اصلی همین جریان اول هم هست، دارای سوء فهم در اصطلاحات شرعی چون مشرک و مشرکین، ارتداد و مرتدین، جایگاه عذرهای شرعی برای مسلمین، وحدت و اهمیت جایگاه آن و… هستند .

به همین دلیل این جریان دومی نیز با فاصله گرفتن از منهج صحیح اسلامی دچار جنون تکفیر شده اند، و به راحتی اکثریت مطلق مسلمین دنیا را با عباراتی چون مشرک و قبر پرست و قبوری و… تکفیر نموده و سایر احزاب  و مخالفین فعال خود را نیز با کنار زدن عذرهای شرعی و با تکیه بر حدس و گمانهای غیر شرعی، به سهولت در دایره ی مرتدین قرار می دهند .

این یکی از واقعیتهای کنونی حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین و بخصوص مناطق سنی نشین است که روز به روز  بر وخامت آن افزوده شده و وضعیت را برای مسلمین بدتر و سیاهتر می کند؛ به نحوی که هر جا این جریان وارد شده است به سهولت باعث ایجاد جنگهای داخلی وحشتناک، جدا شدن مردم از مجاهدین و حتی در سرزمینهائی چون چچن باعث دلسرد شدن و حتی کناره گیری مسلمین از جهادی شده اند که قرنها جهاد بر علیه کفار اشغالگر خارجی به صورت فرهنگ در میان آنها در آمده بود .

تمام این وقایع به ما می فهمانند که الگوهای صحیح جهادی را نباید در این دو طیف جستجو کرد، و به صراحت در میان مریدان این دو جریان الگوهای صحیح فکری جهادی از بین رفته و خلاء شخصیتهای بزرگ جهادی چون شیخ اسامه بن لادن و شیخ ابوانس شامی، سید قطب و امثالهم مشاهده می شود .

اهل سنت لازم است بار دیگر به خود آید و با فاصله گرفتن از این دو جریان مخرب و با بازگشت به منهج صحیح اسلامی الگوهای خود را «خودش» با معیار شریعت اسلام انتخاب کند نه با معیار تنفر از فلان مذهب و قوم یا احساسات جاهلی نفسانی و ….؛  و اجازه ندهد که کفار سکولار و محارب جهانی و مرتدین محلی چون انگلیس و کانادا و آمریکا و اردن و آل سعود و… برایش الگو  و منهج تعیین کنند .