اهل سنت کُردستان و محکوم کردن هر گونه درگیری مردمی با طرفدارن احزاب سکولار

اهل سنت کُردستان و محکوم کردن هر گونه درگیری مردمی با طرفدارن احزاب سکولار

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

زمانی که خداوند سکولاریستها (یا به زبان عربی مشرکین) را در کنار یهود به عنوان دشمنان شماره یک مومنین معرفی می کند و می فرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا(مائده/۸۲)  و زمانی که سکولاریستهای مرتد محلی ، به حکم مرتد بودنشان ، به عنوان یک بیماری داخلی ، بدتر و کثیفتر از کفار اصلی به شمار می روند؛ اما با این وجود سیاستهای مسلمین باید تابع سیاستهای دارالاسلام (سرزمینی که طبق فقه یکی از مذاهب اسلامی اداره می شود و رهبر آن هم مسلمان است) باشد.

واقع بینی و انطباق با قرآن و سنت صحیح بر فهم امامان صالح این امت درکفر به طاغوت، ولاء و براء،   دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان  و راهکار اتحاد بین مسلمین باید جایگزین گمراهیهای فکری ، شرک تفرق، تاویلات و حکمت تراشی های نفسانی ، تعصبات غلط ناسیونالیستی و دیگر آلودگیهای فکری و عقیدتی در میان بخش بزرگی از شریعت گرایان  گردد .

شکی نیست که هم اکنون کفار سکولار جهانی به همراه سکولاریستهای مزدور محلی بخشهائی از سرزمینهای اسلامی را مورد هجوم قرار داده اند و در کنار این اشغالگری و جنگ مسلح برای انهدام  عقاید و فرهنگ اسلامی ما، جنگ روانی بی سابقه ای را نیز از طریق رسانه های ماهواره ای و مجازی و غیره راه انداخته اند و برای همه واضح شده است که دشمنان شماره یک ما همین سکولاریستهای اشغالگر خارجی و طرفدارن سکولار محلی آنها هستند.

اما نکته ی مهم این پازل این است که  تنها کفار از این مزدوران سکولار در راستای اهداف خود استفاده نمی کنند بلکه مسلمین نیز از این ابزارها در راستای اهداف خود بر علیه کفار سکولار جهانی به رهبری امریکا و ناتو و سایر طاغوتهای محلی استفاده کرده اند. سکولاریستهای محلی ابزار هستند و طبیعی است که هر کسی بتواند از ابزارها در راه اهداف خودش استفاده کند.

پس اگر دیدی که مثلاً طرفداران حزب مزدوران اوجالان حتی به صورت آزاد و با حمایت نیروهای امنیتی ج.ا.ایران نمایشات کاریکاتوری، مضحکانه و احساساتی در کوچه و بازار شهرما، که عده ای از مردم جاهل و فریب خورده ی تابع ماهواره ها را نیز با خود همراه نموده اند،  راه می اندازند باید متوجه شوی که قضیه از چه قرار است؟!

اینها با چراغ سبز حکومتی و بر اساس معادله  و دیپلماسی خاص منطقه ای مانده اند و تا کنون این سیاستها به نفع مومنین کُردستان بوده است، « زمانی » که کار حکومت با این موجودات تمام شد مثل دستمال توالت مستعمل به زباله دانی ریخته خواهند شد. پس هر گونه درگیری با اینها  و ایجاد اغتشاش در شهرهای کردنشین ، به صورت غیر مستقیم  درگیری با منافع و سیاستهای ج.ا.ایران محسوب می گردد.

 بر همین مبنا، ما هر گونه برخورد فیزیکی با این موجودات فریب خورده را محکوم و منافی سیاست شرعی و منافع اهل سنت غرب ایران می دانیم  و اجازه نمی دهیم کسی در این بازی بچگانه قربانی گردد.

مختصری از زندگی نامه فاطمە خان گەڵواخی رحمها الله ملقب بە فاتەڕەش(فرمانده جنگ و همرزم سنجرخان لیلاخ رحمه الله )

مختصری از زندگی نامه فاطمە خان گەڵواخی رحمها الله ملقب بە فاتەڕەش(فرمانده جنگ و همرزم سنجرخان لیلاخ رحمه الله )

به قلم :  مصطفی شریفی / دیواندره

فاطمە خان گەڵواخی مشهور و ملقب بە فاتە ڕەش کسی است که در جریان جهاد با هجوم قشون سکولار روس و در اوایل حاکمیت رضا شاه سکولار نقش‌آفرین بوده است.

در جنگ سنجر خان علیە تهاجم قوای سکولار روس و کشیدە شدن این جنگ بە شهرهای دیواندەرە و سقز، و شهادت سنجر خان تاریخ شفاهی کوردهای مسلمان می‌گوید بعد از ناامیدی و یاس مردم منطقە از شهادت سنجر خان و ناامیدی در ادامە پیروزی و به بیراهه کشیده شدن پروسەی خروج قشون سکولار روس، این‌جاست کە شیرزن مسلمان و رزم آوری بە نام ،،فاتە ڕەش،در مقابل حملەی بی امان روسهای سکولار قیام می کند.

جنگ خونباری در منطقە بین مسلمین و سکولاریستهای روس در جریان بود و کشته‌شدەهای مسلمین یک روز بعد توسط اهالی دفن شدند.عده‌ای اسیر شدند، عده‌ای زخمی شدند و فاتە ڕەش رحمها الله به عنوان فرمانده مجاهدین که در سنگر اول بود، با همراهان خود تا آخرین نفر جنگید. فاتە ڕەش رحمها الله در حوالی روستای زاغە علیا زخمی می شود و او را بە چادر درمان و امداد انتقال میدهند کە بعد از دو روز از بستری وی خبر می رسد کە قشون سکولار روس در منطقە بە قتل و غارت دست زدەاند کە فاتە ڕەش رحمها الله از ادامە درمان امتناع کرد و گفت مرگ و شهادت در مقابل دشمن را به مداوا و استراحت ترجیح می دهد.

ادامه

قبل از صدام حسین سکولار و برای اولین بار در تاریخ کوردستان، حکومت سکولار انگلیس کوردها را بمباران شیمیایی و … کرد

قبل از صدام حسین سکولار و برای اولین بار در تاریخ کوردستان، حکومت سکولار انگلیس کوردها را بمباران شیمیایی و … کرد

به قلم : ابوسلیمان هورامی

با آنکه صدام حسین شخصی سکولار بود و تسلیحات شیمائی خود را از کشورهای سکولار غربی چون آلمان و فرانسه و غیره گرفته بود و کوردها را مورد حملات شیمیائی و کوچ اجباری قرار داد اما کوردها قبل از صدام حسین سکولار  در هنگام اشغال عراق از سوی حکومت سکولار انگلیس در بین سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۳ برای اولین بار در تاریخ خود مورد حملات شیمیایی و کوچ اجباری و نابودی دسته جمعی قرار گرفتند.

در تاریخ می خوانیم زمانی که دو مسلمان مجاهد یکی شیخ محمود از سورانها و محمود خان دزلی از هورامیها با هم متحد شده و به بهانه ی زیارت قبر کاکه احمد شیخ در سلیمانی طرح و نقشه ای برای اخراج کفار سکولار انگلیسی از خاک کوردها طراحی می کنند، تاریخ ملت مسلمان کورد در حال ثبت یکی از وقایع بزرگ خود همچون اخراج روسهای سکولار از خاک کوردستان ایرن توسط سنجر خان و به فتوای شیخ حسام الدین هورامی بود.

میجر سون از شیخ محمود می خواهد که اجازه ندهد که محمود خان هورامی با بیش از ۱۰ سوار غیر مسلح وارد شهر شود . و در عین حال به فرمانده لشکر خود میجر دانلیس حکم دستگیری محمود خان هورامی را می دهد. دانلیس با سپاهی متشکل از ۲۰۰۰پیاده و ۴۰۰ سوار، به مقابلهٔ محمود خان هورامی می رود و در تاریخ۱۹/۵/۱۹۱۹، جنگ سختی در گرفت که دو روز طول کشید و به شکست فاحش نیروهای سکولار انگلیسی انجامید و در روز ۲۱/۵/۱۹۱۹ لشکر محمود خان هورامی فاتحانه به سلیمانیه می رسد. تقریباً تمام سکولاریستهای انگلیسی و مزدوران آنها را که در شهر اقامت داشتند توسط مردم دستگیر می شوندذ و جمع این افراد با عده‌ای که در جنگ اسیر شده بودند به حدود ۲۵۰ تن می‌رسید؛ که از آن میان جز هفت افسر انگلیسی و پانزذه افسر هندی، دیگر مأموران و سربازان هندی و عرب و افغانی که مسلمان زاده بودند و نماز می خواندند آزاد شدند.

دیدیم که این دو مجاهد سوران و هورامی طبق نقشه ی زیرکانه ای که ریخته بودند ارتش هورامی ها را وارد سلیمانیه می کنند . ابتدا ارتش اصلی هورامیها از هورامان ایران حرکت کرده و در شارباژیر مستقر شده بود و به محض رسیدن ارتش اصلی هورامیها به سلیمانیه و پس از جنگهای سلحشورانه موفق به فتح مرکز حاکمیت کفار سکولار می شوند که مرکز گرین هاوس نام داشت.

با فتح مرکز حکمرانی کفار سکولار و اشغالگر انگلیسی و مزدوران محلی آنها، پرچم انگلیس سکولار را درور ریخته و پرچمی با زمینه ای سبز که خورشیدی قرمز رنگ در وسط آن قرار داشت و ماه سفید رنگی هم در وسط خورشید قرار گرفته بود بر بام گرین هاوس نصب می کنند.

رنگ سبز نزد مسلمین به همراه ماه و خورشید که رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر خواسته ی کفار سکولار قریش به آن اشاره کرده بود از جایگاه مهمی برخوردار است به همین دلیل این قیام اسلامی هورامیها و سورانها در برابر کفار سکولار اشغالگر اینگونه رنگ و بوی اسلامی خود را نشان می دهد در حالی که هم اکنون نماد پرچم مرتدین سکولار کورد عراق همان نماد شیطان پرستان یزیدی در لالش می باشد.

ادامه

علل حضور فزاینده مردم مسلمان کردستان در جریانات اسلامی شریعت گرا و تولد مبارک بیداری اسلامی

علل حضور فزاینده مردم مسلمان کردستان در جریانات اسلامی شریعت گرا و تولد مبارک بیداری اسلامی

کاتب : ابوسلیمان هورامی

در این رابطه می توان به علل بی شماری اشاره کرد هر چند عملکرد خود مرتدین موثرترین و عینی ترین عامل به شمار می رود اما گذرا به چند علت اساسی اشاره می شود.

۱- فرار مرتدین متحد و غیر بومی احزاب سکولار کمونیست و دمکراسی خواه به اروپا و دیگر دول خارج و تنها و بی کس ماندن مرتدین بومی و نمایان شدن قدرت توهمی و پوشالی آنان بعد از رفتن مرتدین غیر بومی.

۲- عدم پشتیبانی داوطلبانه و نه اجباری مردم از آنان و جا ندادن به آنان در میان خود.

۳- جنایات فراموش نشدنی سکولارهای مرتد در برابر مسلمانان منطقه و قتل و عام های صورت گرفته توسط حزب مرتد کومله و دیگر احزاب غیر بومی کمونیست هم پیمانش و پشتیبانی های منافقانه ی سوسیال دمکرات های حزب دمکرات مرتد.

۴- قتل و عام ها و جنایات وحشیانه ی سکولارهای مرتد از همدیگر که به جنگ کومله (با احزاب مرتد غیر بومی اش) و دمکرات (به همراه غیر بومیان متحدش) مشهور است.

۵- فرار سکولارها مرتد دمکراسی خواه و کمونیست به اصطلاح طرفدار مصالح خلق مسلمان منطقه.         

۶- پناه بردن و یاری جستن از رژیم سوسیال دمکرات بعث عراق که به ضدیت یا اکراد مشهور بود.

۷- عملکرد نسبتاً بهتر نمایندگان حکومت مرکزی در ارگان های دولتی با مردم مسلمان منطقه در مقایسه با سیاست قرون وسطایی سکولارهای مرتد. که این هم سیاستی است که توسط خیلی از دول در چنین موقعیت هایی جهت جذب مردم و جدا نمودن آنان از مخالفین در پیش گرفته می شود.

۸- سازش ناپذیری حکومت مرکزی ایران با اپوزوسیون سکولارهای مرتد و در پیش گرفتن جنگ مسلحانه و تبلیغی علیه آنان هر چند مراعات های غلط دولت موقت و دلسوزی های نا به جایی که بعضی اوقات از جانب بعضی از مسئولین دولت مرکزی صورت می گرفت اما نتوانست در استراتژی کلی تفکر حاکم بر حکومت شیعه مذهب ایران تاثیر بگذارد.

۹- تبلیغات شدید و رنگارنگ حکومت مرکزی در رابطه با وحدت و به کار گیری تمام اسلوب های تبلیغاتی که یکی از این کانال ها ملاهایی بودند که در شورای روحانیت یا همان مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور که در شهر و روستاها ی دور افتاده می توانستند با شناختی که از نقاط ضعف و قوت مردم دارند آن ها را در مسیر تبلیغات دولت مرکزی سوق داده و راهنما شوند.

۱۰- بمباران نقاط مختلف منطقه توسط بعثیون سکولار از طریق اطلاعاتی که سکولارهای فراری و مزدوران داخلی شان به آنان می دادند و سکونت همین سکولارهای مرتد و پشتیبانی آنان در جبهه بعثی های سکولار سوسیالیست علیه تمام مردم ایران آن هم جهت ضربه زدن به کل دین نه حتی مذهب خاص.

ادامه

اهل سنت کوردستان ما بین حکومت شیعه مذهب ایران و سکولاریستهای مرتد محلی

اهل سنت کوردستان ما بین حکومت شیعه مذهب ایران و سکولاریستهای مرتد محلی

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

ما برای اولین بار در تاریخ اسلام شاهد تشکیل حکومتی شیعه مذهب هستیم که بر اساس فقه شیعیان ۱۲ امامی اداره می شود. برای پیروزی این حاکمیت در ایران تمام اهل سنت نیز مشارکت داشتند.

هنوز چند ماهی از پیروزی انقلاب اسلامی ۵۷ نگذشته بود که گروههای سکولار(مشرک) و مرتد محلی بر علیه شیعیان و تمام اهل سنت کوردستان اعلام جنگ مسلحانه کردند و با حمایتهای تسلیحاتی صدام حسین سکولار(مشرک) به صورت یکجانبه بر علیه اهل سنت کوردستان اعلام جنگ کردند و صدها جوان اهل سنت را قتل عام نمودند.

با آنکه در بین سکولاریستهای مرتد کومله و دمکرات و متحدین غیر بومیشان نیز جنگ داخلی شروع شده و هزاران جوان کورد را به کام مرگ فرستادند اما گروههای اسلام گرای اهل سنت در کوردستان بی پناه و بدون فریاد رسی در حال قتل عام شدن توسط این سکولاریستهای مرتد بودند.

به همین دلیل عده ای که رهبریت کاک احمد مفتی زاده را قبول داشتند از مناطق سنی نشین فرار کرده و به مناطق شیعه نشین تحت کنترل حکومت مرکزی چون کرمانشاه و همدان و … پناه بردند. عده ای هم به منازل خود خزیده و نظاره گر شدند و دسته ای از علما نیز مبارزه تبلیغی و روانی با این مرتدین را بر فرار ترجیح داده و در روستاها و مناطق محل سکونت خود ماندند که همه ی اینها طعمه ی ترورهای این احزاب مرتد محلی شدند به نحوی که ۴۰ عالم بزرگ اهل سنت چون ملا محمد ذبیحی و… به فجیع ترین شیوه ی ممکن به قتل رسیدند.

ادامه

آنچه اهل سنت ایران از تعامل رهبران سکولار و مرتد پ.ک.ک در عرض ۵ سال با آمریکا باید بیاموزند اند

آنچه اهل سنت ایران از تعامل رهبران سکولار و مرتد پ.ک.ک در عرض ۵ سال با آمریکا باید بیاموزند  

به قلم: هه لوی کوردستان

زمانی که آمریکا مرتدین سکولار پ.ک.ک را در جنگ با ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه تنها گذاشت، و زمانی که حکومت بشار اسد نیز اعلام کرد که با خائنین پ.ک.ک گفتگو نخواهد کرد و از دیرالزور تحرکاتی را بر علیه مزدوران اوجالان انجام داد و… در چنین وضعیت ناگواری مزدوران اوجالان در کمال نا امیدی و یاس از آمریکا درخواست کردند که مسئولیت اخلاقی خود را در برابر آنها انجام دهد، چون اینها در عرض این ۵ سال گذشته در جنگ با مخالفین آمریکا یازده هزار زن و مرد کورد را فدای اهداف آمریکا کرده اند با هزاران معلول و از کارافتاده و مجروح و مفقود الاثر !!!

البته این شعارات رهبران پ.ک.ک است که در جای گرم و نرمی نشسته اند و تنها فرزندان مردم را در راه اهداف دیگران به کشتن می دهند (همچنانکه خود اوجالان هم مشهور بود به فرمانده ی تلفنی و تنها از دور و با تلفن فرماندهی می کرد)؛ و گرنه همه ی اینها می دانند که علاوه بر آنکه خودشان صاحب اخلاق انسانی نیستند آمریکا نیز هیچ اخلاقی ندارد بلکه مصالحی دارد و سگهائی را دارد که برای رسیدن به این مصالح آنها را اجاره کرده است و هم اکنون به مصالحش رسیده و سگهایش را نیز رها کرده یا مورد معامله قرار داده و خرجشان کرده است .

این برای رهبران پ.ک.ک رازی نیست که تازه در مورد آمریکا کشف شده باشد، بلکه چندین دهه است که همه بر آن واقف و آگاه هستند  و همه می دانند که آمریکا خیانت کار غداری است که هرگز متحد نمی خواهد بلکه مزدور می خواهد و همین مزدوران اوجالان نیز آمریکا را روزی امپریالیسم بزرگ و منبع شرارت و عهد شکنی و خیانت و جنایت و… می نامیدند .

اما می بینیم که به گزارش روزنامه ی ینی شفق مامور امنیتی آمریکا در جنگ سوریه به نام « مک‌گورک » با اجازه ی ترکیه با اوجالان در زندان ارتباط برقرار کرده اوجالان به وی وعده داده است: «اگر آمریکا بخواهد، می‌تواند ارتشی را برای ما طی ۶ ماه، ایجاد کند…ما آماده‌ایم تا با شما نه تنها در سوریه و عراق، بلکه در تغییر شکل تمام خاورمیانه همکاری کنیم» این است ماهیت رهبر اصلی و ملت فروش و خائن پ.ک.ک.

ادامه

آیا مشکل امروز کوردستان ملی گرایست؟! یا ملی گرایی خودش مشکل برای کوردها درست کرده است ؟

آیا مشکل امروز کوردستان ملی گرایست؟! یا ملی گرایی خودش مشکل برای کوردها درست کرده است ؟

ئا :  هیمن مهابادی

قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (التوبة :٢٤)

آیا مشکل امروز کوردستان ملی گرایست؟! یا ملی گرایی خودش مشکل برای کوردها درست کرده است ؟ و یا ملی گرای کوردی ابزاریست در دست بعضی از سران و رهبران خود خوانده کورد برای تحقق آرمان های دین سکولاریسم با تمام مذاهب مختلف و متنوع آن چون سوسیالیسم و لیبرالیسم به اسم دفاع از حقوق کوردهای مسلمان؟  آیا کسی می تواند قبول کند شیطان مدافع مسلمین گردد؟

 تنوع در خلقت انسان (از لحاظ زبانی…رنگ و …) نشانه‌ای از قدرت الله خالق متعال است و این نشانه‌ها مایه برتری بر هیچ کس نیست… این نشانه‌ها باید بدون افراط و تفریط حفظ شوند به این معنی که حقوق ملی هر ملت و قومی باید رعایت شود…

«قوم گرایی» مفهومی نزدیک به «نژادپرستی» دارد. قوم گراییِ ناپسند، قوم گرایی ای است که به خاطر آن، حق نادیده گرفته شود و الا ناپسند نخواهد بود.

هنگامی که از پیامبر اکرم(ص) از قوم گراییِ [مذموم] پرسیدند، فرمود: أن تُعینَ قَومَک عَلَی الظُّلمِ؛ [۱]آن است که قوم و قبیله ی خود را در راه ستم یاری رسانی.

هر شعاری و عملی که با اصل اسلام و قرآن فاصله بگیرد و معیار آن نژاد، وطن، و حتی تعصبات مذهبی باشد از امور جاهلیت است؛ هنگامی که بین دو نفر از مسلمانان یک مهاجر و یک انصار مشاجره ای در گرفت و هر کدام گروه خود را به کمک طلبید، رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم فرمود:« أَبِدَعْوَی الجَاهِلیةِ وأنا بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ »[۲] « آیا در حالی که من بین شما هستم فریاد جاهلانه سر می دهید؟» پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم با مشاهده ی این موضوع بسیار ناراحت شد.

همچنی در جای دیگر پیامبر خدا(ص) می فرماید: لَیسَ مِنّا مَن دَعا إلی عَصَبِیةٍ، و لَیسَ مِنّا مَن قاتَلَ (عَلی) عَصَبِیةٍ، و لَیسَ مِنّا مَن ماتَ عَلی عَصَبِیةٍ؛ [۳]از ما نیست کسی که به قوم گرایی دعوت کند و یا در این راه بجنگد و یا با چنین تفکری از دنیا برود.

ادامه

هرکسی که با یکی از «۳ابزار» دشمنی کند ، در برابرش می ایستیم

هرکسی که با یکی از «۳ابزار» دشمنی کند، در برابرش می ایستیم 

 به قلم : ابوابراهیم هورامی

همچون یک مسلمان ما باید محبتمان برای مسلمان وجود داشته باشد ، از او دفاع کنیم ؛ همچنین باید از کسانی متنفر باشیم که از الله و رسولش و قانون شریعت الله متنفر هستند؛ این از ریشه های دینمان است .

شکر خدا این چیزی است که آن را یادگرفته ایم  و در حد توانمان به آن عمل می کنیم .

اما آیا یک سلفی نجدی که شغلش شده تکفیر نابجای مسلمین و مشرک خواندن اشتباه مسلمین و اهل بدعت خواندن نابجای مسلمین و چشم قرمزکردن و رگ گردن کلفت کردن برای مسلمین و… و تنها خودش را اهل توحید می داند و بقیه را خارج از اهل توحید و…. آیا در جنگ کلامی و نظامی اش با سایر مسلمین لیاقت دفاع شدن دارد؟ و شایستگی آن را دارد که از او در این جنگ روانی و مسلحانه اش بر علیه سایر مسلمین دفاع شود؟ آیا شایستگی این را دارد این شرک تفرقی که به آن دچار شده است و دست و زبانش به آبرو و خون مسلمین آلوده شده است پوشانده و نادیده گرفته شود؟

اگر می گوئید بله ، به ما بگوئید چراو با چه دلیل شرعی؟

آیا درست است در این جنگ تبلیغاتی و مسلحانه ی غیر شرعی طرفداریمان برای کسی باشد که برای مسلمینی غیر از گروه خودش بجز بددهنی و نفرت و کینه و جنگ طلبی هیچ محبت و جانبداری ندارد؟

 البته تنها برای گروه و شیخهای مورد دلخواه خودش محبت دارد نه برای سایر سلفی های نجدی که صدها گروه هستند و هر کدام را به انگی متهم کرده و با آنها جنگ روانی و یا مسلحانه می کند .

 اینها خودشان می دانند که عزت و قدرت و پیروزی تنها در وحدت و پیوستن به  ابزاری قدرتمند است که امتی واحد و جماعتی واحد به وجود می آورد و از این وحدت محافظت می کند و شکست و فشل و بی ابهتی و ذلیلی هم در تفرق و چند دسته شدن و جنگ داخلی است ؛ با این وجود می گویند همه باید تابع مذهب سلفیت نجدی من بشوند تا وحدت داشته باشیم . !! اینها وحدت را اینگونه حالی شده اند و اینگونه تفسیر کرده اند . چون فقط خودشان را موحد می دانند و بقیه را خیر .

اما خارج از دایره ی تنگ این افراد مذهب گرای محدود بین چه وسیله و ضمانتی برای حفظ این اتحاد علما و متخصصین همه ی مسلمین در شورائی وجود دارد تا نگذارد امت واحد و جماعت واحدی که به وجود آمده است هم حفظ شود و هم دچار تفرق و ذلیلی و فشل و بی ابهتی نگردد ؟

ادامه

در قضیه صفی زاده ، قسم جولانی- فتاحی و جیش العدل را باور کنیم یا دم خروس را

در قضیه صفی زاده ، قسم جولانی- فتاحی و جیش العدل را باور کنیم یا دم خروس را

به قلم : ابوخالد کردستانی

فتاحی به عنوان یک سرباز زیر دست جولانی :

  •  با دوله و القاعده و سایر گروهها بیعت می بندند بعد به راحتی بیعت شکنی و خیانت می کنند: آنوقت قسم می خورند که اهل خیانت و بیعت شکنی نیستند
  • می گویند تابع سلفیت نجدی هستند اما به کسانی که صادقانه و بدون ریا سلفیت نجدی را عملی می کنند لقب خوارج می دهند: آنوقت قسم می خورند اهل برچسب زنی نیستند
  • می گویند ترکیه و درع فرات کافر هستند و عملا تابع پیمانهای سوچی و آستانه و… بوده و این کفار را در ادلب و اطراف آن به گرمی جای داده و بر علیه مسلمین می جنگند: آنوقت قسم می خورند ما کفار را رها نکرده ایم و با اهل اسلام نمی جنگیم 
  • در کنار کفار و مرتدین بر علیه سایر گروههای اسلامی مخالف خود می جنگند : آنوقت قسم می خورند ما از کفار بر علیه مسلمین حمایت و پشتیبانی نمی کنیم
  • آمریکا و مرتدین قسد و اوجالان را که هم مرزش هستند در قتل عام اهل سنت رها کرده و سوراخ به سوراخ دنبال اهل سنت مخالف خود هستند تا بگیرند و زندانی کنند و ذبح کنند : آنوقت قسم می خورند ما کفار را رها نکرده ایم و با اهل اسلام نمی جنگیم 
  • کفار و مرتدین معزز و با احترام در میانشان زندگی می کنند و حتی مناصب اداری هم به آنها داده می شود و مرتدین پ.ک.ک هم در کنار و هم مرز با آنها زندگی می کنند و دستشان در کشتار اهل سنت باز گذاشته شده و حتی در جنگ روانی با آنها همکاری می کنند: آنوقت قسم می خورند ما با اهل اسلام نجنگیده ایم و با اهل اوثان پشتیبانی وهماهنگی نشان  نداده ایم
  • مهاجرین اهل سنت را به راحتی تحویل کفاری چون ترکیه می دهند و ناجوانمردانه آنها را به قتل می رسانند و آنها را در تنگناه قرار می دهند که تابع دستورات اربابان آنها شوند : آنوقت قسم می خورند ما فرقی بین سوری و غیر سوی نمی گذاریم .

حالا فتاحی همین داستان جولانی را در مورد جبهه مجازی سنت تکرار کرده :

  • می گوید دموکراسی و سکولاریسم دین است و هر کسی به آن دعوت دهد یا از دعوتگران آن حمایت کند  کافر و مرتد است، اما علاوه بر آنکه در کنار اردوغان دموکراسی خواه و سکولار می جنگد، در کنار حزب دمکرات کردستان ایران و سهاب و جیش العدل و سایر دموکراسی خواهان از ترور صفی زاده اعلام نارضایتی می کند و حمایت خودش را به این شکل از این جبهه ی دموکراسی خواه اعلام می کند: آنوقت قسم می خورند ما از دموکراسی خواهان حمایت نمی کنیم

حالا به نظر شما ما قسم امثال جولانی و فتاحی و جیش العدل و …. را باور کنیم که می گویند برای قانون شریعت الله بر اساس فقه اهل سنت و به دفاع از اهل سنت فعالیت می کنند یا واقعیتی که وجود دارد؛ و اینها با شعارهای شبه اسلامی و به نام اهل سنت، برای دین سکولاریسم و دموکراسی پلید آن دعوت می دهند؟

آیا سکوت در برابر دم های خروس های غدر، خیانت، دین فروشی، عوام فریبی، خدمت به کفار و مرتدین و … از زیر عباهای عمل و رفتار امثال جولانی و فتاحی و جیش العدل و جبهه سنت بیرون نزده است؟

چرا باید پررویی ها و قسمهای وقیحانه  امثال فتاحی و … را باور کنیم ؟

ما عادت کرده ایم چون اینها از میان خودمان برخاسته اند و آنها را در برابر قانون شریعت الله می بینیم و آشکارا از آنها رنجش داریم اما عده ای از ما که هنوز کفر به طاغوت و ولاء و براء را یاد نگرفته اند، خروس رنجش و دشمنی با اینها را زیر عبای خود می پوشانند غافل از اینکه چهره ی غضبناک، نگاه های پریشان و اخلاق تندخو و بی تفاوتشان و … مانند دم خروس همه چیز را بیان میکند…

لطفا بیائید با خود صادق باشیم و یکبار برای همیشه به این گروههای خادم سکولاریسم و دموکراسی بگوئیم : نه.

همه جا دم از کفر به طاغوت و مبارزه با دین سکولاریسم و دموکراسی می زنیم و دم طاغوت ناسیونالیسم و ملی گرائی را پنهان می کنیم، اما زمانی که از یک کافر دموکراسی خواه دفاع می کنیم ناگهان دم خروس بیرون می زند.

اگر کسانی هستند که در این موارد عقیدتی و منهجی به خاطر ناسیونالیسم و ملی گرائی حاضرند قسم این دزدان عقیده و دنیا و آخرت را باور کنند ، و چشم را به روی دم خروس می بندند، و بعد از شنیدن قسم این دزدادن عقیده، سر را به زیر می گیرند و خود را به بی خیالی می زنند؛ حتما باید بدانند که الله تعالی و مومنین این غدر آنها را می بینند و تاریخ مسلمین از آنها به نیکی یاد نخواهد کرد .

  ما هر گز نمی توانیم قبول کنیم که اگر امثال جولانی و فتاحی و… واقعاً به قانون شریعت الله و تشکیل حکومتی اسلامی و این دست مفاهیم اعتقادی داشته باشند، و از سکولاریسم و دموکراسی دموکراسی و حقوق بشر و ..اعلام برائت می کنند ، مراودات خود را با حکومت سکولار و مرتد ترکیه و پاکستان و جبهه ی مجازی سنتی که مستقیما در کنار حمایتهای آمریکا و کفار زندگی می کنند را  چگونه می‌توانند توجیه کنند؟  آیا مراوده امثال فتاحی و …  با جبهه صفی زاده و جیش العدل و… نشان دهنده این نیست که اینها هیچ ارزش و اعتباری برای  قانون شریعت الله و تشکیل حکومتی اسلامی قائل نیستند؟

حالا که روابط گرم و صمیمی فتاحی و جیش العدل و جبهه صفی زاده و… را می‌بینیم، آن وقت نمی‌توانیم دم خروس را ببینم و قسم آنها را باور کنم. نمی‎توانیم هر قدر که فتاحی و جیش العدل و جبهه صفی زاده و…  بگویند که دغدغه ی قانون شریعت الله و تشکیل حکومت اسلامی و دفاع از اهل سنت بر اساس فقه یکی از مذاهب اهل سنت را در ایران داریم باور کنیم که راست می‏ گویند. آنها کاملاً دروغ می‏‌گویند. اگر دفاع از اهل سنت بر اساس فقه اهل سنت برای اینها  کوچکترین اهمیتی داشت به هیچ‎وجه نمی‌توانستند در پناه کفار سکولار جهانی و طاغوتهای سکولار منطقه ای و مرتدین محلی قرار گرفته و جبهه ی مشترکی با آنها   داشته باشند.

کردهای سکولار عبرتی برای مذاکره کننده های با آمریکا و قدرتهای سکولار جهانی

کردهای سکولار عبرتی برای مذاکره کننده های با آمریکا و قدرتهای سکولار جهانی

به قلم: ابوسلیمان هورامی

کردهای سکولار و مرتد بیشتر از ۷۰ سال است که در پناه کفار سکولار جهانی و با پرچم دین سکولاریسم و دموکراسی در برابر قانون شریعت الله و ملت مسلمان خود ایستاده اند . این دسته از کوردها چه زمانی که توسط قاضی محمد مرتد[۱] برای حکومت سکولار روسیه ی سوسیالیستی اداره و مدیریت می شدند و چه زمانی که توسط امثال بارزانی و اوجالان و مهتدی و قاسملو و… در راستای تامین اهداف و منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی و انگلیس و آلمان و فرانسه و…. اداره و مدیریت می شوند همیشه با یک فرمول ثابت از طرف اربابان خود مواجه شده اند : گرفتن وعده ودادن نقد .

چه روسیه ی سوسیالیستی در زمان قاضی محمد مرتد و چه آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی و آلمان و فرانسه و…با قدرت سیاسی که دارند ابتدا برای خود اهداف اصلی را کاملا مشخص می کنند و بدون اعلام آن به طرفهای مذاکره کننده و قربانی ها، در طول مذاکره و عمل با انواع چانه زنی ها و دبه در آوردنها همه ی اهداف خود را پیگیری نموده و هرگز از این اهداف خود یک قدم هم عقب نمی کشند .

با آنکه در عرف سیاسی حقیقت مذاکره «بده بستان» و داد و ستد است اما این قدرتها با پشتوانه ی قدرت نظامی، سیاسی، تبلیغاتی و مالی خود هر گونه مقاومتی در برابر اهداف خود را ناکام می گذارند .  در این صورت می توان گفت تنها کسانی چون آل سعود و کویت و بحرین و امارات و… از مذاکره و هم مسیر شدن با آمریکا سود می برند که جهت گیریها و حرکات شان در مسیر اهداف آمریکا باشد و سودی هم که از این طریق نصیب آمریکا می شود تداوم داشته باشد.

در این صورت زمانی می توان با آمریکا و امثال آمریکا گفتگو کرد که به اقدار و قدرت مورد نظر رسید و گرنه تنها مزدوری و ابزار شدن و در نهایت خرج شدن و نا امیدی و شکست برای معامله کننده های با آمریکا باقی می ماند . به عنوان مثال روسیه ی سکولار سوسیالیست در مساله ی وعده ی حمایت از قاضی محمد مرتد در برابر حکومت مرکزی ایران و وعده ی اعطای جمهوری به سبک جمهوری های خودش به او، این شخص را به اقدامات عملی و گرفتن امتیازاتی نقد وا داشت، زمانی هم که لازم بود قاضی محمد را طبق معامله ای خرج کرد . در اینجا روسیه تنها وعده داد اما در برابر نقدا منافع و امتیازات زیادی گرفت . در این معامله چه چیزی برای این کوردهای سکولار و مسلمین فریب خورده ی تحت کنترل آنها باقی ماند؟ تنها فقر و رواج انواع مفاسد اخلاقی و رفتاری . چون: الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء (بقره/۲۶۸) شیطان به شما وعده فقر و تنگدستی می دهدو شما را به بد کاری امر می کند.

همین بازی را آمریکا و رژیم صهیونیستی در سال ۹۳ بر سر بارزانی در آوردند . ابتدا کردهای سکولار را تحریک کردند که با ادعای استقلال طلبی و جدا شدن از عراق رفراندومی برگذار کنند و باز وعده دادند که از آنها حمایت کنند اما زمانی که حکومت مرکزی عراق بیشتر از ۵۰ درصد خاک تحت سلطه ی آنها را گرفت ما هیچ واکنشی از آمریکا و رژیم صهیونیستی و… که خود را حامیان این مزدوران می دانستند،  ندیدیم .

همین الان آمریکا باز از کوردهای سکولار اوجالان در خاک سوریه در همین راستا سوء استفاده می کند و از همان فرمول رایجش پیروی می کند . سبک آمریکائیان و متحدینش در برابر کسانی که حکم ابزار را دارند و باید روزی خرج شوند همین بوده است : با الفاظ ظاهرا اطمینان بخش فقط وعده دهند و از طرف  مقابل امتیازات نقد بگیرند و وعده قبول نکنند. نکته ی مهم این است که آمریکا و تمام طاغوتهای مثل آمریکا اکثرا پس از مذاکرات نیز به آسانی زیر وعده هائی که داده اند می زنند و به آنها عمل نمی کنند .

‏ وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم …. ‏(ابرهیم/۲۲)  و شیطان(سر دسته و رهبر کفار) هنگامي كه كار به پايان رسيد مي‌گويد : خداوند ( بر زبان پيغمبران ) به شما وعده راستيني داد و من به شما وعده دادم و با شما خلاف وعده كردم ( و دروغ گفتم ) و من بر شما تسلّطي نداشتم ( و كاري نكردم ) جز اين كه شما را دعوت ( به گناه و گمراهي ) نمودم و شما هم ( گول وسوسه مرا خورديد و ) دعوتم را پذيرفتيد . پس مرا سرزنش مكنيد و بلكه خويشتن را سرزنش بكنيد .


[۱]  بنیانگذار اولین حزب ارتدادی در میان کردها تحت عنوان حزب دمکرات کردستان