شناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۲)

شناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۲)

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو

در هر صورت و با این مقدمات سوالی که ممکن است ذهن بیشتر ما را به خود مشغول کند این است که  عبدالقادر توحیدی امیر حزب «حرکت اسلامی اهل سنت و جماعت ایران» که هماهنگ با مرتدین سکولار کومله و دموکرات و القتاطی های گروه رجوی و کمونیستهای حزب چریک فدائی و حزب راه کارگر و حزب پیکار و … بر علیه حکومت شیعه مذهب ایران اعلان جنگ کرد – او که در جبهه ی این کفار و مرتدین بر علیه قوانین مذهب شیعه جنگید-  پس از چند روز جنگ سرانجام تحت حاکمیت چه قوانینی و چه کسانی به زندگی خود ادامه  و خاتمه داد ؟ آیا قانون شریعت الله بر اساس فقه یکی از مذاهب اهل سنت بود یا قوانین کفری مرتدین سکولار؟آیا زندگی برای آنها تحت حاکمیت طالبان بهتر بود یا بارزانی مزدور اسرائیل و ناتو و آمریکا که جامعه ای فاسد تولید کرده است ؟ آیا شما تا به حال دیده اید که با یک کلمه یا حتی نصف کلمه هم از طالبان و سایر مجاهدینی که مخالف آمریکا و ناتو هستند دفاعی کرده باشند ؟

مشخص است که این پدر و پسر در کجا ایستاده اند ؛ به همین دلیل مناسب است پرسیده شود زمانی که کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و انگلیس به عراق حمله کردند و به همراه متحدینش آنهمه جنایت در حق اهل سنت و نوامیس اهل سنت آفریدند عبدالقادر کجا بود؟ مشخص است : نزد سکولاریستهای مرتد بارزانی و پیشمرگه های بارزانی، که آمریکا آنها را جزو نیروهای زمینی خود محسوب نموده و تحت نظارت اسرائیل و با بودجه ی مستقیم آمریکا و حتی آل سعود برای کشتار اهل سنت آموزش می دیدند.

بیشتر بخوانیدشناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۲)

شناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۱)

شناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۱)

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو
بسم الله والصلاة و السلام على رسول الله مبعوث رحمة للعالمين اما بعد :

عبدالقادر توحیدی در اوایل انقلاب ۵۷ ایران با اندیشه های اخوانی جزو  جریان مکتب قرآن کاک احمد مفتی و یکی زیر مجموعه های آن محسوب می گردید که هم در جهاد سازندگی و هم در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نقش فعالی داشت. حتی به همراه کاک احمد سفرهائی هم به دفتر رهبری کرده بود؛ اما نه در شورای افتاء و نه در کلاسهای درسهای شرعی نتواسنته بود در برابر دیگر اعضای مکتب چون کاک فاروق فرساد و کاک حسن امینی و … اعلان موجودیت کند ،حتی چون ماموستا ربیعی هم در میان اهل سنت و عامه ی مردم چندان چهره ی شناخته شده و پذیرفته شده ای نبود  .

با این وجود در جریان دستگیری های طرفدارن مکتب آقای مفتی زاده ایشان هم روانه ی زندان می گردد و بعد از آزادی از کرمانشاه به نزد قبیله ی  خود در اورامانات بر می گردد .

جهت شناخت بیشتر اوضاع کلی حاکم بر منطقه لازم به ذکر است گفته شود که  قبلا در سال ۱۳۵۹ حکومت سکولار و بعثی صدام حسین به نمایندگی از طاغوتهای منطقه و آمریکا  بر علیه حکومت انقلابی و شیعه مذهب ایران اعلام جنگ نموده بود . سکولاریستهای مرتد کومله و دموکرات هم در میان جوانان اهل سنت عضوگیری نموده و به عنوان مزدوران و عوامل بومی صدام حسین با حکومت شیعه مذهب و تمام جریانات اسلامی اهل سنت اعلام جنگ کرده بودند .

البته در میان شیعیان التقاطی هم سازمان رجوی از سال ۱۳۶۰ جنگ بر علیه حکومت شیعه مذهب و انقلابی ایران را شروع کرده و سرانجام دو سال بعد از جنگ ایران و عراق در سال ۶۱ رسما نیروهای خود را به عراق منتقل نموده و تحت فرمان مستقیم صدام حسین سکولار سویالیست بعثی قرار گرفتند .

عبدالقادر توحیدی هم در چنین وضعیتی در سال  1405قمری برابر با ۱۳۶۳ شمسی  از ایل و قبیله ی خود و چند نفر از مسلمانان دیگر گروهی مسلح تحت عنوا ن « حركت اسلامى اهل سنت و جماعت ايران » را به وجود آورد که در تاريخ ۲۵/۴/۱۳۶۳ ه ش جنگ مسلحانه ی خود را بر علیه حکومت مرکزی ایران و نیروهای بومی پاسدار اعلام نمود .

بیشتر بخوانیدشناختی مختصر بر مسعود توحیدی و مسیری که در آن قرار گرفته است (۱)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۳) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت دوم)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. [۱](۳) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت دوم)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم )

بسیاری از برادران ما در تعجب هستند که چرا ما در این زمینه ی خاص مربوط به تشیع ۱۲ امامی و انقلاب سال ۵۷ تا این اندازه به فاش نمودن دروغپردازی ها و تحریفات  ابوقتاده فلسطینی به عنوان یکی از چهره های شناخته شده ی بعضی از گروههای مسلح اهل سنت می پردازیم ؟ هدف در بیان این حقایق تاریخی چیست؟ مخالفت با ابوقتاده و مریدانش یا دفاع از شیعیان ۱۲ امامی و رهبران انقلاب ۵۷ ایران ؟ یا ….

در واقع باید گفت هدف در اینجا شناخت صحیح  اهل قبله، دشمن و وضع موجود و رابطه ی این شناخت صحیح و عاری از دروغ با پیروزی در جنگی است که بر  تمام فرق اسلامی از سوی کفار سکولار جهانی و مرتدین و طاغوتهای دست نشانده ی آنها تحمیل شده است .

 سان تزو مولف هنر جنگ صدها سال پیش در زمینه ی چنین شناختی و رابطه ی آن با پیروزی می گوید :

۱- شناخت دشمن و شناخت خود ، موجب رستن از خطر در همه جنگ هاست

۲- شناخت خود و نشناختن دشمن ، با یک پیروزی و یک شکست همراه است

۳- نشناختن دشمن و خود ، به شکست در هر جنگی می انجامد .

پس ، شناخت وضع موجود خود و دشمن مقدمه ی پیروزی اند و عدم شناخت وضع موجود می تواند مقدمه ی شکست و نابودی باشد .

 با این توصیف باید بگویم که شناخت واقعی وضع موجود تمام مذاهب اسلامی، به عنوان یک دوست یا دشمن، از جمله حنفی ها، مالکی ها، شافعی ها، سلفی های نوع اول و دوم و سوم، اخوان المفلسین ، اخوان المسلمین و بخصوص شناخت واقعی وضع موجود تشیع ۱۲ امامی یک ضرورت و نیاز روز عموم مسلمین و بخصوص مجاهدین شریعت گرای فرقه ی ناجیه می باشد  .

بر این اساس هر کسی که در مورد اهل قبله یا دشمنان اهل قبله اطاعات غلطی در اختیار مسلمین قرار دهد بدون شک دوست آنها به شمار نمی رود بلکه خواسته یا ناخواسته در پی شکست جبهه ی مسلمین و پیروزی جبهه ی مخالف آنهاست. چون «جهل» و «توهم دانستن» همیشه شکست، یاس و نامیدی به همراه دارد .

در این صورت شایسته نیست تنفر و دشمنی باعث پذیرش دروغ نسبت به اهل قبله ی مخالف و حتی دشمنان گردد . ما اگر در مورد شیطان و پیروانش هم شناخت دروغینی داشته باشیم بدون شک در دام آنها خواهیم افتاد . بر این اساس شما هرگز در کل قرآن و سنت صحیح دروغی نسبت به شیطان و حتی مریدان او نخواهید یافت .

با این وجود می بینیم که متاسفانه کارنامه ی ابوقتاده ی فلسطینی در ارائه شناخت دوست و دشمن و مسیر صحیح به مریدانش در سراسر سرزمینهای مسلمان نشین کارنامه ی سفید و پاکی نیست، بلکه از الجزایر بگیر تا سوریه و عراق و … نوعی آلودگی به دروغ و اطلاعات غلط به مریدان و در نهایت شکست و یاس و ناامیدی مریدان دیده می شود .

بیشتر بخوانیدبازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۳) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت دوم)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۲) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت اول)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۲) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت اول)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم )

ابوقتاده فلسطینی در آخرین مطلب خود در مورد ایران[۱] به نکات تاریخی و عقیدتی اشاره کرده است که در این قسمت بررسی مختصر یکی از آنها می تواند میزان دانش این شخص تفرقه اندازو عامل جنگ روانی بر علیه مسلمین را در این زمینه ی مشخص  نشان دهد .

 محمد قطب رحمه الله  می گوید هدف از پرداختن به تاریخ اسلام کسب شناخت بیشتر از حقیقت اسلام است و تاریخ اسلام خودش هدف نیست بلکه ابزاری برای شناخت حقیقی دین اسلام است[۲] روایات متعددی که در تواریخ گذشته وجود داشت و باعث سردرگمی خواننده می شد را نقد نموده و درکنار آن تواریخ جدیدی که توسط مستشرقین و عوامل غرب و طاغوتها نوشته می شد را نیز توطئه ی غربی ها علیه اسلام و به کلی مردود می دانست و معتقد بود تاریخ اسلام باید بازنویسی شود [۳]و تاریخ جهان و بشرهم لازم است از دیدگاه اسلامی نوشته شود [۴] در مورد تاریخ هر سرزمینی هم باز نیاز به همین اندازه دقت و حساسیت هستیم .

به همین دلیل معمولا زمانی که از تاریخ صحبت می شود نیاز به منبع و سند دارد و شخص نمی تواند تصورات و برداشتها و خیالات خود را به جای منبع و سند قرار داده و توهمات خود را به نام تاریخ به مخاطبین بخوراند . با این نگرش به مباحث تاریخی ابوقتاده در همین آخرین بیانیه اش می پردازیم که تا حدودی می تواند بخش دیگری از چهره ی علمی و اهداف پشت پرده ی سخنان این شخص معلوم الحال ساکن در دارالکفر اردن (حیات خلوت اسرائیل و مرکز سازمان جاسوسی آمریکا در منطقه) را برای مسلمین حق طلب روشن گرداند .

  این شخص بدون ارائه ی سند و مدرک می گوید :

  1. در حالیکه در نزد تمام کسانی که انقلاب (سال ۵۷ ایران) را بررسی کرده اند این اتفاق نظر وجود دارد که خمینی در معادله ی انقلاب چیزی نبود جز یک عدد کوچک از آن و به طور کلی دیگر آخوندها هم همینطور

بیشتر بخوانیدبازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و…. (۲) جهل ابوقتاده فلسطینی به تاریخ ایران و تشیع (قسمت اول)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و نگرش او نسبت به فرق اسلامی و اهل سنت ایران (۱)

بازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و نگرش او نسبت به فرق اسلامی و اهل سنت ایران (۱)

به قلم: کارزان شکاک (عضو شورای مدیریت بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم )

معمولا مواردی کلی مثل دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان و روش برخورد با دشمنان صائل جزو موارد عمومی هستند که از بدیهایت تعالیم اسلامی شمره می شود که لازم است هر مسلمانی قبل از بسیاری از احکام فقهی در یاد گیری آن کوشا باشد و گرنه ممکن است در دام منافقین و دشمنان آگاه و دوستان جاهل قرار بگیرد.

در این راستا چندی پیش و در پی اعتراضات خیابانی متفرق در ایران برادران ما در بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم و مذاهب مختلف آن پیامی را به این مضمون نشر دادند : پیامی به اهل سنت غرب ایران و هم مسیران بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم در مورد فراخوان راهپیمائی کفار سکولار منطقه ای و مرتدین محلی .[۱]

نشر این پیام باعث اعتراضات وسیع و حتی ایجاد شبهات و زدن برچسبهائی از طرف گروههای مختلف اهل سنت و بخصوص دارودسته ی  جولانی  و طرفداران گروههای مسلح بلوچ چون جیش العدل و شبکه های ماهواره ای کلمه و… گردید  . برادران ما در این پیام آشکارا آورده اند که :

” الله تعالی می فرماید : لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ (مائده/۸۲) مسلّما سرسخت‏ترين مردم را در دشمنى با كسانى كه ايمان آورده ‏اند، يهود و مشركان(سکولاریستها) خواهى يافت . در این صورت یهود و مشرکین(سکولاریستها) دشمنان شماره یک مسلمین و به همین ترتیب با توجه به آیات اولیه ی سوره ی روم نصرانی ها دشمنان شماره  ۲ و مجوس به عنوان کفار شبه اهل کتاب در ردیف سوم قرار می گیرند، که پیروزی این دشمنان شماره ۲ بر دشمنان شماره ۳ باعث خوشحالی مومنین و شایسته ی نصرت الله می باشد . وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ . بِنَصْرِ اللَّهِ  …

علاوه بر این الله تعالی به واقعیت دیگری در مورد مشرکین( سکولاریستها) اشاره می کند و پس از سريه عبد اللَّه بن جحش رضی الله عنه بر علیه سکولاریستهای قریش می فرمایند که سکولاریستها (یا همان مشرکین)  به صورت همیشه و پیوسته با مسلمین می جنگند تا زمانی که مسلمین را از محتوای دین اسلام خارج کرده و تابع قانون دین سکولاریستی خود نمایند و مسلمین دست از مفاهیم و محتوای دین اسلام بکشند و تابع حاکمیت، قانون و برنامه ی آنها گردند : … وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ .

بدین ترتیب الله تعالی هم دشمنان شماره یک ما را معرفی می فرمایند و هم اینکه بیان می کنند که سکولاریستها به صورت مداوم با مسلمین « قتال » می کنند ، یعنی جنگ و کشت و کشتار؛ تا کی؟ تا زمانی که مسلمین دست از مفاهیم چهار گانه ی دین خود یعنی : ۱- حاکمیت و قدرت حکومتی ۲- قانون و شریعت الله  ۳- اطاعت کردن از این حاکمیت و قانون ۴- مجازات کردن و پاداش دادن بر اساس این قانون و توسط این حکومت بکشند و این ۴ مورد در اختیار کفار سکولار و مجریان دین سکولاریسم قرار بگیرد.

بیشتر بخوانیدبازنگری و نقدی بر دیدگاههای ابوقتاده و نگرش او نسبت به فرق اسلامی و اهل سنت ایران (۱)

گوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

گوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

به قلم: ابوسلیمان هورامی

در ابتدای امر بر گفتاری از سخنرانی های آیت الله خمینی که راهنمای عمل پاسدارها و دیگر ارگان ها بود اشاره می کند که می گوید:

« وظیفه ی ماست که در مقابل ابر قدرت ها با سیستم و قدرت ایستادن هم داریم به شرط این که روشن فکران دست از غرب و شرق و غرب زدگی و شرق زدگی بردارند، ما با کمونیسم بین الملل به همان اندازه در ستیزیم که با جهان خواران غرب به سرکردگی آمریکا و با صهیونیسم و اسراییل شدیداً مبارزه می کنیم… ما باید حساب مان را با قدرت ها یکسره کنیم و به آن ها نشان دهیم که با تمام گرفتاری های مشقت باری که داریم با جهان برخوردی مکتبی می نماییم. جوانان عزیز که چشم امید من به شماست با یک دست قرآن و با دست دیگر سلاح را برگیرید و چنان از حیثیت و شرافت خود دفاع کنید که قدرت تفکر علیه خود را از آنان سلب نمایید… .

شما احتمال این را ندهید که تفنگ و ژ۳ و مسلسل شما پیروز شده است، مقابل شما بالاتر از این را داشتند، شما اندک داشتید و آن ها بسیار، لاکن آن چه که شما را پیروز کرد و می کند آن ایمان شماست و آن اخلاص شماست که در شما هست و در آن ها نیست شما برای خدا در میدان ها وارد می شوید و آن ها برای شیطان، آن ها حزب شیطان اند و شما حزب خدا، آن چه شما را در دو جبهه پیروز کرده و می کند ان شاء الله جبهه ی باطنی و نفسانی و جبهه ی جنگ با گروه شیطانی آن اخلاص و ایمان شماست که شما را پیروز می کند… .

شما در تمام ابعاد پیروز هستید و شما در تمام جهان معنوی و مادی پیروز هستید و شما در طول تاریخ پیروز هستید و پیروزی شما پشتوانه ی پیروزی مستضعفین جهان است. در طول تاریخ شمایی که با آغوش باز و بازوی گشاده به طرف الله و به طرف لقاء الله و به طرف شهادت می روید پیروز هستید چه در میدان جنگ پیروز بشوید و می شوید چه خدای نخواسته شکست بخورید و نخواهید خورد، شما آن چیزی را که همراه دارید دشمنان شما ضد آن را همراه دارند، شما رضای خدا را همراه دارید و آن ها سخط خدا را، شما ایمان را همراه دارید و آن ها طرفداری از کفر را، شما آرامش قلبی دارید و در این جنگ با آرامش با خاطر آسوده با این ایده که اگر شهید بشوم پیروزم و اگر هم پیروز بشوم پیروزم شما این را دارید و آن ها از مرگ فرار می کنند. بین این دو طایفه بسیار فرق است… .»[۱]

« و سپاه نماینده ی خط امام در جبهه ها بود. »[۲] در طرف دیگر با همین پیروان خط رهبری تهران مواجه می شویم که یکی از نشریات مارکسیت های فدایی خلق ایران آن ها چنین معرفی می کند:

روز سه شنبه ۳۰ مرداد ۵۸ در گفتگویی با پاسداران، یکی از آن ها علت آمدن شان را به کردستان این طور تعریف کرد که: « قبل از آمدن آن ها را از زیر قرآن رد کردند و آخوندی به آن ها گفته است که شما برای جنگ با کفار و روس ها می روید هرچند نفر از آن ها را بکشید به همان تعداد دفعه به بهشت می روید و گفته بود تا می توانید بکشید، چون اگر زخمی شوید آن ها سر شما را می برند. »

یکی از فرماندهان ارشد سپاه نیز جو حاکم را این چنین تعریف می کند که:

بیشتر بخوانیدگوشه ای از تفکر حاکم بر پاسدارانی که خداوند آن ها را برای دفع موقتی مرتدین به مکریان و اردلان هورامان فرستاد

تکفیر کریکار از طرف دوله و امثال عثمان شفیق بیانگر دو منهج متزلزل افراط و تفریط در میان اهل سنت

تکفیر کریکار از طرف دوله و امثال عثمان شفیق بیانگر دو منهج متزلزل افراط و تفریط در میان اهل سنت

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

با آنکه ماموستا کریکار می خواهد به مخاطب خود بفهماند که  نوعی از اخوانیسم منحرف نشده ی امام شهید حسن البناء رحمه الله  با منهج عقیدتی امام شهید سید قطب رحمه الله را نمایندگی می کند، اما در دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان به آن سبکی که این بزرگواران ارائه داده اند قدم بر نمی دارد .

به عنوان مثال امام شهید حسن البناء در تلاش برای وحدت تمام تفاسیر اسلامی بر علیه دشمن اصلی یعنی کفار سکولار جهانی و طاغوتهای محلی و دست نشانده ی این کفار سکولار جهانی بود . شهید سید قطب رحمه الله  نیز علاوه بر رعایت این منهج اسلامی،  به عنوان نمونه در تفسیر ارزشمند خود (فی ظلال القرآن ) و در تفسیر آیات اولیه ی سوره ی روم، به زبانی ساده و گویا اقدام به درجه بندی شرعی دشمنان می کند.

یعنی شما در آثار سید قطب رحمه الله اثری از بیان اختلافات مذهبی رایج و پرادختن به اختلافات فقهی فلج کننده را نمی بینید؛ و حتی علاوه بر تعاون و همکاری با تمام فرق  اهل سنت، با عبارت «شیطان بزرگ» بر علیه دشمن مشترک که در آن زمان آمریکا آن را نمایندگی می کرد و با عبارت «اسلام آمریکائی» بر علیه سلفیت خاص درباری آل سعود که در اختیار آمریکا و طاغوتهای محلی در آمده بود، حتی با مجتهدین بزرگ شیعه ی آن زمان چون آیت الله کاشانی و  مبارزینی چون نواب صفوی (فارس زبان) و… اتحادی مشترک بر علیه دشمنان مشترک و رسیدن به اهداف مشترک را به وجود آورده بود .

با این وجود، می بینیم ماموستا کریکار با نادیده گرفتن این امر مهم، دچار اشتباهات فاحشی در دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان می شود؛ و گاه در مورد حضور در انتخابات سکولاریستهای مرتد کوردستان یا حمایت از کمونیستی مرتد و تبلیغ برای آن چون نوشیروان مصطفی رهبر حزب گوران در برابر کسانی چون دارودسته ی علی باپیر و صلاح الدین محمد بهاء الدین و… که آنها را مسلمان و برادر خود می داند، یا تبلیغ و حمایت از پیشمرگه های مرتد و مزدوران سکولار و مرتد اوجالان که خودش آنها را مرتد می داند در برابر نیروهای سلفی نجدی دوله و یا نیروهای شیعه مذهب که مسلمانشان می داند و… دچار اشتباهات و تضادهای فاحشی در گفتار و عمل می گردد . یعنی :

  • کریکار می گوید سکولاریستها کافر و مرتد هستند اما عملا مثل یک مسلمان با آنها برخورد می کند
  • کریکار می گوید پیشمرگها و مزدوران اوجالان مرتد، خائن، کورد فروش، وطن فروش،فاسد و به بن بست رسیده و ضد موجودیت کوردها هستند اما از آنها در برابر شیعه و دوله ی سلفی نجدی حمایت می کند.
  • کریکا ر می گوید سگمرگه مرتد است اما علی باپیر و عبالطیف و… را که در صف این مرتدین قرار گرفته اند را مسلمان می داند، در حالی که اینها سگمرگه را مسلمان دانسته و حامیان سرسخت و جزئی مهم از سازمان آنها هستند.
  • کریکار می گوید شیعه و دوله و …. مسلمان هستند اما عملا زمانی که بحث پیشمرگه  پیش می آید مثل کفار با  شیعه و دوله برخورد می کند !!
  • کریکار می گوید حکومت شیعه مذهب ایران مسلمان است و باید مثل یک مسلمان با شیعیان برخورد کرد . یعنی هم با آنها ازدواج کرد و هم ذبیحه ی آنها را خورد و مهمتر اینکه می توان برای این حکومت سربازی کرد و در میان سپاهیان نظامی آن قرار گرفت ، اما زمانی که میان همین سپاهیان ایران با سکولاریستهای مرتد حزب دمکرات کردستان ایران در کوی سنجق درگیری به وجود می آید از سکولاریستهای مرتد حمایت می کند .
  • و…

این تزلزل و اشتباهات فاحش  در منهج و اندیشه را در کسی می بینیم که عده ای سعی دارند او را مثل مفتی های متزلزل دیگری مانند ابوقتاده فلسطینی و هانی السباعی و ابوبصیر طرطوسی و عبدالرزاق مهدی و امثالهم به عنوان یک آلترناتیو و بدیلی برای رهبران بزرگی چون صلاح الدین ایوبی، اسامه بن لادن تقبله الله و ابوانس شامی و سید قطب و… معرفی کنند .

در برابر این افراد متزلزل،  ما شاهد جریان دیگری از سلفیت خاص نجدیت هستیم که علاوه بر عدم درک دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان که مشکل اصلی همین جریان اول هم هست، دارای سوء فهم در اصطلاحات شرعی چون مشرک و مشرکین، ارتداد و مرتدین، جایگاه عذرهای شرعی برای مسلمین، وحدت و اهمیت جایگاه آن و… هستند .

به همین دلیل این جریان دومی نیز با فاصله گرفتن از منهج صحیح اسلامی دچار جنون تکفیر شده اند، و به راحتی اکثریت مطلق مسلمین دنیا را با عباراتی چون مشرک و قبر پرست و قبوری و… تکفیر نموده و سایر احزاب  و مخالفین فعال خود را نیز با کنار زدن عذرهای شرعی و با تکیه بر حدس و گمانهای غیر شرعی، به سهولت در دایره ی مرتدین قرار می دهند .

این یکی از واقعیتهای کنونی حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین و بخصوص مناطق سنی نشین است که روز به روز  بر وخامت آن افزوده شده و وضعیت را برای مسلمین بدتر و سیاهتر می کند؛ به نحوی که هر جا این جریان وارد شده است به سهولت باعث ایجاد جنگهای داخلی وحشتناک، جدا شدن مردم از مجاهدین و حتی در سرزمینهائی چون چچن باعث دلسرد شدن و حتی کناره گیری مسلمین از جهادی شده اند که قرنها جهاد بر علیه کفار اشغالگر خارجی به صورت فرهنگ در میان آنها در آمده بود .

تمام این وقایع به ما می فهمانند که الگوهای صحیح جهادی را نباید در این دو طیف جستجو کرد، و به صراحت در میان مریدان این دو جریان الگوهای صحیح فکری جهادی از بین رفته و خلاء شخصیتهای بزرگ جهادی چون شیخ اسامه بن لادن و شیخ ابوانس شامی، سید قطب و امثالهم مشاهده می شود .

اهل سنت لازم است بار دیگر به خود آید و با فاصله گرفتن از این دو جریان مخرب و با بازگشت به منهج صحیح اسلامی الگوهای خود را «خودش» با معیار شریعت اسلام انتخاب کند نه با معیار تنفر از فلان مذهب و قوم یا احساسات جاهلی نفسانی و ….؛  و اجازه ندهد که کفار سکولار و محارب جهانی و مرتدین محلی چون انگلیس و کانادا و آمریکا و اردن و آل سعود و… برایش الگو  و منهج تعیین کنند .

 

یگانه سیاست مناسبی که از جانب انجمن اسلامی کردهای مقیم تهران علیه مرتدین سکولارکردستان اتخاذ شد

یگانه سیاست مناسبی که از جانب انجمن اسلامی کردهای مقیم تهران علیه مرتدین سکولارکردستان اتخاذ شد

به قلم : ابوسلیمان هورامی

ما می دانیم که کمونیسم و پیروزی آن زاییده فقر ایدئولوژیکی و سپس فقر اقتصادی در یک جامعه ای می باشد و نیز می دانیم که در اروپای آزاد هرگز انقلابی کمونیستی به شیوه ی مارکس رخ ندارد بلکه در روسیه ای انقلاب شد که مرکز فقر و بی سوادی و دیکتاتوری و جهل بود و به همین ترتیب ایدئولوژی راهبر ملت های تحت ستم افریقا ، امریکای لاتین ، آسیای کم سواد و کلاً ملت های فقیر از لحاظ فکری و مادی قرار گرفت.

ملل مسلمان نیز به خاطر فاصله ی طولانی که از دین گرفته بودند و در وضعیت رضایت بخشی به سر نمی بردند به همین دلیل این ایدئولوژی فاسد با رنگ و لعاب فریبنده ای در میان آنان عشوه گری نمود و انسان های زیادی را به کام خود فرو برد اما چنان چه گفته شد این عقیده متعلق به ملل ناآگاه و جاهل می باشد و به هر میزانی که آگاهی و علم بالا برود به همان میزان درصد گرایش به آن نیز کاهش می یابد. چنان چه همین الان هم کتابخانه ی مارکس- انگلس هنوز در انگلیس دایر است، و قرار بود که اولین انقلاب کارگری در انگلیس رخ دهد اما دیدیم که هیچ وقت در چنین کشوری انقلاب کارگری رخ نداد آن هم به خاطر وجود آزادی و علم مردم نسبت به سوسیالیسم و کمونیسم.

ملت ما نیز از این قاعده مستثنی نبود در اوایل ظهور سوسیالیست های قاضی مرتد ابتدا مورد حمایت قرار گرفت اما زمانی که ماهیت آن مشخص گردید و مردم به نیت پلید آن و اعمال ارتدادی آن علم حاصل کردند وی را رها کرده و عملاً تحویل قصابش دادند. در انقلاب ۵۷ نیز همین مسیر طی شد اما کسانی بودند که هم از دین چیزهایی می فهمیدند و هم از گذشته ی مرتدین درس عبرت گرفته بودند به همین دلیل «انجمن اسلامی کردهای مقیم تهران» بر خلاف سیاست های دولت مرکزی تهران هرگونه مذاکره و شیوه های مسالمت آمیز با مرتدین را طبق سنت انبیاء و آیات قرآن و روش به احسان سابقون الاولون در جنگ با اهل رده و مرتدین، رد می نمایند. جنگ با مرتدینی که علاوه بر ارتداد خود مسلحانه و زور قصد مرتد کردن دیگران و تحمیل حکم و قانون ساختگی خود بر مردم را دارند.

این سیاستی است کاملاً اسلامی و جنگ و قتال هدفمند یگانه راه حل دفع عفونت ناشی از به وجود آمدن غده ی سرطانی مرتدین بر پیکره ی جامعه ی اسلامی است که هم دولت موقت مخالف آن سیاست بود و هم در مناطق کرد و هورامی نشین اندیشه ها و تفاسیر من در آوردی احمد مفتی زاده که متأسفانه جماعت فعالی را پس از فقدان مردوخ کردستانی به خود جلب نموده بود، و شاید تنها اندیشه و حرکت به انحراف کشیده شده ی صوفیان منتصب به رزگاری را در دفع مرتدین بتوان با اندیشه ی این انجمن اسلامی نزدیک دانست.

بیشتر بخوانیدیگانه سیاست مناسبی که از جانب انجمن اسلامی کردهای مقیم تهران علیه مرتدین سکولارکردستان اتخاذ شد

از مقاومت مردمی مهاباد تا مقاومت مردمی سنندج در برابر سکولاریستهای مرتد کردستان

از مقاومت مردمی مهاباد تا مقاومت مردمی سنندج در برابر سکولاریستهای مرتد کردستان

به قلم : ابوسلیمان هورامی

الان با وجود رسانه های متنوع تصویری و کتب مختلف و انبوه انقلابی هر کسی با هر میزان از سواد می تواند تشخیص دهد که مقاومت «مردمی» یعنی چه، چون به صورت زنده هر روز از صفحه تلویزیون مقاومت مردمی مسلمانان فلسطین، عراق، افغانستان، کشمیر، چچن، صومال و… را می بینند. هم چنین به راحتی می توانند خائنین مزدور را نیز که مترسک دست دشمنان گشته و با پول و فریب عده ای را جهت سرکوب مردم خویش اجیر کرده اند را نیز بازشناسند.

مردم مهاباد هرگز رأی ندادند اما برایشان رئیس جمهور تراشیده شد، مردم مهاباد به امید تولد قاضی فتاح دیگری به قاضی محمد گرایش یافتند اما قاضی مرتدی از آب در آمد که با قاتل فرزندان شان علیه دین و ناموس و شرف شان متحد شده بود به همین دلیل و دلایل دیگر در هنگام یورش حکومت مرکزی ایران رهایش کردند و عده ای هم به پیشواز ارتش ایران رفته و به آن پیوستند تا شاید زودتر از شر قاضی مرتد و دزدان دور و برش خلاص شوند. پس از سال ها همین بازماندگان پلید که از همان افکار ارتدادی قاضی مرتد و حزب توده ایران نشأت گرفته بودند شکل ظاهری به خود گرفته و دوباره چون بیماری واگیرداری سربلند کردند اما واکنش مردم سنندجی که در انتخابات به مدعیان اسلام رأی داده بودند همان واکنشی بود که در مهاباد رخ داد، مردم مهاباد در گذشته قاضی مرتد را تنها گذاشتند و در انقلاب ۵۷ نیز مهاباد به قاسملو رهبر دمکرات های مرتد رأی نداده بود. یعنی مردم هر دو ناحیه آشکارا و علنی رد بطلانی بر چهره ی کثیف مرتدین زده بودند و در این حمله ی دوباره ی ارتش ایران به منطقه باز می بینیم که به قول مرتدین «در سنندج کسی مقاومت نکرد»[۱] .

صحیح است در سنندج کسی به دفاع از مرتدین مقاومت نکرد و اگر مرتدین زن و بچه هایی را با شعارهای دروغین می خواستند جلو بکشند خیلی زود چهره ی کثیف و حقه ی پلیدشان لو می رفت و کسی حاضر نمی شد به دفاع از آن ها قدمی به جلو بگذارد.

انتخابات مهاباد و سنندج در انقلاب ۵۷ و واکنش مردم مهاباد در برابر اعدام قاضی مرتد و واکنش مردم سنندج و خود مهاباد در برابر مرتدین تازه به دوران رسیده ی سال های ۵۷ به خوبی نشان داد که این مرتدین هیچ جایگاهی در میان مردم مسلمان منطقه ندارند. و مردم مسلمان کرد و هورامی مادامی که مسلمان بمانند هرگز اختیاراً سلطه و سایه ی شوم آن ها را نخواهند پذیرفت و به میل خود هرگز به آن ها جا نداده و از آن ها پشتیبانی نمی کنند. و این کاملاً طبیعی و عادی است که یک مسلمان هرگز در سر نمی پروراند که خدای ناکرده کاری از وی سر بزند که به نفع مرتدین و حتی کفار باشد چه رسد به این که خدای ناکرده از آن ها جانبداری کرده و یا حتی دوستی آن ها را در دل داشته باشد چون با این کار جزو آن ها محسوب شده و از دایره ی اسلام خارج می گردد با وجود آن که اهل نماز و روزه و حج و … باشد.

بیشتر بخوانیداز مقاومت مردمی مهاباد تا مقاومت مردمی سنندج در برابر سکولاریستهای مرتد کردستان

باز نشر بیانیه  جریان بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم در مورکریان در مورد جنگ روانی  مرتدین سکولار  پس از نبرد رسوائیشان با نیروهای ایران و ….

باز نشر بیانیه  جریان بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم در مورکریان در مورد جنگ روانی  مرتدین سکولار  پس از نبرد رسوائیشان با نیروهای ایران و ….

 

اخیرا مشاهده کردیم که مرتدین سکولار و مزدور بعد از تجمعی که در آمریکا به همراه اپوزیسیون ساختگی سکولار ایران برپانموده بودند اقدام به  ترورهای کور و عملیاتهای جنون آمیزی در بخشهائی از موکریان، مریوان و هورامان نمودند. در واکنش به این مزدور منشی های سکولاریستها و تکرار سناریوهای مزدوری آنها حکومت شیعه مذهب ایران هم چندین نفر از آنها را در عملیاتهای مختلف به درک فرستاده و حتی حملاتی را به مقرات بخشی از این مرتدین در خاک عراق انجام داد.

اما نکته ی تامل بر انگیز جنگ روانی سکولاریستهای مرتد به خط و نشان کشیدن برای جریانات شریعت گرای اهل سنت در کوردستان و همراهی بخشی از جریان فکری کاک احمد مفتی زاده و اخوان الشیاطین ( شاخه ی انحرافی جریان مبارک اخوان المسلمین) با این مرتدین  و بسیج افکار عمومی در راستای اهداف سکولاریستهای مرتد بر می گردد که نشان می دهد سیاستهای ما در طول این چند سال گذشته در مورد دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان در مناطق اهل سنت نشین غرب ایران صحیح و منطبق با منهج صحیح اهل سنت بوده است .

بر همین مبنا بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم  و مذاهب مختلف آن در کوردستان و هورامان در واکنش به این جنگ روانی سکولاریستهای مرتد بیانیه ای که ۹ سال پیش در همین رابطه صادر کرده بود را جهت تنویر افکار عمومی اهل سنت غرب ایران بازنشر می نماید تا به استراتژیهای ثابت دشمنان سکولار و مرتد در برخورد با قانون شریعت الله و واکنش ثابت شریعت گرایان با این جریان پلید برای همگان روشن و آشکار گردد .

متن بیانیه به شرح زیر است :

بسم الله الحمن الرحیم

الحمد لله ربِّ العالمین، والعاقبة للمتقین، ولا عدوان إلا على الظالمین، والصلاة والسلام على المبعوث رحمة للعالمین، وعلى آله وصحبه أجمعین.

حمد و سپاس از آن خداوندی که فرمود: «وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ‏» آل عمران ۱۵۷٫
و درود و سلام بر پیام­آورش صلی الله علیه و سلم، پیامبری که فرمود: «لوددت أنی أقتل فی سبیل الله ثم أحیا ثم أقتل ثم أحیا ثم أقتل»: « آروز داشتم که در راه الله کشته می­شدم سپس زنده می­شدم و باز کشته می-شدم دوباره زنده می شدم و باز کشته می­شدم».
و درود و سلام بر آل و اصحاب ایشان باد، کسانی که حق را با عدالت خویش گسترش دادند، و با جان خود از دین الله پاسداری کردند، و برای اعلای آن خون خود را تقدیم کردند «فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ» آل عمران ۱۴۶
و صلات و سلام بر کسانی باد  که تا روز واپسین، راه این بزرگواران را در پیش می­گیرند و مانند ایشان جهاد کرده و صبر پیشه می­کنند.

خداوند متعال می فرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ» بقره/۲۱۴
‏ «آیا گمان برده*اید كه داخل بهشت می*شوید بدون آن كه به شما همان برسد كه به كسانی رسیده است كه پیش از شما درگذشته*اند؟ (شما كه هنوز چنین رنجها و دردهائی را ندیده*اید و باید چشم به راه تحمّل حوادث تلخ و ناگوار در راه كردگار باشید). زیانهای مالی و جانی (و شدائد و مشكلات، آن چنان ملّتهای پیشین را احاطه كرده است و) به آنان دست داده است و پریشان گشته*اند كه پیغمبر و كسانی كه با او ایمان آورده بوده*اند (هم*صدا شده و) می*گفته*اند: پس یاری خدا كی (و كجا) است*؟! (لیكن خدا هرگز مؤمنان را فراموش ننموده است و بدیشان پاسخ گفته است كه:) بیگمان یاری خدا نزدیك است.» ‏

همچنین خداوند متعال می فرماید:«وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِیرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِینَ ‏* ‏ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِینَ ‏* ‏ فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» آل­عمران ۱۴۶-۱۴۸
«و چه بسیار پیغمبرانی كه مردان خدای فراوانی به همراه آنان كارزار می‌كرده‌اند و به سبب چیزی كه در راه خدا بدانان می‌رسیده است (از قبیل: كشته‌شدن برخی از یاران و مجروح‌شدن خود و دوستان) سست و ضعیف نمی‌شده‌اند و زبونی نشان نمی‌داده‌اند (و بلكه شكیبائی می‌كرده‌اند) و خداوند شكیبایان را دوست می‌دارد * و (این عمل ایشان به هنگام سختی بود، و در این وقت) گفتارشان جز این نبود كه می‌گفتند: پروردگارا! گناهانمان را ببخشای و از زیاده‌رویها و تندرویهایمان صرف نظر فرمای و گامهایمان را ثابت و استوار بدار و ما را بر گروه كافران پیروز بگردان * پس خداوند پاداش این جهان را (با پیروز كردنشان بر دشمنان، و فراچنگ آوردن غنیمت و كرامت و عزّت) بدیشان داد، و پاداش نیكوی آخرت را (برای آنان تضمین كرد) و خداوند نیكوكاران را دوست می‌دارد.»

ملت عزیز کردستانات و هورامان  :
هر کس در مسیر دعوت و جهاد که پیامبر صلی الله علیه و سلم آن را پیموده و صحابه بزرگوار و مجاهدین گرانقدر در طول تاریخ پر از عزت و شکوه از او پیروی کرده اند، تامل کند به یقین در می یابد که این مسیر عبادتی است که با خون شهیدان، و شکنجه اسیران، و درد و رنج زخمیان و غربت مهاجرین وجنگی روانی وترور شخصیتی وفیزیکی همراه است. و بر همین منوال سنت خداوند در مورد بهترین بندگانش – سلام و رحمت خداوند بر آنها باد – جاری گشته است، پس یحیی ذبح گردید و یوسف به زندان انداخته شد و ابراهیم در آتش انداخته شد، مریم موردتهمت واقع شد و پیامبرمان محمد – درود و رحمت خداوند بر او و دیگر پیامبران باد – پس از تحمل جنگی روانی از جانب دشمنان ،هجرت کرد و دردها و زخم ها را تحمل نمود. مسیری که هیچ کس آن را نپیموده مگر اینکه با او دشمنی شده و قومش او را بیرون رانده اند و شکنجه اش داده اند. پس بعد از این چه ضرری به موحدین می رسد.

ملت عزیز کردستانات و هورامان  :

ملت کرد گرچه در اوائل انقلاب ایران درپس خیانت و نفاق، بی‌مایگانی چون عزالدین حسینی؛ که از عرق دینی وعدم تمییز جامعه خوش‌باور کرد سوءاستفاده کرده و با بیانی مکارانه اعلام میدارد که با یک دست قرآن و با دست دیگر حامل پرچم ننگین داس و چکش است،ولی امروز فهم صحیح دینی جوانان و گذشت زمان، ماهیت سردمداران آزادی و( کوردایه‌تی ) را هویدا و به آیندگان ثابت نمود که پهلوانان ما در این میدان وسیع چند منه‌ حلاجند؟
تناقض‌گویی و آشفته بازاری که شما داعی آن بوده و با شعارهای دهن پرکن سعی در سرقت فکر و روح جوانان موحد دارید؛چون عَلَمی نمایان بوده و ره‌آورد رذیل شما را خردمندی خواهان نیست.از آنجمله‌؛ شعار دمکراسی و برابری و در پس آن تهدید به قتل مخالفان است؛و این چیزی است که پیش‌تر از این نیز از شما دیده شده و گویای صداقت درونتان میباشد.مگر نه اینست که در میدان سخن، فدا میکنید جان را به ساحت آنکس که رأی مخالف دارد؟چرا که به دروغ گفتی که دمکراسی محبت و عشق به مخالفین است،پس شعاردروغین  زنده باد مخالف من؛در قالب صحیحش تبدیل گردید به: خواهیم کشت هر آنکس را که فکری مخالف دارد؟

بیشتر بخوانیدباز نشر بیانیه  جریان بنیان جهاد علیه دین سکولاریسم در مورکریان در مورد جنگ روانی  مرتدین سکولار  پس از نبرد رسوائیشان با نیروهای ایران و ….