انقلاب ۵۷ و آیت الله خمینی، تاریخ معاصر اهل سنت کردستان را به پیش و پس از خود تقسیم کرد (۳)

انقلاب ۵۷ و آیت الله خمینی، تاریخ معاصر اهل سنت کردستان را به پیش و پس از خود تقسیم کرد (۳)

 

به قلم : ابوسلیمان هورامی

فرمان آیت الله خمینی و آغاز درگیری مسلحانه با گروهکهای سکولار چند ملیتی در کردستان و هورامان:

‏‏‏‎ با تمام  درخواستهای مردم اهل سنت جهت شروع جنگ با سکولاریستهای چند قومیتی و در نتیجه ی تمام جنایتهایی که احزاب سکولاریست در کردستان مرتکب شدند سرانجام در ۲۸ مرداد ماه سال ۱۳۵۸، نقطە آغاز جنگ مسلحانه در برابر تهاجمات و جنایات احزاب سکولاریست  شروع شد که در آن آیت الله خمینی با حکم جهاد بر ضد کفار جنگی تمام عیار بر علیه سکولاریستهای متحد ترک و فارس و کرد و…. را رقم زد؛ جنگی کە دراشکال مختلف و در ابعاد گوناگون تا کنون ادامه‌ دارد.

زمانی که درگیریهای کردستان شروع شد، اولین فرمان آیت الله خمینی به‏‎ ‎‏عنوان فرماندۀ کل قوا برای شکست محاصره پاوه و نجات چمران صادر‏‎ ‎‏شد.  در رابطه با غائلۀ کردستان چندین هیات از جمله هیات حسن نیت‏‎ ‎‏مرکب از صباغیان، مهندس بازرگان، آیت اللّه طالقانی و …‏‎ ‎‏فعالیتها و رفت و آمدهایی داشتند. در برخورد با این هیات، احزاب سکولاریست از دولت و حکومت امتیاز می خواستند که آیت الله خمینی گفت : سپاه‏‎ ‎‏برود کردستان و مساله آنجا را حل کند.

آیت الله خمینی در ضمن فرمان خود تاکید داشت که : در کردستان با کفر بجنگید نه با کرد، حساب مردم کرد از ضد انقلاب جداست و هنر ما این است که این دو را از هم تمیز دهیم.

پس از انقلاب و در دوران حکمرانی چند ماهه گروههای سکولاریست ، سنندج شد شهر لجن و شهر ممنوع. سنندج شهر مشروب و کفار، پس از چندی مسلمانهای فعال به دستور احمد مفتی زاده رحمه الله  از سنندج فرار کردند، تمام دیوارهای سنندج پُر شد از فحش و توهین به اسلام و نمادهای اسلامی .. . . اینها هر کاری می خواستند کردند؛ تا که دیگر در ۲ اردیبهشت ۱۳۵۹ تحمل اهل سنت کردستان تمام شد و با ورود به نیروهای حکومتی تصمیم گرفتند جلو جنایات و فساد ناشی از سکولاریستهای مرتد و متحدین غیر بومی آنها را بگیرند . در آن زمان ۳۷۰ نفر از شهر مریوان به کرمانشاه رفتند و چند نفر نماینده نزد رهبر انقلاب فرستادند و ۳۵ نفر از آنها به همراه احمد متوسلیان با هلیکوپتر به مریوان برگشتند، چون جاده دست احزاب سکولاریست  بود.

بیشتر بخوانیدانقلاب ۵۷ و آیت الله خمینی، تاریخ معاصر اهل سنت کردستان را به پیش و پس از خود تقسیم کرد (۳)

انقلاب ۵۷ و آیت الله خمینی، تاریخ معاصر اهل سنت کردستان را به پیش و پس از خود تقسیم کرد (۲)

انقلاب ۵۷ و آیت الله خمینی، تاریخ معاصر اهل سنت کردستان را به پیش و پس از خود تقسیم کرد (۲)

 

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

اگر ما تاریخ مظلومیت و اقتدار خود را در کردستان سرافراز مرور نکنیم و نگوئیم که اهل سنت برای آزادی و سرافرازی این خطه چه ها که نکشیدند فردا روزی شرمنده تاریخ خواهیم شد …شرمنده از آن روی که قلم به دستان مزدور و خائن سکولاریست تاریخ را خواهند نوشت و به دربار اربابانشان تقدیم خواهند نمود و از طریق رسانه ها با بهره گیری از دسیسه و حیله های بی شمار تبلیغاتی به خورد نسل جدید خواهند داد  و بسیار سخت است تاریخی که نوشته شده است را تغییر داد مگر آن که واقعیت ها و حقیقت ها را آن گونه که هست مرور و به مردم ارائه کرد تا کسی را یارای تحریف نباشد …

از این رو است که ما ضرورت مرور تاریخ جهان اسلام به صورت عام و تاریخ کردستان پس از انقلاب ۵۷ به صورت خاص را احساس کرده و بر آن استمرار داریم و امیدواریم که این تلاش مختصر مورد رضایت الله قرار گرفته وادای احترامی باشد به ثمره ی خون تمام عزیزانی که در راه دفع سکولاریستهای مرتد از خود گذشتگی بی نظری نشان دادند .

بعد از سقوط حکومت سکولاریستی شاهنشاهی و با پیروزی انقلاب ۵۷ مردم ایران، اهل سنت کردستان انتظار داشتند به‌ حقوق ضایع شده ای  کە در زیر سایه ‌حکومتهای قبلی ایران از آن بویی نبردە بودند، برسند. مردم پس از تحمل درد و رنج فراوان، با دادن خونهای زیاد انتظار داشتند که‌ بتوانند بر سر نوشت خود تصمیم بگیرند و در امور مملکت سهیم باشند؛ اما ناگهان مشتی سکولاریست مرتد محلی را در صحنه دیدند که با اتحاد با سایر سکولاریستهای کمونیست و لیبرال فراری چند ملیتی از سایر استانهای ایران جهنمی به سبک استالین و خمرهای سرخ را برایشان ترسیم نموده بودند.

در فلسفه‌ ی دین سکولاریسم هر گونه‌ ابراز حق و حقوقی و هر گونه‌ قانونی خارج از چارچوب نظام سکولاریستی باطل محسوب شده‌ و عمل به آن ممنوع  قلمداد می شود. همین فلسفه‌ و ایدئولوژی بود کە احزاب سکولاریست  را در مسیر سرکوب  و قتل عام مسلمین هدایت کرد و کردستان را بە گورستان شریعت گرایان اهل سنت تبدیل نمود.

احزاب سکولاریست  تازه‌ به‌ قدرت رسیده‌ کردستان به‌ جای احترام نهادن به خواستها و ارزشهای اسلامی و فرهنگی مردم، بە تقویت اقتدارگرایی پرولتاریایی و سرکوب اهل سنت و آزادی خواهانی که‌ در پیروزی انقلاب و رهایی ملت کردستان سهیم بودند، شدت بخشیدند. با توجه‌ به‌ جغرافیای غرب ایران و بخصوص کردستان و با توجه‌ به‌ وجود باورها، آئین ها و ملیت ها ی گوناگون در این سرزمین  احزاب سکولاریست  نیز شیوه‌ های گوناگونی را جهت بسیج و در نهایت سرکوب آنها  به‌ کار گرفتند. سرکوب را ابتدا علیه‌ جنبش دینی مکتب قرآن احمد مفتی زاده  و حرکت دانشجویی و صوفی های نقشبندی انجام دادند و سپس در بیجار و نقده و ارومیه و… مذاهب شیعه‌ و سنی را علیه‌ یکدیگر شوراندند که‌ ماجرای خونین قارنا، نقده و بیجار را در پی داشت. همچنین با ایجاد تفرقه‌  در مناطقی که‌ کرد، ترک، ارمنی  سالیان درازی بصورت مسالمت آمیز در کنار همدیگر زندگی کرده‌ بودند، سبب بوجود آمدن جنگهای خونین و کاشته‌ شدن بذر نفاق در بین این مردم شدند. این جنگ ها تنها در روستاهایی از قبیل قارنه و قلاتان، سوزی، ایندرقاش، دیلانچرخ، حلبی (حەلبێ)، کویکان، کارێز و برخی روستاهای دیگر منجر بە کشتە شدن صدها غیرنظامی بی گناه شد.

بیشتر بخوانیدانقلاب ۵۷ و آیت الله خمینی، تاریخ معاصر اهل سنت کردستان را به پیش و پس از خود تقسیم کرد (۲)

چگونه جنگ مذهبی « خودکشی » مجاهدین و خدمت به اشغالگران خارجی و مرتدین محلی است ؟

چگونه جنگ مذهبی « خودکشی » مجاهدین و خدمت به اشغالگران خارجی و مرتدین  محلی است ؟

ارائه دهنده : دکتر م .هورامی  { پزشک عمومی }

چندی پیش مطلبی راهبردی از یکی از منابع تبلیغاتی اشغالگران آمریکائی و غربی را خواندم که از اهمیت و بزرگی یک توطئه ی مهم علیه مسلمین خبر میداد.

« «نیوزویك» به مقامات آمریكایی توصیه كرده است، بدون گرفتن جانب یك طرف در  درگیری‌ها ی مذهبی میان مسلمین ، تلاش كند این درگیری ادامه یابد تا مسلمانان و از جمله «القاعده» به جای حمله به غرب، مشغول اختلافات داخلی خود باشند.
در این تحلیل آمده است: این روند به همین شكل یادآور دوره اصلاحات مسیحی است. »

در قرون وسطی و اوایل رنسانس در غرب ، شاخه‌های گوناگون مسیحیت برای اثبات درستی تفسیرهای خود از مذهب به كشتار یكدیگر پرداختند. و دامنه ی اختلاف را به حدی گسترش دادند که جناح بسیار اندک و ناچیز سکولار جامعه توانستند نظر و رای  مردمان مذهبی را به خود جلب کنند .   مردم که از جدالها و درگیریهای ویرانگر میان رهبران و جناحهای مختلف مذهبی  از یکطرف و فقر و تنگدستی و دیکتاتوری حکام وابسته به مذهبیون  از دیگر سو به تنگ آمده بودند ؛ تسلیم تبلیغات سکولارهایی را خوردند که مذهب را در خود شخص محدود کرده و دست دلالان و توطئه گران مذهبی و حکام ظالم را از سر مردم کوتاه نمایند. مردم را اختلافات داخلی مذهبیون و فقر وظلم حاکم بر جامعه به طرف سکولاریستها کشاند نه حقانیت عقاید و برنامه های سکولاریستها.

بیشتر بخوانیدچگونه جنگ مذهبی « خودکشی » مجاهدین و خدمت به اشغالگران خارجی و مرتدین محلی است ؟

هورامان در برابرتوهم و دروغی بزرگ به نام کردستان بزرگ

هورامان در برابرتوهم و دروغی بزرگ به نام کردستان بزرگ

به قلم : ابوسلیمان هورامی

خیلی وقتها دیده شده، که ملتی بدون تاریخ مکتوب، حیات تاریخی اش از یکی دو قرن اخیر شروع شده و ملل استعمارگر و غالب به دلخواه خودشان و در مسیر اهداف مادیگرایانه و سلطه طلبی شان دست به قلم شده و با اجازه گرفتن از رهبران مصنوعی ملتها و به اصطلاح رشنفکران غرب یا شرق زده خواسته هایشان را بر چنین ملتهای مغلوبی خورانده و تحمیل نموده اند که نمونه های آنرا در اغلب سرزمینهای تحت نفوذ امپریالیستها می توان یافت.
این جریان تاریخ سازی تنها به چنین ملتهایی متوقف نشد، چون امیال و خواسته های شیطانی استعمارگران خون آشام و خائنین هم فکر بومیشان نیز سیری ناپذیر است. برای نمونه اگر شما به نقشه کشورهای آفریقایی نگاهی بیندازید بخوبی متوجه می شوید که انگار بدون توجه به فرهنگها و ملتها، استعمارگران سرمایه دار با خط کشی نشسته اند و برای رسیدن به اهداف پلیدشان برای انسانهای زیر ستم، وطن و کشور تولید کرده اند.
اگر به جمهوریهای آسیای میانه هم بنگرید، می فهمیم که سوسیالیستها نیز در پلیدی و آشوب طلبی دست کمی از سرمایه دارهای کاپیتالیست ندارند. شما اگر به دقت به عنوان نمونه به نقشه کشور ازبکستان یا قرقیزستان بنگرید می فهمید که استالین سوسیالیست مرتکب چه جنایت فاحش نابخشودنی شده که هم اکنون نیز قربانی می گیرد.
سرزمین ما هم از جنایات حکام فاسد و ظالم داخلی و استعمارگران و فرصت طلبان خارجی و روشنفکر نمایان خودباخته بومی بی نصیب نبوده است.
ایران زمین در عصر نکبت و ذلیلی خودش به هنگام سلطنتهای شوم صفویه و قاجار دچار مصیبتها و تجزیه های نابخردانه گشت که شاید بتوان این دوران را همچون قرون وسطی در اروپا به عنوان دوران تاریکی و پس رفت ایران زمین از آن یاد کرد.
قومیتها و لهجه های غرب ایران زمین هم، همچون دیگر پاره های شمال، شرق و جنوب از بلایای این دو سلسله ی فاسد بی نصیب نماندند و متأسفانه کار به جایی رسید که ترک ها و عربها هر کدام به نوبه خود تاریخ و تمدن چند هزار ساله آنها را زیر سوال برده و بی شرمانه با اندیشه های سکولاریستی خودشان حتی منکر نژاد ایران زمینی آنها گردیدند و خود را پدران آنها شناساندند.

بیشتر بخوانیدهورامان در برابرتوهم و دروغی بزرگ به نام کردستان بزرگ

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

قبل از آنكه اتحاديه ی ماد تشكيل گردد طوايف واقوام مختلفي در غرب ايران زمين زنگي مي كردند كه پس از تشكيل حكومت ماد ، ديگر اثري از حكومت آنها باقي نمي ماند بلكه در اتحاديه حاكم هضم مي گردند. اين اقوام عبارت بودند از :ماننائیها، گوتی  ها ،  کاسی هاو…

اينكه قبل از اقوام مذكور نيز چه اقوامي در اين بخش زيسته اند،  وداراي چه نژاد يا فرهنگ وتمدني بوده اند مشخص نيست . اما پس از آنكه حكومت ماد از به هم پيوستن اين پادشاهيهاي كوچك به وجود آمد، همين شيوه ملوك الطوايفي وحكومت هاي كوچك در زير سايه حكومت بزرگ به استقلال داخلي خود ادامه دادند.

پس ازجابه جا شدن قدرت مادها به هخامنشيان يعني ازفرزندان يك خانواده به يكي ديگر از فرزندان همان خانواده، باز مي بينيم حكومتها وطوايف كوچك نقش اول اسكلت حكومتي را تشكيل مي دهند ،   كتيبه بيستون روئساي آنها را چنين بر مي شمارد .

۱- اتانس ( اوتانه)

۲- اسپاتينس ( اردومنش)

۳- گبرياس (گئوبروو)

۴- انيتا فرنس ( وين دفرنه)

۵- (بغا بوخش يكم)

۶- هيدارنس (وبدرنه)

۷- داريوس( داريوش)

پس از فروپاشي حكومت هخامنشيان توسط اشغالگران رومي ، باز مي بينيم كه يك جريان استقلال طلبانه عليه اشغالگران به رهبري اشكانيان ظهور مي كند وقدرت بزرگي را در ايران زمين بوجود مي آورند . اما باز اسكلت تشكيل دهنده اين جريان بيگانه  ستيز نيز اتحاد طوايف وحكومتهاي كوچك است كه از ميان اين حكومتهاي كوچك وطوايف متعدد مي توان به چند طايفه بزرگ آنها اشاره كرد:

بیشتر بخوانیدهورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا

کاربرد ابزارهای انقلاب واصلاحات در کردستان ایران (۲ ) و اینکه چرا جنگ مسلحانه مذهبی نوعی حماقت و خیانت آشکار است ؟

کاربرد ابزارهای انقلاب واصلاحات  در کردستان ایران  (۲ )  و اینکه چرا جنگ  مسلحانه مذهبی  نوعی حماقت و خیانت آشکار است ؟

 

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

جهت روشنتر شدن وضع موجودی که سکولاریستها ممکن است برای شریعت گرایان به وجود آورند به ذکر و توضیح مثال ملموسی در این باره می زنیم :

سکولاریستهای گذشته و حال  فقط  مخالف   «اخلاق  ورفتارعقیدتی »  رسول الله صلی الله علیه و سلم بوده و هستند که ناشی از دستورات و قوانینی است که  شریعت جهت تکمیل و هدایت مطلوب این فضایل ، بر بندگان خود واجب گردانده است ؛ و قاطعانه حاضرند به هر قیمتی جلو آنرا بگیرند .اما واکنش رسول الله صلی الله علیه و سلم در برابر مقام رهبریت جامعه و ثروت و لذتهای آن در این جواب کوبنده ی تمام مخلصین خلاصه می گردید که :

« قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ   »  (انعام  / ۱۶۲ – ۱۶۳)

بگو نماز، عبادت، زیستن ومردن من از آن خداست که پروردگار جهانیان است. خدا را هیچ شریکی نیست و به همین دستور داده شده‌ام و من اولین مسلمان هستم.

بدین ترتیب  می آموزیم که  « عقیده ، اخلاق و رفتار عقیدتی  » باید  برای همگان ،  روشن ،  واضح و نیز قاطع باشد و سازش و کوتاه آمدن در آن راهی ندارد  ؛ بنابراین، رسول الله صلی الله علیه و سلم  پیشنهاد  آنها را نپذیرفت و در جواب سکولاریستهای قریش  فرمود : «آنچه شما در مورد من می‌پندارید، اشتباه است؛ چرا که در قبال چیزی که برایتان آورده‌ام، خواهان مال و یا کسب مقام و شرافتی نیستم و یا قصد پادشاهی و فرمانروایی بر شما را ندارم؛ بلکه خدا مرا به عنوان رسول و پیام‌آور خود به سوی شما فرستاده است و بر من کتابی نازل فرموده و مرا فرمان داده است تا به شما مژده و بیم دهم. بنابراین، من تنها پیام پروردگارم را به شما می‌رسانم و شما را اندرز می‌دهم. اگر آنچه من آورده‌ام بپذیرید، در دنیا و آخرت خوشبخت خواهید شد و اگر نپذیرید، منتظر دستور خدا می‌مانم و صبر پیشه می‌سازم تا خدا میان من و شما داوری نماید.» ( السیرة النبویه، ابن هشام، ج ۱، ص ۱۹۷ – التربیة القیادیه، ج ۱، ص ۳۰۵٫ )

بیشتر بخوانیدکاربرد ابزارهای انقلاب واصلاحات در کردستان ایران (۲ ) و اینکه چرا جنگ مسلحانه مذهبی نوعی حماقت و خیانت آشکار است ؟

کاربرد ابزارهای انقلاب واصلاحات در کردستان ایران (۱ ) و اینکه چرا جنگ مسلحانه مذهبی نوعی حماقت و خیانت آشکار است ؟

کاربرد ابزارهای انقلاب واصلاحات  در کردستان ایران  (۱ )  و اینکه چرا جنگ  مسلحانه مذهبی  نوعی حماقت و خیانت آشکار است ؟

 

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

دگرگونی  ریشه ای و یا روبنایی در قوانین و باورها و فرهنگ موجود در هر جامعه ای  ، با آنکه به اراده ی الله و سپس گروهی خاص و سازمان یافته انجام می گیرد ، اما هرگز به صورت یکشبه و آنی نبوده و نخواهد بود ؛ بلکه پروسه ایست تدریجی و زمان بر که تنها با پشتیبانی الله و به دنبال آن ، با صبری تلخ ( همچون سیدنا نوح تا خاتم الانبیاء علیهم السلام و الصلواه ) و فراهم شدن شرایط خاص تغییر ،  به نتیجه ی مطلوب می رسد .

این بدان معنا نیست که وقتی امکان انقلاب نیست، اصلاحات لزوماً ممکن است. موقعیت‌هایی وجود دارد که نه امکان انقلاب وجود دارد و  نه اصلاحات. این موقعیتِ رکود سیاسی و تغییر می‌تواند سال‌ها یا دهه‌ها به طول انجامد و سرانجام با انفجاری درونی – شبیه وضع کنونی سوریه ، عراق ، مصر ، یمن ونیجریه – تغییر یابد یا با حمله‌ نظامی بیرونی – شبیه پایان حکومت عباسیان ، حکومت سکولاریستی قذافی در لیبی  و نظام سکولاریستی صدام حسین در عراق به این سکون و پیری ( در جهتی مثبت یا منفی ) خاتمه داده شود .

با مطالعه ی آنچه که در مورد سیستم خشن سکولاریسم  و حکومتها و جریانات مذهبی در طول تاریخ  می آید  ، باید ما را به این واقعیت تلخ  برساند که تنها خواستنِ اصلاح سیستم حکومتی سکولاریستی جامعه و حتی  تلاش برای آن، نظام سکولار حاکم را به تغییری تدریجی و مسالمت‌آمیز  در تغییر قانون اساسی سکولاریستی به قانون اساسی توحیدی وادار نمی‌کند. اصلاحات هم مانند انقلاب رویدادی پیچیده است و کامیابی به آن به عوامل بسیاری بستگی دارد. به ویژه، نقش بنیادین قوانین حاکم بر سیستم حکومتی در مجال دادن به انقلاب یا اصلاحات  را نباید نادیده گرفت.

ج.ا.ایران، شاید کشوری منحصر به فرد باشد، از این رو که در مدت زمانی اندک هم صحنه‌ انقلابی مذهبی بزرگی بود هم جنبش اصلاحات درون مذهبی . انقلاب  مذهبی با سقوط رژیم سکولار پادشاهی به ثمر رسید  و از همان ابتدا با نظارت نخبگان فکری تشیع اصلاحات فکری و منهجی گروههای مختلف و رنگارنگ  منتسب به تشیع شروع گردید که در این میان غالیان و منحرفینی که در طول تاریخ به نام تشیع و در زیر سایه ی حکومتهای فاسدی چون صفویه ، قاجاریه و پهلوی و حتی قبل از اینها مثل قارچهای سمی روییده بودند به صورت تدریجی و آرام آرام و گاه به صورت انقلابی و قهر به حاشیه رانده شده و یا بکلی از جامعه جارو شدند .

بیشتر بخوانیدکاربرد ابزارهای انقلاب واصلاحات در کردستان ایران (۱ ) و اینکه چرا جنگ مسلحانه مذهبی نوعی حماقت و خیانت آشکار است ؟

راهپیمایی های مردم ایران بر علیه دولت اسلامی در عراق و شام ؛ مخالفت با ج.ا.ایران یا موافقت با سیاستهای آن

در برابر تبلیغات  حزب کارگران اوجالان (PKK )  و دیگر مرتدین کردستان  :  راهپیمایی های مردم ایران بر علیه دولت اسلامی  در عراق و شام ؛ مخالفت با ج.ا.ایران یا موافقت با سیاستهای آن

 

ارائه دهنده : ابوسلیمان هورامی

 

دیروز مزدوران کمیته مرکزی حزب کارگران اوجالان (PKK )  به همراه چند  عروسک خیمه شب بازی آن ، جملاتی را در مورد کوردستان ایران بلغور کرده بودند که شایسته است نیم نگاهی به واقعیتهای موجود بینادازیم :

ویان شورش عضو مرکز ‘ژنولوژی یا زن شناسی شرق کردستان’  راهپیمای های مجوز دار و سازماندهی شده توسط ج.ا.ایران  ، که در سراسر ایران و منجمله در کردستان ایران بر علیه دولت اسلامی در عراق و شام   ، و قبل از آن نیز جهت مخالفت با دولت سکولار ترکیه و به بهانه ی دستگیری اوجالان برگذار شد را در کمال ناباوری اینگونه تفسیر نمود : ” قیام اخیر کردها نشانه شکست سیاستهای سرکوبگرانه ایران بود … و گفت قیام ناگهانی کردها حکومت های اشغالگر را شوکه کرد به قیام های سال ١٩٩٩ در شرق کردستان در پی واقعه ربودن رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان اشاره می کند و می گوید مردم شرق کردستان با حضور در میادین پاسخ روشنی به حکومت ایران دادند .و….”

همه ی ما می دانیم که در کردستان ایران ، عراق ، ترکیه و سوریه صدها حزب سکولار و مرتد وجود دارد و جالبتر اینکه هر حزبی رهبر خود را به عنوان رهبر خلق کرد معرفی می نماید و به نسبت قدرت نظامی که دارد سعی می کند این فکر احمقانه ی خود را بر دیگران تحمیل کند ، قاسملو ، مهتدی ، اوجالان ، بارزانی ، طالبانی و …. نمونه های بارز این تفکر احمقانه ی رهبر تراشی سکولاریستهای مرتد کردستان هستند که تا به حال هزاران جوان کرد را فدای  خود کرده است .

بیشتر بخوانیدراهپیمایی های مردم ایران بر علیه دولت اسلامی در عراق و شام ؛ مخالفت با ج.ا.ایران یا موافقت با سیاستهای آن

جدا بودن مردم غرب ایران زمین (شکاک ،سوران ، هورامی و… ) از سکولارهای مرتد کردستان

جدا بودن مردم غرب ایران زمین (شکاک ،سوران ، هورامی و… ) از سکولارهای مرتد کردستان

 

به قلم :  ابوسلیمان هورامی

 

مناطق مناطق  شکاک ،سوران و هورامی نشین در ایران به صورت عمده در چند منطقه غرب ایران ساکن اند.

۱- منطقه کرماشان اولین نقطه ای که در دوران سلجوقی رسماً کردستان نامیده شد

۲- منطقه ایلام

۳- منطقه اردلان

۴- منطقه مکریان و سرزمین شکاکها

که در کل می توان آن ها را به کردها و هورامی های اهل سنت و کردها و هورامی های شیعه مذهب (با تمام شاخه ها و فرقه ها) تقسیم نمود. در برخورد با مرتدین از اهل سنت نیز این دو جناح کاملاً متمایز واکنشی کاملاً متمایز و متناسب با عقایدشان انجام دادند. به سخن دیگر کردهای شیعه مذهب چه در ایران و چه در عراق هرگز به خاطر نژادشان عقیده اشان را زیر پا ننهاده اند و حاضر بوده اند در ایران با فارس، ترک و… شیعه مذهب و در عراق نیز با اعراب شیعه مذهب جهت پیروی از دستورات دین شان متحد شوند اما هرگز در تاریخ دیده نشده روزی از روزها همین کردهای شیعه مذهب علیه حکومت های هم مذهب شان با کردهای سنی مذهب و یا حتی با مرتدین از میان سنی ها متحد شوند.

کردستان شیعی مذهب و یارستان علی الهی یعنی کرمانشاه، ایلام و بخش هایی از استان کردستان کنونی یعنی بیجار، قروه و شاهین دژ حتی به صورت جزیی در هر دو دوره سال ها ۲۰ و ۱۳۵۷ با حرکت های سکولارهای موجود همراهی نداشتند. در میان کادر حزب ها هم هرگز پستی از جانب آن ها اشغال نشد. هر چند که اکثریت کردهای موجود در ایران شیعه مذهبند.واین در حالی است که در زمان حمله روسها وقیام سنجر خان نرانی رحمه الله تمام مردم غرب ایران زمین اعم از سنی ،شیعه ویارسانی زیر پرچم وی متحدا بر روسها چیره شدند.

از طرف دیگر کردستان و هورامان اهل سنت نیز به شهادت انتخابات شورای شهر سنندج در اوایل انقلاب ۵۷ و نیز واکنش آن ها در برخورد با قاضی محمد مرتد و اعدام وی و همراهانش و هزاران کشته ای که در برخورد با سکولارها فدا نموده و نیز عدم همکاری آشکار سرزمین اردلان که شامل سنندج و توابع آن می شود و منطقه شکاکها که تا الان نیز بزرگترین نیروی مسلح علیه مرتدین سکولار به شمار می رود خود دلیل آشکاری ست بر این واقعیت که این حرکت نامبارک سکولارهای مرتد تنها عده ی محدودی از مردم منطقه مکریان با لهجه ی سورانی را در بر می گرفت.

بیشتر بخوانیدجدا بودن مردم غرب ایران زمین (شکاک ،سوران ، هورامی و… ) از سکولارهای مرتد کردستان

پذیرش وجود خطر جنگ قومی – مذهبی در کردستان ایران و یافتن راهکار مقابله با آن

پذیرش وجود خطر جنگ قومی – مذهبی در کردستان ایران و یافتن راهکار مقابله با آن

 

جماعتها  و جريانات مسئول شريعت گرا در كوردستان   بايد خطر جنگ قومي – مذهبي و از هم پاشيدن جامعه توسط سكولاريستها را بپذيرند و براي آن فکري کنند

به قلم : ابوسليمان هورامي

حزب استقلال آذربايجان جنوبي در بيانيه اي ضمن اعلام تعيين مرزها و سرحدات آذربايجان که بنا به قول اين حزب از تبريز تا مهاباد و پيرانشهر را در بر ميگيرد و بيشتر از ۳۵ ميليون نفر از مردم ايران را شامل ميشود، مردم کرد زبان ساکن شهرهاي اروميه، پيرانشهر و نقده  و….مهاجر و مهمان خوانده و اعلام کرده است که تا آخرين قطره خون براي اين مرزها و سرحدات و آذربايجاني ماندن اين شهرها و هويت آذري خواهد جنگيد و هشدار داده است که هر تلاشي که بخواهد شهرهاي نامبرده را کردستاني جا بزند موجب ريختن  خون هزاران نفر خواهد شد.

در بخشي از اطلاعيه اين حزب اينطور آمده است:

” اما در اين ميان بعضي از احزاب و گروه هاي فرصت طلب کرد با بهره برداري از اين اوضاع و علم کردن همان نقشه هاي غلط و درج آن در سايتهاي خود به اراضي تاريخي،  طبيعي و ملي آذربايجان تعرض نموده و آذربايجان غربي را کردستان قلمداد مي کنند. بايد به آنها يادآور شويم که اين منطقه هنوز هم به اسم تاريخي خود ( آذربايجان ) در نقشه هاي قديم و جديد ثبت شده، مي شود و خواهد شد.

بدينوسيله حزب استقلال آذربايجان جنوبي ضمن در خواست اصلاح اشتباهات فوق از طريق منابع مذکور به تمامي احزاب و گروه هاي کرد که شهرهاي آذربايجان از جمله اوروميه، خوي ، ماکي ، سالماس، سولدوز (نقده) ، خانا (پيرانشهر)، سويوق بولاق (مهاباد) و غيره را کردستان قلمداد مي کنند اخطار مي دهد :

بیشتر بخوانیدپذیرش وجود خطر جنگ قومی – مذهبی در کردستان ایران و یافتن راهکار مقابله با آن