اعلان جنگ مستقیم اسرائیل به حکومت شیعه مذهب ایران

 اعلان جنگ مستقیم اسرائیل به حکومت شیعه مذهب ایران  

به قلم : مسعود سنه ای

با آنکه چندین دهه است که اسرائیل بر علیه حکومت شیعه مذهب ایران اعلان جنگ سرد نموده و تمام مخالفین ایران را از لحاظ نظامی و تبلیغی و حتی مادی و تکنولوژی رسانه ای حمایت و پشتیبانی کرده است، اما به صورت رسمی رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل در سخنانی که برای اولین بار اعلام کرد: اسرائیل از سال ۲۰۱۷ به بعد به هزاران هدف ایرانی در سوریه حمله کرده‌است.

این اعلان جنگ آشکار اسرائیل زمانی اعلام می شود که تمام ابرقدرتهای جهانی چون آمریکا و روسیه و چین و تمام مرتدین و طاغوتهای حاکم بر مسلمین منجمله دول عربی و ترکیه روابط و پیمانهای امنیتی و مالی خود با اسرائیل را آشکار کرده اند . رژیم صهیونیستی در پناه چنین پشتیبانان و متحدینی از کفار اصلی و مرتدین حاکم بر مسلمین توانسته است چنین حملاتی را بر علیه حکومت شیعه مذهب ایران انجام دهد .

اگر در چنین وضعیتی امثال ابن تیمیه رحمه الله (در زمان حمله مغول)و امثال شیرکوه و صلاح الدین ایوبی رحمها الله (در زمان حمله ی صلیبی ها) زنده بودند چه واکنشی نسبت به این دو جبهه از خود نشان می دادند؟ به نظر شما این بزرگان اهل سنت در کدام جبهه قرار می گرفتند ؟

هرگز از خود پرسیده ایم که با کنار زدن تنفر نابجا از مذاهب اسلامی و فرق اهل بدعت اسلامی، ما در  کدام جبهه قرار گرفته ایم ؟ حتی در بدترین حالت بی طرفی ما در چنین وضعیتی کمک به کدام جبهه ست؟ جبهه ی کفار جهانی و مرتدین محلی متحد با اسرائیل، یا جبهه ی یکی از فرق اسلامی که مذهب و تفسیری غیر از تفسیر ما از منابع شرعی دارد اما در هر صورت مسلمان است و در دایره ی مسلمین قرار می گیرد؟

تحلیلی کوتاه بر سفر هیئت امارت اسلامی طالبان به تهران و ثمرات چنین رابطه ای

  تحلیلی کوتاه بر سفر هیئت امارت اسلامی طالبان به تهران و ثمرات  چنین رابطه ای

به قلم : ابوبکر خراسانی

آنچه که پیداست رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار اهل کتاب یهود مدینه و حتی کفار نصرانی منطقه  نجران بر علیه دشمن اصلی خودش یعنی کفار مشرک (سکولار) قریش پیمانهائی بست . علاوه بر آن رسول الله صلی الله علیه وسلم با کفار سکولار (مشرک) بنی خزاعه و بنی ضمره و… هم بر علیه قریش دشمن اصلی پیمانهائی بست . پس ذات پیمان بستن با یک کافر بر علیه جبهه ی کفار سنی است که در آن شکی وجود ندارد؛ و حتی اتحاد با دشمنان دشمن اصلی هم برای هیچ عقل سلیمی جای عیب و ایراد نیست . حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم با مشرکین (سکولاریستهای) قریش- دشمن اصلی –  مذاکراتی انجام داد که به صلح حدیبیه منجر شد .  

زمانی که چنین دیپلماسی  و پروسه ای در قانون شریعت الله با دشمن اصلی و کفار بر علیه کفار وجود دارد آیا گفتگو و هم مسیر شدن و اتحاد با فرق و مذاهب اسلامی بر علیه کفار اصلی و جبهه ی متحد آنها[۱] مقدم تر نیست ؟

با این پیش زمینه می بینیم که حکومت طالبان با کفار اصلی مثل چین و روسیه بر علیه آمریکا مذاکرات مختلف و اتحادی نانوشته می بندد . علاوه بر این جهت خروج کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا حتی با خود آمریکا و مزدورانش چون آل سعود و قطر و امارات و پاکستان وارد گفتگو می شود .

در کنار این گفتگوهائی که با کفار اصلی و اشغالگر و مزدوران آنها انجام می دهد مذاکراتی هم با حکومت شیعه مذهب ایران انجام داده است . اگر مذاکره با چین و روسیه باعث کم شدن تعداد دشمنان و تمرکز بر دشمن اصلی یعنی آمریکا شده است، مذاکره با جمهوری اسلامی ایران هم  ثمرات زیادی برای طالبان و مردم شیعه و سنی افغانستان و اتحاد آنها با همدیگر در پی داشته است .

برای اولین بار در تاریخ افغانستان ما شاهد اتحاد شیعیان با سنی های افغانستان بودیم که به دلیل چنین اتحادی جنگ مذهبی خاتمه یافت، دیگر خبری از سنی کشی و شیعه کشی توسط مردم وجود ندارد و اتحادی وسیع و قدرتمند به وجود آمده است که غیر از حکومت شیعه مذهب ایران هیچ کسی تا به حال نتوانسته وحدتی را به وجود بیاورد که  به برکت چنین اتحادی ضمن گسترش امنیت مناطق وسیعی به تصرف حکومت امارت اسلامی طالبان در آمده و آمریکا و ناتو و مزدورانش به زانودر آمده اند.

در این راستا ذبیح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی  به صراحت سفر هیئت امارت اسلامی به تهران را جلب حمایت سیاسی و همکاری جمهوری اسلامی ایران و مشورت با مقامات ایران در باره ی اوضاع افغانستان بعد از خروج اشغالگران آمریکائی و ناتو می داند و می گوید :

” این هیئت به تهران مرکز ایران فرستاده شده، تا در ارتباط به حالت بعد از اشغال، اعاده صلح و امنیت به افغانستان و منطقه با کشور همسایه ایران نظر خود را شریک سازد. هیئت های امارت اسلامی وقتا فوقتاً به کشور های همسایه و منطقه سفرهای دارند، تا حمایت سیاسی و اخلاقی کشورها و نیز همکاری آنها را به منظور ختم اشغال و آمدن صلح و امنیت جلب نمایند”.[۲]

از الله متعال می خواهیم که مسلمین را حول محور نقاط مشترک و منافع مشترکشان بر علیه دشمنان مشترکشان متحد گرداند . چون با اتحاد و وحدت، قدرتی بزرگ به وجود می آید که سر سخت ترین دشمنان را نیز نابود می گرداند، و در تفرق و جنگ داخلی تنها ذلیلی و شکست برای مسلمین و پیروزی برای دشمنان اسلام نهفته است .


[۱] حتی اگر در این جبهه ی کفار، مسلمین هم جاهلانه در آن قرار گرفته باشند و خواسته یا ناخواسته در جبهه ی کفار بر علیه مسلمین در حال جنگ باشند . مثل کسانی که هم اکنون فی سبیل ناتو و آمریکا در سوریه و افغانستان و سومالی و غیره در حال جنگ هستند .

[۲] ۱۱/۱۰/۱۳۹۷هـ ش ــ۲۵/۴/۱۴۴۰هـ ق ۲۰۱۹/۱/۱م

خیمه شب بازی انتخابات افغانستان افول منافقین (سکولار زده ها) و شکست خوردگان روحی و عقلی

خیمه شب بازی انتخابات  افغانستان افول منافقین (سکولار زده ها) و شکست خوردگان روحی و عقلی

 به قلم : م . افغانی  

در افغانستان عده ی قلیلی از مردم هستند که در انتخابات حکومت دست نشانده شرکت می کنند. چون بیشتر از ۷۰ درصد از خاک افغانستان توسط طالبان آزاد شده است و این افراد بدون شک در این انتخابات شرکت نمی کنند، علاوه بر این در سرزمینهای  تحت کنترل حکومت دست نشانده هم باز مسلمین زیادی هستند که مثل سایر کشورها در این خیمه شب بازی و انتخابات تصنعی اشغالگران شرکت نمی کنند .  به همین دلیل نمی توان این انتخابات را انتخابات مردم مسلمان افغانستان نامید بلکه باید آن را انتخابات طبقه ای خاص از مردم افغانستان نامگذاری کرد که به نحوی یا جاهل به سیاستهای این حکومت دست نشانده هستند و یا اینکه بخشی از این نظام فاسد را تشکیل می دهند .

اعلام نتایج ابتدایی انتخابات پارلمانی افغانستان در ۲۵ ولایت نمایان می‌سازد که در میان چهره‌های برندۀ انتخابات، افرادِ وابسته به احزاب به ظاهر اسلامی، مجاهدین بدنام اسبق و به ظاهر اسلام‌گراها کمتر دیده می‌شود و در عوض بخش اعظم افراد برنده را وکلای قبلی و چهره‌های جدیدی تشکیل می‌دهند که شامل تجار و قراردادی‌های امریکایی، جوانان و تکنوکرات‌ها و در مواردی معدود پسران رهبران سیاسی می‌باشند.

آن‌چه از نتایج ابتدایی انتخابات واضحاً معلوم می‌گردد، این است که قشر سیکولر و کسانی‌که پیشینۀ مذهبی و عضویت در احزاب به ظاهر اسلامی را نداشته و فاقد پایگاه اجتماعی و مردمی اند، برندۀ انتخابات شده‌اند و از عناصر به ظاهر اسلام‌گرا و مجاهدین بدنام اسبقِ پیشی گرفته‌اند. این ناکامی این نکته را به صراحت بیان می‌دارد که میزان محبوبیت و پایگاه اجتماعی منافقین (سکولار زده ها) وشکست خوردگان روحی و عقلی در حال افت است.

شکست شکست خوردگان روحی و عقلی به ظاهر اسلام‌گرا و قشر مجاهدین اسبق در انتخابات پارلمانی کار یک شبه نبوده که اتفاق افتاده، و این تنها میدان انتخابات نیست که آنان به ناکامی مواجه شده‌اند، بلکه در بسیاری از میدان‌های دیگر نیز ضربات سهمگینی از دولت دست نشانده ی افغانستان و حامیان بین‌المللی‌اش خورده‌اند، که جبران آن کار بس دشواری است.

هر صاحب فکر و بصیرتی می‌خواهد بداند چه بر سَر مجاهدین اسبق آمد که این چنین منزوی شدند و لگام کار و سیاست از پیش شان رفت؟

بیشتر بخوانیدخیمه شب بازی انتخابات افغانستان افول منافقین (سکولار زده ها) و شکست خوردگان روحی و عقلی

عساکر افغان حرفهای جنرال امریکایی را به دقت بشنوند : با مرگ سربازان افغان در یک بخش دیگر جهان، امریکایی ها مصئون می شوند.

عساکر افغان حرفهای جنرال امریکایی را به دقت بشنوند : با مرگ سربازان افغان در یک بخش دیگر جهان، امریکایی ها مصئون می شوند.

ارائه دهنده: ابوهاجر کندزی

جنرال دانفورد، رئیس ستاد مشترک نیروهای امریکا سه روز پیش در یک نشست در واشنگتن گفت، می پذیریم که سربازان افغان در خط اول جنگ با تلفات سنگین مواجه هستند، اما این بیجا نیست. زیرا در یک بخش دیگر جهان، امریکایی ها مصئون می شوند.

دانفورد افزود : صلح افغانستان برای ایشان اولویت ندارد و عساکر خود را برای اینکه امنیت امریکایی ها تامین شود در افغانستان نگهداشته اند، تا بار دیگر واقعهء ۱۱ سپتامبر رخ ندهد.

واضح است که عساکر اجیر ادارهء کابل برای مصئونیت امریکا و امریکایی ها در خط های مقدم جنگ کشته می شوند و گویا این قربانی شان بیجا نیست. زیرا مردم دیگری (یعنی امریکایی ها) در کنج دیگر جهان بر اثر قربانی ایشان در امن می شوند.

این حرف های جنرال امریکایی که صلح و امنیت افغانستان برای شان ارزشی ندارد، تازه نیست. بلکه پیش ازین نیز امریکایی ها چنین گفته بودند و تلفات عساکر افغان را فایدهء خود خوانده بودند. این جای فکر برای عساکر افغان است که نیت اشغالگران را پی برده، در بدل چند دالر با جان، دین، وطن و ناموس خود خیانت نکنند.

باید بر خود رحم بکنند، با چنین کافران مکار در برابر برادران مسلمان خود قرار نگیرند. دیگر باید کشور خود را به نفع جنرال امریکایی و به تفنگ امریکایی ویران نکنند. به اشارۀ امریکا، خود را نکشند. در بدل تنخواه جنرال دانفورد، برادر افغان خود را نکشند.

اگر چه ظاهرا شما را به این فریب داده اند که خود را پاسداران وطن بپندارید، اما در حقیقت حرفهای جنرال دانفورد بجا است که شما در بدل چند دالر کشته می شوید و هموطنان خود را می کشید، شما هیچگاه پاسداران کشور نیستید. پاسداری از جان، وطن و ناموس این نیست که به امر خارجی های اشغالگر بر ضد وطنداران و هم روستایانِ مسلمان خود بجنگید. بلکه پاسداری از وطن اینست که در پهلوی برادران خود ایستاد شوید و از کمک با کافران متجاوز دست بگیرید. مقتضای فطرت هم همینست. شان مسلمان و وجیبهء ملی یک انسان نیز اینست.

برای عساکر افغان لازم است که اظهارات جنرال دانفورد و دیگران جنرالان امریکایی را به دقت گوش بدهند، به گریبان خود سر خم بکنند و طبق ننگ و غیرت ایمانی در برابر وجدان خود فیصله بکنند.

گرفتن انتقام ملت مظلوم افغانستان  از قاتلان حرفوی به رهبری آمریکا

گرفتن انتقام ملت مظلوم افغانستان  از قاتلان حرفوی به رهبری آمریکا

ارائه دهنده: محمود کندزی

تبصره هفته:

اگر خبرهای مربوط افغانستان را تعقیب می کنید، همه روزه و بدون وقفه خبر یک قتل عام، بمباران و فاجعۀ بشری را می خوانید. در گوشه و کنار کشور  شبی صبح نمی شود که ملت بیگناه در قریه یی  شکار چاپه و عملیات قاتلان بی رحم نشده باشد. هر شب مردم بی دفاع در خانه های خود به قتل می رسند. دروازه های خانه هایشان منفجر می شود. به مساجد، مدارس و کتب دینی بی حرمتی می شود و همه روزه شاهد قتل، کشتار، تعذیب ، آزار و اذیت مردم بی دفاع  بشمول کودکان، زنان و محاسب سفیدان هستیم.

اما سئوال این است که کی این جنایات را انجام می دهد و عاملین این فاجعه های مسلسل کیست؟

جوابش بسیار واضح است. این قتل ها و فجائع از سوی اشغالگران خارجی و عساکر دست نشاندۀ داخلی انجام  می شود که عملاً با روحیۀ بی رحمی و خونخواری تربیه شده و تنها کار و وظیفۀ شان کشتار، شکنجه و تحقیر ملت مؤمن افغان است. این قاتلان که هیچ چیزی بنام عاطفۀ بشری و دلسوزی را نمی شناسند، مجموعۀ مشترک نیروهای خاص خارجی و داخلی است که نام های اسپیشل فورس، قطعه صفر یک، قطعه ضربتی و القاب دیگر برایشان وضع شده است ، اما در انجام جرم و جنایت همه سهیم بوده و خونخواران ملت مظلوم هستند.

همانطور که از بین بردن عناصر مضر یک وجیبۀ مهم دینی است، مجاهدین امارت اسلامی هم همیشه تلاش می کنند که قاتلان ملت کُش و چپاولگران را به سزای اعمال ناروایشان برسانند. تنها کار این قاتلان حرفوی تحت نام اسپیشل فورس، قتل و کشتار ملت بی دفاع است، پس به آنان نیز باید عین عملشان جزاء داده شود و باید از بین برده شوند.

لله الحمد مجاهدین امارت اسلامی همانند گذشته یکبار دیگر بر قاتلان خارجی و داخلی حملات کوبنده انجام داده اند و تلفات سنگینی بر آنها وارد کرده اند. بر اساس خبر صبح روز سه شنبه:” یک مجاهد استشهادی  امارت اسلامی با موتر مملو از مواد منفجره بر سرک پغمان در غرب شهر کابل بر کاروان موترهای قطعه صفریک و همکاران خارجی آنها حمله کرد که در نتیجۀ این انفجار قوی سه موتر این قاتلان حرفوی تخریب و ۲۳ تن از قاتلان خارجی و داخلی کشته و زخمی شدند”.

بیشتر بخوانیدگرفتن انتقام ملت مظلوم افغانستان  از قاتلان حرفوی به رهبری آمریکا

بمباران نیروهای ایرانی در سوریه توسط رژیم صهیونیستی و سبکهای واکنش به آن

بمباران نیروهای ایرانی در سوریه توسط رژیم صهیونیستی و سبکهای واکنش به آن

ارائه دهنده: ابوعبدالله موکریانی

معمولا در تاریخ بشریت اداره ی  جنگها به صورت سیستماتیک انجام می شده است، یعنی زمانی که طرفهای درگیر سعی در زدن ضربه به دشمن اصلی خود را داشته اند از تمام امکانات موجود خود مثل جنگ روانی، جاسوسی و ضد جاسوسی و کسب بیشترین آگاهایها در مورد دشمن، تجهیزا نظامی، متحدین، عوامل جغرافیائی و… سود می جسته اند .

مدتهاست که شاهد بمباران مراکز نظامی ایران در سوریه هستیم که نزدیکترین آن حملات موشکی دو شب گذشته ی این رژیم اشغالگر به فرودگاه دمشق بود که طی آن هواپیمای باری  ایران صدماتی دید .  البته دو هفته پیش هم حملاتی علیه چند پایگاه نظامی ایران در استان دمشق توسط رژیم اشغالگر اسرائیل صورت گرفت که در مجموع تعداد حملات موشکی و هواپیماهای اسرائیلی به نیروهای وابسته به ایران از مرز ۲۰۰ بار گذشته است . عده ای به این شبهه دامن زده اند که چرا ایران پاسخی نمی دهد و… ؟

اما واقعیت آن است که پس از انجام هر عملیاتی توسط اسرائیل بر علیه نیروهای ایرانی، ما شاهد حملاتی از سوی مبارزین متحد با ایران در فلسطین و لبنان و سایر نقاط دنیا بوده ایم، و معمولا ما حمله ای از سوی اسرائیل ندیده ایم که بدون پاسخ مانده باشد .

به عنوان مثال بعد از حملات موشکی رژیم صهیونیستی به فرودگاه دمشق و وارد نمودن صدماتی به یک هواپیمای باری ایران که صدمات جانی در بر نداشت ما شاهد انجام یک عملیات استشهادی توسط جوانی  در شهرک صهیونیست نشین عوفرا در نزدیکی رام الله بودیم. این جوان فلسطینی تجمع صهیونیستها را به گلوله بست که در نتیجه ی  آن ۹ صهیونیست زخمی شدند . یا مشاهده کردیم که تنها در عملیات استشهادی یکی از سربازان حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان   به نام «محمد کامران معصوم» به یک کاروان نظامی در استان کابل  ۲۳ تن از نظامیان آمریکائی و مزدوران آن کشته و زخمی شدند .   یا شاهد آزاد سازی شهرستان شبیکوه  و فرار مزدوران آمریکائی از این شهر استان فراه و یا شاهد حملات بیشتر یمنی ها به مزدوران آل سعود بودیم  و..

این پاسخی کوبنده بود به سبک جنگهای سیستماتیک امروزین، که معمولا  همه ی طرفهای درگیر از این سبک استفاده می کنند . یعنی ما گروههائی را داریم که متحد ناتو، آمریکا ، اسرائیل و آل سعود هستند و آنها هم بدون حضور فیزیکی  این کشورها بر علیه ایران عملیاتهائی را حتی در مرزها و داخل ایران انجام می دهند، و طرفهای اصلی درگیر به این سبک نیز با هم گفتگو می کنند و به هم پیام می دهند .

در این صورت جنگ با این متحدین و سرکوب آنها جنگ با طرف اصلی است . یعنی زمانی که ایران با فلان گروه می جنگد و می گوید ما ضربات مهلکی به آمریکا و انگلیس و اسرائیل و … وارد کردیم واقعیت جنگ هم  اینگونه است . یا زمانی که اسرائیل و آمریکا و غیره با فلان گروه می جنگند و می گویند ما ضرباتی به ایران وارد کردیم اینها هم بخشی از واقعیتهای جنگهای سیستماتیک امروزین را بیان کرده اند .

خبر دو کشته از حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان در هلمند و ننگرهار : یکی باعث مباهات و قوت قلب و دیگری باعث شرم و برائت

خبر دو کشته از حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان در هلمند و ننگرهار : یکی باعث مباهات و قوت قلب و دیگری باعث شرم و برائت

به قلم : ابوصلاح الدین الکوردی

در خبرها آمد که «حاج عبدالمنان آخند»  والی امارت اسلامی افغانستان در استان هلمند شب گذشته در بمباران جنگنده های آمریکایی به شهادت رسید. این فرمانده ی رشید در مدت فرماندهی خود توانست بیشتر از ۹۵درصد از خاک استان هلمند را از کفار سکولار خارجی به رهبری آمریکا و انگلیس و نوکران آنها پاک نموده و این استان را به یکی از مراکز بزرگ پشتیبانی از مجاهدین در خاک افغانستان تبدیل نماید .

مرگ این فرمانده باعث قوت قلب و افتخار برای سایر مجاهدینی است که می بینند فرماندهانشان همچون آنها در میدانهای جهاد و در راه تحکیم شریعت الله کشته می شوند و فرقی بین مجاهد ساده با فرمانده و والی وجود ندارد . به همین دلیل است که در بیانیه ی امارت اسلامی طالبان آمده است که :

«الحاج ملا عبدالمنان آخند به حیث یک قدوه و نمونه در قلب های مجاهدین ما باقی می ماند، دلاوری و شجاعت او برای دیگران درس می باشد، شهید عبدالمنان آخند همچون خودش صدها تن بزرگان و افراد جهادی تربیه کرده است که جهاد و مبارزه در برابر دشمنان اشغالگر و مزدور را به وجه احسن به پیش می برند. و لله الحمد.

دشمن هم باید فکر نکند که با شهادت بزرگان ما، ارادۀ ما را ضعیف می سازند و یا هم پیشرفتی خواهد کردند، بلکه برعکس شهادت بزرگان، احساسات و جذبات مجاهدین ما را دیگر هم به جوش و خروش می آورد و مبارزۀ شان را در برابر اشغالگران و غلامان شان شدت می بخشند. ان شاءالله تعالی »[۱]

در برابر این الگوهای افتخار آفرین ما در همین روز شاهد دستگیری و اعدام جوان مجاهدی توسط «دوله» در چپرهار واقع در استان ننگرهار بودیم  که «دوله» علت اعدام این جوان را عضویت در طالبان بیان کرده بود . و چون طالبان را بدون رعایت ضوابط شرعی و جاهلانه مرتد می دانند پس این جوان هم به جرم واهی ارتداد بدون پذیرش توبه از آن و… اعدام می شود !!

کشته شدن والی هلمند («الحاج ملا محمد رحیم» معروف به «الحاج ملا عبدالمنان آخند ») توسط کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا مایه ی افتخار  و قوت قلب و کشته شدن همزمان و غدرانه ی این جوان مسلمان در ننگرهار توسط جماعت دوله باعث شرم و خجالت و بیزاری از چنین جنایتی است که تنها می توان گفت : اللهم انی ابراء الیک مما صنع الجماعه البغدادی . اللهم أبرأ إليك من فعل هؤلاء، و ابرا الیک ممن قتل المسلمین بغیر حق.

پروردگارا من از  این کار جماعت بغدادی بیزارم و از آن تبراء می کنم . پروردگارا من از این کارهائی که جماعت بغدادی انجام می دهند بیزارم، و از هر کسی که مسلمین را به ناحق می کشد بیزارم و از آن تبراء می جویم .

 

 

……………………..

[۱] امارت اسلامی افغانستان/ ۲۴/۳/۱۴۴۰هـ ق/۱۱/۹/۱۳۹۷هـ ش ــ ۲۰۱۸/۱۲/۲م

 

 

قاتلان کشتار دسته جمعی لوگر و کابل کی ها اند ؟

قاتلان کشتار دسته جمعی لوگر و کابل کی ها اند؟ 

ارائه دهنده : مهاجر الافغان

روز گذشته، بر اثر یک انفجار سنگین و مرموز در جلسه ای میلاد النبی صلی الله علیه و سلم در کابل، تلفات بزرگ جانی رخ داد و تمام هموطنان بلکه مسلمان های جهان را دردمند ساخت، اما قاتل خود را نشان نداد.

هنوز ساعاتی از این واقعهء خونین نگذشته بود که قطار مشترک اشغالگران و مزدوران شان از کابل به سوی محمدآغه (لوگر) حرکت کرد، نیمهء شب در روستای «آب بازک» بر مردمِ خوابیده چاپه زدند، خانه ها را توسط ماین ها از بین بردند، بی رحمانه بمباران کردند، ۲۰ الی ۲۵ نفر غیر نظامیان به شمول زنان و کودکان را زیر خاک ساختند و ۱۵ تن را با خود بردند.

متاسفانه، این نه بار اول است و نه هم شاید بار اخیر، دشمنان دین و میهن ما اینگونه جنایات وحشیانهء شان را حتما ادامه می دهند و هموطنان بی گناه ما را علنی و به شکل مرموز می کشند، چنانکه در کابل و لوگر کشتند. زیرا دشمنان قسم خوردهء دین و کشور ما که در همه عرصه ها شکست خورده اند، حالا می خواهند با چنین حرکات بی رحمانه و خونین آتش انتقام شان را سرد بکنند.

دشمن مشترک هیچگاه از قتل عام مردم بی چارهء ما دریغ نکرده اند، اشغالگران و رژیم مزدور به سرکردگی غنی کمر بسته اند تا مساجد، مدارس، عالمان دین و شعائر اسلامی را به گونهء سستماتیک از بین ببرند و اهانت بکنند. شهادت حافظان خوردسال در دشت ارچی قندوز، حمله بر مراسم دستاربندی در فراه، بمباران مدرسه در کجکی (هلمند)، کشتار وحشیانهء طلبا در اثنای چاپه درمیدان وردک و بمباران ها، چاپه ها و حملات پیهم بر مساجد و مدارس در قندهار، بادغیس، فاریاب، بغلان، کنر، ننگرهار، پکتیا و خوست، نمونه های این واقعیت تلخ است.

تعداد زیادی از هموطنان ما که بیشتر شان عالمان دین بودند توسط انفجار مرگبار در جلسهء میلاد النبی صلی الله علیه وسلم در کابل به شهادت رسانیده شدند، متعقاقباً فاجعهء وحشیانهء لوگر رخ داد، از این دانسته می شود که دشمنان ما اکنون از هر دسیسه کار می گیرند توسط چنین جنایات علنی و مرموز و با استفاده از اختلافات مذهبی، قومی و سمتی برای قتل عام و تباهی مردم ما تلاش می کند.

دشمن باید درک بکند و به یاد داشته باشد که به اهداف شوم خود در افغانستان نمی رسد، مجاهدین پلان های شوم آن ها را خنثی می کنند و تا شکست نهایی آن ها می جنگند.

امارت اسلامی برای دفاع از شعائر اسلامی، ارزشهای دینی، نوامیس ملی و تمامیت ارضی به مبارزۀ مقدس خود ادامه داده است، در این راستا تکالیف و مشکلات زیادی را متقبل شده است و متعهد است که مبارزهء خود را برای از بین بردن فتنه های همچون حملهء دیروزی کابل، استقلال کشور و حاکمیت نظام اسلامی ادامه می دهد، ان شاء الله تعالی.

 حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان و خندقی بر ائمه الکفر در افغانستان

 حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان و خندقی بر ائمه الکفر در افغانستان

ارائه دهنده: ابومحمود کندزی

مجاهدین در جریان عملیات مبارک الخندق بر علاوه از عملیات های تهاجمی، استشهادی و چریکی، حملات نفوذی خود را نیز شدت بخشیده اند. در طی دو هفتهء گذشته، چندین تن مقامات بلندرتبهء دشمن یکی پس از دیگر در حملات نفوذی و تکتیکی مجاهدین کشته شدند و ملت مظلوم از ظلم و وحشت شان نجات یافت.

روز چهارشنبه، یک هلیکوپتر دشمن هدف حملهء رسای مجاهدین قرار گرفت و در نتیجه ۲۵ تن خدمتگاران اشغالگران به شمول جنرال نعمت (معاون قول اردوی ظفر) فرید بختور (رئیس شورای ولایتی فراه) و چند تن مقامات دیگر ادارۀ کابل کشته شدند.

دو هفته پیش، وفادار اشغالگران «جبار قهرمان» در هلمند و خدمتگار بزرگ اشغالگران «جنرال رازق» در قندهار در حملات نفوذی و تکتیکی مجاهدین کشته شدند، همچنان فرمانده ظالم اربکی ها «حکیم شجاعی» در حملهء مجاهدین قهرمان در ارزگان زخمی شد و ۴ تن قومندان های وی با ده ها تن افراد مسلح شان از بین رفتند.

چه خوب ګفته است که خانهء ظالم ویران است، جنرال رازق و جبار قهرمان ظالمانی بودند که هزاران تن مردم ملکی را شهید و زخمی کرده بودند، آن ها ظلم کردند، اما چنان شکار آه مظلومان شدند که درمیان تفنگ داران و طرفداران خود کشته شدند.

نیز امارت اسلامی در طی حملات تعرضی خود، ساحات وسیعی را در سراسر کشور از وجود دشمن تصفیه نمودند، ساحهء حاکمیت امارت اسلامی گسترش یافت و امنیت جان و مال مردم تامین شد.

امارت اسلامی وعده داده بود که انتقام مردم مظلوم خود را از ظالمان می گیرد، مجاهدین در سراسر کشور بر دشمن حملات انتقامی انجام دادند و دشمن را با تلفات جانی و مالی مواجه ساختند، حملات فوق الذکر چند نمونه ای از حملات انتقامی مجاهدین بود.

امارت اسلامی به دفاع از مردم، ارزش های دینی  و منافع ملی خود متعهد است، جزای جنایات دشمن را می دهد و هیچگاه آنان را اجازه نمی دهد که اهداف شوم شان را پیاده بکنند. مجاهدین تا استقلال کشور و نفاذ نظام اسلامی به مبارزۀ بر حق خود ادامه می دهد و درین راستا از هیچگونه مساعی و قربانی دریغ نمی ورزد.

تشکیلات القاعده و سیاست “عدم تمرکز”  و گاهشماری عملیات ۱۱ سپتامبر

تشکیلات القاعده و سیاست “عدم تمرکز”  و گاهشماری عملیات ۱۱ سپتامبر

گردآوری و ارائه دهنده : ابوسلیمان هورامی

چندین سال از زمانی که دیکتاتوری سکولاریسم به  رهبری دولت نومحافظه‌کار جورج بوش به بهانه جنگ علیه اسلام ومجاهدان مسلمان بویژه تشکیلات القاعده سرزمینهای مسلمان نشین را دستخوش جنگ و آشوب کرده می‌گذرد، اما هنوز با وجود گذشت این زمان و ویرانی‌های به جای مانده از این جنگ‌ها، کاخ سفید معتقد است که تشکیلات القاعده هم‌چنان بزرگترین خطر و تهدید برای منافع آمریکا محسوب می‌شود؛ اعترافی که علامت‌ سوال‌های زیادی را در خصوص جنگ علیه مجاهدان مسلمان بویژه تشکیلات القاعده و اهداف پشت پرده آن به وجود می‌آورد. روزنامه فرامنطقه‌ای القدس العربی، در تحلیلی تحت عنوان “القاعده پیشرفت می‌کند و آمریکا پس‌رفت” می‌نویسد:ادامه…

«با گذشت چند سال از اعلام جنگ آمریکا علیه مجاهدان مسلمان ، واشنگتن اعلام کرده که تشکیلات  القاعده هم‌چنان خطرناک‌ترین تهدید برای منافع آمریکا در داخل و خارج محسوب می‌شود.

این اذعان که در گزارش سالانه وزارت امور خارجه‌ی آمریکا آمده است، اعترافی آشکار به شکست این جنگ و پیامدهای بزرگ آن بر سر راه تلاش‌های در حال جریان جهت مقابله با این خطر و خنثی سازی آن است.

تشکیلات القاعده عملا ثابت کرده که توانایی آن را دارد از پناهگاه‌های امنی که به دور از حملات آمریکا به ویژه در افغانستان و عراق برای خود برگزیده به آسانی عملیات‌های خطرناکی  را   برعلیه اشغالگران طرح‌ریزی و اجرا کند.

این در حالی است که تشکیلات القاعده نظریه “عدم تمرکز” را در پیش گرفته و شاخه‌هایی را برای خود در سرزمینهای مسلمان نشین هم‌چون شرق آسیا ، آسیای مرکزی ، شمال آفریقا، صحرای آفریقا، سومالی و یمن و…علاوه بر مقرهای اصلی‌اش در افغانستان و پاکستان گشوده است.

شاید دلیل موفقیت بزرگ القاعده موفقیت شاخه‌های آن در نفوذ به داخل آمریکا باشد، اما در حال حاضر القاعده در شرایط فعلی بسیار خطرناک‌تر از قبل و پیش از حملات ۱۱ سپتامبر است، زیرا دیگر تشکیلاتی تحت یک عنوان واحد در کوه‌های تورا بورا در افغانستان نیست و دایره‌ عملیات‌هایش را گسترش داده و بسیاری از جماعتهای  جهادی نیز به این تشکیلات پیوسته و یا تحت لوای آن فعالیت می‌کنند.

در گذشته القاعده نهایتا هر دو سال یک بار یک عملیات بزرگ انجام می‌داد، اما در شرایط موجود به نظر می‌رسد که عملیات‌های این تشکیلات متنوع‌تر و بیشتر شده  است .

بیشتر بخوانیدتشکیلات القاعده و سیاست “عدم تمرکز”  و گاهشماری عملیات ۱۱ سپتامبر