مختصری از  زندگی فرمانده ی رشید ملت مسلمان کورد بر علیه سکولاریستهای اشغالگر روس،  فاطمه خانم گلباخی رحمها الله

مختصری از  زندگی فرمانده ی رشید ملت مسلمان کورد بر علیه سکولاریستهای اشغالگر روس،  فاطمه خانم گلباخی رحمها الله

ارائه دهنده: ام صلابه

یکی از شیرزنان مجاهد و مسلمان منطقه ‌دیواندره در استان کردستان به نام «فاطمه خان گەڵواخی مشهور و ملقب به فاته ڕەش» در جریان مبارزه با هجوم قشون روس اوایل خدمت رضا شاه پرچمدار مبارزه با روس‌ها است.

در جنگ «سنجر خان» علیه تهاجم قوای روس و کشیده شدن زبانه جنگ به شهرهای دیواندره و سقز بعد شهادت سنجر خان، تاریخ شفاهی منطقه می‌گوید ناامیدی و یاس از ادامه پیروزی و به بیراهه کشیده شدن پروسه‌ی خروج قشون روس، منطقه را فراگرفت؛ مردم در صدد بودند با نیروهای رضاخان همکاری ‌کنند و طومار  روس‌ها را درهم ‌بپیچند. این‌جاست که در میان هزاران جوانمرد منطقه، شیرزن رزم آوری به نام «فاتە ڕەش» در مقابل حمله‌ی بی امان روس قیام می‌کند.

جنگ خونباری در منطقه شکل می‌گیرد و کشته‌شده‌های عشایر یک روز بعد توسط اهالی دفن می‌شوند. عده‌ای اسیر و عده‌ای زخمی می‌شوند؛  در چنین شرایطی «فاتە ڕەش» که در سنگر اول بود، با همراهان خود تا آخرین نفر جنگید.

در میانه‌ی نبردی سخت، «فاتە ڕەش» در حوالی روستای زاغه علیا زخمی می‌شود و او را به چادر درمان و امداد انتقال می‌دهند که بعد از دو روز از بستری شدن به وی خبر می‌رسد که قشون روس در منطقه به قتل و غارت دست زده‌اند که «فاتە ڕەش» از ادامه درمان امتناع کرد و گفت مرگ و کشته شدن در مقابل دشمن را به مداوا و استراحت ترجیح می‌دهد. بلافاصله با بازسازی ستون و سپاه خود این بار از حوالی روستای «غیبی‌سوور» و از چند نقطه متفاوت ضربات سهمگینی بر دشمن سکولار  وارد ساخت و دشمن که کاملا غافل‌گیر شده بود، تا چند کیلومتری سنندج عقب‌نشینی و شکست را بر خود قبول می‌کند. با این احوال مدت چند ماه جنگ بین عشایر منطقه به رهبری «فاتە ڕەش» و قشون سکولار  روس به وقوع پیوست که هر مرحله موجب پیروزی عشایر و شکست و کشته شدن روس‌ها می‌شد.

نقل می‌کنند در ارتفاعات کوه «شیخ شرف» حد واسط روستاهای «زاغه علیا» و «دره‌سفته» قشون روس از ترس «فاتە ڕەش» و تنگ شدن حلقه‌ی محاصره، جرات حمله به روستاهای اطراف در بدست آوردن و تامین آب و غذا را نداشتند و همین امر موجب شد که قوای روس در این ارتفاعات هفته‌ها تشنه و گرسنه بمانند که نتیجه آن کشته و تسلیم شدن سربازان سکولار روس بود. نهایتا زمستان و شدت سرما از راه رسید و «فاتە ڕەش» به همراه چند تن از یارانش در حوالی «کانی نیمە‌ڕۆژە» بر اثر شدت برف و کولاک زمین‌گیر شده و راه بازگشت و نجات خود را گم می‌کنند و بعد از مدت دو روز تلاش در این شدت سرما و برودت در کولاک و یخبندان گرفتار شده و نهایتا فوت می‌کنند.

بعد از مرگ این شیرزن جان‌فدای  ملت مسلمان کورد ، فرمانده سکولار سوسیالیستهای روس در منطقه برای نشان دادن کینه و گرفتن انتقام از «فاتە ڕەش»، همه کسان وی را که می‌توانست دستگیر کند دستگیر و اعدام می‌کند. همه عموها، عموزاده‌ها و دایی‌هایش را در کوه «شیخ شرف زاغه علیا» تیرباران می‌کند.

حزب الله کوردستان ترکیه نیرویی شریعتگرا که جنایت چته های پ.ک.ک را در کوردستان ترکیه متوقف نمود

حزب الله کوردستان ترکیه نیرویی شریعتگرا که جنایت چته های پ.ک.ک را در کوردستان ترکیه متوقف نمود

 

به قلم : ابوسلیمان هورامی

امروزه چته های مرتد پ.ک.ک و نوچه هایش بدون عبرت گیری از گذشته ی خفت بار خود ، در اقدامی ایزائی  ، علیه کوردهای شریعت گرای کوردستان سوریه اعلام جنگ نموده اند . البته حماقت و غرور آنها به اینجا ختم نشد بلکه با تکیه بر حمایتهای بشار اسد و روسیه بر علیه دیگر جماعتهای شریعت گرای عرب و ترکمان نیز اعلان جنگ یکطرفه نمودند ، که هم اکنون در کوردستان سوریه در جریان است . سابقه ی جنگ فروشی و مزدوری و ضد کورد و ضد شریعت بودن این چته ها ، با تمام تبلیغات و دروغپراکنی هایی که دارند به زمان تولد آنها تا کنون بر می گردد .

این چته ها برعلیه اتحادیه ی میهنی کوردستان عراق ، حزب دموکرات کوردستان عراق ، حزب الله کوردستان ترکیه ، مجاهدین شریعت گرائی که علیه اشغالگران آمریکائی در کرکوک و موصل و بغداد می جنگیدند ، و تمام افکار و احزاب مخالف خود به روش استالینی وارد جنگ و کشت و کشتار شده اند و ثابت نموده اند که برای اینها جز افکار پوچ خود و منافع اربابانشان چیزی مهم نیست ، نه کورد مهم است نه دین مردم و نه جان و مال و ناموس مردم .

در اینجا به معرفی یکی از جماعتهایی می پردازیم که چته های مرتد پ.ک.ک خاطرات بدی از آنها دارند و همینها بودند  که ، قدرتمند تر از ارتش تا دندان مسلح سکولاریستهای مرتد ترکیه ،  اسطوره ی شکست ناپذیری چته های پ.ک.ک را شکسته و شکست سحتی بر آنها وارد نمودند . در آن زمان تنها کوردهای شریعت گرا بودند که علیه چته های مرتد پ.ک.ک می جنگیدند و از هیچ کجای دنیا کمکی به آنها نمی رسید . اما در جنگی که اکنون چته های مرتد پ.ک.ک بر علیه کوردهای مسلمان در کوردستان سوریه راه انداخته اند چه ؟ بله ، در کوردستان سوریه مجاهدین تمام جهان اسلام به کمک ما شتافته اند و قطعا کوردستان سوریه را گورستان چته های مرتد پ.ک.ک خواهیم نمود . اینها اشتباه هیتلر را در آخرین جنگش مرتکب شدند و قطعا سرنوشت هیتلر ناسونال سوسیالیست و تامیلها در انتظارشان است .

حزب الله کوردستان ترکیه نیرویی شریعتگرای مجاهد

چنانچه در رسانه ها مشاهده نمودیم در ۲۲ آوریل ۲۰۱۲ م. صدها هزار نفر از کردها در مرکز «دیاربکر»، بزرگ‌ترین شهر کردنشین ترکیه که در جنوب شرق این کشور قرار دارد، به مناسبت میلاد حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گرد هم آمدند. این رویداد توسط ائتلافی از سازمان‌های غیردولتی وابسته به یک سازمان اسلامی اهل سنت در ترکیه که به عنوان حزب‌الله شناخته می‌شود، برگزار شد. در واقع حزب‌الله با بسیج این تعداد از مردم نشان داد که توانمندی اجتماعی و سیاسی آن به شدت افزایش یافته است. توانمندی این جماعت برای چنین قدرت‌نمایی به منظور بزرگداشت یک رویداد اسلامی نه تنها حزب سکولاریست «عدالت و توسعه» بلکه احزاب کرد سکولار مرتدی  مانند: حزب «صلح و دموکراسی» (ب. د. پ) و حزب نظامی  چته های مرتد « کارگران کردستان» (پ. ک. ک) را با چالش مواجه کرد.

بیشتر بخوانیدحزب الله کوردستان ترکیه نیرویی شریعتگرا که جنایت چته های پ.ک.ک را در کوردستان ترکیه متوقف نمود

هورامان در برابرتوهم و دروغی بزرگ به نام کردستان بزرگ

هورامان در برابرتوهم و دروغی بزرگ به نام کردستان بزرگ

به قلم : ابوسلیمان هورامی

خیلی وقتها دیده شده، که ملتی بدون تاریخ مکتوب، حیات تاریخی اش از یکی دو قرن اخیر شروع شده و ملل استعمارگر و غالب به دلخواه خودشان و در مسیر اهداف مادیگرایانه و سلطه طلبی شان دست به قلم شده و با اجازه گرفتن از رهبران مصنوعی ملتها و به اصطلاح رشنفکران غرب یا شرق زده خواسته هایشان را بر چنین ملتهای مغلوبی خورانده و تحمیل نموده اند که نمونه های آنرا در اغلب سرزمینهای تحت نفوذ امپریالیستها می توان یافت.
این جریان تاریخ سازی تنها به چنین ملتهایی متوقف نشد، چون امیال و خواسته های شیطانی استعمارگران خون آشام و خائنین هم فکر بومیشان نیز سیری ناپذیر است. برای نمونه اگر شما به نقشه کشورهای آفریقایی نگاهی بیندازید بخوبی متوجه می شوید که انگار بدون توجه به فرهنگها و ملتها، استعمارگران سرمایه دار با خط کشی نشسته اند و برای رسیدن به اهداف پلیدشان برای انسانهای زیر ستم، وطن و کشور تولید کرده اند.
اگر به جمهوریهای آسیای میانه هم بنگرید، می فهمیم که سوسیالیستها نیز در پلیدی و آشوب طلبی دست کمی از سرمایه دارهای کاپیتالیست ندارند. شما اگر به دقت به عنوان نمونه به نقشه کشور ازبکستان یا قرقیزستان بنگرید می فهمید که استالین سوسیالیست مرتکب چه جنایت فاحش نابخشودنی شده که هم اکنون نیز قربانی می گیرد.
سرزمین ما هم از جنایات حکام فاسد و ظالم داخلی و استعمارگران و فرصت طلبان خارجی و روشنفکر نمایان خودباخته بومی بی نصیب نبوده است.
ایران زمین در عصر نکبت و ذلیلی خودش به هنگام سلطنتهای شوم صفویه و قاجار دچار مصیبتها و تجزیه های نابخردانه گشت که شاید بتوان این دوران را همچون قرون وسطی در اروپا به عنوان دوران تاریکی و پس رفت ایران زمین از آن یاد کرد.
قومیتها و لهجه های غرب ایران زمین هم، همچون دیگر پاره های شمال، شرق و جنوب از بلایای این دو سلسله ی فاسد بی نصیب نماندند و متأسفانه کار به جایی رسید که ترک ها و عربها هر کدام به نوبه خود تاریخ و تمدن چند هزار ساله آنها را زیر سوال برده و بی شرمانه با اندیشه های سکولاریستی خودشان حتی منکر نژاد ایران زمینی آنها گردیدند و خود را پدران آنها شناساندند.

بیشتر بخوانیدهورامان در برابرتوهم و دروغی بزرگ به نام کردستان بزرگ

جدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

جدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

بدون شک وجود عقاید غلاۀ شیعه علت اساسی و پایه ای تجزیه ایران به شمار می رفته است. چه در زمان مغول ها و قبل از حمله آن ها به سرزمین های مسلمان نشین ، چه در عصر صفوی و دول پس از آن. اما این مصیبت تنها دامنگیر کردها و هورامی های ایران نشد بلکه تمام ملیت های مسلمان ایران و حتی سراسر سرزمین های مسلمان نشین دنیا را در بر گرفت.

در ایران خراسان بزرگ که شامل افغانستان ، تاجیکستان ، ازبکستان، ترکمنستان می شد و آذربایجان ، قره باغ و کلیه ی جمهوری های فعلی شمال ایران می شد و بخش هایی از پاکستان و هندوستان و تمام مناطق کرد و هورامی نشین ترکیه ، عراق ، سوریه ، لبنان و… همگی بر اثر خیانت و جنایات فراموش نشدنی این حکام چگین صفت همجنس باز زن صفت از ایران منفک گردیدند. به خصوص از زمانی صفویه به علت وحشیگری های شاه اسماعیل و اعقاب او در حق اسلام و مسلمانان اهل سنت، کردها ، فارس ها، بلوچ ها ، ترکمان ها و… مجبور شدند که خانه و کاشانه خود را رها کرده و به بیگانگان نژادی اما آشنایان و برادران دینی و عقیدتی پناه ببرند که دیدیم چگونه ایرانیان مسلمانی که توان هجرت داشتند به هند ، پاکستان ، سرزمین های شمالی ایران و کشورهای حاشیه خلیج ، امپراطوری عثمانی و… پناهنده شده و به دلیل برتری دادن نیروی دین بر نژاد به خاطر محافظت از دین خود از هم نژادی هایشان جدا شده و هنوز هم این سیر گریز به خاطر وجود مسببات گریز هنوز هم در جریان است.

بیشتر بخوانیدجدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

اُورمَزدَ(اهورامزدا) خدای تولیدی آشوریها یا ایرانیان ؟

اُورمَزدَ(اهورامزدا) خدای تولیدی آشوریها یا ایرانیان ؟

 

ارائه دهنده : آنتی سکولاریسم

وام گرفتن فرهنگ از همسایگان امری عادی و طبیعی در گذشته و حال است. برخی میخواهند تلقین کنند که جهان هر چه علم و دانش دارد، بدهکار ایرانیان است!! البته این سخن تا حدودی درست است ولی نه اینکه بشریت دار و ندارش را مدیون ایرانیان باشد. در حقیقت آریاییها خود وارث فرهنگ و دانش مردم بومی فلات ایران و سایر سرزمینها که توسط کوروش، کمبوجیه و داریوش اشغال شد، شدند؛ خود این دانش را تا حدودی تکامل دادند و به سایرین منتقل کردند. در ادوار مختلف تاریخی مردم سرزمینهای مختلف در پیشبرد علم و دانش و تکامل فرهنگ جهان نقش داشتند. اینکه ایرانیان را صاحب تمام این جنبش بدانیم و یا اینکه نقش ایرانیان را در این امر نفی کنیم، هر دو گزافه گویی است.

اما بحث امروز ما در مورد، خدایی است که به نام خدای ایرانیان معروف است: اهورامزدا یا اورمزد. برخی نشانیها وجود دارند که این گمان که ایرانیان اهورامزدا را از آشوریها گرفته اند و این خدا یکی از ربّ النوعهای آن سرزمین باشد که سرزمین بخش است، قوت میبخشد.

 

به بررسی دلایل میپردازیم:

۱)بحث زبانی:

در ترجمه نام اورمزد یا اهورامزدا، زرتشتیان همواره سعی در آوردن بهترین معنا را دارند و گاهی آنرا به «مینوی هستی بخش» ترجمه میکنند و گاهی به «خدای خرد» برگردان مینمایند، البته من در جایی هم معنی «خدای نورانی» را دیدم که فکر نمیکنم موثق باشد. همچنین برخی منتقدین نیز جزء اهورا از این اسم را به هور و خورشید نسبت میدهند، بعد آن را به خدای روشنایی معنی میکنند.

امّا در کتیبه بیستون، اسم خدای ایرانیان با تلفظ اهورامزدا نیامده است و این نام را خاورشناسان به اشتباه اینگونه تلفظ میکنند. اگر تلفظ صحیح کلمه را در نظر بگیریم، آنگاه معنای دیگری از این کلمه برای ما مکشوف میشود که به این برداشت ما کمک فراوان میکند.

تلفظ صحیح آنچه به خط میخی در کتیبه بیستون آمده است چنین است:

اُرمَزدَ (Or-Mazda)

حال بیایید به موشکافی معنی این کلمه بپردازیم. این واژه ترکیبی توصیفی است از دو واژۀ « اُر» و «مَزدَ».

بیشتر بخوانیداُورمَزدَ(اهورامزدا) خدای تولیدی آشوریها یا ایرانیان ؟

ایرانیان چگونه و در چه زمانی زرتشتی شدند؟

ایرانیان چگونه و در چه زمانی زرتشتی شدند؟

 

ارائه دهنده : آنتی سکولار

 

در ابتدای این قرن، حکومت سکولار پهلوی با دسیسه ی سکولاریستهای جهانی چون انگلیس، روی کار آمد و به ایران سلطه یافت. دو پادشاه این رژیم منحوس که اصل و نسب درست و حسابی و گذشتۀ درخشانی نداشتند و مانند حکومتهای پیشین با تلاش و مبارزۀ خودشان به حکومت نرسیده بودند، سعی کردند با مطرح کردن تاریخ باستان و وصل کردن خود به شاهان عصر باستان چون کوروش هخامنشی و آریایی نامیدن خود، این حقارت خود را از یادها ببرند که البته تا حدودی هم موفق شدند.

آنچه آندو دست نشانده کردند، بدون شک خواست استعمارگران(سکولار)  نیز بود زیرا استعمارگران (سکولار) همیشه تلاش دارند که بگویند ما هرچه که بودیم، مربوط میشود به عصر باستان، برای ایرانیان ایران هخامنشی را مطرح میکنند و برای مصریها، مصر فراعنه را و… با این هدف که ما باور کنیم که الان هیچ نیستیم و در واقع بعد از اسلام هیچ نبودیم!!!! البته این مسئله که به ما تلقین میکنند دروغی بس بزرگ و گزاف است. پسرفت و عقب ماندگی کشورهای مسلمان-نشین، مربوط به همین دویست سال اخیر است و حکومتهای بزرگ و گسترده و هر چند ناصالحی چون بنی امیه که تا اسپانیا و جنوب فرانسه پیش رفت و بزرگترین امپراتوری زمان خود شد، حکومت عباسیان که جای امویان را گرفت و پیشرویهایی انجام داد، دولت سلجوقیان بزرگ که ترکیه را از روم گرفت و حکومت عثمانی که در سال ۱۰۰۰ هجری شمسی بزرگترین امپراتوری زمان خود بود در بین مسلمین بودند. مغولهای متجاوز اولین شکست خود در جنگ رودررو را در برابر مسلمین دریافت کردند و مسلمانان مصری هرگز بدانها اجازۀ تصرف سوریه و مصر را ندادند. حکمرانان نیکوروشی چون صلاح الدین ایوبی و کریمخان زند از میان مسلمانان برخاستند. اروپاییان پیشین در مورد برتری بی چون و چرای مسلمانان در فرهنگ و تمدن نوشته های زیادی دارند که اینجا جای گفتنش نیست و از ترس بازگشت مسلمانان به همان عصر است که استعمارگران میترسند که کشورهای اسلامی، به تاریخ اسلامی خود افتخار کنند.

بیشتر بخوانیدایرانیان چگونه و در چه زمانی زرتشتی شدند؟

تاریخ اسلامی کردستان در میان واقعیت و خیانت سکولاریستهای مرتد کُرد

 تاریخ اسلامی کردستان در میان واقعیت و خیانت سکولاریستهای مرتد کُرد

 

ارائه دهنده : رسول هورامی (دانشجوی تاریخ )

 

این سرزمین مانند سایر ممالک اسلامی بعد از فروپاشی خلافت عثمانی در عهدنامه سایکس بیکو سال ۱۹۱۶م توسط قدرتهای سکولاریستی فرانسه، بریتانیا و روسیه، تقسیم و تقطیع شد.

هم اکنون کردهااز لحاظ جمعیت به ترتیب اکثریت در پنج کشور ترکیه، ایران، عراق، سوریه، و روسیه پراکنده‌اند. ضمن آنکه عده زیادی از آنها به کشورهای لبنان، فلسطین، افغانستان، پاکستان، و دول اروپایی به دلایل سیاسی و یا مادی مهاجرت کرده‌اند.

کردستان یا «سرزمین کردها» سرزمینی است به مساحت۵۰۰هزار کیلومتر مربع، واقع در خاورمیانه و باجمعیتی بین۳۰ تا۴۰ میلیون نفر که ۹۸% آنان مسلمان و اهل سنت و بقیه مسیحی و ایزدی (علی اللهی) و……. هستند.

در کتب تاریخی و جغرافیایی متقدمین تا قرن هفتم هجری نامی از واژه‌ی «کردستان» برده نشده بلکه این سرزمین مشهور به بلاد جبال، جزیره، دیاربکر و سواد العراق بوده است که از مهمترین شهرهای کردستان قدیم؛ دیار ربیعه، دیار مضر، اورفه، نصیبین، رها، رقه، حران، ماردین، آمد، دینور، شهر زور، سنجار، رأس‌العین، حلوان، تکریت و جزیره‌ی ابن‌عمر بوده است. کلمه‌ی کردستان اولین بار توسط سلطان سنجر سلجوقی بر اقلیم جبال نهاده شد و او برادرزاده‌اش سلیمان شاه را در آن زمان والی کردستان قرار داد. یکی از اقوال در مورد نژاد کردها آن است که به قبیله ماد بر می‌گردند که مرکز حکومت آنها هگمتانه (همدان امروزی) بوده که در سال ۵۵۰ قبل از میلاد سقوط کرد . اما قول راجح آن است که آنها نیز یکی از اقوام و خاندانهای بزرگ ایرانی مشهور به  ویسپوهران می باشند که  به همراه دیگر خاندانها اسکلت حکومت مادها ،  هخامنشیان ، اشکانیان و سپس  ساسانیان و در کل ایران زمین را تشکیل می داده اند و همیشه از جانب رئیس خاندان خود اداره می‌شده اند.  با اسلام آوردن کردستان اداره‌ی سرزمین آنها نیز همچون گذشته به خودشان واگذار گردید. که آخرین این حکومتهای  محلی ،حکومت ۵۰۰ ساله ی سلسله ی اردلان بود که در اواخر قاجاریه ظالمانه برداشته شد .

بیشتر بخوانیدتاریخ اسلامی کردستان در میان واقعیت و خیانت سکولاریستهای مرتد کُرد

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۲ )

ketab1

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۲ )

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

 

طوايف مختلفي كه اسكلت مادها وهخامنشيان را تشكيل دادند پس از روي كار آمدن خاندان هاي قدرتمند پهلوي در اقوام غالب حل مي گردند وهيچ اثري از زبان يا حتي عقايد ديني آن ها نيز باقي نمي ماند،  وپس از روي كار آمدن طوايف مختلف پهلوي،  تا به امروز زبان وفرهنگ آنها با تغيراتي در ايران زمين رايج است.

در زمان اشكانيان پهلوي اشكاني رايج بود،  ودر زمان ساسانيان زبان پهلوي ساساني .كه زبان شناسان زبان پهلوي را به باستان ، ميانه ، دري وجديد تقسيم نموده اند.

تمام آنهايي كه در دانشگاههاي مختلف ايران تحصيل كرده وبا زبانها ولهجه هاي مختلف ايران زمين آشنايي يافته اند ويا اينكه به عنوان كارگر فصلي در يكي از شهرهاي ايران زمين شمال ، جنوب ،شرق ومركز مشغول به كار بودند مي توانند از نزديكي لهجه ها وهم خانوادگي آنها باهمديگر گواهي بدهند واينكه همگي ما داراي زباني پهلوي هستيم ، وبا توجه به تغييرات زماني و آمدن اقوام مختلف ويا شرايط محيطي جغرافيايي هرقومي در حفظ ونگهداري از زبان اصلي ايران زمين از قوم ديگر كوشا تر بوده است يا خير؟

بعنوان مثال اقوام كوهستاني با داشتن كوههاي صعب العبور ودوري از مراكز پر رفت وآمداقوام وسپاهيان كه از مراكز تبادل زباني وفرهنگي بوده اند، بهتر توانسته اند اززبان وآداب ورسوم خود مراقبت كنند واقوام دشت نشين با همسايه یا ملل ديگر در معرض تبادل فرهنگي ونفوذ فرهنگي وزباني ديگر اقوام بوده اند . هورامان ،بازماندگان زبان تاتي ، لري و… از جمله اين لهجه هايي هستند كه تا حدودي سالمتر مانده اند وبه زبان پهلوي نزديكتر اند .اما لهجه هاي ديگري همچون ساكنان جزاير جنوب ايران در قشم ، بندر، اصفهان، شيراز ، تبريز،خوزستان و… به خاطر نزديكي با اقوام وملل مختلف لغات بيگانه زيادي وارد زبان آنها گرديده تا حدي كه عده اي از آنان همچون تاتي هاي آذربايجان كلاً زبان خود را ترك كرده وتسليم زبان تركي گرديدند.

بیشتر بخوانیدهورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۲ )

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۱ )

bonyanejihad1

هورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۱ )

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

 

قبل از آنكه اتحاديه ی ماد تشكيل گردد طوايف واقوام مختلفي در غرب ايران زمين زنگي مي كردند كه پس از تشكيل حكومت ماد ، ديگر اثري از حكومت آنها باقي نمي ماند بلكه در اتحاديه حاكم هضم مي گردند. اين اقوام عبارت بودند از :ماننائیها، گوتی  ها ،  کاسی هاو…

اينكه قبل از اقوام مذكور نيز چه اقوامي در اين بخش زيسته اند،  وداراي چه نژاد يا فرهنگ وتمدني بوده اند مشخص نيست . اما پس از آنكه حكومت ماد از به هم پيوستن اين پادشاهيهاي كوچك به وجود آمد، همين شيوه ملوك الطوايفي وحكومت هاي كوچك در زير سايه حكومت بزرگ به استقلال داخلي خود ادامه دادند.

پس ازجابه جا شدن قدرت مادها به هخامنشيان يعني ازفرزندان يك خانواده به يكي ديگر از فرزندان همان خانواده، باز مي بينيم حكومتها وطوايف كوچك نقش اول اسكلت حكومتي را تشكيل مي دهند ،   كتيبه بيستون روئساي آنها را چنين بر مي شمارد .

۱- اتانس ( اوتانه)

۲- اسپاتينس ( اردومنش)

۳- گبرياس (گئوبروو)

۴- انيتا فرنس ( وين دفرنه)

۵- (بغا بوخش يكم)

۶- هيدارنس (وبدرنه)

۷- داريوس( داريوش)

پس از فروپاشي حكومت هخامنشيان توسط اشغالگران رومي ، باز مي بينيم كه يك جريان استقلال طلبانه عليه اشغالگران به رهبري اشكانيان ظهور مي كند وقدرت بزرگي را در ايران زمين بوجود مي آورند . اما باز اسكلت تشكيل دهنده اين جريان بيگانه  ستيز نيز اتحاد طوايف وحكومتهاي كوچك است كه از ميان اين حكومتهاي كوچك وطوايف متعدد مي توان به چند طايفه بزرگ آنها اشاره كرد:

بیشتر بخوانیدهورامان در مسير گذار واتحاد جهت حفظ بقا ( ۱ )

قاضی محمد مرتد و خانواده ی محترم قاضی

 

bonyanejihad1

قاضی  محمد مرتد و خانواده ی محترم  قاضی

به قلم : ابوسلیمان هورامی

« بنا بر اسناد و مدارک قدمت شهر مهاباد کمتر از چند سده می باشد. مکریان بیشتر از آن که سکونت گاه مردمان یکجا نشین در شهرها و یا روستاها باشد محل زیست و معیشت عشایر مختلفی بوده که بخشی از آنان در دوره قاجار در محل کنونی مهاباد ساکن بوده اند و به این ترتیب بنای شهر ساوجبلاغ (که در دوره رضا شاه به مهاباد تغییر نام داد) گذاشته شده است. آن گونه که معمرین مهاباد و خصوصاً خانواده قاضی ها می گویند سر سلسله خانواده قاضی نیز از مهاجران گرجی اند که از گرجستان به ایران و منطقه مکریان مهاجرت نموده اند».[۱]

البته این مهاجرت ها در دورانی که مرزها و حکومت ها به این شیوه ی نامبارک کنونی در نیامده بودند بسیار آسان و ساده بود و در تمام نقاط دنیا و به خصوص خاورمیانه و ایران از این گونه مهاجرت ها و سکونت های قومی دیده می شود که اگر خودمان نیز کمی ریزتر به اطرافیان خود بنگریم می بینیم که اکثراً از جاهای دیگر و حتی از نژادهای دیگری بوده اند که به منطقه ی ما مهاجرت کرده اند و الان خود را کرد یا هورامی می نامند.

بیشتر بخوانیدقاضی محمد مرتد و خانواده ی محترم قاضی