قاضي محمد مرتد در تاريخ هورامان

madkhaliiy

قاضي محمد مرتد در تاريخ هورامان
به قلم : ابوسلیمان هورامی

آقاي دكتر نادر كريميان سر دشتي در تعليقات خود بر تاريخ هورامان در مورد بنيانگذار اولين حزب سازمان دهنده سكولارهاي سوسيال دمكرات ومرتدين در ميان كردها ي مكريان به نام قاضي محمد مرتد مي نويسد:
۱- قاضي محمد تحت تربيت پدر همه علوم اسلامي را فرا گرفت واجازه قضاوت دريافت كرد ورياست اداره معارف واوقاف مهاباد رانيز عهده دار شد .
۲- تشكيل جمعيت ژ-كاف در شهريور ماه سال ۱۳۲۱ ه.ش از وقايع مهم اين سالهاست هر چند قاضي محمد هرگز به عضويت در اين جمعيت در نيامده اما همواره اورا تائيد وحمايت مي كرد.
۳- در فاصله سالهاي ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ ش. شخصيت هاي سر شناس كرد چند سفر به باكو داشتند وپس ازآن حزب دمكرات كردستان تشكيل شد وجمعيت ژ-كاف به آن پيوست .
۴- سرانجام قاضي محمد پس از يك سري اقدامات سياسي وارسال نمايندگاني به تبريز وبحث با صاحب نظران روسي روز دوم بهمن سال ۱۳۲۴ ه.ش در ميدان چوارچراي مهاباد در حالي كه جمعيت زيادي گرد آمده بودند، جمهوري كردستان را اعلام كرد.

بیشتر بخوانیدقاضي محمد مرتد در تاريخ هورامان

فاجعه شهرستان قروه

akhondefased

فاجعه شهرستان قروه

حسین امامی نماینده رهبر انقلاب در غرب کشور در سال ۵۷ چنین واقعه ی جنایات غلاه شیعیه بر علیه اهل سنت قروه در حول و حوش ۲۳ بهمن ۵۷ را چنین بازگو می نماید:

« ما به آن جا رفتیم و وقتی رسیدیم دیدیم که خیلی از مغازه های سنی ها را آتش زده اند ، غارت کرده اند ، خرابی به بار آورده اند ، من از امام خواستم پولی در اختیارم بگذارد که به این ها خسارت بدهیم. چه شیعه ، چه سنی. پول در اختیارم گذاشتند. دیگر این که فکر کردم باید یک جماعتی از همه جمع بشوند. قروه چند صد ده دارد که اکثراً سنی هستند ، شیعه اش خیلی کمتر است. آن طرف سنندج اکثراً سنی اند… جریان درگیری قروه این بود بین آقایی به نام آقای شیخ هادی هاشمی که پیشوای اهل تسنن آن جا بود و بعد از من هم آمده بود… مسجد و تکیه ای ساخته بود که سنی ها می رفتند و نماز می خواندند. عده ای هم نیروی مسلح بودند که اسلحه جمع کرده بودند و آن جا نا امن شده بود. هر چه بود بعد از انقلاب با شیعه ها درگیر می شوند. زد و خورد می شود و عده ای کشته می شوند. از سنی ها تعداد بیشتری کشته می شود ، این ها بومی نبودند. بعضی ها را هم مثله کرده بودند ، له کرده بودند ،  سرشان را کوبیده بودند . از طرفین مجموعاً ۳۰-۲۰ نفر کشته شده بود. بعد از درگیری شیخ هادی فرار کرده بود و این ها هم بولدوزر آورده بودند و تکیه ، حسینیه [ ؟ ! ! ] و مسجدش را با خاک یکسان کرده بودند. شیخ هادی اهل روستای دولاب (هورامان) ما بین کامیاران- سنندج زندگی می کرد و پس از درگیری باز به آن جا برگشت».[۱]

بیشتر بخوانیدفاجعه شهرستان قروه

تاريخ وپيام ساكنان هورامان ومسئوليت ما

baraybonyanejihad11

تاريخ وپيام ساكنان هورامان ومسئوليت ما

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

هورامان كنوني وتاريخي كه سرزمين هورامان را توضيح مي دهد ، همچون ساير مناطق ايران زمين وجهان ، جديد ترين محصولي است كه معرف هزاران سال جذب وهضم اقوام جديد ،انديشه ها واديان نوين در اين سرزمين تاريخي مي باشد وهيچ آغازي براي تاريخ سرزمین هورامان وجود ندارد.

مردماني كه در اين گوشه از جهان زندگي مي كنند ثمره ی تركيب تمامي اين دگرگوني هاي اقوام وعقايد پراكنده وگوناگون اند. ومي توان هوراميهاي جديد را وارثان تمام اقوام ، نژاد ها وعقايد گذشته دانست وهرگز نمي توان آنها را به يكي از آنها محصور ومحدود نمود. هرچند از لحاظ زباني به گروه زباني پهلوي متعلق است اما از لحاظ نژادي محصول تركيب تمام اقوام ساكن در هورامان است . مردماني چون ،گوتي ،كاسي ،آشوري، سلوكي، سورن ،اشكاني، مسيحيان يعقوبي، مهاجرين يهودي ، لولوبي ها، افغانيها (بيد رواس)،سوري ها، شامي ها، عربها،لرهاو…

يافته هاي باستان شناسي لولوبي ها وهوريان ،آشوريها ، پارتها ، سلوكيهاوتاريخ مكتوب بعد از اسلام وواقعيت موجود مردم به مستند سازي اين واقعيت كمك مي كنند.

در حدود ۴۰۰۰ سال كه اولين مهاجرين آريائي به اين مناطق كوچيدند .

بیشتر بخوانیدتاريخ وپيام ساكنان هورامان ومسئوليت ما

کومله ژ-ک از تولد تا کودتای مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

tawahoedanaii

کومله ژ-ک از تولد تا کودتای مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

« سعادت بشر تنها از راه قانون خدا به دست می آید» این جمله ایست از نشریه نیشتمان در سال ۱۳۲۴، مقاله آشتی، تنیا و… که به عنوان شعار اصلی و محوریت برنامه ها و اهداف کومله ی ژ-ک شناسانده می شود.

جمعیت ژ.کاف که مخفف «ژیانه وه ی کورد» یا «ژیانه وه ی کوردستان» یا «ژیانی کورد» است ابتدا در سلیمانیه اعلام موجودیت می کند و در سال ۱۳۱۹ یکی از مبلغین اسلامی کرد به نام ملا احمد فوزی از سلیمانیه وارد مهاباد می شود و در آن جا کلاس های درس و خطا به خود را پیرامون قرآن و سنت و فقه شافعی دایر می نماید که در ضمن این دروس از ظلم و ستم حاکم بر مردم خود و راه رهایی ملت مسلمان از مصیبت هایی که ظالمان بر سرشان می آورند صحبت می کند به گونه ای که پس از مدتی عده ای از عقلا و صاحبان قلب سلیم تصمیم می گیرند که از بندگی بندگان خود را نجات داده و تنها در بندگی خدای واحد در آیند.

در جریان همین درس های مُلا احمد فوزی است که ۱۶ نفر از اهالی مهاباد در باغی گرد آمده و اعلام موجودیت کومله ی ژ-ک را می کنند (۱۹۴۲م). و جهت جلوگیری از هرگونه خیانتی به کردها تا رسیدن به استقلال کامل می بایست به «قرآن» سوگند یاد کنند. یعنی طبق این سنت عملی به خود و دیگران می فهماندند که قانون، برنامه، روش زندگی خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و آموزشی کردها باید از زیر بنائی قانون و حکم اسلام بنا و پایه ریزی شود نه هیچ ایدئولوژی دیگری. و تنها کسانی می توانند به قرآن سوگند یاد کنند که حکم و برنامه ی آن را قبول داشته باشند.

بیشتر بخوانیدکومله ژ-ک از تولد تا کودتای مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

علل حضور فزاینده مردم مسلمان کردستان در جریانات اسلامی بنیادگرا و تولد مبارک بیداری اسلامی

ketab2

علل حضور فزاینده مردم مسلمان کردستان در جریانات اسلامی بنیادگرا و تولد مبارک بیداری اسلامی

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

در این رابطه می توان به علل بی شماری اشاره کرد هر چند عملکرد خود مرتدین موثرترین و عینی ترین عامل به شمار می رود اما گذرا به چند علت اساسی اشاره می شود.

۱- فرار مرتدین متحد و غیر بومی احزاب سکولار کمونیست و دمکراسی خواه به اروپا و دیگر دول خارج و تنها و بی کس ماندن مرتدین بومی و نمایان شدن قدرت توهمی و پوشالی آنان بعد از رفتن مرتدین غیر بومی.

۲- عدم پشتیبانی داوطلبانه و نه اجباری مردم از آنان و جا ندادن به آنان در میان خود.

۳- جنایات فراموش نشدنی سکولارهای مرتد در برابر مسلمانان منطقه و قتل و عام های صورت گرفته توسط حزب مرتد کومله و دیگر احزاب غیر بومی کمونیست هم پیمانش و پشتیبانی های منافقانه ی سوسیال دمکرات های حزب دمکرات مرتد.

۴- قتل و عام ها و جنایات وحشیانه ی سکولارهای مرتد از همدیگر که به جنگ کومله (با احزاب مرتد غیر بومی اش) و دمکرات (به همراه غیر بومیان متحدش) مشهور است.

بیشتر بخوانیدعلل حضور فزاینده مردم مسلمان کردستان در جریانات اسلامی بنیادگرا و تولد مبارک بیداری اسلامی

پاره ای از شعارهای انقلابی و دیوار نوشته های اوایل انقلاب ۵۷ در مناطق سوران ، شکاک و هورامی نشین

ketab2

پاره ای از شعارهای انقلابی و دیوار نوشته های اوایل انقلاب ۵۷ در مناطق سوران ، شکاک  و هورامی نشین

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

در ذیل جهت آگاهی از وضع و جو حاکم بر مناطق آذربایجان غربی ، کردستان و شهرهای سنی نشین کرمانشاه که در آن کردها و هورامی های سنی مذهب به سر می برند و کلیه ی فعالیت های مرتدین نیز به همین مناطق محدود شده بود به شعارها و دیوار نوشته ها و خواسته های انقلابی تمام اقشار مردم منطقه می پردازیم. امید است تصویری کلی از آن چه وجود داشته ارارئه گردد.

– بیل و کلنگ و تیشه                 این شاه آدم نمی شه

توپ ، تانک ، مسلسل دیگر اثر ندارد                        پیوند شاه و ملت هرگز وجود ندارد

اسلام مذهب ما                  پهلوی رهبر ما

نه سازش ، نه ذلت ، نه شاه و نه کمونیست ، یا فتح یا شهادت.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری وابسته به امپریالیسم خونخوار آمریکا.

زنده و جاوید باد ، سلطنت پهلوی

بیشتر بخوانیدپاره ای از شعارهای انقلابی و دیوار نوشته های اوایل انقلاب ۵۷ در مناطق سوران ، شکاک و هورامی نشین

سیمای واقعی مردم مسلمان گریزان از سکولارهای مرتد کردستان در انقلاب ۵۷

cropped-taghoot.2.jpg

سیمای واقعی مردم مسلمان گریزان از سکولارهای مرتد کردستان در انقلاب ۵۷

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

۱- جماعتی با اخوان المسلمین و به خصوص اندیشه های شهید ناصر سبحانی گره خورده بودند که در این اواخر به همراه افرادی چون شهید فاروق فرساد و غیره احزابشان تقریباً از ایشان دوری می گزیدند و اولین هسته های سلفیت را بنیان گذاشتند.

۲- گروهی نیز تحت عنوان مدرسه قرآن، حزب مساوات اسلامی و در نهایت مکتب قرآن تشکیل شده بودند.

۳- عده ای هم حزب «ئه ستیره» یا ستاره اسلامی را تشکیل دادند که عاقبت به مکتب قرآن پیوستند.

۴- جماعتی هم «برکان» اسامی را تشکیل دادند که بیشتر شبیه گروه فشاری علیه مکتب قرآن عمل می کردند.

۵- عده ی کثیری از متصوفه نیز تحت عنوان حزب رزگاری منسجم بودند.

بیشتر بخوانیدسیمای واقعی مردم مسلمان گریزان از سکولارهای مرتد کردستان در انقلاب ۵۷

جدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

tawhid

جدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

کاتب : ابوسلیمان هورامی

 

بدون شک وجود عقاید غلاۀ شیعه علت اساسی و پایه ای تجزیه ایران به شمار می رفته است. چه در زمان مغول ها و قبل از حمله آن ها به سرزمین های مسلمان نشین ، چه در عصر صفوی و دول پس از آن. اما این مصیبت تنها دامنگیر کردها و هورامی های ایران نشد بلکه تمام ملیت های مسلمان ایران و حتی سراسر سرزمین های مسلمان نشین دنیا را در بر گرفت.

در ایران خراسان بزرگ که شامل افغانستان ، تاجیکستان ، ازبکستان، ترکمنستان می شد و آذربایجان ، قره باغ و کلیه ی جمهوری های فعلی شمال ایران می شد و بخش هایی از پاکستان و هندوستان و تمام مناطق کرد و هورامی نشین ترکیه ، عراق ، سوریه ، لبنان و… همگی بر اثر خیانت و جنایات فراموش نشدنی این حکام چگین صفت همجنس باز زن صفت از ایران منفک گردیدند. به خصوص از زمانی صفویه به علت وحشیگری های شاه اسماعیل و اعقاب او در حق اسلام و مسلمانان اهل سنت، کردها ، فارس ها، بلوچ ها ، ترکمان ها و… مجبور شدند که خانه و کاشانه خود را رها کرده و به بیگانگان نژادی اما آشنایان و برادران دینی و عقیدتی پناه ببرند که دیدیم چگونه ایرانیان مسلمانی که توان هجرت داشتند به هند ، پاکستان ، سرزمین های شمالی ایران و کشورهای حاشیه خلیج ، امپراطوری عثمانی و… پناهنده شده و به دلیل برتری دادن نیروی دین بر نژاد به خاطر محافظت از دین خود از هم نژادی هایشان جدا شده و هنوز هم این سیر گریز به خاطر وجود مسببات گریز هنوز هم در جریان است.

بیشتر بخوانیدجدایی کردها از ایران و مسئله تجزیه و تقسیم ایران زمین

ایل قهرمان پرور منگور و جهاد با مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

ketab2

ایل  قهرمان پرور منگور و جهاد با مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

به قلم :  ابوسلیمان هورامی

 

زمانی ملا خلیل رحمه الله علیه در برابر مسئله کشف حجاب و تحمیل لباس اروپایی از جانب رضاخان شیعه مذهب ایستاد و همان موقف را نیز در برابر کشف حجابی که قاضی مرتد می خواست تحت عنوان لباس بین المللی (همان کار رضا شاه را به درخواست کمونیست های شوروی جهت حذف لباس و پوشش اسلامی مردم) بر جامعه تحمیل کند، گرفت. بدین ترتیب ملا خلیل در برابر دو دشمن نیرومند قرار گرفته بود یکی حاکمی شیعه مذهب که نفوذ چندانی بر مردم محلی اهل سنت نداشت و کاری به مذهب و عادات رایج مردم نداشت و دیگری خائن مرتدی که از درون همان مردم برخاسته بود و به پیشنهاد روس های کمونیست قصد انهدام دین، فرهنگ، آبرو ، ناموس و هستی کردها را با جایگزینی «مرامنامه ی سوسیالیستی» تدوین شده از جانب کمونیست ها را داشت.

در این جا بود که در برابر یک فاسد خارجی و افسدی داخلی ، در برابر دشمن دور و دشمن نزدیک، در برابر یک مدعی شیعه و یک مرتد قرار گرفت به همین دلیل به اجتهاد خودش ضمن مبارزه تبلیغی با کشف حجاب رضاخانی فتوای جهاد و مبارزات مسلحانه را علیه قاضی مرتد صادر کرد. ابتدا با ذکر دلایل شرعی دلایل مرتد شدن قاضی مرتد را اعلام نمود و سپس وظیفه ی هر مسلمان مبارزی را در این مورد مشخص کرد.

بیشتر بخوانیدایل قهرمان پرور منگور و جهاد با مرتدین سکولاریست حزب دموکرات کردستان ایران

از مقاومت مردمی مهاباد تا مقاومت مردمی سنندج در برابر سکولاریستهای مرتد کردستان

ketab2

از مقاومت مردمی مهاباد تا مقاومت مردمی سنندج در برابر سکولاریستهای مرتد کردستان

به قلم : ابوسلیمان هورامی

 

الان با وجود رسانه های متنوع تصویری و کتب مختلف و انبوه انقلابی هر کسی با هر میزان از سواد می تواند تشخیص دهد که مقاومت «مردمی» یعنی چه، چون به صورت زنده هر روز از صفحه تلویزیون مقاومت مردمی مسلمانان فلسطین، عراق، افغانستان، کشمیر، چچن، صومال و… را می بینند. هم چنین به راحتی می توانند خائنین مزدور را نیز که مترسک دست دشمنان گشته و با پول و فریب عده ای را جهت سرکوب مردم خویش اجیر کرده اند را نیز بازشناسند.

مردم مهاباد هرگز رأی ندادند اما برایشان رئیس جمهور تراشیده شد، مردم مهاباد به امید تولد قاضی فتاح دیگری به قاضی محمد گرایش یافتند اما قاضی مرتدی از آب در آمد که با قاتل فرزندان شان علیه دین و ناموس و شرف شان متحد شده بود به همین دلیل و دلایل دیگر در هنگام یورش حکومت مرکزی ایران رهایش کردند و عده ای هم به پیشواز ارتش ایران رفته و به آن پیوستند تا شاید زودتر از شر قاضی مرتد و دزدان دور و برش خلاص شوند. پس از سال ها همین بازماندگان پلید که از همان افکار ارتدادی قاضی مرتد و حزب توده ایران نشأت گرفته بودند شکل ظاهری به خود گرفته و دوباره چون بیماری واگیرداری سربلند کردند اما واکنش مردم سنندجی که در انتخابات به مدعیان اسلام رأی داده بودند همان واکنشی بود که در مهاباد رخ داد، مردم مهاباد در گذشته قاضی مرتد را تنها گذاشتند و در انقلاب ۵۷ نیز مهاباد به قاسملو رهبر دمکرات های مرتد رأی نداده بود. یعنی مردم هر دو ناحیه آشکارا و علنی رد بطلانی بر چهره ی کثیف مرتدین زده بودند و در این حمله ی دوباره ی ارتش ایران به منطقه باز می بینیم که به قول مرتدین «در سنندج کسی مقاومت نکرد»[۱] .

بیشتر بخوانیداز مقاومت مردمی مهاباد تا مقاومت مردمی سنندج در برابر سکولاریستهای مرتد کردستان