روشنگری مختصری از جوامع جاهلی و جاهلیت حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین در آثار سید قطب

روشنگری مختصری از جوامع جاهلی و جاهلیت حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین در آثار سید قطب

به قلم : ابوابراهیم هورامی

یکی از دسیسه های کفار علیه شریعتهای آسمانی این بوده است که به موازات شریعت صحیحی که وجود دارد نمونه ای تقلبی و مسخ شده از همان شریعت را به پیروان نشان دهند که با منافع و خواسته های آنها هماهنگی بیشتری داشته باشد، و این نمونه ی مسخ شده و آلوده پیروان را چنان ضعیف و بیمار گرداند که توان رویاروی با دشمن اصلی را نداشته و تهدیدی برای منافع و حاکمیت آنها نباشند، و مسلمین به نوعی زندگی کنند که به جامعه ی  جاهلیت این کفار شبیه باشند تا به جامعه ی  اسلامی خواسته شده در قانون شریعت الله .

اگر «پولس» یهودی همین جریان موازی را در میان نصرانیت به وجود آورد هم اکنون آمریکا از کانال آل سعود و با اتکاء به سلفیت درباری آن نوعی از اسلام را ارائه داده است که قصد دارد با جایگزین کردن آن به جای اسلام محمدی همان نقش را برایشان بازی کند . البته در میان مذاهب هم همین بازی ها را در آورده اند . قادیانیت به جای مذهب حنفی، اخوان الشیاطین (جریان انحرافی حرکت مبارک اخوان المسلمین) در میان شافعی و حنفی ها، شیعه ی انگلیسی به جای شیعه ی ۱۲ امامی  و….

به همین دلیل است که سید قطب رحمه الله چند دهه قبل از نوعی از اسلام مسخ شده و ناقصی تحت عنوان اسلام آمریکائی صحبت کرده، که این اسلام آمریکائی با گسترش دایره ی بدعت و تعاریف خاص از اصطلاحات شرعی سعی دارد مسلمین را به مسلمین مشغول نموده و مسلمینی را تولید کنند که در امور سیاسی، اقتصادی، و مبارزه با استعمار گران و …. جاهل و غافل مانده و همچون یک ابزار در دست کفار سکولار و اشغالگر خارجی مثل آمریکا و دست نشاندگان محلی آن درآیند .

سيد قطب رحمه الله درباره اسلام آمریکایی  می گوید: ”  اسلامی را که آمریكا و  همپیمانهایش برای شرق می خواهند، آن اسلامی نیست که در مقابل استعمار و طاغوت مقاومت کند، بلکه اسلامی است که فقط در مقابل كمونیسم قیام نماید و با آن دشمنی كند.

آنها نمی خواهند اسلام حکومت کند و حكومت اسلامی را تحمل نمی کنند، زیرا که اگر اسلام حاكم باشد و فرمانروایی كند، ملت ها را به شکلی دیگر – برخلاف میل آمریکا – تربیت می کند ، و آنگاه مردم می دانند که باید صاحب قدرت باشند، استعمارگر را نپذیرفته و بیرونش كنند ، و می فهمند که کمونیسم آفتیست مانند استعمار و هر دو دشمن و تجاوزگرند.

آمریکا و همپیمانهایش برای شرق «اسلامی آمریکایی» می خواهند که فقط به منع  زاد و ولد، حضور زنان در پارلمان، و شکننده های وضو فتوا دهند . و هرگز در مورد اوضاع اجتماعی، اقتصادی و نظام مالی ما بحث نکنند . و در مسائل سیاسی، قومی و آنچه که ما را باهم وصل می کند و عیبها را برطرف می سازد، نه سخن بگویند و نه فتوایی صادر کنند و قانون گذاری، صدور حکم بر مبنای اصول و ثوابت اسلامی و تفوّق طلبی برای اسلام ممنوع است ، و نوشتن، سخن گفتن و صدور فتوا در مورد آن جایز نمی دانند.”

در اینجاست که فرانسیس فوكویاما فیلسوف و نظریەپرداز استراتیژیك آمریكا  در اوائل سال ۲۰۰۲م در مورد پروژه «اسلام آمریکایی» می گوید: ” اسلام در جهان، تنها تمدنی است که با مدرنيسم غربی مشکل دارد ، و آن را نمی پذیرد . جهان اسلام در سال های اخیر شاهد ظهور حرکت های اصولگرایانه ای بوده که سیاست های غربی را نمی پذیرند که هیچ، بلکه اساس مدرنیسم که نظام لائیک و غیر دینی است را رد می کنند. پس باید تحول اساسی از درون اسلام آغاز گردد. مسلمانان باید موضع خود را مشخص کنند که آیا با مدرنیسم و حاکمیت لائیک می خواهند کنار بیایند و با مسالمت زندگی کنند؟ یا خیر؟ ”

این استراتژی اصلی کفار سکولار جهانی و دست نشانده های محلی آنها در برخورد با قانون شریعت الله و شریعت گرایان است که با تحمیل دین و قوانین سکولاریسم به جای قوانین شریعت الله و با آلوده کردن عقاید و باورهای مردم، فرهنگ و جامعه ای شبیه به جوامع خود را بر سرزمینهای مسلمین تحمیل کرده اند، و مسلمین را در اکثر رفتارهای ظاهری شبیه خود کرده اند .

چون هم حاکمیت به واسطه ی حکام دست نشانده مال همین کفار سکولار جهانی است و هم قوانین حاکم بر سرزمینهای مسلمان نشین بر اساس دین سکولاریسم بنا شده است، به همین دلیل اطاعت کردن و فرمان پذیر بودن و پاداش دادن و مجازات کردن هم بر اساس همین قوانین و توسط همین حکومتها صورت می گیرد  و رفتارهای مردم هم تابع همین قوانین و حاکمیتی است که با زور اسلحه یا با تبلیغات ساحران فرهنگی و عقیدتی بر آنها تحمیل می شود .

مجموعه ی این عوامل باعث شده اند که سرزمینهای مسلمان نشین مشمول « “الناس علی دین ملوکهم“؛ مردم به روش و قوانین حاکمان و پادشاهان خویش زندگی می کنند»[۱] گردند . و این منطبق شدن مردم با روشها و قوانین جامعه اکثرا اجباریست و بر مسلمین تحمیل شده ، اما در هر صورت این رفتار و تطبیق چه اختیاری باشد چه اجباری در ظاهر  با آنچه که اسلام فرموده متفاوت است و بیشتر شبیه رفتار و فرهنگ جاهلیتی است که کفار سکولار جهانی بر مسلمین تحمیل کرده اند .

سید قطب در مورد چنین جوامع آلوده ای می گوید :

“ما مردم را تکفیر نکرده ایم و گفته ما را تحریف کرده اند بلکه ما می گوییم: که مردم در نشناختن حقیقت عقیده و مفهوم راستین آن و دوری از سبک زندگی اسلامی، حالتی شبیه به جوامع جاهلی دارند”. [۲]

این همان چیزی است که سید قطب رحمه الله در این زمینه گفته است اما توسط مروجان اسلام آمریکائی و ساحران دین فروش سلفیت درباری آل سعود و مقلدین جاهل آنها چنان تحریف شده به مردم ارائه می گردد که انگار سید قطب رحمه الله همه ی  مسلمین را تکفیر کرده است !!.  سبحانك هذا بهتان عظيم

 

……………………

[۱] سعید بن مسیب رضی الله عنه می فرماید : الناس علي دين ملوكهم إلا من أنكر وكفر بهم.

[۲] سید قطب ، “لماذا أعدموني” «چرا اعدامم کردند»،  ص ۲۲

پیام شیخ اسامه بن لادن رحمه الله درمورد ایجاد تغیرات آب و هوایی جهان و خطرات آن و وظیفه ما

پیام شیخ مجاهد اسامه بن لادن تقبله الله در مورد ایجاد تغییرات آب و هوائی جهان و خطرات آن و وظیفه ی ما

ارائه دهنده : محمود جاف

ستایش وسپاس برای الله است،آن کس که کائنات را برای پرستش خالصانه خود خلق کرد و آنها را به اتباع خیر و اجتناب شر فرمان داد و آنان را از فساد وخرابکاری در خشکی ودریا نهی نمود. اما بعد…

این نامه سرگشاده ای است خطاب به تمامی مردم جهان درباره مسببین(عامدان یا غیر عامدان) ایجاد تغیرات آب و هوایی جهان و خطرات آن و وظیفه ما در این وضعیت.

سخن گفتن از تغییرات آب و هوایی سرگرمی فکری نیست بلکه حقیقتی واقعی می باشد و کوشش برخی صاحبان طمع کار ابرشرکت ها برای مشوش کردن این قضیه،مانع برزو حقیقت نخواهد شد.آثارگرم شدن زمین تمام قارات دنیا را در بر گرفته است، از سویی قحطی و بیایان افزایی روز به روز بیشتر می شود و از سوی دیگر طغیان آب رودخانه ها و سیل آبهای تند و تند بادهای مهیب که قبلا در هر چند دهه بیشتر از یک بار دیده نمی شد اما اکنون درهر چند سال تکرار می شود علاوه بر جزایری که با سکوت و آرامش در آب غرق شده و زیر اقیانوس ها مدفون می شوند و اوضاع طبیعت  با سرعت در همین مسیر پیش می رود.

تحقیقات مراکز مختص به امور مهاجرین از یک میلیارد آواره ای سخن می گویند که در خلال چهار دهه آینده در نتیجه همین تغییرات آب وهوایی،از سرزمین های مادریشان فرار خواهند کرد.

سخن من درباره راه حل های جزئی برای تقلیل زیان های گرم شدن زمین نیست بلکه می خواهم از حل ریشه ای این بحران سخن بگویم.

پیش روی جهان، آمارهای حیرت آوری از اعداد بزرگ قربانیان تغییرات آب و هوایی جهانی وجود دارد ،برخی از آنها از گرسنگی و برخی با غرق شدن مرده اند.در همان سالی که هانسن بزرگترین دانشمند سازمان ناسا،خطر گرم شدن زمین را هشدار داد ، فقط در بنگلادش در اثر طغیان ها صد و چهل هزار نفر کشته و بیست وچهار میلیون نفر آواره شدند و از همان روز قربانیهای تغییرات آب و هوایی جهان ادامه دارد،پس باید مشخص شود که مسببین این واقعه چه کسانی هستند و تعامل با آنها چگونه باید باشد؟

تمام کشورهای صنعتی-بخصوص کشورهای پیشرفته تر-مسؤول بحران افزایش گرمای زمین هستند البته بسیاری ازاین کشورها پیمان کیوتو را امضاء و بر محدودیت گازهای گلخانه ای توافق کردند اما بوش و قبل از او سنا ،این پیمان را برای ارضاء ابر شرکتها نپذیرفتند،پس اینان جنایتکاران حقیقی  عامل تغییرات آب و هوایی جهانی هستند.

و این اولین جنایتشان در حق بشریت نیست ،همین ها  مسبب بحران اقتصادی جهانی فعلی هستند و خود اینان مسؤول مضاربه واحتکار و گرانی هستند و نیز خود اینان مسؤول جهانی شدن وتبعات خطرناک آن می باشند که موجب اضافه شدن ده ها میلیون یه لیست فقراء و بیکاران شده است.

سپس زمانی که جنایتکاران در شر اعمال شان گرفتارمی شوند رؤسای دول به سرعت برای نجات آنها با استفاده از بیت المال اقدام می کنند و به این ترتیب اموال مردم را دوبار به ناحق می گیرند،یک بار با کلاه برداری واحتکار شرکت های بزرگ اقتصادی و بار دیگر با کلاه برداری و سلطه حکومتها.بسیاری از سرمایه داران بزرگ دچار فجور و قسوت قلب و سنگ دلی وبی رحمی هستند برای همین به مصائب بشری که از فعالیتهای افتصادی آنان بوجود می آید، اهمیتی نمی دهند.

با اینان سخن گفتن و برگزاری کنفرانس ها و تظاهرات فایده ای در پی ندارد. هانسن سخن گفت و آمریکاییان را از خطر افزایش گرمای زمین در سال ۱۹۸۸میلادی هشدار داد ولی عکس العملی نشان ندادند ، در مورد کنفرانسها نیز ؛در پایان قرن گذشته کنفرانس کیوتو برگزار شد وبه آن هم عکسالعملی نشان ندادند و تظاهرات نیز؛حتی بزرگترین تظاهرات ها هیچ فایده ای نداشت و طمعکاری و ظلمشان را متوقف نکرد چه برسد به تظاهرات معمولی.

بیشتر بخوانیدپیام شیخ اسامه بن لادن رحمه الله درمورد ایجاد تغیرات آب و هوایی جهان و خطرات آن و وظیفه ما

چاپه ها و بمبارهای کورِ دشمن و موقف امارت اسلامی افغانستان

چاپه ها و بمبارهای کورِ دشمن و موقف امارت اسلامی افغانستان

ابوعمر بلوچی

در این روز ها رژیم اجیر کابل تبلیغات گسترده ای را در راستای مذاکرات صلح با امارت اسلامی شروع کرده و در «ژنو» دم از تشکیل هیئت مذاکره کننده زده است، در حالی که گفتگوهای صلح از سطح اختیارات رژیم دوسره خیلی بالا است، رژیم دوسره نمی تواند در این مورد اصلا فکر کند، چه برسد به تصمیم گیری و مذاکرات.

رئیس ادارۀ کابل برای اینکه بتواند در مذاکرات خیالی و پوشالی (در حالی که می داند امارت اسلامی به هیچ وجه با رژیم دست نشانده مذاکره نمی کند) دست بالای داشته باشد به هر نوع جنایت دست می زند، چنانکه به تاریخ ۲۵ نومبر در منطقۀ میان ابدو در مربوطات ولسوالی دهراوود ولایت ارزگان در جریان عملیات شبانه، ۳ خانهء مردم ملکی را تخریب کردند و ۲۰ تن غیر نظامیان بشمول زنان، اطفال، موی سفیدان و ملا امام قریه (ملا اسماعیل آخند) را بشهادت رساندند. علاوه از این، دو فرد ملکی را زخمی نمودند و یک تن را بازداشت کرده، با خود برده اند.

سه شب پس از جنایت ارزگان، ظالمانِ از خدا بی خبر جنایت هولناک دیگری را در تاریخ سیاه جنایات خود ثبت کردند. شب چهارشنبهء گذشته، نیروهای صلیبی با حلقه به گوشان داخلی شان بر یک خانه ملکی در ولسوالی گرمسیر ولایت هلمند حمله کردند و ۲۳ تن از افراد ملکی بشمول ۶ مرد و ۱۷ نفر زنان و کودکان خوردسال را به شهادت رسانیدند، تا گویا در مذاکرات صلح دست بالایی داشته باشند !

رژیم کابل و در رأس آن اشرف غنی برای محکم کردن صندلی قدرت نمائشی خود و مشروع جلوه دادنِ ادارۀ نامشروع خود و برای راضی نگه داشتن اربابان خارجی خود همه روزه در حال ریختن خون بی گناهان در سرتاسر این کشور است.

امارت اسلامی برای دفاع از ارزش های اسلامی و انسانی و برای پایان دادن به اشغال کشور عزیزمان، بیش از هفده سال است که مشغول مبارزه و جهاد مقدس است، و در این مدت تمام سعی و تلاش خود را بکار برده است.

در این راستا با ایجاد کمیسیون های مختلف، منجمله کمیسیون جلوگیری از تلفات ملکی سعی دارد گراف تلفات ملکی را که از سوی مجاهدین رخ می دهد به صفر برساند.

بیشتر بخوانیدچاپه ها و بمبارهای کورِ دشمن و موقف امارت اسلامی افغانستان

احمد مفتی زاده و الغای جهاد و مبارزات مسلحانه به سبک خودش در برابر سکولاریستهای مرتد کردستان

احمد مفتی زاده و الغای جهاد و مبارزات مسلحانه به سبک خودش در برابر سکولاریستهای مرتد کردستان

به قلم : ابوسلیمان هورامی

زمانی که احمد مفتی زاده به تبعیت از اهل بدعه در گذشته ی مصیبت بار تاریخ مسلمین قرآن را با عقل ناقص خود و تجربیات آلوده اش تفسیر و تأویل کرد تقریباً در اغلب پایه ها و مسائل اساسی دین اسلام شبهه و انحراف به وجود آورد و معجونی را در خور پیروانش داد که به صراحت می توان گفت سرطانی منهدم کننده ی تدریجی درد آوری را بر بدن ضعیف مردم ستمدیده ی کرد و هورامی تزریق نمود.

از میان انحرافات متعدد فکری و عقیدتی احمد مفتی زاده می توان به الغای مسئله ی جهاد و مبارزات مسلحانه پرداخت. البته به صراحت نگفت که مسئله ی جهاد در اسلام تمام شده بلکه مجموعه توهمات، مقدمات حرکتی و مرحله بندی های اختراعی غیر ممکنی را به وجود آورد که عملاً مسئله ی جهاد تعطیل شد و شیطان در «ملاقات های حضوری» وی را به جایی کشاند که می خواست. دقیقاً همان کاری را انجام داد که احمد قادیانی در شبه قاره هند به توطئه انگلیس ها انجام داد.

احمد قادیانی توهمات مخالف قرآن و سنت صحیح خود را به این شکل به خورد پیروانش داد که «وی مهدی موعود و مسیح» می باشد که خداوند وعده اش داده و به طبع دیگر کسی از پیروانش نمی توانست مخالفتی نشان دهد از این طرف هم احمد مفتی زاده با مطرح کردن «رسالت صغری» به پیروانش چنین تلقین کرد که گفته ها و اشعارش را مستقیماً از رسول الله صلی الله علیه و سلم دریافت کرده و آن چه را که دارد از رسول الله صلی الله علیه و سلم در «ملاقات های خصوصی» به وی الهام شده است و در واقع وی نماینده ی رسالت صغرای رسول الله صلی الله علیه و سلم بر روی زمین می باشد.

یعنی هم چنان که در عقیده ی تشیع نمایندگان امام زمان وجود دارد ایشان نیز در تقلیدی ناشیانه خود را نماینده ی رسول الله صلی الله علیه و سلم نامیدند. در نتیجه تأویلات و برداشت های عقلگرایانه ی ناقص خود را جایگزین حدیث نمود و نیاز به حدیث با وجود گفته های ایشان را دیگر بی معنی دانست. چون سخن جدید رسول الله صلی الله علیه و سلم که به ایشان سپرده شده اگر هم مخالف گفته های قدیم رسول الله صلی الله علیه و سلم در ۱۴۰۰ و اندی سال پیش باشد حکم نسخ احادیث گذشته را دارد و بدین شیوه مذهب جدید و دینی تازه آفریده شد. و خداوند جل جلاله برای ملتی که از یاد خدا غافل مانده بودند و مرتدین با سکوت آن ها نماینده یشان گشته بودند بلای دیگری را بر سرشان فرو آورد تا تندی و خشونت بعضی را بر بعضی دیگر بچشاند تا آن زمانی که به دین خود برگردند.

اما چه شد که مسلمانان دیگر در جنوب ایران ، بلوچستان و… از این فساد عقیدتی احمد مفتی زاده بی خبر ماندند؟ که می توان به دو مسئله ی اساسی اشاره کرد یکی این که در اوایل انقلاب فقط عمل و کار سیاسی در برابر حکومت مرکزی مطرح بود و تمام اندیشه ها به طرف حکومت شیعه مذهب مرکز متمرکز بود و مسئله ی دیگر «ملاقات های حضوری» و ظهور دفاتر اشعار احمد مفتی زاده پس از اتمام این دوران کار سیاسی ایشان و در زندان به وجود آمد که تقریباً ارتباط احمد مفتی زاده با ملل یگر تقریباً قطع شده بود و در واقع ۲ مفتی زاده وجود داشت یکی مفتی زاده ی سیاسی قبل از زندان و دیگری مفتی زاده ی صوفی مسلک دین تراش دوران زندان به بعد.

بیشتر بخوانیداحمد مفتی زاده و الغای جهاد و مبارزات مسلحانه به سبک خودش در برابر سکولاریستهای مرتد کردستان

چین سوسیالیست و سکولار اشغالگر و جهنم ترکستان

چین سوسیالیست و سکولار اشغالگر و جهنم ترکستان

ارائه دهنده : عبدالرحیم هورامی[دانشجوی عمران ]

درماههای اخیر درمنطقه ترکستان طی مواجهاتی که بین مردم آن منطقه ونیروهای اشغالگر چین درگرفت،بیش از ۱۴۰ مسلمان کشته و بیش از ۸۰۰نفر دیگر زخمی شدند.دولت چین این در گیریها را به تحریکات بیگانه ارتباط داد تا از اعتراف به وجود مشکلات داخلی خود فرار کند.مشکلاتی که از اشغالگری و فشار و ظلم و قلع و قمعی که دولت چین درمنطقه ترکستان انجام می دهدناشی می شود.دولت چین دهه هاست که به دنبال تغییر جغرافیای انسانی در این منطقه ،ونیز دورکردن مسلمانان از دینشان است چرا که دین این مردم عامل اصلی در تحریک آنها در مبارزات و قهرمانیهای تاریخشان بوده،و نیز محرک اصلیشان در اهدافی که به آن چشم دوخته اند چون آزادی وپیشرفت وتمدن، می باشد.

این جنایت چین نشان می دهد که تا چه اندازه جان مسلمین درنظرش بی ارزش است بعد از جنایتهای دیگری که درحق مردم مظلوم این منطقه انجام داده بودند مانند سیاست قطع منابع که نیروهای اشغالگر در دوره گذشته در پیش گرفته بودند وسیاست اسکان چینیان درمناطق مسلمانان ومصادره زمینهای مسلمانان به نفع مهاجرینی که از مانطق مختلف چین به این منطقه سرازیر می شدند و قرار دادن تمام امکانات مادی وتکنولوژی واقتصادی دراختیار تازه واردان در حالیکه ساکنان بومی این سرزمین با وسائل عصر حجر زندگی می کنند ماند انتقال آب بر روی دوش و باربری با خر و امثال این.ودرهمین حال چینیان بر ۹۵% شغلها در مؤسسات موجود در سرزمین ترکستان شرقی سیطره دارند.

چین و روسیا از بزرگترین دشمنان اقلیمی مسلمانان این منطقه محسوب می شوند چرا که این دو دولت ،ترکستان را به اشغال خود درآورده اند،وترکستان اکنون به دو قسمت ترکستان غربی که تحت اشغال روسیه است وترکستان شرقی که تحت اشغال چین است،تقسیم می شود. ترکستان شرقی در وسط آسیا قرار گرفته وروسیه از شمال و قزاقستان و قرقیزستان وتاجیکستان از غرب وباکستان وهند از جنوب وچین از غرب ومغولستان از شما ل شرقی همسایگان آن هستند ومساحتش بالغ بر ۶۴۰هزارمایل مربع یعنی سه برابر مساحت کشورفرانسه می باشد.تعداد ساکنان ترکستان شرقی بالغ بر  ۴۵ ملیون می باشد که ۳۵ ملیون از آنها از ملت ایغور و دو ملیون قزاق وحدود یک ملیون ترکمن و بقیه تاتار وتاجیک هستند.

ترکستان همیشه در طول تاریخ اهمیت تجاری جهانی زیادی داشته است به طوری که راه ابریشم از آن می گذرد واز ناحیه اقتصادی، ترکستان شرقی حاوی ذخایر بزرگ نفتی می باشد که به ۸ملیارد تن می رسد وسالانه ۵میلیون تن در مناطق کرامای،واقبولاغ،و قیزیل طاغ وغیره استخراج می شود.

تمامی خیرات ترکستان به چین منتقل می شود و بومیان آنجا هیچ بهره ای از ثروتههای طبیعی سرزمین شان نمی برند. ترکستان حدود ۶۰۰میلیون تن زغال سنگ تولید می کند که از مساحتی بالغ بر ۹۰۰هزار کیلومترمربع استخراج می شود.در این منطقه ۶معدن موجود است که بهترین انواع اورانیوم از آن استخراج می شود .از زمینهای ترکستان شرقی ۱۱۸نوع ماده معدنی از جمله طلا وکریستال ونمک و آهن استخذاج می شود درکنار بیش از ۵۰هزار کیلومتر مربع زمینهای حاصلخیز که برای کشاورزی قابل استفاده است.

ورود اسلام :
بعضی منابع نشان می دهد که اسلام در زمان خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه به دست صحابی بزرگوار حکم بن عمر غفاری وارد ترکستان شد.البته فتح حقیقی در دوران عبدالملک بن مروان به دست یکی ازقهرمانان تاریخی اسلام یعنی قتیبه بن مسلم باهلی در سالهای ما بین ۸۳و۹۴هجری مطابق با۷۰۲و۷۱۲میلادی انجام گرفت.

دین اسلام در سال ۹۳۴میلادی از طریق حاکم ایگور”ستاتوک بورگرخان”به شکل شبه کاملی در تمامی نقاط ترکستان شرقی انتشار یافت.این شخص قبل از اینکه به تاج وتخت برسد و حاکم ولایت ایگورشود مسلمان شد وبعد از به دست گرفتن حکومت، اسمی اسلامی برای خود انتخاب نمود وخود را “عبدالکریم ستاتورک”نام نهاد . با مسلمان شدن او بیشتر ساکنان ترکمن این مناطق و ساکنان آسیای میانه مسلمان شدند تا ترکستان به مرکزی اصلی ازمراکز اسلام در آسیا تبدیل شود واین تمدن تا هزار سال ادامه یافت.

برخی از بهترین علمای مسلمین در طول تاریخ اسلام از این مناطق برخاسته اند مانند بخاری ،ترمذی وزمخشری ودیگران.ودر هزاره دوم هجری نامهایی از دانشمندان آنها درجهان اسلام درخشید مانند شیخ “وانج دای مو”و “مافوتشو” فقیه مرموق ودیگران.

اشغال ترکستان توسط چین بزرگترین فاجعه ای بود که بر ترکستان وارد شد.چینیان در ۱۱۷۴هجری مطابق با ۱۷۶۰ میلادی ترکستان شرقی را به اشغال درآوردند.و تعداد مسلمینی که در آن زمان کشته شدند به یک میلیون نفر رسید.محمد ارکن درکتابش”رنجهای مسلمین ترکمن درترکستان شرقی”می گوید:کمونیستها خط عربی را که مسلمانان این منطقه هزار سال از آن استفاده کرده بودند،ملغا کردند و ۷۳۰هزار کتاب عربی ازجمله نسخه هایی از قران کریم را نابود کردند و همه این اعمال زیر شعارهایی انجام شد که امروزه نیز عده ای در بلاد مسلمین آنها را رواج می دهند که عبارتند از؛ مبارزه با عقب ماندگی،یا قطع ارتباط با گذشته،یا خشکاندن سرچشمه ها یا ترقی خواهی ،یا پیوستن به کاروان دولتهای متمدن،و دیگرعناوین فریبنده که نه تنها امت را از عقب ماندگی نجات نداد و منجربه هیچ پیشرفت تکنولوزیک یا سیاسی یا فرهنگی یا اقتصادی نشد بلکه موجب ازدیاد تبعیت ووابستگی به غرب و تبدیل جامعه به بازار مصرف تولیدات آنها شد که جوامع ما را بیش از پیش به نابودی کشاند.

چین اشغالگر زمینهای مسلمین را تحت شعار “اصلاح زراعی”مصادره کرده و طی دهه ها، مرحله به مرحله، به مهاجران چینی که مانند مور وملخ آنها را وارد این منطقه می کند، واگذار کرده است.اشغالگران چینی مکتبخانه های وابسته به مساجد را تعطیل و۲۹هزار مسجد را بستند ومسلمانان را مجبور می کنند تا فرزندانشان را به مدرسه هایی که بر الحاد وکافر کردن مسلمین تمرکز دارند وارد کنند.

و اوقاف را که ۲۰درصد لوازم آموزش مسلمین را تأمین می کرد با مصادره آنها از بین بردند و۵۴۰۰۰ امام مسجد را دستگیر کرده وداخل پایگاه های نظامی چین مورد شکنجه واعمال شاقه قرار داده وبه نظافت فاضلاب ها وتربیت خوک واداشتد.
مسلمانان درترکستان شرقی در سال ۱۲۴۱هجری مطابق با ۱۸۲۵میلادی برای دو سال ضد اشغالگران چینی قیام کردند واین در زمانی بود که جهان اسلام غرق در مشکلاتش با اشغالگران غربی بود.مسلمانان قیام های دیگری را نیز ترتیب دادند من جمله انقلاب سال۱۲۷۲هجری مطابق با ۱۸۵۵میلادی به رهبری یعقوب بک که ۲۰ سال به طول کشید ومنجر به استقلال ترکستان در ۱۲۸۲هجری مطابقبا ۱۸۶۵میلادی گردید.

دولتهای بزرگ ونه هیچ دولت دیگری استقلال ترکستان را به رسمیت نشناختند واین امرموجب شد که چین به جنگ با آن واشغال دوباره آن در سال ۱۲۹۲هجری مطابق با۱۸۷۵میلادی جرآت پیدا کرد ودر سال ۱۳۵۰هجری مطابق با ۱۹۳۰میلادی مسلمانان مجددا علیه اشغال چین، قیام کردند.چینیان برای خاموش کردن آتش انقلاب مسلمین دست به دامان روس شدند ودر ۲۱رجب۱۳۵۲هجری مطابق با ۱۲نوامبر۱۹۳۳میلادی مسلمانان برپایی “جمهوری اسلامی ترکستان شرقی”را اعلان کردند و”خوجانیاز”رییس جمهور این دولت برگزیده شد،اما اتحادچینی روسی این دولت تازه متولد را در ۶جمادی الآخره ۱۳۵۶ موافق با آگوست۱۹۳۷میلادی ساقط کرد.

و این اتفاق باردیگر تکرارشد وقتی که به رهبری علم الدین علی خان در سال ۱۳۶۶هجری مطابق با ۱۹۴۶میلادی ترکستان شرقی به استقلال وخود مختاری دست یافت اما با روی کار آمدن کمونیستها وبه دست گرفتن حکومت اوضاع به نقطه صفر بازگشت.درسالهای مابین ۱۹۵۰ میلادی و۱۹۷۲ میلادی،نیروهای اشغالگرچین ۳۶۰۰۰۰مسلمان را اعدام کردند وبه دنبال آن بیش از ۱۰۰۰۰۰مسلمان به دول مجاور مهاجرت کردند.سیاست مقیم سازی وکوچ دادن چینیان به این منطقه از دهه ۹۰ قرن گذشته شدت گرفته است.همچنین چین آزمایشات اتمی را در ترکستان شرقی انجام می دهد به طوریکه تا کنون بیش از ۴۸ آزمایش را دراین منطقه انجام داده که موجب آلوده شدن محیط و گرفتار شدن صده هزارنفر به امراض وبائی شده است.

سیاست اسکان دهی و مقیم سازی

سیاست مقیم سازی خطرناکترین انواع اشغال محسوب می شود-نه فقط برای هویت و فرهنگ امت لگدکوب شده -بلکه برای بقای بیولوژیک و جغرافیای انسانی منطقه در درجه اول، بخصوص زیرسایه سیاست کوچ اجباری ومقیم سازی متواصل.
چین سیاست انتقال مهاجران به ترکستان شرقی را بعد از وصول کمونیستها به حکومت در سال ۱۹۴۹میلادی آغازکرد وهم اکنون تعداد آنها به بیش از ۷ میلیون مهاجر چینی می رسد وجهان برای یاری مسلمانان در ترکستان هیچ اقدامی انجام نداده همانطور که با حماسه شدیدی در مورد تیمور شرقی انجام داد و این هدف در اندونزی مسلمان نشین آتشی ودر سودان عربی مسلمان نشین دارفور و درصحرای غربی دنبال می شود و برنامه هایی نیز برای تقسیم بلاد عربی واسلامی مانند عراق وترکیه وعربستان سعودی و مصر والجزائر وپاکستان وافغانستان ودیگر کشورها وجود دارد.

و هیچ کس درسازمان ملل متحد یا در غرب از همه پرسی درترکستان شرقی سخن نمی گوید و این قضیه کاملا سرپوش گذاشته شده وفریادهای اهالی این منطقه با سکوتی مشکوک مواجه است.

ملت ترکستان دچار احساس فشار و مظلومیت ازطرف نیروهای چینی ومهاجرین چینی هستند که دائما امتیازات و کمکهای متواصلی دریافت می کنند در حالی که بومیان این سرزمین غیر از تشدید فقر و نادیده گرفتن چیزدیگری نمی بینند.مهاجرین چینی درقلع وقمع انقلاب بارین درسال ۱۹۹۰میلائی وحادثه ۷ یولیو۱۹۹۵میلادی وانقلاب غولجا درسال ۱۹۹۷میلادی مشارکت داشتند.

مسلمانان درترکستان شرقی سعی دارند که قضایایشان را به محافل بین المللی انتقال داده ومظلومیت تاریخی وبخصوص قضیه مهاجرین چینی و تعیین سرنوشت،را به مردم جهان بشناسانند.

وظیفه مسلمین

مسلمانان امروزه وظیفه مهمی درقبال برادرانشان درترکستان شرقی دارند. مسلمانان در قبال سرزمین آنان وکوهها وآبهای شیرینش ودر قبال نسلها ومساجدش مسئولند وازمیان این مساجد مسجد کاشغر است که روزی افتخار مسلمانان بوده وعلمای زیادی ازآن فارغ التحصیل شده بودند درحالی که امروز درآن به روی مسلمین بسته است.

۱٫یکی از این وظائف تحریم کالاهای چینی است که بازارهای ما را زیر سیطره خود گرفته است واین کالاها حاوی بیماری های زیادی می باشد مانند بیماری هایی که دراسباب بازیهای کودکان وشیر وارداتی چین وسایر کالاهای چینی کشف شده است.

۲٫آشنا کردن مردم با قضایای مسلمین ترکستان وآسیای میانه وقفقاز واهمیت دادن به مسائل آنها به همان اندازه ای که به اتفاقات دنیای اسلام اهمیت داده می شود.

۳٫تلاش برای فشار به چین به اندازه ممکن به منظور مجبور کردن آن به تخفیف فشار برمسلمانان درترکستان شرقی ودیگر مناطق.شایسته نیست که چین به ظلمهای خود به مسلمانان ادامه دهد وما با خرید کالاهایش که با اموال حاصل از آن از دشمنی با مسلمین پشتیبانی می کنند،به آنها کمک کنیم.مسلمانان آنجا فقط این را می خواهند که با کرامت وآزادی در سرزمین مادریشان زندگی کنند،آنها چینی نیستند وترکستان نیز سینکیانگ نیست.

تمام آزادمردان جهان وظیفه دارند که برای شکستن محاصره ترکستان تلاش کنند.

يوسف بن تاشفين  نمونه ای از ایمان ، وسعت نظر ، عدالت ،  وحدت بخش مسلمین و منهدم کننده ی کفار اشغالگر خارجی

يوسف بن تاشفين  نمونه ای از ایمان ، وسعت نظر ، عدالت ،  وحدت بخش مسلمین و منهدم کننده ی کفار اشغالگر خارجی

( تاریخ و تمدن مغرب )

تالیف :دکتر حسین مونس

 

در تاريخ اسلام قهرماناني وجود داشته اند كه با جهاد و مبارزه خود نقشي اساسي در نجات اسلام ايفا كرده اند. يكي از اين قهرمانان يوسف بن تاشفين است كه از سرزمين مغرب (مراكش) برخاست تا پس از يكپارچه نمودن شمال آفريقا به ياري مردم اندلس (اسپانيا) بشتابد. در زمان او كاخ هاي پرشكوه مردان بزرگ آندلس دچار سقوط و تباهي شده بود و جاي مبارزان بزرگ اندلس را فرمانروايان كوچك و ضعيفي گرفته بودند كه با غرق شدن در فساد و ظلم راه پيشروي مسيحيان و صليبيون و سقوط اندلس را فراهم نموده بودند. در آن زمان آخرين بقاياي تمدن اسلامي در اندلس در حال نابودي بود و شهرهاي اسلامي اسپانيا يكي پس از ديگري به دست مسيحيان سقوط می کرد و مساجد جاي خود را به كليساها مي داد و تمدن با شکوه اسلامی در اسپانیا در حال لگد مال شدن زیر پای سربازان متعصب مسیحی بود که نابودی اسلام را رسالت تاریخی خود می پنداشتند. در اين شرايط نابسامان بود که يوسف بن تاشفين براي نجات اندلس قيام كرد.

یوسف بن تاشفین و تاسیس حکومت مرابطان در مغرب و اندلس

یوسف بن تاشفین از بزرگترین شخصیت هایی به شمار می آید که مغرب اسلامی به جهان تقدیم کرد و ژرف ترین و ماندگارترین تاثیر را در هدایت تاریخ این سرزمین داشت. یوسف در تاریخ خود مغرب و سپس در عربی کردن مغرب جنوبی و شرقی و تعمیق ریشه های اسلام در آن جا و نیز در تاریخ اندلس (اسپانیا) نقش اساسی ایفا کرد. چه، او فرصت یافت تا اسلام را در اندلس از خطری که در نیمه دوم سده ی پنجم هجری/یازدهم میلادی، تهدیدش می کرد نجات دهد.

یوسف بن تاشفین همان ویژگی های بنیادینی را داشت که بسیاری از بنیانگذاران دولت اسلامی و شخصیت های برجسته آن که در هنگام بحران های دشوار داشته اند. نخستين اين ويژگي ها ايمان عميق به اسلام است، سپس نگاه فراگير به جهان اسلام به عنوان جهان واحد و يكپارچه اي كه اگر گوشه اي از آن با خطر مواجه شود ديري نمي گذرد كه اين خطر بقيه جوانب آن را نيز فرا مي گيرد. سومين ويژگي عدالت است كه زيباترين و زيبنده ترين جامعه اي است كه فرمانروايان بزرگ جامعه اسلامي در مي پوشند، چهارمین ویژگی تصفیه ی عوام فاسد درونی و متحد نمودن جماعت مسلمین به شیوه ای سیستماتیک و بدور از ایجاد فتنه  و بالاخره فعاليت گسترده و اشتياق به توسعه قلمرو اسلام.

بیشتر بخوانیديوسف بن تاشفين  نمونه ای از ایمان ، وسعت نظر ، عدالت ،  وحدت بخش مسلمین و منهدم کننده ی کفار اشغالگر خارجی

ابوایوب انصاری صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم ؛ کسی  که در زیر قسطنطنیه ( اسلامبول ( = شهر اسلام) یا استامبول فعلی ) دفن شد

 

ابوایوب انصاری صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم ؛ کسی  که در زیر قسطنطنیه ( اسلامبول ( = شهر اسلام) یا استامبول فعلی ) دفن شد

دکتر عبدالرحمن رأفت پاشا / ترجمه: ن . ا .  سیدزاده

این صحابی جلال القدر خالد بن زید بن کلیب نام دارد و از قبیله‌ی بنی نجار است. کنیه‌اش ابوایوب و منسوب به انصار است.

کمتر کسی یافت می شود که ابوایوب را نشناسد، خداوند آوازه اش را در سراسر دنیا پخش کرد. و در میان مردم مقامی بالا به او عنایت کرد.

او بود که خداوند برای پذیرایی رسول گرامی اش منزل او را از میان همه‌ی منازل برگزید و تنها همین افتخار برای او کافی است داستان اسکان پیامبر در منزل ابو ایوب شنیدنی و خواندنش شیرین می باشد:

هنگامیکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه تشریف برد مردم آن شهر با نیکوترین صورتی که از یک مهمان استقبال می شود با دل و جان از او استقبال کردند و چشمانشان نظاره گر جمال پیامبر شد، آنهم برخاسته از چنان شوقی که دوست نسبت به دوست صمیمی‌اش دارد. آنها قلبهایشان را باز کردند تا پیامبر در اعماق قلوبشان جای گیرد و در های منازلشان را به سوی او گشودند تا در بهترین جایگاه منزل بگیرد.

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ابتدا چند روز در قبا که یکی از محله های مدینه بود توقف کرد و اولین مسجد خود را که بر اساس تقوی ساخته می شد پایه گذاری کرد. سپس از قبا خارج شد و سوار بر شتری به سوی مدینه می رفت در مسیر راه سرداران مدینه ایستاده بودند و هر کس آرزو داشت افتخار میزبانی رسول را حاصل کند.

سرداری بعد از سرداری دیگر می آمد و پیشنهاد می کرد که پیامبر به خانه‌ی او برود اما پیامبر به آنها می گفت: «شتر مرا به حال خود بگذارید، او مأمور است و می داند به کجا برود» شتر می رفت و چشمها او را دنبال می کردند و قلبها از محبت موج می زدند، هر منزلی را که پشت سر می گذاشت اهل آن خانه غمگین و نا امید و در عوض اهل منزل بعدی امیدوار و خوشحال می شدند.

شتر پیش می رفت و مردم پشت سر او حرکت می کردند و در انتظار شناختن آن فرد خوشبختی بودند که شتر در جلو منزل او توقف کند، سرانجام شتر در میدانی خالی جلوی خانه‌ی ابوایوب انصاری(رضی الله عنه) رسید و در آنجا زانو زد اما پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) از شتر پایین نیامد… دیری نگذشت که شتر بلند شد و حرکت کرد مهار شتر از دست پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) آزاد بود، لحظه‌ای بعد دوباره شتر به عقب برگشت و در جای اول خود زانو زد.

اینجا بود که قلب ابو ایوب انصاری(رضی الله عنه) غرق شادی شد، به سوی پیامبر شتافت و به ایشان خیر مقدم گفت و وسایل سفرش را با دست خود پایین آورد و به خانه برد او آنقدر خوشحال بود که گویا تمام خزانه های دنیا را حمل می کند.

بیشتر بخوانیدابوایوب انصاری صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم ؛ کسی  که در زیر قسطنطنیه ( اسلامبول ( = شهر اسلام) یا استامبول فعلی ) دفن شد

بیاینه ی حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان به مناسبت هفدهمین سالگرد اشغال افغانستان توسط کفار سکولار جهانی: اشغالگران اگر به میل خود خارج نشوند با زور آنها را خارجی خواهیم کرد

بیاینه ی حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان به مناسبت هفدهمین سالگرد اشغال افغانستان توسط کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و نانو  : اشغالگران اگر به میل خود خارج نشوند با زور آنها را خارجی خواهیم کرد  

 

حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان در این بیانیه می گوید: در ۱۵ مهر سال ۱۳۸۰ شمسی در حالی که در ۹۵ درصد افغانستان نظام اسلامی حاکم بود و ثبات و امنیت سراسری در افغانستان وجود داشت نیروهای ناتو به کشور افغانستان هجوم آوردند و آن را از زمین و هوا مورد تهاجم قرار دادند.

در این بیانیه به مفاسدی که بر اثر اشغال آمریکایی ها ایجاد شده است اشاره شده و بیان می کند که امارت اسلامی پیش از تهاجم آمریکایی ها تولید مواد مخدر را به حد صفر رسانده بود اما اکنون بعد از اشغال کشور، افغانستان به رتبه اول جهان در تولید مواد مخدر رسیده است و فاسدترین و دزدترین مدیریت کشور را در جهان داراست.

در این بیانیه همچنین آمده است:

«آمریکایی های اشغالگر بر علاوه از دست زدن به کشتار، شکنجه، تعذیب، چپاولگری و نا امنی، مشکلات زیاد اجتماعی را نیز درین جا به بار آورده اند، اختلافات قومی و زبانی را رواج دادند، نسل جوان را از افتخارات خود دور و به بد اخلاقی های غربی آلوده نمودند، زندگی زنان را به نام حقوق زنان با خطرات جدی دچار ساختند … بمباران خانه ها، مساجد، مدارس، کلینک ها و تاسیسات عمومی هنوز هم به طبق معمول به صورت روزمره جریان دارد.»

امارت اسلامی در پایان بیانیه ضمن دعوت آمریکا به خروج از افغانستان آنان را تهدید می کند که در صورت خارج نشدن از این کشور مردم مسلمان افغانستان به رهبری امارت اسلامی اشغالگران کنونی را همچون اشغالگران سابق به زور بیرون خواهند راند.

 

ترفندهای سکولاریستی آمریکا و حکمت حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

ترفندهای سکولاریستی آمریکا و حکمت حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

نوشته فقیه بزرگوار :  حامد العلی

اشغالگران سکولار چون در افغانستان به افلاس رسیدند از اینرو به حیله قدیم و سخیف شان رو آوردند که هدف از آن ایجاد تزلزل در صفوف حرکت طالبان و تفرقه در صف جهاد در افغانستان و ایجاد انشعاب در داخل آن است.

اشغالگران سکولار تبلیغات زهراگین شان را مبنی بر اینکه در صفوف طالبان افراد معتدلی وجود دارد که با تندروان مخالف اند،ادامه میدهند و این که افراد معتدل آماده اند که در مقابل حذف نامهای شان از لیست “تروریستها” از عقیده، کشور، کرامت و تاریخ شان بگذرند و به ترفند اشغالگران راضی شوند ؛ اشغالگری که کشور شان را ویران و فرزندان شان را به قتل و زنان شان را بیوه وکودکان شان را پاره پاره و بر کشور شان گروه های فساد، مخدرات و جنایت را  به سرکردگی رئیس جمهور دست نشانده افغانستان  حاکم ساخت.

وای برعقل های سخیف این امریکایی ها و تنگی انظار آن ها و جهل شان از جریانات پیرامون شان در این جهان!

اینها نمی دانند که طالبان کسانی اند که با ساختار خائنین و وطن فروشانی که علیه عراق دسیسه چیدند و مستحق شرف انتساب به کشوری که قرنها تمدن اسلامی را به آغوش داشت و جهان را اداره می کرد نیستند، فرق فاحشی دارد ؛ و نه از گروه خائن ابومازن محمود عباس در فلسطین اند که موافقت نامه دایتون را آنقدر لیسیدند که آبرو و عزتی برایشان باقی نماند و نه با کسانی مشابه اند که در میان دیوار های کاخ سرنگون در وسط مقدیشو در صومالیا خود را زندانی نموده اند.

حركت طالبان این همه قربانی ها بزرگ  را مردانه در میدان معرکه مانند فداکاری نیاکان شان  در حالی که یک دهه از حملات صیهو صلبیبی علیه اسلام می گذرد تقدیم نکرده اند که در اخیر این راه مبارک را، به فروش دین ،کشور اسلامی  و شرف امت، به کسانی که از سخترین دشمنان اسلام و مسلیمن اند، خاتمه بخشند!

این حرکت در منازلی که در آن قران تلاوت می گردد نشات گرفته است و کسی از مخلوقات منتی برآنها ننهاده است و نه نظامی در آنها مداخلت نموده است ؛ سپس رهبر شان خوابی را می بیند که آن خواب متحقق می گردد و در جهادش زیباترین نمونه ها را که نشان دهنده تمسک به اسلام و سركوبي دشمنان آن اند، رقم می زند.

و اهدافی را که طالبان متحقق ساخته اند همان اهدافی اصلی اند:

  • تاسیس نظام حقیقی اسلامی که از نظام استبداد جهانی که غرب سکولار  آن را رهبری می کند استقلالیت کامل دارد.
  • ساختن شبکه ارتباط جمعی میان پروژه های اسلامی جهادی ودعوتی در جهان اسلام برای سرعت بخشیدن به نهضت اسلامی.
  • سهمگیری فعال طالبان علیه همه مظاهر تجاوز علیه امت اسلامی از فلیپین تا غزه در چارچوب نشر فکر وحدت امت و تبدیل این واقع نظری به واقعیت مشهود عملی تا مقدمه ای گردد جهت برپایی خلافت اسلامی.

ومبرهن است که اشغالگران سکولار در افغانستان روز های بدی را سپری می نمایند و کوبنده ترین ضربات قهرمانان طالب را می خورند وتحت این ضربات کوبنده خورد وخمیر شده اند واگر این ضربات کوبنده نمی بودند به این حیله متوسل نمی شدند.

طالبان می دانند که لباس شرف جهاد که رب العزت ایشان را به آن آراسته است و این لباس زیبا در آسمان مجد اسلامی می درخشد واین درخشش بسته به ثبات بر مبادی جهاد است و اگر از این مبادی تنازل نماید این لباس از وی می افتد وشرفش زایل می گردد و رهبرانش از مقام شیران نشسته در جبین عزت، پایین می افتند  ومبدل به خادم ذلیلی می شود که کفش کلينتون ، اوباما و…  را پاک می نماید تا آنها راضی شوند چنانچه نظام های بعضی کشورها می نمایند.

حركت طالبان مطالبه اش را به اختصار بیان می کند که : «از کشور ما بیرون رويد ویکی از شما در آن ماندگار نشود سپس می نگریم آنچه را شما عرضه می کنید اگر موافق با شرعیت اسلامی باشد قبول می کنیم واگر با آن منافی بود مردودش می شماریم. شریعت الهی راهنمای ماست و هدایت قرآن قانون ونظام ماست

بیشتر بخوانیدترفندهای سکولاریستی آمریکا و حکمت حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

رابطه ی عمل و رفتار مسلمین با گسترش اسلام

رابطه ی عمل و رفتار مسلمین با گسترش اسلام

 به قلم:  عبدالرحمن سنجری
ترجمه: حسن قادری

روایت کرده اند که مردی صالح و زاهد عاملان و کارگزاران خود را سفارش می کرد که عیب کالایش را هنگام فروش به مردم بگویند و آنها را فریب ندهند. بعد از این تذکر هر خریداری که به قصد خرید کالا وارد مغازه او می شد عیب کالا و اجناس را به اطلاع او می رساندند.

روزی شخصی یهودی به قصد خرید پیراهن وارد مغازه شد. از قضا پیراهنی را انتخاب کرد که ایراد داشت. آن مرد در مغازه نبود و شاگردش به این نیت که خریدار یهودی است، ضرورتی ندید که ایراد پیراهن را به او گوشزد کند.

آن مرد پیراهن را خرید و از مغازه بیرون رفت. بعد از مدتی صاحب مغازه برگشت و متوجه شد که شاگردش سه هزار درهم از آن شخص یهودی دریافت کرده است و عیبی که در پیراهن بود به مشتری ابلاغ نکرده است.

صاحب مغازه وقتی از این جریان مطلع شد بسیار ناراحت شد و از شاگردش سراغ آن مرد را گرفت و به دنبال او روان شد.

آن مرد یهودی با قافله ای رهسپار منطقه ای شده بود. اما آن مرد آرام نگرفت، پول دریافتی را برداشت و به دنبال آن قافله روان شد. بالاخره آن مرد را بعد از سه روز پیدا کرد و به او گفت: ای فلانی تو پیراهنی را با این نام و نشان از مغازه من خریده ای که در آن ایرادی وجود دارد و تو متوجه نشده ای و شاگرد من هم کوتاهی کرده و آن را به تو نگفته است. پولت را بگیر و پیراهن را به من باز گردان!

مرد یهودی گفت: چه چیزی تو را به اینجا کشانده است؟

مرد صالح گفت: اسلام و سخن پیامبر – صلی الله علیه و سلم – که می فرماید: «من غَشّنا فلیس منا» یعنی هر کس که تقلب کند از ما نیست.

مرد یهودی گفت: پولی که من بابت آن پیراهن پرداخت کرده ام پول جعلی و تقلبی است پس شما هم به جای آن پول واقعی بگیر و بیشتر از آنچه تو انتظار داری انجام می دهم که: «اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله»در نتیجه این اخلاق نیکو مرد یهودی مسلمان شد.