چین سوسیالیست و سکولار اشغالگر و جهنم ترکستان

چین سوسیالیست و سکولار اشغالگر و جهنم ترکستان

ارائه دهنده : عبدالرحیم هورامی[دانشجوی عمران ]

درماههای اخیر درمنطقه ترکستان طی مواجهاتی که بین مردم آن منطقه ونیروهای اشغالگر چین درگرفت،بیش از ۱۴۰ مسلمان کشته و بیش از ۸۰۰نفر دیگر زخمی شدند.دولت چین این در گیریها را به تحریکات بیگانه ارتباط داد تا از اعتراف به وجود مشکلات داخلی خود فرار کند.مشکلاتی که از اشغالگری و فشار و ظلم و قلع و قمعی که دولت چین درمنطقه ترکستان انجام می دهدناشی می شود.دولت چین دهه هاست که به دنبال تغییر جغرافیای انسانی در این منطقه ،ونیز دورکردن مسلمانان از دینشان است چرا که دین این مردم عامل اصلی در تحریک آنها در مبارزات و قهرمانیهای تاریخشان بوده،و نیز محرک اصلیشان در اهدافی که به آن چشم دوخته اند چون آزادی وپیشرفت وتمدن، می باشد.

این جنایت چین نشان می دهد که تا چه اندازه جان مسلمین درنظرش بی ارزش است بعد از جنایتهای دیگری که درحق مردم مظلوم این منطقه انجام داده بودند مانند سیاست قطع منابع که نیروهای اشغالگر در دوره گذشته در پیش گرفته بودند وسیاست اسکان چینیان درمناطق مسلمانان ومصادره زمینهای مسلمانان به نفع مهاجرینی که از مانطق مختلف چین به این منطقه سرازیر می شدند و قرار دادن تمام امکانات مادی وتکنولوژی واقتصادی دراختیار تازه واردان در حالیکه ساکنان بومی این سرزمین با وسائل عصر حجر زندگی می کنند ماند انتقال آب بر روی دوش و باربری با خر و امثال این.ودرهمین حال چینیان بر ۹۵% شغلها در مؤسسات موجود در سرزمین ترکستان شرقی سیطره دارند.

چین و روسیا از بزرگترین دشمنان اقلیمی مسلمانان این منطقه محسوب می شوند چرا که این دو دولت ،ترکستان را به اشغال خود درآورده اند،وترکستان اکنون به دو قسمت ترکستان غربی که تحت اشغال روسیه است وترکستان شرقی که تحت اشغال چین است،تقسیم می شود. ترکستان شرقی در وسط آسیا قرار گرفته وروسیه از شمال و قزاقستان و قرقیزستان وتاجیکستان از غرب وباکستان وهند از جنوب وچین از غرب ومغولستان از شما ل شرقی همسایگان آن هستند ومساحتش بالغ بر ۶۴۰هزارمایل مربع یعنی سه برابر مساحت کشورفرانسه می باشد.تعداد ساکنان ترکستان شرقی بالغ بر  ۴۵ ملیون می باشد که ۳۵ ملیون از آنها از ملت ایغور و دو ملیون قزاق وحدود یک ملیون ترکمن و بقیه تاتار وتاجیک هستند.

ترکستان همیشه در طول تاریخ اهمیت تجاری جهانی زیادی داشته است به طوری که راه ابریشم از آن می گذرد واز ناحیه اقتصادی، ترکستان شرقی حاوی ذخایر بزرگ نفتی می باشد که به ۸ملیارد تن می رسد وسالانه ۵میلیون تن در مناطق کرامای،واقبولاغ،و قیزیل طاغ وغیره استخراج می شود.

تمامی خیرات ترکستان به چین منتقل می شود و بومیان آنجا هیچ بهره ای از ثروتههای طبیعی سرزمین شان نمی برند. ترکستان حدود ۶۰۰میلیون تن زغال سنگ تولید می کند که از مساحتی بالغ بر ۹۰۰هزار کیلومترمربع استخراج می شود.در این منطقه ۶معدن موجود است که بهترین انواع اورانیوم از آن استخراج می شود .از زمینهای ترکستان شرقی ۱۱۸نوع ماده معدنی از جمله طلا وکریستال ونمک و آهن استخذاج می شود درکنار بیش از ۵۰هزار کیلومتر مربع زمینهای حاصلخیز که برای کشاورزی قابل استفاده است.

ورود اسلام :
بعضی منابع نشان می دهد که اسلام در زمان خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه به دست صحابی بزرگوار حکم بن عمر غفاری وارد ترکستان شد.البته فتح حقیقی در دوران عبدالملک بن مروان به دست یکی ازقهرمانان تاریخی اسلام یعنی قتیبه بن مسلم باهلی در سالهای ما بین ۸۳و۹۴هجری مطابق با۷۰۲و۷۱۲میلادی انجام گرفت.

دین اسلام در سال ۹۳۴میلادی از طریق حاکم ایگور”ستاتوک بورگرخان”به شکل شبه کاملی در تمامی نقاط ترکستان شرقی انتشار یافت.این شخص قبل از اینکه به تاج وتخت برسد و حاکم ولایت ایگورشود مسلمان شد وبعد از به دست گرفتن حکومت، اسمی اسلامی برای خود انتخاب نمود وخود را “عبدالکریم ستاتورک”نام نهاد . با مسلمان شدن او بیشتر ساکنان ترکمن این مناطق و ساکنان آسیای میانه مسلمان شدند تا ترکستان به مرکزی اصلی ازمراکز اسلام در آسیا تبدیل شود واین تمدن تا هزار سال ادامه یافت.

برخی از بهترین علمای مسلمین در طول تاریخ اسلام از این مناطق برخاسته اند مانند بخاری ،ترمذی وزمخشری ودیگران.ودر هزاره دوم هجری نامهایی از دانشمندان آنها درجهان اسلام درخشید مانند شیخ “وانج دای مو”و “مافوتشو” فقیه مرموق ودیگران.

اشغال ترکستان توسط چین بزرگترین فاجعه ای بود که بر ترکستان وارد شد.چینیان در ۱۱۷۴هجری مطابق با ۱۷۶۰ میلادی ترکستان شرقی را به اشغال درآوردند.و تعداد مسلمینی که در آن زمان کشته شدند به یک میلیون نفر رسید.محمد ارکن درکتابش”رنجهای مسلمین ترکمن درترکستان شرقی”می گوید:کمونیستها خط عربی را که مسلمانان این منطقه هزار سال از آن استفاده کرده بودند،ملغا کردند و ۷۳۰هزار کتاب عربی ازجمله نسخه هایی از قران کریم را نابود کردند و همه این اعمال زیر شعارهایی انجام شد که امروزه نیز عده ای در بلاد مسلمین آنها را رواج می دهند که عبارتند از؛ مبارزه با عقب ماندگی،یا قطع ارتباط با گذشته،یا خشکاندن سرچشمه ها یا ترقی خواهی ،یا پیوستن به کاروان دولتهای متمدن،و دیگرعناوین فریبنده که نه تنها امت را از عقب ماندگی نجات نداد و منجربه هیچ پیشرفت تکنولوزیک یا سیاسی یا فرهنگی یا اقتصادی نشد بلکه موجب ازدیاد تبعیت ووابستگی به غرب و تبدیل جامعه به بازار مصرف تولیدات آنها شد که جوامع ما را بیش از پیش به نابودی کشاند.

چین اشغالگر زمینهای مسلمین را تحت شعار “اصلاح زراعی”مصادره کرده و طی دهه ها، مرحله به مرحله، به مهاجران چینی که مانند مور وملخ آنها را وارد این منطقه می کند، واگذار کرده است.اشغالگران چینی مکتبخانه های وابسته به مساجد را تعطیل و۲۹هزار مسجد را بستند ومسلمانان را مجبور می کنند تا فرزندانشان را به مدرسه هایی که بر الحاد وکافر کردن مسلمین تمرکز دارند وارد کنند.

و اوقاف را که ۲۰درصد لوازم آموزش مسلمین را تأمین می کرد با مصادره آنها از بین بردند و۵۴۰۰۰ امام مسجد را دستگیر کرده وداخل پایگاه های نظامی چین مورد شکنجه واعمال شاقه قرار داده وبه نظافت فاضلاب ها وتربیت خوک واداشتد.
مسلمانان درترکستان شرقی در سال ۱۲۴۱هجری مطابق با ۱۸۲۵میلادی برای دو سال ضد اشغالگران چینی قیام کردند واین در زمانی بود که جهان اسلام غرق در مشکلاتش با اشغالگران غربی بود.مسلمانان قیام های دیگری را نیز ترتیب دادند من جمله انقلاب سال۱۲۷۲هجری مطابق با ۱۸۵۵میلادی به رهبری یعقوب بک که ۲۰ سال به طول کشید ومنجر به استقلال ترکستان در ۱۲۸۲هجری مطابقبا ۱۸۶۵میلادی گردید.

دولتهای بزرگ ونه هیچ دولت دیگری استقلال ترکستان را به رسمیت نشناختند واین امرموجب شد که چین به جنگ با آن واشغال دوباره آن در سال ۱۲۹۲هجری مطابق با۱۸۷۵میلادی جرآت پیدا کرد ودر سال ۱۳۵۰هجری مطابق با ۱۹۳۰میلادی مسلمانان مجددا علیه اشغال چین، قیام کردند.چینیان برای خاموش کردن آتش انقلاب مسلمین دست به دامان روس شدند ودر ۲۱رجب۱۳۵۲هجری مطابق با ۱۲نوامبر۱۹۳۳میلادی مسلمانان برپایی “جمهوری اسلامی ترکستان شرقی”را اعلان کردند و”خوجانیاز”رییس جمهور این دولت برگزیده شد،اما اتحادچینی روسی این دولت تازه متولد را در ۶جمادی الآخره ۱۳۵۶ موافق با آگوست۱۹۳۷میلادی ساقط کرد.

و این اتفاق باردیگر تکرارشد وقتی که به رهبری علم الدین علی خان در سال ۱۳۶۶هجری مطابق با ۱۹۴۶میلادی ترکستان شرقی به استقلال وخود مختاری دست یافت اما با روی کار آمدن کمونیستها وبه دست گرفتن حکومت اوضاع به نقطه صفر بازگشت.درسالهای مابین ۱۹۵۰ میلادی و۱۹۷۲ میلادی،نیروهای اشغالگرچین ۳۶۰۰۰۰مسلمان را اعدام کردند وبه دنبال آن بیش از ۱۰۰۰۰۰مسلمان به دول مجاور مهاجرت کردند.سیاست مقیم سازی وکوچ دادن چینیان به این منطقه از دهه ۹۰ قرن گذشته شدت گرفته است.همچنین چین آزمایشات اتمی را در ترکستان شرقی انجام می دهد به طوریکه تا کنون بیش از ۴۸ آزمایش را دراین منطقه انجام داده که موجب آلوده شدن محیط و گرفتار شدن صده هزارنفر به امراض وبائی شده است.

سیاست اسکان دهی و مقیم سازی

سیاست مقیم سازی خطرناکترین انواع اشغال محسوب می شود-نه فقط برای هویت و فرهنگ امت لگدکوب شده -بلکه برای بقای بیولوژیک و جغرافیای انسانی منطقه در درجه اول، بخصوص زیرسایه سیاست کوچ اجباری ومقیم سازی متواصل.
چین سیاست انتقال مهاجران به ترکستان شرقی را بعد از وصول کمونیستها به حکومت در سال ۱۹۴۹میلادی آغازکرد وهم اکنون تعداد آنها به بیش از ۷ میلیون مهاجر چینی می رسد وجهان برای یاری مسلمانان در ترکستان هیچ اقدامی انجام نداده همانطور که با حماسه شدیدی در مورد تیمور شرقی انجام داد و این هدف در اندونزی مسلمان نشین آتشی ودر سودان عربی مسلمان نشین دارفور و درصحرای غربی دنبال می شود و برنامه هایی نیز برای تقسیم بلاد عربی واسلامی مانند عراق وترکیه وعربستان سعودی و مصر والجزائر وپاکستان وافغانستان ودیگر کشورها وجود دارد.

و هیچ کس درسازمان ملل متحد یا در غرب از همه پرسی درترکستان شرقی سخن نمی گوید و این قضیه کاملا سرپوش گذاشته شده وفریادهای اهالی این منطقه با سکوتی مشکوک مواجه است.

ملت ترکستان دچار احساس فشار و مظلومیت ازطرف نیروهای چینی ومهاجرین چینی هستند که دائما امتیازات و کمکهای متواصلی دریافت می کنند در حالی که بومیان این سرزمین غیر از تشدید فقر و نادیده گرفتن چیزدیگری نمی بینند.مهاجرین چینی درقلع وقمع انقلاب بارین درسال ۱۹۹۰میلائی وحادثه ۷ یولیو۱۹۹۵میلادی وانقلاب غولجا درسال ۱۹۹۷میلادی مشارکت داشتند.

مسلمانان درترکستان شرقی سعی دارند که قضایایشان را به محافل بین المللی انتقال داده ومظلومیت تاریخی وبخصوص قضیه مهاجرین چینی و تعیین سرنوشت،را به مردم جهان بشناسانند.

وظیفه مسلمین

مسلمانان امروزه وظیفه مهمی درقبال برادرانشان درترکستان شرقی دارند. مسلمانان در قبال سرزمین آنان وکوهها وآبهای شیرینش ودر قبال نسلها ومساجدش مسئولند وازمیان این مساجد مسجد کاشغر است که روزی افتخار مسلمانان بوده وعلمای زیادی ازآن فارغ التحصیل شده بودند درحالی که امروز درآن به روی مسلمین بسته است.

۱٫یکی از این وظائف تحریم کالاهای چینی است که بازارهای ما را زیر سیطره خود گرفته است واین کالاها حاوی بیماری های زیادی می باشد مانند بیماری هایی که دراسباب بازیهای کودکان وشیر وارداتی چین وسایر کالاهای چینی کشف شده است.

۲٫آشنا کردن مردم با قضایای مسلمین ترکستان وآسیای میانه وقفقاز واهمیت دادن به مسائل آنها به همان اندازه ای که به اتفاقات دنیای اسلام اهمیت داده می شود.

۳٫تلاش برای فشار به چین به اندازه ممکن به منظور مجبور کردن آن به تخفیف فشار برمسلمانان درترکستان شرقی ودیگر مناطق.شایسته نیست که چین به ظلمهای خود به مسلمانان ادامه دهد وما با خرید کالاهایش که با اموال حاصل از آن از دشمنی با مسلمین پشتیبانی می کنند،به آنها کمک کنیم.مسلمانان آنجا فقط این را می خواهند که با کرامت وآزادی در سرزمین مادریشان زندگی کنند،آنها چینی نیستند وترکستان نیز سینکیانگ نیست.

تمام آزادمردان جهان وظیفه دارند که برای شکستن محاصره ترکستان تلاش کنند.

يوسف بن تاشفين  نمونه ای از ایمان ، وسعت نظر ، عدالت ،  وحدت بخش مسلمین و منهدم کننده ی کفار اشغالگر خارجی

يوسف بن تاشفين  نمونه ای از ایمان ، وسعت نظر ، عدالت ،  وحدت بخش مسلمین و منهدم کننده ی کفار اشغالگر خارجی

( تاریخ و تمدن مغرب )

تالیف :دکتر حسین مونس

 

در تاريخ اسلام قهرماناني وجود داشته اند كه با جهاد و مبارزه خود نقشي اساسي در نجات اسلام ايفا كرده اند. يكي از اين قهرمانان يوسف بن تاشفين است كه از سرزمين مغرب (مراكش) برخاست تا پس از يكپارچه نمودن شمال آفريقا به ياري مردم اندلس (اسپانيا) بشتابد. در زمان او كاخ هاي پرشكوه مردان بزرگ آندلس دچار سقوط و تباهي شده بود و جاي مبارزان بزرگ اندلس را فرمانروايان كوچك و ضعيفي گرفته بودند كه با غرق شدن در فساد و ظلم راه پيشروي مسيحيان و صليبيون و سقوط اندلس را فراهم نموده بودند. در آن زمان آخرين بقاياي تمدن اسلامي در اندلس در حال نابودي بود و شهرهاي اسلامي اسپانيا يكي پس از ديگري به دست مسيحيان سقوط می کرد و مساجد جاي خود را به كليساها مي داد و تمدن با شکوه اسلامی در اسپانیا در حال لگد مال شدن زیر پای سربازان متعصب مسیحی بود که نابودی اسلام را رسالت تاریخی خود می پنداشتند. در اين شرايط نابسامان بود که يوسف بن تاشفين براي نجات اندلس قيام كرد.

یوسف بن تاشفین و تاسیس حکومت مرابطان در مغرب و اندلس

یوسف بن تاشفین از بزرگترین شخصیت هایی به شمار می آید که مغرب اسلامی به جهان تقدیم کرد و ژرف ترین و ماندگارترین تاثیر را در هدایت تاریخ این سرزمین داشت. یوسف در تاریخ خود مغرب و سپس در عربی کردن مغرب جنوبی و شرقی و تعمیق ریشه های اسلام در آن جا و نیز در تاریخ اندلس (اسپانیا) نقش اساسی ایفا کرد. چه، او فرصت یافت تا اسلام را در اندلس از خطری که در نیمه دوم سده ی پنجم هجری/یازدهم میلادی، تهدیدش می کرد نجات دهد.

یوسف بن تاشفین همان ویژگی های بنیادینی را داشت که بسیاری از بنیانگذاران دولت اسلامی و شخصیت های برجسته آن که در هنگام بحران های دشوار داشته اند. نخستين اين ويژگي ها ايمان عميق به اسلام است، سپس نگاه فراگير به جهان اسلام به عنوان جهان واحد و يكپارچه اي كه اگر گوشه اي از آن با خطر مواجه شود ديري نمي گذرد كه اين خطر بقيه جوانب آن را نيز فرا مي گيرد. سومين ويژگي عدالت است كه زيباترين و زيبنده ترين جامعه اي است كه فرمانروايان بزرگ جامعه اسلامي در مي پوشند، چهارمین ویژگی تصفیه ی عوام فاسد درونی و متحد نمودن جماعت مسلمین به شیوه ای سیستماتیک و بدور از ایجاد فتنه  و بالاخره فعاليت گسترده و اشتياق به توسعه قلمرو اسلام.

بیشتر بخوانیديوسف بن تاشفين  نمونه ای از ایمان ، وسعت نظر ، عدالت ،  وحدت بخش مسلمین و منهدم کننده ی کفار اشغالگر خارجی

ابوایوب انصاری صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم ؛ کسی  که در زیر قسطنطنیه ( اسلامبول ( = شهر اسلام) یا استامبول فعلی ) دفن شد

 

ابوایوب انصاری صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم ؛ کسی  که در زیر قسطنطنیه ( اسلامبول ( = شهر اسلام) یا استامبول فعلی ) دفن شد

دکتر عبدالرحمن رأفت پاشا / ترجمه: ن . ا .  سیدزاده

این صحابی جلال القدر خالد بن زید بن کلیب نام دارد و از قبیله‌ی بنی نجار است. کنیه‌اش ابوایوب و منسوب به انصار است.

کمتر کسی یافت می شود که ابوایوب را نشناسد، خداوند آوازه اش را در سراسر دنیا پخش کرد. و در میان مردم مقامی بالا به او عنایت کرد.

او بود که خداوند برای پذیرایی رسول گرامی اش منزل او را از میان همه‌ی منازل برگزید و تنها همین افتخار برای او کافی است داستان اسکان پیامبر در منزل ابو ایوب شنیدنی و خواندنش شیرین می باشد:

هنگامیکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه تشریف برد مردم آن شهر با نیکوترین صورتی که از یک مهمان استقبال می شود با دل و جان از او استقبال کردند و چشمانشان نظاره گر جمال پیامبر شد، آنهم برخاسته از چنان شوقی که دوست نسبت به دوست صمیمی‌اش دارد. آنها قلبهایشان را باز کردند تا پیامبر در اعماق قلوبشان جای گیرد و در های منازلشان را به سوی او گشودند تا در بهترین جایگاه منزل بگیرد.

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ابتدا چند روز در قبا که یکی از محله های مدینه بود توقف کرد و اولین مسجد خود را که بر اساس تقوی ساخته می شد پایه گذاری کرد. سپس از قبا خارج شد و سوار بر شتری به سوی مدینه می رفت در مسیر راه سرداران مدینه ایستاده بودند و هر کس آرزو داشت افتخار میزبانی رسول را حاصل کند.

سرداری بعد از سرداری دیگر می آمد و پیشنهاد می کرد که پیامبر به خانه‌ی او برود اما پیامبر به آنها می گفت: «شتر مرا به حال خود بگذارید، او مأمور است و می داند به کجا برود» شتر می رفت و چشمها او را دنبال می کردند و قلبها از محبت موج می زدند، هر منزلی را که پشت سر می گذاشت اهل آن خانه غمگین و نا امید و در عوض اهل منزل بعدی امیدوار و خوشحال می شدند.

شتر پیش می رفت و مردم پشت سر او حرکت می کردند و در انتظار شناختن آن فرد خوشبختی بودند که شتر در جلو منزل او توقف کند، سرانجام شتر در میدانی خالی جلوی خانه‌ی ابوایوب انصاری(رضی الله عنه) رسید و در آنجا زانو زد اما پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) از شتر پایین نیامد… دیری نگذشت که شتر بلند شد و حرکت کرد مهار شتر از دست پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) آزاد بود، لحظه‌ای بعد دوباره شتر به عقب برگشت و در جای اول خود زانو زد.

اینجا بود که قلب ابو ایوب انصاری(رضی الله عنه) غرق شادی شد، به سوی پیامبر شتافت و به ایشان خیر مقدم گفت و وسایل سفرش را با دست خود پایین آورد و به خانه برد او آنقدر خوشحال بود که گویا تمام خزانه های دنیا را حمل می کند.

بیشتر بخوانیدابوایوب انصاری صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم ؛ کسی  که در زیر قسطنطنیه ( اسلامبول ( = شهر اسلام) یا استامبول فعلی ) دفن شد

بیاینه ی حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان به مناسبت هفدهمین سالگرد اشغال افغانستان توسط کفار سکولار جهانی: اشغالگران اگر به میل خود خارج نشوند با زور آنها را خارجی خواهیم کرد

بیاینه ی حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان به مناسبت هفدهمین سالگرد اشغال افغانستان توسط کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و نانو  : اشغالگران اگر به میل خود خارج نشوند با زور آنها را خارجی خواهیم کرد  

 

حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان در این بیانیه می گوید: در ۱۵ مهر سال ۱۳۸۰ شمسی در حالی که در ۹۵ درصد افغانستان نظام اسلامی حاکم بود و ثبات و امنیت سراسری در افغانستان وجود داشت نیروهای ناتو به کشور افغانستان هجوم آوردند و آن را از زمین و هوا مورد تهاجم قرار دادند.

در این بیانیه به مفاسدی که بر اثر اشغال آمریکایی ها ایجاد شده است اشاره شده و بیان می کند که امارت اسلامی پیش از تهاجم آمریکایی ها تولید مواد مخدر را به حد صفر رسانده بود اما اکنون بعد از اشغال کشور، افغانستان به رتبه اول جهان در تولید مواد مخدر رسیده است و فاسدترین و دزدترین مدیریت کشور را در جهان داراست.

در این بیانیه همچنین آمده است:

«آمریکایی های اشغالگر بر علاوه از دست زدن به کشتار، شکنجه، تعذیب، چپاولگری و نا امنی، مشکلات زیاد اجتماعی را نیز درین جا به بار آورده اند، اختلافات قومی و زبانی را رواج دادند، نسل جوان را از افتخارات خود دور و به بد اخلاقی های غربی آلوده نمودند، زندگی زنان را به نام حقوق زنان با خطرات جدی دچار ساختند … بمباران خانه ها، مساجد، مدارس، کلینک ها و تاسیسات عمومی هنوز هم به طبق معمول به صورت روزمره جریان دارد.»

امارت اسلامی در پایان بیانیه ضمن دعوت آمریکا به خروج از افغانستان آنان را تهدید می کند که در صورت خارج نشدن از این کشور مردم مسلمان افغانستان به رهبری امارت اسلامی اشغالگران کنونی را همچون اشغالگران سابق به زور بیرون خواهند راند.

 

ترفندهای سکولاریستی آمریکا و حکمت حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

ترفندهای سکولاریستی آمریکا و حکمت حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

نوشته فقیه بزرگوار :  حامد العلی

اشغالگران سکولار چون در افغانستان به افلاس رسیدند از اینرو به حیله قدیم و سخیف شان رو آوردند که هدف از آن ایجاد تزلزل در صفوف حرکت طالبان و تفرقه در صف جهاد در افغانستان و ایجاد انشعاب در داخل آن است.

اشغالگران سکولار تبلیغات زهراگین شان را مبنی بر اینکه در صفوف طالبان افراد معتدلی وجود دارد که با تندروان مخالف اند،ادامه میدهند و این که افراد معتدل آماده اند که در مقابل حذف نامهای شان از لیست “تروریستها” از عقیده، کشور، کرامت و تاریخ شان بگذرند و به ترفند اشغالگران راضی شوند ؛ اشغالگری که کشور شان را ویران و فرزندان شان را به قتل و زنان شان را بیوه وکودکان شان را پاره پاره و بر کشور شان گروه های فساد، مخدرات و جنایت را  به سرکردگی رئیس جمهور دست نشانده افغانستان  حاکم ساخت.

وای برعقل های سخیف این امریکایی ها و تنگی انظار آن ها و جهل شان از جریانات پیرامون شان در این جهان!

اینها نمی دانند که طالبان کسانی اند که با ساختار خائنین و وطن فروشانی که علیه عراق دسیسه چیدند و مستحق شرف انتساب به کشوری که قرنها تمدن اسلامی را به آغوش داشت و جهان را اداره می کرد نیستند، فرق فاحشی دارد ؛ و نه از گروه خائن ابومازن محمود عباس در فلسطین اند که موافقت نامه دایتون را آنقدر لیسیدند که آبرو و عزتی برایشان باقی نماند و نه با کسانی مشابه اند که در میان دیوار های کاخ سرنگون در وسط مقدیشو در صومالیا خود را زندانی نموده اند.

حركت طالبان این همه قربانی ها بزرگ  را مردانه در میدان معرکه مانند فداکاری نیاکان شان  در حالی که یک دهه از حملات صیهو صلبیبی علیه اسلام می گذرد تقدیم نکرده اند که در اخیر این راه مبارک را، به فروش دین ،کشور اسلامی  و شرف امت، به کسانی که از سخترین دشمنان اسلام و مسلیمن اند، خاتمه بخشند!

این حرکت در منازلی که در آن قران تلاوت می گردد نشات گرفته است و کسی از مخلوقات منتی برآنها ننهاده است و نه نظامی در آنها مداخلت نموده است ؛ سپس رهبر شان خوابی را می بیند که آن خواب متحقق می گردد و در جهادش زیباترین نمونه ها را که نشان دهنده تمسک به اسلام و سركوبي دشمنان آن اند، رقم می زند.

و اهدافی را که طالبان متحقق ساخته اند همان اهدافی اصلی اند:

  • تاسیس نظام حقیقی اسلامی که از نظام استبداد جهانی که غرب سکولار  آن را رهبری می کند استقلالیت کامل دارد.
  • ساختن شبکه ارتباط جمعی میان پروژه های اسلامی جهادی ودعوتی در جهان اسلام برای سرعت بخشیدن به نهضت اسلامی.
  • سهمگیری فعال طالبان علیه همه مظاهر تجاوز علیه امت اسلامی از فلیپین تا غزه در چارچوب نشر فکر وحدت امت و تبدیل این واقع نظری به واقعیت مشهود عملی تا مقدمه ای گردد جهت برپایی خلافت اسلامی.

ومبرهن است که اشغالگران سکولار در افغانستان روز های بدی را سپری می نمایند و کوبنده ترین ضربات قهرمانان طالب را می خورند وتحت این ضربات کوبنده خورد وخمیر شده اند واگر این ضربات کوبنده نمی بودند به این حیله متوسل نمی شدند.

طالبان می دانند که لباس شرف جهاد که رب العزت ایشان را به آن آراسته است و این لباس زیبا در آسمان مجد اسلامی می درخشد واین درخشش بسته به ثبات بر مبادی جهاد است و اگر از این مبادی تنازل نماید این لباس از وی می افتد وشرفش زایل می گردد و رهبرانش از مقام شیران نشسته در جبین عزت، پایین می افتند  ومبدل به خادم ذلیلی می شود که کفش کلينتون ، اوباما و…  را پاک می نماید تا آنها راضی شوند چنانچه نظام های بعضی کشورها می نمایند.

حركت طالبان مطالبه اش را به اختصار بیان می کند که : «از کشور ما بیرون رويد ویکی از شما در آن ماندگار نشود سپس می نگریم آنچه را شما عرضه می کنید اگر موافق با شرعیت اسلامی باشد قبول می کنیم واگر با آن منافی بود مردودش می شماریم. شریعت الهی راهنمای ماست و هدایت قرآن قانون ونظام ماست

بیشتر بخوانیدترفندهای سکولاریستی آمریکا و حکمت حکومت بدیل اضطراری اسلامی طالبان

رابطه ی عمل و رفتار مسلمین با گسترش اسلام

رابطه ی عمل و رفتار مسلمین با گسترش اسلام

 به قلم:  عبدالرحمن سنجری
ترجمه: حسن قادری

روایت کرده اند که مردی صالح و زاهد عاملان و کارگزاران خود را سفارش می کرد که عیب کالایش را هنگام فروش به مردم بگویند و آنها را فریب ندهند. بعد از این تذکر هر خریداری که به قصد خرید کالا وارد مغازه او می شد عیب کالا و اجناس را به اطلاع او می رساندند.

روزی شخصی یهودی به قصد خرید پیراهن وارد مغازه شد. از قضا پیراهنی را انتخاب کرد که ایراد داشت. آن مرد در مغازه نبود و شاگردش به این نیت که خریدار یهودی است، ضرورتی ندید که ایراد پیراهن را به او گوشزد کند.

آن مرد پیراهن را خرید و از مغازه بیرون رفت. بعد از مدتی صاحب مغازه برگشت و متوجه شد که شاگردش سه هزار درهم از آن شخص یهودی دریافت کرده است و عیبی که در پیراهن بود به مشتری ابلاغ نکرده است.

صاحب مغازه وقتی از این جریان مطلع شد بسیار ناراحت شد و از شاگردش سراغ آن مرد را گرفت و به دنبال او روان شد.

آن مرد یهودی با قافله ای رهسپار منطقه ای شده بود. اما آن مرد آرام نگرفت، پول دریافتی را برداشت و به دنبال آن قافله روان شد. بالاخره آن مرد را بعد از سه روز پیدا کرد و به او گفت: ای فلانی تو پیراهنی را با این نام و نشان از مغازه من خریده ای که در آن ایرادی وجود دارد و تو متوجه نشده ای و شاگرد من هم کوتاهی کرده و آن را به تو نگفته است. پولت را بگیر و پیراهن را به من باز گردان!

مرد یهودی گفت: چه چیزی تو را به اینجا کشانده است؟

مرد صالح گفت: اسلام و سخن پیامبر – صلی الله علیه و سلم – که می فرماید: «من غَشّنا فلیس منا» یعنی هر کس که تقلب کند از ما نیست.

مرد یهودی گفت: پولی که من بابت آن پیراهن پرداخت کرده ام پول جعلی و تقلبی است پس شما هم به جای آن پول واقعی بگیر و بیشتر از آنچه تو انتظار داری انجام می دهم که: «اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله»در نتیجه این اخلاق نیکو مرد یهودی مسلمان شد.

 

مختصری از  زندگی فرمانده ی رشید ملت مسلمان کورد بر علیه سکولاریستهای اشغالگر روس،  فاطمه خانم گلباخی رحمها الله

مختصری از  زندگی فرمانده ی رشید ملت مسلمان کورد بر علیه سکولاریستهای اشغالگر روس،  فاطمه خانم گلباخی رحمها الله

ارائه دهنده: ام صلابه

یکی از شیرزنان مجاهد و مسلمان منطقه ‌دیواندره در استان کردستان به نام «فاطمه خان گەڵواخی مشهور و ملقب به فاته ڕەش» در جریان مبارزه با هجوم قشون روس اوایل خدمت رضا شاه پرچمدار مبارزه با روس‌ها است.

در جنگ «سنجر خان» علیه تهاجم قوای روس و کشیده شدن زبانه جنگ به شهرهای دیواندره و سقز بعد شهادت سنجر خان، تاریخ شفاهی منطقه می‌گوید ناامیدی و یاس از ادامه پیروزی و به بیراهه کشیده شدن پروسه‌ی خروج قشون روس، منطقه را فراگرفت؛ مردم در صدد بودند با نیروهای رضاخان همکاری ‌کنند و طومار  روس‌ها را درهم ‌بپیچند. این‌جاست که در میان هزاران جوانمرد منطقه، شیرزن رزم آوری به نام «فاتە ڕەش» در مقابل حمله‌ی بی امان روس قیام می‌کند.

جنگ خونباری در منطقه شکل می‌گیرد و کشته‌شده‌های عشایر یک روز بعد توسط اهالی دفن می‌شوند. عده‌ای اسیر و عده‌ای زخمی می‌شوند؛  در چنین شرایطی «فاتە ڕەش» که در سنگر اول بود، با همراهان خود تا آخرین نفر جنگید.

در میانه‌ی نبردی سخت، «فاتە ڕەش» در حوالی روستای زاغه علیا زخمی می‌شود و او را به چادر درمان و امداد انتقال می‌دهند که بعد از دو روز از بستری شدن به وی خبر می‌رسد که قشون روس در منطقه به قتل و غارت دست زده‌اند که «فاتە ڕەش» از ادامه درمان امتناع کرد و گفت مرگ و کشته شدن در مقابل دشمن را به مداوا و استراحت ترجیح می‌دهد. بلافاصله با بازسازی ستون و سپاه خود این بار از حوالی روستای «غیبی‌سوور» و از چند نقطه متفاوت ضربات سهمگینی بر دشمن سکولار  وارد ساخت و دشمن که کاملا غافل‌گیر شده بود، تا چند کیلومتری سنندج عقب‌نشینی و شکست را بر خود قبول می‌کند. با این احوال مدت چند ماه جنگ بین عشایر منطقه به رهبری «فاتە ڕەش» و قشون سکولار  روس به وقوع پیوست که هر مرحله موجب پیروزی عشایر و شکست و کشته شدن روس‌ها می‌شد.

نقل می‌کنند در ارتفاعات کوه «شیخ شرف» حد واسط روستاهای «زاغه علیا» و «دره‌سفته» قشون روس از ترس «فاتە ڕەش» و تنگ شدن حلقه‌ی محاصره، جرات حمله به روستاهای اطراف در بدست آوردن و تامین آب و غذا را نداشتند و همین امر موجب شد که قوای روس در این ارتفاعات هفته‌ها تشنه و گرسنه بمانند که نتیجه آن کشته و تسلیم شدن سربازان سکولار روس بود. نهایتا زمستان و شدت سرما از راه رسید و «فاتە ڕەش» به همراه چند تن از یارانش در حوالی «کانی نیمە‌ڕۆژە» بر اثر شدت برف و کولاک زمین‌گیر شده و راه بازگشت و نجات خود را گم می‌کنند و بعد از مدت دو روز تلاش در این شدت سرما و برودت در کولاک و یخبندان گرفتار شده و نهایتا فوت می‌کنند.

بعد از مرگ این شیرزن جان‌فدای  ملت مسلمان کورد ، فرمانده سکولار سوسیالیستهای روس در منطقه برای نشان دادن کینه و گرفتن انتقام از «فاتە ڕەش»، همه کسان وی را که می‌توانست دستگیر کند دستگیر و اعدام می‌کند. همه عموها، عموزاده‌ها و دایی‌هایش را در کوه «شیخ شرف زاغه علیا» تیرباران می‌کند.

وصیت نامهء  مجاهد ۱۴ ساله ای  که دیروز در ننگرهار به کفار سکولار و اشغالگر آمریکائی و مرتدین محلی  حمله کرد!

وصیت نامهء  مجاهد ۱۴ ساله ای  که دیروز در ننگرهار به کفار سکولار و اشغالگر آمریکائی و مرتدین محلی  حمله کرد!

ارائه دهنده: ابوصلاح الدین الکوردی

وصیت نامه از نوجوانی است که هنوز پای در رکاب جوانی نگذاشته بود و نه یک گل از امید هایش شگفته بود،که فخر تاریخ گردید و نامش جاویدان شد.

نو جوان  مجاهد  به دنبال درگیری مسلحانه با ارتش کفار اشغالگر آمریکائی و نوکران محلی آنها یک سرباز امریکایی را مردار نموده که در نهایت  برادر قهرمان ما از سوی مرتدین به شهادت رسید. نحسبه کذالک و الله حسیبه.

وصیت نامه

بسم الله الرحمان الرحیم

من سید محمد از تمام اعضای فامیل بخشش خواسته و در مبایل “خان” بدون اجازه وی گیم (بازی) کرده ام از وی هم بخشش می خواهم.

خدمت خاص مادرم را انجام نداده ام از ایشان بخشش می خواهم .

اگر بر اطفال ترحم و شفقت نکرده باشم ،از آنها هم امید بخشش را دارم .

تومانچه “تفنگچه ” را بدون اجازه بخاطر جهاد برده ام امید است که الله در مال تان برکت باندازد و مرا بخشیده و امید که شهادت نصیبم شود.

روز جمعه به جهاد خواهم رفت و الله مرا شهادت نصیب نماید.

اگر در آوردن سبزی یا دیگر مواد خوراکی که از من خواسته شده بود کوتاهی کرده باشم مرا ببخشید.

روز قیامت بسیار دشوار است،پدر ،مادر ،کاکا ،پسران کاکا و همسایه ها همه تان مرا ببخشید

تاجكستان از لنین تا شیطانوف!!

تاجكستان از لنین تا شیطانوف!!

به قلم: احمد فارسی

تاجكستان از کشور های سکولاریستی  آسیانه میانه است که زمانی بلکه چند دهه را در زیر یوغ اتحاد جماهیر شوروی سابق گذرانید. و بدون شک که برهه فاجعه ها در این کشور وسایر کشور های اشغال شده در قلمرو اتحاد جماهیر بود. کشور های اسیای میانه به ویژه تاجکستان و ازبکستان که زمانی از پایگاه های عمده علمی اسلام به شمار می رفت و در خدمت به اسلام عزیز از خیلی ها جلوتر بودند، به گونه مثال ایمه بزرگوار مانند بخاری و ترمذی رحمهما الله را در آغوشش پرورش می دهد.

بلکه در هنگام حمله تاتاریها بر جهان اسلام این ماورالنهر است که برای مدت زیادی سدی را ایجاد می کند ونمی گذارد که تاتاریها به سوی دیگر جهان اسلام بریزند. وتاتاریها بزرگترین فاجعه ها را قبل از فاجعه بغداد در این سرزمین انجام می دهند.

از سوی دیگر شهرهای بخارا و سمرقند و ترمذ از شهرهای عمده اسلامی بودند که شاهد تمدن اسلامی در همه عرصه ها بودند بخارا تا دیر زمانی مهد علم شرعی بود و مشتاقان علم شرعی از گوشه واطراف شبه قاره هند و افغانستان قصد از این سرزمین را می کردند ودر انجا زانوی ترمذ میزدند(که مراد از زانوی ترمذ در ماورالنهر وشمال افغانستان نشستن نزد عالمی برای فراگرفتن علم شرعی است).

بعد از مدتی تزاری های روس لشکرکشی های را آغاز می کنند که بدون شک کشور های ماروالنهر از گزند این لشکرکشی ها در امان نمی ماند تا اینکه در سال ۱۹۱۷ میلادی انقلابی در روسیه برپا می گردد و در نتیجه کمونیست ها بر اریکه قدرت تکیه میزنند و سرزمین های اسلامی را یکی پی دیگری به بلعیدن می گیرند که تاجکستان نیز طعمه این ملحدان میگردد و هفت دهه را در زیر شمشیر این دشمنان بی آزرم اسلام سپری مینماید.

جنگ علنی علیه اسلام اغاز می گردد مردم را جوقه جوقه به قتل می رسانند خانواده شاه بخارا راهی افغانستان می گردد ودر افغانستان متواری میگردد. با اینکه حرکت جهادی در شمال افغانستان به دست پرتوان برخی از مهاجران مانند ابراهیم بیک مشهور به ابراهیم لقه هسته گذاری می گردد و عملیاتی را علیه روسها به راه می اندازند اما خیانت سران افغان وابسته به روسها مانند امان الله خان و نادر خان این حرکت را بطی و در نهایت به مرگ محتوم مواجه می گرداند.

بیشتر بخوانیدتاجكستان از لنین تا شیطانوف!!

درسهائی که از ترکستان شرقی تحت اشغال چین و نهضتهای اسلامیش باید آموخت

درسهائی که از ترکستان شرقی تحت اشغال چین و نهضتهای اسلامیش باید آموخت

ارائه دهنده :  معتصم  هورامی

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس و ستایش مخصوص خداوند بی همتاست و سلام و درود خداوند بر خاتم پیامبران (صلی الله علیه و سلم)، اما بعد؛

کلمه ی  ترکستان مصطلحی است که از دو بخش « ترک » و « ستان » به معنی «سرزمین ترک» تشکیل می شود كه این سرزمین به دو قسمت ترکستان شرقی و ترکستان غربی تقسیم شده است. در حال حاضر ترکستان شرقی تحت اشغال نیروهای اشغالگر چین سکولار ـ  سوسیالیست قرار گرفته است و چینی ها نام جدیدی با عنوان «سین کیانگ» به معنای «تبعه ی جدید» به آن داده اند.

ترکستان شرقی سرزمینی است واقع در وسط آسیا که از شمال با روسیه و از جنوب با افغانستان و پاکستان و کشمیر و تبت و از شرق با جمهوری خلق چین و از غرب با جماهیر  تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بالاخره از شمال شرق با مغولستان هم مرز می باشد.

ترکستان شرقی دارای مساحتی بالغ بر ۱،۸۲۸،۴۱۷ کیلومتر مربع می باشد که  ۵۱ مساحت کشور چین را تشکیل می دهد . زبانی که غالب مردم مسلمان ترکستان شرقی با آن صحبت می کنند، «ایغوری» می باشد.

چین و ترکستان
در سال ۱۰۲۶ هـ (۱۶۱۶ م ) خانواده ”مانجو“ در چین به قدرت و حکومت رسیدند و بدنبال آن دورانی از آزار و شکنجه برای مسلمانان ترکستانی شروع شد، به گونه ای که مسلمانان، ناگزیر، به دفاع از خود برخاستند و این حدود ۱۳۲ سال بعد از سر کار آمدن این خانواده بود و بعد از آن هم صدها هزار مسلمان در کشتارگاههای دسته  جمعی جنگجویان و سوارکاران چینی قتل و عام شدند بدون اینکه احدی از آنها سخنی بشنود.

در سال ۱۱۷۳ هـ ( ۱۷۵۹ م) چینی ها بطور کامل بر ترکستان شرقی مسلط شدند و مسلمانان از مقابله با آنها عاجز ماندند و در خلال آن، حدود یک میلیون مسلمان کشته شدند.  چین سیاست اسکان را در پیش گرفت به گونه ای که توده ای از جمعیت چینی به سرزمین ترکستان انتقال یافتند، و بعد از آن بود که مسلمانان دست به قیام های سختی علیه چینی ها زدند که مشهورترین آنها قیام ”سعید جهانگیر خوجا“ در سال ۱۲۳۶ هـ (۱۸۲۰ م ) بود که مدت ۸ سال به طول انجامید. سپس در سال ۱۲۸۲ هـ (۱۸۶۵ م) قیام دیگری به رهبری ”یعقوب بک“ به وقوع پیوست که مدت ۱۵ سال به طول انجامید و پس از آن مسلمانان توانستند به ترکستان شرقی استقلال ببخشند اما این استقلال به دلایل متعددی کامل نشد، از جمله این دلایل

اولاً:  پیوستن ”یعقوب بک“ به خلافت عثمانی.
ثانیاً: مطلع شدن روسیه از نامه  ی”یعقوب بک“ که در آن اقدام به یاری دادن دولت  ” قوقان اسلامی“ علیه روسها کرده بود.
ثالثاً:  نگرانی انگلیسی ها از نفوذ قیام ”یعقوب بک“ در دولت های اسلامی باقی مانده تحت استعمار انگلیس و تحریک آنها برای حرکت به سمت استقلال.

بیشتر بخوانیددرسهائی که از ترکستان شرقی تحت اشغال چین و نهضتهای اسلامیش باید آموخت